کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
271 نتیجه برای موضوع مقاله:
سامان احمد نصرالهی، حسام علیبخشی،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
امروزه استفاده از فرآوردههای ضدآفتاب به جهت جلوگیری از عوارض پرتوهای فرابنفش شامل بروز علائم پیری، آفتابسوختگی و سرطان پوست توصیه میشود. بهطور کلی ضدآفتابها به دو دستهی شیمیایی (عمدتاً جاذب پرتوهای فرابنفش B) و فیزیکی (مانند اکسید روی و دیاکسید تیتانیوم) تقسیم میشوند. دستهی دوم با مکانیسم بازتابش و منعکسکردن پرتوهای فرابنفش A و B نقش محافظتی خود را ایفا مینمایند. دیاکسیدتیتانیوم (TiO2) یکی از پرمصرفترین ضدآفتابهای فیزیکی میباشد که امواج فرابنفش B (290–320 nm) و فرابنفش A (320–400 nm) را مسدود میکند. با اینکه دیاکسیدتیتانیوم یک رنگدانهی ایمن و فاقد عوارض جانبی میباشد، اما استفاده از نوع نانوذرهی آن میتواند سبب بروز نگرانیهایی شود. نانوذرات دیاکسیدتیتانیوم میتوانند در سلولها نفوذ کرده و در پی فرآیند فتوکاتالیز در حضور نور خورشید باعث آسیبرساندن به DNA سلول شوند.
فاطمه وندرجبپور، رضا رئوفیان، فاطمه غلامعلی، پدرام نورمحمدپور، مرتضی هاشمزادهچالشتوری، مینا تبریزی،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
کارسینوم سلول بازال اولین و شایعترین سرطان در ایران و جهان است و در آینده، شیوعی برابر با کل سرطانهای دیگر خواهد داشت. مسیر سیگنالینگ Hedgehog (Hh) در بیماریزایی این سرطان نقش بهسزایی دارد. بهطوری که جهش در ژن PTCH و Smo عامل حدود 75% تا 95% از کل موارد کارسینوم سلول بازال اسپورادیک و اغلب کارسینوم سلولهای بازال ارثی را دربرمیگیرند. امروزه، گزینههای درمانی متعددی برای درمان این نوع سرطان موجود است که از بین درمانهای موجود، روش جراحی Mohs و روش جراحی و برداشتن ضایعه با حاشیهی آن بهترین و مؤثرترین روش درمان برای این بیماری میباشند. با توجه به پیشرفتهای علمی حاضر و شناسایی مسیرهای مولکولی درگیر در این سرطان، درمانهای دارویی مهارکنندهی مسیر Hh بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند. از این بین، داروی Vismodegib در سال 2012 توسط سازمان غذا و داروی آمریکا بهعنوان دارویی جهت درمان کارسینوم سلول بازال متاستاتیک به ثبت رسیده است. بدینترتیب شاید بتوان از این سری داروها بهطور هدفمند، بهعنوان درمانهای امیدبخش برای سرطان در آینده استفاده کرد.
پدرام نورمحمدپور، امیرهوشنگ احسانی، مصطفی میرشمسشهشهانی، فاطمه شاهمحمدی، فاطمه غلامعلی،
دوره 5، شماره 1 - ( دورهی 5، شمارهی 1 1393 )
چکیده
مقدمه: ملانوم بدخیم از کشندهترین تومورهای پوستی بهشمار میرود. میزان بروز، نمای آسیبشناختی و مرگومیر این تومور در کشورهای غربی با کشورهای آسیایی و خاورمیانه تفاوتهای بسیاری دارد. با توجه به اهمیت تشخیص زودرس در شناسایی و درمان تومور در مراحل اولیهی اطلاع از یافتههای دموگرافیک آن کمککننده بهشمار میرود. هدف از مطالعهی حاضر بررسی ویژگیهای دموگرافیک بیماران مبتلا به ملانوم بدخیم مراجعهکننده به درمانگاه تومورهای پوستی بیمارستان رازی است.
روش اجرا: در قالب مطالعهای مقطعی، اطلاعات دموگرافیک مورد نیاز، مشخصات بالینی و یافتههای آسیبشناسی کلیهی بیماران با تشخیص ملانوم بدخیم وارد مطالعه شده، همزمان با پرونده، در پرسشنامههای ویژه درج و در پایان مطالعه، توصیف و تحلیل آماری دادهها انجام شد.
یافتهها: در کل تعداد 2500 پرونده مورد بررسی قرار گرفت که از میان آنها 166 مورد ملانوم مشتمل بر 89 زن (6/53%) و 77 مرد (4/46%) با نسبت جنسیتی 15/1 به 1 مورد شناسایی قرار گرفت (فراوانی نسبی برابر 5/6%). میانگین سنی افراد مورد مطالعه 5/60 سال بوده است. 65 نفر (2/39%) سابقهی تماس مزمن با نور آفتاب را داشتند. متوسط زمان مراجعه از لحظه آگاهی بیمار از وجود ضایعه تا تشخیص در حدود 9 ماه بود. شایعترین نوع آسیبشناختی تومور نوع آکرال لنتیگویی بود. شایعترین مرحلهی کشف تومورها، مرحلهی Clark 3 بود (0/46%). شایعترین محل تومورها، سر و گردن بود.
نتیجهگیری: بهطور کلی ملانوم بدخیم درصد قابلملاحظهای از تومورهای پوستی را در ایران شامل میشود. با توجه به سابقهی تماس طولانی با نورآفتاب، مرحلهی بالای تومور در هنگام مراجعه و متوسط 9 ماه تأخیر از زمان بروز ضایعه تا مراجعه به نظر میرسد انجام فعالیت غربالگری و افزایش آگاهی عموم مردم از اهمیت زیادی برخوردار باشد. برخی نتایج مطالعه مانند سابقهی خانوادگی، شیوع خالهای ملانوسیتیک و محل شایع بروز تومورها نیاز به مطالعات با حجم نمونهی بزرگتر دارند.
محمد آزاد، سامان احمدنصرالهی، علیرضا فیروز،
دوره 5، شماره 1 - ( دورهی 5، شمارهی 1 1393 )
چکیده
پرتوهای فرابنفش در حالی که قسمت کوچکی از نور خورشید را تشکیل میدهند، برای پوست مضر بوده و باعث آفتابسوختگی، آسیب و حتی سرطان پوست میشوند. ضدآفتابها از پرمصرفترین فرآوردههای آرایشی ـ بهداشتی میباشند که شخص را از ابتلا به سرطان پوست یا آسیبهای ناشی از نور خورشید محافظت میکنند. این محصولات به دو گروه شیمیایی و فیزیکی تقسیم میشوند. ضدآفتابهای فیزیکی حاوی اکسید روی با دو مکانیسم انعکاس و پراکندن نور، پوست را از امواج فرابنفش محافظت میکنند. این نوع فرآوردهها بدون آلرژی و ایجاد حساسیت و آکنه میباشند. در حال حاضر، استفاده از نانوذرات اکسید روی در فرمولاسیون ضدآفتابها این قابلیت را ایجاد کرده است که محصولات فوق هر دو مزیت محافظت در برابر پرتوهای مضر خورشید و جذابیت آرایشی را داشته باشند.
سامان احمدنصرالهی، حورناز حسنزاده، ترانه یزدانپرست، شادی مرامیزنوز، مهدی محیطیاصلی، علیرضا فیروز،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1393، دورهی 5، شمارهی 2 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از فرآوردههای ضدآفتاب یکی از مهمترین روشهای محافظت در برابر نورآفتاب است. ارزیابی بیخطری این محصولات با بررسی میزان حساسیت پوستی برروی داوطلبین انسانی انجام میپذیرد. شاخصهای بیوفیزیکی بهعنوان یک روش سریع و غیرتهاجمی جهت بررسی بیخطری استعمال محصولات آرایشی کاربرد دارد.
روش اجرا: پنج نوع ضدآفتاب موجود در بازار ایران انتخاب گردید و به کمک آزمونهای بیومتری پوست با استفاده از دستگاه MPA 580 Cutometer®، میزان تغییرات رخ داده بر شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، رطوبت لایهی شاخی، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین موردبررسی قرارگرفت.
یافتهها: هیچ تفاوت بالینی معنیداری در شاخصهای pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین پوست قبل و بعد از مصرف کرمهای ضدآفتاب مشاهده نشد. تفاوت در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم و رطوبت لایهی شاخی در برخی ضدآفتابهای موردمطالعه بهدلیل وجود ترکیبات پوشاننده یا جذبکنندهی رطوبت در فرمولاسیون کرم پایه بود.
نتیجهگیری: مصرف ضدآفتابها سبب ایجاد واکنشهای حساسیتی در داوطلبین نگردید و میتوان این محصولات را برای مصرف توصیه نمود.
حسین مرتضوی، فرید عباسی، مریم کوپائی، نفیسه اسماعیلی،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1393، دورهی 5، شمارهی 2 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پمفیگوسولگاریس بهعنوان شایعترین شکل بیماری خودایمنی پمفیگوس بهشمار میرود. تهیهی نمونهی خون بهمنظور تشخیص بیماری، با دشواریهایی همراه است، درحالی که نمونهگیری از بزاق بسیار آسانتر میباشد. شناخت روشهای ارجح تشخیصی و پایش فعالیت بیماری، به تسریع تشخیص، درمان بهتر، کاهش هزینههای درمانی، ارتقای کیفیت درمان و کاهش مرگ و ناتوانی ناشی از بیماری خواهد شد. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی حساسیت ELISA در تشخیص اتوآنتیبادیهای anti-DSG1 و anti-DSG3 در بزاق و سرم بیماران مبتلا به پمفیگوسولگاریس میباشد.
روش اجرا: در این مطالعهی مورد ـ شاهدی، 40 بیمار مبتلا به پمفیگوسولگاریس مراجعهکننده به بیمارستان رازی که تشخیص بیماری آنها ازطریق بررسی آسیبشناسی و انجام ایمونوفلوئورسانس مستقیم به اثبات رسیده بود، بهعنوان گروه بیمار و 40 فرد سالم بهعنوان گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. نمونهی بزاق غیرتحریکی با روش تفکردن (Spitting) به همراه نمونهی سرم از هر دو گروه تهیه شد. اطلاعات دموگرافیک، شدت بیماری و فنوتیپ بیماری در پرسشنامههایی که به این منظور تدوین شده بود، ثبت گردید. تست ELISAی DSG1 و DSG3 برروی نمونههای سرم و بزاق هر دو گروه انجام شد.
یافتهها: سن متوسط بیماران 43.37±11.94 با دامنهی 26 تا 71 سال بود. ELISAی DSG1 بزاق در 17 بیمار (حساسیت 42.5%) و ELISAی DSG1 سرم در 36 بیمار (حساسیت 90%) مثبت گزارش گردید. همچنین ELISAی DSG3 بزاق، در 24 بیمار (حساسیت 60%) و ELISAی DSG3 سرم در 34 بیمار (حساسیت 85%) مثبت بود.
نتیجهگیری: اگرچه حساسیت سرم در تشخیص اتوآنتیبادیهای پمفیگوسولگاریس نسبت به بزاق بیشتر است، اما از بزاق میتوان بهعنوان یک بیومارکر مناسب جهت تعیین سطوح آنتیبادیها و پایش فعالیت بیماری استفاده نمود.
پدرام نورمحمدپور، امیرهوشنگ احسانی، کامبیز کامیاب، بیتا ساقی، حسن صیرفی، علی صادقی نیا، فاطمه غلامعلی،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1393، دورهی 5، شمارهی 2 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به رواج روزافزون خالکوبیهای زیبایی، خصوصاً در کشورهای جهان سوم و خصوصاً در بین خانمها و احتمال ایجاد ضایعات بهدلیل ایجاد واکنشهای ایمنی برروی نواحی خالکوبیشده و همچنین ارتباط احتمالی آن با ابتلا به سارکوئیدوز در آینده، مطالعهی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین علائم بالینی و جنسیت افراد با گرانولوم ناشی از خالکوبی در بین سایر انواع ضایعات گرانولوماتوز غیرعفونی انجام شد.
روش اجرا: این مطالعه بهصورت مقطعی گذشتهنگر از ابتدای سال 1386 تا پایان سال 1390 در مبتلایان به انواع ضایعات گرانولوماتوز غیرعفونی براساس تشخیص نهایی آسیبشناسی که به درمانگاه بیمارستان رازی مراجعه کردهاند، انجام شد.
یافتهها: درکل 1099 بیمار وارد طرح شدند. شایعترین گرانولوم غیرعفونی یافتشده، گرانولوم جسم خارجی با 511 مورد (46.4%) و پس از آن گرانولوم ناشی از خالکوبی با 102 مورد (9.3%) بود. تمام بیماران با گرانولوم ناشی از خالکوبی، خانمهای با سن 40 تا 60 سال و با میانگین سنی 43.09 و انحراف معیار 8.57 سال بودند. 96.1% از این بیماران، دارای ضایعات پوستی در صورت خود بودند. 26 مورد (25%) از ضایعات گرانولوم ناشی از خالکوبی با نمای گرانولوم سارکوئیدال و 1 مورد (1%) با نمای گرانولوم کازئوز مشاهده شدند. غالب ضایعات این بیماران بهصورت پاپول (32.35%) و پلاک (24.51%) گزارش شدند.
نتیجهگیری: گرانولوم ناشی از خالکوبی دومین گرانولوم شایع غیرعفونی بهشمار میرود و تقریباً در 25% موارد نمای سارکوئیدال دارد. با توجه به ارتباط احتمالی گرانولوم سارکوئیدال با بروز اسکار سارکوئیدوز و نیز سارکوئیدوز سیستمیک بررسی تمام موارد واکنش به خالکوبی از لحاظ آسیبشناسی منطقی بهنظر میرسد.
حمید صالحینیا،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1393، دورهی 5، شمارهی 2 1393 )
چکیده
سردبیر محترم:
سرطانها در جهان بهعنوان یکی از مهمترین علل مرگ و هزینههای درمانی مطرح میباشند که در بین سرطانها، سرطان پوست شایعترین سرطان در جهان بوده و تعداد زیادی از افراد را درگیر کرده و بروز آن در جهان رو به افزایش میباشد. در ایران نیز یک معضل بهداشت عمومی میباشد.
یکی از مهمترین دلایل این افزایش در بروز سرطان پوست میتواند افزایش فعالیتهای روزانه در محیط باز بدون پوشش کافی و در معرض آفتاب قرارگرفتن باشد. یکی از بهترین راههای مقابله با بیماریها پیشگیری اولیه میباشد، پیشگیری اولیه با توجه به افزایش بروز این نوع سرطان و ارزانتربودن و کاراتربودن این نوع پیشگیری در جلوگیری از این نوع سرطان، بسیار مفید و قابل استفاده میباشد.
یکی از مهمترین اقدامات پیشگیریکننده از سرطان پوست، استفاده از ضدآفتابها میباشد، این مواد مانع از ورود اشعه (بهعنوان یک عامل خطرساز مهم در بروز سرطان پوست) به بدن میشود، درنتیجه نقش محافظتی بالایی در پیشگیری از سرطان پوست دارد.
اما نکتهی جالب این است که همزمان با افزایش مصرف مواد و لوازم آرایشی در کشور طی سالهای اخیر، میزان ابتلا به سرطانهای پوستی در کشور نیز افزایش یافته است؛ این در حالی است که در مطالعات مختلف، اثربخشی ضدآفتابها در پیشگیری از سرطان پوست به تأیید رسیده است. این تناقض پیشرو میتواند ناشی از این باشد که لوازم آرایشی غیرمجازی در بازار به فروش میرسد و از آنجایی که افراد آگاهی درستی در این زمینهها ندارند، بسیاری از سودجویان با تولید و فروش انواع محصولات آرایشی، با درج نام برندهای معتبر و استفاده از مواد غیرمجاز و سمی، سلامت عموم را به مخاطره انداختهاند و ضدآفتابها که خود بهعنوان یک ماده برای پیشگیری از سرطان و سایر بیماریهای پوستی مطرح میباشد، خود میتواند زمینهساز مخاطرات جدی و حساسشدن پوست و درنتیجه بیماریهای همراه با آن گردد؛ لذا با توجه به آنچه ذکر شد، به نظر میرسد میبایست در این زمینه اطلاعات کافی به مردم ازطریق رسانههای عمومی و آموزشی ارائه گردد و توجه و نظارت بیشتری بر مواد آرایشی ازجمله ضدآفتابهای موجود در بازار شود و افراد بهخصوص بانوان (بهدلیل خرید بیشتر این لوازم) در هنگام خرید این محصولات دقت کافی داشته باشند. همچنین پزشکان و متخصصان در این زمینه اطلاعات لازم در اختیار مراجعین و بیماران قرار دهند.
با توجه به سیاست مجلهی پوست و زیبایی در جهت ارتقای سطح سلامت پوست در جامعه و با توجه به اهمیت سلامت پوست و مصرف زیاد لوازم آرایشی خصوصاً در بانوان و نقش اینها در سلامتی، همانطور که در بالا ذکر شد میتواند بهعنوان یک تیغ دولبه رفتار کند، بهطوری که درصورت مصرف درست باعث کاهش سرطان پوست و درصورت مصرف نادرست باعث افزایش بیماریهای پوستی گردد، انتظار میرود این دستنوشته مورد توجه مسئولین و خوانندگان قرار گیرد تا شاهد استفاده درست از ضدآفتابها در کشور و کاهش خطرات همراه باشیم.
سامان احمدنصراللهی، حورناز حسنزاده، ترانه یزدانپرست، سمیه یدنگی، شادی مرامیزنوز، مهدی محیطیاصلی، علیرضا فیروز،
دوره 5، شماره 3 - ( دورهی 5، شمارهی 3، پاییز 1393 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از فرآوردههای مرطوبکننده یکی از مهمترین روشهای محافظت در برابر خشکی پوست است. ارزیابی بیخطری این محصولات با بررسی میزان حساسیت پوستی برروی داوطلبین انسانی انجام میپذیرد. شاخصهای بیوفیزیکی بهعنوان یک روش سریع و غیرتهاجمی جهت بررسی بیخطری استعمال محصولات آرایشی کاربرد دارد.
روش اجرا: دو نوع مرطوبکنندهی موجود در بازار ایران انتخاب شد و به کمک آزمونهای بیومتری پوست با استفاده از دستگاه Cutometer® MPA 580، میزان تغییرات رخداده بر شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، رطوبت لایهی شاخی، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تفاوت معنیداری در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین پوست قبل و بعد از مصرف کرمهای مرطوبکننده مشاهده نشد. در مقایسه با ناحیهی شاهد، افزایش رطوبت لایهی شاخی در کرم Neu Derm Renutrive Honey Shea از 09/0 به 39/0 و در کرم Neu Derm Optimal Hydrosenseاز 23/0 به 48/0 مشاهده شد (001/0P).
نتیجهگیری: استعمال مرطوبکنندههای موردبررسی واکنشهای حساسیتی در داوطلبین ایجاد نکرده، بنابراین میتوان مصرف این محصولات را بیخطر دانست. تفاوت در شاخص رطوبت لایهی شاخی در مرطوبکنندههای موردمطالعه بهدلیل وجود جذبکنندهی رطوبت در فرمولاسیون کرم بود.
طاهره سوری ، نفسیه اسماعیلی، مصطفی میرشمسشهشهانی، محمدرضا پورساداتی، عباس کریمی،
دوره 5، شماره 4 - ( دورهی 5، شمارهی 4، زمستان 1393 1393 )
چکیده
|
زمینه و هدف: درمان معمول برای مبتلایان به پمفیگوس استفاده از
کورتیکواستروئیدها به همراه یک یاور (adjuvant) میباشد. مطالعات قبلی نشان
دادهاند که درمان با کورتیکواستروئیدها باعث تغییر پروفایل چربیهای سرم خصوصاً
کاهش شاخص آتروژنیک میگردد. به همین خاطر مطالعهای جهت بررسی تغییرات پروفایل
چربی در مبتلایان به پمفیگوس تحت درمان با کورتیکواستروئید همراه با یا بدون
یاور انجام شد.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی گذشتهنگر، پروندهی پزشکی 148 بیمار مبتلا
به پمفیگوس بستری در بیمارستات رازی تهران، ازنظر سطح سرمی چربیها در بدو
مراجعه و تا 3 هفته بعد از شروع درمان مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: 58% بیماران زن و میانگین سنی بیماران 1/47 سال بود. 3/79%
بیماران تحت درمان پردنیزولون همراه با آزاتیوپرین، 3/13% تحت درمان
با پردنیزولون بهتنهایی بودند و بقیه، پردنیزولون همراه سایر داروها دریافت میکردند.
تغییرات سطوح سرمی لیپوپروتئین با تراکم کم (low-density lipoprotein [LDL])،
لیپوپروتئین با تراکم زیاد (high-density
lipoprotein [HDL])، کلسترول تام (total cholesterol [TC]) و تریگلیسرید (triglyceride [TG]) 3 هفته
بعد از آغاز درمان نسبت به بدو مراجعه با افزایش معنیداری همراه بود (05/0>.(P سه هفته پس از آغاز درمان، بهجز مقادیر بالاتر تریگلیسرید در زنان، سایر مقادیر ارتباط معناداری
با جنس، سن، شدت بیماری، گروههای دارویی و مصرف استاتینها نشان نداد (05/0<.(P
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه، گرچه با درمان متداول
پمفیگوس سطوح سرمی اجزای پروفایل چربی در بیماران ایرانی تغییر میکند، ولی به
نظر میرسد این تغییر با اثر نامطلوبی در شاخص آتروژنیک بیماران همراه نیست.
|
علیرضا خاتمی، علیرضا فیروز، فتحیه مرتضوی، رامین همایونی زند، یحیی دولتی،
دوره 5، شماره 4 - ( دورهی 5، شمارهی 4، زمستان 1393 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: اخذ
مدرک دانشنامهی تخصصی نهتنها تداعیگر وجههی حرفهای مناسبتری است، بلکه با
فراهمآوردن امتیازاتی نظیر امکان فعالیت
در دانشگاهها، فرصتهای شغلی
بیشتری را برای دارندهی آن بهوجود میآورد. درستی هر آزمون در سنجش عملکرد شرکتکنندگان
در آن از اهمیت ویژهای برخودار است. یکی از مؤلفههای اصلی در ارتباط با درستی یک
آزمون، روایی آن است. هدف از انجام این پژوهش بررسی دیدگاه اعضای هیأت ممتحنهی
آزمون دانشنامهی تخصصی بیماریهای پوست درخصوص امکان اصلاح روایی آن بود.
روش اجرا: این
مطالعه در قالب پژوهشی پیمایشی طراحی و اجرا شد. ابتدا مصاحبههای انفرادی بدون
ساختار با 2 نفر از اعضای هیأت ممتحنه9ی آزمون دانشنامهی رشتهی تخصصی بیماریهای
پوست، 2 نفر از اعضای هیأتعلمی که عضو هیأت ممتحنهی آزمون نبودند و 2 نفر از
دستیاران رشتهی تخصصی پوست انجام شد. پس از تحلیل محتوایی، تنظیم گویهها و انجام
برخی اصلاحات براساس نظر خبرگان، روایی صوری و روایی محتوایی ابزار تهیهشده موردتأیید
قرار گرفت. سپس این ابزار در زمان برگزاری جلسات طراحی سؤالات سال 1392 در اختیار
اعضای حاضر در جلسات قرار گرفت. پس از جمعآوری، دادهها در پایگاه دادهای که به
این منظور طراحی شده بود وارد شدند.
یافتهها: پانزده
نفر از 16 نفر حاضر عضو هیأت ممتحنهی آزمون دانشنامهی رشتهی تخصصی بیماریهای
پوست سال 1392 گویههای موردنظر خود را در ابزار مورد استفاده انتخاب کردند. ده
نفر (7/66%) از پاسخدهندگان مرد بودند. میانگین (انحرافمعیار) سن
شرکتکنندگان و مدت عضویت آنها در هیأت ممتحنهی آزمون بهترتیب برابر 1/56
(8/7) سال و 6/9 (2/6) سال بود. سختترین و آسانترین
گویهها عبارت بودند از: «استفادهی بیشتر از سؤالات key
feature problem (KFP) در آزمون کتبی دانشنامهی رشتهی تخصصی بیماریهای پوست میتواند
به سنجش بهتر توان تصمیمگیری تشخیصی دستیاران منجر شود» و «در آزمون دانشنامه
نگرش دستیاران نسبت به مقولهی اخلاق به شکل مناسبی سنجیده میشود». برای ارزیابی همسانی
داخلی ابزار، آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن 76/0 بود.
نتیجهگیری: درحالی
که 53% اعضای هیأت ممتحنهی آزمون دانشنامهی تخصصی بیماریهای پوست مخالف آن
بودند که آزمون کتبی، حیطههای دانش دستیاران را بهدرستی میسنجد، اکثریت آنها
با روشهای اصلاح روایی آزمون کتبی نیز مخالف بودند. همچنین اکثریت آنها با بهکارگیری
روشهای اصلاح روایی آزمون شفاهی نیز مخالف بودند.
نفیسه اسماعیلی، صدیقه طالبی، کامبیز کامیاب، عباس کریمی،
دوره 5، شماره 4 - ( دورهی 5، شمارهی 4، زمستان 1393 1393 )
چکیده
|
زمینه و هدف: بولوسپمفیگوئید
(Bullous
pemphigoid)
بیماری اکتسابی اتوایمون با تاولهای ساباپیدرمال پوستی میباشد که معمولاً در
افراد مسن و بالای 60 سال دیده میشود. اگرچه معمولاً این بیماری با بروز تاولهای
سفت و محکم (tense) شناخته میشود ولی ضایعات
خارشی یا خارش ژنرالیزه نیز بهعنوان تنها علائم بیماری گزارش شده است که کمتر
مورد بررسی قرار گرفته است.
روش اجرا: در یک مطالعهی مقطعی، پروندههای پزشکی 416 بیمار مبتلا به بولوسپمفیگوئید
تأییدشده در بخش پاتولوژی بیمارستان رازی ازنظر یافتههای بالینی، نتایج آزمون
ایمونوفلورسانس مستقیم
DIF برای اتوآنتیبادیهای IgG متصلشده به BMZ
و یافتههای هیستولوژیکی مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: از
416 بیمار تأییدشده مبتلا به BP، 213 نفر مرد و 203 نفر زن بودند. میانگین سنی
بیماران 36/64 سال بود. 34 مورد از بیماران در شروع تظاهر بیماری،
دچار خارش ژنرالیزه شده بودند که 29 بیمار در سیر بیماری سایر علائم بیماری را
نیز نشان دادند. فقط در 5 بیمار خارش ژنرالیزه بهعنوان تنها علامت بیماری
مشاهده شد. براساس نتایج ایمونوفلورسانس مستقیم (DIF) برای رسوب اتوآنتیبادی در BMZ،
117 بیمار (90%) رسوب و 13 بیمار (10%) عدم رسوب آنتیبادی نشان دادند. ارتباط
معنیداری بین نتایج آزمون DIF و یافتههای هیستولوژیکی وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه، خارش ژنرالیزه بهعنوان اولین علامت
بیماری، شیوع کمتری دارد و ارتباطی بین خارش ژنرالیزه با سایر تظاهرات پاتولوژیک
نظیر ادم درم، وجود ائوزینوفیل در بافت، تاول ساباپیدرمال
و نتایج DIF وجود ندارد. پیشنهاد میشود با انجام مطالعات گسترده در زمینهی
تشخیص زودرس بیماری، از بروز عوارض بیشتر بیماری پیشگیری کرد.
|
مریم میرزایی، سعید راضی، مهشید غنچه، عبدالله محمدیانهفشجانی، حمید صالحینیا،
دوره 5، شماره 4 - ( دورهی 5، شمارهی 4، زمستان 1393 1393 )
چکیده
زمینه و هدف:
سرطان پوست از شایعترین سرطانها در جهان است که باعث مرگومیر و هزینههای
درمانی فراوانی میشود. برای پیشگیری از رخداد این سرطان نیاز به اطلاعاتی دربارهی
بروز و روند تغییرات آن در مناطق مختلف میباشد. مطالعهی حاضر با هدف بررسی
فراوانی و روند تغییرات بروز سرطان پوست در استان تهران انجام شد.
روش اجرا:
در این مطالعهی مقطعی، اطلاعات لازم از دادههای ثبت و اطلاعات سرطان منتشرشده
توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طی سالهای 1382 تا 1388 استخراج شده،
میزانهای بروز سنی و جنسی محاسبه و روندی از بروز بیماری به تفکیک جنس و گروههای
سنی در طی این مدت تعیین شد.
یافتهها: در مقطع زمانی مطالعه، 7429
تعداد مورد سرطان پوست رخ داده که 4807 مورد در مردان و 2622 مورد در زنان بوده
است. بر این اساس، میزان بروز سرطان پوست در تهران دارای روندی صعودی بوده و میزان
بروز آن در زنان و مردان بهترتیب از 99/8
و 52/11 در سال 1383، به 03/18 و 16/28 در سال
1387 رسید. همچنین با افزایش سن، میزان بروز سرطان پوست در هر دو جنس افزایش یافته و بروز آن در مردان بالاتر از زنان بود.
نتیجهگیری: میزان بروز سرطان
پوست در تهران در حال افزایش است. این امر می تواند ناشی از پیرشدن جمعیت، عوامل
خطرساز محیطی و سبک زندگی باشد. پژوهشهایی جامعتر برای بررسی عوامل خطرساز این
سرطان در تهران ضروری بهنظر میرسد.
حامد مهدیزاده، نفیسه اسماعیلی، کامبیز بهاءالدینبیگی، عباس کریمی،
دوره 5، شماره 4 - ( دورهی 5، شمارهی 4، زمستان 1393 1393 )
چکیده
نظام مراقبت بهداشتی جهت فراهمکردن خدمات مراقبتی تخصصی برای جمعیتهای ساکن در مناطق محروم و دورافتاده، با سه مانع اساسی فقر، وسعت مناطق جغرافیایی و کمبود متخصصان پزشکی روبرو میباشد1. طی دو دههی گذشته پزشکی از راه دور بهصورت گستردهای در مراقبت بهداشتی بهکار گرفته شده است. این فناوری با غلبه بر موانع مذکور، قادر به فراهمکردن خدمات مراقبتی و مشاورهای برای اقشار مختلف جامعه خواهد بود. بهطور مثال، از این فناوری میتوان برای ارائه خدمات به بیمارانی که در مناطق دورافتاده، سازمانهای تأدیبی، سربازخانهها و خانههای سالمندان زندگی میکنند، استفاده کرد2.
از کاربردهای مهم و رایج پزشکی از راه دور، میتوان به تلهدرماتولوژی (تشخیص و درمان بیماریهای پوستی از راه دور) اشاره کرد. روش معمول در تشخیص بیماریهای پوستی بررسی سوابق بیماری، معاینه و بیوپسی از ضایعات بیمار میباشد، اما در تلهدرماتولوژی، متخصص بیماریهای پوستی بهصورت غیرحضوری و از راه دور به ارزیابی دادههای بالینی و تصاویر تهیهشده از ضایعهی بیمار میپردازد3. در واقع، تلهدرماتولوژی به معنی ارائهی مراقبتهای تخصصی پوست (تشخیص، درمان و پیگیری) با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات از راه دور میباشد که در سال 1995 برای اولین بار توسط Predina و Brown بهکار برده شد4. هدف اولیه در این روش فراهمکردن خدمات تخصصی برای بیمارانی است که با موانعی نظیر دوری مسافت، جابهجایی، هزینه و زمان برای دسترسی به این خدمات روبرو هستند. هدف بعدی نیز افزایش دقت تشخیصها کاهش تقاضا برای مشاورههای حضوری و مراجعات سرپایی و درنتیجه کاهش هزینههای درمانی میباشد. نتایج تحقیقات بالینی انجامشده در این رابطه نشان میدهد که تلهدرماتولوژی به میزان قابل قبولی در رسیدن به این اهداف موفق بوده است. برای نمونه نتایج مطالعهای که اخیراً توسط Witkamp و همکاران انجام شد، نشان داد که بهکارگیری تلهدرماتولوژی موجب کاهش 75% ارجاعات غیرضروری بیماران پوستی میشود5.
طبق گزارشی که در سال 2002 هیأت اجرایی آکادمی بیماریهای پوستی ایالات متحده آمریکا منتشر کرد، تعداد متخصصان پوست از 6/1 در هر 000/000/1 نفر در سال 1965 به 3/3 بهازای هر 000/000/1 نفر در سال 2002 افزایش یافته، اما تعداد درخواستها برای خدمات تخصصی پوست از منابع موجود پیشی گرفته است. لذا، این هیأت پیشنهاد کرد که تلهدرماتولوژی میتواند بهعنوان راهحلی برای ارائه این خدمات موردتوجه قرار گیرد6.
در ایران نیز در پی تغییرات سریع جمعیتی دو دههی اخیر، نمودار میانگین سنی بهسرعت بهسمت سالخوردگی پیش میرود. جمعیت سالمندان در ایران طبق آخرین آمارگیری رسمی در سال 1390 2/8% معادل 2/6 میلیون نفر میباشد7.
ازطرفی مشکلات و بیماریهای پوستی در سالمندان بهواسطهی تغییرات اساسی ساختار پوست در سنین کهنسالی، بیش از سایرین دیده میشود. نتایج مطالعهای که توسط ملکزاد و همکاران جهت تعیین فراوانی بیماریهای پوستی در مراکز نگهداری سالمندان انجام شد، نشان داد که 6/58% افراد شرکتکننده در این تحقیق حداقل از یک بیماری پوستی رنج میبردند8. ازسوی دیگر مراکز نگهداری سالمندان بهدلیل محدودیتهای حرکتی سالمندان، هزینههای بالای حملونقل و مشاورههای تخصصی قادر به فراهمکردن مراقبتهای تخصصی پوست در این مراکز نمیباشند و سالمندان در این مراکز امکان دسترسی مناسب به مراقبتهای تخصصی پوست که لازمهی شرایط سنی و جسمی آنها میباشد را ندارند که همین امر موجب افزایش شیوع بیماری و درنتیجه افزایش هزینههای مراقبت در این مراکز میگردد.
در این ارتباط، درخصوص بهکارگیری تشخیص بیماریهای پوستی از راه دور در خانهی سالمندان به دو مطالعهی انجامشده در ایالات متحده آمریکا و سنگاپور اشاره میگردد10و9.
در مطالعهای که در سال 1997 توسط Zelickson و Homan با عنوان تشخیص بیماریهای پوستی در خانهی سالمندان صورت گرفت9، 29 بیمار سالمند که نیازمند مشاورهی بیماریهای پوستی بودند توسط پزشک عمومی یا پرستاری که بهعنوان پرستار کنترلکنندهی عفونت کار میکرد انتخاب شدند.
در این مطالعه صحت تشخیصها بین 85%-88% و صحت طرح درمانی ارائهشده نیز بین 88%-90% گزارش گردید. سامانهی استفادهشده در این مطالعه بسیار ساده و ابتدایی، اما بهخوبی پیادهسازی شده بود و بیماران، تیم مراقبت اولیه، پرستاران و متخصصان بیماریهای پوستی از آن راضی بودند. مطالعهی دیگری در سال 2008 توسط Janardhanan و همکاران در یکی از مراکز نگهداری از سالمندان در سنگاپور انجام شد10. در این مطالعه 350 نفر سالمند که با میانگین سنی 80 سال در خانهی سالمندان زندگی میکردند انتخاب شدند. بیشتر ساکنین این مرکز از زخم بستر، فلج یا جنون رنج میبردند. از بین این افراد حدود 50 نفر داوطلب انتخاب شدند که وضعیتهای پوستی غیراورژانسی داشتند.
با توجه به تجربهی موفق کشورهایی مثل ایالات متحده آمریکا و سنگاپور10و9 در بهکارگیری تلهدرماتولوژی در این حوزه و از طرفی رشد جمعیت سالمند در کشور و پائینبودن سطح دسترسی به مراقبتهای تخصصی پوست در مراکز نگهداری سالمندان، میتوان بهکارگیری تلهدرماتولوژی در مراکز نگهداری سالمندان را بهعنوان یک ضرورت دانست که منجر به افزایش کیفیت و دسترسی به خدمات تخصصی، کاهش ارجاعات غیرضروری و جابهجایی سالمندان در مراکزی از این دست به بیمارستانهای تخصصی پوست شده و درنهایت موجب صرفهجویی در هزینههای جاری این مراکز میشود.
زهرا حلاجی، علیرضا خاتمی، رضا رباطی، حسن صیرفی، علیرضا فیروز، وحیده لاجوردی، زهره مظفری، پروین منصوری، پدرام مهریان، منصور نصیریکاشانی،
دوره 6، شماره 1 - ( دورهی 6، شمارهی 1، بهار 1394 1394 )
چکیده
کهیر از بیماریهای شایع و چالشبرانگیزی است که تشخیص و درمان آن تنها به رشتهی تخصصی بیماریهای پوست محدود نمیشود. پزشکان عمومی، متخصصان آلرژی و ایمونولوژی بالینی نیز بهطور شایعی با موارد این بیماری مواجه شده و درگیر تشخیص، درمان و پیشگیری از عود آن میشوند. با توجه به رسالت انجمن متخصصین پوست ایران در ارائهی راهبردهایی برای ادارهی هرچه بهتر بیماران مبتلا به بیماریهای پوستی، این انجمن با تشکیل کارگروهی نسبت به بررسی شواهد و دستورالعملهای موجود مرتبط و بهدنبال آن تدوین راهنمای بالینی عملی تشخیص و درمان کهیر در ایران اقدام کرد.
فرشته عثمانی، ابراهیم حاجیزاده، پروین منصوری،
دوره 6، شماره 1 - ( دورهی 6، شمارهی 1، بهار 1394 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری التهابی چند عاملی (multifactorial) مرتبط با سیستم ایمنی است که با تسریع رشد سلولهای پوست مشخص میشود. پسوریازیس ممکن است به دفعات برای فرد اتفاق بیفتد، لذا در دستهی رخدادهای بازگشتی قرار میگیرد. این مطالعه بهمنظور بررسی گروهی از عوامل خطرساز در مبتلایان به پسوریازیس و ثابتبودن نرخ عود بیماری در فصلهای مختلف سال انجام شد.
روش اجرا: با مرور پروندهی مبتلایان به پسوریازیس که از ابتدای سال 1385 تا ابتدای سال 1393 در بخش پوست بیمارستان امام خمینی تهران بستری شده بودند، 160 بیمار که عود منجر به بستری داشتند مورد مطالعه قرار گرفتند. سپس با برازش (fit) مدل نرخ با ضرایب وابسته ـ زمان با استفاده از نسخهی 1/3 نرمافزار R، عوامل خطرساز عود بیماری شناسایی و همچنین در فصلهای مختلف سال روی عود پسوریازیس مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: این تحقیق نشان داد که در فصل زمستان نرخ بروز عود پسوریازیس افزایش پیدا کرده و نسبت به فصل بهار که کمترین نرخ عود را دارد، به حداکثر (2/7 برابر) میرسد و با معتدلشدن آب و هوا در فصل بهار و تابستان روندی نزولی دارد. همچنین مشخص شد، عود پسوریازیس در فصول مختلف سال بهصورت معناداری متفاوت میباشد (01/0P<). علاوهبر آن شنان داده شد ابتلا به عفونت، تنش روانی (stress)، سابقهی خانوادگی مثبت، هیپوکلسمی خون، تعداد گلبولهای سفید و تغییرات دمایی در عود بیماری پسوریازیس مؤثر هستند (05/0P<).
نتیجهگیری: فصل سال روی نرخ عود پسوریازیس تأثیرگذار بوده و عود این بیماری در زمستان 2/7 برابر شایعتر از عود آن در بهار است.
آزیتا نیکو، بابک حسیندوست، علیرضا خاتمی،
دوره 6، شماره 1 - ( دورهی 6، شمارهی 1، بهار 1394 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مایکوزیس فونگوئیدس (MF) شایعترین لنفوم اولیهی پوست است که تشخیص آن در مرحلهی پچ یا پلاک ابتدایی به دلیل شباهت با درماتوزهای خوشخیم، اغلب دشوار میباشد. هدف از این مطالعه بررسی نقش اطلاعات درجشده در برگههای درخواست آسیبشناسی با توجه به معیارهای بالینی پیشنهادی انجمن بینالمللی لنفوماهای پوستی (ISCL) برای تشخیص مرحلهی آغازین MF بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی، 108 بیمار که در فاصلهی ابتدای سال 1391 و اول آبان 1392 به بیمارستان رازی مراجعه کرده و با تشخیص بالینی مرحلهی آغازین MF بیوپسی شده بودند، وارد مطالعه شده و براساس الگوریتم ISCL، چکلیست یافتههای بالینی و آسیبشناسی برای آنها تکمیل و امتیازدهی شد.
یافتهها: براساس الگوریتم ISCL، در 85 نفر (7/78%) از بیماران مورد مطالعه حداکثر مجموع امتیاز بالینی و آسیبشناختی (4) بهدست آمد و برای آنها تشخیص قطعی مرحلهی آغازین MF گذاشته شد. شانزده نفر (8/14%) از بیماران مجموع امتیاز 3 را کسب کردند که براساس حداکثر امتیاز بالینی (2) بهعلاوهی حداقل مجموع امتیاز آسیبشناختی (1) حاصل شده بود. برای این بیماران تشخیص پیشنهادی (suggestive) مرحلهی آغازین MF گذاشته شد و برای بررسیهای تکمیلی ازجمله مطالعهی ایمونوهیستوشیمی به مراکز مربوطه معرفی شدند. در 7 بیمار (1/7%) مجموع امتیاز 2 بهدست آمد که تشخیص مرحلهی آغازین MF برای آنها مسجل نشد و تنها مورد پیگیری قرار گرفتند. در هیچ یک از بیماران مجموع امتیاز 1 بهدست نیامد. در 14 نفر (5/87%) از 16 بیماری که مجموع امتیاز 3 در آنها حاصل شده بود، در پیگیری کوتاهمدت و براساس نتیجهی ایمونوهیستوشیمی تشخیص مرحلهی آغازین MF قطعی شد و برای درمان معرفی شدند. در دو نفر (5/12%) دیگر، با وجود انجام مطالعهی ایمونوهیستوشیمی تشخیص قطعی حاصل نشد و توصیه به انجام آزمایشات مولکولی مانند (polymerase chain reaction [PCR]) به عمل آمد.
نتیجهگیری: با استفاده از ترکیب معیارهای بالینی و آسیبشناسی میتوان بسیاری از موارد بیماری MF را در مراحل آغازین تشخیص داد و از هزینههای مربوط به آزمایشات تکمیلی نظیر ایمونوهیستوشیمی یاPCR کاست.
شیوا ملکوتی، سامان احمدنصراللهی، علیرضا فیروز،
دوره 6، شماره 1 - ( دورهی 6، شمارهی 1، بهار 1394 1394 )
چکیده
عملکرد لایهی شاخی پوست، محافظت بافتهای زیرین از عفونت، خشکی و استرسهای مکانیکی میباشد. صدمه به این لایه باعث افزایش ازدستدادن آب لایهی اپیدرمی میشود و این موضوع سبب ایجاد درماتیتآتوپیک و دیگر بیماریهای مزمن پوست میشود. مرطوبکنندهها ازطریق بهبود و ترمیم لایهی شاخی باعث کاهش ازدستدادن آب پوست و جایگزینی چربیهای پوستی و دیگر ترکیبات میشوند. همچنین، مرطوبکنندهها برای کاهش چین و چروک پوست و ساخت ظاهر نرم و لطیف استفاده میشوند. این دسته از محصولات مراقبت پوستی شامل ترکیبات مختلفی از نرمکنندهها، پوشانندهها و جاذبالرطوبهها هستند و فرمولاسیونهای مختلفی از آنها در دسترس است.
علیرضا خاتمی،
دوره 6، شماره 1 - ( دورهی 6، شمارهی 1، بهار 1394 1394 )
چکیده
No abstract #####
زینب قاسمی، مهربان فلاحتی، فریده زینی، غلامحسین غفارپور، فرزانه احمدی، سیدابراهیم اسکندری،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1394، دورهی 6، شمارهی 2 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: کچلی ناخن یک بیماری شایع با انتشار جهانی است. این بیماری بیشتر در بالغین دیده میشود و سیستم ایمنی بیمار نقش مهمی در ایجاد آن دارد. در میان عوامل درماتوفیتی، ترایکوفیتون روبروم و ت. اینتردیجیتال از شایعترین عوامل ایجادکنندهی این بیماری هستند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی فراوانی عوامل ایجادکنندهی کچلی ناخن در مراجعان به آزمایشگاه قارچشناسی بیمارستان رازی تهران بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی، 700 نمونه ناخن دیسترفیشده از طریق انجام آزمایش مستقیم و کشت مورد بررسی قرار گرفتند. برای آزمایش مستقیم نمونهها با هیدروکسید پتاسیم 20% بررسی شدند. همچنین، نمونهها روی محیط سابورو دکستروز آگارحاوی کلرامفنیکل و سیکلوهگزامید (Scc) کشت داده شدند. برای شناسایی انواع درماتوفیتها از آزمایشهای تکمیلی استفاده شد. برای نمایش فراوانی و فراوانی نسبی درماتوفیتها در گروههای مختلف از جدول و برای تحلیل آماری دادهها از آزمونهای مربع کای و دقیق فیشر استفاده شد.
یافتهها: در این بررسی، در 53 مورد از 700 نمونه ناخن مشکوک به کچلی ناخن (6/7%)، درماتوفیت جدا شد که 38 مورد آن مربوط به مردان بود. شایعترین شکل بالینی در این مطالعه، شکل زیر ناخنی انتهایی (DSO) Distal Subungual Onychomycosis (2/79%) بود. شایعترین درماتوفیت جداشده، ت. اینتردیجیتال با 6/39% و پس از آن، ت. روبروم با 7/37% بود. از 53 درماتوفیت جداشده 47 مورد مربوط به ناخنهای پا، 4 مورد مربوط به ناخنهای دست و 2 مورد مشترکاً مربوط به ناخنهای دست و پا بود. نوزده نفر از بیماران مبتلا به کچلی ناخن، به بیماریهای زمینهای نیز مبتلا بودند که بیشترین بیماری زمینهای مشاهدهشده در این بررسی، بیماری قلبی ـ عروقی (3/26%) بود.
نتیجهگیری: کچلی ناخن یک بیماری با انتشار جهانی است، بنابراین شناخت میکروارگانیسمهای ایجادکننده و عوامل مستعدکنندهی این بیماری برای ادارهی بهتر بیماران لازم است.