303 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
فرحناز مولوی، کیمیا اسدی، معصومه آخوندی رنجبر، نگار قلعهنوی، فاطمهسادات اعتمادالاسلامی بختیار، تارا عادل راستگو، ساحل یزدانپناهی،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از عصاره زالو در تهیه مکملهای آرایشی و ترکیبات دارویی همیشه مورد توجه بوده است. تاکنون تأثیر این عصاره بر روی حجمدهی بافت پوششی پوست بهصورت علمی تأیید نشده است و پژوهشی درخصوص مقایسه اثر انواع روغنهای پایه در این عصاره صورت نگرفته است.
روش اجرا: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر عصاره زالو در پایههای روغن زیتون، روغن کرچک و روغن بادام تلخ برروی پوست صورت توسط نرمافزار ریختسنجی هندسی لندمارک پایه بود. بدینمنظور تعداد 25 نفر از گروه سنی 45 الی 55 سال انتخاب شدند. بهمنظور مقایسه تغییرات ریختشناسی به مدت چهل روز در یک ساعت مشخص تصاویر با استفاده از دوربین دیجیتال تهیه شد. بر روی تصاویر دوبعدی، تعداد 12 نقطه لندمارک با استفاده از نرمافزار TpsDig2 قرار داده شد. دادههای شکلی حاصل پس از تحلیل رویهمگذاری، با استفاده از تحلیل پروکراست با روشهای آماری چند متغیره PCA و CVA و تحلیل خوشهای (CV) تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که تفاوت معنیدار عصاره زالو در حجمدهی و رفع چین و چروک با پایه روغن زیتون وجود دارد (001/0P<)؛ ولی دو گروه روغن کرچک و روغن بادام تلخ تفاوت معنادار نداشتند (010/0P>).
نتیجهگیری: عصاره زالو در بازه زمانی مطالعه حاضر تأثیری بر رفع چین و چروک ندارد و تورم موضعی در بافت پوششی پوست ایجاد نمیکند.
حسین شریفی، انسیه لطفعلی،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به افزایش موارد ابتلا درماتوفیتوزیس بهویژه کچلی بدن و کشاله ران بهوسیله گونههای مقاوم به تربینافین و سرعت بالای انتقال بیماری بهمنظور انتخاب درمان مناسب، درنظرگرفتن مدت زمان لازم برای درمان بیماری و نیز تشخیص زودهنگام موارد مقاوم به درمان الزامی است. مطالعه حاضر بهمنظور تعیین حساسیت دارویی سویههای ترایکوفایتون روبروم، میکروسپوروم کنیس و اپیدرموفایتون فلوکوزوم نسبت به داروهای ضدقارچی رایج انجام گرفت.
روش اجرا: تست حاسیت دارویی (میکرودایلوشن براث) برای 20 نمونه بهدستآمده از بیماران طبق پروتکل CLSI-M38-3rd ED (Clinical and Laboratory Standard Institute) نسبت به داروهای تربینافین، اریتروکونازول و وریکونازول انجام شد.
یافتهها: براساس تست، نتایج دارویی 5 بیمار به تربینافین مقاوم بوده و حداقل غلظت مهاری بیشتر از 2 و 3 بیمار نسبت به تربینافین تولرنت بوده و حداقل غلظت مهاری بین 5/0 تا 1 نشان دادند. براساس تست نتایج دارویی، 7 بیمار نسبت به ایتراکونازول تولرنت بوده و حداقل غلظت مهاری بین 5/0 تا 1 نشان دادند. تمام ایزولهها به وریکونازول پاسخ مناسب نشان دادند.
نتیجهگیری: نتایج تست حساسیت دارویی، بررسی اهمیت تستهای قارچشناسی را در مورد ضایعات پوستی درماتوفیتی برای جلوگیری از گسترش گونههای مقاوم به دارو برجسته میکند.
محمدعلی اسفندیاری، علیرضا خسروی، سپیده اسدی، دنیا نیکآیین، جلال حسن،
دوره 14، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عوارض جانبی مرتبط با داروهای ضدمیکروبی و همچنین هزینه بالای آنها، جستوجو برای ماده مؤثره گیاهان دارویی با قیمت مناسب و عوارض جانبی کمتر را برانگیخته است. از این مواد میتوان بهعنوان مکمل دارویی یا برای افزایش اثرات ضدمیکروبی و ضدقارچی داروها استفاده کرد. هدف این مطالعه بررسی میزان اثر مهارکنندگی اولئوروپین بر عوامل بیماریزای قارچی و باکتریایی جداشده از عفونت ناخن در شرایط آزمایشگاهی است.
روش اجرا: خواص ضدقارچی و ضدباکتریایی اولئوروپین با تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC)Minimum Inhibition Concentration و حداقل غلظت کشندگی
(MBC) Minimum Bactericidal Concentration و (MFC) Minimum Fungicidal Concentration این ماده، بر مخمرهای کاندیدا آلبیکنس، کاندیدا گلابراتا و باکتری اشریشیاکلی با روش میکروبراث دایلوشن ارزیابی شد.
یافتهها: آزمایشات نشان دادند که حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) اولئوروپین علیه هر سه میکروارگانیسم موردمطالعه برابر با 65 و حداقل غلظت کشندگی (MBC/MFC) برابر با 130 میلیگرم در میلیلیتر بود.
نتیجهگیری: با توجه به فعالیت ضدقارچی و ضدباکتریایی زیاد اولئوروپین، این مطالعه این ماده را بهعنوان یک داروی مکمل ضدمیکروبی طبیعی معرفی میکند. همچنین میتوان از این ماده برای افزایش قدرت ضدمیکروبی آنتیبیوتیکهای موجود کمک گرفت.
انیسه صمدی، منصور نصیری کاشانی، آذین آیتاللهی، زهرابیگم موسوی، هستی احمدیان یزدی، علیرضا فیروز،
دوره 14، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر شرکتهای متعدد ایرانی، اقدام به تولید فیلرهای هیالورونیک اسید کردهاند. این مطالعه مروری به بررسی و مقایسه ایمنی و اثربخشی بالینی 5 مورد از این محصولات میپردازد.
روش اجرا: در بخش اول مطالعه، ایمنی و اثربخشی کلی فیلرهای هیالورونیک اسید مورد مطالعه، برای اصلاح خطوط خنده بر روی 150 شرکتکننده (سن 97/9±30/44 سال) با استفاده از ارزیابی بالینی و دستگاهی در هفتههای 2، 12 و 24 بعد از تزریق مورد ارزیابی قرار گرفت. در بخش دوم مقایسه ایمنی و اثربخشی 5 فیلر هیالورونیک اسید مورد مطالعه با توجه به همین پارامترها انجام شد.
یافتهها: بهطور کلی، در هفتههای 2، 12 و 24 بهترتیب در 6/80%، 3/63% و 66/60% درصد از شرکتکنندگان، یک گرید یا بیشتر کاهش در شدت چینهای نازولبیال مشاهده شد. در تمامی ویزیتها، متغیر سطح و حجم خطوط نازولبیال و همچنین دانسیته درم در سونوگرافی، بهبود معنیدار نسبت به پایه از خود نشان دادند. در ارزیابیهای دستگاهی، دو فیلر با غلظت هیالورنیک اسید 24 میلیگرم بر میلیلیتر ـ که یکی از آنها حاوی مانیتول بود ـ بهترین اثربخشی دستگاهی را نشان دادهاند درحالی که، در ارزیابیهای بالینی فیلر حاوی مانیتول به تنهایی بهترین عملکرد را در کاهش شدت چینهای نازولبیال از خود نشان داد.
نتیجهگیری: فیلرهای هیالورونیک اسید ساخت ایران روشی ایمن و مؤثر برای اصلاح خطوط خنده متوسط تا شدید محسوب میشود ولی میزان اثربخشی آنها متفاوت گزارش شده است.
صفورا شکوئینژاد،
دوره 14، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: به موازات افزایش موارد ابتلا به درماتوفیتوزیس بدن و درماتوفیتوزیس کشاله ران، موارد گونههای مقاوم به داروهای ضدقارچی بهویژه تربینافین رو به افزایش است. مطالعه حاضر بهمنظور بررسی الگوی مقاومت دارویی گونههای درماتوفیت جداشده از 27 بیمار مراجعهکننده به بیمارستان پوست رازی طراحی شد.
روش اجرا: نمونه پوسته بیماران از ناحیه کشاله ران، باتک و بدن از حاشیه فعال ضایعه جمعآوری شد. مقداری از نمونه پوسته بیمار زیر میکروسکوپ، ازنظر وجود آرتروکنیدی و هایف قارچی بررسی شد. کشت بروی محیط اختصاصی سابورو دکستروزآگار 2% همراه با کلرامفنیکل و سیکلوهگزامید جهت تعین هویت اولیه گونههای درماتوفیتی، از خصوصیات مرفولوژیک استفاده شد. برای شناسایی دقیق ترایکوفایتونهای جداشده از پوسته بیماران به روش ژنوتایپینگ (مولکولی)، از آغازگرهای ITS1 و ITS4 (آغازگرهای یونیورسال) استفاده شد. انجام تست حساسیت دارویی میکرودایلوشن براث طبق پروتکل CLSI-M38-3rd ed - برای ایزولههای درماتوفیتی نسبت به داروهایتربینافین، اریتروکونازول، فلوکونازول و وریکونازول انجام شد.
یافتهها: 25 بیمار با جدایه ترایکوفایتون ایندوتینهآ آلوده شده بودند. 2 بیمار با جدایه ترایکوفایتون اینتردیجیتال آلوده شده بودند. در مطالعه حاضر 27/4 (81/14%) از بیماران دارای مقاومت ضدقارچی (1 میکروگرم در میلیلیتر³حداقل غلظت مهار رشد قارچ برای تربینافین) بودند.
نتیجهگیری: عدم انجام معاینات قارچشناسی قبل از شروع درمان میتواند منجر به تشخیص اشتباه شود. عدم استفاده از تست حساسیت ضدقارچی مدیریت موارد مقاوم به درمان را چالشبرانگیز میکند. ترکیبات درمانی ناکافی و نامناسب میتواند تعداد گونههای مقاوم در سراسر جهان را افزایش دهد.
سمیرا شاهحسینی، معظمه کردجزی، سامان احمدنصراللهی، سیدمهدی اجاق، عاطفه نعیمیفر، سلیم شریفیان،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: جلبکهای دریایی منبع ارزشمندی از مواد فعال زیستی با اثرات متنوع در صنایع آرایشی و بهداشتی مانند محصولات سلامت پوست هستند. یکی از ویژگیهای اصلی پوست رطوبت است که نقش مهمی در حفظ متابولیسم، فعالیت آنزیمی، خواص مکانیکی، ظاهر و سد محافظتی دارد. هدف از مطالعه حاضر، فرمولهکردن عصاره آبی جلبک قهوهای Sargassum tenerrimum با خواص آنتیاکسیدانی و ضدباکتریایی بهعنوان کرم رطوبترسان برای ارزیابی پایداری فیزیکوشیمیایی و رشد میکروبی بود.
روش اجرا: جلبکها از منطقه بین جزرومدی سواحل دریای عمان و خلیجفارس جمعآوری و با آب دریا، شستوشوی اولیه داده شدند. بعد از انتقال به دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، در آزمایشگاه فرآوری دانشکده شیلات، فرآیند عصارهگیری انجام گرفت و در مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام دانشگاه علوم پزشکی تهران، فرمولاسیون کرم مرطوبکننده 1 درصد تهیه شد. آنالیز آماری خواص آنتیباکتری عصاره آبی توسط نسخه 22 نرمافزار SPSS صورت گرفت و جهت تجزیه و تحلیل دادهها ازطریق آنالیز واریانس یکطرفه (one way ANONA) انجام شد و مقایسه میانگینها بهوسیله آزمون دانکن و برای سنجش معنادار بودن اختلافات در سطح 5 درصد استفاده شد. در نهایت نمودارها با استفاده از نرمافزار Excel ترسیم شدند. نتایج بررسی شاخصهای مورد مطالعه بهصورت میانگین±انحراف معیار گزارش گردید.
یافتهها: با توجه به نتایج، کرم 1 درصد تهیهشده بهمدت 6 ماه در دمای اتاق و آون کاملاً پایدار و همگن بود و آزمایشات میکروبی را پشت سر گذاشت.
نتیجهگیری: با توجه به موارد فوق، اثربخشی کرم تولیدشده بهخوبی ثابت شد و میتوان آنرا بهعنوان یک عامل مرطوبکننده پوست معرفی کرد.
آلا احسانی، امیرهوشنگ احسانی، زهرا رضوی، مینا کوهیان محمدآبادی، مهشیدسادات انصاری، زینب آریانیان، پدرام نورمحمدپور، امیرمحمد الماسی، امیرحسین رحیمنیا،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش استفاده از توکسین بوتولینوم برای درمان چین و چروکهای ناحیه گلابلا بهخصوص در کشور ایران و قیمت نسبتاً بالای محصولات خارجی (مثل دیسپورت®)، مقایسه اثربخشی، عوارض و ماندگاری اثر بین دو برند ایرانی توکسین بوتولینوم مصپورت® و دیستون® از اهمیت زیادی برخوردار است. این مطالعه با هدف ارزیابی و مقایسه نتایج درمان با این دو دارو انجام شد.
روش اجرا: در این مطالعه مقطعی ـ توصیفی ـ گذشتهنگر، پرونده 81 بیمار که برای درمان چینهای متوسط تا شدید ناحیه گلابلا به بیمارستان پوست رازی مراجعه کرده بودند، بررسی شد. اطلاعات مرتبط با میزان رضایت، ماندگاری اثر و عوارض جانبی توکسین بوتولینوم مصپورت® و دیستون® ازطریق پرسشنامه جمعآوری و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین رضایتمندی از درمان در گروه دیستون® 7 و در گروه مصپورت® 7/7 بود که تفاوت آماری معناداری بین دو گروه مشاهده نشد (142/0=P). همچنین، میانگین ماندگاری اثر برای دیستون® 5/3 ماه و برای مصپورت® 8/3 ماه گزارش شد که تفاوت معناداری نداشت. ازنظر عوارض جانبی، سردرد شایعترین عارضه جانبی بود و عارضه جانبی مهمی رویت نگردید. همچنین تفاوت معناداری بین دو گروه در میزان بروز عوارض مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که هر دو داروی دیستون® و مصپورت® اثربخشی و ایمنی مشابهی دارند و انتخاب میان آنها میتواند بیشتر براساس هزینه و ترجیح بیمار یا پزشک باشد تا تفاوتهای درمانی واقعی. پیشنهاد میشود مطالعات بیشتری با حجم نمونه بزرگتر برای بررسی دقیقتر انجام شود.
مریم میراحمد، نسیم توتونچی، پوریا اصیلی، حمیدرضا محمودی، کامبیز کامیاب، محمد مهدوی، فائزه خراسانیزاده، مریم دانشپژوه،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: لیشمانیاز جلدی یکی از مسائل مهم بهداشت عمومی در کشورهای در حال توسعه مانند ایران و شایعترین فرم آن، لیشمانیای جلدی است که بهصورت یک ضایعه اولسراتیو یا ندولی ظاهر میشود. هدف این مطالعه، بررسی ویژگیهای هیستوپاتولوژیک و بالینی بیماران با لیشمانیوز جلدی بود.
روش اجرا: این مطالعه مقطعی روی 70 بیمار لیشمانیوز جلدی انجام شد که از سال 1397 تا 1401 به بیمارستان پوست رازی مراجعه کرده بودند و تشخبص بیماری با پاتولوژی تأیید شده بود.
یافتهها: سن بیماران از 2 تا 76 سال متغیر بود و میانگین آن 26/42±86/20 سال بود. اکثریت بیماران مرد بودند (3/54%). نوع ضایعات پلاکدار شایعترین نوع بود (3/64%). ازنظر محل ضایعه، صورت و اندامهای فوقانی با فراوانیهای 1/47% و 3/34% بیشتر از سایر نواحی دیده شدند. تمامی بیماران در سونوگرافی شواهد سلولیت داشتند. شایعترین تغییر اپیدرم، هایپرکراتوزیس (8/42%) بود. در مورد تغییرات هیستوپاتولوژیک در درم، نفوذ لنفوسیتها (4/61%)، سلولهای پلاسما (6/58%) و هیستیوسیتها (6/48%)، همچنین تشکیل گرانولوم (3/54%) و حضور اجسام لیشمن (3/54%) تغییرات غالب بودند. برخی بیماران اشکال غیرطبیعی لیشمانیوز جلدی داشتند، بهطوریکه شش نفر از آنها لیشمانیای جلدی لوپویید و پنج نفر لیشمانیای جلدی اسپورتریکوئید داشتند.
نتیجهگیری: مردان و افرادی که در میانسالی بودند، بیشتر در معرض عفونت قرار داشتند بنابراین، پیشنهاد میشود که بهطور خاص در برنامههای پیشگیرانه مورد توجه قرار گیرند. علاوهبراین، ارزیابی یافتههای هیستوپاتولوژیک لیشمانیوز جلدی، شامل لیشمانیای جلدی لوپویید و لیشمانیای جلدی اسپورتریکوئید، میتواند انواع لیشمانیا را از سایر بیماریهای جلدی متمایز کنند.
علیرضا محبیپور، فیروز امانی، میترا رزمی، مسعود امنزاده، محمد بهرامی،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دومین علت اصلی مرگ و میر در جهان است و سرطان پوست نیز شایعترین نوع سرطان در میان انسانهاست که هزینههای زیاد و آسیبهای اقتصادی و اجتماعی زیادی به جامعه وارد میکند. افزایش موارد سرطان پوست در کشور ما و همچنین در استان اردبیل، ما را برآنداشت تا شیوع و روند اپیدمیولوژیک ده ساله سرطان پوست را در بیماران مراجعهکننده به کلینیک پوست در اردبیل طی سالهای 1400-1390 بررسی کنیم.
روش اجرا: در این مطالعه، ۳۳۱ بیمار طی سالهای 1390 تا 1400 با تشخیص سرطان پوست به کلینیک پوست مراجعه کرده بودند. چکلیستها براساس اطلاعات موجود در پروندههای آنها تکمیل شد.
یافتهها: از تمامی بیماران، ۲۰۸ نفر (8/62%) مرد، 4/60% از اردبیل، 2/14% در سال ۲۰۱۶ و 2/46% در گروه سنی ۵۰-۷۰ سال بودند. میانگین سنی بیماران 5/62 سال با انحراف معیار 7/14 در محدوده ۲۵-۹۶ سال بود. شایعترین نوع سرطان پوست در نمونههای مورد مطالعه طی ده سال مربوط به BCC با ۱۸۴ مورد (6/55%) و بیشتر بیماران مورد مطالعه در درجه ۳ با ۲۳۱ بیمار (8/69%) بودند. شایعترین محل سرطان پوست با ۹۳ مورد، (1/28%) بینی بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که روند سرطان پوست در نمونههای مورد مطالعه مشابه آمار استانی، روند ثابتی ازنظر کاهش یا افزایش نداشته و روند نوسانی بوده است. بروز این بیماری در مراجعین مرد حدود دو برابر مراجعین زن بوده و بیشتر موارد در درجات بالا و نوع BCC بوده است.
پروانه دلکآبادی، سارا هاشمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو بهعنوان یکی از شایعترین اختلالات تولید رنگدانهای پوست، پیامدهای روانی ـ اجتماعی قابلتوجهی برای بیماران به همراه دارد؛ لذا کشف مسیرها و متغیرهای تأثیرگذار بر سلامت روان در این افراد مهم است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش واسطهای شرم درونیشده در رابطه بین اجتناب شناختی و دشواریهای بین فردی در پیشبینی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ویتیلیگو انجام گرفت.
روش اجرا: پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام بیماران مبتلا به ویتیلیگو بیمارستان رازی تهران بودند که 170 نفر به روش هدفمند براساس معیارهای ورود انتخاب و وارد مطالعه شدند. از پرسشنامههای اجتناب شناختی سکستون و داگاس، مشکلات بین فردی بارخام، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و شرم درونیشده کوک استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با آزمون ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر با استفاده از نسخه 26 نرمافزار SPSS و PLS انجام شد.
یافتهها: براساس نتایج متغیر شرم درونی در ارتباط بین مشکلات بین فردی با کیفیت زندگی بهعنوان یک متغیر میانجی نسبی شناخته شد؛ اما در مسیر بین اجتناب شناختی با کیفیت زندگی اثری نشان نداده و مسیر اجتناب شناختی با کیفیت زندگی و شرم درونی بهعنوان متغیر میانجی در سطح معنیداری کمتر از 05/0 معنیدار نبود.
نتیجهگیری: متخصصان سلامت روان میتوانند در مداخلات با درنظرگرفتن نقش شرم درونی بین عوامل بررسیشده، نقش مهمی در کمک به بیماران ویتیلیگو برای عبور از چالشها، بهبود وضعیت سلامت روان و بهزیستی ایفا کنند.
مهدی میرزایی علویجه، مهین امینی، فرزاد جلیلیان،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پوست یکی از شایعترین سرطانها است. مطالعات فراوانی تأثیر مثبت استفاده از کرمهای ضدآفتاب در پیشگیری از سرطان پوست را نشان دادند. هدف از انجام مطالعه حاضر تعیین نابرابری در استفاده از کرم ضدآفتاب بود.
روش اجرا: این پژوهش مقطعی در میان بزرگسالان شهر کرمانشاه انجام شد. اطلاعات بهوسیله پرسشنامه با انجام مصاحبه جمعآوری گردید. شاخص و منحنی تمرکز برای تعیین کمیت و تجزیه نابرابری در استفاده از کرم ضدآفتاب استفاده شد. نتایج نسبت شانس تطبیقیافته و آنالیز تجزیه برای استفاده از ضدآفتاب نیز برآورد گردید.
یافتهها: 39/14% از ضدآفتاب استفاده میکردند. نسبت استفاده در مردان 65/5% و در زنان 72/21% بهدستآمد. شاخص تمرکز برای استفاده از ضدآفتاب (001/0P<) 344/0 بهدست آمد که نشاندهنده تمرکز بیشتر استفاده از ضدآفتاب در بین ثروتمندان است. ثروتمندان 72/3 برابر فقرا و همچنین افراد در طبقه متوسط نیز 48/1 برابر فقرا شانس بیشتری برای مصرف ضدآفتاب دارند. بیشترین سهم مشارکت در ایجاد نابرابری در مصرف ضدآفتاب، متغیر وضعیت اقتصادی ـ جامعهای با 26/61%، سطح تحصیلات با 23/13% و سن با 02/13% بهدست آمد.
نتیجهگیری: تمرکز مداخلات ارتقای سلامت باید گروههای با وضعیت اقتصادی ـ جامعهای پایین را هدف قرار دهد. در توسعه و پیادهسازی مداخلات باید مردان و افراد کمتر تحصیلکرده را در اولویت قرار داد.
آلا احسانی، سیدامیرمحمد رضائیمجد، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، مینا کوهیان محمدآبادی، زهرا رضوی، مهشیدالسادات انصاری، ریحانه سیف، امیرحسین رحیمنیا،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پیتریازیس لیکنوئید (PL)، یک بیماری پاپولواسکواموس نادر با اتیولوژی نامشخص است. از آنجایی که مطالعات جدید محدودی در این خصوص انتشار یافته، پژوهش حاضر با هدف معرفی تظاهرات کلینیکال و سیر درمان این بیماران انجام گرفت.
روش اجرا: این مطالعه مقطعی گذشتهنگر (1402-1398) بر روی بیماران مبتلا به PL مراجعهکننده به بیمارستان پوست رازی که با بیوپسی از ضایعات پوستی، تشخیص آنها قطعی گردید، انجام گرفت. اطلاعات پایهای با استفاده از مستندات بیمارستانی و پیگیری سیر درمان نیز برمبنای اطلاعات موجود در پروندهها و همچنین، پیگیری تلفنی از بیماران بهدست آمد. دادهها با استفاده از نرمافزار R مورد آنالیز قرار گرفت. 05/0 P<معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: مجموعا 147 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند. تفاوت معنیداری بین دو جنس یافت نگردید (358/0=P). زیرگروه غالب بیماری، PLC (8/91%) و میانگین سن شروع بیماری 73/18±79/29 سال بود. شایعترین نوع ضایعات پوستی، پاپول (4/48%) و تظاهر پوستی شایع در 58 نفر (4/32%)، درگیری جنرالیزه بدن بود. بیشترین درمان مورد استفاده کورتیکواسترویید موضعی در 86 بیمار (4/52%) بود. فاصله زمانی از ابتلا تا بهبودی کامل 40/221±80/160 روز گزارش گردید. 45 نفر (6/30%) دورههای عود بیماری را ذکر کردند. همراهی معنیداری بین جنس (620/0=P)، بیماریهای زمینهای (293/0=P) و سن (876/0=P) با اثربخشی درمان یافت نگردید.
نتیجهگیری: با عنایت به محدودبودن اطلاعات کلینیکال مرتبط با بیماران پیتریازیس لیکنوئید، ایجاد بانک اطلاعاتی الکترونیکی و نظام رجیستری ملی این بیماری توصیه میشود.
مجید رستمی مقدم، حامد زندیان، محمد جعفرزاده، امیرحسین جدیری آقائی،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تلوژن افلوویوم (TE) نوعی ریزش موی منتشر است که 2 تا 3 ماه پس از یک عامل استرسزا، ازجمله عفونت کووید 19، رخ میدهد. هدف این مطالعه تعیین فراوانی TE در زنان مبتلا به کووید 19 بود.
روش اجرا: این مطالعه توصیفی برروی 270 زن مراجعهکننده به درمانگاه پوست و مو بیمارستان امام رضا اردبیل با شکایت ریزش مو انجام شد. اطلاعات مربوط به سابقه ابتلا به کووید 19، بستری، داروهای مصرفی، دریافت واکسن و مشخصات دموگرافیک جمعآوری شد. شدت آلوپسی با معاینه بالینی و تست ترکشن بررسی شد و دادهها با نرمافزار SPSS تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین سن بیماران 41 سال بود. 1/61% سابقه بستری، 7/43% مصرف آنتیبیوتیک، 8/61% مصرف کورتیکواستروئید و 8/51% مصرف NSAID داشتند. شدت کووید 19 با بروز زودتر (001/0P=) TE و افزایش تعداد موهای کندهشده در تست ترکشن (001/0P=) ارتباط معناداری داشت. بستری بهدلیل کووید 19 و مصرف کورتیکواستروئید مدت زمان بین بیماری و شروع علائم TE را کاهش دادند. تزریق واکسن آسترازنکا با افزایش تعداد موهای کندهشده (02/0P=) همراه بود.
نتیجهگیری: شدت TE با شدت کووید 19، بستری، مصرف کورتیکواستروئید و تزریق واکسن آسترازنکا مرتبط بود.
آلا احسانی، بهار صادقی، امیرهوشنگ احسانی، مهشیدالسادات انصاری، زهرا رضوی، مینا کوهیان محمدآبادی، کامبیز کامیاب حصاری، پدرام نورمحمدپور، مبینا کمالآبادی فراهانی، امیرحسین رحیمنیا،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آنژیوکراتومها ازجمله ضایعات عروقی نادر هستند که اغلب به شکل ماکول یا پاپولهای کوچک و قرمز تا بنفش روی پوست ظاهر میشوند. این ضایعات معمولاً خوشخیم، ممکن است با تغییراتی در ضخامت و رنگ همراه باشند؛ اما برخی انواع آنها میتوانند بهعنوان نشانههایی از بیماریهای متابولیک جدی ظاهر شوند. این مطالعه با هدف تحلیل ویژگیهای دموگرافیک و کلینیکی آنژیوکراتوم در بیماران ایرانی، در مرکز تخصصی پوست بیمارستان رازی تهران طراحی شده است.
روش اجرا: این مطالعه گذشتهنگر توصیفی، بر روی ۱۹۹ بیمار مبتلا به آنژیوکراتوم بین سالهای 1392 تا 1402 در بیمارستان رازی تهران انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، محل و اندازه ضایعات، سابقه خانوادگی و روشهای درمانی بیماران از پروندههای پزشکی استخراج و با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شد. برای سنجش ارتباط بین متغیرها، از آزمونهای آماری پارامتریک و ناپارامتریک استفاده گردید و سطح معناداری 05/0 درنظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 75/24 سال بود و بیشترین شیوع بیماری در دهه دوم و سوم زندگی مشاهده شد. 3/51% بیماران مرد و 7/48% زن بودند. بیشترین ضایعات در اندام تحتانی (7/40%) و ناحیه ژنیتالیا (6/18%) مشاهده شد. روشهای درمانی مختلفی ازجمله کرایوتراپی (14/68%)، لیزر (14/27%) و الکترودسیکاسیون (44/4%) بهکار گرفته شد و کرایوتراپی بالاترین اثربخشی را داشت.
نتیجهگیری: این مطالعه اطلاعات ارزشمندی درخصوص شیوع، ویژگیهای بالینی و روشهای درمانی مناسب برای آنژیوکراتوم در بیماران ایرانی فراهم کرد. برای بررسی کاملتر این ضایعات، مطالعات گستردهتر و پیگیری طولانیمدت در مراکز درمانی مختلف توصیه میشود تا میزان اثربخشی درمانها و عوارض احتمالی آنها مشخص گردد.
مهدی میرزایی علویجه، اسد بهروجه، حسین اشتریان، بهروز حمزه، فرزاد جلیلیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پوست بیشترین قابلیت پیشگیری را در میان تمام سرطانها دارد. کشاورزان بهعلت شغلی که دارند در معرض تابش اشعه فرابنفش خورشید قرار دارند و یکی از گروههای مستعد جهت ابتلا به سرطان پوست هستند. هدف از انجام مطالعه حاضر شناسایی تعیینکنندههای انجام رفتارهای پیشگیری از سرطان پوست در کشاورزان بود.
روش اجرا: این پژوهش مقطعی در میان کشاورزان روستاهای شهرستان جوانرود در غرب ایران انجام شد. دادههای پژوهش بهوسیله پرسشنامه و ازطریق مصاحبه جمعآوری گردید. دادهها در نسخه 16 نرمافزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید. برای اندازهگیری تعیینکنندههای رفتارهای پیشگیری از سرطان پوست از رگرسیون خطی خام و تعدیل شده استفاده شد.
یافتهها: میانگین سن شرکتکنندگان 47/36 سال بود. خودکارآمدی درکشده (193/0=β و 004/0=P) و هزینهپاسخ درکشده (145/0-=β و 025/0=P) مهمترین عوامل تأثیرگذار بر انجام رفتارهای پیشگیری از ابتلا به سرطان پوست بودند.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد در توسعه مداخلات ارتقای رفتارهای پیشگیری از سرطان پوست در میان کشاورزان با تمرکز بر ارتقای خودکارآمدی درکشده و کاهش هزینه پاسخ درکشده، بتوان رفتارهای پیشگیری از سرطان پوست را ارتقا داد.
شاهین حمزهلو، فاطمه جعفری، مریم نسیمی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس در موارد شدیدتر، به درمانهای بیولوژیک نیاز دارد. تاکنون مطالعهای درخصوص اندیکاسیونهای قطعی برای انتخاب نوع و زمان شروع درمان بیولوژیک در بیماران مبتلا به پسوریازیس در ایران انجام نشده است.
روش اجرا: در این مطالعه مقطعی، تمام بیماران مبتلا به پسوریازیس تحت درمان بیولوژیک که طی شش ماه مراجعه کردند، ارزیابی شدند و اطلاعات موردنیاز ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: 50 بیمار در این مطالعه تحت بررسی قرار گرفتند. 25 نفر از فتوتراپی بهمنظور درمان پسوریازیس استفاده کرده بودند (50%). تمامی آنها از درمانهای موضعی و 47 نفر از درمانهای سیستمیک (94%) استفاده کرده بودند. آدالیموماب با 74% شایعترین داروی بیولوژیک مصرفی بود. 24% بیماران از اینفلیکسیماب و 4% از اتانرسپت استفاده میکردند.
نتیجهگیری: شایعترین درمان بیولوژیک در بیماران مبتلا به پسوریازیس در این مطالعه، آدالیموماب میباشد. با توجه به وجود ریسکفاکتورهای قلبی ـ عروقی و همچنین BMI بالا در تعداد قابل توجهی از بیماران مبتلا به پسوریازیس تحت درمان بیولوژیک و تأثیر BMI بر پاسخ به درمان، مداخلات بهمنظور رساندن BMI این افراد به سطح مطلوب لازم میباشد.
حسن عدالتخواه، شبنم فهیم، سهراب ایرانپور، زهرا محبی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ملاسما نوعی اختلال پیگمنتاسیون اکتسابی، مزمن و عودکننده میباشد که معمولأ نواحی پوستی در معرض نور آفتاب را بیشتر درگیر میکند. سندرم SAHA نیز مخفف چهار کلمه سبوره، آکنه، هیرسوتیسم و آلوپسی آندروژنیک است. با توجه به همراهی ملاسما با برخی اجزای سندرم SAHA مثل آکنه و هیرسوتیسم، این مطالعه جهت تعیین ارتباط ملاسما با سندرم SAHA انجام شد.
روش اجرا: این مطالعه مورد ـ شاهدی بر روی 75 خانم دارای ملاسما بهعنوان گروه مورد و 75 خانم بدون ملاسما بهعنوان گروه شاهد انجام شد. اطلاعات در قالب پرسشنامهای مشتمل بر 28 سؤال جمعآوری و تجزیه تحلیل شد.
یافتهها: در گروه مورد 32 درصد مبتلا به هیرسوتیسم و 7/70 درصد مبتلا به آکنه بودند. در گروه شاهد 7/10 درصد مبتلا به هیرسوتیسم و 7/26 درصد مبتلا به آکنه بودند. ارتباط معناداری بین عوامل (سابقه ملاسما در بستگان درجه یک، سابقه هیرسوتیسم در بستگان درجه یک، آکنه، آلوپسی) و ابتلا به ملاسما وجود داشت. از بین گروه مورد، 3/5% مبتلا به سندرم SAHA بودند.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه اختلالات آندروژنیک در اتیولوژی سندرم SAHA و ملاسما مطرح هستند بهنظر میرسد ضایعات ملاسمایی در بیماران مبتلا به سندرم SAHA شایعتر است.
هما هاتفی مینایی، علی خامسیپور، علیرضا فیروز، اکرم میرامینمحمدی، سیدابراهیم اسکندری، شهلا میرعزیزی، مینو تسبیحی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل بیماری لیشمانیازیس دشوار است و در مناطق اندمیک بهصرفه نیست. داروی انتخابی ترکیبات سمی آنتیموان میباشد که مقاومت دارویی به آن در حال افزایش است. مطالعات حیوانی نشان داد که کمبود اینترفرون گاما باعث اختلال در بهبود لیشمانیازیس میشود. در این مطالعه، اثرات درمانی تزریق زیرجلدی اینترفرون گاما نوترکیب بر ضایعات لیشمانیازیس در موشهای بالب سی ارزیابی شد.
روش اجرا: 40 سر موش بالب سی با لیشمانیا ماژور آلوده شدند و پس از ایجاد زخم، اثرات درمانی گاما اینترفرون بهتنهایی یا ترکیب با گلوکانتیم بررسی شد. درمان استاندارد گلوکانتیم و گروه کنترل بدون درمان نیز ارزیابی شد.
یافتهها: گروههای درمانی (گلوکانتیم، گاما اینترفرون و گاما اینترفرون ـ گلوکانتیم) ازنظر کاهش در قطر کف پا در مقایسه با گروه کنترل، اختلاف معنیدار داشتند (01/0P<). تفاوت معنیداری در میزان مرگومیر در دو گروه دریافتکننده گامااینترفرون با گروه درمان استاندارد گلوکانتیم مشاهده نشد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد گامااینترفرون در درمان ضایعات لیشمانیازیس جلدی در موش Balb/c بهتنهایی و ترکیب با درمان استاندارد مؤثر بوده است و میتواند بهعنوان یک درمان جایگزین درنظر گرفته شود.
فاطمه ترکاشوند، عبدالله چالهچاله، سینا وفی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ناهمگنی روشنایی تصاویر یکی از چالشهای مهم در پردازش تصاویر کامپیوتری است که میتواند منجر به نتایج نادرست در قطعهبندی تصاویر شود. علیرغم وجود روشهای متعدد قطعهبندی، مطالعات کمی درخصوص تأثیر ناهمگنی روشنایی و انتخاب بهترین کانالهای رنگی در قطعهبندی انجام شده است. در این مقاله، از فضاهای رنگی مختلف برای تشخیص خودکار ضایعات پوستی استفاده شده است.
روش اجرا: در این تحقیق از روش قطعهبندی LSE (Level Set Evolution) همراه با هموارسازی شدتها برای شناسایی کامپیوتری ضایعات پوستی استفاده شده است. ابتدا ناهمگنی روشنایی کاهش یافته و تصویر یکنواختتری ایجاد میشود، سپس با قطعهبندی پیشنهادی دامنه تصویر به مناطق مجزا تفکیک میشود. این روش باعث تشخیص دقیقتر ضایعات پوست میگردد.
یافتهها: روش پیشنهادی بر روی 200 تصویر درموسکوپی از مجموعه دادههای شناختهشده PH2 با استفاده از کانالهای رنگی مختلف آزمایش شده است. نتایج نشان میدهد که این روش در مقایسه با سایر روشها، عملکرد بهتری دارد. صحت 97%، حساسیت 98%، اختصاصیت 99% و ضریب دایس 92% بهدست آمده است.
نتیجهگیری: این روش توانایی جداسازی و تشخیص دقیق ضایعات را دارد و میتواند در فرآیند درمان ضایعات پوستی به پزشکان کمک کند.
عارف نصیری کاشانی، ترانه یزدانپرست، فاطمه امیری، منصور نصیری کاشانی، علیرضا فیروز، مهدی قیصری،
دوره 16، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آمیلوئیدوز ماکولار (macular amyloidosis-MA) نوعی آمیلوئیدوز اولیه و موضعی پوست( primary localized cutaneous amyloidosis-PLCA) است که با رسوب آمیلوئید در لایه پاپیلاری درم مشخص میشود. هدف این مطالعه مقایسه ویژگیهای بیوفیزیکی ضایعات MA با پوست سالم مجاور بود.
روش اجرا: هیدراتاسیون لایه شاخی (stratum corneom-SC)، ازدستدادن آب ازطریق اپیدرم (TEWL - transepidermal water loss)، اصطکاک سطحی، pH، سبوم، ملانین، اریتما، دما، پارامترهای الاستیسیته شامل R0، R2 و R5، ضخامت و دانسیته اپیدرم و درم در ضایعات فعال MA در 22 بیمار اندازهگیری شده و با ناحیه سالم مجاور بهعنوان کنترل مقایسه شدند. آزمون تی زوجی برای تحلیلهای آماری استفاده و مقدار P<0.05معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: هیدراتاسیون لایه شاخی و اصطکاک پوست بهطور معنیداری کمتر و TEWL، pH، شاخص اریتما، مقدار ملانین و ضخامت اپیدرم در ضایعات MA بهطور معنیداری بیشتر بودند. در سایر پارامترهای بیوفیزیکی و اولتراسونوگرافی تفاوت معنیداری بین ضایعات MA و پوست طبیعی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: ضایعات MA با تغییرات خاص در پارامترهای اولتراسونوگرافی و بیوفیزیکی که با ویژگیهای هیستولوژیک آنها سازگار است، مشخص میشوند. این ویژگیها احتمالاً در تشخیص زودهنگام و غیرتهاجمی آمیلوئیدوز پوستی در آینده مفید خواهند بود.