47 نتیجه برای بیمار
مینا عبدی زناب، محمدعلی بشارت، سیدمسعود داوودی،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای پوستی با مجموعهای از مشکلات و آسیبهای روانی در ارتباط هستند که میتوانند بیمار، خانواده و جامعه را تحتتأثیر قرار دهند. هدف اصلی این پژوهش مقایسه دو گروه بیماران پوستی و افراد عادی برحسب شدت نشانههای روانشناختی بود.
روش اجرا: در این پژوهش، 305 نفر از افراد 16 تا 85 ساله (153 مورد و 152 شاهد) شهر تهران انتخاب شدند. علاوهبر اطلاعات جمعیت شناختی، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS)، مقیاس وسواس فکری ـ عملی مادزلی (MOCI) و پرسشنامه شخصیت آیسنک (EPQ-RS) توسط شرکتکنندگان پاسخ داده شد. برای تحلیل دادهها از آزمون t برای گروههای مستقل و تحلیل واریانس استفاده شد.
یافتهها: افراد مبتلا به بیماریهای پوستی و افراد سالم در متغیرهای افسردگی، اضطراب، وسواس شستوشو و نوروزگرایی تفاوت آماری معنادار نداشتند، اما در وسواس چککردن، برونگرایی و خوبنمایی تفاوت مشاهدهشده بین دو گروه معنادار بود. بین سن، جنس، تحصیلات، وضعیت تأهل، شغل و سابقهی بیماری روانی با نشانههای روانشناختی بیماران رابطهی معنادار مشاهده نشد. بین سابقهی خودکشی و سابقهی بیماری روانی در خانوادهی بیماران با برونگرایی رابطهی معنادار مشاهده شد.
نتیجهگیری: همبستگی و تعامل بین بیماریهای پوستی و نشانههای اختلالهای روانی یک رابطهی ساده نیست و همچنان نیازمند برررسیهای بیشتر است.
خدیجه توکلی، زهرابیگم موسوی، کامبیز کامیاب،
دوره 9، شماره 2 - ( 5-1397 )
چکیده
مقدمه: ماسیتیت گرانولوماتوز ایدیوپاتیکIdiopathic granutomatous mastitis (IGM) از بیماریهای نادر خوشخیم پستان است که بهعلت تشابه تظاهرات بالینی آن با بدخیمیهای پستان و سایر ماستیتها از اهمیت ویژهای برخوردار است.
گزارش مورد: بیمار خانم 32 سالهای میباشد که از حدود یک و نیم سال قبل بهطور ناگهانی دچار تب، تورم و درد پستان چپ شده است. در معاینه، تودههای متعددی لمس شد. گزارش بیوپسی انجامشده،IGM بود.
نتیجهگیری: اشتباه تشخیص IGM با سایر ماستیتها ممکن است بار روانی، اقتصادی و اجتماعی زیادی به بیمار تحمیل کند.
عبدالحسین امامی سیگارودی، زینب حقدوست، محمدتقی مقدمنیا، احسان کاظمنژاد لیلی،
دوره 9، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سوختگی خطری است که همه روزه به اشکال مختلف انسانها را تهدید میکند و یکی از مخربترین صدمات با عوارض مختلف جسمی و روانی است. سوختگی کیفیت و رضایت از زندگی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. بررسی رضایت از زندگی بهدلیل ارتباط تنگاتنگ آن با سلامت جسم و روان، امری حیاتی محسوب میشود. با توجه به بالابودن شیوع سوختگی در ایران و وجود چالش در درمان و توانبخشی این بیماران، لازم دیدیم مطالعهی حاضر را با هدف بررسی رضایت از زندگی در بیماران مراجعهکننده به مرکز سوانح سوختگی و جراحی ترمیمی شهر رشت انجام دهیم.
روش اجرا: در این مطالعهی توصیفی ـ تحلیلی، تعداد ۳۷۹ بیمار مبتلا به سوختگی ازطریق روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. پرسشنامهی رضایت از زندگی داینر مورد استفاده قرار گرفت. دادهها بهوسیلهی آزمونهای آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سطح معنیداری هم 05/0 P<در نظر گرفته شد.
یافتهها: اکثر واحدهای مورد پژوهش مرد (1/64%) و با مدرک دیپلم (6/34%) بودند و (4/83%) افراد پس از سوختگی به شغل قبلی خود بازگشتند. همچنین نتایج نشان داد که بیشتر این بیماران (5/48%) از زندگی راضی بودند و متغیرهای محل سکونت (00۰۱/0P=) تحصیلات (0001/0P<)، وضعیت تأهل بعد از سوختگی (05/0P=)، شغل قبل از سوختگی (016/۰(P= شغل بعد از سوختگی (014/۰P=)، انجام گرافت پوستی (۰۰۰۱/0P<) و بیمه (۰۰۰۱/0P<) بهعنوان متغیرهای پیشبینیکنندهی مرتبط با رضایت از زندگی تلقی گردیدند.
نتیجهگیری: انتظار میرفت سوختگی باعث نارضایتی این بیماران شود اما عوامل دیگری غیر از سوختگی (مانند نیروی ایمان و راضیبودن به تقدیر و مشیت الهی، امید به زندگی بالا و غیره) در بالارفتن میزان رضایتمندی نقش داشتهاند، لذا پیشنهاد میشود مؤسسات حمایتکننده و خیریه جامعه (مانند بهزیستی، کمیته امداد، صداوسیما و ...) از این بیماران بیشتر حمایت کنند. همچنین برنامهها و کلاسهایی با محتوای مشاورهای و آموزشی برای بیماران و خانوادهی آنها برگزار شود.
سیدمجید غضنفری، جمشید جمالی، آزاده ساکی، محمدرضا نورس، روشنک سالاری، علی خرسند وکیلزاده، فرزانه شریفیپور،
دوره 10، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: خارش یکی از مشکلات شایع بیماریهای مزمن کلیوی است. تداوم روشهای درمانی مختلف ضمن افزایش طول عمر بیماران باعث تغییراتی در شیوهی زندگی، وضعیت سلامتی و نهایتاً کیفیت زندگی آنان میشود. شناخت ابعاد مختلف کیفیت زندگی بیماران، باعث ارائهی خدمات بهتر توسط کادر درمانی و عاملی برای ارتقای سطح سلامت و بهبود کیفیت زندگی بیماران میشود. هدف این مطالعه ارزیابی کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی دارای خارش اورمیک در شهر مشهد در سال 1396 با گذری بر دیدگاههای طب ایرانی بود.
روش اجرا: مطالعهی توصیفی ـ تحلیلی حاضر بر روی 52 بیمار انجام شد. جمعآوری دادهها توسط پرسشنامهی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و سؤالات دموگرافیک پژوهشگرساخته انجام و تحلیل دادهها توسط نسخهی 16 نرمافزارSPSS انجام شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 73/51 سال و میانگین مدت دیالیز آنها 42/41 ماه بود. نمرهی کلی کیفیت زندگی بیماران 56 بود. کمترین و بیشترین نمره، در ابعاد جسمی و محیطی دیده شد. بین برخی ابعاد کیفیت زندگی با متغیرهای هموگلوبین و کراتینین، ارتباط آماری معنادار معکوس و با سن، بیماریهای دیابت، فشارخون و چربی خون ارتباط آماری معنادار مستقیم وجود داشت (005/0>P).
نتیجهگیری: سطح کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی پایینتر از بقیهی افراد بوده و عوامل متعددی میتواند باعث ارتقای آن شود. توجه خاص به ویژگیهای فردی بیماران دیالیزی ازنظر مزاجشناسی میتواند در پیشبینی نیازهای اساسی آنان کمککننده باشد.
علیرضا فیروز،
دوره 10، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
کنگره ی بین المللی مرکز آموزش و پژوهش بیماری های پوست و جذام به صورت مشترک با بیمارستان رازی و
Dermatologic & Aesthetic Surgery International انجمن متخصصین پوست ایران به عنوان کنگره ی منطقه ای
9 مهر - در تاریخ 11 European Society of Laser & Energy Based Devices (ESLD) و League (DASIL)
1399 در هتل المپیک تهران برگزار خواهد شد . علیرغم مشکلات موجود، مراحل اجرایی کنگره در حال پیشرفت بوده
و تاکنون استقبال خوبی از سوی مدعوین خارج از کشور جهت شرکت در کنگره به عمل آمده است . از اول آپریل تا
آمادهی پذیرش خلاصهی مقالات استکه از www.icderm2020.ir اول آگوست 2020 میلادی سایت کنگره به نشانی
همکاران علاقمند دعوت می کنم تا خلاصه ی مقالات خود را ارسال نمایند . امیدوارم با همکاری و شرکت فعال شما
همکاران گرامی همانند سالهای قبل کنگرهی با شکوه و پرباری برگزار نماییم.
حمیدرضا احمدی آشتیانی، امیررضا نوری گرمرودی، علیرضا فیروز،
دوره 11، شماره 2 - ( 5-1399 )
چکیده
به هر نوع گسستگی بافت، زخم گفته میشود که میتواند در پوست، بافت همبند یا مخاط ایجاد شود. پس از بروز زخم، فرایند التهاب، تغییر وضعیت سیستم ایمنی و همچنین فرایند ترمیم پوست فعال میشوند. ارائهی فراوردهای که بتواند فرایندهای فوق را در جهت ترمیم مطلوب قرار دهد بسیار کارا خواهد بود. مطالعات نشان داده است که فرآوردههای آلوئهورا با داشتن اثراتی همچون افزایش تولید کلاژن، خاصیت آنتیاکسیدانی و داشتن خاصیت آبرسانی، گزینهی بسیار مناسبی از این نظر هستند.
گیاه آلوئهورا بهطور عمده در مناطق خشک رشد نموده که میتواند باعث استقبال از این نوع از فراوردهها در بسیاری از نقاط جهان شود. همچنین استفاده از گیاهان دارویی هزینهی نظام سلامت را تا حدی کاهش میدهد. آلوئهورا گیاهی است که در فرایند کاشت، داشت و برداشت هزینهی زیادی ندارد و علاوهبر آن سازگاری فراوردههای آلوئهورا با انواع فرمولاسیونها، فرمولاتورها را ترغیب به استفاده از آن در صنعت داروسازی و آرایشی بهداشتی میکند.
در این مطالعهی مروری به موارد استفادهی آلوئهورا در زخم و برخی بیماریهای پوستی پرداخته خواهد شد.
امیر حسینعلیبیگی، مرتضی کاشانی، منصور نصیریکاشانی،
دوره 12، شماره 2 - ( 5-1400 )
چکیده
ورزش و پیشرفت ملتها آمیختگی زیادی به یکدیگر پیدا کردهاند و علاقه به فعالیتهای ورزشی در جهان افزایش یافته است. درماتولوژی ورزشی، رشتهای رو به رشد است. بیماریهای پوستی ورزشکاران یک گروه متمایز از بیماریهایی است که فعالیت بدنی تکراری همراه با عوامل استرسزای محیطی، ورزشکار را در بالاترین سطح احتمال ابتلا قرار میدهد. هدف از این مقاله مسلحکردن پزشکان با دانش بنیادی از بیماریهای پوستی در ورزشکاران است، عدم شناخت نقش ورزش در پاتوژنز بیماری پوستی، میتواند منجر به تأخیر انداختن تشخیص و درمان نادرست شود. بیماری پوستی میتواند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم توسط ورزش ایجاد شود، دستهای از بیماریهای پوستی نیز در فرد وجود داشته لیکن با شروع ورزش بروز کرده یا تشدید شدهاند.
بهطور کلی قبل از اینکه یک ورزشکار به ورزش بپردازد، باید از حیث پوستی مورد معاینه قرارگیرد تا از گسترش بیماریهای پوستی جلوگیری شود. معاینه بهویژه نواحی کمتر مورد توجه مانند پشت، داخل گوشها و ... از حیث وجود ضایعات، اهمیت دارد. بهتر است از ضایعات بیمار نقشهای تهیه شود که در طول زمان قابل ردگیری و تغییرات آن قابل پیگیری باشد(Body Mapping) .
ورزشکار باید تا 72 ساعت قبل از فعالیت ورزشی علائم عمومی نظیر تب نداشته باشد. هیچ ضایعه پوستی مترشح نباید وجود داشته باشد وگرنه لازم است درمانهایی را قبل از حضور در سالنهای ورزشی و استفاده از تجهیزات دریافت کند تا از عدم سرایت بیماری به سایرین اطمینان حاصل شود.
علی یوسفی، اطهر معین، علی دواتی،
دوره 12، شماره 3 - ( 8-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک نوعی از ریزش مو وابسته به آندروژنها و ژنتیک است و علیرغم اینکه بیشتر یک مسأله زیبایی است؛ ولی در سالهای اخیر مطالعات نشان داده که این نوع آلوپسی با اختلالات زمینهای ازجمله بیماریهای عروق کرونر در ارتباط است. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی آلوپسی آندروژنتیک در بیماران بستری در بخش و ارتباط آن با سابقه بیماریهای عروق کرونری قلب و ریسکفاکتورهای آن است.
روش اجرا: در این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی مقطعی، 250 نفر (125 خانم و 125 آقا) از بیماران بستری در بیمارستان مورد معاینه و بررسی قرار گرفتند و پس از گردآوری اطلاعات، دادهها به کمک نسخه 25 نرمافزار آماری spss تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: فراوانی آلوپسی در بیماران بستری در بخش بهطور کلی 8/46%، در مردان 6/61% و در زنان 32% بود. فراوانی سابقه بیماری عروق کرونری قلب در بیماران بستری در بخش بهطور کلی 6/25%، در مردان 4/34% و در زنان 8/16%بود. در بیماران دچار آلوپسی، فراوانی سابقه بیماری عروق کرونری قلب 31/39%، افزایش فشارخون 8/20%، هایپرلیپیدمی 2/17%، دیابت 4/14% و مصرف سیگار 6/15% بود و همه این موارد غیر از مصرف سیگار با آلوپسی ارتباط معنیداری داشتند.
نتیجهگیری: فراوانی آلوپسی آندروژنتیک در بیماران بستری در بخش شایع بوده و شیوع آن در آقایان بیش از دوبرابر خانمهاست. سابقه بیماری عروق کرونری قلب و ریسکفاکتورهای آن در افراد با آلوپسی بیشتر و ارتباط معناداری با آن دارد و این مهم میتواند در غربالگری و تشخیص زودرس بیماری عروق کرونری قلب و در پی آن به پیشگیری از آن کمک کند.
الهه نظری، کامبیز کامیاب حصاری، سحر منتظری، نازنین منصورزاده، ویدا فیضی، حسین مرتضوی، علیرضا قنادان، نفیسه اسماعیلی،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ایمنوفلورسانس مستقیم (DIF) بهعنوان روش استاندارد طلایی در تشخیص بیماریهای تاولی خودایمن مطرح است. محیط مورد قبول برای حفظ نمونههای بیوپسی پوست و مخاط، قبل از معاینه دیف نرمالسالین، نیتروژن مایع و محلول میشل است. گاهی پزشکان، نمونه بیوپسی گرفتهشده برای دیف را در فرمالین ده درصد قرار میدهند و گاهی نیز بهصورت همزمان درخواست دیف میکنند و فقط یک نمونه مواجههیافته با فرمالین و فرورفته در پارافین در دسترس است. در این مطالعه معینکردن ارزش تشخیصی دیف روی نمونههای بیوپسی پوست و مخاط مواجهه یافته با فرمالین ۱۰% در مقایسه با نمونههای مشابه مواجههیافته با نرمالسالین مورد بررسی قرار گرفت.
روش اجرا: در ۷۴ بیمار (۳۸ بیمار تاولی و ۲۳ بیمار درماتیت مزمن) که گروه دوم نقش کنترل سالم را داشتند، دو بیوپسی پانچ از کنار ضایعه از پوست یا مخاط انجام شد که یکی در فرمالین ۱۰% گذاشته شد و در پارافین ثابت شد و یکی در نرمالسالین گذاشته شد و DIF روی دو نمونه انجام شد.
یافتهها: حساسیت و ویژگی DIF با IgG، بهترتیب ۳۱ و ۱۰۰% در پمفیگوس، ۱۵ و ۹۳% در بیپی و با C3، ۳۹ و ۱۰۰% در پمفیگوس و ۷ و ۹۱% در بولوس پمفیگویید بود.
نتیجهگیری: DIF در نمونههای مواجههیافته با فرمالین نسبت به نرمالسالین در تشخیص پمفیگوس و بیپی کمتر حساس و تقریباً یکسان است؛ بهویژه در بیماران پمفیگوس وقتی فقط یک نمونه مواجههیافته با فرمالین در دسترس است، سودمند است.
ایلشن لطفی، سیدسعید طامهریزاده، محمدحسن جوانبخت، مریم غیاثی، مهشیدالسادات انصاری،
دوره 13، شماره 3 - ( 8-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آرهآتا یک بیماری خودایمن فولیکول مو است. Osteopontin یک فعالکننده اولیه لنفوسیت T است که ممکن است در برخی بیماریهای ایمنی نقش داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی سطح سرمی استئوپونتین در بیماران مبتلا به آلوپسی آرهآتا و مقایسه آن با سطح سرمی افراد سالم بود.
روش اجرا: 54 بیمار مبتلا به آلوپسی آرهآتا که در سالهای 1396 و 1397 به بیمارستان رازی تهران مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. نیمی از بیماران بیماری شدید و نیمی از آنها بیماری خفیف داشتند. همچنین 52 فرد سالم بهعنوان گروه کنترل (همسان ازنظر سن و جنس) انتخاب شدند. شدت بیماری با استفاده ازSALT (Severity of Alopecia Tool) Score تعیین و سطوح سرمی استئوپونتین به روش الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطح سرمی استئوپونتین در بیماران مبتلا به آلوپسی آرهآتا بهطور معنیداری بیشتر از افراد سالم بود. بین سطح استئوپونتین و نمره SALT یا طول مدت بیماری رابطه معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: سطح استئوپونتین در بیماران با آلوپسی آرهآتا بیشتر از افراد سالم است؛ اما با شدت بیماری ارتباطی ندارد.زمینه و هدف: آلوپسی آرهآتا یک بیماری خودایمن فولیکول مو است. Osteopontin یک فعالکننده اولیه لنفوسیت T است که ممکن است در برخی بیماریهای ایمنی نقش داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی سطح سرمی استئوپونتین در بیماران مبتلا به آلوپسی آرهآتا و مقایسه آن با سطح سرمی افراد سالم بود.
روش اجرا: 54 بیمار مبتلا به آلوپسی آرهآتا که در سالهای 1396 و 1397 به بیمارستان رازی تهران مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. نیمی از بیماران بیماری شدید و نیمی از آنها بیماری خفیف داشتند. همچنین 52 فرد سالم بهعنوان گروه کنترل (همسان ازنظر سن و جنس) انتخاب شدند. شدت بیماری با استفاده ازSALT (Severity of Alopecia Tool) Score تعیین و سطوح سرمی استئوپونتین به روش الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطح سرمی استئوپونتین در بیماران مبتلا به آلوپسی آرهآتا بهطور معنیداری بیشتر از افراد سالم بود. بین سطح استئوپونتین و نمره SALT یا طول مدت بیماری رابطه معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: سطح استئوپونتین در بیماران با آلوپسی آرهآتا بیشتر از افراد سالم است؛ اما با شدت بیماری ارتباطی ندارد.
شیرین سیاحفر، فاطمه یزدانی حمید،
دوره 13، شماره 3 - ( 8-1401 )
چکیده
شیوع مجدد آبله میمون این نگرانی را برانگیخته که ویروس آبله میمون، پتانسیل بالایی برای شیوع بیماریهای مشترک انسان و حیوان و ایجاد یک همهگیری جدید را دارد. تحقیقات میدانی زیادی، توسط کارکنان مراقبتهای بهداشتی و بهداشت عمومی آفریقا، در طول پاندمیهای قبلی انجام شده و این نتایج میتواند در شیوع فعلی ما را یاری کند. با این حال تظاهرات بالینی غیرمعمول، اهمیت بالایی برای تشخیص بیماری دارد. علاوهبر این، عفونتهای ناشی از ویروس آبله در مقایسه با آبله میمون، علائم پوستی مشترکی دارند که زودهنگام بروز میکنند. این تظاهرات پوستی ممکن است مربوط به دورههای انتقال باشند و میتوانند جای زخم را برجای بگذارند بنابراین، متخصصان پوست نقش اساسی در شناخت و تشخیص عفونتها، آموزش و آمادهسازی کارکنان مراقبتهای بهداشتی برای تشخیص زودهنگام موارد و سویههای جدید آبله میمون ایفا میکنند.
پرهام تمیمی،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده
بیماری پارکینسون (Parkinson Disease [PD]) با انواع اختلالات پوستی مرتبط است. اختلالات پوستی در بیماران مبتلا به پارکینسون را میتوان به دو گروه عمده تقسیم کرد: 1) اختلالات غیرایتروژنیک شامل ملانوم، درماتیت سبورئیک، اختلالات تعریق، پمفیگوئید تاولی و روزاسه و 2) اختلالات ایتروژنیک مربوط به عوارض جانبی سیستمیک آنتیپارکینسون (ازجمله کاربیدوپا/لوودوپا، روتیگوتین و سایر دوپامین آگونیستها، آمانتادین، مهارکنندههای کاتکول ـ O ـ متیل ترانسفراز و آپومورفین زیرجلدی).
درحالی که درماتیت سبورئیک بهعنوان یک علامت پرومتوری در PD در نظر گرفته میشود، روزاسه ممکن است یک عامل خطر یا نشانه اولیه توسعه PD باشد. علاوهبر این، ارتباط قوی بین PD و پیشرفت بعدی BP نیز یافت شده است و یک ارتباط احتمالی بین PD و ملانوما مشاهده شده است. ازآنجایی که افزایش خطر ابتلا به PD و ملانوم در افرادی با رنگ موی روشن و بهویژه موهای قرمز مشاهده شده است، پزشکان معالج باید به این افراد آگاهی خاصی نشان دهند و بر اهمیت محافظت از آفتاب، ازجمله محدودکردن قرارگرفتن در معرض و استفاده از عوامل مسدودکننده نور خورشید با فاکتور بالا تأکید کنند.
زهرابیگم موسوی، کامبیز کامیاب حصاری،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده
مقدمه: بیماری داریر یک بیماری ژنتیکی است که عموماً بزرگسالان را درگیر میکند و ضایعات پوستی آن بیشتر در نواحی سبوره است. بهدلیل نبود ضایعات تیپیک و وجود سایر بیماریها در این نواحی، ممکن است تشخیص آن به تأخیر افتد.
گزارش مورد: خانم 46 ساله با ضایعات بدون علامت در کشاله ران از سه سال قبل مراجعه نمودند. پس از بیوپسی و گزارش بیماری داریر، درمان با ایزوترتینویین خوراکی شروع شد. بیمار پاسخ کلینیکی مطلوبی داشت.
نتیجهگیری: در نواحی چینها ممکن است بیماریهای کمتر شایعی تظاهر نمایند و ازنظر کلینیکی با سایر بیماریهای شایع این ناحیه، اشتباه گردند.
مریم نوریزاده، مهسا فتاحی،
دوره 14، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
متوترکسات (MTX) یک داروی آزاد و در دسترس است. با این حال، صرفنظر از مصرف گسترده بهصورت آفلیبل، FDA مصرف MTX را برای بسیاری از بیماریهای التهابی پوستی در اطفال؛ مانند مورفهآ، پسوریازیس، درماتیت آتوپیک و آلوپسی آرهآتا تأیید نکرده است. به دلیل فقدان توصیههای درمانی، برخی از پزشکان ممکن است برای استفاده از MTX بهصورت آفلیبل تردید داشته باشند. همچنین در این شرایط توصیه مصرف این دارو در گروه اطفال بسیار دشوارتر است. مطالعه حاضر بهمنظور بررسی استفاده از MTX برای درمان اختلالات التهابی پوست کودکان انجام شده است.
توصیههای مبتنیبر شواهد و استفاده ایمن و موفقیتآمیز از MTX برای جمعیت اطفال، ممکن است رهنمود ارزشمندی برای استفاده از این داروی قدیمی در رژیم درمانی بیماری التهابی پوست اطفال باشد.
زهرابیگم موسوی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1403 )
چکیده
سدکنندههای جک (Janus kinase inhibitors [JAKi])، داروهایی هستند که روی فرایندهای اساسی در پاتوژنز بیماریهای التهابی و اتوایمیون اثر میکنند. تولید این داروها تغییرات قابل توجهی در درمان بیماریهای پوست ایجاد کرده است. علیرغم پتانسیلهای درمانیJAKi ها، بهزودی پس از ورود به بازار نگرانیهایی ازنظر کم یا بیضرربودن آنها ایجاد شد که ضرورت انجام مطالعاتی ازنظر عوارض و اثربخشی احساس شد. تاکنون از جهت عوارض جدی یا قابل قبول مطالعاتی انجام شده است؛ هرچند اغلب گذشتهنگر بوده یا زمان پیگیری اندک داشتهاند. با توجه به نقش مهم این داروها در درمان بیماریهای پوستی، یک مطالعه مروری براساس اهم مطالبی که بهصورت مرور سیستماتیک یا کارآزمایی بالینی روی عوارض جدی، بهخصوص بدخیمی این داروها منتشر شدهاند، ارائه میدهیم.
آلا احسانی، سیدامیرمحمد رضائیمجد، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، مینا کوهیان محمدآبادی، زهرا رضوی، مهشیدالسادات انصاری، ریحانه سیف، امیرحسین رحیمنیا،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پیتریازیس لیکنوئید (PL)، یک بیماری پاپولواسکواموس نادر با اتیولوژی نامشخص است. از آنجایی که مطالعات جدید محدودی در این خصوص انتشار یافته، پژوهش حاضر با هدف معرفی تظاهرات کلینیکال و سیر درمان این بیماران انجام گرفت.
روش اجرا: این مطالعه مقطعی گذشتهنگر (1402-1398) بر روی بیماران مبتلا به PL مراجعهکننده به بیمارستان پوست رازی که با بیوپسی از ضایعات پوستی، تشخیص آنها قطعی گردید، انجام گرفت. اطلاعات پایهای با استفاده از مستندات بیمارستانی و پیگیری سیر درمان نیز برمبنای اطلاعات موجود در پروندهها و همچنین، پیگیری تلفنی از بیماران بهدست آمد. دادهها با استفاده از نرمافزار R مورد آنالیز قرار گرفت. 05/0 P<معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: مجموعا 147 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند. تفاوت معنیداری بین دو جنس یافت نگردید (358/0=P). زیرگروه غالب بیماری، PLC (8/91%) و میانگین سن شروع بیماری 73/18±79/29 سال بود. شایعترین نوع ضایعات پوستی، پاپول (4/48%) و تظاهر پوستی شایع در 58 نفر (4/32%)، درگیری جنرالیزه بدن بود. بیشترین درمان مورد استفاده کورتیکواسترویید موضعی در 86 بیمار (4/52%) بود. فاصله زمانی از ابتلا تا بهبودی کامل 40/221±80/160 روز گزارش گردید. 45 نفر (6/30%) دورههای عود بیماری را ذکر کردند. همراهی معنیداری بین جنس (620/0=P)، بیماریهای زمینهای (293/0=P) و سن (876/0=P) با اثربخشی درمان یافت نگردید.
نتیجهگیری: با عنایت به محدودبودن اطلاعات کلینیکال مرتبط با بیماران پیتریازیس لیکنوئید، ایجاد بانک اطلاعاتی الکترونیکی و نظام رجیستری ملی این بیماری توصیه میشود.
مهری سیدموسوی، علیرضا همایونی، سیدهطاهره فائزی، علی خانهکشی، جمال صادقی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری بر نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد زنان مبتلا به لوپوس است.
روش اجرا: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه بیماران زن مبتلا به لوپوس تشکیل دادند که برای مشاوره و درمان لوپوس به انجمن لوپوس در سال 1402 مراجعه کرده بودند. از بین آنها 30 نفر داوطب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروههای مداخله و گواه قرار (هر گروه پانزده نفر) گرفتند. ابزارهای استفاده شده در پژوهش پرسشنامه نارسایی هیجانی تورنتو بگبی و همکاران (1994) بود. گروه مداخله درمان شناختی ـ رفتاری را طی هشت جلسه، هفتهای یک بار دریافت کرد. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 به کمک نسخه 27 نرمافزار SPSS صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر زمان و اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد معنادار بود (001/0P<). در گروه مداخله تفاوتی معنادار بین نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد در مراحل پیشآزمون و پس آزمون و نیز پیش آزمون و پیگیری وجود داشت (001/0P<). در حالی که در متغیرهای مذکور تفاوت معناداری بین پس آزمون و پیگیری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش، درمان شناختی ـ رفتاری به زنان مبتلا به لوپوس روش مناسبی برای بهبود نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد آنان است.
فاطمه یزدانی حمید،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
این مقاله تأثیر ایزوتریتویین بر عملکرد تیروئید را بر اساس مطالعات بالینی مختلف بررسی میکند. ایزوتریتویین، داروی رایج برای درمان آکنه شدید، به تغییرات قابل توجهی در سطح هورمونهای تیروئید، از جمله افزایش سطح TSH و کاهش FT3 و FT4 مرتبط شده است. چندین مطالعه نشان دادهاند که استفاده طولانیمدت از ایزوتریتویین میتواند منجر به اختلالات تیروئید شود و ممکن است بر حجم تیروئید، سطح هورمونها و سیستم ایمنی تأثیر بگذارد. شرایط خودایمنی تیروئید، بهویژه کمکاری تیروئید خودایمنی، نیز در بیمارانی که ایزوتریتویین دریافت کردهاند مشاهده شده است. این یافتهها نیاز به نظارت منظم بر عملکرد تیروئید در طول درمان با ایزوتریتویین را، به ویژه در بیمارانی که زمینهسازی برای اختلالات خودایمنی دارند، نشان میدهند. علاوه بر این، مقاله بر اهمیت همکاری بین متخصصان غدد و متخصصان پوست برای اطمینان از مراقبت بهینه از بیماران تأکید میکند. مطالعات بیشتری برای روشنکردن مکانیزمهای پشت این تغییرات و اهمیت بالینی آنها مورد نیاز است.
فرید محمدی، خاطره زاهدی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
لیکنپلان اروزیو ژنیتالیا یک بیماری التهابی مزمن خودایمنی است که بهطور عمده نواحی ژنیتالیا را تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند باعث درد، ناراحتی، و اختلالات سیستم ادراری ـ تناسلی و عملکرد جنسی شود. این بیماری اغلب در زنان یائسگی شایع است و همراه با بیماریهای اتوایمیون دیگر مانند ویتیلیگو و بیماری تیروئید مشاهده میشود. درمانهای معمول شامل کورتیکواستروییدهای تاپیکال و سیستمیک میباشد؛ اما چالشهای متعددی در درمان این بیماری وجود دارد، بهویژه در موارد مقاوم به درمان. این مقاله روشهای درمانی جدید و جایگزین شامل ایمونومدولاتورها و درمانهای سیستمیک، مانند تاکرولیموس، سکوکینوماب و داروهای آنتیمالاریا را بررسی کرده و اهمیت انتخاب روش درمانی مناسب برای بیماران مقاوم به درمانهای مرسوم را برجسته میکند. علاوهبراین، تأثیرات روانی این بیماری بر کیفیت زندگی بیماران و نیاز به تحقیقات چندبعدی در درمان این بیماران موردبحث قرار میگیرد.
مهسا فتاحی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1404 )
چکیده
مقدمه: بیماری گرانولوماتوز مزمن (CGD) یک نقص ایمنی اولیه نادر است که بهدلیل اختلال در کمپلکس NADPH اکسیداز ایجاد میشود و بیماران را مستعد عفونتهای شدید باکتریایی و قارچی میکند. درگیریهای قارچی پوست سر با تظاهرهای شدید التهابی مانند تینهآ کاپیتیس در این بیماران نادر؛ ولی ازنظر تشخیصی و درمانی چالشبرانگیز است.
گزارش مورد: در این مقاله، دختربچه ۹ ساله ایرانی مبتلا به CGD اتوزومال مغلوب معرفی میشود که با ضایعات التهابی مقاوم پوست سر مراجعه کرد. بررسیهای قارچشناسی، تینهآ کاپیتیس ناشی از Microsporum canis را تأیید کرد. آزمون حساسیت دارویی کاهش حساسیت به ایتراکونازول و حساسیت به تربینافین و فلوکونازول را نشان داد. بهدلیل عدم دسترسی به تربینافین، بیمار تحت درمانهای جایگزین شامل درمان آنتیباکتریال و ضدسل قرار گرفت که منجر به بهبود بالینی شد.
نتیجهگیری: این گزارش بر اهمیت تشخیص دقیق قارچشناسی، انجام آزمون حساسیت ضدقارچی و مدیریت فردمحور و چندتخصصی عفونتهای پوستی در بیماران مبتلا به CGD، بهویژه در شرایط محدودیت منابع دارویی، تأکید میکند.