47 نتیجه برای بیمار
مریم نوریزاده، مهسا فتاحی،
دوره 14، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
متوترکسات (MTX) یک داروی آزاد و در دسترس است. با این حال، صرفنظر از مصرف گسترده بهصورت آفلیبل، FDA مصرف MTX را برای بسیاری از بیماریهای التهابی پوستی در اطفال؛ مانند مورفهآ، پسوریازیس، درماتیت آتوپیک و آلوپسی آرهآتا تأیید نکرده است. به دلیل فقدان توصیههای درمانی، برخی از پزشکان ممکن است برای استفاده از MTX بهصورت آفلیبل تردید داشته باشند. همچنین در این شرایط توصیه مصرف این دارو در گروه اطفال بسیار دشوارتر است. مطالعه حاضر بهمنظور بررسی استفاده از MTX برای درمان اختلالات التهابی پوست کودکان انجام شده است.
توصیههای مبتنیبر شواهد و استفاده ایمن و موفقیتآمیز از MTX برای جمعیت اطفال، ممکن است رهنمود ارزشمندی برای استفاده از این داروی قدیمی در رژیم درمانی بیماری التهابی پوست اطفال باشد.
زهرابیگم موسوی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1403 )
چکیده
سدکنندههای جک (Janus kinase inhibitors [JAKi])، داروهایی هستند که روی فرایندهای اساسی در پاتوژنز بیماریهای التهابی و اتوایمیون اثر میکنند. تولید این داروها تغییرات قابل توجهی در درمان بیماریهای پوست ایجاد کرده است. علیرغم پتانسیلهای درمانیJAKi ها، بهزودی پس از ورود به بازار نگرانیهایی ازنظر کم یا بیضرربودن آنها ایجاد شد که ضرورت انجام مطالعاتی ازنظر عوارض و اثربخشی احساس شد. تاکنون از جهت عوارض جدی یا قابل قبول مطالعاتی انجام شده است؛ هرچند اغلب گذشتهنگر بوده یا زمان پیگیری اندک داشتهاند. با توجه به نقش مهم این داروها در درمان بیماریهای پوستی، یک مطالعه مروری براساس اهم مطالبی که بهصورت مرور سیستماتیک یا کارآزمایی بالینی روی عوارض جدی، بهخصوص بدخیمی این داروها منتشر شدهاند، ارائه میدهیم.
آلا احسانی، سیدامیرمحمد رضائیمجد، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، مینا کوهیان محمدآبادی، زهرا رضوی، مهشیدالسادات انصاری، ریحانه سیف، امیرحسین رحیمنیا،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پیتریازیس لیکنوئید (PL)، یک بیماری پاپولواسکواموس نادر با اتیولوژی نامشخص است. از آنجایی که مطالعات جدید محدودی در این خصوص انتشار یافته، پژوهش حاضر با هدف معرفی تظاهرات کلینیکال و سیر درمان این بیماران انجام گرفت.
روش اجرا: این مطالعه مقطعی گذشتهنگر (1402-1398) بر روی بیماران مبتلا به PL مراجعهکننده به بیمارستان پوست رازی که با بیوپسی از ضایعات پوستی، تشخیص آنها قطعی گردید، انجام گرفت. اطلاعات پایهای با استفاده از مستندات بیمارستانی و پیگیری سیر درمان نیز برمبنای اطلاعات موجود در پروندهها و همچنین، پیگیری تلفنی از بیماران بهدست آمد. دادهها با استفاده از نرمافزار R مورد آنالیز قرار گرفت. 05/0 P<معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: مجموعا 147 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند. تفاوت معنیداری بین دو جنس یافت نگردید (358/0=P). زیرگروه غالب بیماری، PLC (8/91%) و میانگین سن شروع بیماری 73/18±79/29 سال بود. شایعترین نوع ضایعات پوستی، پاپول (4/48%) و تظاهر پوستی شایع در 58 نفر (4/32%)، درگیری جنرالیزه بدن بود. بیشترین درمان مورد استفاده کورتیکواسترویید موضعی در 86 بیمار (4/52%) بود. فاصله زمانی از ابتلا تا بهبودی کامل 40/221±80/160 روز گزارش گردید. 45 نفر (6/30%) دورههای عود بیماری را ذکر کردند. همراهی معنیداری بین جنس (620/0=P)، بیماریهای زمینهای (293/0=P) و سن (876/0=P) با اثربخشی درمان یافت نگردید.
نتیجهگیری: با عنایت به محدودبودن اطلاعات کلینیکال مرتبط با بیماران پیتریازیس لیکنوئید، ایجاد بانک اطلاعاتی الکترونیکی و نظام رجیستری ملی این بیماری توصیه میشود.
مهری سیدموسوی، علیرضا همایونی، سیدهطاهره فائزی، علی خانهکشی، جمال صادقی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری بر نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد زنان مبتلا به لوپوس است.
روش اجرا: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه بیماران زن مبتلا به لوپوس تشکیل دادند که برای مشاوره و درمان لوپوس به انجمن لوپوس در سال 1402 مراجعه کرده بودند. از بین آنها 30 نفر داوطب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروههای مداخله و گواه قرار (هر گروه پانزده نفر) گرفتند. ابزارهای استفاده شده در پژوهش پرسشنامه نارسایی هیجانی تورنتو بگبی و همکاران (1994) بود. گروه مداخله درمان شناختی ـ رفتاری را طی هشت جلسه، هفتهای یک بار دریافت کرد. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 به کمک نسخه 27 نرمافزار SPSS صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر زمان و اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد معنادار بود (001/0P<). در گروه مداخله تفاوتی معنادار بین نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد در مراحل پیشآزمون و پس آزمون و نیز پیش آزمون و پیگیری وجود داشت (001/0P<). در حالی که در متغیرهای مذکور تفاوت معناداری بین پس آزمون و پیگیری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش، درمان شناختی ـ رفتاری به زنان مبتلا به لوپوس روش مناسبی برای بهبود نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد آنان است.
فاطمه یزدانی حمید،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
این مقاله تأثیر ایزوتریتویین بر عملکرد تیروئید را بر اساس مطالعات بالینی مختلف بررسی میکند. ایزوتریتویین، داروی رایج برای درمان آکنه شدید، به تغییرات قابل توجهی در سطح هورمونهای تیروئید، از جمله افزایش سطح TSH و کاهش FT3 و FT4 مرتبط شده است. چندین مطالعه نشان دادهاند که استفاده طولانیمدت از ایزوتریتویین میتواند منجر به اختلالات تیروئید شود و ممکن است بر حجم تیروئید، سطح هورمونها و سیستم ایمنی تأثیر بگذارد. شرایط خودایمنی تیروئید، بهویژه کمکاری تیروئید خودایمنی، نیز در بیمارانی که ایزوتریتویین دریافت کردهاند مشاهده شده است. این یافتهها نیاز به نظارت منظم بر عملکرد تیروئید در طول درمان با ایزوتریتویین را، به ویژه در بیمارانی که زمینهسازی برای اختلالات خودایمنی دارند، نشان میدهند. علاوه بر این، مقاله بر اهمیت همکاری بین متخصصان غدد و متخصصان پوست برای اطمینان از مراقبت بهینه از بیماران تأکید میکند. مطالعات بیشتری برای روشنکردن مکانیزمهای پشت این تغییرات و اهمیت بالینی آنها مورد نیاز است.
فرید محمدی، خاطره زاهدی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
لیکنپلان اروزیو ژنیتالیا یک بیماری التهابی مزمن خودایمنی است که بهطور عمده نواحی ژنیتالیا را تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند باعث درد، ناراحتی، و اختلالات سیستم ادراری ـ تناسلی و عملکرد جنسی شود. این بیماری اغلب در زنان یائسگی شایع است و همراه با بیماریهای اتوایمیون دیگر مانند ویتیلیگو و بیماری تیروئید مشاهده میشود. درمانهای معمول شامل کورتیکواستروییدهای تاپیکال و سیستمیک میباشد؛ اما چالشهای متعددی در درمان این بیماری وجود دارد، بهویژه در موارد مقاوم به درمان. این مقاله روشهای درمانی جدید و جایگزین شامل ایمونومدولاتورها و درمانهای سیستمیک، مانند تاکرولیموس، سکوکینوماب و داروهای آنتیمالاریا را بررسی کرده و اهمیت انتخاب روش درمانی مناسب برای بیماران مقاوم به درمانهای مرسوم را برجسته میکند. علاوهبراین، تأثیرات روانی این بیماری بر کیفیت زندگی بیماران و نیاز به تحقیقات چندبعدی در درمان این بیماران موردبحث قرار میگیرد.
مهسا فتاحی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1404 )
چکیده
مقدمه: بیماری گرانولوماتوز مزمن (CGD) یک نقص ایمنی اولیه نادر است که بهدلیل اختلال در کمپلکس NADPH اکسیداز ایجاد میشود و بیماران را مستعد عفونتهای شدید باکتریایی و قارچی میکند. درگیریهای قارچی پوست سر با تظاهرهای شدید التهابی مانند تینهآ کاپیتیس در این بیماران نادر؛ ولی ازنظر تشخیصی و درمانی چالشبرانگیز است.
گزارش مورد: در این مقاله، دختربچه ۹ ساله ایرانی مبتلا به CGD اتوزومال مغلوب معرفی میشود که با ضایعات التهابی مقاوم پوست سر مراجعه کرد. بررسیهای قارچشناسی، تینهآ کاپیتیس ناشی از Microsporum canis را تأیید کرد. آزمون حساسیت دارویی کاهش حساسیت به ایتراکونازول و حساسیت به تربینافین و فلوکونازول را نشان داد. بهدلیل عدم دسترسی به تربینافین، بیمار تحت درمانهای جایگزین شامل درمان آنتیباکتریال و ضدسل قرار گرفت که منجر به بهبود بالینی شد.
نتیجهگیری: این گزارش بر اهمیت تشخیص دقیق قارچشناسی، انجام آزمون حساسیت ضدقارچی و مدیریت فردمحور و چندتخصصی عفونتهای پوستی در بیماران مبتلا به CGD، بهویژه در شرایط محدودیت منابع دارویی، تأکید میکند.