جستجو در مقالات منتشر شده



ستاره عامری، ترانه یزدان پرست، سامان احمدنصرالهی،
دوره 7، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: درماتیت یا اگزما نوعی اختلال پوستی خارش‌دار است که معمولاً به‌علت واکنش التهابی پوست در پاسخ به ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی ایجاد می­شود. این مطالعه با هدف ارزیابی بی‌خطری کرم‌های ضددرماتیت و بررسی عوارض جانبی احتمالی روی داوطلبین انسانی با اندازه‌گیری شاخص‌های بیوفیزیکی پوست به‌عنوان روشی غیرتهاجمی صورت پذیرفت.

روش اجرا: در کارآزمایی بالینی فاز I حاضر، دو گروه 15 نفره‌ی داوطلب بزرگسال و 15 داوطلب کودک سالم جهت بررسی بی‌خطری سه کرم ضددرماتیت آتوپیک و تماسی انتخاب شدند. اندازه‌گیری‌ها به کمک دستگاهMPA 580 ® Cutometerصورت گرفت و تغییرات رخ‌داده در شاخص‌های میزان تبخیر آب از اپی‌درم، رطوبت لایه‌ی شاخی، محتوای ملانین، محتوای هموگلوبین (اریتم) و pH پوست ثبت گردید. این تغییرات در هر یک از متغیرها در سمت مصرف کرم و سمت شاهد، با آزمون­های آماری مقایسه شدند و 05/0P< معنادار تلقی شد.

یافته‌ها: در مقایسه‌ی انجام‌گرفته هیچ‌گونه تفاوت آماری معناداری در شاخص‌های میزان تبخیر آب از اپی‌درم، محتوای ملانین، محتوای هموگلوبین و pH مشاهده نشد. اختلاف بین تغییر رطوبت لایه‌ی شاخی در سمت مصرف کرم­های Dermalex Repair Eczema، Dermalex Repair Contact Eczema وDermalex Repair Eczema for Babies & Children با سمت شاهد معنادار تلقی گردید و P حاصل به‌ترتیب برابر 002/0، 001/0 و 013/0 بود که به‌دلیل وجود ترکیبات پوشاننده یا جذب‌کننده‌ی رطوبت در کرم‌ها بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به آن که پس از استفاده،تغییرات نامطلوبی در شاخص‌های بیوفیزیکی پوست ایجاد نشد می‌توان هر سه کرم را بی ضرر در نظر گرفت. نتایج خودارزیابی داوطلبین نیز بر ایجاد نشدن عوارض جانبی دلالت داشت.


امیرهوشنگ احسانی، حسین مرتضوی، پدرام نورمحمدپور، ارغوان عزیزپور، سارا رستمی، مریم نسیمی،
دوره 7، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: آکنه ولگاریس از بیماری‌های بسیار شایع پوست است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر روزه‌داری روی آکنه در بیماران مراجعه‌کننده به درمانگاه پوست بیمارستان رازی انجام گرفت.

روش اجرا: در این مطالعه‌ی هم‌گروهی آینده‌نگر، تعداد 10 نفر (نه نفر زن و یک نفر مرد) روزه‌دار با آکنه و 10 نفر (نه نفر زن و یک نفر مرد) غیرروزه‌دار با آکنه در بیمارستان رازی در ماه رمضان مورد بررسی قرار گرفتند و درصد بهبودی آکنه پس از ماه رمضان در آن‌ها بررسی و مقایسه شد.

یافته‌ها: در این مطالعه مشاهده شد که آکنه در افراد روزه‌دار 71% و در افراد غیرروزه‌دار 49% بهبودی داشته و میزان بهبودی افراد روزه‌دار 4/1 برابر افراد غیرروزه‌دار بوده است، ولی این اختلاف ازنظر آماری معنی‌دار نشد (158/0=P). هم‌چنین، مشخص شد که در روزه‌داران میزان بهبودی افراد با شدت آکنه متفاوت بوده است؛ به این صورت که میانگین بهبودی آکنه‌ی گرید 2 برابر 100%، در گرید 3 برابر 78% و در گرید 4 برابر 35% بود (025/0=P) درصورتی که در افراد غیرروزه‌دار ارتباطی بین شدت آکنه و میزان بهبودی مشاهده نشد. هم‌چنین، در افراد زیر 24 سال میزان بهبود آکنه در گروه روزه‌دار 6/1 برابر گروه غیرروزه‌دار بود و در افراد بالای 24 سال این نسبت 3/1 برابر بود که این اختلاف ازنظر آماری معنی‌دار شد (011/0=P).

نتیجه‌گیری: براساس نتایج به‌دست‌آمده در این مطالعه نمی‌توان در مورد تأثیر روزه‌داری روی بهبودی ضایعات آکنه قضاوت کرد. با توجه به اینکه مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه با حجم نمونه‌ی کوچک بود، انجام مطالعات با حجم نمونه‌ی بزرگ‌تر توصیه می‌شود.


شکوفه احمدی‌مقدم، رقیه جبرییلی، معصومه یارجانلی،
دوره 7، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ریزش مو یکی از مشکلات رایج در بین مردان و زنان است. مطالعات نشان داده‏اند که 1 و 25 هیدروکسی ویتامین D ازطریق تأثیر در بیان بعضی ژن‏ها در تمایز طبیعی فولیکول‏ها و رشد مو تأثیر می‏گذارد. هدف از این مطالعه، بررسی سطح ویتامین 3D در مبتلایان به ریزش مو در بیماران 18 تا 50 ساله می‏باشد.

روش اجرا: در این مطالعه‏ی مشاهده‏ای که به‌صورت مقطعی انجام ‏شد، 100 نفر شامل 27 مرد و 73 زن از بیماران مبتلا به ریزش مو مراجعه‌کننده به یکی از بیمارستان‏های آموزشی دانشگاه آزاد واحد تهران، وارد طرح شدند. از این بیماران نمونه خون وریدی گرفته و به‌منظور تعیین سطح سرمی ویتامین 3D به یک آزمایشگاه معتبر ارسال شدند.

یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 5/8±75/29 سال بود. میانگین سطح ویتامین D در بیماران mL/ng 14/5±17/26 بود. شصت و شش درصد از بیماران دچار ریزش مو دچار کمبود ویتامین D نیز بودند. شیوع کمبود ویتامین D در بین زنان به‌طور قابل توجهی بیشتر از مردان بود (001/0=P).

نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که شیوع کمبود سطح سرمی ویتامین 3D در میان افراد مبتلا به ریزش مو قابل توجه است.


مریم خلیلی، مهین افلاطونیان، شیما بهرامی، سیمین شمسی‌میمندی،
دوره 7، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده

هدف: واکنش‌های پوستی لیکنوئید گروهی از بیماری‌های پوست با شواهد آسیب لایه‌ی بازال اپی‌درم و ارتشاح سلول‌های التهابی در درم پاپیلاری می‌باشند. در این مطالعه تغییرات بالینی ـ آسیب‌شناختی بیماری‌های پوستی با واکنش لیکنوئید را مورد بررسی قرار گرفت.

روش اجرا: در این مطالعه‌ی مقطعی و گذشته‌نگر، نمونه‌ی بافت‌شناسی 118 بیمار با تشخیص واکنش لیکنوئید پوست ازنظر تغییرات بافت‌شناسی پوست و مشخصات بالینی مانند سن، جنس و محل ضایعات مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: 4/53% بیماران زن بودند و میانگین سنی بیماران 37/17±9/39 سال بود. میانگین مدت زمان ابتلا 3/14±82/21 ماه بود. شایع‌ترین محل درگیری اندام فوقانی (24%) بود. شایع‌ترین یافته‌ی بافت‌شناسی مشاهده‌شده در درم و اپی‌درم به‌ترتیب دژنرسانس آبکی لایه‌ی بازال (9/89%) و ارتشاح غالب لنفوسیتی (5/85%) بود. شایع‌ترین سلول التهابی در درم لنفوسیت بود. اجسام کولوئید و ملانوفاژ به‌ترتیب در 2/60% و 78% موارد مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: بررسی بافت‌شناسی می‌تواند در افتراق بیماری‌های پوستی با واکنش لیکنوئید در مواردی که در تشخیص بالینی تردیدی وجود دارد کمک‌کننده باشد.


علیرضا فیروز،
دوره 7، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده

همکاران ارجمند و اساتید گرامی
لازم دیدم درخصوص چند مورد که « پوست و زیبایی » با درود فراوان ، به عنوان سردبیر نشری ه ی علمی  پژوهشی گمان می کنم برای شما عزیزان نیز درخور توجه باشد، مطالبی را بیان دارم.
 دکتر شاهین حمزه لو » نخستین مورد ، اهدای سومین جایز ه ی پژوهشی استاد دکتر یحیی دولتی به جناب آقای (تصویر 1). این جایزه که سالانه به دستیار برتر در پژوهش درماتولوژی در میان دانش آموختگان همان سال اهدا می گردد، شامل لوح تقدی ر و 3 سکه ی بهار آزادی می باشد که با هدف ترغیب دستیاران پوست به انجام فعالی ت های پژوهشی طی دوران تحصیل و براساس نمره ی کسب شده از فعالی ت های پژوهشی در آزمون دانش نامه و با نظر شورای پژوهشی مرکز آموزش و پژوهش بیماری های پوست و جذام دانشگاه علوم پزشکی تهران اهدا می شود


قاسم رحمت پور رکنی، محمدصادق رضایی، محمد خادملو، مهناز شریفیان، سامان درزی،
دوره 7، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری دست، پا و دهان (Hand Foot Mouth Disease [HFMD])، سندرمی مسری است که توسط ویروس‌های روده‌ای از خانواده‌ی پیکورناویریده ایجاد می‌شود. با توجه به اهمیت و کم‌بودن مطالعات درباره‌ی این بیماری و بروز ضایعات ناخنی در آن، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین فراوانی انواع ضایعات ناخنی در کودکان مبتلا به بیماری دست، پا و دهان انجام شد.

روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی، 84 کودک مبتلا به HFMD مراجعه‌کننده به درمانگاه بیمارستان بوعلی سینای شهر ساری در سال 94-1393، به روش تمام‌شماری انتخاب شدند. تشخیص HFMD، براساس یافته‌های بالینی توسط متخصص پوست یا متخصص اطفال گذاشته شد. محل بروز ضایعات پوستی، ثبت و برای کودکان واردشده به مطالعه، معاینات ناخن از جهت بررسی انواع ضایعات ناخنی در فواصل زمانی 2، 4، 6 و 8 هفته بعد از شروع بیماری انجام و محل درگیری ضایعه‌ی ناخنی به تفکیک انگشتان دست و پا و نوع درگیری ضایعات ناخنی ثبت شد.

یافته‌ها: از 84 نفر بیمار با میانگین سنی± انحراف معیار 5/19±2/38 ماه، 3/58% مذکر بودند. 30 نفر (7/35%)، درگیری ناخن دست و 31 نفر (9/36%)، درگیری ناخن پا داشتند. شیوع onychomadesis در 4 هفته نسبت به 2 هفته پس از شروع بیماری (5/15% در مقابل 2/1% و 001/0>P) و در 6 هفته نسبت به 4 هفته پس از شروع بیماری (8/29% در مقابل 5/15% و 001/0=P)، با ارتباط معنی‌داری افزایش یافته بود اما شیوع آن در 8 هفته نسبت به 6 هفته پس از شروع بیماری، با ارتباط معنی‌داری کاهش یافته بود (9/17% در مقابل 8/29% و 007/0=P).

نتیجهگیری: با توجه به شیوع نسبتاً بالای ضایعات ناخنی در کودکان مبتلا به HFMD لازم است آموزش همگانی درباره‌ی انواع علائم و عوارض HFMD، از جمله ضایعات ناخنی این بیماری، داده شود.


زهرا کریمی، آناهیتا خدابخشی کولایی، امیرهوشنگ احسانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ویتیلیگو یک بیماری مزمن پوستی است که با ظاهرشدن لکه­های سفید (دپیگمانته) بهدلیل ازبینرفتن ملانوسیت­های پوست تظاهر میکند. گرچه ویتیلیگو اختلال جسمانی زیادی به همراه ندارد اما مشکلات زیبایی فراوانی را بهوجود میآورد که باعث پدیدآمدن اختلالات روانی متعددی میشوند. هدف از این مطالعه مقایسهی گرایش به خودکشی و تنیدگی روانی در مبتلایان به ویتیلیگو با افراد غیرمبتلا به بیماری­های پوستی بود.

روش اجرا: در این مطالعهی مورد ـ شاهدی، 30 بیمار مبتلا به ویتیلیگو که در بازهی زمانی 95-1394 به کلینیک پوست و لیزر بهسیما تهران مراجعه کرده بودند، به روش نمونهگیری آسان داخل مطالعه شدند. پس از همسان سازی ازنظر مشخصات دموگرافیک، 30 فرد که در 6 ماه گذشته مبتلا به بیماری پوستی نشده بودند، بهعنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند. اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامهای تهیهشده برای مشخصات دموگرافیک و بالینی، پرسشنامهی افکار خودکشی Beck و پرسشنامهی تنش روانی (stress) Kohen استفاده شد.

یافتهها: میانگین نمرهی کلی افکار خودکشی بک در افراد مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو برابر با 33/1±67/3 از میانگین افراد بدون بیماری پوستی برابر با 17/1±37/0 بالاتر بود (02/0P=). میانگین نمرهی تنش روانی (استرس) بیماران ویتیلیگو برابر با 20/9±33/28 نیز از افراد بدون بیماری پوستی با میانگین برابر با 19/8±77/21 بیشتر بود (005/0P=).

نتیجهگیری: بیماران مبتلا به ویتیلیگو، افکار خودکشی و تنش روانی بیشتری نسبت به جمعیت عادی دارند، بنابراین در مراقبت و درمان این بیماران باید به تأثیر بیماری برجنبههای روانشناختی این بیماری بر زندگی روزمره و اجتماعی آنها، توجه ویژهای مبذول داشت.


رضا صفدری، علیرضا فیروز، حوریه ماسوریان،
دوره 7، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: پسوریازیس بیماری پیچیدهای است با پیامدهای عاطفی و اجتماعی که در تمام مدت زندگی بیمار همراه اوست. این بیماری موجب کاهش کیفیت زندگی فرد نیز میشود که نیازمند مدیریت طولانیمدت است؛ بنابراین علاوهبر درمان مناسب بیماری، استراتژیهای خود مدیریتی به منظور افزایش سلامت بیمار و ارتقا کیفیت زندگی ضروری است. از طرف دیگر برنامههای کاربردی مبتنی بر گوشیهای هوشمند، نحوه تعامل افراد را با مراقبتهای بهداشتی و نظام سلامت تغییر میدهند. این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفههای اطلاعاتی و آموزشی برای تهیه برنامه‌ی کاربردی خودمدیریتی پسوریازیس انجام شد.

روش اجرا: در این پژوهش مقطعی، 100 بیمار مبتلا به پسوریازیس و 26 پزشک متخصص پوست که بهطور تصادفی انتخاب شده بودند، داخل شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهی محققساخته شامل اطلاعات دموگرافیک و بالینی، آموزش و مدیریت سبک زندگی و قابلیتهای برنامه در خودمدیریتی بیماری پسوریازیس بود که روایی آن توسط گروه خبرگان و پایایی پرسشنامهی مزبور ازطریق روش بازآزمون به تأیید رسید.

یافتهها: پس از بررسی میانگین امتیازهای پاسخدهندگان میزان اهمیت بخشهای دموگرافیک و بالینی، آموزش و مدیریت سبک زندگی و قابلیتهای کاربردی برنامهی خودمراقبتی از دیدگاه بیماران بهترتیب 6/80%، 7/85% و 8/88% و از دیدگاه متخصصان بهترتیب 7/83%، 71% و 75% بهدست آمد.

نتیجهگیری: شناسایی مؤلفههای خودمدیریتی از دیدگاه بیماران بهعنوان فردی که بهطور مستقیم درگیر بیماری است و متخصصان پوست بهعنوان صاحب نظران اداره این بیماران در اثربخش و کارآمدنمودن مدیریت خودمراقبتی پسوریازیس مؤثر خواهد بود. بیمارانی که به مزایا و خطرهای برنامهی مدیریت بیماری خود واقف بوده و دارای قدرت اتکای به خود باشند، با تمایل بیشتری برنامهی درمانی تعیینشده توسط پزشک خود را اجرا نموده و با جدیت بیشتری مدیریت بیماری خود را دنبال میکنند.


مهربان فلاحتی، زینب قاسمی، صفر شامحمدی، ابراهیم اسکندری، رضا امیری، مهدیه رحیمی، المیرا دستپرورده، شهاب الدین رحیمی فر،
دوره 7، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: در بیشتر موارد، عفونتهای ناخن نشانگر مشکل جدی در سلامت نیستند، اما درمان آنها بهویژه در صورت ضعف سیستم ایمنی بیمار، می‌تواند چالش برانگیز باشد. از جمله عوامل عفونت ناخن، باکتریها هستند. هدف این مطالعه بررسی فراوانی عوامل باکتریایی در ناخنهای دیستروفیک مراجعان به آزمایشگاه قارچشناسی بیمارستان رازی تهران بود.

روش اجرا: این مطالعهی مقطعی روی بیمارانی که با دیستروفی ناخن که به آزمایشگاه معرفی شدند، اجرا شد. روش نمونهگیری، روش در دسترس بود. بیماران با مشاهدهی مستقیم میکروسکوپی و کشت بررسی شدند. برای بررسی میکروبی ناخنها از دو محیط blood agar و  eosin methylene blue agar استفاده شد.

یافته‌ها: در این مطالعه 700 نمونهی ناخن دیستروفیشده موردمطالعه قرار گرفت که با توجه به نتایج آزمایش مستقیم و کشت، 183 بیمار مبتلا به اونیکومایکوزیس بودند (1/26%). از این تعداد 104 نفر از بیماران زن (8/65%) و 79 نفر مرد (1/34%) بودند. 181 بیمار (9/25%) مبتلا به عفونتهای باکتریایی ناخن بودند که از این تعداد 109 نفر زن (2/60%) و 72 نفر مرد (8/39%) بودند و 46 نفر (6/6%) عفونت توأم قارچی و باکتریایی داشتند که 32 نفر زن (6/69%) و 14 نفر مرد (4/30%) بودند. شایعترین باکتری جداشده استافیلوکوک بود.

نتیجه‌گیری: باکتریها سبب ایجاد تغییراتی ناخوشایند در ناخنها میشوند. عفونتهای باکتریایی، اغلب پوست زیر و دور ناخن را هدف قرار داده و گرچه درصورت عدم درمان میتوانند منجر به ازدسترفتن ناخنها شوند ولی معمولاً درمان آنها از درمان عفونت‌های قارچی آسان‌تر است.


محمدرضا عباسی سرچشمه، عذرا محمدپناه‌اردکان، ابوالقاسم عباسی‌سرچشمه،
دوره 7، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده

هدف: جراحی زیبایی متقاضیان زیادی در سراسر جهان، بخصوص در ایران دارد و متأثر از متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و روانی متفاوتی میباشد؛ به همین دلیل، این مطالعه با هدف مقایسهی باورها در مورد ظاهر، باورهای غیرمنطقی و نمایه‌ی توده‌ی بدنی در افراد متقاضی و نیازمند جراحی زیبایی انجام شده است.

روش اجرا: این مطالعه‌ی مقطعی روی متقاضیان جراحی زیبایی در بیمارستان سوانح سوختگی شهید صدوقی یزد در تابستان 1393 انجام شد. در این پژوهش پس از اخذ رضایت از نهاد مربوطه و داوطلبان شرکت در مطالعه، پرسش‌نامه‌ها بین 150 نفر از متقاضیان جراحی زیبایی در بیمارستان سوانح سوختگی شهید صدوقی یزد در تحقیق توزیع گردید که درنهایت 126 عدد از پرسش‌نامه‌ها قابل قبول بود.

یافته‌ها: افرادی که متقاضی جراحی‌های زیبایی بودند، به‌طور معنی‌داری توده‌ی بدنی (BMI) بیشتر (022/0P=) و نیز باورهای غیرمنطقی بالاتری نسبت به افراد نیازمند این اعمال داشتند (017/0P=)، اما متوسط باورها در مورد ظاهر بین دو گروه اختلاف آماری معنی‌داری را نشان نداد (05/0<P). میزان باورهای غیرمنطقی در افراد مؤنث بیش از افراد مذکر بود (017/0P=)، اما باورها در مورد ظاهر در دو جنس یکسان بود (131/0P=). همچنین با توجه به میانگینهای به‌دست‌آمده، باورها در مورد ظاهر (049/0P=) و نیز باورهای غیرمنطقی، بین افراد مجرد بیش از افراد متأهل بود (045/0P=).

نتیجه‌گیری: می‌توان نقش قابل توجه ویژگی‌های شناختی، روابط بین فردی، جنسیت، ویژگی‌های موقعیتی و به‌ویژه باورهای غیرمنطقی افراد را در گرایش آنها به جراحی زیبایی استنباط کرد. توصیه میشود که افراد قبل از انجام اعمال جراحی زیبایی به مشاور، پزشک تغذیه و کارشناسان مربوطه مراجعه کنند.


یوسف فکور، امیرهوشنگ احسانی، سعیده محمدی،
دوره 7، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری پسوریازیس از بیماریهای مزمن و شایع پوست میباشد که با ناتوانی (morbidity) و بار مالی زیادی برای بیماران و نظام سلامت کشور همراه است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر سن، شدت بیماری پسوریازیس و رژیم درمانی داروهای بیولوژیک مورد استفاده روی کیفیت زندگی مبتلایان به پسوریازیس بود.

روش اجرا: این مطالعهی مقطعی در سالهای 1394 و 1395 انجام شد و 110 بیمار مبتلا به پسوریازیس مراجعهکننده به درمانگاه و بخش پوست بیمارستان رازی در شهر تهران در آن وارد شدند. برای بررسی کیفیت زندگی از ترجمهی فارسی پرسشنامه‌ی DLQI (Dermatology Life Quality Index) بهره گرفته و داده‌ها با استفاده از نسخهی ۲۲ نرمافزار آماری IBM SPSS Statistics (IBM Corp., Armonk, NY, USA)  و آزمون مربع کای توصیف و تحلیل شد.

یافته‌ها: هفتاد و چهار مرد و ۳۶ زن وارد مطالعه شدند. میانگین سنی افراد 8/38 (دامنه: ۱۸ تا ۷۳) سال بود. میانگین نمرات DLQI برابر 51/6 و انحراف معیار آن 66/6 بود. همبستگی میان سن و شدت بیماری، کیفیت زندگی و سن، و کیفیت زندگی و شدت بیماری و کیفیت زندگی با رژیم درمانی معنیدار نبود (05/0P>).

نتیجه‌گیری: سن، شدت بیماری پسوریازیس و داروهای بیولوژیک مورد استفاده با کیفیت زندگی مبتلایان به پسوریازیس ارتباط نداشت.


محسن شیخ‌حسن، حسین بختیاری‌پاک، مهدیه غیاثی،
دوره 7، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده

پلاسمای غنی از پلاکت (Platelet-Rich Plasma [PRP])، محصولی مشتق از خون میباشد که از نظر پلاکتی غنی شده است. پلاکتها مجموعه ای از فاکتورهای رشد و سیتوکینها را ایجاد میکنند. زمانی که پلاکتها در شرایط درون تنی (in vivo) فعال میشوند، مولکولهای سیگنالدهنده را بهسرعت در محیط پیرامونی آزاد کرده و گیرندههای چرخههای مختلف را فعال میسازند. در این مقاله مروری، روی چرخههای سلولی و مولکولی بیش تنظیمشده توسط PRP که در ساخت فولیکول مو اهمیت دارند و شواهد بالینی حاصل از مطالعات انجامشده با استفاده از روش PRP و فاکتورهای رشدی مرتبط با آن، جهت درمان ریزش مو و طاسی آندروژنتیک بحث می شود.

یک جستجوی الکترونیک در پایگاههای اطلاعاتی PubMed و EMBASE از سال 2006 الی 2016 انجام شد. کلیدواژههای ذیل برای جست‌وجو انتخاب گردید: «پلاسمای غنی از پلاکت»، «ژل پلاسمایی غنی از پلاکت»، «ماتریکس فیبرینی غنی از پلاکت»، «فاکتور رشد غنی از پلاسما»، «مزوتراپی»، «آلوپسی با ماهیت مردانه»، «الگوی ریزش موی مردانه» و «الگوی ریزش موی زنانه».

در پایان فرآیند بررسی مقالات حاصل از جستجو، 25 مقاله جهت نگارش مقاله انتخاب گردید. نتایج حاصل از مطالعات بررسیشده در این مقاله مروری نشان داد که استفاده از پلاسمای غنی از پلاکت میتواند روش بالینی مفیدی را برای درمان بیماری ریزش موی اندروژنتیک با الگوی مردانه یا زنانه به ویژه در مراحل اولیه ریزش ایجاد نماید.


علیرضا فیروز،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده


علیرضا خاتمی،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده


علیرضا خاتمی،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده


نرگس بیدهندی، حمیدرضا احمدی آشتیانی، آذین آیت اللهی، سمیه یدنگی، ارکیده قربان دادرس، علیرضا فیروز،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: شوره و درماتیت سبورئیک طیفی از یک بیماری پوستی مزمن هستند. در حال حاضر ترکیبات شیمیایی متعددی جهت درمان درماتیت سبورئیک موجود می‌باشند که استفادهی مکرر و طولانیمدت از این ترکیبات میتواند منجر به ایجاد عوارض جانبی و همچنین مقاومت دارویی شود. هدف از این مطالعه مقایسهی اثربخشی یک محلول حاوی عصارههای گیاهی با محلول کلوتریمازول 1% در درمان درماتیت سبورئیک بود.

روش اجرا: بیست داوطلب (12 مرد و 8 زن) 20 تا 40 ساله مبتلا به درماتیت سبورئیک وارد مطالعه شدند. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه تحت درمان با محلول حاوی عصارههای گیاهی مریم گلی، آویشن، روغن درخت چای، اسطوخدوس، بید، رزماری و آلوئهورا قرار گرفته و گروه دیگر توسط محلول کلوتریمازول 1% درمان شدند. شرکتکنندهها از محلولها بهصورت سه بار در هفته به مدت چهار هفته استفاده کردند. بیماران قبل از ورود به مطالعه، دو هفته و چهار هفته بعد از شروع مصرف محلول ازطریق معاینهی بالینی، اندازهگیری pH و سبوم پوست سر و تعداد شورهها ارزیابی شدند. در انتهای مطالعه هر یک از شرکتکنندهها فرم مخصوص رضایت از درمان را نیز پرکردند.

یافته‌ها: گروهی که تحت درمان با محلول حاوی عصارههای گیاهی قرار گرفته بودند در مقایسه با گروهی که توسط با کلوتریمازول درمان شدند کاهش قابل توجهی در میزان پوستهریزی، قرمزی، خارش و تعداد شوره داشتند (05/0P<). میزان رضایت بیماران در گروهی که تحت درمان با عصارههای گیاهی قرار گرفته بودند بهطور قابل توجهی بالاتر بود (60% در مقابل 10%).

نتیجهگیری: محلول حاوی عصاره‌های گیاهی می‌تواند نقش مؤثری در درمان شوره و کنترل علائم درماتیت سبورئیک داشته باشد.


نازی سلجوقی، رقیه جبرئیلی، ستاره تهرانی، معصومه یارجانلی، سپیده تهرانی، فروغ قائدی،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: آکنه ولگاریس بیماری شایع پوستی است که هماکنون مصرف ایزوترتینوئین خوراکی درمان آنرا متحول کرده است. مصرف آن ممکن است برروی سطح هورمونهای جنسی و قاعدگی در بیماران مبتلا به آکنهی شدید تأثیر بگذارد. هدف این مطالعه، ارزیابی اثرات ایزوترتینوئین خوراکی برروی سطح هورمونهای جنسی و قاعدگی در بیماران زن مبتلا به آکنه شدید میباشد.

روش اجرا: در این مطالعهی قبل و بعد از درمان (before and after treatment) 50 بیمار مبتلا به آکنه ولگاریس شدید که در سال 95-1394 به درمانگاه پوست بیمارستان امیرالمؤمنین(علیهالسلام) مراجعه کردند و دارای معیارهای ورود به مطالعه شامل سن بیش از 18 سال و کمتر از 50 سال، ابتلا به آکنه التهابی کیستیک یا ندولی و شدید و نداشتن بیماری زمینهای مخدوش‌کننده و فاقد معیارهای واردنشدن به مطالعه شامل بارداری، شیردهی و یائسگی بودند مورد بررسی قرار گرفتند. دز داروی مورد تجویز برای بیماران 5/0 میلی‌گرم به‌ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز بهمدت سه ماه بود. قبل از مصرف دارو، سه ماه بعد از درمان با ایزوترتینوئین خوراکی سطح سرمی هورمونهای luteinizing hormone (LH)،
follicle stimulating hormone (FSH)، استرادیول و تستوسترون تام و آزاد اندازه‌گیری و مقایسه شد.

یافتهها: میانگین سنی بیماران 1/7+0/26 سال و 10% بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (polycystic ovary syndrome [PCOs]) بودند. سی و سه نفر (66%) از بیماران در طول مصرف ایزوترتینوئین خوراکی تغییری در عادت ماهیانه نداشتند ولی 6% به اولیگومنوره، 8% به آمنوره، و 20% به دیسمنوره مبتلا شدند. میانگین سطح سرمی LH قبل از درمان افزایش معنیداری نسبت به قبل از درمان داشت (001/0=P)، ولی در سطح سرمی هورمونهای FSH، استرادیول، تستوسترون توتال و آزاد قبل و بعد از درمان اختلاف معنیداری مشاهده نشد (05/0<P).

نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مصرف ایزوترتینوئین خوراکی با تأثیر بر عملکرد تخمدانها باعث افزایش سطح هورمون LH و تغییر در قاعدگی میشود.


مرجان انتظامی، بهاره ملک‌افضلی، رقیه جبرئیلی، بیتا شهباززادگان،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ویتیلیگو یک اختلال تولید رنگدانه است که در آن ملانوسیت‌ها در پوست تخریب می‌شوند. درمان ویتیلیگو به وسعت بیماری و الگوی توزیع آن بستگی دارد. هدف از این مطالعه مقایسه‌ی اثربخشی پرتوفرابنفش B با دامنه‌ی باریک
(narrow band ultraviolet B [NBUVB]) با پسورالن همراه با پرتو فرابنفش A (psoralen-ultraviolet A [PUVA]) در درمان مبتلایان به ویتیلیگو بود.

روش اجرا: این کارآزمایی بالینی روی 60 بیمار مبتلا به ویتیلیگو که طی سال 1392 به بیمارستان بوعلی و مرکز لیزر مهرگان شهر تهران مراجعه کرده و تحت درمان با NBUVB و یا PUVA قرار گرفتند، انجام شد. تعداد بیماران در هر گروه 30 نفر بود. گروهی که تحت درمان با PUVA بودند 3 ساعت قبل از فوتوتراپی، قرص‌های حاوی 8 ـ متوکسی پسورالن مصرف کرده و دو بار در هفته تحت فوتوتراپی قرار گرفتند. گروه دوم دوبار در هفته تحت تابش اشعه‌ی NBUVB قرار گرفتند.

یافتهها: در بیماران تحت درمان با PUVA، 40% و در گروه بیماران تحت درمان با NBUVB 3/43% بیماران مرد بودند. در بیماران تحت درمان با PUVA، نوع ویتیلیگو در 7/56% موارد ژنرالیزه، در 30% موارد سگمنتال و در 3/13% فوکال بود. در بیماران تحت درمان با NBUVB در 7/56% موارد بیماری ژنرالیزه، در 3/33% سگمنتال و در 10% فوکال بود. سه ماه و 6 ماه پس از آغاز درمان، به‌طور معنی‌داری، بازگشت مجدد رنگ پوست (رپیگمانتاسیون) در بیماران تحت درمان با NBUVB بیش از گروه تحت درمان با PUVA بود (05/0>P).

نتیجهگیری: استفاده از روش درمانی NBUVB در ویتیلیگو با توجه به عوارض کمتر برای بیمار و میزان بهبودی قابل قبول نسبت به PUVA ارجح است.


عادله کاوه‌زاده، سارا بیگ‌رضایی، محمدعلی نیلفروش‌زاده، آسیه حیدری، سیدمحسن حسینی،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اینکه دنیای کنونی، دنیای روابط کوتاه و مقطعی است، لذا افراد بیشتر بهجای آنکه خود را با تفاوتها یا شباهتهایی در ویژگیهای ذاتی و اکتسابی بشناسند، خود را با ویژگیهای ظاهری و آشکار میشناسند. در این تحقیق برآن شدیم تا به مقایسهی تصویر بدن بیماران پوستی و افراد سالم بپردازیم.

روش اجرا: در این مطالعهی مورد ـ شاهدی، 300 نفر از افراد 18 تا 64 ساله (150 نفر مورد و 150 نفر شاهد) شهر اصفهان انتخاب شدند. میزان رضایت پاسخگویان از اعضای ظاهری بدنشان و احساسات افراد در رابطه با ظاهرشان در موقعیتهای مختلف و شرایط متفاوت با بهرهگیری از یک پرسش‌نامه محقق‌ساخته سنجیده شد. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل کوواریانس و مقایسهی میانگینها استفاده شد.

یافته‌ها: زنان تحصیلکرده، مجرد و جوان تر، نمرهی تصویر بدنی بالاتر و نگاه مثبتتری به بدن خود دارند. افراد سالم نمرهی تصویر بدن بالاتری نسبت به بیماران پوستی داشتند. بین جنسیت و نمرهی تصویر بدن رابطهی معناداری مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: بیماریهای پوستی نقش مؤثری در تصویر بدنی داشتند. لذا پیشنهاد میشود که تأثیر هر یک از بیماریهای دیگری که به نحوی بر ظاهر افراد اثر میگذارد بر تصویر بدن افراد بهطور جداگانه و بهصورت عمیقتر مورد بررسی قرار گیرد.


محمد ابراهیم‌زاده اردکانی، مهرناز رییسی‌دهکردی، محمدعلی مروتی شریف‌آباد، حسن رضایی‌پندری،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از ویژگیهای زنان و دختران خودآرایی و خودنمایی است که سبب گرایش آن‌ها به انواع آرایشها میشود. این پژوهش با هدف تعیین فراوانی مصرف مواد آرایشی بین دختران دبیرستانی و دانشجوی شهر یزد و سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد آنان در این زمینه انجام شد.

روش اجرا: این مطالعهی مقطعی روی نمونهای از دختران دبیرستانی و دانشجوی شهر یزد در سال 1394 انجام شد. حجم نمونهی مورد نیاز 400 نفر برآورد شد که بهصورت نمونهگیری آسان در تحقیق وارد شدند. دادههای موردنیاز در این مطالعه با استفاده از پرسشنامهای مشتمل بر چهار بخش اطلاعات دموگرافیک، آگاهی، نگرش و عملکرد در مورد مصرف مواد آرایشی، گردآوری شد. اطلاعات بهدستآمده با استفاده از نسخه‌ی 22 نرمافزار
IBM SPSS Statistics (IBM Corp., Armonk, NY, USA) و با بهرهگیری از آزمون آزمونهای آماری t، تحلیل واریانس (ANOVA) و مربع کای تحلیل شدند. برای توصیفف متغیرهای کمی پیوسته از میانگین±انحراف معیار و برای توصیف متغیرهای اسمی و رتبهای از جداول فراوانی استفاده شد.

یافته‌ها: از شرکت‌کنندگان در مطالعه، 8/53% از حداقل یک محصول آرایشی استفاده می‌کردند. میانگین نمره‌ی آگاهی افراد با سن، تحصیلات والدین، شغل والدین و میزان درآمد ماهیانه خانواده ارتباط معنی‌داری داشت (05/0>P). بین میانگین نمره‌ی نگرش با سن، سطح تحصیلات پدر و شغل پدر و مادر ازلحاظ آماری ارتباط معنی‌داری وجود داشت (05/0>P). سن، تحصیلات پدر و مادر و شغل پدر و مادر دارای تأثیر معنی‌داری بر نمره‌ی عملکرد آزمودنی‌ها بودند (05/0>P). افرادی که از مواد آرایشی استفاده نمی‌کردند، نسبت به اثرات استفاده از مواد آرایشی نگرش مناسب‌تری داشتند (01/0=P).

تیجه‌گیری: با توجه به شیوع بالای استفاده از مواد آرایشی در بین دختران دانش‌آموز و دانشجوی شهر یزد و نیز پایین‌بودن سطح آگاهی آنان درخصوص اثرات استفاده از این مواد، برنامه‌ریزی و تدوین محتوای آموزشی مناسب و هم‌چنین شیوه‌ی آموزشی متناسب با شرایط هر گروه ضروری به‌نظر می‌رسد.



صفحه 5 از 14     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پوست و زیبایی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb