8 نتیجه برای اسکار
احمدرضا طاهری، قاسمعلی خراسانی، سیامک فرقانی، افشین فتحی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکار هیپرتروفیک ضایعهای است که بر اثر ترمیم بیش از حد زخم ایجاد میشود و برای بیماران مبتلا، عوارض زیبایی و گاه عملکردی بهجا گذاشته و موجب مشکلات جسمی، روحی و تغییر کیفیت زندگی آنان میشود. امروزه روشهای گوناگونی ازجمله جراحی برای درمان این ضایعات بهکار میرود اما بهدلیل عود مکرر، مشکلات بیمار پابرجا میماند. در این مطالعه اثر تزریق توکسین بوتولینیوم نوعA در درمان اسکار هیپرتروفیک بررسی شد.
روش اجرا: بیست و یک بیمار مبتلا به اسکار هیپرتروفیک در این کارآزمایی بالینی دوسوکور در سالهای 1393 و 1394 مورد بررسی قرار گرفتند. در هر بیمار یک قسمت از ضایعه بهصورت تصادفی بهعنوان ناحیهی مداخله و قسمت دیگر ضایعه بهعنوان شاهد انتخاب شد. در گروه اول (مداخله)، توکسین بوتولینیوم نوع A (Dysport ساخت کشور انگلستان، شرکت سازنده Ipsen، شرکت واردکننده داریان دارو) با غلظت 200 واحد در میلیلیتر و با دوز 8 واحد بهازای هر سانتیمتر مکعب ضایعه و در گروه دوم (شاهد)، با همان حجم نرمالسالین در فواصل یک ماهه تا سه بار تزریق شد. بیماران 9 ماه پس از آخرین تزریق طبق معیارهای ونکوور (Vancouver) بررسی و دادههای گردآوریشده تحلیل شدند. در این مطالعه، 0/05>P معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: 21 بیمار با میانگین سنی 2/27 سال مطالعه را به پایان رساندند. میانگین شاخص رنگ (pigmentation) در گروه مورد 0/73 کاهش داشت (0/01>P) درحالی که کاهش آن در گروه شاهد معنیدار نبود (0/24=P). میانگین وضعیت عروقی (Vascularity) گروه مورد 0/9 (0/01>P) و در گروه شاهد 0/15 بود (0/15=P). قوام ضایعه در گروه مداخله 0/98 (0/01>P) و در گروه شاهد 0/23 بهدست آمد (0/19=P). میانگین تغییرات اندازه یا ارتفاع ضایعه در گروه اول و دوم معنیدار نبود (0/32=P).
نتیجهگیری: تزریق توکسین بوتولینیوم نوع A در اسکار هیپرتروفیک، نه بهعنوان یک روش مستقل بلکه در کنار روشهای دیگر درمانی مانند جراحی، میتواند در کنترل و بهبود علائم ناشی از اسکار مفید باشد.
محسن شیخحسن، حسین بختیاریپاک، مهدیه غیاثی،
دوره 7، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده
پلاسمای غنی از پلاکت (Platelet-Rich Plasma [PRP])، محصولی مشتق از خون میباشد که از نظر پلاکتی غنی شده است. پلاکتها مجموعه ای از فاکتورهای رشد و سیتوکینها را ایجاد میکنند. زمانی که پلاکتها در شرایط درون تنی (in vivo) فعال میشوند، مولکولهای سیگنالدهنده را بهسرعت در محیط پیرامونی آزاد کرده و گیرندههای چرخههای مختلف را فعال میسازند. در این مقاله مروری، روی چرخههای سلولی و مولکولی بیش تنظیمشده توسط PRP که در ساخت فولیکول مو اهمیت دارند و شواهد بالینی حاصل از مطالعات انجامشده با استفاده از روش PRP و فاکتورهای رشدی مرتبط با آن، جهت درمان ریزش مو و طاسی آندروژنتیک بحث می شود.
یک جستجوی الکترونیک در پایگاههای اطلاعاتی PubMed و EMBASE از سال 2006 الی 2016 انجام شد. کلیدواژههای ذیل برای جستوجو انتخاب گردید: «پلاسمای غنی از پلاکت»، «ژل پلاسمایی غنی از پلاکت»، «ماتریکس فیبرینی غنی از پلاکت»، «فاکتور رشد غنی از پلاسما»، «مزوتراپی»، «آلوپسی با ماهیت مردانه»، «الگوی ریزش موی مردانه» و «الگوی ریزش موی زنانه».
در پایان فرآیند بررسی مقالات حاصل از جستجو، 25 مقاله جهت نگارش مقاله انتخاب گردید. نتایج حاصل از مطالعات بررسیشده در این مقاله مروری نشان داد که استفاده از پلاسمای غنی از پلاکت میتواند روش بالینی مفیدی را برای درمان بیماری ریزش موی اندروژنتیک با الگوی مردانه یا زنانه به ویژه در مراحل اولیه ریزش ایجاد نماید.
وحیده لاجوردی، ربابه عابدینی، صفورا شکویی، علیرضا قنادان، ارغوان عزیزپور،
دوره 8، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
مقدمه: سارکوییدوزیس یک بیماری مزمن مولتیارگان میباشد. «اسکار سارکوییدوزیس» یک یافتهی پوستی نادر ولی اختصاصی در سارکوییدوزیس میباشد. اغلب بیماران با اسکار سارکوییدوزیس درگیری سیستمیک بهخصوص در ریه دارند.
زارش مورد: بیمار یک خانم 77 ساله با انفلتراسیون سارکوییدال در اسکارهای سوختگی مربوط به 30 سال قبل است که با استرویید سیستمیک بهبود قابل توجهی در ضایعات بیمار ایجاد شد.
نتیجهگیری: در برخورد با ضایعاتی که در اسکارهای سوختگی ایجاد میشوند باید اسکار سارکوییدوزیس را درنظر گرفت.
نرجس راستگو، رویا لاری،
دوره 10، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها اختلالات ناشی از رشد بیش از حد بافت فیبروز میباشد که با تجمع کلاژن و اجزای ماتریکس سلولی همراه است. این اسکارها بهدلیل التیام غیرطبیعی زخم بهوجود میآید که ممکن است پس از صدمات پوستی ناشی از جراحی، تروما، سوختگی و غیره بروز کنند میتوانند تأثیر زیادی بر روی زندگی بیماران داشته باشند. اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها علاوهبر مشکلات زیبایی میتوانند موجب اختلال عملکردی بهدلیل جمعشدگی بافت و احساس خارش شوند. در حال حاضر تحقیقات زیادی در زمینهی پیشگیری یا درمان اسکارها در حال انجام است، اما با توجه به اینکه مکانیسمهای فیزیوپاتولوژی تشکیل اسکار هنوز بهخوبی شناخته نشده است، راهبردهای پیشگیری و درمان هنوز به هیچ وجه در سطح رضایتبخشی نیستند. در این مقالهی مروری، علاوهبر بررسی یافتههای جدید در مورد علل ایجاد اسکار، پیشرفتهای بیولوژیک اخیر در زمینهی راهبردهای پیشگیری و درمان اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها را مورد بررسی قرار میدهیم.
فاطمه علیزاده چایچیان، مریم کاظمی، مجید رستمی مقدم،
دوره 11، شماره 3 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی سیکاتریسیل (اسکارینگ)، یک گروه از اختلالاتی را تشکیل میدهد که در آن ریزش دائمی مو از جایگزینی فولیکولهای مو با فیبروز یا کلاژن هیالینی ایجاد میشود که خود شامل دو نوع اولیه مانند (discoid lupus erythematosus) DLE، LPP (lichenpilaropilaris)،(frontal fibrosing alopecia) FFA، فولیکولیت دکالونس و ثانویه مانند کریون و سوختگی است. این مطالعه با هدف بررسی انواع مختلف اسکارینگ آلوپسی در بیماران مراجعهکننده با این تظاهر به درمانگاه پوست بیمارستان امام رضا (ع) در سال 1397 انجام گرفت.
روش اجرا: در این مطالعهی توصیفی ـ مقطعی، 96 بیمار با تشخیص بالینی اسکارینگ آلوپسی در سال 1397 به درمانگاه پوست بیمارستان امام رضا (ع) اردبیل مراجعه کردند. ویژگیهای اپیدمیولوژیک مانند سن، جنس و محل سکونت بیماران و نیز فراوانی علل کلینیکوپاتولوژیک آلوپسی سیکاتریسیل با استفاده از روشهای آماری توصیفی در نسخهی 16 نرمافزارSPSS مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: شایعترین علل در بین بیماران مبتلا به آلوپسی سیکاترسیسل اولیه بهترتیب DLE (04/26%)، LPP (25/6%)، آکنه کلوئیدالیس (16/4%)، فولیکولیت دکالوانس (08/2%)، FFA (08/2%) و سودوپلاکبروک (04/1%) بودند. در بیماران مبتلا به آلوپسی سیکاتریسیل ثانویه، شایعترین علل بهترتیب کریون (2/55%) و پس از آن morphea، لنفوم جلدی و سوختگی (هر کدام 04/1%) بودند.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه اکثریت بیماران مورد مطالعه، مبتلا به کریون و کودکان ساکن روستا بودند، میتوان با افزایش سطح بهداشت که عامل مهمی در کنترل این بیماری میباشد، تشخیص زودهنگام در کودکان و درمان بهموقع آنها، از گسترش این بیماری جلوگیری کرد.
سینا خانعلی، پدرام علیرضایی، جلال پورالعجل،
دوره 11، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکارهای آتروفیک از عوارض شایع آکنه میباشند که روشهای مختلفی برای درمان آنها پیشنهاد شده است. این مطالعه به مقایسهی تأثیر درمان با لیزر CO2 فرکشنال نسبت به میکرونیدلینگ در بهبود اسکار آتروفیک آکنه میپردازد.
روش اجرا: مطالعهی حاضر بر روی بیماران دچار اسکار آتروفیک آکنهی مراجعهکننده به کلینیک پوست بیمارستان سینای همدان از ابتدای سال 95 تا انتهای سال 97 انجام شد. یک سمت صورت هر بیمار با لیزر CO2 فرکشنال و سمت دیگر با میکرونیدلینگ طی 4 جلسه هر 3 هفته یکبار درمان میشد. 1، 2 و 6 ماه بعد، میزان رضایتمندی بیماران و شدت اسکار آکنه (بهوسیلهی معیار Goodman and Baron) ارزیابی میشد.
یافتهها: مجموعاً 24 نفر وارد مطالعه شدند. پیش از درمان، میانگین نمره اسکار دو گروه تفاوت معناداری نداشت (726/0(P=. در پیگیریهای یک، 2 و 6 ماهه سمتی از صورت که با لیزر درمان شده بود نسبت به سمت مقابل (میکرونیدلینگ) نمرهی اسکار کمتری داشت
(P برای پیگیریهای 1، 2 و 6 ماهه بهترتیب 033/0، 008/0 و 014/0). ازنظر میزان رضایتمندی تفاوتی بین دو گروه دیده نشد (P برای پیگیریهای 1، 2 و 6 ماهه بهترتیب 589/0، 469/0 و 840/0). شایعترین عارضهی جانبی، اریتم در 3 بیمار درمانشده با لیزر بود و بهدلیل فراوانی کم عوارض، آنالیز آماری بین دو گروه از این نظر میسر نبود.
نتیجهگیری: لیزر CO2 فرکشنال نسبت به میکرونیدلینگ در کاهش نمرهی اسکار بیماران مؤثرتر بود. همچنین عوارض جانبی در هر دو شیوهی درمانی فراوانی کمی داشت.
قاسمعلی خراسانی، جواد رحمتی، حجت مولایی، افشین فتحی، غلامحسین،
دوره 12، شماره 3 - ( 8-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ظاهر بد بافت اسکار پس از جراحیهای زیبایی میتواند تأثیرات منفی بر نتایج جراحی و رضایت بیمار داشته باشد. در سالهای اخیر، استفاده زودهنگام از لیزرتراپی در جلوگیری از تشکیل بافت اسکار بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در حال حاضر اطلاعات ما از استفاده ترکیبی زودهنگام از لیزرها برای کاهش بافت اسکار و بهبود ظاهر آن محدود است. در این مطالعه ما به بررسی تأثیر لیزرتراپی ترکیبی با استفاده از pulsed dye laser (PDL) و fractional CO2 laser در بهبود ظاهر بافت اسکار پس از جراحیهای زیبایی پرداختیم.
روش اجرا: در این مطالعه 15 بیمار شامل 13 بیمار ماموپلاستی و 2 بیمار ابدومینوپلاستی بررسی شدند. در بیماران ماموپلاستی بهصورت تصادفی هر یک از پستانها در یکی از دو گروه شاهد یا لیزرتراپی قرارمیگرفت. در بیماران ابدومینوپلاستی از split-scar استفاده شد و هر نیمه بهصورت تصادفی در یکی از دو گروه قرار داده شد. در گروه لیزرتراپی، در پایان هفته سوم لیزرتراپی با PDL 585 nm و در پایان هفته ششم لیزرتراپی با fractional CO2 laser انجام شد. بیماران به مدت 6 ماه دیگر پیگیری شدند. برای ارزیابی ظاهر زخمها از
visual analogue scale (VAS) استفاده شد. سه جراح که از گروه زخمها خبر نداشتند، در شروع لیزرتراپی و در ویزیت نهایی، میزان رضایت خود از ظاهر زخمها را تعیین کردند. ظاهر زخمها براساس نمره VAS بهصورت poor، fair، good یا excellent تعیین شد.
یافتهها: میانگین نمره VAS در گروه لیزر برابر 8/0±5/5 و در گروه شاهد برابر 8/0±8/4 بود. اختلاف بین دو گروه ازنظر آماری معنادار نبود (057/0=P). در این مطالعه موردی از ظاهر اسکار excellent دیده نشد. ظاهر تمام زخمهای گروه لیزرتراپی، fair و good بود. در گروه شاهد، 13 زخم در گروه fair قرار داشتند. در این مورد نیز اختلاف بین دو گروه معنادار نبود (227/0=P).
نتیجهگیری: لیزرتراپی ترکیبی زودهنگام با استفاده از PDL و fractional CO2 laser در پیگیری کوتاهمدت با بهبود ظاهر بافت اسکار همراه است اما تأثیرات معناداری به همراه ندارد.
محمود عراقی، زهرا اوشیانی رودسری، ملیحه نقوی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
اختلال در پروسه ترمیم زخم بهدنبال بروز یک آسیب بافتی قابل توجه مانند سوختگی شدید، ضربه و یا جراحی میتواند بروز اسکار و فیبروز پوستی را در پی داشته باشد. وجود اسکار پاتولوژیک منجر به تغییر شکل طبیعی زخم شده و علاوهبر مشکلات ظاهری ممکن است همراه با درد بوده و حتی حرکت طبیعی فرد را محدود کند. پاسخ ایمنی نقش بسیار مهمی در فرایند بهبود زخم دارد. فعالشدن سلولها و فاکتورهای ایمنی باعث شروع فرآیند التهابی، تسهیل پاکسازی زخم و بهبود و بازسازی بافت میشود. با این حال، اختلال در سیستم ایمنی در طول فرآیند بهبود زخم، به التهاب مداوم و تاخیر در بهبودی و درنهایت ایجاد زخم مزمن میانجامد. ریزمحیط یک زخم مزمن شامل تعداد زیادی از سلولهای ایمنی شامل ماکروفاژهای پیشالتهابی بوده و بیان بالایی از واسطههای التهابی مانند TNF-α و IL-1β در آن مشاهده میشود. در این میان ماکروفاژها بهعنوان سلولهای ایمنی ذاتی نقشی کلیدی در پیشبرد پاسخ ایمنی و فعالشدن ایمنی اکتسابی دارند. این سلولها همچنین عوامل کلیدی در تبدیل فاز التهابی به فاز بازسازی بافتی میباشند درنتیجه، اختلال در تنظیم عملکرد ماکروفاژها عواقبی مانند بروز اسکار را در پی خواهد داشت بنابراین، آگاهی از سازوکار دقیق پروسه التهاب در حین ترمیم زخم، واسطههای التهابی و ضدالتهابی تولیدشده و تأثیر ماکروفاژها بر این روند میتواند نویددهنده دستیابی به راهکارهای نوینی در ترمیم زخم بدون اسکار باشد از این رو، این مقاله به سازوکار سیستم ایمنی حین پروسه التهاب و نقش کلیدی ماکروفاژها در این پروسه و نیز تشکیل اسکار پرداخته است.