10 نتیجه برای ترمیم
منا ملکمحمدی، حسین عبدلتهرانی، ناصر اقدمی،
دوره 2، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده
در جامعهی بشری تغییرات بدفرم و ناهنجاریهای پوستی ناشی از سوختگی و جراحات حاصل از جراحی و حوادث و امثال آنها در فرد بازتابهای روانی و رفتاری ناخوشایندی ایجاد میکنند. ماتریکس خارج سلولی (extra cellular matrix [ECM]) بزرگترین جزء تشکیلدهندهی پوست طبیعی است که ژل مانند است و بهوسیلهی سلولهای پوست تولید میشود. ساختهشدن ECM یک عامل کلیدی برای پرشدن ضایعات پوستی از قبیل سوختگی، سالک، آبله مرغان و محل جراحات و جوش است. اجزاء ماتریکس خارج سلولی عبارتاند از: پلیساکاریدهای مختلف، آب و پروتئینهای کلاژنی. قدرت انبساط و استحکام پوست طبیعی با در نظر گرفتن وزن آن نزدیک به قدرت آهن است در حالی که دارای الاستیسیتی و قابلیت تراکمپذیری بالایی میباشد. این ویژگیها بهدلیل اثر توأم دو دستهی اصلی از مولکولهای تشکیلدهندهی ECM میباشد که بهوسیلهی فیبروبلاست و سلولهای اپیدرم ترشح میشوند: 1) پروتئینهای ساختاری فیبری شکل مانند: کلاژنها، الاستین، فیبرونکتین و لامینین که به ECM استحکام و حالت ارتجاعی میبخشند. 2) پروتئوگلیکانها مثل درماتانسولفات و هیالورونیک اسید، که معمولاً از چندین رشته گلیکوزآمینوگلیکان که از یک هستهی پروتئینی منشعب میشوند. پروتئوگلیکانها مولکولهای بزرگ و جاذب آب هستند که حالت ضربهگیری ECM را برای حفظ سلولها ایجاد میکنند. در کل اطلاع از ساختار و مراحل ترمیم پوست ما را در طراحی آزمایشات و انجام تحقیقاتی دقیقتر در این راستا کمک میکند.
منا ملکمحمدی، حسین عبدلتهرانی، ناصر اقدمی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: ساختهشدن ماتریکس خارج
سلولی (extracellular
matrix [ECM])
برای ترمیم جراحت یک عامل کلیدی است. اصلیترین عضو این ماتریکس اسید هیالورونیک (hyaloronic acid [HA]) است. مطالعات اخیر نشان
داده است که محیط حاصل از کشت سلولهای مزانشیم مشتق از بافت چربی (ADSC-CM) باعث افزایش بیان و تولید
کلاژن I، III و فیبرونکتین که اجزای ECM هستند، میشود. هدف این
تحقیق بررسی اثر ADSC-CM در بیان ژنهای تولیدکننده و تخریبکنندهی HA در
سلولهای فیبروبلاست پوست انسان است.
روش اجرا: سلولهای مزانشیم از سه
نمونهی لیپوساکشن جدا شد و بعد از کشت محیط رویی آنها جمع آوری شد. نمونهی
بیوپسی پوست از شش نفر گرفته شد و سلولهای فیبروبلاست از آنها جدا شد. این سلولها
در 100% ADSC-CM کشت داده شدند. بیان سه ژن تولیدکننده و دو ژن
تخریبکنندهی HA در نمونههای تیمارشده و کنترل با real time PCR و میزان نهایی ترشح HA با کیت ELISA اندازهگیری شد.
یافتهها: بیان دو ژن تولیدکنندهی HA، HAS1
و HAS2 در نمونههای تیمارشده نسبت به کنترل افزایش و بیان ژن تخریبکنندهی HA، HYAL2 در آنها کاهش یافت. اندازهگیری میزان ترشح
نهایی HA توسط به روش ELISA نشان داد که میزان ترشح آن در نمونههای تیمارشده
نسبت به کنترل افزایش یافته است.
نتیجهگیری: تولید و ترشح HA در سلولهای
فیبروبلاست پوست انسان با اثر تحریکآمیز
فاکتورهای رشد موجود در ADSC-CM افزایش مییابد. بنابراین ترشحات ADSC با افزایش تولید و
ترشح اجزاء ECM میتواند نقش اساسی در ترمیم داشته باشد.
نسرین زند، افشان شیرکوند،
دوره 6، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
نتایج نهایی زیبایی خطوط برش جراحی برای پزشک و بیمار از اهمیت زیادی برخوردار است. از سیستمهای لیزری مختلفی برای بهبود روند ترمیم زخم و پیشگیری و درمان اسکارهای هیپرتروفیک و کلوئید استفاده شده است. طی سالهای اخیر مطالعات متعددی بر درمان زودرس محل برشهای جراحی با استفاده از سیستمهای لیزری جهت دستیابی به نتیجهی بهتر دلالت دارند. ازجمله این فناوریها استفاده از ترمیم پوست به کمک لیزر
(Laser Assisted Skin Healing [LASH]) بلافاصله بعد از جراحی بهمنظور ایجاد تغییرات مثبت در روند فیزیولوژی ترمیم زخم و تغییر مسیر نسبی پدیدهی ترمیم بهسوی بازسازی بافتی و ایجاد حداقل اسکار ممکن است. بهنظر میرسد استفاده از انرژی حرارتی لیزر در مراحل اولیه روند ترمیم زخم (متعاقب برش پوستی) سبب ایجاد تغییرات اساسی در روند ترمیم میشود.
در این مقاله، مروری بر این روش، مطالعات انجامشده روی حیوان و انسان، مکانیسمهای احتمالی اثربخشی این روش و پیشرفتهای جدیدی که در زمینهی ارتقای دستگاهها براساس تیپهای پوستی مختلف و انتخاب پارامترهای لیزری بهینه انجام شده است، خواهیم داشت.
نرجس راستگو، رویا لاری،
دوره 10، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها اختلالات ناشی از رشد بیش از حد بافت فیبروز میباشد که با تجمع کلاژن و اجزای ماتریکس سلولی همراه است. این اسکارها بهدلیل التیام غیرطبیعی زخم بهوجود میآید که ممکن است پس از صدمات پوستی ناشی از جراحی، تروما، سوختگی و غیره بروز کنند میتوانند تأثیر زیادی بر روی زندگی بیماران داشته باشند. اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها علاوهبر مشکلات زیبایی میتوانند موجب اختلال عملکردی بهدلیل جمعشدگی بافت و احساس خارش شوند. در حال حاضر تحقیقات زیادی در زمینهی پیشگیری یا درمان اسکارها در حال انجام است، اما با توجه به اینکه مکانیسمهای فیزیوپاتولوژی تشکیل اسکار هنوز بهخوبی شناخته نشده است، راهبردهای پیشگیری و درمان هنوز به هیچ وجه در سطح رضایتبخشی نیستند. در این مقالهی مروری، علاوهبر بررسی یافتههای جدید در مورد علل ایجاد اسکار، پیشرفتهای بیولوژیک اخیر در زمینهی راهبردهای پیشگیری و درمان اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها را مورد بررسی قرار میدهیم.
ملاحت خاطری رودبرده، ناهید حسنزاده نعمتی،
دوره 11، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای پوستی میتواند عملکرد حیاتی آن را که محافظت از انسانها در برابر عوامل بیماریزا میباشد، دچار اختلال کند لذا تولید یک زخم پوش مناسب برای ترمیم پوست همواره از چالشهای محققین است. هدف از این مطالعه تولید یک فیلم هیدروژلی برای کاربرد بهعنوان زخم پوش بود.
روش اجرا: در تحقیق حاضر فیلمی هیدروژلی از جنس پلیوینیل الکل/هیالورونیک اسید/نانو اکسید روی بهمنظور کاربرد بهعنوان زخم پوش ساخته شد. برای این منظور سه فیلم با درصدهای متفاوت از ترکیبات ذکرشده با استفاده از روش ریختهگری حلال تهیه گردید. نمونههای سنتز شده با استفاده از آزمونهای FTIR، SEM، XRD، MTT و آزمون کشش ارزیابی شدند.
یافتهها: بررسی مورفولوژی نمونهها نشان داد که افزایش نانوذرات اکسید روی منجر به ایجاد تخلخل و رشد اندازه آنها در فیلمها شد. همچنین مشخص گردید که درصد ازدیاد طول فیلمها با افزایش نانو ذرات اکسید روی و هیالورونیک اسید افزایش یافته است. میزان درصد ازدیاد طول بهترتیب برای کمترین مقدار نانواکسید روی تا بیشترین (5، 10 و 15 درصد وزنی) بهترتیب برابر با ۱۵۹%، ۱۶۶% و ۲۳۰% بود. مطالعه MTT حاکی از زندهمانی سلولی بالای ۸۰% بر هر سه فیلم بود.
نتیجهگیری: فیلم حاوی ۱۵% اکسید روی میتواند گزینهی مناسبی برای کاربرد در ساخت زخمپوشها و مهندسی بافت پوست باشد.
مهدیه قیاثی، سیدخلیل پستهای، سیدامیرحسین جوادی، سیدایمان سیحون،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1403 )
چکیده
پوست بهعنوان لایه بیرونی، بدن را در برابر عوامل خارجی محافظت میکند و زخمها میتوانند بر عملکرد آن تأثیر منفی بگذارند. ترمیم زخم شامل سه مرحله التهاب، تکثیر و بازسازی است که بلافاصله پس از ایجاد آسیب آغاز میشود. همچنین برخی از عوامل مانند عفونت، چاقی و دیابت میتوانند روند طبیعی بهبودی که منجر به زخمهای مزمن میشود را مختل کنند. درمانهای مختلف جراحی و غیرجراحی برای مدیریت زخمهای مزمن شامل اکسیژندرمانی هایپرباریک، سونوگرافی درمانی، لیزر درمانی و پیوند پوست استفاده شده است. این درمانها مزایا و معایبی دارند.
اخیراً از سلولهای بنیادی برای بهبود زخم مزمن بهعنوان یک روش درمانی استفاده میشود. سلولهای بنیادی مزانشیمی مزایای زیادی مانند سهولت برداشت، در دسترس بودن و پتانسیل تمایزی برای سلول درمانی دارند. علاوهبر این، آنها برخی از خواص را نشان دادند که میتواند در کاربرد بالینی ASCs (adult stem cells) مفید باشد مثل رگزایی، تعدیلکنندگی سیستم ایمنی و بهبود بازسازی بافت. این مطالعه با جمعآوری دادهها از منابع معتبر علمی از فروردین ماه سال 1401 تا دی ماه 1402 در پژوهشکده علوم اعصاب، مرکز تحقیقات ضایعات مغزی و نخاعی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. مطالعات متعددی نشان داده است که ASCs با توجه به خصوصیات ویژهای که دارند، میتوانند بهعنوان یک کاندید مناسب برای بهبود زخم باشند. هدف از این بررسی، بحث در مورد کاربرد ASCs در ترمیم و بهبود زخم بهعنوان یک استراتژی جدید در درمان مشکلات پوستی است.
بهاره نوروزی، زهرا نصیری، زهرا عطار، فاطمه قنبرپور،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
کیتین و کیتوزان مستخرج از قارچها، قادر به التیام زخمها هم در شرایط آزمایشگاهی و هم در شرایط داخل بدن موجود زنده هستند. در مدلهای زنده، ازجمله حیوانات و انسانها، این متابولیتها با مهار پاتوژنها، فعالیت آنتیاکسیدانی، تعدیل پاسخ التهابی، مرطوبکردن محیط زخم، ترویج تکثیر و مهاجرت فیبروبلاستها و کراتینوسیتها، افزایش سنتز کلاژن، اپیتلیالسازی مجدد و رگزایی تأثیر مثبتی بر بهبود زخم دارند. با توجه به اهمیت بالای پپتیدها و پلیساکاریدهای مشتقشده از قارچها، هدف از این مقاله مروری این است تا پتانسیل پلیساکاریدها و پپتیدهای بهدستآمده از قارچها (مخمرها، میکروقارچها و قارچهای رشتهای) در ترمیم زخم در شرایط آزمایشگاهی و داخل بدن بهطور جامع بررسی شود. به همین دلیل جستوجو از از پایگاههای علمی مهم و شاخص مانند Web of Science،
Google Scholar، Wiley، Elsevier، Taylor and Francis، BMC Springer وMDPI با جستوجوی عبارات کلیدی مانند پلیساکارید، گلوکان، مانان، کیتوزان، پپتید، قارچها، مخمرها، ماشرومها، میکروقارچهای رشتهای یا کپکها، ترمیم زخم و پانسمان زخم انجام شد. نتایج نشان داد که پیشرفتهای مهمی در زمینه پانسمانهای پیشرفته زخم با استفاده از مشتقات شیمیایی اصلاحشده کیتوزان به دست آمده که بهبود قابلتوجهی در حلالیت و فعالیت ضدمیکروبی این ترکیبات ایجاد کرده است. ازسوی دیگر، تنوع در محتوای کیتین در گونههای مختلف قارچ و کشف خواص درمانی پلیساکاریدهای خارج سلولی نمایانگر آن است که انجام تحقیقات بیشتر برای شناسایی پتانسیل ترمیم زخم این ترکیبات ضروری است بنابراین، با اثبات خواص زیستپزشکی و دارویی کیتین و کیتوزان مشتقشده از قارچها در ارتقای درمانهای مدرن پزشکی و بهبود زخمها، انجام تحقیقات بیشتر میتواند به کاربردهای عملی و پیشرفت پزشکی در این زمینه منجر شود.
محمود عراقی، زهرا اوشیانی رودسری، ملیحه نقوی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
اختلال در پروسه ترمیم زخم بهدنبال بروز یک آسیب بافتی قابل توجه مانند سوختگی شدید، ضربه و یا جراحی میتواند بروز اسکار و فیبروز پوستی را در پی داشته باشد. وجود اسکار پاتولوژیک منجر به تغییر شکل طبیعی زخم شده و علاوهبر مشکلات ظاهری ممکن است همراه با درد بوده و حتی حرکت طبیعی فرد را محدود کند. پاسخ ایمنی نقش بسیار مهمی در فرایند بهبود زخم دارد. فعالشدن سلولها و فاکتورهای ایمنی باعث شروع فرآیند التهابی، تسهیل پاکسازی زخم و بهبود و بازسازی بافت میشود. با این حال، اختلال در سیستم ایمنی در طول فرآیند بهبود زخم، به التهاب مداوم و تاخیر در بهبودی و درنهایت ایجاد زخم مزمن میانجامد. ریزمحیط یک زخم مزمن شامل تعداد زیادی از سلولهای ایمنی شامل ماکروفاژهای پیشالتهابی بوده و بیان بالایی از واسطههای التهابی مانند TNF-α و IL-1β در آن مشاهده میشود. در این میان ماکروفاژها بهعنوان سلولهای ایمنی ذاتی نقشی کلیدی در پیشبرد پاسخ ایمنی و فعالشدن ایمنی اکتسابی دارند. این سلولها همچنین عوامل کلیدی در تبدیل فاز التهابی به فاز بازسازی بافتی میباشند درنتیجه، اختلال در تنظیم عملکرد ماکروفاژها عواقبی مانند بروز اسکار را در پی خواهد داشت بنابراین، آگاهی از سازوکار دقیق پروسه التهاب در حین ترمیم زخم، واسطههای التهابی و ضدالتهابی تولیدشده و تأثیر ماکروفاژها بر این روند میتواند نویددهنده دستیابی به راهکارهای نوینی در ترمیم زخم بدون اسکار باشد از این رو، این مقاله به سازوکار سیستم ایمنی حین پروسه التهاب و نقش کلیدی ماکروفاژها در این پروسه و نیز تشکیل اسکار پرداخته است.
بهاره نوروزی، زهرا نصیری، زهرا عطار، فاطمه قنبرپور،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
باکتریها منابع طبیعی متابولیتهایی هستند که خواص زیستفعال متنوعی ازجمله فعالیتهای بهبود زخم، ضداکسیداتیو، ضدباکتری، ضدقارچ، ضدالتهاب، ضددیابت و ضدسرطان را نشان میدهند. دو گروه مهم از باکتریها با پتانسیل ترمیم زخم، پلیساکاریدها و پپتیدها هستند. باکتریها، علاوهبر سلولز، پلیساکاریدهای مختلف (مانند اگزوپلیساکاریدها) با پتانسیل التیام زخم تولید میکنند. رایجترین پپتیدهای باکتریایی مورداستفاده در مطالعات بهبود زخم، باکتریوسینها و لیپوپپتیدها هستند. هدف این مقاله، مروری بر مقالات اخیر در زمینه پتانسیل ترمیم زخم در شرایط آزمایشگاه و در داخل بدن موجود زنده، توسط پلیساکاریدها و پپتیدهای بهدستآمده از باکتریها (اکتینوباکتریها، باکتریوئیدها، سیانوباکتریها، فیرمیکوتها و پروتئوباکتریها) است. به همین دلیل جستوجو در پایگاههای تحقیقاتی علمی مانند
Web of Science، Google Scholar، Wiley، Elsevier، Taylor and Francis،
BMC Springer و MDPI با کلمات کلیدی پلیساکارید، پپتید، باکتریوسینها، لیپوپپتیدها، استرپتومایسها، باکتریها، باکتریهای تولیدکننده اسید لاکتیک، سیانوباکتریها و ترمیم زخم انجام شد. نتایج کلی نشان داد که پلیساکاریدها و پپتیدها و پپتیدهای مشتقشده از باکتریها هم قدرت التیام زخم را در شرایط آزمایشگاهی و هم در شرایط داخل بدن موجود زنده نشان میدهند. در مدلهای زنده، ازجمله حیوانات و انسانها، این متابولیتها با مهار پاتوژنها، فعالیت آنتیاکسیدانی، تعدیل پاسخ التهابی، مرطوبکردن محیط زخم، ترویج تکثیر و مهاجرت فیبروبلاستها و کراتینوسیتها، افزایش سنتز کلاژن، بازسازی مجدد، اپیتلیالشدن و رگزایی تأثیر مثبتی بر بهبود زخم دارند بنابراین، پپتیدها و پلیساکاریدهای مشتقشده از باکتریها نقش بسزایی در ترمیم زخمها دارند.
علیرضا صادقیمقدم بیجاری، هدی کشمیری نقاب، محمدحسن سهیلیفر،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1404 )
چکیده
چالش درمان زخمها از گذشته تاکنون یکی از مسائل مهم در حوزه پزشکی بوده است و درمان این ناهنجاری، هزینههای مادی و معنوی قابلتوجهی را برای دولتها و بیماران در پی خواهد داشت ازاینرو، محققین همواره بهدنبال روشهای نوین جهت ارتقای فرایند درمان زخمها بودهاند. با توسعه علوم کامپیوتر و ظهور پدیده هوش مصنوعی در سالهای اخیر، بسیاری از زمینههای حرفهای ازجمله علوم پزشکی دستخوش تغییرات شده است و تلاش عمومی بر آن بوده که هوش مصنوعی بهعنوان دستیار یا حتی جایگزین انسانی در برخی فرایندها بهکار گرفته شود. در حوزه ترمیم زخم، انتظار میرود تا بهکارگیری ابزارهای مبتنیبر هوش مصنوعی باعث ارتقای سرعت و دقت عملکرد نظام درمان شده و ترمیم زخمهای بیماران در مدتی کوتاهتر و با نتایجی بهتر حاصل شود.
هوش مصنوعی در مدلهای مختلفی ارائه شده است که هرکدام بر پایه دادههای مختلف عمل کرده و از هر کدام در تحقیقات مختلفی استفاده شده است. ابزارهای نرمافزاری و سختافزاری بر پایه هوش مصنوعی در تعدادی از تحقیقات طراحی و ارائه شدهاند و عملکردشان در سطوح مختلف ازمایشگاهی/بالینی مورد ارزیابی قرار گرفته و کارآمدیشان به اثبات رسیده است.
طبق یافتهها میتوان اینگونه اظهار نمود که هوش مصنوعی قادر است در روند درمان زخمها در فرایندهای تشخیصی، درمانی و آموزشی به کادر بالینی و تحقیقاتی کمکهای مؤثری ارائه نماید و حتی در مواردی بیماران را از حضور مستقیم کادر بالینی بینیاز سازد.