2 نتیجه برای درمان شناختی ـ رفتاری
مرسده یاری، عبدالله شفیعآبادی، جعفر حسنی،
دوره 11، شماره 2 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی زیبایی بهعنوان گونهای خاص و رایج در فرهنگ تغییر بدن، همواره موضوعی بحثبرانگیز در جامعهی معاصر بوده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسهی اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری هیجانمدار با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تصویر بدنی و آمیختگی شناختی نوجوانان دختر متقاضی جراحی زیبایی انجام گرفت.
روش اجرا: این مطالعهی مداخلهای نیمهآزمایشی، با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعهی آماری تحقیق را کلیهی دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوم در شهر تهران سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند. از این جامعه،30 دانشآموز براساس روش نمونهگیری خوشهای انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. قبل و بعد از انجام مداخلات، پرسشنامهی چندبعدی خود ـ بدن (MBSRQ) و پرسشنامهی آمیختگی شناختی (CFQ) پر شدند. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره با سطح معناداری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد درمان شناختی ـ رفتاری و ذهنآگاهی در بهبود تصویر بدن نوجوانان دختر متقاضی جراحی زیبایی اثربخش بوده (05/0P<) و بین اثربخشی این دو شیوهی درمان، تفاوت معناداری وجود ندارد (0662/0P<).
نتیجهگیری: درمان شناختی ـ رفتاری هیجانمدار و شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی در بهبود تصویر بدن و کاهش آمیختگی شناختی تأثیرگذار است و برگزاری کلاسهای بازآموزی و نظارت مستمر برای ثبات تغییرهای بهوجودآمده، ضروری به نظر میرسد.
مهری سیدموسوی، علیرضا همایونی، سیدهطاهره فائزی، علی خانهکشی، جمال صادقی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری بر نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد زنان مبتلا به لوپوس است.
روش اجرا: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه بیماران زن مبتلا به لوپوس تشکیل دادند که برای مشاوره و درمان لوپوس به انجمن لوپوس در سال 1402 مراجعه کرده بودند. از بین آنها 30 نفر داوطب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروههای مداخله و گواه قرار (هر گروه پانزده نفر) گرفتند. ابزارهای استفاده شده در پژوهش پرسشنامه نارسایی هیجانی تورنتو بگبی و همکاران (1994) بود. گروه مداخله درمان شناختی ـ رفتاری را طی هشت جلسه، هفتهای یک بار دریافت کرد. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 به کمک نسخه 27 نرمافزار SPSS صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر زمان و اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد معنادار بود (001/0P<). در گروه مداخله تفاوتی معنادار بین نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد در مراحل پیشآزمون و پس آزمون و نیز پیش آزمون و پیگیری وجود داشت (001/0P<). در حالی که در متغیرهای مذکور تفاوت معناداری بین پس آزمون و پیگیری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش، درمان شناختی ـ رفتاری به زنان مبتلا به لوپوس روش مناسبی برای بهبود نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد آنان است.