29 نتیجه برای رت
امیر هوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، عطاالله مرادی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
کمپلکس توبروس اسکلروزیس اختلالی ژنتیکی است که با تشکیل هامارتوم در بسیاری از اعضای بدن همراه است. ضایعات مشخصه پوستی آن مشتمل بر آنژیوفیبروما، شاگرین پچ، فیبرومای اطراف ناخن و لکههای سفید است. این بیماری اکثرا با اپی لپسی و کم هوشی همراهی دارد. در این مقاله مرد 26 ساله ای معرفی میشود که با آنژیو فیبروم بسیار بزرگی در صورت به بیمارستان پوست رازی تهران مراجعه کرده است که برای وی مشکلات روحی و روانی جدی به وجود آورده بود و همین امر طرح درمانی مناسبی را برای وی الزامی میکرد.
معصومه برزگری، زهرا حلاجی، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، مائده پرهام،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: آرتروپاتی پسوریاتیک یک بیماری خودایمن با منشأ وراثتی است که در تعدادی از بیماران مبتلا به پسوریازیس دیده میشود و جزو موارد آرتروپاتی سرونگاتیو طبقهبندی میگردد. هدف از انجام این مطالعه بررسی همراهی بین آرتریت پسوریاتیک با شدت درگیری ناخن بر اساس معیار استاندارد بررسی شدت درگیری ناخن پسوریازیس (NAPSI) در بیماران مبتلا به پسوریازیس مراجعهکننده به بیمارستان رازی بوده است.
روش اجرا: بیماران مبتلا به آرتریت پسوریازیسی بهعنوان گروه مورد و بیماران مبتلا به پسوریازیس بدون درگیری مفصلی بهعنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. پس از matching دو گروه، میزان درگیری ناخن و امتیاز NAPSI بیماران در پرسشنامههای ویژهای وارد شده و توسط نرمافزار SPSS نگارش 14 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: تعداد 30 بیمار مبتلا به آرتریت پسوریاتیک و 75 بیمار مبتلا به پسوریازیس فاقد آرتریت بهعنوان گروه کنترل وارد مطالعه شدند. در افراد مبتلا به آرتروپاتی ضایعات ناخنی شدیدتر و شایعتر از گروه کنترل بود، بهطوریکه میانگین نمرهی NAPSI در گروه مبتلا به آرتریت 46 و در گروه کنترل 9.23 بود (0.05>P).
نتیجهگیری: شدت درگیری ناخن در بیماران پسوریازیس مبتلا به آرتریت بیشتر از بیماران فاقد درگیری مفصلی میباشد.
امیر هوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، شیما سینجلی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
خالهای بافت همبند، نوعی هامارتوم با افزایش کلاژن هستند که میزان الاستین موجود در آنها متغیر است. این مقاله به معرفی پسری 18 ساله با ضایعات ندولر متعدد در ناحیه فوقانی ران میپردازد که پس از انجام بیوپسی برای وی تشخیص کلاژنوما مطرح شد که زیرگونهای از خالهای مادرزادی بافت همبند است.
پروین منصوری، سهیلا حصوری، علیرضا فیروز، علیرضا خاتمی، حامد زرتاب، عسل عطارد، رضا چلنگری، کاتالین چلنگری، فریبرز صادقی،
دوره 2، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: درماتیت روش اصلی آتوپیک یک بیماری خارشدار، مزمن و عودکننده است که در نوزدان و کودکان شایعتر است. درمان بیماری، مصرف نرمکنندهها و کورتیکوستروییدهای موضعی و همچنین اجتناب و پرهیز از محرکهاست، اما عوارض جانبی ناشی ازکورتیکوستروییدهای موضعی مصرف آنها را محدود کرده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی بیخطری و تأثیر پماد تاکرولیموس 03/0% در درمان این بیماری بود.
روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی تصادفیشده و دوسویه کور، 76 بیمار مبتلا به درماتیتآتوپیک با سن بیشتر از 2 سال در دو گروه مساوی تحت درمان با پماد تاکرولیموس 03/0% (داروسازی ابوریحان، ایران) یا پلاسبو 2 بار در روز و به مدت 6 هفته قرار گرفتند. پاسخ به درمان هر 2 هفته یکبار با مقیاس SCORAD در 2 گروه بررسی و مقایسه گردید.
یافتهها: 29 نفر در گروه تاکرولیموس و 26 نفر در گروه دارونما، مطالعه را به پایان رساندند. کاهش میانگین SCORAD پس از 2 و 4 هفته در گروه تاکرولیموس بهصورت معنیداری بیشتر از گروه دارونما بود (05/0. از نظر عوارض جانبی خارش و سوزش، اختلاف معنیداری بین دو گروه وجود نداشت، اما عارضهی جانبی قرمزی در گروه دارونما بهصورت معنیداری بیشتر مشاهده شد .
نتیجهگیری: پماد تاکرولیموس 03/0% در درمان درماتیت آتوپیک مؤثرتر از دارونما است.
حمیده هریزچیقدیم، شهلا بابایینژاد، فریده گلفروشان، حمیده عظیمی، آزاده آزادی،
دوره 2، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اثرات ضدالتهابی و نیز کاهش رنگدانهی پوستی با مصرف موضعی ترتینوئین و همینطور آلفاهیدروکسیاسیدها شناخته شده است. در مطالعهی اخیر میزان اثربخشی کرم ترتینوئین 05/0% در برابر آلفاهیدروکسیاسید 7% در درمان ککومک مورد مقایسه قرار گرفته است.
روش اجرا: مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی بوده، تعداد 80 بیمار دچار ککومک انتخاب شدند. بیماران به دو گروه 40 نفره تقسیم شده، برای گروه اول کرم آلفاهیدروکسیاسید 7% یکشب درمیان و برای گروه دوم کرم ترتینوئین موضعی 05/0% یکشب درمیان تجویز گردید. هر دو گروه از ضدآفتاب نیز استفاده مینمودند. پیگیری بهصورت ماهانه تا پنج ماه ادامه یافت.
یافتهها: در گروه تحتدرمان با ترتینوئین 3 نفر (5/7%) و در بیماران تحت درمان با آلفاهیدروکسیاسید، 8 نفر (20%) پاسخ به درمان عالی داشتند. همچنین پاسخ به درمان در گروه کرم ترتینوئین در 20 نفر (50%) و در گروه آلفاهیدروکسیاسید در 16 نفر (40%) خوب ارزیابی شد. میزان رضایتمندی بیماران از نتایج درمان نیز با نتایج ارزیابی پزشک همخوانی داشت. بهطوری که تفاوت معناداری بین میزان پاسخ به درمان ازنظر پزشک معالج و بیماران وجود نداشت (384/0=P و 132/0=P).
نتیجهگیری: در درمان ککومک کرم ترتینوئین و آلفاهیدروکسیاسید هر دو مؤثر بوده، استفاده از یکی به دیگری ارجحیتی ندارد.
حمیده هریزچی قدیم، شهلا بابایینژاد، بدرالسادات رهنما، مرتضی قوجازاده، مسعود شیخنوهسی،
دوره 3، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه وولگاریس یک بیماری شایع در دوران نوجوانی است که به دلیل بروز مشکلات ظاهری بیمار درمانهای موضعی و سیستمیک متنوعی برای آن استفاده میشود. در مطالعهی اخیر میزان اثربخشی ژل ایزوترتینوئین 0.05% در برابر محلول کلیندامایسین 1% در درمان آکنه مورد مقایسه قرار گرفته است.
روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، 60 بیمار مبتلا به آکنه وولگاریس خفیف تا متوسط انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. برای گروه اول ژل ایزوترتینوئین 0.05% هر شب و برای گروه دوم محلول کلیندامایسین 1% موضعی روزی دو بار تجویز شد. پیگیری بیماران به صورت ماهانه و تا 3 ماه ادامه داشت).
یافتهها: کاهش میانگین تعداد کل ضایعات بعد از درمان در هر دو گروه از لحاظ آماری معنیدار بود (P<0.001). تفاوت میانگین اندکس شدت آکنه بعد از درمان به لحاظ آماری در هر دو گروه معنیدار بوده است (P<0.001)، اما میزان رضایتمندی بیماران در گروه تحت درمان با کلیندامایسین بیشتر بود (P<0.001).
نتیجهگیری: کاهش تعداد کل ضایعات و اندکس شدت آکنه در هر دو گروه درمانی معنیداری بود، ولی با در نظر گرفتن عوارض اندک و رضایتمندی بیشتر بیماران، ترجیحاً میتوان محلول کلیندامایسین 1% را در درمان ضایعات پاپولوپوستولر آکنه توصیه نمود.
حامد زرتاب، فریال فانیان، زینب وریجی، علی رجبی استرآبادی، علیرضا فیروز،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
روشهای مختلفی برای درمان چاقی موضعی و سلولیت وجود دارد که شامل روشهای تهاجمی و غیرتهاجمی هستند. بهدلیل عوارض جانبی بسیار کمتر، تمایل به استفاده از درمانهای غیرتهاجمی رو به افزایش است.
یکی از این درمانهای رایج، درمان با امواج آکوستیک (acoustic wave therapy) یا shock wave therapy (SWT) است. SWT علاوهبر درمان سلولیت، در مواردی دیگری نیز مفید شناخته شده است. در این مقاله، ما ضمن معرفی اجمالی این فناوری، پروتکل مورد استفاده و نتایج درمان سلولیت و چاقی موضعی با دستگاه Cellactor®SC1 در سه بیمار خانم دارای شاخص تودهی بدنی (Body Mass Index [BMI]) طبیعی را شرح میدهیم.
دکتر فرهاد هنجنی، دکتر مریمسادات ساداتی، دکتر علی فیروزآبادی، والا رضایی، سارا اکرمزاده،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه یکی از شایعترین بیماریهای پوستی است. یکی از مؤثرترین درمانها در آکنه، ایزوترتینوئین سیستمیک است. مطالعات زیادی بیانگر وجود رابطهی بین مصرف این دارو و احتمال ایجاد افسردگی، اقدام یا بروز خودکشی انجام شده و وجود این ارتباط همچنان مورد بحث است. تحقیق حاضر روی تعدادی از بیماران مبتلا به آکنه بهمنظور بررسی بیشتر احتمال وجود این رابطه انجام شد.
روش اجرا: تعداد 59 بیمار مبتلا به آکنه بین سنین 30-16 سال مورد بررسی قرار گرفتند. این بیماران داروی ایزوترتینوئین را با مقدار 1-0.5 mg/kg/day به مدت 16 هفته دریافت کردند. قبل از آغاز و پس از اتمام درمان، بیماران پرسشنامهی بک را برای بررسی میزان افسردگی تکمیل کردند و نتایج این پرسشنامهها تحلیل و نتیجهگیری شد.
یافتهها: میانگین نمرات پرسشنامه بک از 13.19 قبل از درمان به 14.80 پس از 4 ماه درمان با ایزوترتینوئین تغییر یافت که ارزش آماری آن P=0.0001 است.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق پیشنهادکنندهی آن است که مصرف ایزوترتینوئین سیستمیک احتمالاً میتواند تغییر کم اما واقعی در میزان افسردگی بیمار ایجاد کند، هرچند توجه به این نکته ضرروی است که عوامل متعدد دیگری مثل حالت روانی فرد در هنگام تکمیلکردن پرسشنامه میتواند بر روی این نتیجه تأثیرگذار باشد. بههمین دلیل مطالعاتی با بررسی بیمار در زمان بیشتر و همچنین پرسشنامههای دیگر پیشنهاد میشود.
زهرا یعقوبی، سکینه گلجاریان، میرعلی اعترافاسکویی،
دوره 4، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
پرتعریقی ایدیوپاتیک (اولیه)، یک
اختلال خوشخیم با علت ناشناخته است و باعث مشکلات اجتماعی، روحی و حرفهای زیاد
میشود.
در این مطالعه، دختر 21 سالهای گزارش میشود که
پرتعریقی شدید ایدیوپاتیک در کف دستها و پاها داشته و تحت درمان با 8 جلسه یونتوفورزیس
آب لولهکشی تبریز و محلول نرمال سالین قرار گرفت. هر دو ماده در کاهش تعریق مؤثر
بودند ولی مغایر با مطالعات دیگر، اثر نرمال سالین دو برابر بیشتر از آب شیر بود و
کیفیت زندگی فرد نیز بهبود یافت.
سامان احمد نصرالهی، حسام علیبخشی،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
امروزه استفاده از فرآوردههای ضدآفتاب به جهت جلوگیری از عوارض پرتوهای فرابنفش شامل بروز علائم پیری، آفتابسوختگی و سرطان پوست توصیه میشود. بهطور کلی ضدآفتابها به دو دستهی شیمیایی (عمدتاً جاذب پرتوهای فرابنفش B) و فیزیکی (مانند اکسید روی و دیاکسید تیتانیوم) تقسیم میشوند. دستهی دوم با مکانیسم بازتابش و منعکسکردن پرتوهای فرابنفش A و B نقش محافظتی خود را ایفا مینمایند. دیاکسیدتیتانیوم (TiO2) یکی از پرمصرفترین ضدآفتابهای فیزیکی میباشد که امواج فرابنفش B (290–320 nm) و فرابنفش A (320–400 nm) را مسدود میکند. با اینکه دیاکسیدتیتانیوم یک رنگدانهی ایمن و فاقد عوارض جانبی میباشد، اما استفاده از نوع نانوذرهی آن میتواند سبب بروز نگرانیهایی شود. نانوذرات دیاکسیدتیتانیوم میتوانند در سلولها نفوذ کرده و در پی فرآیند فتوکاتالیز در حضور نور خورشید باعث آسیبرساندن به DNA سلول شوند.
محمد آزاد، سامان احمدنصرالهی، علیرضا فیروز،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
پرتوهای فرابنفش در حالی که قسمت کوچکی از نور خورشید را تشکیل میدهند، برای پوست مضر بوده و باعث آفتابسوختگی، آسیب و حتی سرطان پوست میشوند. ضدآفتابها از پرمصرفترین فرآوردههای آرایشی ـ بهداشتی میباشند که شخص را از ابتلا به سرطان پوست یا آسیبهای ناشی از نور خورشید محافظت میکنند. این محصولات به دو گروه شیمیایی و فیزیکی تقسیم میشوند. ضدآفتابهای فیزیکی حاوی اکسید روی با دو مکانیسم انعکاس و پراکندن نور، پوست را از امواج فرابنفش محافظت میکنند. این نوع فرآوردهها بدون آلرژی و ایجاد حساسیت و آکنه میباشند. در حال حاضر، استفاده از نانوذرات اکسید روی در فرمولاسیون ضدآفتابها این قابلیت را ایجاد کرده است که محصولات فوق هر دو مزیت محافظت در برابر پرتوهای مضر خورشید و جذابیت آرایشی را داشته باشند.
آفاق کاظمی، امید اسکندری، محمد کریمی،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پوست از شایعترین سرطانهای انسان است که در ایران روندی روبه افزایش دارد. هدف از این مطالعه، بررسی فراوانی، بروز و توزیع جغرافیایی سرطان پوست در استان کردستان و شناخت مناطق پرخطر برای این سرطان بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی ـ توصیفی، دادههای تحقیق بااستفاده از نسخهی 16 نرمافزار آماری SPSS توصیف و تحلیل شد. از نمودارها و آزمونهای آماری t و تحلیل واریانس (ANOVA) برای مقایسهی میانگینها استفاده شد. نقشهی پراکندگی سرطان پوست در استان کردستان با استفاده از نسخهی 3/9 نرمافزار
(Geographic Information System) GIS طی سالهای 1385 الی 1389 ترسیم گردید. بهمنظور بررسی علت بالابودن میزان بروز مبتلایان به سرطان پوست در برخی شهرستانهای این استان، نقشهی توزیع جغرافیایی شاخص جهانی تابش پرتو فرابنفش نیز تهیه شد.
یافتهها: شهرستان سنندج با میزان بروز 55/17 در هر صد هزار نفر بیشترین میزان و شهرستان سروآباد با میزان بروز 73/3 در هر صدهزار نفر دارای کمترین میزان بروز بودند. تعداد مبتلایان مرد (542 نفر)، نزدیک به دو برابر مبتلایان زن (324 نفر) بود (0001/0P). همچنین تعداد موارد سرطان پوست در ساکنان شهرها (01/68%) بیش از دو برابر روستانشینان (99/31%) بود (008/0=P).
نتیجهگیری: شیوهی زندگی مردان و تماس شغلی آنها با آفتاب میتواند عامل خطرساز مهمی در روند روبهرشد سرطان پوست در استان کردستان باشد. همبستگی موردانتظار بین بروز سرطان پوست در سطح شهرستانها و توزیع جغرافیایی شاخص جهانی تابش پرتوفرابنفش خورشید مشاهده نشد. پژوهشهای کاملتری در این زمینه مورد نیاز است.
لاله وزیری، سامان احمدنصرالهی، علیرضا فیروز،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
کورتیکواستروئیدهای موضعی در درمان بیماریهای پوستی نظیر اگزما و پسوریازیس بسیار مفید میباشند. اثرات ضدالتهابی و ضدتکثیر کورتیکواستروئیدهای موضعی دلیل اثربخشی و کاربرد زیاد آنها در بیماریهای پوستی است. کورتیکواستروئیدهای موضعی را براساس قدرت میتوان به گروههای مختلفی دستهبندی کرد؛ این دستهبندی براساس فعالیت ذاتی مولکول کورتیکواستروئید فعال و خصوصیات حامل (کرم، پماد و لوسیون) انجام میشود که میتواند بهصورت مستقیم در پذیرفتهشدن دارو توسط بیمار و همچنین بهبود نفوذ به پوست تأثیرگذار باشد. دستورالعمل ملی بریتانیا کورتیکواستروئیدهای موضعی را به 4 دسته ازنظر قدرت تقسیم میکند که شامل دستهی 1 با بیشترین قدرت (برای مثال کلوبتازول پروپیونات) و دستهی 4 با کمترین قدرت (برای مثال هیدروکورتیزون) میباشد. در مقابل، دستهبندی ایالات متحدهی آمریکا در 7 دسته طبقهبندی میشود که شامل فوق قوی، قوی، بالاتر از حد متوسط، در حد متوسط، پایینتر از حد متوسط، دارای اثر خفیف و دارای کمترین قدرت است.
نفیسه اسماعیلی، طاهره سوری، نوشین شیرزاد، مریم وحیدمقدم، عباس کریمی،
دوره 6، شماره 3 - ( 8-1394 )
چکیده
هدف: پمفیگوسولگاریس شایعترین بیماری تاولی خودایمنی است. درمان استاندارد بیماری پردنیزولون به همراه یک داروی کمکی سرکوبکنندهی ایمنی مثل آزاتیوپرین یا سیکلوفسفامید میباشد. حدود 5% تا 15% از مرگومیر بیماری بهدلیل عوارض استروئیددرمانی است. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی و عوامل خطرساز دیابت ناشی از درمان با گلوکوکورتیکوئید در بیماران پمفیگوسی بستریشده در بیمارستان رازی طی سالهای 1388 و 1389 بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی، 177 بیمار با تشخیص اولیهی پمفیگوسولگاریس که برای اولین بار جهت دریافت درمان بستری شده بودند ازنظر سن، جنس، پرفشاری خون، شاخص تودهی بدنی (BMI)، سابقهی خانوادگی دیابت، نوع داروهای مصرفی قبل و بعد درمان، مقادیر قند خون ناشتا، تریگلیسیرید، لیپوپروتئین با تراکم کم و لیپوپروتئین با تراکم زیاد در بدو بستری و طی سه هفته بعد از درمان مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: براساس مقدار قند خون ناشتا، طی سه هفته ارزیابی، 8/15% بیماران (29 بیمار) مبتلا به دیابت تشخیص داده شدند (05/0P<). ارتباط معنیداری بین سن، BMI، HbA1c، لیپوپروتئین با تراکم زیاد و مصرف داروهای اعصاب با بروز دیابت در افراد موردمطالعه بهدست آمد (05/0P<) ولی بین جنسیت، سابقهی خانوادگی، پرفشاری خون، مقادیر تریگلیسیرید و لیپوپروتئین با تراکم کم با بروز دیابت ارتباط معنیداری وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: اندازهگیری قند خون ناشتا قبل از شروع درمان و طی سه هفتهی بستری، امکان تشخیص زودهنگام دیابت را در مبتلایان به بیماری خودایمنی تاولی تحت درمان با گلوکوکورتیکوئید امکانپذیر میکند. بهعلاوه بررسی عواملی مانند سن، BMI، HbA1c و لیپوپروتئین با تراکم زیاد، سابقهی مصرف داروی اعصاب در زمان بستری و طی درمان میتواند امکان اقدامات سریعتری را برای تشخیص و درمان دیابت ناشی از گلوکوکورتیکوئید فراهم سازد.
احمدرضا طاهری، قاسمعلی خراسانی، سیامک فرقانی، افشین فتحی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکار هیپرتروفیک ضایعهای است که بر اثر ترمیم بیش از حد زخم ایجاد میشود و برای بیماران مبتلا، عوارض زیبایی و گاه عملکردی بهجا گذاشته و موجب مشکلات جسمی، روحی و تغییر کیفیت زندگی آنان میشود. امروزه روشهای گوناگونی ازجمله جراحی برای درمان این ضایعات بهکار میرود اما بهدلیل عود مکرر، مشکلات بیمار پابرجا میماند. در این مطالعه اثر تزریق توکسین بوتولینیوم نوعA در درمان اسکار هیپرتروفیک بررسی شد.
روش اجرا: بیست و یک بیمار مبتلا به اسکار هیپرتروفیک در این کارآزمایی بالینی دوسوکور در سالهای 1393 و 1394 مورد بررسی قرار گرفتند. در هر بیمار یک قسمت از ضایعه بهصورت تصادفی بهعنوان ناحیهی مداخله و قسمت دیگر ضایعه بهعنوان شاهد انتخاب شد. در گروه اول (مداخله)، توکسین بوتولینیوم نوع A (Dysport ساخت کشور انگلستان، شرکت سازنده Ipsen، شرکت واردکننده داریان دارو) با غلظت 200 واحد در میلیلیتر و با دوز 8 واحد بهازای هر سانتیمتر مکعب ضایعه و در گروه دوم (شاهد)، با همان حجم نرمالسالین در فواصل یک ماهه تا سه بار تزریق شد. بیماران 9 ماه پس از آخرین تزریق طبق معیارهای ونکوور (Vancouver) بررسی و دادههای گردآوریشده تحلیل شدند. در این مطالعه، 0/05>P معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: 21 بیمار با میانگین سنی 2/27 سال مطالعه را به پایان رساندند. میانگین شاخص رنگ (pigmentation) در گروه مورد 0/73 کاهش داشت (0/01>P) درحالی که کاهش آن در گروه شاهد معنیدار نبود (0/24=P). میانگین وضعیت عروقی (Vascularity) گروه مورد 0/9 (0/01>P) و در گروه شاهد 0/15 بود (0/15=P). قوام ضایعه در گروه مداخله 0/98 (0/01>P) و در گروه شاهد 0/23 بهدست آمد (0/19=P). میانگین تغییرات اندازه یا ارتفاع ضایعه در گروه اول و دوم معنیدار نبود (0/32=P).
نتیجهگیری: تزریق توکسین بوتولینیوم نوع A در اسکار هیپرتروفیک، نه بهعنوان یک روش مستقل بلکه در کنار روشهای دیگر درمانی مانند جراحی، میتواند در کنترل و بهبود علائم ناشی از اسکار مفید باشد.
سامان محمدی، پیام خزائلی، سیمین شمسیمیمندی، مهین افلاطونیان، مریم خلیلیمیبدی، نیلوفر مهرالحسنی، آزاده محبی، یونس جهانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه ولگاریس بیماری مزمن التهابی فولیکول مو است. ترکیبات رتینوئید موضعی خط اول درمان آکنه میباشند. جذب سیستمیک و تحریک موضعی پوست مانند قرمزی، خارش و پوستهریزی از عوارض جانبی این داروها میباشند. در این مطالعه به بررسی اثربخشی ژل نیوزومی ایزوترتینوئین 05/0% و ژل آداپالن 1/0% میپردازیم.
روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور، 144 بیمار مبتلا به آکنه ولگاریس خفیف تا متوسط بین سنین 15 تا 30 سال وارد شدند. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه A (ژل نیوزومی ایزوترتینوئین 05/0%) و B (ژل آداپالن 1/0%) قرار گرفته و ازنظر درصد بهبودی، کاهش تعداد ضایعات التهابی و غیرالتهابی و عوارض جانبی در هفتههای 2، 4، 8 و 12 پیگیری شدند.
یافتهها: درصد بهبودی ضایعات کومدونی و التهابی در پایان مطالعه در گروه ایزوترتینوئین نیوزومی بهترتیب 68% و 79% بود (در مقابل 65% و 76% در گروه آداپالن) که ازنظر آماری معنیدار نبود. کاهش تعداد ضایعات التهابی و غیرالتهابی آکنه در پایان دورهی درمانی بهطور معنیداری در گروه ایزوترتینوئین نیوزومی بیشتر از گروه آداپالن بود (001/0>P). همچنین عارضهی جانبی قرمزی پوست در گروه آداپالن بهطور معنیداری بیشتر از ایزوترتینوئین نیوزومی مشاهده شد (001/0>P).
نتیجهگیری: استفاده از ژل نیوزومی ایزوترتینوئین با بهبودی بیشتر و عوارض جانبی کمتری نسبت به درمان با ژل آداپالن بود.
نازی سلجوقی، رقیه جبرئیلی، ستاره تهرانی، معصومه یارجانلی، سپیده تهرانی، فروغ قائدی،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه ولگاریس بیماری شایع پوستی است که هماکنون مصرف ایزوترتینوئین خوراکی درمان آنرا متحول کرده است. مصرف آن ممکن است برروی سطح هورمونهای جنسی و قاعدگی در بیماران مبتلا به آکنهی شدید تأثیر بگذارد. هدف این مطالعه، ارزیابی اثرات ایزوترتینوئین خوراکی برروی سطح هورمونهای جنسی و قاعدگی در بیماران زن مبتلا به آکنه شدید میباشد.
روش اجرا: در این مطالعهی قبل و بعد از درمان (before and after treatment) 50 بیمار مبتلا به آکنه ولگاریس شدید که در سال 95-1394 به درمانگاه پوست بیمارستان امیرالمؤمنین(علیهالسلام) مراجعه کردند و دارای معیارهای ورود به مطالعه شامل سن بیش از 18 سال و کمتر از 50 سال، ابتلا به آکنه التهابی کیستیک یا ندولی و شدید و نداشتن بیماری زمینهای مخدوشکننده و فاقد معیارهای واردنشدن به مطالعه شامل بارداری، شیردهی و یائسگی بودند مورد بررسی قرار گرفتند. دز داروی مورد تجویز برای بیماران 5/0 میلیگرم بهازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز بهمدت سه ماه بود. قبل از مصرف دارو، سه ماه بعد از درمان با ایزوترتینوئین خوراکی سطح سرمی هورمونهای luteinizing hormone (LH)،
follicle stimulating hormone (FSH)، استرادیول و تستوسترون تام و آزاد اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 1/7+0/26 سال و 10% بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (polycystic ovary syndrome [PCOs]) بودند. سی و سه نفر (66%) از بیماران در طول مصرف ایزوترتینوئین خوراکی تغییری در عادت ماهیانه نداشتند ولی 6% به اولیگومنوره، 8% به آمنوره، و 20% به دیسمنوره مبتلا شدند. میانگین سطح سرمی LH قبل از درمان افزایش معنیداری نسبت به قبل از درمان داشت (001/0=P)، ولی در سطح سرمی هورمونهای FSH، استرادیول، تستوسترون توتال و آزاد قبل و بعد از درمان اختلاف معنیداری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مصرف ایزوترتینوئین خوراکی با تأثیر بر عملکرد تخمدانها باعث افزایش سطح هورمون LH و تغییر در قاعدگی میشود.
مرجان انتظامی، بهاره ملکافضلی، رقیه جبرئیلی، بیتا شهباززادگان،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو یک اختلال تولید رنگدانه است که در آن ملانوسیتها در پوست تخریب میشوند. درمان ویتیلیگو به وسعت بیماری و الگوی توزیع آن بستگی دارد. هدف از این مطالعه مقایسهی اثربخشی پرتوفرابنفش B با دامنهی باریک
(narrow band ultraviolet B [NBUVB]) با پسورالن همراه با پرتو فرابنفش A (psoralen-ultraviolet A [PUVA]) در درمان مبتلایان به ویتیلیگو بود.
روش اجرا: این کارآزمایی بالینی روی 60 بیمار مبتلا به ویتیلیگو که طی سال 1392 به بیمارستان بوعلی و مرکز لیزر مهرگان شهر تهران مراجعه کرده و تحت درمان با NBUVB و یا PUVA قرار گرفتند، انجام شد. تعداد بیماران در هر گروه 30 نفر بود. گروهی که تحت درمان با PUVA بودند 3 ساعت قبل از فوتوتراپی، قرصهای حاوی 8 ـ متوکسی پسورالن مصرف کرده و دو بار در هفته تحت فوتوتراپی قرار گرفتند. گروه دوم دوبار در هفته تحت تابش اشعهی NBUVB قرار گرفتند.
یافتهها: در بیماران تحت درمان با PUVA، 40% و در گروه بیماران تحت درمان با NBUVB 3/43% بیماران مرد بودند. در بیماران تحت درمان با PUVA، نوع ویتیلیگو در 7/56% موارد ژنرالیزه، در 30% موارد سگمنتال و در 3/13% فوکال بود. در بیماران تحت درمان با NBUVB در 7/56% موارد بیماری ژنرالیزه، در 3/33% سگمنتال و در 10% فوکال بود. سه ماه و 6 ماه پس از آغاز درمان، بهطور معنیداری، بازگشت مجدد رنگ پوست (رپیگمانتاسیون) در بیماران تحت درمان با NBUVB بیش از گروه تحت درمان با PUVA بود (05/0>P).
نتیجهگیری: استفاده از روش درمانی NBUVB در ویتیلیگو با توجه به عوارض کمتر برای بیمار و میزان بهبودی قابل قبول نسبت به PUVA ارجح است.
فرناز محمدهدایتی، محمدتقی احدی، شقایق منوچهری،
دوره 10، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: دمودکس یک مایت و اکتوپارازیت شایع در انسان و حیوانات است. استقرار دمودکس فولیکولوروم و دمودکس برویس در پوست صورت انسان ممکن است باعث بروز برخی ضایعات پوستی ازقبیل آکنه، روزاسه و درماتیت شود. هدف از انجام این مطالعه، شناسایی اکتوپارازیت دائمی دمودکس در زنان اردبیل و ارتباط احتمالی آن با برخی ضایعات صورت بود.
روش اجرا: پنجاه خانم مبتلا به ضایعات پوستی (گروه بیمار) و 50 خانم غیرمبتلا به ضایعات پوستی (گروه شاهد) انتخاب و تحت بررسیهای کلینیکی و آزمایشگاهی قرار گرفتند. بعد از اخذ مجوز کمیتهی اخلاق و رضایت کتبی از داوطلبین، اقدام به تهیهی اطلاعات دموگرافیک و تراشههای پوستی شد. با بهکارگیری محلول پتاس 10 درصد و محلول لاکتوفنل، نمونهها مورد بررسی میکوسکوپی قرار گرفتند و براساس کلیدهای تشخیصی معتبر، شناسایی دمودکس انجام شد.
یافتهها: بیست و دو نفر از بین 50 نفر گروه بیمار (شامل آکنه، روزاسه، درماتیت و اگزما) آلوده به دمودکس فولیکولوروم بودند (44%) و بیشترین میزان آلودگی در زنان گروه سنی
30-20 سال مشاهد گردید (22%). از بین 50 نفر گروه شاهد، آلودگی دمودکس در 10 نفر تأیید شد (20%).
نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت که میزان ابتلا به دمودکس در افراد دچار ضایعات پوستی به مراتب بیشتر از افراد سالم است. آزمونهای آماری معنیداربودن ارتباط بین دمودکس و ضایعات پوستی را تأیید میکند (05/0P< و 023/0sig=). پیشنهاد میشود در استراتژی درمانی ضایعات پوستی صورت، درمان اختصاصی دمودکس در بیماریهای مرتبط مورد توجه قرار بگیرد.
نرجس راستگو، رویا لاری،
دوره 10، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها اختلالات ناشی از رشد بیش از حد بافت فیبروز میباشد که با تجمع کلاژن و اجزای ماتریکس سلولی همراه است. این اسکارها بهدلیل التیام غیرطبیعی زخم بهوجود میآید که ممکن است پس از صدمات پوستی ناشی از جراحی، تروما، سوختگی و غیره بروز کنند میتوانند تأثیر زیادی بر روی زندگی بیماران داشته باشند. اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها علاوهبر مشکلات زیبایی میتوانند موجب اختلال عملکردی بهدلیل جمعشدگی بافت و احساس خارش شوند. در حال حاضر تحقیقات زیادی در زمینهی پیشگیری یا درمان اسکارها در حال انجام است، اما با توجه به اینکه مکانیسمهای فیزیوپاتولوژی تشکیل اسکار هنوز بهخوبی شناخته نشده است، راهبردهای پیشگیری و درمان هنوز به هیچ وجه در سطح رضایتبخشی نیستند. در این مقالهی مروری، علاوهبر بررسی یافتههای جدید در مورد علل ایجاد اسکار، پیشرفتهای بیولوژیک اخیر در زمینهی راهبردهای پیشگیری و درمان اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها را مورد بررسی قرار میدهیم.