رضوان آریان، زهرا نمازی، هانیه نوجه دهیان، فرهود نجفی، زهرا یادگاری، رکسانا کرباسچی، مریم ترشابی، سروین سلیمانپور،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از فیشورسیلانت یکی از مؤثرترین روشهای پیشگیری از پوسیدگی پیت و فیشور میباشد. فلوراید به عنوان یک عامل ضد پوسیدگی شناخته شده به مواد مختلفی اضافه شده است. گرافن فلوئورینه (FG) به واسطه خصوصیات منحصر به فرد امروزه مورد توجه قرار گرفته است. خصوصیات ساختاری خاص فیلرهای گرافن، در کنار دارا بودن خواص آنتی باکتریال، با افزایش میزان رهایش و شارژ فلوراید و خنثی سازی pH اسیدی محیط، در بسیاری از درمانها گزینه مناسبی است. این مطالعه به بررسی اثر افزودن نانوذرات گرافن فلوریده شده بر میزان رهایش فلوراید در فیشورسیلانت تجاری Fissurit میپردازد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، گرافن اکساید فلوئورینه (FGO) با رنگ سفید روشن تهیه شد. پس از سنتز با درصدهای 0، 1، 2 و 4 به فیشور سیلانت (Fissurit) افزوده شد و آزاد سازی فلوراید در این ماده سنجیده شد و با فیشور سیلانت حاوی فلوراید (Fissurit) مقایسه گردید.
یافتهها: طبق نتایج به دست آمده مقدار فلوراید رها شده از گروههای با درصدهای مختلف FGO رابطه مستقیم با درصد FGO در آنها دارد. همچنین در زمانهای مختلف این میزان رهایش بین گروههای دارای FGO و گروه بدون FGO دارای تفاوت معنی دار بود (001/0P<).
نتیجهگیری: افزودن FGO به فیشور سیلانت فلوئورینه سبب ایجاد ویژگی آزاد سازی فلوراید و امکان ریشارژ آن میشود. توان آزاد سازی فلوراید و ریشارژ آن در فیشور سیلانت داری FGO نسبت به فیشور سیلانت فلوراید دار بیشتر است، اما فلوراید آن با سرعت بیشتری تخلیه میشود.
حسین نقدی ورنوسفادرانی، کامران امینی، محمد خدائی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: ساخت بلوکهای سرامیکی قابل ماشینکاری با قابلیت حفظ لبه و در عین حال استحکام کافی برای جویدن در دندانپزشکی بسیار مهم و کاربردی میباشد. یکی از مهمترین دسته مواد جهت بازسازی تاج دندان با استفاده از تکنولوژی CAD-CAM سرامیکهای لیتیوم دیسیلیکات میباشد و تحقیقات گستردهای در زمینه اصلاح ساختار و خواص آنها انجام شده است. ترمیمهای تمام سرامیکی به دلیل نزدیکی به رنگ دندان و شفافیت باعث زیبایی دندان میگردد. در عین حال این مواد دارای زیست سازگاری بالا نیز هستند. هدف این تحقیق، یافتن دمای مناسب پرس داغ، برای تولید بلوکهای لیتیوم دیسیلیکات بود.
روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی حاضر در سال 1404، با هدف بررسی تجربی ریز ساختار بلوکهای لیتیوم دیسیلیکات تولید شده به روش متالورژی پودر در دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر انجام شد. در این راستا در ابتدا، مواد اولیه تشکیل دهنده لیتیوم دیسیلیکات (شامل پتاسیم نیترات، تری اتیل فسفات، لیتیوم نیترات و تترا اتیل ارتو سیلیکات) با روش سل-ژل فرآوری شده و فریت (حالت شیشهای یک ماده سرامیکی) حاصل توسط هاون سرامیکی خورد شد. سپس دو گروه در دماهای مختلف 750 و 900 درجه سانتی گراد و در زمان 60 دقیقه در فشار ثابت 200 کیلو پاسکال تحت عملیات پرس داغ قرار گرفتند (هر گروه 3 نمونه). در ادامه ریز ساختار و فازهای عنصری نمونههای لیتیوم سیلیکات به کمک میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و پراش اشعه ایکس (XRD) بررسی گردید. تجزیه و تحلیل آماری نتایج به دست آمده با استفاده از واریانس یکطرفه (ANOVA) انجام شد.
یافتهها: نتایج پراش پرتو ایکس قبل از پرس داغ بر روی پودر حاصله تشکیل فاز شیشهای به همراه لیتیوم متاسیلیکات و بعد از پرس داغ تشکیل فاز لیتیوم دیسیلیکات را نشان داد. همچنین نتایج نشان داد که در همه نمونهها فاز لیتیوم دیسیلیکات تشکیل شده و دارای مقداری تخلخل بودند و با افزایش دمای پرس، مقدار تخلخل در زمینه کاهش یافت، به گونهای که با افزایش دمای پرس داغ از دمای 750 به 900 درجه سانتی گراد، میزان تخلخل از حدود 23 درصد به حدود 20 درصد کاهش یافته است. در ارزیابی های آماری مقدار p-value کمتر از 0.05 با اهمیت نشان داده شده است.
نتیجه گیری: دمای پرس داغ تأثیر قابل توجهی بر ریز ساختار و فازهای موجود در نمونه فریت تولید شده دارد و میتوان با تغییر دمای پرس داغ، ریز ساختار و در نتیجه خواص بلوک لیتیوم دیسیلیکات را اصلاح نموده و به خواص بهتری برای کاربردهای دندانپزشکی دست یافت.
سایه همدانچی، حافظ واحدپور، سولماز چرمی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: ترمیم کامپوزیتهای قدیمی به جای برداشت کامل آنها، روشی محافظه کارانه در دندانپزشکی ترمیمی محسوب میشود. با این حال، ایجاد اتصال مؤثر بین رزین کامپوزیت قدیمی و جدید یکی از چالشهای اصلی بالینی است. این مطالعه با هدف مقایسه استحکام باند برشی بین کامپوزیت قدیمی و جدید، با استفاده از سه سیستم باندینگ مختلف انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی که در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام گرفت، 60 نمونه کامپوزیتی دیسکی شکل با ابعاد استاندارد تهیه و پس از انجام فرآیند aging مصنوعی (ذخیره در آب مقطر به مدت ۶ ماه)، سطح آنها بهصورت مکانیکی توسط فرز خشن شد. سپس نمونهها به طور تصادفی در سه گروه تقسیم (n-20)و با استفاده از باندینگهای Etch & Rinse دو مرحلهای، Self-Etch یک مرحلهای و یونیورسال، لایه جدید کامپوزیت بر سطح نمونهها افزوده شد. تمامی نمونهها تحت سیکل حرارتی قرار گرفته و سپس استحکام باند برشی توسط دستگاه تست یونیورسال اندازهگیری شد. همچنین الگوی شکست نمونهها در محل شکست توسط استریومیکروسکوپ بررسی و در سه دسته Adhesive، Cohesive و یا Mixed گزارش شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری آنالیز واریانس و مجذور کای نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: بین میانگین استحکام باند به دنبال بکارگیری سیستمهای باندینگ Etch & Rinse دو مرحلهای (47/4 ± 22/15 مگاپاسکال)، Self-Etch یک مرحلهای (66/4 ± 05/14 مگاپاسکال) و یونیورسال (68/4 ± 44/13 مگاپاسکال) تفاوت آماری معنی داری دیده نشد (468/0=P). فراوانی الگوی شکست بین گروهها اختلاف آماری معنی داری نشان نداد (453/0=P) و در تمامی گروهها عمدتاً از نوع cohesive یا mixed بود و شکست adhesive مشاهده نشد.
نتیجه گیری: در شرایط آماده سازی سطح مشابه، هیچ یک از سه سیستم باندینگ مورد بررسی نسبت به دیگری برتری معنی داری در استحکام باند بین کامپوزیت قدیمی و جدید نشان نداد. به نظر میرسد انتخاب سیستم باندینگ در ترمیمهای کامپوزیتی ثانویه میتواند بر اساس عوامل عملی همچون در دسترس بودن، سهولت استفاده و ترجیح دندانپزشک انجام گیرد.
محمدرضا رحیمی قجور، بابک اکبری،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
این مقاله مروری، فیلمهای نازک سلژل را به عنوان ابزاری مهندسی برای تنظیم هدفمند میان فازهای ترمیمی در چارچوب پیوند ساختار، فرآیند، خواص و عملکرد تبیین میکند. تمرکز اصلی بر این موضوع قرار دارد که چگونه مسیرهای محلولی دما پایین، از طریق انتخاب پیش مادهها، تنظیم پارامترهای رسوب دهی و کنترل برنامههای تراکم، به سازمان یابی شبکه، توزیع تخلخل و شکل گیری کارکردهای سطحی منجر میشوند، مؤلفههایی که در چسبندگی بین سطحی، انتقال نور و چسبندگی اولیه میکروبی نقش تعیین کنندهای ایفا میکنند. در حوزه چسبندگی، میان فازهای سیلیکایی حاصل از نفوذ سطحی یا پوششهای نازک همپوش، سطوحی غنی از سیلانول بر روی زیرکونیای تترا گونال پایدار شده با ایتریا ایجاد کرده و امکان برقراری اتصال پایدار با سامانههای متاکریلاتی را فراهم میسازند، هم زمان، طراحی اکسیدهای ترکیبی زیرکونیاسیلیکا، ناسازگاریهای موضعی را تعدیل کرده و انتشار یکنواخت پرایمر را تسهیل میکند. در حوزه نوری، مهندسی ضریب شکست از مسیر به کارگیری سیلیکای متخلخل یا شبکههای آلی معدنی نانومقیاس دنبال میشود، راهبردهایی که دستیابی به رفتار ضد بازتاب، حفظ براقیت سطح و افزایش تحمل نسبت به تغییرات ضخامت لایه را بر پایه ساختارهای گرادیانی هدف گذاری میکنند. در کنترل بیوفیلم، پوششهای تیتانیا پاسخ پذیر به نور مرئی در شرایط نوردهی بالینی عملکرد مؤثری نشان میدهند، در حالی که ماتریسهای سیلیکایی یا سامانههای آلی معدنی یوندار، رهایش موضعی یونهای نقره یا روی و اثرات ضد باکتریایی مستقل از نور را فراهم میآورند. چالشهای کلیدی شامل ایجاد تعادل میان کاهش ضریب شکست و حفظ سختی، ارتقای پایداری هیدرولیتیکی در برابر خطر شکنندگی و پیشگیری از پیامدهای ناخواسته فوتوکاتالیز بر رنگ و براقیت سطح گزارش میشوند. از منظر کاربرد بالینی، باز تولید پذیری به تعریف پنجرههای فرآیندی محدود، پایش دقیق ضخامت و زبری سطح، هم راستایی با گردشکارهای رایج و تنظیم سنجیده دوز نور وابسته باقی میماند. در مجموع، نانو لایههای سلژل امکان تقویت انتخابی میان فاز، تنظیم نوری و زیست فعال سازی سطح را فراهم میسازند، مشروط بر آنکه ساختار لایه و کنترل کیفیت به عنوان متغیرهای محوری طراحی لحاظ شوند.
محمدرضا رحیمی قجور، بابک اکبری،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
این مقاله مروری به طور مفصل به ظرفیت پلی فنولهای گیاهی در دندانپزشکی ترمیمی و پیشگیرانه میپردازد. پلی فنولها به عنوان ترکیبات طبیعی، با تغییر در اکولوژی بیوفیلمها، از طریق کاهش ویرولانس، مهار سیگنال دهی کوئوروم سنسینگ، اختلال در تولید مواد پلیمری خارج سلولی و کاهش اسید زایی، به بازآرایی وضعیت میکروبی در محیط دهان کمک میکنند. علاوه بر این، پلی فنولها با ایجاد پیوندهای عرضی در ساختار کلاژن، مهار فعالیت ماتریکس متالوپروتئینازها و تعدیل التهاب، از بافت میزبان (دندان و لثه) محافظت کرده و به حفظ سلامت آنها کمک میکنند. شواهد علمی موجود از آزمایشهای آزمایشگاهی، درون محیطی و بالینی نشان دهنده بهبود دوام باند در اتصال بین عاج و رزین است. در این زمینه، قویترین دادهها مربوط به استفاده از پرایمرهایی است که بر پایه ترکیباتی همچون پروآنتوسیانیدینها، Quercetin، Epigallocatechin Gallate (EGCG) و Resveratrol هستند. در زمینه پیشگیری، وارنیشهای حاوی atechinC بازآرایی مینای دندان را در حد وارنیشهای فلورایدی ایجاد میکنند، در حالی که دهانشویههای غنی از عصاره انار، در حضور فلوراید، اثرات ضد دمینرالیزاسیون و ضد بیوفیلم را افزایش میدهند. در زمینه ایمپلنتها و پروتزهای دندانی، پوششهای عامل دار بر پایه Tannic acid یا Caffeic acid با مهار تشکیل بیوفیلم، از سطح ایمپلنت فلزی در برابر خوردگی محافظت میکنند. با این حال، چالشهای قابل توجهی در فرمولاسیون پلی فنولها وجود دارد، از جمله اکسید شدن سریع، حلالیت محدود و تغییر رنگ که نیاز به مدیریت دقیق دارند. برای غلبه بر این مشکلات، استفاده از کنترل دوز، انتخاب مناسب حلال، تثبیت کووالانسی و ریزکپسوله سازی پلی فنولها توصیه میشود. برای استفاده گستردهتر و مؤثرتر از پلی فنولها در دندانپزشکی، استاندارد سازی مدلهای آزمایشگاهی چند گونه و نقاط پایانی بالینی بسیار ضروری است. علاوه بر این، انجام کارآزماییهای آینده نگر برای دستیابی نتایج از مراحل آزمایشگاهی به بالینی لازم است. در نهایت، با طراحی سامانههای رسانش هوشمند و پایش دراز مدت شاخصهایی مانند بقا، پوسیدگی ثانویه، سلامت لثه و پایداری نوری، پلی فنولها به نسل جدیدی از مواد دندانی ضد باکتری، زیست سازگار و از نظر زیبایی پایدار بدل میشوند.