جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای آی

اسداله ظریف کار، حسین اسکندریان، مختار مختاری، جعفر آی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده

بیان مساله: اوژنول (ر) مهمترین ماده تشکیل دهنده عصاره درخت میخک (Eugenia Caryophylata) است که در دندانپزشکی از آن به عنوان ضدعفونی کننده و آرام کننده درد دندان استفاده می شود. هدف: مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثرات ضد درد اوژنول با تزریق موضعی و سیستیمک، با استفاده از تست فرمالین انجام شد.

روش بررسی: آزمایشات بر روی 56 موش صحرایی نر از نژاد ویستار با وزن 20±230 گرم در هفت گروه (در هر گروه 8 نمونه) انجام شد. ده دقیقه قبل از شروع تست فرمالین، مقادیر مختلف اوژنول (50mg/rat و 25 و 12.5) به ترتیب در گروههای 2، 3 و 4 و در گروه شاهد (گروه 1) حجمی برابر سرم فیزیولوژی به صورت زیرجلدی به کف پای راست و در گروه 5 اوژنول (50 میلیگرم) به پای مخالف تزریق شد. در گروه 6 اوژنول به مقدار 100 mg/kg و در گروه 7 (شاهد 6) همان حجم سرم فیزیولوژی به صورت داخل صفاقی تزریق شد. دقایق 5-0 و 60-16 به ترتیب به عنوان مراحل حاد و مزمن درد در نظر گرفته شدند. برای مقایسه گروهها از آنالیز آماری ANOVA و آزمون Tukey's استفاده گردید.

یافته ها: تزریق موضعی اوژنول به کف همان پایی که فرمالین تزریق شد، به صورت وابسته به دوز موجب کاهش معنی دار درد در هر دو مرحله حاد و مزمن تست فرمالین گردید (P<0.01)؛ در گروهی که اوژنول به پای مخالف تزریق شد (50 mg/rat) در مقایسه با گروه شاهد اختلاف معنی داری در نمره درد مشاهده نشد. تزریق داخل صفاقی اوژنول (100 mg/kg) تاثیری بر میانگین نمره درد در مرحله حاد نداشت اما به طور معنی داری موجب کاهش درد در مرحله مزمن درد گردید (P<0.01).

نتیجه گیری: به نظر می رسد اوژنول علاوه بر این که همانند بی حس کننده های موضعی موجب مهار هدایت پیامها از گیرنده های حس درد به طور محیطی می شود، با مهار التهاب و تاثیر بر مسیر درد به طور مرکزی موجب تسکین درد مزمن نیز می گردد.


جمشید آیت‌اللهی، رضوان بحرالعلومی، فاطمه آیت‌اللهی،
دوره 18، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده

دندانپزشکان و سایر کارکنانی که با دهان و دندان سر وکار دارند، همیشه در معرض تعدادی عوامل عفونی هستند که می‌توانند منجر به عفونتهای شدید شوند؛ از جمله این عفونتها ویروس‌های HIV، هپاتیت B و هپاتیت C می‌باشند ولی عوامل منتقله در محیط کار دندانپزشکی محدود به این عوامل نمی‌باشد و بیماریهایی مانند سرخک، سرخجه و اوریون و غیره نیز می‌توانند از بیمار به دندانپزشک و سایر کارکنان دندانپزشکی منتقل شوند؛ به همین علت تمامی دندانپزشکان و مراقبین بهداشت دهان و دندان باید با این عوامل عفونی و راههای پیشگیری و مبارزه با آن- بخصوص در مواردی که واکسن مؤثر بر علیه این عوامل عفونی وجود دارد- آشنا شوند و موارد کاربرد آنها را بدانند. در این مقاله مروری با استفاده از کلید واژه‌های oral health care, immunization, vaccination و dentist مقالات موجود در مدلاین بررسی و از تعدادی از منابع فارسی در دسترس نیز استفاده شد.


حسین افشار، ژاله محمودیان، پوریا مطهری، آیدا خانلرپور،
دوره 21، شماره 2 - ( 8-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از روش‌های مؤثر در پیشگیری از پوسیدگی‌های اکلوزالی، سیلانت‌تراپی است. از طرفی مهم‌ترین عامل شکست در این روش، آلودگی با بزاق می‌باشد. هدف از این مطالعه، ارزیابی تاثیر آلودگی بزاق بر روی میزان ریزنشت فیشورسیلانت در مرحله بعد از قرار دادن سیلانت و قبل از کیور کردن آن، می‌باشد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی 21 دندان پرمولر سالم انسان که به منظور درمان ارتودنسی کشیده شده بودند، انتخاب و یک شیار استاندارد V شکل در سطوح باکال و لینگوال دندان‌ها ایجاد گردید. سطوح باکال و لینگوال به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. در گروه کنترل، سیلانت بدون هیچگونه آلودگی بزاق کیور گردید. در گروه آزمایش، قبل از کیور کردن سیلانت دندان به مدت 10 ثانیه درون بزاق مصنوعی، غوطه‌ور و سپس کیور شد. نمونه‌ها بعد از ترموسایکلینگ، درون محلول فوشین 2% به مدت 24 ساعت غوطه‌ور شدند. تمامی دندان‌ها به وسیله یک دیسک الماسی در جهت باکو - لینگوالی برش داده شدند و در زیر استریومیکروسکوپ، به ‌منظور تعیین میزان ریزنشت و نفوذ دای، بررسی شدند. آزمون‌های‌ گلموگروف- اسمیرنوف، t- استودنت زوجی، رتبه علامت‌دار ویلکاکسون برای تحلیل نتایج استفاده شد و 05/0> p به عنوان سطح معنی‌دار درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: میانگین 821 میکرون ریزنشت در گروه آزمایش و 630 میکرون در گروه کنترل مشاهده شد. بررسی‌های آماری تفاوت معنی‌داری را میان میانگین میزان ریزنشت در دو گروه کنترل و آزمایش، نشان نداد (133/0=p).

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه آلوده شدن دندان‌ها به بزاق قبل از کیور شدن رزین، تأثیری بر میزان ریزنشت نداشته و نیازی به حذف سیلنت کیور نشده و تکرار مراحل سیلنت تراپی ندارد.


غلامرضا اصفهانی زاده، آیدا عیوض ضیائی، امیر کیهان شمس، روژین قصیری،
دوره 24، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به تعداد زیاد شکست درمان‌های ایمپلنت به دلیل وجود استرس‌های بالا در اطراف آنها و در ناحیه تماس استخوان و ایمپلنت، این تحقیق با هدف مقایسه تأثیر 3 ماکرو دیزاین مختلف ایمپلنت بر میزان و نحوه پخش استرس‌ها در اطراف آنها انجام گرفت.

روش بررسی: در این تحقیق که به روش تجربی در شرایط آزمایشگاهی انجام شد، 3 ایمپلنت مختلف (mm 4×5/10) Biohorizon، (mm 10×4) Iler، (mm 10×1/4) Swiss Plus، با استفاده از روش فتوالاستیک مطالعه شدند. مدل‌های فتوالاستیک که ایمپلنت در آن قرار داده شد در ابعاد 10×50×50 میلی‌متر ساخته شد، سپس از هرکدام به روش Open tray قالبگیری به عمل آمد. روکش‌های هر مدل تهیه و سمان شدند. هرکدام از مدل‌ها در دستگاه پلاریسکوپ تحت نیرو‌های عمودی و طرفی N 100 و N150 قرار گرفتند و عکس‌های تهیه شده با استفاده از جدول Isochromatic Fringe Characteristcs بررسی شدند.

یافته‌‌ها: تحت نیرو‌های عمودی N 100 و N 150 در نواحی سرویکال برای هرکدام از ایمپلنت‌های Biohorizon، Iler، Swiss Plus اعداد مربوط به حلقه‌‌ها به ترتیب N (35/2 و 60/3)، N (50/2 و 10/3)، N (39/1 و 35/2) و در نواحی اپیکال N (63/1 و 35/2)، N (82/1 و 35/2) و N (50/2 و 10/3) بود. همچنین تحت نیرو‌های طرفی N 100 و N 150 اعداد در نواحی سرویکال به ترتیب (00/4 و 00/5)، (82/1 و 00/5) و (20/5 و 00/6) و در نواحی اپیکال
N (39/1 و 00/2) ، N (00/4 و 35/2) و N (35/2 و 00/3) بودند.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه نتیجه‌گیری می‌شود که تحت نیرو‌های عمودی کمترین میزان استرس‌ها در ناحیه سرویکال مربوط به ایمپلنت Swiss Plus و در ناحیه اپیکال مربوط به ایمپلنت Biohorizon بود. ایمپلنت Iler تحت نیرو‌های طرفی در نواحی سرویکال کمترین میزان استرس را نشان داد و در نواحی اپیکال ایمپلنت Biohorizon کمترین میزان استرس را نشان داد.


بهناز اسماعیلی، آیناز بزازی، علی بیژنی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: کامپوزیت‌های قابل تراکم ویسکوزیته بالایی دارند و ممکن است با سطوح داخلی و نواحی سرویکالی به خوبی تطابق نیابند. در مطالعه حاضر ریزنشت روش‌های مختلف ترمیم کامپوزیت خلفی کلاس II بررسی شد.
روش بررسی: 90 حفره پروگزیمالی در 45 دندان پرمولر سالم کشیده شده بدین ترتیب ترمیم شدند: گروه 1- کامپوزیت متراکم شونده به تنهایی (Filtek P60)؛ گروه 2- کامپوزیت هیبرید (Z250)+کامپوزیت P60؛ گروه 3: لاینر گلاس یونومر اصلاح شده بارزین (Vitremer)+کامپوزیت P60. بعد از غوطه‌وری در محلول فوشین 5/0%، نمونه‌ها برش داده شده و ریزنشت در کف جینجیوال درجه‌بندی گردید. یافته‌های حاصله با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS و به کمک آزمون‌های آنالیز واریانس و آزمون Paried T-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در حفرات دیستالی، تفاوتی معنی‌دار بین گروه‌های 1 و 3 (01/0=P) و همچنین بین گروه‌های 2 و 3 مشاهده شد (03/0=P). تفاوت ریزنشت حفرات مزیال و دیستال در گروه‌های 1 (003/0) و 2 (005/0) نیز معنی‌دار بود.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که کاربرد کامپوزیت Z250 تاثیری در کاهش ریزنشت ترمیم‌های خلفی کلاس II ندارد. درحالیکه استفاده از Vitremer در مارجین‌های جینجیوالی عاجی موجب کاهش ریزنشت می‌گردد.


بهاران رنجبر امیدی، لادن مدنی، آیدا میرنژاد جویباری، انسیه رشوند، سونیا اویسی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: ریزنشت یک مشکل با اهمیت در ترمیم‌های مستقیم می‌باشد و فهم عوامل مرتبط با آن، اهمیت بسیار دارد. هدف این مطالعه بررسی اثر سیکل مکانیکی بر ریزنشت سه نوع ماده گلاس آینومر ترمیمی در حفرات CLV بود.

  روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی سی دندان پره مولر انسان با ایجاد حفره‌های CLV در ناحیه باکال و پالاتال استفاده شد (شصت حفره). دندان‌ها به سه گروه ده تایی (بیست حفره) به صورت زیر تقسیم شدند: گروه یک Fuji IX (HV GI)/ G coat plus ، گروه دوم : گلاس آینومر با ویسکوزیته بالا
Ionofil molar (HVGI)/ G coat plus و گروه سوم: Fuji II LC (RMGI)/ G coat plus . همه ترمیم‌ها فورا پالیش شدند و دندان‌ها تحت دو هزار
(50-5 درجه سانتی‌گراد) سیکل حرارتی قرار داده شدند. در هر گروه نیمی از دندان‌ها تحت سیکل مکانیکی (پنجاه هزار سیکل) قرار گرفتند. در نهایت دندان‌ها در فوشین بازی 5/0% به مدت 24 ساعت و در دمای اتاق قرار داده، برش داده و تحت استریو میکرسکوپ مشاهده گردیدند. آنالیز آماری با استفاده از آزمون‌های Man-Whiteney, Kruskal-Wallis انجام گردید و ریزنشت انسیزال و ژنژیوال با تست Wilcoxon مقایسه شد.

  یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که در همه گروه‌ها سیکل مکانیکی و نوع ماده ترمیمی بر روی ریزنشت انسیزال و ژنژیوال اثر معنی‌داری نداشت (05/0 P< ).

  نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می‌توان این گونه نتیجه گیری کرد که ریزنشت گلاس آینومر II LC Fuji معادل گلاس آینومرهای با ویسکوزیته بالا (Ionofil molar, Fuji IX) بود و اعمال سیکل مکانیکی به دندان‌ها موجب افزایش میزان ریزنشت نگردید.


مهرداد کهوند، مصطفی واحدیان، منصوره حدادزاده، علی صالح، آیدا مهدی پور،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از چالش‌‌‌های دندانپزشکان انتخاب روکش از جنس فولاد ضد زنگ (SSC) با برند مناسب و حداکثر سازگاری با دندان شیری، می‌باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه انطباق ابعادی تاج دندان‌‌‌های مولر شیری با دو برند روکش فولادی ضد زنگ بود.
روش بررسی: 130 کودک 3 تا 12 سال واجد شرایط (66 پسر و 64 دختر) انتخاب شدند. پس از اخذ اطلاعات دموگرافیک ابعاد مزیودیستال، باکولینگوال و اکلوزوجینجیوال دندان‌‌های مولر اول و دوم شیری روی کست دندانی اندازه گیری و با ابعاد روکش‌‌‌های دو برند KTR و Shinghung مقایسه شد. داده‌‌‌ها با استفاده از تست chi-square و ضریب همبستگی Pearson ارزیابی شدند و 05/0P< از نظر آماری معنی‌دار در نظر گرفته شد.
یافته‌‌‌ها: در این مطالعه بیشترین موارد تطابق سایز بین بعد مزیودیستال دندان و روکش به ترتیب در دندان‌‌‌های مولر اول شیری بالا و مولر اول شیری پایین، در بعد باکولینگوال در دندان‌‌‌های مولر اول شیری بالا و مولر اول شیری پایین و در بعد اکلوزوجینجیوال در دندان‌‌‌‌های مولر اول شیری بالا و مولر دوم شیری پایین مشاهده شد. همچنین بیشترین عدم تطابق سایز بین بعد مزیودیستال دندان و روکش به ترتیب در دندان‌‌‌‌های مولر دوم شیری پایین و مولر اول شیری بالا و در بعد باکولینگوال در دندان‌‌های مولر دوم شیری بالا و مولر دوم شیری پایین مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: هر دو برند SSC در مطالعه حاضر تطابق قابل ملاحظه‌ای با دندان‌‌‌های شیری کودکان ایرانی داشتند. بین برند KTR با دندان‌‌‌های مولر شیری ماگزیلا و برند Shinghung با دندان‌‌‌های مولر شیری مندیبل تطابق بیشتری مشاهده شد.

الهه سلطان محمدی بروجنی، علی باوی، محمد آقاعلی، علی صالح، آیدا مهدی پور،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اتصال مستحکم بین براکت سرامیکی و روکش سرامیکی اهمیت زیادی در نتیجه درمان زیبایی دارد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر گذر زمان بر استحکام باند برشی (Shear Bond Strength یا SBS) براکت‌های سرامیکی باند شده به زیرکونیا پس از آماده سازی سطحی توسط لیزر Nd:YAG (Neodymium-doped Yttrium Aluminum Garnet) یا سند بلاست با آلومینا بود.
روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی حاضر روی 24 بلوک زیرکونیا انجام شد و این بلوک‌ها جهت آماده سازی سطحی به طور تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند و هر یک از گروه ها به زیر گروه های سه فاصله زمانی تقسیم بندی شدند. آماده سازی سطح با سند بلاست با آلومینا انجام شد: در زیر گروه SG1 (بلافاصله پس از سند بلاست)، SG2 (دو هفته پس از سند بلاست) و SG3 (سه ماه پس از سند بلاست). برای لیزر Nd:YAG (W5/1، Hz20، s10) با مود بدون تماس پالس کوتاه: در زیر گروه‌ LG4 (بلافاصله پس از لیزر)، LG5 (دو هفته پس از لیزر) و LG6 (سه ماه پس از لیزر). براکت‌های سرامیکی روی بلوک‌های زیرکونیا چسبانده شدند. SBS و شاخص باقیمانده چسب (adhesive remnant index یا ARI) بین گروه های مورد آزمایش ارزیابی و مقایسه گردید. داده ها به وسیله آزمون Mann Whitney تحلیل شدند.
یافته‌ها: تفاوت معنی‌ داری بین میانگین SBS در گروه‌ SG1 با گروه LG4 (430/0=P)، گروه SG2 با گروه LG5 (382/0=P) و گروه SG3 با گروه LG6 (326/0=P) وجود نداشت. گروه LG4 بالاترین SBS را نشان داد. پس از گذر زمان (دو هفته و سه ماه) گروه‌های لیزر SBS بالاتری را نشان دادند. تفاوت معنی داری در ARI بین گروه‌های SG1 و LG4 (220/0=P)،  SG2و LG5 (154/0=p) و SG3 و LG6 (527/0=P) وجود نداشت.
نتیجه گیری: بین دو گروه لیزر Nd:YAG و سند بلاست از نظر SBS  و ARI تفاوت معنی‌ داری با
گذر زمان دیده نشد. بنابراین می‌توان از لیزر Nd:YAG نیز در آماده سازی سطح روکش زیرکونیا برای باند به براکت های سرامیکی استفاده نمود.

نیما بیوکی، محمد آقاعلی، الهیار جهانگیر، علی صالح، محبوبه پورعبداللهی، آیدا مهدی پور،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: خارج ‌سازی دندان‌های‌ مولر سوم از اقدامات شایع درمانی در دندانپزشکی است. مجاورت دندان‌ مولر سوم مندیبل با عصب آلوئولار تحتانی ممکن است جراحی را چالش برانگیز سازد و سبب عوارض نامطلوب شود. هدف این مطالعه تعیین صحت تشخیصی و ارتباط یافته‌های تصاویر پانورامیک به دو روش طبقه بندی (رود- شهاب و تاناکا) با تصاویر CBCT در جراحی خارج سازی مولر سوم مندیبل بود.
روش بررسی: این مطالعه‌ مقطعی تحلیلی روی 65 بیمار مراجعه کننده به کلینیک رادیولوژی خصوصی شهر قم که دارای رادیوگرافی پانورامیک و CBCT هم زمان بودند، انجام شد. تصاویر پانورامیک و CBCT به ترتیب وارد نرم ‌افزارهای Scanora و Ondemand شدند. رابطه‌ی دندان مولر سوم مندیبل با عصب آلوئولار تحتانی برحسب طبقه‌بندی تاناکا و نشانه‌های رادیوگرافیک رود- شهاب مورد ارزیابی قرار گرفت و با تصاویر CBCT مقایسه شد. در نهایت داده‌های به‌ دست آمده با استفاده از آزمون کای اسکوئر، منحنی ROC و نرم افزار SPSS نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. سطح معنی داری 05/0>P در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: از بین ۶۵ نمونه، 1/23% را مردان و 9/76% را زنان تشکیل دادند. میانگین سنی شرکت کنندگان 77/8 ± 06/29 بود. بین طبقه‌بندی اطلاعات تصاویر پانورامیک به روش تاناکا با نزدیکی ریشه دندان مولر سوم به عصب آلوئولار تحتانی در تصاویر CBCT ارتباط معنی‌داری دیده شد (011/0=P). این ارتباط در طبقه ‌بندی اطلاعات تصاویر پانورامیک به روش رود- شهاب هنگام افزایش تعداد نشانه‌ها نیز معنی دار بود (044/0=P). نشانه های تیرگی ریشه (A) و انحراف کانال عصبی مندیبل (F) از طبقه بندی رود- شهاب دقت تشخیصی بیشتری از سایر نشانه ها در تعیین تماس کانال عصبی نشان دادند.
نتیجه‌گیری: با افزایش تعداد نشانه‌های طبقه بندی تصاویر پانورامیک به روش رود- شهاب احتمال تماس ریشه دندان مولر سوم با کانال عصب آلوئولار تحتانی بالاتر می‌رود. نشانه تیرگی ریشه و پس از آن انحراف کانال عصبی دقیق‌تر بودند. طبقه ‌بندی تاناکا می‌تواند در افتراق تماس یا عدم تماس ریشه مولر سوم فک پایین با کانال عصب الوئولار تحتانی به کار رود.

آیدین علیپور، احسان موعودی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده


ta charset="UTF-8" >

اطلاعات مقاله

زمینه و هدف: تحلیل ریشه دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته پدیده‌ای با شیوع پایین، اما بالقوه آسیب ‌زا است که می‌تواند منجر به از دست دادن دندان شود. تشخیص به ‌موقع و استفاده از تصویربرداری دقیق نقش مهمی در پیشگیری از عوارض تحلیل ریشه دارد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی فراوانی تحلیل ریشه دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته فک بالا با استفاده از تصاویر توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) بود.

روش بررسی: در این مطالعه مشاهده‌ای- تحلیلی گذشته‌ نگر، ۶۰ تصویر CBCT بیماران دارای دندان کانین نهفته
(15 مورد دو طرفه و 45 مورد یک طرفه) به روش نمونه گیری در دسترس از میان مراجعه کنندگان به کلینیک‌های تخصصی رادیولوژی فک، دهان و صورت شهر بابل، شمال ایران، در سال 1402 مورد بررسی قرار گرفت. متغیرهایی از جمله سن، جنسیت، موقعیت و جهت رویش دندان کانین، وجود تحلیل ریشه در دندان‌های مجاور، نوع دندان درگیر، شدت و ناحیه تحلیل مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون مجذور کای نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 انجام شد.

یافته‌ها: در کلیشه‌های CBCT مورد بررسی (7/66% مؤنث و 70% بالای ۱۸ سال)، 75 مورد نهفتگی (41 مورد در سمت راست و 34 مورد در سمت چپ) مشاهده شد. تحلیل ریشه در دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته فک بالا تنها در ۷ نفر (7/%11) دیده شد. این تحلیل در تمامی موارد به صورت خفیف و در دندان لترال مشاهده شد. از لحاظ موقعیت عمودی، 7/%85 موارد در ناحیه میانی ریشه رخ داده بود. هیچ ارتباط معنی داری میان تحلیل ریشه با جنسیت، سن، موقعیت یا جهت رویش کانین یافت نشد (05/0

نتیجه ‌گیری: باتوجه به احتمال بروز تحلیل ریشه در دندان‌های لترال مجاور به کانین نهفته و در ناحیه میانی ریشه، توصیه می‌شود جراحان فک و صورت و متخصصان ارتودنسی پیش از آغاز درمان، ارزیابی دقیق و اولیه‌ای از موقعیت دندان نیش و دندان‌های مجاور با استفاده از تصاویر CBCT انجام دهند تا از بروز عوارض احتمالی پیشگیری شود.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb