17 نتیجه برای اسمی
نصرت اله عشقیار، نسیم تقوی قاسمیان،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1375 )
چکیده
نوروفیبروم داخل استخوانی ضایعه ای است بسیار نادر و فقط 6% کل نوروفیبرومها را تشکیل می دهد که 80% آن در ناحیه Spine گزارش شده است. در این مقاله ضمن مطالعه و بررسی مقالات منتشر شده در این زمینه یک نمونه جدید گزارش گردید.
شاهین کسرایی، محمد عطایی، خسرو مانی کاشانی، امیر قاسمی،
دوره 19، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: به دست آوردن چسبندگی مواد ترمیمی با عاج دندان به عنوان یک بستر مرطوب و دینامیک یکی از موضوعات مهم دندانپزشکی ترمیمی به خصوص دندانپزشکی محافظهکارانه است. چسبندگی اغلب سیستمهای باندینگ عاجی کنونی براساس تشکیل لایه هیبرید و ایجاد گیر میکرومکانیکال است. یافتههای جدید در ارتباط با مکانیسم چسبندگی به عاج بیانگر افزایش پایداری باند در صورت برداشت کلاژن از سطح عاج دمینرالیزه میباشند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر برداشت کلاژن بر روی استحکام باند چهار سیستم باند عاجی یک جزیی با توجه به تفاوتهای ساختاری آنها انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به روش تجربی و با تکنیک مشاهدهای بر روی56 دندان پرهمولر سالم انسان انجام گرفت. در سطوح باکال و لینگوال دندانها، سطح صافی از عاج ایجاد شد. نمونهها به هشت گروه 14 تایی تقسیم شدند به نحوی که در هر گروه،7 سطح باکالی از 7 دندان و 7 سطح لینگوالی از 7 دندان پرهمولر دیگر قرار گرفت. سطح عاج توسط اسید فسفریک 37% به مدت 15 ثانیه اچ و سپس شستشو داده شد. در چهار گروه به عنوان کنترل، سیستمهای باند یک جزیی(3M) Single Bond ،(Dentsply) Prime & Bond NT ،(Vivadent) Excite و (Bisco)One Step با تکنیک باند مرطوب به کار برده شد. سپس یک استوانه از کامپوزیت (3M)Z100 به قطر 3 میلیمتر و ارتفاع 2 میلیمتر به دندان باند گردید. در چهار گروه دیگر پس از دمینرالیزاسیون عاج با اسید، از هیپوکلریت سدیم 25/5% جهت برداشت مواد آلی سطح عاج به مدت یک دقیقه استفاده شد. پس از آن سیستمهای ذکر شده با روش باند مرطوب جهت باند استوانه کامپوزیتی به کار رفت. پس از یک هفته نگهداری در آب مقطر با دمای اتاق (24 درجه سانتیگراد) نمونهها تحت 3000 سیکل حرارتی در حمام آب بین 5-55 درجه سانتیگراد قرار گرفتند. استحکام باند برشی نمونهها به وسیله دستگاه تست مکانیکی اینسترون و توسط یک تیغه به فرم چیزل و با سرعت 5/0 میلیمتر در دقیقه اندازهگیری شد. دادهها به وسیله آزمونهایTwo Way ANOVA و Tukey HSD مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند و 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار استحکام باند برشی به عاج (بر حسب Mpa) تمامی گروهها به ترتیب زیر بود:
83/1 60/19One Step= 01/2 72/19One Step +H=
93/3 44/21Single Bond= 85/2 26/18Single Bond +H=
02/5 51/26= Prime & bond NT 70/5 98/26 Prime & bond NT+H=
85/3 78/29 Excite = 94/8 07/19Excite+H =
تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که استفاده از هیپوکلریت سدیم 25/5% به مدت 1 دقیقه در سطح عاج دمینرالیزه استحکام باند برشی سیستمهای Excite و Single Bond را به طور قابل ملاحظهای کم نمود (05/0P<). استحکام باند برشی سیستمهای One Step وPrime & Bond NT با این روش افزایش یافت؛ ولی این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود (05/0P>).
نتیجهگیری: براساس یافتههای مطالعه حاضر، برداشت کلاژن سطح عاج دمینرالیزه با هیپوکلریت سدیم موجب کاهش معنیدار استحکام باند برشی سیستمهای با پایه آب/الکل میگردد؛ در حالی که استحکام باند سیستمهای استونی تغییر نمینماید، بنابراین بسته به نوع سیستم باندینگ و حلال آن، این روش، استحکام باند متفاوتی را ایجاد مینماید.
عباس ابوالقاسمی، محمود حجاران، آذر کیامرثی،
دوره 20، شماره 2 - ( 2-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: ترس از محیط دندانپزشکی از جمله اضطرابها و ترسهای کودکان است که به شکل رفتارهای منفی مانند ترس، اضطراب و خشم بروز میکند. این رفتارهای منفی در واقع ناشی از اضطراب جدایی، مواجهه با وسایل دندانپزشکی و نیز تجربه درمانهای گوناگون پزشکی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر بخشی مداخلات شناختی- رفتاری و پلاسیبو در کاهش آشفتگی ناشی از شیوههای دندانپزشکی کودکان انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی از تکنیک مداخلات شناختی- رفتاری استفاده شد. آزمودنیهای این پژوهش شامل 42 کودک مراجعه کننده به مطب دندانپزشکی بودند که دارای ترس از محیط دندانپزشکی بودند و به طور تصادفی به گروههای آزمایشی، پلاسیبو و کنترل تقسیم شدند (هر گروه 14 آزمودنی). مقیاس ترس، مقیاس چهرهای خشم، مقیاس چهره ای درد و شاخص فیزیولوژیک ضربان نبض مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادهها توسط آنالیز واریانس یک طرفه و مقایسه چندگانه Tukey تحلیل و 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که گروههای شناختی- رفتاری، پلاسیبو و کنترل تفاوت معنیداری از نظر ترس، خشم، درد و ضربان نبض داشتند. همچنین آزمون چند مقایسهای توکی نشان داد که روش مداخلات شناختی- رفتاری در مقایسه با پلاسیبو، ترس، خشم، درد و ضربان نبض کودکان را هنگام درمانهای دندانپزشکی به طور معنیداری کاهش میدهد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصله میتوان از مداخلات شناختی- رفتاری برای کاهش آشفتگیهای ناشی از درمانهای دندانپزشکی در کودکان استفاده نمود.
حسن ترابزاده، امیر قاسمی، فرحناز اسدیان، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این تحقیق in-vitro بررسی اثر Multiple adhesive coating براستحکام باند ریز برشی و ریز سختی سطح باند شده عاج پس از کاربرد چهار ادهزیو Single Bond 2, One Step, One Step Plus و Single Bond بود.
روش بررسی: از 100 عدد دندان مولر سوم دیسکهای عاجی بدست آمد. جهت انجام تست استحکام ریز برشی، 60 عدد از دیسکها به صورت تصادفی به 4 گروه 15تایی تقسیم شدند و در هر گروه از یک نوع ادهزیو استفاده شد. در یک نیمه از دیسک 2 لایه و در نیمه دیگر 6 لایه ادهزیو بکار برده شد و پس از طی مراحل باندینگ، استوانهای از کامپوزیت به ارتفاع 1 میلیمتر بر هر نیمه دیسک قرار گرفت و سخت گردید. نیروی برشی با سرعت mm/min5/0 تا نقطه شکست بر آن وارد شد. جهت تست ریز سختی 40 عدد دیسک عاجی باقیمانده به 4 گروه 10تایی تقسیم شدند و دیسکها همانند گروههای باندینگ آماده گشتند. سختی سطح عاج باند شده با دستگاه ویکرز محاسبه شد. نتایج با استفاده از آزمونهای آماری Two-way ANOVA و Tukey مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. خطای نوع اول آزمون 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: بیشترین و کمترین استحکام باند ثبت شده به ترتیب MPa74/5 ± 49/29 (6 لایه One Step Plus) و MPa 83/4 ± 23/21 (2 لایه
One Step Plus) بود. در 4 نوع ادهزیو تنها در One Step Plus استحکام باند 6 لایه بطور معنیدار بیشتر از 2 لایه بود و در 3 نوع ادهزیو دیگر تفاوت معنیداری وجود نداشت. بیشترین و کمترین سختی عاج ثبت شده به ترتیب VHN34/8 ± 08/39 (2 لایه Single Bond) و VHN 98/5 ± 53/28 (6 لایه One Step Plus) بود. در هیچ کدام از ادهزیوها سختی عاج در 6 و 2 لایه تفاوت معنیدار نداشت. وجود فیلر در ادهزیو اثر معنیداری بر استحکام باند نداشت در صورتیکه بطور معنیداری باعث کاهش سختی عاج باند شده گردید. همچنین نوع حلال ادهزیو اثر معنیداری بر استحکام باند داشت و استحکام باند در ادهزیوهای محتوی استن بیشتر از ادهزیوهای حاوی اتانل بود. در مقابل سختی ادهزیوهای حاوی اتانل بطور معنیداری بیشتر از ادهزیوهای حاوی استن بود.
نتیجهگیری: تعداد لایههای ادهزیو اثری بر استحکام باند ریز برشی و سختی سطح عاج نداشت و بیشتر وابسته به نوع ادهزیو بر اساس نوع فیلر و حلال آن بود.
امیر قاسمی، حسن تراب زاده، مجید نصیری، سمانه مهویدیزاده،
دوره 24، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی کیفیت یک نوع اسید HF تجربی جدید در آمادهسازی پرسلن و مقایسه آن با دو نوع تجاری موجود در بازار ایران بود.
روش بررسی: الف- بررسی الگوی اچ اسید تجربی توسط تصاویر میکروسکوپ الکترونی (SEM): 6 عدد دیسک ساخته شده از پرسلن فلدسپاتیک به 3 گروه تقسیم شدند. هر گروه توسط یک اسید (یک عدد تجربی و دو عدد تجاری اولترادنت و کیمیا) به مدت یک دقیقه اچ شدند. تصاویر SEM آنها با 3 بزرگنمایی ثبت شدند. ب- آزمون استحکام باند ریزبرشی: 18 دیسک پرسلنی برای هر گروه اسیدی تعیین شد. سطح نمونهها توسط اسید مرتبط با واسطه یک باند مینایی (مارجین باند) به کامپوزیت باند شدند. نمونهها تحت تست Micro Shear قرارگرفتند. ج- تست ریزنشت: 54 دیسک به سه گروه 18 تایی تقسیم شدند و سطح هر نمونه توسط اسید مربوطه اچ و سپس به کامپوزیت باند شدند و در نهایت زیر Stereomicroscope بررسی گردیدند. سپس دادهها توسط ANOVA یک طرفه آنالیز شدند.
یافتهها: مقایسه تصاویر SEM نمونههای مختلف در بزرگنماییهای مختلف تفاوتی را نشان نداد. مقادیر استحکام باند به دست آمده برای سه گروه اسیدی به این شرح بود: تجربی: MPa 92/4 ± 53/28، کیمیا: MPa 61/6 ± 21/28 و اولترادنت: MPa 61/7 ± 14/26 که با توجه به سطح معنیداری 05/0>P دارای اختلاف معنیدار نبودند. از نظر مقادیر ریزنشت نیز تفاوت معنیداری در گروهها دیده نشد (05/0
نتیجهگیری: کیفیت ژل HF تجربی در ایجاد الگوی اچ و استحکام باند و ریزنشت حد فاصل کامپوزیت- پرسلن مشابه دو گونه تجاری بوده و تفاوت معنیداری ندارد.
هادی قاسمی، محمدرضا خامی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان تولید مقالات علمی یکی از معیارهای توسعه یافتگی کشورها است. با توجه به وجود 18 دانشکده دندانپزشکی در کشور انتظار میرود تولید مقالات علمی دندانپزشکی بسیار بیشتر باشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی نظر دانشجویان تخصصی دندانپزشکی در رابطه با موانع و مشکلات تولید مقاله علمی از تحقیقات علمی دندانپزشکی بود.
روش بررسی: پرسشنامه خود ایفا در بین دانشجویان تخصصی تمام دانشکدههای دندانپزشکی ایران در خرداد 89 توزیع شده و پاسخها تا آذر 89 جمعآوری شد. موانع تولید مقالات علمی به وسیله هشت جمله مورد سوال قرار گرفت. برای آنالیز آماری ازآزمون Chi-square استفاده شد.
یافتهها: در مجموع تعداد 270 پرسشنامه تکمیل شده از 14 دانشکده جمعآوری شد. میانگین سنی پاسخدهندگان 8/3±6/29 سال بود و 53% آنها را مردان تشکیل میدادند. نزدیک به نیمی از پاسخدهندگان اعلام کردند که دست کم یک مقاله علمی دندانپزشکی منتشر کردهاند. کمتر از نیمی از پاسخدهندگان اعلام کردند که از نتایج پایاننامه دوره عمومی، مقالهای منتشر کردهاند. این مطلب در زنان و در دانشجویان جوانتر بیش از سایرین صدق میکرد (05/0>P). شایعترین موانع تولید مقالات علمی، فقدان مرکزی برای ویرایش زبان انگلیسی، فقدان انگیزه مالی، فقدان شرایط مناسب، و عدم تسلط به اصول نگارش متون علمی گزارش شدند.
نتیجهگیری: برای افزایش سهم دندانپزشکی ایران در تولید مقالات علمی دندانپزشکی، باید به ظرفیت دانشجویان تخصصی دندانپزشکی توجه شده و با فراهم کردن شرایط مناسب، موانع تولید و انتشار مقاله علمی برطرف گردد. بخصوص با توجه به نتایج مطالعه حاضر، فراهم کردن شرایط ویرایش زبان انگلیسی، برقراری عوامل انگیزشی مالی و فراهم کردن محیط مناسب برای نوشتن مقاله و ارایه آموزشهای نوشتن مقالات علمی باید در اولویت قرار بگیرد.
المیرا شعار نوبری، نسیم عزیزی، زینب داودمنش، اسحاق لاسمی، محمد بیات،
دوره 27، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نگرانیها و دغدغههایی که از عدم آشنایی مردم با کلمه جراح- دندانپزشک مطرح است و اینکه همه دندانپزشکان عمومی در تابلوی خود واژه (جراح- دندانپزشک) را به کار میگیرند و با توجه به انتظاری که مردم از کلمه جراح دارند و اینکه انجام این جراحیها در برنامه آموزشی دوره دندانپزشکی عمومی محدود است و خلاء اطلاعاتی در مورد میزان آگاهی مردم از این واژه در بهترین شرایط پایتخت کشور وجود دارد، در نتیجه هدف از این تحقیق تعیین میزان آگاهی از کلمه جراح در تابلوی مطب دندانپزشکان تحت عنوان جراح- دندانپزشک و عوامل مرتبط با آن، روی مردم شهر تهران در سال
90-89 بود.
روش بررسی: این تحقیق به روش توصیفی- مقطعی روی تعداد 385 نفر از مردم شهر تهران انجام گرفت و سپس میزان آگاهی آنها بررسی و نقش عوامل مرتبط با آن مانند ویژگیهای فردی، سن، جنس، اجتماعی و اقتصادی (آموزش، شغل، مراجعه به دندانپزشک) مورد بررسی قرار گرفت و با آزمون کای دو (توسط نرمافزار SPSS ) مورد قضاوت آماری قرار گرفت.
یافتهها: تعداد 4/57% زن و 6/42% مرد بودند. میانگین سن آنها 50 سال و حداقل 20 و حداکثر 77 سال بود. سطح سواد 6/43% دانشگاهی و 4/56% دیپلم و کمتر بود. 9/4% آگاهی خوب، 1/30% آگاهی متوسط و 65 % آگاهی ضعیف داشتهاند. به تعبیری 35 % آگاهی قابل قبول و 65% آگاهی غیرقابل قبول داشتند.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که میزان عدم آگاهی مردم از مفهوم کلمه جراح- دندانپزشک جدا جای نگرانی دارد. باتوجه به اینکه این عدم آگاهی منجر به مراجعه مردم به افراد غیر متخصص در امر جراحی شده و مشکلات عدیدهای را منجر میشود، لازم است که این میزان آگاهی بالا رود.
امیرحسین میرهاشمی، الهیار گرامی، احمد سوداگر، پدرام بقائیان، یاسمین جلالی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
ملکولهای تولید شده در انواع بافتهای درگیر بیماری یا داروها و مواد غذایی که توسط بیمار به طور مرتب مصرف میشود، از طریق جریان خون به بافتهای پارادنتال که به طور مکانیکی تحت استرس قرار دارند رسیده و بر روی سلولهای هدف تأثیر میگذارد. اثر ترکیبی نیروهای مکانیکی و یک یا تعداد بیشتری از این عوامل میتواند بازدارنده، افزاینده یا کمک کننده باشد. هدف این مطالعه بیان کردن مکانیسم عملکرد و تأثیرات بعضی از داروهای مصرفی بر روی ریمادلینگ بافت و حرکت ارتودنسی دندانها بود. یک بررسی مروری درباره اثرات داروها و مکملهای خوراکی روی سرعت تجربی حرکت دندانها با استفاده از منبع اطلاعاتی (Cochrane library , Embase, Medline) از سال 1980 تا 2013 صورت گرفت. تعداد 63 مقاله بررسی شد که 34 مورد آن که در رابطه با مسکنها و هورمونها در قسمت اول این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند و 29 مقاله باقی مانده در این مطالعه مورد ارزیابی قرارگرفتند. اما تفسیر و ترجمه آنها به علت تنوع در طراحی عملی و مقدار نیروی اعمال شده در حین حرکت دندانها و رژیم دارویی محدود شد. ویتامین D3 میتواند سبب تسریع حرکات دندانی گردد و کلسیم غذایی و فلوراید به نظر میرسد باعث کاهش حرکت میشود. بیس فسفونات اثر بازدارنده قوی در حرکات دندانی دارد همچنین افزایش حرکت ارتودنتیک دندان به واسطه نیکوتین و نتیریک اکساید محتمل به نظر میرسد. همه داروهای بررسی شده علاوه بر تأثیرات درمانی دارای عوارض جانبی بوده که احتمالاً بر روی سلولهای هدف با نیروهای ارتودنسی تأثیر میگذارد. بنابراین توجه ارتودنتیست به تاریخچه مصرف داروی بیماران، قبل و یا در طول دوره درمان ارتودنسی امری ضروری به نظر میرسد. بعد از معلوم شدن داروهای مصرفی برای مشخص کردن اثرات بالقوه آنها بر نتیجه مکانوتراپی باید تأثیرات و عوارض جانبی آنها بر روی سیستم بافتها مورد بررسی قرار گیرند.
محسن شیرازی، یاسمین فرجزاده جلالی، حجت درویشپور،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: افراد مبتلا به شکاف کام و لب در دوران کودکی و نوجوانی نیاز به درمانهای ارتودنسی دارند. از طرف دیگر لندمارکهای مثلث تشخیصی تویید به همراه اندازهگیریهای سفالومتریک، اطلاعات با ارزشی درباره الگوی اسکلتی برای طرح درمان و تشخیص در اختیار ارتودنیستها قرار میدهد. تحقیق حاضر با هدف تعیین تغییرات سفالومتریک مثلث تویید در بیماران مبتلا به شکاف کام و لب در مقایسه با افراد نرمال انجام شد.
روش بررسی: تعداد 101 بیمار دارای شکاف لب و کام و 95 فرد نرمال همسانسازی شده از نظر سن (5 تا 16 سال)، جنس و نژاد انتخاب شدند. مبتلایان به شکاف کام و لب همگی دارای سوابق درمانی یکسان بودهاند. از کلیهی بیماران رادیوگرافی تهیه شده و متعاقب تعیین لندمارکهای آناتومیک در هر کلیشه رادیوگرافیها تریس شدند. لندمارکهای مورد بررسی شامل نقاط، خطوط و پلنهای مختلف به همراه زوایای اسکلتی و دندانی و نیز نسبت اندازههای طولی در رادیوگرافیها بوده است. مقادیر لندمارکها در دو گروه با آزمون Student t مورد قضاوت قرار گرفت.
یافتهها: از نظر الگوی مورفولوژی مجموعهی کرانیوفاسیال تفاوتهای آشکاری بین مبتلایان به شکاف کام و لب و افراد نرمال دیده شد (001/0P<). جنس بیمار تأثیری در تغییرات شاخصهای سفالومتری در مبتلایان شکاف کام و لب نداشت (به جزIMPA و FMIA). تغییرات زوایای تویید بین دو گروه نرمال و واجدین شکاف کام و لب در پسران بیشتر از دختران بوده است. رتروژن مندیبل (کاهش زاویه SNB)؛ باز شدگی زاویه گونیال و افزایش شیب پلن مندیبل و ارتفاع قدامی صورت در افراد نرمال و واجدین شکاف کام و لب یکسان بوده و تفاوتی از نظر شاخصهای مرتبط با کرانیوم در آنها دیده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: در مجموع تفاوتهای قابل توجهی در محدودهی مثلث تویید شامل کاهش زاویه IMPA و افزایش زوایای FMIA و FMA در بیماران مبتلا به شکاف لب و کام در مقایسه با افراد نرمال دیده شده و تفاوت دو گروه در سایر شاخصها چندان قابل توجه نبوده است.
هادی قاسمی، آرزو ابن احمدی، مریم معزیزاده، مسعود گرامیپور،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی از طرف دانشجویان برای ارتقای عملکرد دانشکده دندانپزشکی بسیار مهم است. برای این منظور نیاز به ابزار روا و پایا وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر تهیه و رواسازی پرسشنامه ارزیابی هیأت علمی توسط دانشجویان بود.
روش بررسی: در مرحله اول ویژگیهای استاد ایدهآل بر اساس دیدگاههای گروهی پانزده نفره از استادان دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی با استفاده از روش گروه اسمی (Nominal group technique) به دست آمد. از مجموع این ویژگیها و پرسشنامههای به کارگرفته شده در مقالات مشابه و معتبر و حذف موارد مشترک، پرسشنامهای تهیه شد که در مراحل بعدی با محاسبه شاخص اعتبار محتوا Content Validity Index (CVI)، نسبت اعتبار محتواContent Validity Ratio (CVR) و ضریب آلفا کرونباخ مورد سنجش روایی و پایایی قرار گرفت.
یافتهها: پرسشنامه ابتدایی شامل 94 ویژگی و چهار درونمایه به شرح زیر بود: درونمایه اخلاق، درونمایه توانایی علمی، درونمایه توانایی عملی و درونمایه مدیریت. در مرحله تعیین CVR تعداد 23 ویژگی که 33/0CVR< داشتند و در مرحله تعیین CVI، تعداد بیست ویژگی دیگر که 79/0CVI< داشتند، حذف شدند. پایایی کلی این پرسشنامه حاوی 54 ویژگی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ معادل 96/0 به دست آمد.
نتیجهگیری: با توجه به آشنایی گروه متخصص طراح پرسشنامه به جنبههای مختلف عملکرد آموزشی هیأت علمی، به کارگیری روشهای مختلف تأیید روایی و پایایی و همچنین توجه به فرهنگ بومی، این ابزار را میتوان برای انجام مطالعات در بسترهای مشابه در ایران مورد استفاده قرار داد.
مائده قاسمی، رضا شریفی، بهاره طحانی،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: زیبایی دندان به یک مقوله بسیار مهم در جامعه امروز تبدیل شده است. هدف از این مطالعه بررسی میزان رضایت بیماران از ظاهر دندان و گرایش آنها به سمت بهبود زیبایی دندان بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی جهت جمع آوری اطلاعات از 200 بیمار مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان (فروردین- تیر 98) از پرسشنامهای شامل 17 سؤال استفاده شد. یک پرسشنامه محقق ساخته پایا و روا با سؤالاتی در مورد ظاهر دندانهای قدامی، درمانهای زیبایی دریافتی و درمانهای مورد علاقه برای زیبایی طراحی و استفاده شد. دادهها در SPSS22 وارد شده و با تستهای
Mann-Whitney کروسکالوالیس، و ضرایب همبستگی Spearman مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند (α=۰/۰۵).
یافتهها: 5/27% افراد ( ۴۵ نفر) از وضعیت ظاهری دندانهای جلویی خود ناراضی بودند که عمدهترین دلیل این نارضایتی رنگ دندانها گزارش شد (8/35%، ۷۱ نفر). همچنین مشاهده شد که حدوداً 84% (۱۶۸ نفر) بیماران مورد مطالعه سابقه مخفی کردن لبخند بخاطر ظاهر دندانهایشان را داشتند. در بین درمانهای دندانپزشکی زیبایی، ترمیمهای زیبایی بیشتر از سایر درمانها مورد استفاده قرار گرفته است (5/20%، ۴۱ نفر). این درحالیست که بیشترین علاقه به درمانهای زیبایی مربوط به سفید سازی دندان بود (4/78%، ۱۵۶ نفر). ارتباط معنیداری بین میزان رضایتمندی از ظاهر دندانها و علاقه به دریافت درمانهای دندانپزشکی زیبایی با سن و سطح تحصیلات مشاهده نشد (۶/۰P=).
نتیجه گیری: رنگ دندانها مهمترین عامل تعیین کننده میزان رضایتمندی از وضعیت ظاهری دندانهای افراد بود. بیشتر افراد مورد مطالعه علاقمند به دریافت درمانهای دندانپزشکی زیبایی بودند و سفید کردن دندان نسبت به سایر درمانها محبوبتر بود.
فیروزه نیلچیان، احسان قاسمی،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که در فرهنگ رایج بین مردم مخصوصاً قشر متوسط این طرز تفکر در اکثر والدین وجود دارد که دندان شیری عضوی جایگزین شونده است و از دست دادن آن اهمیتی ندارد. این پژوهش با هدف ارزیابی میزان آگاهی نگرش و عملکرد والدین کودکان پیش دبستانی و دبستانی مراجعه کننده به کلینیک ویژه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و بیمارستان کودکان امام حسین اصفهان درباره اهمیت حفظ دندانهای شیری و عوامل مرتبط با آن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی- مقطعی روی 323 نفر از والدین کودکان پیش دبستانی و دبستانی مراجعه کننده به کلینیک ویژه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و بیمارستان کودکان امام حسین اصفهان انجام شد. روش جمع آوری دادهها، پرسشنامه و مصاحبه حضوری بود. پرسشنامه ساخته شده دارای 21 سؤال چند گزینهای و سؤالات توصیفی بود. دادهها با استفاده از آزمونهای آمار توصیفی و آزمونهای تحلیلی نظیر t و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نمره آگاهی والدین 5/37 با انحراف معیار 9/16، میانگین نمره نگرش 8/55 با انحراف معیار 1/11 و میانگین نمره عملکرد 8/41 با انحراف معیار 6/15 از 100 به دست آمد و ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمرات آگاهی، نگرش و عملکرد با هم رابطه معنیداری وجود دارد (001/0P<). همچنین بین نمره آگاهی و نگرش والدین با سن مادران و سن پدران رابطه معنیداری وجود دارد (001/0P<).
نتیجه گیری: طبق یافتهها، آگاهی والدین در مورد اهمیت حفظ دندانهای شیری و عوامل مرتبط با آن در حد ضعیف، نگرش آنها در حد خنثی و عملکرد آنها در حد ضعیف تا متوسط است. در دسترس قرار دادن امکانات درمانی بیشتر برای کودکان در خانواده و آموزش به والدین در زمینه حفظ دندانهای شیری پیشنهاد میگردد.
ندا امید پناه، محمد اسمی، فرزان سلطانی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مالتیپل اسکلروزیس یک بیماری خود ایمنی است. تظاهرات دهانی در این بیماران شامل فلج یا اسپاسم عضلات صورت، اختلالات گیجگاهی فکی (TMJ)، نورالژی سه قلو، دیسفاژی یا دیس آرتری باشد. هدف مطالعه بررسی ویژگیهای دردهای اروفیشیال در بیماران مبتلا به MS بود.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر بر روی 250 بیمار با تشخیص قطعی MS مراجعه کننده به انجمن MS ایران و مرکز تحقیقات MS ایران انجام شد. بیماران در گروه سنی 17 تا 57 سال بودند که کاملا تصادفی انتخاب شدند. دادهها بر اساس دو چک لیست و معاینه بالینی به دست آمد. در نهایت برای بررسی مشکلات TMD از معیار DC/TMD استفاده گردید. سپس دادهها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 26 و به وسیله آنالیز آماریTest Fisher’s مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: شیوع بیماری MS در زنان بیشتر بوده و میانگین سنی بیماران 37 سال و میانگین مدت زمان درگیری با بیماری MS در بین بیماران 8 سال بود. شایعترین درد مربوط به درد تیر کشنده و شوک مانند با فراوانی 4/40 درصد و کمترین کیفیت مربوط به درد گنگ و منتشر با فراوانی 3/5 درصد بود. در کل 5/24 درصد از بیماران دارای دردهای صورتی- دهانی، دچار TMD بودند که در این مورد از معیار DC/TMD استفاده شد.
نتیجه گیری: اختلالات گیجگاهی فکی و دردهای تیر کشنده و شوک مانند معمولاً در تعدادی از بیماران مبتلا به MS مشاهده میشود در نتیجه دندانپزشکان باید از وجود این دردها در بیمار، تریگر درد و داروهای استفاده شده توسط بیماران، جهت ارائه خدمات درمانی و اجتناب از تداخلات دارویی آگاه باشند.
هادی قاسمی، آرزو ابن احمدی، شهیده نادی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش هیجانی به دانشجویان دندانپزشکی کمک میکند تا در مدیریت استرس و برقراری ارتباط مؤثر با بیماران موفقتر باشند، در حالی که خودکارآمدی باعث تقویت اعتماد به نفس آنها در انجام وظایف بالینی و یادگیری مهارتهای حرفهای میشود. ارتباط این دو عامل به بهبود عملکرد تحصیلی و حرفهای آنها منجر میشود. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین هوش هیجانی، خودکارآمدی و موفقیت تحصیلی در میان دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی شامل ۵۵ دانشجوی دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی (ایران) بود که به صورت نمونه در دسترس از ورودیهای مختلف انتخاب شدند. برای اندازه گیری باورهای خودکار آمدی تحصیلی از پرسشنامه Sherer استفاده شد که شامل 37 سؤال و امتیاز تئوریک 70-37 است. برای اندازه گیری میزان هوش هیجانی از پرسشنامه Bar-on که شامل 30 پرسش و امتیاز تئوریک 450-90 است، استفاده شد. اندازه گیری موفقیت تحصیلی با استفاده از معدل افراد انجام شده و همچنین جنس، سکونت در منزل یا خوابگاه، میزان تحصیلات والدین به عنوان متغییرهای زمینهای مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، آزمونهای t و ضریب همبستگی Pearson تحلیل شدند.
یافتهها: از 55 دانشجوی شرکت کننده در این تحقیق شامل 30 خانم و 25 آقا، میانگین نمرات هوش هیجانی 85/84، خودکارآمدی 02/62 و معدل 42/16 به دست آمد. تفاوت معنی داری در نمرات هوش هیجانی بر اساس جنسیت و محل سکونت بین دانشجویان وجود داشت، به طوری که دانشجویان مرد نسبت دانشجویان زن و دانشجویان ساکن خوابگاه نسبت به دانشجویان ساکن در منزل شخصی (02/0P=) به طور متوسط نمرات بالاتری کسب کردند ولی در نمرات خودکارآمدی و معدل تفاوتی بین مردان و زنان نبود. همچنین دانشجویانی که سطح تحصیلات مادرشان بالاتر بود و آنهایی که ساکن منزل شخصی بودند، معدل بالاتری داشتند (03/0P<). هیچ ارتباط آماری معنی داری بین پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی و خودکارآمدی مشاهده نشد.
نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهند که اگرچه هوش هیجانی و خودکارآمدی ممکن است به طور مستقیم بر موفقیت تحصیلی تأثیر نگذارند، عوامل دیگری مانند محیط زندگی و تحصیلات والدین میتوانند نقش داشته باشند. درک این پویاییها میتواند به اساتید کمک کند تا بر توسعه همه جانبه دانشجویان تمرکز کنند و نه تنها مهارتهای تحصیلی بلکه عوامل شخصی و اجتماعی که به عملکرد و سلامت دانشجویان کمک میکنند را مورد توجه قرار دهند.
عادله نظری، رضا فرجی، منوچهر رحمتی کامل، تانیا قاسمی، هدی شیرافکن،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دیدگاه دندانپزشکان (متخصص و عمومی) درباره زیبایی لبخند که غالباً به صورت آکادمیک و بر مبنای معیارها و روابط استاندارد بافت نرم و سخت شکل گرفته، با دیدگاه عموم جامعه و بیماران ممکن است متفاوت باشد و انتظارات بیماران از درمان را برآورده نکند. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه دیدگاه دندانپزشکان متخصص، عمومی، و سایر افراد جامعه در مورد شیبهای متفاوت لبیوپالاتالی دندانهای انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1403 و بر روی مردم عادی و دندانپزشکان انجام شد. دندانپزشکان عمومی و متخصصین شاغل به کار در سطح استان مازندران وارد مطالعه شدند. مردم عادی نیز از بین بیماران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی شهر بابل و به صورت آسان و در دسترس انتخاب گردیدند. یک زن و یک مرد بر اساس معیارهای بالینی و لترال سفالومتری انتخاب شدند و دو تصویر با حالت چهره خنثی و همراه با لبخند از آنان گرفته شد و پس از ویرایش تصاویر، 5 تصویر نهایی از هر فرد در قالب یک پرسشنامه تهیه شد تا دیدگاه شرکت کنندگان را در مورد تأثیر شیبهای متفاوت لبیوپالاتالی دندانهای انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند بر اساس مقیاس لیکرت 5 درجهای مورد سنجش قرار گیرد. دادهها توسط نرم افزار تحلیل آماری SPSS و آزمونهای آماری تی مستقل و آنووا آنالیز شدند.
یافتهها: 92 نفر مردم عادی، 47 نفر دندانپزشک عمومی و 141 نفر دندانپزشک متخصص (47 نفر از هر یک از متخصصین ارتودنسی، ترمیم و جراحی فک و صورت) در مطالعه شرکت کردند. از نظر هر سه گروه دندانپزشکان عمومی، متخصص و مردم عادی، جذاب ترین لبخند در تصاویر مرد مربوط به عکس 5- درجه (منفی متوسط) و در عکس زن به عکس صفر درجه بود. همچنین غیر جذاب ترین لبخند بین هر سه گروه به عکس 10- درجه (منفی زیاد) زن، داده شد. عکسهای با شیب 10- درجه هم برای مردان و هم زنان کمترین امتیاز را دریافت کردند. میانگین نمره متخصصین به تصاویر با زاویه صفر درجه نسبت به دندانپزشکان عمومی و مردم عادی کمتر بود.
نتیجهگیری: متفاوت بودن دیدگاه دندانپزشکان نسبت به مردم عادی در مورد تأثیر شیبهای متفاوت لبیوپالاتالی دندانهای انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند، لزوم توجه بیشتر به انتظارات و اهداف بیماران درباره درمان را بیشتر میکند.
هادی قاسمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
امروزه استفاده از هوش مصنوعی در ابعاد گوناگون زندگی انسان با سرعت زیادی در حال افزایش است. مانند هر فناوری دیگر، استفاده از این فناوری مستلزم توجه به منافع و مضرات احتمالی آن است. از آنجاکه بکارگیری هوش مصنوعی اتکای انسان بر فعالیتهای مغز را کاهش میدهد، این سؤال پیش میاید که استفاده دراز مدت از هوش مصنوعی چه اثراتی بر عملکرد شناختی انسان میگذارد. با اینکه استفاده عمومی از هوش مصنوعی هنوز سابقه زیادی ندارد، در عین حال بحثهای مهمی در مورد تأثیرات آن بر شناخت انسان شروع شده و برخی مطالعات به این موضوع پرداختهاند. در این نامه سعی شده است با هدف توجه دادن خوانندگان محترم مجله به این موضوع، به طور خلاصه یافتههای چند مطالعه در این خصوص بررسی شود تا ماهیت دوگانه تأثیرات شناختی هوش مصنوعی یادآوری شده و بر نیاز به استفاده متعادل و هدفمند از هوش مصنوعی تأکید شود.
یافتههای برخی مطالعات حاکی از مزایای استفاده از هوش مصنوعی در قالب تقویت شناخت هستند. مثلاً Haider و همکاران (1) در یک مطالعه مقطعی دریافتند ابزارهای هوش مصنوعی، مانند پلتفرمهای تقویت حافظه و سیستمهای یادگیری تطبیقی، حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت، تفکر تحلیلی و کارایی تصمیم گیری را بهبود میبخشند. همچنین در یک مطالعه مروری (2) خاطر نشان شد مداخلات مبتنی بر هوش مصنوعی، مثل برنامههای آموزش مغز، به ویژه در بزرگسالان مسنتر از
انعطاف پذیری عصبی پشتیبانی میکنند و اضطراب را کاهش میدهند.
از طرفی یافتههای برخی پژوهشها، مضرات استفاده از هوش مصنوعی بر عملکرد شناختی مغزرا نشان میدهند. به عنوان مثال Zhai و همکاران (3) در یک مرور نظام مند نشان دادند که استفاده طولانی مدت از سیستمهای گفتگوی هوش مصنوعی در آموزش، حل مسئله مستقل و استدلال تحلیلی را تضعیف میکند و خطراتی مثل سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی و سرقت ادبی را در بردارد. همچنین وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی با کاهش تفکر انتقادی، خلاقیت و اخلاق کاری مرتبط است و ممکن است وابستگی روانی و کاهش انگیزه برای یادگیری عمیق را به مراه داشته باشد (1)، یا خیره شدن بیش از حد به صفحه نمایش و وابستگی به هوش مصنوعی ممکن است ساختار مغز را تغییر دهد (به عنوان مثال، کاهش ماده خاکستری در مناطق جلوی مغز) و توجه، حافظه و تنظیم اجتماعی- عاطفی را مختل کند (2).
استفاده از هوش مصنوعی در سنین مختلف میتواند اثرات مختلفی داشته باشد. در کودکان استفاده بدون نظارت از هوش مصنوعی ممکن است مانع توسعه زبان و دامنه توجه شود. در جوانان، رسانههای اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی، میتوانند باعث اضطراب، تنهایی و عملکرد ضعیف تحصیلی شوند. هرچند در بزرگسالان مسنتر آموزش شناختی از طریق هوش مصنوعی نویدبخش است اما نیاز به پشتیبانی سواد دیجیتال دارد (2).
در نهایت باید توجه داشت اگرچه هوش مصنوعی میتواند در مواردی باعث تقویت شناخت شود ولی استفاده بدون کنترل آن خطر تضعیف خلاقیت، استقلال در تفکر و زیر پا گذاشتن استانداردهای اخلاقی را به همراه دارد. توصیه میشود برای عملکرد بهتر، استفاده از هوش مصنوعی حتماً با قضاوت انسانی همراه شود، مهارت تفکر انتقادی در استفاده از هوش مصنوعی
مد نظر باشد و در مجموع زمان استفاده از صفحه نمایش (Screen time) محدود و کنترل شده باشد. تحقیقات آینده در این زمینه باید مطالعات آینده نگر و دستورالعملهای مخصوص استفاده کنندگان از هوش مصنوعی در سنین مختلف و گروههای مختلف جمعیتی مثل دانش آموزان و دانشجویان را در اولویت قرار دهند.
امیرحسین رستمی، سیدعلی سیدمجیدی، ولی الله آرش، عباس رامیار، نیما هدایتی گودرزی، امیرحسین قاسمی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: بیرون زدگی دندانی آلوئولی دو فک یکی از ناهنجاریهای شایع ارتودنتیک است. کشیدن پرمولرهای اول یکی از روشهای درمانی متداول در این بیماران محسوب میشود. از آنجایی که تأثیر این امر بر نسبتهای بولتون همچنان نامشخص است، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر کشیدن پرمولرهای اول بر نسبتهای بولتون به دنبال درمان ارتودنسی بود.
روش بررسی: این مطالعه آزمایشگاهی بر روی مدلهای فیزیکی بایگانی شده 34 بیمار کلاس I مبتلا به بیرون زدگی دندانی آلوئولی دو فک با عدم کفایت لبی بیش از ۴ میلی متر و لبهای برجسته، موجود در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل در سال 1403 انجام شد. تمامی بیماران دارای مجموعه کامل دندانهای 1 تا 6 در هر کوادرانت فکی بودند. پس از اسکن دیجیتالی مدلها، نسبتهای کلی و قدامی بولتون محاسبه گردید. سپس فرآیند کشیدن دیجیتالی پرمولرهای اول شبیه سازی شد. نسبتها بار دیگر اندازه گیری و با مقادیر پیش از درمان با آزمون تی نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مقایسه شدند.
یافتهها: از 34 کست مورد مطالعه، 6/67 درصد متعلق به بیماران مؤنث بود. میانگین نسبت کلی بولتون به دنبال کشیدن پرمولرهای اول از 23/2±33/90 درصد به 39/2±72/87 درصد و نسبت قدامی از 96/2±19/78 درصد به 03/3±85/77 درصد کاهش یافت (001/0>P). همچنین در ۱۵ بیمار فضای باقی مانده پس از درمان مشاهده شد که عمدتاً در فک پایین بود.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، کشیدن پرمولرهای اول منجر به کاهش معنی دار نسبتهای کلی و قدامی بولتون در بیماران مبتلا به بیرون زدگی دندانی آلوئولی دو فک شد. با این حال، احتمال باقی ماندن فضای اضافی به ویژه در فک پایین وجود دارد. توجه ارتودنتیست به این موارد در طرح درمان موفق و پایدار ضروری است.