جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای ثبوتی

علی تقوی زنوز، رفعت ثبوتی، شهین جعفری، بهروز نیک بین،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1382 )
چکیده

بیان مسأله: آفت عودکننده دهانی, بیماری شایعی است که با وجود انجام تحقیقات گسترده، همچنان عوامل ایجاد آن ناشناخته باقی مانده‌اند؛ نکته‌ای که در اغلب تحقیقات به آن اشاره شده نقش بسیار مؤثر توارث در ایجاد این بیماری است.

هدف: مطالعه حاضر به منظور بررسی دقیقتر اثراث و ارزیابی وجود Human Leukocyte Antigen (HLA) مرتبط با آفت انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، 60 بیمار مبتلا به آفت برای HLA- A و HLA- B و 37 نفر از بین آنان برای HLA- DR و HLA- DQ مورد آزمایش قرار گرفتند و نتایج با 25 نفر افراد بالای 30 سال که هرگز علائمی از آفت و یا سایر بیماریها نداشتند، با استفاده از آزمون دقیق فیشر مقایسه شدند.

یافته‌ها: نتایج حاصله، نشانگر کاهش معنی‌دار در فراوانی برخی از آنتی‌ژن‌ها بخصوص HLA-DQW3 و HLA- A26 در گروه مورد بود‍‍‍؛ بنابراین بر حسب مطالعه حاضر، آنتی‌ژن‌های یادشده به عنوان آنتی‌ژن‌های مقاومت در برابر ابتلا به آفت عودکننده دهانی مطرح می‌باشند؛ اما در مقابل افزایش معنی‌داری در فراوانی هیچ‌یک از آنتی‌ژن‌های HLA در گروه بیماران نسبت به گروه شاهد مشاهده نشد. لازم به ذکر است که این نکته بر خلاف گزارشهای متعدد در مورد بیماری بهجت می‌باشد. (در مبتلایان به بهجت اغلب افزایش فراوانی آنتی‌ژن HLA-B51 گزارش شده است.)

نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این مطالعه, پاتوژنز ایجاد آفت در بیماری بهجت و آفت عودکننده دهانی متفاوت می‌باشد؛ البته برای اثبات این نظریه (عدم ارتباط این دو نوع آفت) انجام مطالعات دقیقتر ضروری است.


فریبرز امینی، فر‌هاد ثبوتی، مهسا شریعتی، زینب نوشاد حقیقی،
دوره 24، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به کاربرد براکت‌های بازیافت شده در درمان‌های ارتودنسی و احتمال بالاتر بودن میزان آزاد سازی یون‌های فلزی در این نوع براکت‌ها و عوارض شناخته شده حاصل ازآن؛ این مطالعه به منظور بررسی تأثیر فرآیند بازیافت بر میزان یون‌های فلزی آزاد شده از براکت‌های ارتودنسی انجام گرفت.
روش بررسی: این تحقیق به روش تجربی و بر روی 80 براکت از نوع Discovery باند مستقیم ساخت شرکت Dentarum آلمان انجام گرفت. تمام نمونه‌ها به 2 گروه 40 تایی شامل 40 براکت نو (20 عدد برای یک هفته و 20 عدد برای 6 ماه) و 40 براکت بازیافتی (20 عدد برای یک هفته و 20 عدد برای
6 ماه) تقسیم شدند، سپس تعداد 20 عدد براکت از هر گروه به مدت یک هفته و شش ماه در بزاق مصنوعی ساخته شده، حاوی یک میکرون NaNHNO3 بافری با 7=pH درون تیوپ‌های پلی پروپیلن، در انکوباتور با دمایْ37 درجه سانتی‌گراد نگهداری شدند. ابتدا بعد از گذشت یک هفته، نیم میلی لیتر از محلول تیوپ‌های حاوی 20 براکت نو و 20 براکت بازیافتی (گروه‌های یک هفته‌ای) خارج و پنج مرتبه توسط دستگاه اسپکتروفتومتری؛ میزان عناصر نیکل، کروم وکبالت آنها بر حسب واحد ppb، اندازه‌گیری شد و سپس همین کاردر مورد 40 براکت نو و بازیافتی بعدی (گروه‌های 6 ماهه) بعد از گذشت 6 ماه انجام شد. در انتها داده‌های بدست آمده توسط دو آزمون Two way ANOVA مورد قضاوت آماری قرار گرفت.
یافته‌‌ها: آنالیز داده‌ها بعد از گذشت یک هفته‌، میزان یون‌های فلزی آزاد شده نیکل، کروم و کبـــالت را به ترتیب در بــراکت‌های نو و بازیافـــت شده برابر با 65/0، 40/1 و 75/0 ppb (Part per billion) و 142، 61/2، 43/1 ppb نشان داد، که اختلاف بین دو گروه نو و بازیافتی در مورد هر سه یون فلزی از نظر آماری معنی‌دار بود (001/0P<). بعد از 6 ماه، میزان یون‌های فلزی آزاد شده نیکل، کروم و کبالت به ترتیب در براکت‌های نو و بازیافت شده 1200، 4/3، 4/2 ppb و2330، 9/6، 8/10 ppb بود که اختلاف معنی‌داری بین دو گروه وجود داشت (001/0P<).
نتیجه‌گیری: استفاده از براکت‌های بازیافت شده در درمان‌های طولانی مدت ارتودنسی باعث افزایش آزادسازی یون‌های فلزی و (به خصوص نیکل) می‌شود. استفاده از این براکت‌ها در درمان‌های طولانی مدت ارتودنسی پیشنهاد نمی‌شود.


سینا حقانی‌فر، ولی‌الله آرش، فرهاد ثبوتی، نسیم جعفری،
دوره 25، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از عوارض جانبی استفاده از دستگاه ثابت ارتودنسی در درمان ناهنجاری‌های دندانی یا Camouflage تحلیل ریشه است که در دندان‌های مختلف دیده می‌شود. اگر تحلیل در انتهای اپیکالی ریشه باشد قابل ترمیم نیست، لذا بنا به اهمیت این موضوع در درمان‌های ارتودنسی و پیشگیری از کاهش و تحلیل پیش رونده طول ریشه، مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان تحلیل ریشه در بیماران درمان شده با دستگاه Slot 018 Standard Edgewise انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه کلیشه‌های پانورامیک استاندارد قبل و بعد از درمان 63 بیمار نیازمند درمان ثابت ارتودنسی فکین بررسی شدند. 24 دندان از هر بیمار شامل دندان‌های مولر اول یک سمت تا مولر اول سمت مقابل هر دو فک مورد بررسی قرار گرفتند. درجه تحلیل ریشه به صورت 3 درجه (درجه 0: بدون تحلیل، درجه 1: تحلیل مختصر به همراه ریشه‌هایی با نوک گرد شده تا تحلیل حداکثر 4/1 طول ریشه، درجه 2: تحلیل متوسط تا شدید در حد بیشتر از 2/1 تا 4/1 طول ریشه) بیان شد. رابطه میزان تحلیل ریشه با جنس توسط تست Mann-Whitney و رابطه میزان تحلیل ریشه با طول درمان توسط ضریب همبستگی اسپیرمن مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: از 1542 دندان بررسی شده، 345 دندان دارای تحلیل درجه 1 بودند و موردی از تحلیل درجه 2 یافت نشد. بیشترین میزان تحلیل ریشه
درجه 1 در دندان لترال فک پایین مشاهده شد. میزان تحلیل ریشه چه در جنس مونث و چه در جنس مذکر در فک پایین به طور معنی‌داری بیشتر از فک بالا بوده است، همچنین میزان تحلیل ریشه دردندان‌های جنس مذکر به طور معنی‌داری بیشتر از دندان‌های جنس مونث بوده است (05/0>P). رابطه معنی‌داری نیز با طول مدت درمان و همچنین دندان‌های سمت راست و چپ فکین یافت نشد (05/0P>).

نتیجه‌گیری: باتوجه به یافته‌های حاصل از این مطالعه، هیچگونه ارتباطی بین طول مدت درمان و سمت فکی با میزان تحلیل ریشه وجود ندارد، اما تحلیل ریشه در فک پایین و در جنس مذکر بیشتر رخ می‌دهد.


پویا جنتی، محمد ابراهیمی ساروی، تهمینه بامدادیان، فرهاد ثبوتی، سحر چپرلی، جمشید یزدانی چراتی، نسرین خاکی، صهبا امینی، عباس مسگرانی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم‌ترین چالش‌های دندانپزشکان، تحویل روکشی با مارژینال فیت و مارژینال گپ مناسب به بیمار است. تراش ۱۳۵ درجه مزایایی چون سهولت تکنیکی و ثبت مناسب خط خاتمه تراش دارد. علی‌رغم این مزایا، تحقیقات گسترده‌ای بر روی این نوع تراش انجام نشده است. لذا بر آن شدیم تا در این مطالعه تراش ۱۳۵ درجه را با چمفر عمیق از نظر تطابق مقایسه نماییم.
روش بررسی: بر روی دو دندان مولر اول مندیبل با نسج تاجی سالم و اندازه مشابه، تراش چمفر عمیق و تراش ۱۳۵ درجه انجام شد. از هر دو دندان قالب تهیه شد و از روی هر دای، ۳۰ عدد روکش ساخته شد. نمونه‌های آغشته به fit checker توسط universal testing machine تحت نیروی ۴۰ نیوتن به مدت ۳ دقیقه قرار گرفتند و زیر لوپ با بزرگنمایی ۴۰ برابر در سه نقطه از هر بعد اندازه‌گیری و ثبت شدند. جهت آنالیز داده‎ها و مقایسه تطابق تراش‎ها از آزمون‎های آماری Kolmogorov-Smirnov و Wilcoxon در SPSS version24 استفاده گردید.
یافته‌ها: میانگین مارژینال فیت در تراش چمفر عمیق ۵۴۱۷/۴۸ میکرون و در تراش ۱۳۵ درجه ۳۳۳۳/۵۵ میکرون به دست آمد. مارژینال گپ، برای تراش چمفر عمیق ۴۸۳۳/۲ میکرون و برای تراش ۱۳۵ درجه ۰۰۸۳/۱ میکرون بود. P-value برای مارژینال گپ ۰۵۰/۰ بود که نشان دهنده وجود تفاوت معنی‌داری میان برتری تراش ۱۳۵ درجه بر تراش چمفر عمیق است. در مورد مارژینال فیت، P-value بالای ۰۵/۰ بود و برتری تراش 135 درجه از این حیث معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: تراش ۱۳۵ درجه بر چمفر عمیق از نظر مارژینال گپ برتری معنی‌دار داشت (05/0P≤). علی‌رغم اینکه تراش ۱۳۵ درجه بر چمفر از نقطه نظر مارژینال فیت نیز برتری داشت اما این تفاوت معنی‌دار نبود.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb