جستجو در مقالات منتشر شده


24 نتیجه برای شیری

احمدرضا طلایی پور، پیمان حداد، سورینا صهبا، حوریه باشی زاده فخار، شیرین سخدری،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده

هر ساله در سراسر جهان هزاران نفر مبتلا به انواع سرطانهای ناحیه دهان، نازوفارنکس و اوروفارنکس می شوند. رادیوتراپی یکی از روشهای عمده درمانی محسوب می شود. رادیوتراپی علاوه بر درمان، سبب بروز عوارضی می شود که التهاب مخاط یا موکوزیت از مهمترین آنها می باشد. این عارضه به علت درد و سوزش و ناراحتی بسیار زیادی که برای بیماران ایجاد می کند، ادامه درمان و گاه ادامه زندگی برای این افراد را با مشکلات زیادی مواجه می سازد و از آنجا که بیماران مبتلا به این نوع سرطانها، تقریبا در تمام موارد بهبود پیدا می کنند؛ لذا فراهم نمودن شرایط مطلوب در طول درمان رادیوتراپی، برای آنها ضروری می باشد. در این بررسی با استفاده از دهان شویه گیاهی کامومیل (بابونه)، موکوزیت در طول درمان کاهش داده شد یا از بروز آن جلوگیری به عمل آمد. این تحقیق بر روی 57 بیمار تحت درمان با اشعه انجام گرفت که خود به دو گروه شاهد و تجربی تقسیم شدند. نتایج نشان داد که دهان شویه کامومیل، شروع موکوزیت را به تعویق می اندازد و از شدت آن می کاهد. این دارو بر روی زنان و مردان تاثیر یکسانی داشت و همچنین تمامی کسانی که دندان داشتند و یا فاقد دندان بودند، به یک میزان از مزایای این دهان شویه بهره بردند.


مهرداد لطف آذر، بهروز غارثی فرد، شیرین فرجادیان،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1381 )
چکیده

سندرم پاپیلون لفور (PLS) یک بیماری نادر است که با تخریب زود هنگام پریودنشیوم دندانهای شیری و دائمی همراه است. اتیولوژی این بیماری بدرستی مشخص نیست ولی اخیرا جهش در ژن کاتپسین C به عنوان پایه ژنتیکی بیماری شناخته شده است. در این مطالعه فراوانی آنتی ژن های HLA در سندرم پاپیلون لفور مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور آنتی ژن های HLA-1 و HLA-DR با روش سرولوژی و طبق استاندارد NIH در نه بیمار مبتلا به PLS از هفت خانواده غیر وابسته با 37 فرد سالم (گروه کنترل) مقایسه گردید. در تحلیل نتایج از آزمون دقیق فیشر با در نظر گرفتن (P<0.05) استفاده شد. نتایج نشان داد که فراوانی آنتی ژن HLA-B18 در بیماران مبتلا به PLS نسبت به گروه کنترل بیشتر می باشد و این افزایش از نظر آماری معنی دار است (P<0.05). مطالعه حاضر که به روش سرولوژی انجام گردیده است تنها مطالعه کنترل دار در زمینه بیماری PLS می باشد که نتایج آن نیاز به فناوریهای ملکولی با تعداد نمونه های بیشتری دارد.
عباس منزوی، شیرین لوّاف،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

ject id="ieooui" classid="clsid:38481807-CA0E-42D2-BF39-B33AF135CC4D" >بیان مسأله: امروزه به دلیل افزایش قیمت آلیاژهای با طلای بالا (High Gold) تمایل بسیار چشمگیری به استفاده از آلیاژهای بیس‌متال در ترمیم‌های فلز- سرامیک ایجاد شده است. یکی از آلیاژهای بیس‎متال تولیدشده در داخل کشور، آلیاژ مینالوکس می‎باشد. در بررسی یک آلیاژ دندانی، تطابق مارژین از مهمترین خصوصیاتی است که باید مورد ارزیابی قرار گیرد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه دو آلیاژ مینالوکس (ساخت شرکت موادکاران وابسته به جهاد سازندگی) و وراباند2 (Albadent Co. USA) از لحاظ تطابق لبه‎ای در مراحل حرارتی پخت پرسلن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 24 عدد دای برنجی استاندارد با طرح Finishing Line چمفر º135 توسط دستگاه تراش Computer Numeric Controlled (CNC) تهیه گردید. مجموعه دای‎ها به دو دسته 12 عددی A و B تقسیم شدند. پس از Wax Up، نیمی از نمونه‎ها با آلیاژ مینالوکس و نیم دیگر با وراباند2 ریخته شدند و سپس مراحل پخت پرسلن بر روی آنها انجام گردید. در هر گروه چهار نمونه کنترل وجود داشت که ونیر پرسلن نشدند و تنها مراحل حرارتی پخت پرسلن بر روی آنها انجام شد. Marginal Gap تمامی نمونه‎ها پس از چهار مرحله (Casting، Degassing، پرسلن‎گذاری و Glazing) از ناحیه باکال و لینگوال توسط Scanning Electron Microscope (SEM) اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس چهار طرفه و آزمون مقایسات چند گانه با ملاک Tukey تحلیل شدند.
یافته‌ها: Marginal Gap دو آلیاژ مینالوکس (µm 8/7±10/31) و وراباند2 (µm96/6±27/30) با 95% اطمینان اختلاف معنی‎داری را نشان ندادند (43/0=P). در هر دو آلیاژ بیشترین تغییرات Marginal Gap پس از مرحله دگازینگ به وجود آمد (05/0P<). مجاورت پرسلن و ونیر پرسلن در آلیاژ مینالوکس, موجب تغییرات معنی‎دار در تطابق لبه‎ای ‎شد (05/0P<) ولی در آلیاژ وراباند2 تغییری در این مورد مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: طبق یافته‌های این مطالعه, تطابق لبه‌ای آلیاژ مینالوکس مشابه آلیاژ وراباند2 و Marginal Gap آلیاژ مینالوکس در محدوده کلینیکی قابل قبول می‌باشد و می‌توان با این آلیاژ تطابق لبه‌ای بسیار مناسبی را بدست آورد.


حمیدرضا عبدالصمدی، شهرزاد نظری، فرشید میرمطلبی، مهدی شیرین‌زاد،
دوره 19، شماره 3 - ( 3-1385 )
چکیده

تارودنتیسم یک ناهنجاری نادر دندانی است که دندان مبتلا دارای تاج کشیده و بلند گردیده و محل انشعاب ریشه‌ها در جهت آپیکالی جابه‌جا می‌شود. در این مقاله یک مورد نادر از این آنومالی که به صورت دو طرفه در نمای رادیوگرافی دیده ‌شد، معرفی گردید. در ضمن دندان مولر اول بالا سمت راست بیمار دچار پولپیت غیر‌قابل برگشت بود که تحت درمان کانال ریشه قرار گرفت و نحوه درمان دندان مذکور نیز ارائه شد.


اسماعیل یاسینی، منصوره میرزایی، ایوب پهلوان، مریم قوام، معصومه حسنی طباطبایی، سکینه آرامی، حمید کرمانشاه، شیرین طباطبایی،
دوره 21، شماره 2 - ( 8-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از متداول‌ترین مواد ترمیمی مورد استفاده در کلینیک جهت پرکردگی دندان‌های پوسیده آمالگام می‌باشد ولیکن این ماده دارای معایبی نیز است. که مهم‌ترین آن عود پوسیدگی در اطراف ترمیم به علت ریزنشت بین ترمیم‌ و سطح دندان است. لذا هدف ازاین تحقیق بررسی و مقایسه ریزنشت ترمیم آمالگام باند شونده با استفاده از سه نسل دنتین باندینگ بود.

روش بررسی: در این مطالعه in vitro 40 دندان مولر و پرمولر سالم انسانی و فاقد هرگونه پوسیدگی انتخاب شده به چهار گروه ده تایی تقسیم شدند. حفرات کلاس II آمالگام در سطح مزیال یا دیستال دندان‌ها تعبیه شدند در سه گروه، از سه نوع ماده چسبنده به عاج از سه نسل مختلف به نام‌هایScotch Bond Multi Purpose، Single Bond،iBond استفاده شد و در گروه چهارم هیچ ماده‌ای بکار نرفت. سپس حفرات توسط آمالگام high copper اسفریکال، ترمیم شدند. پس از ترموسایکلینگ و قرار گرفتن در معرض فوشین بازی 5/0% به مدت 24 ساعت، دو برش مزیودیستالی عمود برسطح اکلوزال دندان در Box تهیه شده، توسط دیسک الماسی داده شد. مقاطع آماده شده در زیر Stereomicroscope با بزرگنمایی 25X جهت میزان نفوذ رنگ مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌های این مطالعه با استفاده از آزمونKruskal-Wallis و مقایسه چندگانه Scheffe مورد بررسی قرار گرفتند و 05/0>p به عنوان سطح معنی‌دار درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: نتایج مطالعات به طور مقایسه‌ای نشان داد که گروه شاهد کمترین میزان ریزنشت را بطور معناداری از لحاظ آماری (05/0>p) و سپس گروه iBond و بعد از آن Scotch Bond MP و سپس Single Bond نشت کمتری را در زیر ترمیم آمالگام نشان دادند.

نتیجه‌گیری: در بین سه نسل مواد چسبنده به عاج iBond نقش مؤثرتری را در کاهش ریزنشت نشان داد.استفاده ازمواد چسبنده به عاج نقش مؤثری را درکاهش ریزنشت درترمیم‌های آمالگام ایفا ‌نکردند.


فرزین سرکارات، بهنام بهلولی، شیرین انصاری، هاله شهابی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: امروزه به دلیل عوارض ناشی از ثابت نمودن (Fixation) بوسیله پیچ و پلاک‌های تیتانیومی در جراحی BSSRO (Bilateral Sagittal Split Ramus Osteotomy) استفاده از پلیمرهای قابل جذب به عنوان جایگزینی مناسب مطرح شده است. از آنجایی که تحقیقاتی که تا کنون انجام شده در این زمینه کافی نیست، انجام این مطالعه به روش (Finite Element Analysis) FEA مفید بنظر می‌رسد.

  روش بررسی: این مطالعه به روش تجربی برروی مدل‌ بازسازی شده از فک پایین انسان در محیط نرم‌افزار Catia و Ansys انجام شد. خط استئوتومی در جراحی BSSRO بر روی مدل ساخته شده اعمال گردید. سپس بارگذاری هم جهت با نیروی اکلوژن و تحت نیرو‌های 75 نیوتن، 135 نیوتن و 600 نیوتن صورت گرفت. الگوی توزیع تنش در ثابت نمودن توسط یک پیچ قابل جذب، دو پیچ قابل جذب به صورت عمودی، دو پیچ قابل جذب به صورت افقی، سه پیچ قابل جذب به روش L و سه پیچ قابل جذب به روش Backward L معکوس توسط نرم‌افزار Ansys مورد مقایسه و آنالیز غیر خطی مکانیکی قرارگرفت.

  یافته‌ها: در بین روش‌های مدل‌سازی شده، روش سه پیچ قابل جذب به فرم L ،‌ حداکثر استحکام اولیه را دارا می‌باشد. اما از آنجاییکه وارد کردن حداقل تروما و هزینه به بیمار از اهداف جراحی BSSRO است روش دو پیچ عمودی می‌تواند ضمن تأمین استحکام کافی، ‌تروما و هزینه کمتری را هم به بیمار وارد سازد. روش یک پیچ قابل جذب در N 600 یعنی حداکثر اکلوژن فرد سالم نمی‌تواند استحکام مورد نیاز را فراهم سازد.

  نتیجه‌گیری: پیچ‌های قابل جذب با ترکیب پلیمری پلی‌گلایکولیک اسید و L/D پلی‌لاکتید می‌توانند استحکام و ثبات اولیه قابل قبولی را در جراحی BSSRO تأمین نمایند.


حسن درریز، مریم معماریان، علی مدنی، لیلا صدیق پور، احمد رضا شمشیری،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر کور فلزی و زیرکونیایی بر رنگ رستوریشن‌ها و نیز بررسی تأثیر پشت پوش (Backing) بر رنگ رستوریشن سرکون زیرکونیا بود.
روش بررسی: نمونه‌های مورد مطالعه شامل دیسک‌های سرکون زیرکونیا و دیسک‌های متال سرامیک از آلیاژ طلای زرد و آلیاژ بیس متال با رنگ پرسلن ونیر کننده 2A و دو ضخامت پرسلن ونیر کننده (mm 7/0 و mm 2/1) بود. از هر گروه سه نمونه دیسک شکل آماده شد. دیسک‌های متال سرامیک شامل دیسک‌هایی از جنس آلیاژ نیکل کروم (Verobond) و آلیاژ طلا (World 89) با دو رنگ 2A و 5/3A و دو ضخامت پرسلن ونیر کننده بود. برای دیسک‌های سرکون زیرکونیا سه پشت پوش از آلیاژ طلای زرد، آلیاژ نیکل کروم و کامپوزیت رنگ 3A ساخته شد. اندازه‌گیری رنگی دیسک‌های زیرکونیایی (روی سه نوع پشت پوش) و دیسک‌های متال سرامیک با دستگاه اسپکتروفتومتر انجام گرفت. از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون توکی برای بررسی آماری استفاده شد.
یافته‌ها: مقادیرa*،b*،L* رستوریشن‌های سرکون زیرکونیا روی سه نوع پشت پوش تفاوت معنی‌دار‌ با هم نداشتند (05/0P>). در مقایسه دو به دو بین انواع رستوریشن‌ها، a* در رستوریشن‌های متال سرامیک به طور معنی‌دار‌ی بیشتر از رستوریشن سرکون زیر کونیا بود (05/0P<).
نتیجه‌گیری: رستوریشن سرکون زیرکونیا کاملاً قادر به پوشاندن پشت پوش زیرین خود است.


حسین افشار، احمدرضا شمشیری، وحید پورطالبی فیروزآبادی، زهرا بنی‌عامری،
دوره 25، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: (NC) Nursing Caries یک شکل مخرب از پوسیدگی ناشی از عادات تغذیه‌ای نادرست در نوزادان است که دندان‌های شیری را بعد از رویش متاثر می‌کند. آشنایی با الگوی این نوع پوسیدگی و بررسی قرینگی و ناقرینگی آن جهت تشخیص و درمان موثر و علمی ضروری به نظر می‌رسید. هدف از این مطالعه بررسی ارزیابی الگوی پوسیدگی Nursing Caries از نظر قرینگی و ناقرینگی در کودکان بین 3 تا 5 سال بود.

روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی (Cross sectional) می‌باشد. تعداد 10 مهد کودک در شهر تهران توسط سازمان بهزیستی تهران به صورت تصادفی انتخاب گردید. 115 کودک دارای پوسیدگی با الگوی NC پس از معاینه و تکمیل پرسشنامه مربوطه توسط والدین در مطالعه وارد شده و dmfs در دندان‌های انسیزور بالا و کانین‌های بالا و پایین و مولرهای اول شیری بالا و پایین تعیین گردید و الگوی پوسیدگی‌ها در دندان‌های فوق از نظر قرینگی و ناقرینگی مورد ارزیابی قرار گرفت. آنالیز داده‌ها به وسیله آزمون‌های آماری ANOVA،LSD ، Chi-square و Fisher انجام شد.

یافته‌ها: در این مطالعه در 9/53% از کودکان دارای الگوی NC، دندان‌های قدامی به صورت قرینه و 1/46% به صورت ناقرینه درگیر شده بودند و در مجموع دندان‌های قدامی و خلفی (مولرهای اول شیری) دارای الگوی NC 2/32% به صورت قرینه و 8/67% به صورت ناقرینه درگیر شده بودند. همچنین درمورد رابطه سمت شیردهی مادر با قرینگی الگوی NC، نتایج نشان داد که در کودکان با الگوی قرینه NC 51% به طور یکسان از هر دو سمت مادر شیر خورده بودند، در کودکان دارای الگوی NC و ناقرینه با درگیری بیشتر در سمت راست 50% بیشتر از سمت چپ مادر و در کودکان با درگیری بیشتر در سمت چپ 50% بیشتر از سمت راست مادر شیر تغذیه نموده بودند (01/0=P).

نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که NC هم دارای الگوی قرینه و هم الگوی ناقرینه می‌باشد. از عوامل تاثیرگذار بر قرینگی یا ناقرینگی NC، سمتی از مادر می‌باشد که کودک از آن سمت بیشتر شیر تغذیه می‌کرده است.


افسانه پاکدامن، احمد خرمالی، احمدرضا شمشیری،
دوره 26، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: یکی از شاخص‌های ارزشیابی در مؤسسات درمانی که در سال‌های أخیر مورد توجه قرار گرفته است ارزشیابی سازمان براساس میزان رضایتمندی مراجعین می‌باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه میزان رضایتمندی بیماران از ارایه خدمات به صورت درمان جامع در مقایسه با روش سنتی ارایه خدمات در کلینیک آموزشی دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.

  روش بررسی: پژوهش حاضر یک بررسی توصیفی- مقطعی بر روی 308 بیمار دریافت کننده خدمات دندانپزشکی در بهار 1389 در دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. داده‌ها از بیماران بخش درمان جامع علاوه بر سایر بخش‌های درمانی مستقل دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شامل بخش‌های (ترمیمی و زیبایی، پریودنتیکس، اندودنتیکس، رادیولوژی، پروتز متحرک و پروتز ثابت) با استفاده از نسخه ترجمه شده پرسشنامه رضایتمندی دندانی Dental Satisfaction Questionnaire (DSQ) شامل 19 سؤال در سه حیطه و اطلاعات دموگرافیک جمع‌آوری گردید. آمار توصیفی به صورت درصد پاسخ‌دهی گزارش شد. به منظور مقایسه میانگین نمرات کسب شده بین حیطه‌ها آنالیز واریانس محاسبه گردید.

  یافته‌ها: میانگین استاندارد شده Dental Satisfaction Index (DSI) نمره حیطه‌های مختلف به طور متوسط به شرح زیر می‌باشد: کنترل درد 17 ± 58، دسترسی 12 ± 59، کیفیت درمان 11 ± 68 و رضایت کلی 10 ± 62 بود. 5/92% از پرسش شوندگان عنوان نموده‌اند که دانشجویان هنگام معاینه بیماران بسیار با دقت هستند. 8/96% از بیماران اظهار داشتند که دانشجویان برخورد محترمانه‌ای با بیماران خود دارند. مهم‌ترین علل نارضایتی بیماران علاوه بر سیستم نوبت‌دهی و مدت انتظار، عدم ارایه خدمات پیشگیرانه و تلاش در جهت کاهش درد بود .

  نتیجه‌گیری: میزان رضایتمندی بیماران مراجعه‌کننده به کلینیک‌های درمانی دندانپزشکی در اندازه نسبتاً مطلوبی قرار دارد. به منظور ارتقاء سیستم ارایه خدمات پیشگیری و تلاش در جهت کنترل درد پیشنهاد می‌گردد.


مریم قاسمپور، زهرا مولانا، همایون علاقه‌مند، علی بیرامی، علی بیژنی، فریبا اصغرپور، احمدرضا شمشیری، قاسم میقانی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: از آنجاییکه پوسیدگی ثانویه، مهم‌ترین علتی است که منجر به شکست ترمیم‌های رزینی می‌شود، تولید مواد رزینی با خاصیت ضدمیکروبی، همواره مورد توجه بوده است. هدف از این مطالعه، بررسی عملکرد شیاربندهای فلورایددار و بدون فلوراید حاوی نانوذرات نقره بر استرپتوکوک موتانس بود.

  روش بررسی: در این مطالعه، خواص ضدمیکروبی شیاربندهای فلورایددار (Clinpro 3M) و بدون فلوراید (Concise 3M) پس از افزودن نانوذرات نقره با درصدهای وزنی 0، 01/0، 02/0، 03/0، 04/0، 05/0 با تست تماس مستقیم مورد بررسی قرار گرفت. شیاربندها بر دیواره‌های میکروتیوب‌های 500 میکرولیتری شکل داده شد و پس از کیور شدن توسط دستگاه لایت‌کیور، در مجاورت باکتری‌های غوطه‌ور در محیط مایع قرار گرفتند. سپس در زمان‌های 3، 24 و 48 ساعت، 10 میکرولیتر از محیط مایع بر روی محیط کشت بلاد آگار، کشت داده شد. بعد از 24 ساعت انکوباسیون در محیط 37 درجه سانتی‌گراد، تعداد کلونی‌های موتانس با دستگاه شمارنده کلونی شمارش شد. داده‌ها با آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) و آزمون T مستقل ارزیابی شدند.

  یافته‌ها: شیاربندهای فلورایددار نسبت به شیاربندهای بدون فلوراید در غلظت‌های پایین (02/0-0)، تأثیر معنی‌داری در جلوگیری از رشد استرپتوکوک موتانس داشتند ) 001/0 P≤ ). گروه‌های حاوی نانوذرات نیز به طور معنی‌داری رشد باکتری‌ها را کاهش دادند (001/0 P≤ ) که این خصوصیت با افزایش میزان نانوذرات، به وضوح افزایش یافت.

  نتیجه‌گیری: اگرچه شیاربندهای فلورایددار خواص ضدمیکروبی از خود نشان دادند، اما با افزایش درصد وزنی نانوذرات نقره، خاصیت ضدمیکروبی قوی‌تر و مؤثرتری از خود نشان دادند.


ندا مسلمی، محدثه حیدری، رضا فکرآزاد، حانیه نخبه الفقهایی، سیامک یعقوبی، احمد رضا شمشیری، مژگان پاک‌نژاد،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: پیوند آزاد لثه یکی از قابل پیش‌بینی‌ترین درمان‌های افزایش عرض لثه کراتینیزه می‌باشد. اما یکی از معایب اصلی این درمان درد در ناحیه دهنده پیوند کام در طول دوره ترمیم زخم می‌باشد. هدف از این تحقیق بررسی اثر لیزر کم‌توان بر ترمیم بالینی و درد در ناحیه دهنده پیوند در جراحی پیوند آزاد لثه بود.

  

روش بررسی: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی کنترل شده و دو سویه کور و Split mouth بر روی 12 بیمار در بخش پریودنتولوژی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه تست (تابش لیزر) و کنترل (تابش پلاسبو) تقسیم شدند. در گروه لیزر پس از انجام جراحی در ناحیه دهنده پیوند کام، تابش لیزر دیود 660 نانومتری با پارامترهای با توان 200 میلی‌وات و زمان تابش 32 ثانیه تابیده ‌شد و در روزهای 1 ،2، 4 و 7 ادامه یافت و در گروه کنترل به همین ترتیب لیزر به صورت خاموش استفاده شد. جهت بررسی میزان اپیتلیزاسیون از H2O2 3% و جهت بررسی ترمیم بالینی از فتوگرافی استفاده شد. جهت بررسی میزان درد تعداد مسکن مصرفی بیمار ثبت شد. همچنین حضور یا عدم حضور خونریزی نیز بررسی ‌شد. جهت آنالیز ترمیم از تست آماری Wilcoxon ، جهت آنالیز درد از تست آماری Repeated measures ANOVA و جهت آنالیز خونریزی از تست آماری McNemar استفاده شد. حد معنی‌دار آماری کمتر از 05/0 درنظر گرفته شد.

  یافته‌ها: زخم ناحیه کام در روز 14 در گروه لیزر از لحاظ میزان اپیتلیزاسیون (02/0 P= ) و ترمیم بالینی (01/0 P= ) به طور معنی‌داری بهتر از گروه کنترل بود و در روز 21 در گروه لیزر از لحاظ میزان اپیتلیزاسیون به طور معنی‌داری بهتر از گروه کنترل بود (05/0 P= ). با این حال دو گروه از لحاظ تعداد مسکن مصرفی و خونریزی تفاوت معنی‌داری را نشان ندادند (51/0 P= ) و (1 P= ).

  نتیجه‌گیری: براساس نتایج این تحقیق و با پارامترهای به کار گرفته شده در این مطالعه استفاده از لیزر کم‌توان در ناحیه دهنده پیوند کام می‌تواند منجر به بهبود ترمیم زخم در روز در طی هفته دوم و سوم شود.


حوریه باشی‌زاده فخار، هانیه کاویانی، مهرداد پنج نوش، احمدرضا شمشیری،
دوره 27، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: آگاهی از ارتباط دندان‌های خلفی با سینوس ماگزیلاری در پروسه‌های جراحی مانند کشیدن دندان‌های خلفی بالا وکاشت ایمپلنت یا در حرکات ارتودنتیک دندان‌های خلفی بالا نظیر اینتروژن بسیار مهم است. در موارد پروتروژن ریشه دندان‌ها به سینوس ریسک پنوماتیزیشن بعد از کشیدن دندان وجود دارد که باعث کاهش استخوان در دسترس جهت ایمپلنت یا دنچر فک بالا می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی دقت رادیوگرافی پانورامیک در تعیین رابطه ریشه دندان‌های خلفی بالا با کف سینوس ماگزیلاری به کمک Cone Beam CT بود.

  روش بررسی: مطالعه بر روی 117 نمونه پانورامیک و CBCT گرفته شده از بیماران مراجعه‌کننده به کلینیک خصوصی رادیولوژی انجام شد. ارتباط بین 452 ریشه دندان‌های خلفی ماگزیلاری شامل پرمولار دوم، مولار اول و دوم با کف سینوس کلاس‌بندی شد. از CBCT به عنوان روش Gold Standard استفاده شد و همخوانی نتایج پانورامیک نسبت به CBCT با استفاده از آزمون آماری Chi-square و Multiple logistic regression مورد ارزیابی قرار گرفت.

  یافته‌ها: تشابه نتایج پانورامیک و CBCT در 7/57% نمونه‌ها مشاهده شد. در مواردی که نوک ریشه با کف سینوس تماس نداشت (کلاس صفر) همخوانی بالا (5/89%) بین دو روش دیده شد. در کلاس یک 8/58% همخوانی و در موارد پروتروژن ریشه به داخل سینوس (کلاس سه و چهار) 50% همخوانی دیده شد (001/0 > P ) . در36% مواردی که دارای پروتروژن به داخل سینوس نبودند (کلاس صفر-1-2)، درپانورامیک پروتروژن نشان داده شد. همخوانی نتایج در دندان پره مولار دوم به طور معنی‌داری بالاتر از دندان‌های مولار به دست آمد (001/0 P< ).

  نتیجه‌گیری: تعداد قابل توجهی از ریشه‌هایی که پروتروژن به داخل سینوس در پانورامیک را نشان دادند، در CBCT این پروتروژن مشاهده نشد. بنابراین برای تعیین ارتباط دقیق ریشه با کف سینوس در صورت مشاهده پروتروژن ریشه به داخل سینوس بررسی های دقیق‌تر توسط CBCT توصیه می‌گردد.


مهرداد پنج نوش، فرنوش تقوی دامغانی، احمدرضا شمشیری،
دوره 27، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف : هنگام جراحی دندان‌های مولر سوم نهفته در صورت نزدیکی عصب آلوئولار تحتانی به این دندان ریسک آسیب به این عصب وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر عوامل مختلف بر میزان این آسیب‌پذیری توسط تصویربرداری (Cone Beam Computed Tomography) CBCT بود.

  روش بررسی : رادیوگرافی CBCT از 191 بیمار مراجعه‌کننده برای ارزیابی دقیق‌تر رابطه کانال مندیبولار و مولر سوم نهفته مندیبل انتخاب و موقعیت این دو ساختار آناتومیک در نقطه تماس آن‌ها ارزیابی شد. نقش احتمالی متغیرهای جنس، فرم نهفتگی مولر سوم مندیبل، رابطه آناتومیکی مولر سوم با کانال مندیبل و تفاوت سنی ارزیابی گردید. داده‌ها توسط آزمون‌های Chi-square و Student’s t-test آنالیز شد.

  یافته‌ها : در 7/81% بیماران بین کانال مندیبولار و دندان‌های مولر سوم نهفته تماس وجود داشته است. موارد تماس دو ساختار در زنان بیشتر از مردان (01/0 P= ) بوده و در آن‌هایی که رابطه آناتومیکی مولر سوم و کانال مندیبل به صورت لینگوالی قرار داشته، به صورت معنی‌داری بیشتر از موقعیت‌های باکالی و تحتانی مشاهده گردید (001/0 P< ). با این حال، سن و فرم نهفتگی تأثیر قابل‌توجهی بر رابطه این دو ساختار نداشتند (05/0 P> ).

  نتیجه‌گیری : در استفاده از روش تصویربرداری CBCT ، ریسک آسیب به عصب مندیبولار یا اکسپوز آن در زنان و در موارد موقعیت لینگوالی کانال مندیبولار نسبت به مولر سوم مندیبل در بیماران دارای تماس نزدیک بین این دو ساختار در تصاویر پانورامیک، بیشتر بوده و جراح باید دقت لازم را در این موارد هنگام جراحی دندان مولر سوم داشته باشد. 


الهیار گرامی، دکتر امیر حسین میرهاشمی، سحر رفیعی چوکامی، احمدرضا شمشیری،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: مال‌اکلوژن‌ Cl II یکی از ناهنجاری‌های شایع در جوامع مختلف انسانی بوده و استفاده از یک روش ساده، ارزان و قابل دسترس درمانی که بتوان آن را توسط دندانپزشک عمومی یا متخصص ارائه نمود، در پیشگیری از عوارض آتی مال‌اکلوژن بسیار حیاتی است. درمان ناهنجاری Cl II با استفاده از دستگاه‌های فانکشنال نظیر Twin block و بایت پلن شیب‌دار در مقایسه با درمان‌های ارتودنسی ثابت یا ارتوسرجری؛ هزینه، عوارض و پیچیدگی‌های کمتری دارد. تا به حال، تغییرات دنتواسکلتال ناشی از کاربرد دو دستگاه Twin block و بایت پلن قدامی شیب‌دار در بیماران واجد مال‌اکلوژن Class II ارزیابی نشده است. تحقیق حاضر با هدف تعیین تغییرات دنتواسکلتال ناشی از کاربرد دستگاه Twin block در مقایسه با بایت پلن قدامی شیب‌دار در درمان بیماران کلاس II گروه 1 در دوره‌ی دندانی مختلط انجام شد.

روش بررسی: در یک کوهورت گذشته‌نگر؛ تعداد 60 بیمار با تشخیص قطعی مال‌اکلوژن Class II div. 1 دارای زاویه ANB بزرگ‌تر از 2 درجه و زاویه FMA بین 30-20 درجه و بدون سابقه‌ی درمان قبلی یا ابتلاء به سندرم‌ها که با استفاده از دستگاه Twin block یا بایت پلن قدامی شیب‌دار درمان شده بودند، انتخاب و سفالومتری‌های قبل و بعد از درمان آنها تریس شدند. برخی شاخص‌های فاصله‌ای و زاویه‌ای قبل و بعد از درمان از روی سفالومتری‌ها با تکرارپذیری مناسب (953/0=ICC) محاسبه و تغییرات آن‌ها در دو گروه با آزمون Student t مورد قضاوت قرار گرفت.

یافته‌ها: اکثر لندمارک‌ها به دنبال استفاده از دستگاه‌های بایت پلن شیب‌دار و Twin block و به واسطه‌ی افزایش رشد مندیبل دچار تغییرات معنی‌داری شده (05/0P<) و دستگاه ها از طریق بهبود موقعیت و طول فک پایین، عدم تغییر شیب پلن مندیبل و بهبود روابط اسکلتی و دندانی ماگزیلا و مندیبل (کاهش ANB و کاهش اورجت) موجب تصحیح مال‌اکلوژن Class II شدند. در بیشتر لندمارک‌ها؛ تفاوت‌های آشکاری بین بایت پلن شیب‌دار و Twin block دیده نشده (05/0<P) و فقط تفاوت‌های معنی‌دار بین تغییرات شاخص‌های SNA (04/0=P)؛ اورجت (007/0=P) و شاخص Wits (004/0=P) در آن‌ها به ثبت رسید.

نتیجه‌گیری: علی‌رغم وجود شباهت‌های زیاد هر دو دستگاه در بهبود مال‌ اکلوژن Cl II div. 1 به دلیل مزایای دستگاه بایت پلن شیب‌دار به واسطه‌ی حجم کمتر، همکاری مناسب بیمار و مراحل ساخت لابراتواری راحت‌تر، استفاده از این دستگاه در دوره‌ی قبل از جهش رشد شاید بتواند جایگزینی برای دستگاه‌های پیچیده‌ی فانکشنال در درمان مال‌اکلوژن کلاس II باشد.


سمانه بیات، شیرین سخدری، علی مختار، علی لطفی، مهدی امیری سیاوشانی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: فیبروم ادونتوژنیک مرکزی یک نئوپلاسم نادر برخواسته از اکتومزانشیم ادونتوژنیک می‌باشد. اغلب موارد آن در فک پایین و بین سنین 11 تا 39 سالگی رخ می‌دهد. تمایل قطعی به بروز در زنان با نسبت 2/2 به 1 وجود دارد و میزان عود آن بسیار کم است. هدف از این مقاله گزارش یک مورد از این ضایعه نادر بود که به صورت اتفاقی یافت شده بود.

گزارش مورد: دختری 11 ساله در طی درمان ارتودنسی و بدون هیچگونه شکایت و علایم بالینی، جهت بررسی جوانه دندان‌های دایمی، رادیوگرافی پانورامیک تهیه کرد. در کلیشه پانورامیک یک ضایعه رادیولوسنت تک حجره ای با حدود مشخص و Corticated در ناحیه سمت راست تنه فک پایین مشاهده شد. ضایعه به روش جراحی خارج شد. در نمای میکروسکوپیک، مشخصات هیستوپاتولوژیک Central Odontogenic Fibroma از نوع Simple مشاهده شد.

نتیجه گیری: اگرچه فیبرومای ادونتوژنیک مرکزی یک نئوپلاسم خوش خیم نادر است ولی از آنجاییکه ممکن است بیمار بدون علایم بالینی مانند تورم، درد و پاراستزی باشد، ارزیابی دقیق تصاویر رادیوگرافی برای تشخیص زود هنگام ضایعات دارای اهمیت است.


نرگس عامری، حکیمه سیادت، احمدرضا شمشیری، مرضیه علی‌ خاصی،
دوره 29، شماره 2 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: تطابق مارژینال فریم ورک‌های ایمپلنتی، عامل مهمی در موفقیت طولانی مدت پروتزهای متکی بر ایمپلنت می‌باشد. هدف از این مطالعه مقایسه میزان گپ مارژینال مطلق فریم ورک‌های زیرکونیایی در بریج سه واحدی متکی بر ایمپلنت ساخته شده توسط دو سیستمComputer-aided design (CAD)/Computer-aided manufacturing (CAM)،AmannGirrbach  و Zirkonzahn بود.

روش بررسی: مدل اصلی با مانت کردن دو اباتمنت ایمپلنتی به عنوان پایه‌های بریج سه واحدی (کانین تا پره‌مولر دوم ماگزیلا) ساخته شد. در هر سیستم 12 فریم ورک زیرکونیایی ساخته شد. میزان گپ مارژینال مطلق فریم ورک‌ها با استفاده از Video Measuring System در هر یک از اباتمنت‌ها اندازه‌گیری شد. تأثیر نوع سیستم CAD/CAM و سایز اباتمنت بر میزان گپ مارژینال مطلق به ترتیب توسط Independent t test و Paired t test ارزیابی شد و حد معنی‌داری آماری 05/0 درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: میزان گپ مارژینال مطلق اباتمنت پره‌مولر، در فریم ورک‌های سیستم AmannGirrbach بیشتر از Zirkonzahn دیده شد (005/0P=). بین میزان گپ مارژینال اباتمنت پره‌مولر و کانین در هیچ یک از دو سیستم تفاوت آماری معنی‌داری مشاهده نشد (005/0P>).

نتیجه‌گیری: با وجود محدودیت‌های این مطالعه، به نظر می‌رسد میزان گپ مارژینال مطلق فریم ورک‌های زیرکونیایی به نوع سیستم CAD/CAM استفاده شده بستگی داشت، اما سایز اباتمنت تأثیری بر میزان گپ مارژینال مطلق نداشت.


سکینه آرامی، معصومه حسنی طباطبایی، معصومه حسنی طباطبایی، سید رضا نجف زاده، احمدرضا شمشیری، زهره مرادی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به استفاده روز افزون از MTA در درمان‌های مختلف دندانپزشکی‌، مطالعه در مورد خصوصیات آن از جمله زمان ستینگ از اهمیت خاصی‌ برخوردار است. هدف از این مطالعه بررسی‌ زمان ستینگ اولیه و نهایی یک نوع MTA ایرانی‌ با یک نوع MTA خارجی‌ بود.
روش بررسی‌: برای محاسبه میانگین زمان ستینگ نیاز به ۷ نمونه در هر گروه بود و برای اندازه‌گیری زمان ستینگ اولیه و نهایی MTA، مولد به ابعاد ۱۰×۲ میلی‌‌متر آماده گردید. نمونه‌ها پس از آماده سازی داخل انکوباتور با دمای ۳۷ درجه سانتیگراد و رطوبت ۹۰% گذاشته شد. بعد از مخلوط کردن سوزن Gilmore با وزن ۱۰۰ گرم و انتهای فعال ۲ میلی‌متر به صورت عمودی روی سطح MTA گذشته شد تا زمان ستینگ اولیه به دست آید. برای محاسبه زمان ستینگ نهایی از سوزن Gilmore با وزن ۴۵۶ گرم و انتهای فعال ۱ به صورت عمودی روی سطح MTA استفاده شد. جهت مقایسه میانگین زمان ستینگ بین نمونه داخلی (Root MTA) با نمونه خارجی ‌(Angelus MTA) آزمون آنالیز واریانس یک طرفه با تست تعقیبی Tukey با سطح معنیداری 05/0=α انجام شد.
یافته‌ها: میانگین زمان ستینگ اولیه Angelus MTA و Root به ترتیب عبارت از: 91/0±57/13 و 92/0±42/11 و میانگین زمان ستینگ نهایی Angelus MTA و Root به ترتیب عبارت از 54/±93/48 و 5/1±86/37 دقیقه بود. زمان ستینگ اولیه Angelus نسبت به Root به میزان 2/53±43/0 دقیقه بیشتر (001/0P=) و زمان ستینگ نهایی آن نسبت به Root به میزان 82/0±07/11 دقیقه بیشتربود (001/0>P).
نتیجه‌گیری: زمان ستینگ اولیه و نهایی MTA ایرانی‌ نسبت به خارجی‌ کمتر بود و از این بابت با نمونه خارجی‌ قابل رقابت بود.

عباسعلی خادمی، سید امیر موسوی، عزیزاله مرادی طلب، شیرین شاه ناصری، صابر خزاعی، ریحانه تجلی،
دوره 31، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: میکروارگانیسم‌ها مهم‌ترین علت التهاب پالپ دندانی و نواحی پری اپتیکال هستند که ناشی از عدم سیل مناسب و کافی کانال‌‌ها و نواحی انتهایی آن‌ها و در نتیجه میکرولیکیج و نفوذ میکروارگانیسم‌ها می‌باشد. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی میزان سیل شدن کانال‌ها ددان توسط ProRoot MTA و Bio MTA با تکنیک Fluid infiltration بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی از 46 دندان تک کانال پره مولر فک پایین انسان استفاده شد. پس از آماده سازی و ضد عفونی دندان‌ها‌ توسط محلول 3% هیپوکلریت سدیم، تاج آن‌ها از ناحیه سرویکال قطع شد. سپس دندان‌ها به طور تصادفی به چهار گروه تقسیم گردیدند: گروه 1Bio MTA  (20n=)، گروه 2  MTA ProRoot(20n=) و گروه‌های کنترل منفی و مثبت که هر کدام شامل 3 دندان بودند. آماده سازی کانال دندان‌ها توسط روش  step back انجام شد. سپس دندان‌های پر شده، توسط روش فیلتراسیون مایع مورد ارزیابی توانایی سیل و جلوگیری از لیکیج قرار گرفتند. اطلاعات به دست آمده با کمک آنالیز من ویتنی و آزمون توکی تحلیل آماری شدند (05/0α=).
یافته‌ها: نتایج حاصل از آنالیز آماری نشان داد که اختلاف معنیداری بین میزان قدرت سیل کنندگی ماده MTA ProRoot و ماده Bio MTA وجود نداشت (05/0P>). ریزنشت کمتر اما غیر معنیدار در گروه Bio MTA نسبت به گروه ProRoot MTA بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که از MTA ProRoot و Bio MTA می‌توان به عنوان ماده سیل کننده کامل کانال استفاده کرد.
 

مرضیه علی خاصی، نرگس عامری، حکیمه سیادت، احمدرضا شمشیری، محمدرضا نجاتی،
دوره 32، شماره 1 - ( 4-1398 )
چکیده


زمینه و هدف: خطاهایی که در هر یک از مراحل ساخت فریم ورک زیرکونیایی ایجاد می‌شود، ممکن است باعث از بین رفتن تطابق رستوریشن نهایی گردد. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات ابعادی فریم ورک‌های زیرکونیایی بریج سه واحدی متکی بر ایمپلنت، در طی مراحل مختلف ساخت توسط سیستمCAD/CAM ، Zirkonzahn بود.
روش بررسی: مدل اصلی با مانت کردن دو اباتمنت ایمپلنتی به عنوان پایه‌های بریج سه واحدی (کانین تا پره مولر دوم ماگزیلا) ساخته شد. توسط اسکنر سیستمZirkonzahn ، مدل اصلی 12 بار اسکن شده و 12 فریم ورک در اندازه مدل اصلی تراشیده شد (نمونه‌های تراش) و 12 فریم ورک با احتساب میزان انقباض در ابعاد بزرگتر تراشیده و سپس سینتر شد تا به ابعاد مدل اصلی برسد (نمونه‌های سینتر). ابعاد مدل اصلی و فریم ورک‌های مرحله تراش و سینتر در مناطق مشخصی توسط دستگاه VMS (Video Measuring System) اندازه‌گیری شد. همچنین این ابعاد در داده‌های اسکن توسط نرم افزار CATIA
اندازه‌گیری شد. اختلاف ابعاد در هر یک از مراحل ساخت نسبت به مدل اصلی محاسبه شد. تأثیر دو فاکتور (مرحله ساخت و اندازه اباتمنت) بر میزان تغییرات ابعادی فریم ورک‌ها توسط Two-Way ANOVA ارزیابی شد. در صورت وجود Interaction بین فاکتورها، از Paired t test (اباتمنت) و Repeated measures ANOVA (مراحل) استفاده شد. حد معنی‌داری آماری 0/05 در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: طبق نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر، در تمام ابعاد، تغییرات در مرحله تراش بیشتر از دو مرحله دیگر بوده است. همچنین در تمام مراحل، تغییرات ارتفاع پره مولر نسبت به کانین بیشتر بود (0/001>P).
نتیجه‌‌گیری: با وجود محدودیت‌های این مطالعه به نظر می‌رسد، مراحل ساخت و نیز اندازه اباتمنت بر میزان تغییرات ابعادی فریم ورک‌های زیرکونیایی تأثیرگذار می‌باشند.
 

شیرین طراوتی، پرنیا ماهوتچی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به نقش دندان‌های شیری در سلامت کودکان و اهمیت نقش والدین در سلامت دندان‌های شیری هدف از این مطالعه بررسی میزان آگاهی و عملکرد والدین کودکان ۳-۹ ساله از اهمیت حفظ دندان‌های شیری کودکانشان، بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی والدین مراجعه کننده به بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی اهواز در سال ۱۳۹۶ مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از یک پرسشنامه، اطلاعات دموگرافیک شرکت کنندگان و آگاهی و عملکرد آ‌ن‌ها در مورد اهمیت حفظ دندان‌های شیری جمع آوری گردید. پاسخ‌های صحیح بر حسب درصد به عنوان سطح آگاهی و همچنین عملکرد در نظر گرفته شد. داده‌ها با استفاده از آزمون مربع کای و ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون و آزمون،  Tمستقل، جهت تعیین ارتباط بین آگاهی شرکت کنندگان و عملکرد آن‌ها و متغیرهای دموگرافیک تجزیه و تحلیل شد. سطح معنی‌دار 05/0>P در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: تعداد ۱۷۶ نفر از والدین، پرسشنامه‌ها را تکمیل کردند. میانگین آگاهی والدین ۴۵/7±42/57 (نمره دهی از ۱۵-۷۵) و میانگین عملکرد 86/1±42/9 (نمره دهی از ۴- ۱۲) بود. رابطه‌ای میان سن و جنس والدین با آگاهی و عملکرد دیده نشد. آگاهی والدین دارای سابقه مراجعه به دندانپزشک، تعداد فرزندان کمتر (428/-0r=)، تحصیلات بالاتر، (490/0rs=) و درآمد بیشتر (226/0r=) به طور معنی‌داری بیشتر بود (001/0>P) همچنین با افزایش میزان آگاهی والدین عملکرد بهبود می‌یافت (549/0r=) (001/0>P). عملکرد والدین نیز به طور معنی‌داری با سابقه مراجعه به دندانپزشک، تعداد فرزندان کمتر (320/0-r=)، تحصیلات بالاتر (369/0rs=) (001/0>P) و درآمد بیشتر (253/0r=) (01/0>P) در ارتباط بود.
نتیجه‌گیری: مطالعه ما آگاهی و عملکرد متوسط والدین را در زمینه اهمیت دندان‌های شیری نشان داد. با توجه به نقش دندان‌های شیری در سلامت کودکان و مسئولیت والدین در پیشگیری و درمان کودکان، بالا بردن سطح آگاهی و به دنبال آن بهبود عملکرد آنان در خصوص اهمیت دندان‌های شیری ضرورت دارد.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb