نوروفیبروم داخل استخوانی ضایعه ای است بسیار نادر و فقط 6% کل نوروفیبرومها را تشکیل می دهد که 80% آن در ناحیه Spine گزارش شده است. در این مقاله ضمن مطالعه و بررسی مقالات منتشر شده در این زمینه یک نمونه جدید گزارش گردید.
زمینه و هدف: به دست آوردن چسبندگی مواد ترمیمی با عاج دندان به عنوان یک بستر مرطوب و دینامیک یکی از موضوعات مهم دندانپزشکی ترمیمی به خصوص دندانپزشکی محافظهکارانه است. چسبندگی اغلب سیستمهای باندینگ عاجی کنونی براساس تشکیل لایه هیبرید و ایجاد گیر میکرومکانیکال است. یافتههای جدید در ارتباط با مکانیسم چسبندگی به عاج بیانگر افزایش پایداری باند در صورت برداشت کلاژن از سطح عاج دمینرالیزه میباشند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر برداشت کلاژن بر روی استحکام باند چهار سیستم باند عاجی یک جزیی با توجه به تفاوتهای ساختاری آنها انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به روش تجربی و با تکنیک مشاهدهای بر روی56 دندان پرهمولر سالم انسان انجام گرفت. در سطوح باکال و لینگوال دندانها، سطح صافی از عاج ایجاد شد. نمونهها به هشت گروه 14 تایی تقسیم شدند به نحوی که در هر گروه،7 سطح باکالی از 7 دندان و 7 سطح لینگوالی از 7 دندان پرهمولر دیگر قرار گرفت. سطح عاج توسط اسید فسفریک 37% به مدت 15 ثانیه اچ و سپس شستشو داده شد. در چهار گروه به عنوان کنترل، سیستمهای باند یک جزیی(3M) Single Bond ،(Dentsply) Prime & Bond NT ،(Vivadent) Excite و (Bisco)One Step با تکنیک باند مرطوب به کار برده شد. سپس یک استوانه از کامپوزیت (3M)Z100 به قطر 3 میلیمتر و ارتفاع 2 میلیمتر به دندان باند گردید. در چهار گروه دیگر پس از دمینرالیزاسیون عاج با اسید، از هیپوکلریت سدیم 25/5% جهت برداشت مواد آلی سطح عاج به مدت یک دقیقه استفاده شد. پس از آن سیستمهای ذکر شده با روش باند مرطوب جهت باند استوانه کامپوزیتی به کار رفت. پس از یک هفته نگهداری در آب مقطر با دمای اتاق (24 درجه سانتیگراد) نمونهها تحت 3000 سیکل حرارتی در حمام آب بین 5-55 درجه سانتیگراد قرار گرفتند. استحکام باند برشی نمونهها به وسیله دستگاه تست مکانیکی اینسترون و توسط یک تیغه به فرم چیزل و با سرعت 5/0 میلیمتر در دقیقه اندازهگیری شد. دادهها به وسیله آزمونهایTwo Way ANOVA و Tukey HSD مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند و 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار استحکام باند برشی به عاج (بر حسب Mpa) تمامی گروهها به ترتیب زیر بود:
83/1 60/19One Step= 01/2 72/19One Step +H=
93/3 44/21Single Bond= 85/2 26/18Single Bond +H=
02/5 51/26= Prime & bond NT 70/5 98/26 Prime & bond NT+H=
85/3 78/29 Excite = 94/8 07/19Excite+H =
تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که استفاده از هیپوکلریت سدیم 25/5% به مدت 1 دقیقه در سطح عاج دمینرالیزه استحکام باند برشی سیستمهای Excite و Single Bond را به طور قابل ملاحظهای کم نمود (05/0P<). استحکام باند برشی سیستمهای One Step وPrime & Bond NT با این روش افزایش یافت؛ ولی این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود (05/0P>).
نتیجهگیری: براساس یافتههای مطالعه حاضر، برداشت کلاژن سطح عاج دمینرالیزه با هیپوکلریت سدیم موجب کاهش معنیدار استحکام باند برشی سیستمهای با پایه آب/الکل میگردد؛ در حالی که استحکام باند سیستمهای استونی تغییر نمینماید، بنابراین بسته به نوع سیستم باندینگ و حلال آن، این روش، استحکام باند متفاوتی را ایجاد مینماید.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی از تکنیک مداخلات شناختی- رفتاری استفاده شد. آزمودنیهای این پژوهش شامل 42 کودک مراجعه کننده به مطب دندانپزشکی بودند که دارای ترس از محیط دندانپزشکی بودند و به طور تصادفی به گروههای آزمایشی، پلاسیبو و کنترل تقسیم شدند (هر گروه 14 آزمودنی). مقیاس ترس، مقیاس چهرهای خشم، مقیاس چهره ای درد و شاخص فیزیولوژیک ضربان نبض مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادهها توسط آنالیز واریانس یک طرفه و مقایسه چندگانه Tukey تحلیل و 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که گروههای شناختی- رفتاری، پلاسیبو و کنترل تفاوت معنیداری از نظر ترس، خشم، درد و ضربان نبض داشتند. همچنین آزمون چند مقایسهای توکی نشان داد که روش مداخلات شناختی- رفتاری در مقایسه با پلاسیبو، ترس، خشم، درد و ضربان نبض کودکان را هنگام درمانهای دندانپزشکی به طور معنیداری کاهش میدهد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصله میتوان از مداخلات شناختی- رفتاری برای کاهش آشفتگیهای ناشی از درمانهای دندانپزشکی در کودکان استفاده نمود.
روش بررسی: از 100 عدد دندان مولر سوم دیسکهای عاجی بدست آمد. جهت انجام تست استحکام ریز برشی، 60 عدد از دیسکها به صورت تصادفی به 4 گروه 15تایی تقسیم شدند و در هر گروه از یک نوع ادهزیو استفاده شد. در یک نیمه از دیسک 2 لایه و در نیمه دیگر 6 لایه ادهزیو بکار برده شد و پس از طی مراحل باندینگ، استوانهای از کامپوزیت به ارتفاع 1 میلیمتر بر هر نیمه دیسک قرار گرفت و سخت گردید. نیروی برشی با سرعت mm/min5/0 تا نقطه شکست بر آن وارد شد. جهت تست ریز سختی 40 عدد دیسک عاجی باقیمانده به 4 گروه 10تایی تقسیم شدند و دیسکها همانند گروههای باندینگ آماده گشتند. سختی سطح عاج باند شده با دستگاه ویکرز محاسبه شد. نتایج با استفاده از آزمونهای آماری Two-way ANOVA و Tukey مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. خطای نوع اول آزمون 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: بیشترین و کمترین استحکام باند ثبت شده به ترتیب MPa74/5 ± 49/29 (6 لایه One Step Plus) و MPa 83/4 ± 23/21 (2 لایه
One Step Plus) بود. در 4 نوع ادهزیو تنها در One Step Plus استحکام باند 6 لایه بطور معنیدار بیشتر از 2 لایه بود و در 3 نوع ادهزیو دیگر تفاوت معنیداری وجود نداشت. بیشترین و کمترین سختی عاج ثبت شده به ترتیب VHN34/8 ± 08/39 (2 لایه Single Bond) و VHN 98/5 ± 53/28 (6 لایه One Step Plus) بود. در هیچ کدام از ادهزیوها سختی عاج در 6 و 2 لایه تفاوت معنیدار نداشت. وجود فیلر در ادهزیو اثر معنیداری بر استحکام باند نداشت در صورتیکه بطور معنیداری باعث کاهش سختی عاج باند شده گردید. همچنین نوع حلال ادهزیو اثر معنیداری بر استحکام باند داشت و استحکام باند در ادهزیوهای محتوی استن بیشتر از ادهزیوهای حاوی اتانل بود. در مقابل سختی ادهزیوهای حاوی اتانل بطور معنیداری بیشتر از ادهزیوهای حاوی استن بود.
نتیجهگیری: تعداد لایههای ادهزیو اثری بر استحکام باند ریز برشی و سختی سطح عاج نداشت و بیشتر وابسته به نوع ادهزیو بر اساس نوع فیلر و حلال آن بود.
روش بررسی: الف- بررسی الگوی اچ اسید تجربی توسط تصاویر میکروسکوپ الکترونی (SEM): 6 عدد دیسک ساخته شده از پرسلن فلدسپاتیک به 3 گروه تقسیم شدند. هر گروه توسط یک اسید (یک عدد تجربی و دو عدد تجاری اولترادنت و کیمیا) به مدت یک دقیقه اچ شدند. تصاویر SEM آنها با 3 بزرگنمایی ثبت شدند. ب- آزمون استحکام باند ریزبرشی: 18 دیسک پرسلنی برای هر گروه اسیدی تعیین شد. سطح نمونهها توسط اسید مرتبط با واسطه یک باند مینایی (مارجین باند) به کامپوزیت باند شدند. نمونهها تحت تست Micro Shear قرارگرفتند. ج- تست ریزنشت: 54 دیسک به سه گروه 18 تایی تقسیم شدند و سطح هر نمونه توسط اسید مربوطه اچ و سپس به کامپوزیت باند شدند و در نهایت زیر Stereomicroscope بررسی گردیدند. سپس دادهها توسط ANOVA یک طرفه آنالیز شدند.
یافتهها: مقایسه تصاویر SEM نمونههای مختلف در بزرگنماییهای مختلف تفاوتی را نشان نداد. مقادیر استحکام باند به دست آمده برای سه گروه اسیدی به این شرح بود: تجربی: MPa 92/4 ± 53/28، کیمیا: MPa 61/6 ± 21/28 و اولترادنت: MPa 61/7 ± 14/26 که با توجه به سطح معنیداری 05/0>P دارای اختلاف معنیدار نبودند. از نظر مقادیر ریزنشت نیز تفاوت معنیداری در گروهها دیده نشد (05/0
نتیجهگیری: کیفیت ژل HF تجربی در ایجاد الگوی اچ و استحکام باند و ریزنشت حد فاصل کامپوزیت- پرسلن مشابه دو گونه تجاری بوده و تفاوت معنیداری ندارد.
روش بررسی: پرسشنامه خود ایفا در بین دانشجویان تخصصی تمام دانشکدههای دندانپزشکی ایران در خرداد 89 توزیع شده و پاسخها تا آذر 89 جمعآوری شد. موانع تولید مقالات علمی به وسیله هشت جمله مورد سوال قرار گرفت. برای آنالیز آماری ازآزمون Chi-square استفاده شد.
یافتهها: در مجموع تعداد 270 پرسشنامه تکمیل شده از 14 دانشکده جمعآوری شد. میانگین سنی پاسخدهندگان 8/3±6/29 سال بود و 53% آنها را مردان تشکیل میدادند. نزدیک به نیمی از پاسخدهندگان اعلام کردند که دست کم یک مقاله علمی دندانپزشکی منتشر کردهاند. کمتر از نیمی از پاسخدهندگان اعلام کردند که از نتایج پایاننامه دوره عمومی، مقالهای منتشر کردهاند. این مطلب در زنان و در دانشجویان جوانتر بیش از سایرین صدق میکرد (05/0>P). شایعترین موانع تولید مقالات علمی، فقدان مرکزی برای ویرایش زبان انگلیسی، فقدان انگیزه مالی، فقدان شرایط مناسب، و عدم تسلط به اصول نگارش متون علمی گزارش شدند.
نتیجهگیری: برای افزایش سهم دندانپزشکی ایران در تولید مقالات علمی دندانپزشکی، باید به ظرفیت دانشجویان تخصصی دندانپزشکی توجه شده و با فراهم کردن شرایط مناسب، موانع تولید و انتشار مقاله علمی برطرف گردد. بخصوص با توجه به نتایج مطالعه حاضر، فراهم کردن شرایط ویرایش زبان انگلیسی، برقراری عوامل انگیزشی مالی و فراهم کردن محیط مناسب برای نوشتن مقاله و ارایه آموزشهای نوشتن مقالات علمی باید در اولویت قرار بگیرد.
زمینه و هدف: ارزیابی عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی از طرف دانشجویان برای ارتقای عملکرد دانشکده دندانپزشکی بسیار مهم است. برای این منظور نیاز به ابزار روا و پایا وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر تهیه و رواسازی پرسشنامه ارزیابی هیأت علمی توسط دانشجویان بود.
روش بررسی: در مرحله اول ویژگیهای استاد ایدهآل بر اساس دیدگاههای گروهی پانزده نفره از استادان دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی با استفاده از روش گروه اسمی (Nominal group technique) به دست آمد. از مجموع این ویژگیها و پرسشنامههای به کارگرفته شده در مقالات مشابه و معتبر و حذف موارد مشترک، پرسشنامهای تهیه شد که در مراحل بعدی با محاسبه شاخص اعتبار محتوا Content Validity Index (CVI)، نسبت اعتبار محتواContent Validity Ratio (CVR) و ضریب آلفا کرونباخ مورد سنجش روایی و پایایی قرار گرفت.
یافتهها: پرسشنامه ابتدایی شامل 94 ویژگی و چهار درونمایه به شرح زیر بود: درونمایه اخلاق، درونمایه توانایی علمی، درونمایه توانایی عملی و درونمایه مدیریت. در مرحله تعیین CVR تعداد 23 ویژگی که 33/0CVR< داشتند و در مرحله تعیین CVI، تعداد بیست ویژگی دیگر که 79/0CVI< داشتند، حذف شدند. پایایی کلی این پرسشنامه حاوی 54 ویژگی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ معادل 96/0 به دست آمد.
نتیجهگیری: با توجه به آشنایی گروه متخصص طراح پرسشنامه به جنبههای مختلف عملکرد آموزشی هیأت علمی، به کارگیری روشهای مختلف تأیید روایی و پایایی و همچنین توجه به فرهنگ بومی، این ابزار را میتوان برای انجام مطالعات در بسترهای مشابه در ایران مورد استفاده قرار داد.
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

