5 نتیجه برای قلی نیا
رکسانا صادق عمل نیک رفتار، مریم رضایی دستجردی، همت قلی نیا، بابک عموییان،
دوره 32، شماره 1 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پروتز پارسیل متحرک (RPD) روش درمانی متداولی برای بازسازی بیمارانی با بیدندانی پارسیل است، در حالی که RPD میتواند زمینه ساز مشکلات پریودنتالی شود. هدف از این پژوهش، بررسی اثر RPDهای ساخته شده در دانشکده دندانپزشکی بابل بر وضعیت پریودنتال دندانهای پایه و غیر پایه بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی،٧٠ بیمار که کاندیدای دریافت RPD بودند بر اساس کلاس بندی کندی به چهار گروه تقسیم شدند. پارامترهای پریودنتالی شامل شاخص پلاک دندانی (PI)، شاخص جرم دندانی (CI)، عرض لثه کراتینیزه، خونریزی هنگام پروب کردن (BOP)، عمق پاکت پریودنتال (PPD)، تحرک دندان (TM) و تحلیل لثه برای دندانهای پایه و غیر پایه در قبل از تحویل پروتز و 1، ٣، 6 ماه بعد اندازهگیری شدند. این پارامترها با استفاده از آزمونهای آماری من ویتنی، تی تست مستقل، کوواریانس و کای اسکوار مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در کلاس یک میانگین عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<)، PPD (۰/۰02=P) و BOP (۰/۰01P<) بین دندانهای پایه و غیر پایه بعد از یک ماه اختلاف آماری معنیداری وجود داشت. بعد از سه ماه تفاوت معنیداری در PI (۰/۰1=P)، عرض لثه کراتینیزه (۰/0۰1P<)،BOP (۰/۰01P<) و PPD (۰/۰01P<) مشاهده شد. شش ماه بعد فقط پارامترهای PI، CI، TMاز لحاظ آماری تفاوت معنیداری نشان ندادند. در کلاس دو میانگین PI (۰/۰02=P) و عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<) بعد از یک ماه، عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<)، BOP (۰/۰3=P)، PPD (۰/05=P) و TM(۰/۰3=P) بعد از سه ماه، عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<)، PI (۰/۰4=P)، BOP (۰/۰01P<) و TM (۰/۰3=P) در شش ماه بعد تفاوت معنیداری نشان دادند. در کلاس سه فقط تحلیل لثه در ١ و ٣ ماه بعد تفاوت معنیداری نشان نداد. پارامترهای عرض لثه کراتینیزه (۰/001P<)،PI (۰/۰01=P)، BOP (۰/۰01P<) و TM (۰/۰3=P) بعد از شش ماه تفاوت معنیداری نشان دادند.
نتیجه گیری: این بررسی نشان داد که RPD بر وضعیت پریودنتال دندانهای پایه و غیر پایه تأثیر گذار است که میتوان با طراحی دقیقتر پروتز، پیگیریهای دورهای پریودنتال و بهداشت دهان خوب این اثرات را کاهش داد.
پویان زرافشان، میثم مرادی، میثم میرزایی، پژمان هادی نژاد، همت قلی نیا،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب دندانپزشکی یکی از رایجترین موانع در مسیر بهرهمندی از خدمات سلامت دهان و دندان به شمار میرود که میتواند منجر به تأخیر در مراجعه، اجتناب از درمان و تشدید مشکلات دهانی گردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سطح اضطراب دندانپزشکی در بیماران مراجعهکننده به مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر بابل بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1399 بر روی 400 بیمار بالای 18 سال مراجعه کننده به مطبهای خصوصی دندانپزشکان عمومی شهر بابل، که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، نسخه فارسی پرسشنامه استاندارد اضطراب دندانپزشکی (DAI) مشتمل بر 36 گویه در مقیاس لیکرت پنج گزینهای (محدوده نمرات از 36 تا 180) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی تأیید شده است. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل و آنالیز واریانس نرمافزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان 03/9 ± 61/31 سال بود و 8/61% ایشان مؤنث بودند. میانگین نمره اضطراب دندانپزشکی 04/31 ± 52/129 (از 180 نمره) گزارش شد که نشاندهنده سطح نسبتاً بالای اضطراب در جامعه مورد بررسی است. اضطراب در زنان و افراد مجرد به طور معنی داری بیشتر بود (به ترتیب 002/0=P و 007/0=P)، اما بین گروههای سنی، شغل، تحصیلات و تعداد مراجعات تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سطح اضطراب دندانپزشکی در مراجعین به مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر بابل بالا بود. لذا توجه به مداخلات آموزشی، روانشناختی و ارتقاء ارتباط حرفهای در محیطهای درمانی دندانپزشکی به منظور کاهش اضطراب بیماران، ضروری به نظر میرسد.
محمد مهدی عالیشاهی، همت اله قلی نیا، میثم مرادی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان ارتودنسی با وجود فواید عملکردی و زیبایی شناختی، اغلب با درد و ناراحتی همراه است که میتواند کیفیت زندگی بیماران را تحت تأثیر قرار دهد. از آنجایی که ارزیابی پیامدهای درمان از نگاه بیمار اهمیت یافته است، هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین شدت درد ناشی از درمان ارتودنسی و کیفیت زندگی ارتودنسی در بیماران تحت درمان ارتودنسی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1401 بر روی بیماران تحت درمان ارتودنسی ثابت (با سیستم MBT slot 022/0 فلزی) در یک مطب خصوصی در شهر بابل، انجام شد. ۸۵ بیمار ۱۵ تا ۲۵ ساله به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شدت درد بیماران بر اساس مقیاس دیداری آنالوگ (VAS) از صفر تا ۱۰ ارزیابی شد. کیفیت زندگی مرتبط با درمان نیز با بهره گیری از نسخه فارسی پرسشنامه کیفیت زندگی ارتودنسی، در بازه نمرهای ۲۲ تا ۸۸ سنجیده شد. دادهها با آزمون تی در نمونههای مستقل و ضریب همبستگی پیرسون نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: از بین بیماران 9/72% مؤنث بودند. همچنین 2/68% بیماران در گروه سنی کمتر از 20 سال و 8/31% در گروه سنی 25-20 سال قرار داشتند. میانگین شدت درد بیماران 91/1 ± 75/4 و میانگین نمره کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان 51/9 ± 95/37 بود. بین شدت درد و نمره کلی OHRQoL و همچنین تمام زیرحیطههای آن (عملکرد دهانی، جنبه اجتماعی، زیبایی دندانی- صورتی، آگاهی از زیبایی) همبستگی منفی معنی داری مشاهده شد (001/0≥P). تفاوت آماری معنی داری بین سطح درد و کیفیت زندگی بیماران بر اساس جنسیت و گروه سنی گزارش نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: درد ارتودنسی یکی از عوامل مؤثر بر کاهش کیفیت زندگی بیماران است. توجه به مدیریت درد به ویژه در مراحل ابتدایی درمان و اتخاذ راهکارهای حمایتی میتواند به بهبود تجربه درمانی و افزایش همکاری بیماران منجر شود.
کوثر قره خان، رضا فرجی، ولی الله آرش، همت قلی نیا،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: نسبتهای بولتون، به عنوان شاخصهای مهمی در تعیین تناسب دندانی بین فک بالا و پایین، نقش مؤثریدر دستیابی به اکلوژن ایده آل و نتایج موفق ارتودنسی دارند. با توجه به تفاوتهای فردی در الگوی رشد صورت و احتمالتأثیر آن بر این نسبتها، هدف از مطالعه حاضر بررسی رابطه بین نسبتهای بولتون با الگوهای اسکلتی عمودی درجمعیتی از شمال ایران و نیز بررسی تأثیر جنسیت بر این نسبتها بود.
روش بررسی: در این مطالعه مشاهدهای- تحلیلی، 173 بیمار کلاس I مراجعه کننده برای درمان ارتودنسی (121 دختر و52 پسر) با میانگین سنی 51/4 ± 02/16 سال مورد بررسی قرار گرفتند. نمونهها بر اساس الگوی عمودی صورت و با کمک شاخص Jarabak به سه گروه short face (52 نفر)، normal face (67 نفر) و long face (54 نفر) تقسیم شد. نسبتهای بولتون قدامی و کلی و همچنین میزان اوربایت که از روی کستها اندازه گیری و ثبت گردید. دادهها باکمک آزمونهای آماری مجذور کای، آنالیز واریانس، تی تست و ضریب همبستگی پیرسون نرم افزار SPSS نسخه 26 در سطح معنی داری 05/0 تحلیل گردیدند.
یافتهها: بین نسبتهای بولتون قدامی و کلی بین افراد بر اساس روابط فکی در بعد عمودی (به ترتیب 062/0=P و36/0=P) و بر اساس جنسیت افراد (به ترتیب 42/0P= و 53/0=P) اختلاف آماری معنی داری مشاهده نشد. در مقابل،میانگین اوربایت بین گروهها اختلاف معنی داری نشان داد (001/0>P). مقایسه نسبتهای بولتون قدامی (88/3 ±۱۶/۷۹%) و کلی
(89/6 ± ۰۹/%90) با مقادیر استاندارد بولتون نیز نشان دهنده اختلاف آماری معنی دار بود (به ترتیب 001/0=P و 02/0=P).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر الگوی رشد عمودی فک و جنسیت تأثیر معنی داری بر نسبتهای بولتوننداشت. با این حال، تفاوت بین مقادیر نسبتها در جمعیتی از شمال ایران با استانداردهای بولتون، تأکید بر استفادهاز شاخصهای بومی در برنامه ریزی درمان ارتودنسی دارد.
نیکی رجب نسب، میثم میرزایی، فریدا عابسی، شروین مسعودی خلجی فرد، همت قلی نیا،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: کراودینگ دندانی به عنوان عامل مهم ایجاد مال اکلوژن تلقی میشود و شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد آن ما را در انتخاب استراتژی درمانی مناسب و دستیابی به نتایج پایدار پس از درمان یاری میدهد. از آنجایی که ارتباط طول قاعده فکین با این عامل نامشخص مانده است هدف این مطالعه بررسی رابطه بین طول قاعده فکین با کراودینگ دندانی در افراد با الگوهای مختلف اسکلتال در بعد ساجیتال بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 42 نفر از هر کلاس اسکلتال I، II و III بر اساس کراودینگ بیشتر از 4 و کمتر مساوی 4 میلی متر از تمام بیماران مراجعه کننده به بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل به صورت سرشماری بین سالهای 1404-1390 به مطالعه وارد شدند. این نمونهها از لحاظ ارتباط طول قاعده فکین در هر یک از کلاس بندیهای اسکلتال با کراودینگ دندانی بررسی شد. برای اندازه گیری طول قاعده فکین از لترال سفالوگرامهای پیش از درمان استفاده شد. جهت بررسی ارتباطهای خواسته شده از آزمونهای t تست و آنالیز واریانس یکطرفه و Bonferroni post hoc test استفاده و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: در این مطالعه ۱۲۶ بیمار (3/64% زن) مورد ارزیابی قرار گرفتند. رابطه بین طول قاعده فکین با کراودینگ برحسب سن معنی دار نبود اما در زنان در فک پایین معنی دار گزارش شد (024/0P=). مطالعه حاضر نشان داد که طول قاعده فک بالا و پایین در کل نمونه با میزان کراودینگ دندانی ارتباط مستقیم و معنی داری ندارد. با این حال، تحلیل زیر گروهها بر اساس کلاسهای اسکلتی نشان داد که طول قاعده فک بالا و پایین در هر دو سطح کراودینگ (کمتر مساوی 4 و بیشتر از 4 میلی متر) بین کلاسهای I، II و III تفاوت معنی داری دارد (011/0، 008/0 P=و 001/0P<). در فک پایین کلاس III بیشترین و کلاس II کمترین و در فک بالا کلاس III کمترین و کلاس II بیشترین طول قاعده را دارا بود.
نتیجه گیری: این نتایج بیانگر آن است که الگوهای اسکلتی ساجیتال نقش قابل توجهی در تغییرات ابعادی فکین دارند. همچنین در کلاس I و III، بررسی طول قاعده فک پایین اهمیت بیشتری دارد، چراکه کاهش آن میتواند با کراودینگ شدیدتر مرتبط باشد. طول قاعده فک بالا و پایین در کل نمونه با شدت کراودینگ دندانی ارتباط مستقیم و معنی داری ندارد. این متغیرها در سن معنی دار نبوده اما در زنان در فک پایین معنی دار گزارش شد. بنابراین یک شاخص آناتومیک منفرد مانند طول قاعده نمیتواند به تنهایی شدت کراودینگ را پیش بینی کند.