21 نتیجه برای مرادی
طیبه کرمانی، عبدالرضا وارسته، محمدرضا نیک روش، مهدی مرادی،
دوره 13، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده
تکامل جنینی بسیاری از ارگانها مستلزم میان کنشهای متعدد سلولها و بافتها با یکدیگر و نیز محیط خارج سلولی می باشد و در این میان، روند تکامل دندان، سیستم بیولوژیک مناسب و جالبی را فراهم ساخته است که در آن امکان بررسی میان کنشهای اپی تلیالی-مزانشیمی دو طرفه و نیز بررسی دخالت میان کنش سلولها با ماتریکس خارج سلولی وجود دارد. با به دست آوردن الگوی توزیع مولکولهای مختلف در ماتریکس خارج سلولی می توان نقش بالقوه آنها را در هر مرحله تکاملی ارزیابی کرد و جهت تشخیص و پیش آگهی بیماریها در شرایط پاتولوژیک مورد استفاده قرار داد. گلیکوزآمینوگلیکان ها از جمله اجزای عمده ماتریکس خارج سلولی هستند که در روند مورفوژنز و تمایز طبیعی سلول ها و بافتها مطرح می باشند؛ بنابراین در این مطالعه تعدادی از این مولکول ها جهت ردیابی در پالپ دندان انتخاب شدند. مطالعه برروی موش Balb-c از روز دوازدهم جنینی تا 9 روز پس از تولد با رنگ آمیزیهای هیستوشیمیایی خاص گلیکوزآمینوگلیکان ها صورت گرفت و با استفاده از آزمون غیر پارامتری کروسکال-والیس و آزمون دو طرفه Mann-whitney مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در طی روند تکامل پالپ بین گروههای مورد مطالعه از نظر بروز اسید هیالورونیک، کندروایتین سولفات، گلیکوزآمینوگلیکان های اسیدی و سولفاته اختلاف معنی داری وجود داشت. نتایج نشان داد که تغییر گلیکوزآمینوگلیکان های پالپ در تمایز قسمتهای محیطی آن به ادنتوبلاستها حائز اهمیت است؛ به عبارت دیگر، سنتز و ترشح اجزای ماتریکس خارج سلولی در وقایع مورفوژنی اهمیت دارد و از الگوی زمانی-مکانی خاصی تبعیت می کند؛ به همین دلیل پیشنهاد می شود در مطالعات بعدی با تغییر این ترکیبات در پالپ، تمایز بیشتر ادنتوبلاستها در ضایعات عاج مورد توجه قرار گیرد.
سعید نوکار، سیامک مرادیان، محمدرضا محمدزاده،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1382 )
چکیده
بیان مسأله: یکی از مسائل دیرین در دندانپزشکی، هماهنگی رنگ ترمیم با دندانهای طبیعی فرد میباشد. در ترمیمهای سرامومتال نوع آلیاژ زیرساختاری بر رنگ نهایی پرسلن تأثیر میگذارد. از شایعترین آلیاژهای مصرفی، آلیاژهای نیکل- کروم است که نمونه ایرانی آن آلیاژ مینالوکس مشابه وراباند2 میباشد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف اندازهگیری و مقایسه ابعاد مختلف رنگ منتج از کاربری دو آلیاژ مینالوکس و وراباند2 انجام شد.
روش بررسی: در این تحقیق از هر آلیاژ 9 دیسک به ضخامت 5/0 و قطر 16 میلیمتر تهیه و طبق دستور کارخانه سازنده پرسلن Vita VMK68 به رنگ A2 روی آنها پخته شد. رنگ نمونهها در یک زمان و تحت شرایط یکسان توسط دستگاه اسپکتروفتومتر data color در سیستم CIE Lab و مانسل تحت چهار منبع نوری A، C، D65 و TL81 تعیین گردید؛ سپس با استفاده از نرمافزار MATLAB Tool Box Statistic 5.2 تعیین میانگین و آنالیز واریانس دو طرفه انجام شد.
یافتهها: مقدار آماره F در hue، value و chroma از مقدار F جدول با ضریب اطمینان 99% کوچکتر بود؛ بنابراین فرضیه H0 مبنی بر عدم وجود اختلاف معنیدار بین این دو گروه در هر سه بعد رنگ رد نمیشود؛ به عبارتی دیگر بین دیسکهای سرامومتال تهیه شده با دو نوع آلیاژ نیکل کروم مینالوکس و وراباند2 در ابعاد سه گانه رنگ اختلاف معنیداری وجود ندارد.
نتیجهگیری: چنانچه سایر خواص فیزیکی, مکانیکی و بیولوژیکی آلیاژ مینالوکس مطلوب باشد، میتوان آن را جایگزین آلیاژ وراباند2 نمود.
حمید جلایی، سیامک مرادیان، درسا جلالی،
دوره 18، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: هرچند ارائه سیستمهای بدون فلز و باندینگ رزینی دندانپزشک را قادر ساخته تا با حداقل تراش و استفاده از یک لامینیت پرسلنی, خواسته بیماران خود را تأمین کند, اما امکان دیده شدن زمینه تغییر رنگ یافته دندان از ورای ترمیم هنوز به عنوان مشکلی باقی مانده است. به نظر میرسد یکی از راههای رفع این مشکل کاربرد مواد shade modifier برای خنثیکردن تغییر رنگ زمینه دندان در زیر ترمیمهای لامینیت پرسلنی باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین توانایی مواد shade modifier افزوده شده به سیمانهای رزینی در زیر لامینیتهای پرسلنی برای پوشاندن تغییر رنگهای دندانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، 60 عدد دیسک پرسلنی با ضخامتهای 7/0 و 2 میلیمتر (30 عدد از هر ضخامت) و قطر 20 میلیمتر از پودر پرسلن سرامکو ساخته شد. 40 دیسک در رنگ A2 و 20 عدد از مخلوط پودر پرسلن A2 و رنگ تهیه گردیدند. از دیسکهای با ضخامت 7/0 میلیمتر به عنوان لامینیت و از دیسکهای با ضخامت 2 میلیمتر به عنوان زمینه عاجی استفاده شد؛ سپس هر دیسک لامینیت بر روی دیسکهای 2 میلیمتری با شرایط زیر سیمان شدند:
1- گروه اول (شاهد): 10 عدد دیسک لامینیت + سیمان رزینی + 10 عدد دیسک 2 میلیمتری با رنگ A2
2- گروه دوم (کنترل): 10 عدد دیسک لامینیت + سیمان رزینی + 10 عدد دیسک 2 میلیمتری رنگی.
3- گروه سوم (مداخله): 10 عدد دیسک لامینیت + سیمان رزینی + shade modifier + 10 عدد دیسک 2 میلیمتری رنگی
سپس رنگ 30 نمونه حاصل با دستگاه اسپکتروفتومتر در دو حالت با محاسبه انعکاس آینهای و بدون محاسبه انعکاس آینهای و هر حالت با دو پسزمینه سیاه و سفید B) و (W اندازهگیری و ثبت شد؛ سپس اختلاف رنگ (E) موجود بین هر یک از نمونههای گروه مورد و کنترل با نمونههای همشماره از گروه شاهد محاسبه گردید. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از آزمون آماری Paired sample t مورد تحلیل آماری قرار گرفت. 05/0P< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: پس از سیمانشدن نمونهها، اندازهگیری شاخصها در وضعیت SCIW نشان داد که فقط شاخص L بین تمام گروهها به جز گروه اول و سوم معنیدار بود. در وضعیت SCEW تمام شاخصها اختلاف معنیداری نشان دادند؛ در وضعیت SCIB، E بین گروه دوم و سوم معنیدار نبود. شاخص h، بین گروه اول و سوم و c بین هر سه گروه نیز معنیدار نبود. در وضعیت SCEB، E بین گروه دوم و سوم اختلاف معنیدار نداشت.
نتیجهگیری: براساس نتایج آماری، shade modifier نتوانسته است رنگ نمونههای گروه مورد را به طور کامل با رنگ نمونههای گروه شاهد همرنگ کند؛ اما تفاوت رنگ این دو گروه از نظر چشمی در محدوده قابل قبولی قرار دارد؛ به همین دلیل کاربرد مواد shade modifier در زیر ترمیمهای ونیر میتواند دندانپزشک را در اصلاح رنگ ترمیم بر روی دندانهای تغییر یافته یاری دهد.
منصوره میرزائی، نیما مرادی مجد،
دوره 20، شماره 2 - ( 2-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: کاربرد کامپوزیتها و مواد ترمیمی با نور سخت شونده در دندانپزشکی رواج زیادی یافته است. موفقیت ترمیمهای انجام شده تا حدود زیادی بستگی به کارائی مناسب دستگاههای لایتکیور شامل شدت اشعه خروجی و طول موج دستگاه دارد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی کارایی دستگاههای لایتکیور در مطبهای دندانپزشکی خصوصی شهر تهران در سال 1384 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی مقطعی، دستگاههای لایتکیور 240 مطب دندانپزشکی شهر تهران به طور تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. شدت اشعه توسط دستگاه رادیومتر و میزان دبری جمع شده روی fan دستگاه و وجود خراش یا ترک بر روی فیلتر از طریق بررسی و مشاهده مستقیم دستگاه ثبت شد. سن دستگاه، تعداد دفعات تعویض لامپ و رضایت دندانپزشک از دستگاه از طریق پرسش از افراد در فرمهای مخصوصی درج گردید. دادهها به کمک نرمافزار SPSS و با استفاده از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون t مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. 05/0>P به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: شدت اشعه 8/53% دستگاهها بیشتر از mW/cm2 300 بود که این شدت اشعه مطلوب میباشد. شدت اشعه 4/30% دستگاهها بین mW/cm2 201 تا 300 و شدت اشعه 8/15% از دستگاههای لایت کیور mW/cm2 200 و کمتر از آن بود. در ضمن بین میزان نور خروجی دستگاه با افزایش سن دستگاه و یا افزایش دفعات تعویض لامپ، یا خش دار بودن فیلتر و یا افزایش دبری بر روی fan رابطهای منفی وجود داشت.
نتیجهگیری: طبق یافتههای این مطالعه شدت اشعه دستگاههای لایت کیور در 2/46% مطبهای دندانپزشکی برای کیورینگ مناسب نبوده و از آنجایی که با افزایش سن دستگاه و یا افزایش دفعات تعویض لامپ و یا افزایش میزان دبری بر روی fan دستگاه و یا وجود خراش بر روی فیلتر از شدت اشعه کاسته میشود، بنابراین کنترل منظم کیفیت این دستگاهها از اهمیت ویژهای برخوردار است.
معصومه حسنی طباطبایی، سکینه آرامی، فاطمه خواجوی، زهره مرادی،
دوره 29، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم کاهش پوسیدگیهای دندانی در سالیان اخیر، این بیماری همچنان یک مشکل شایع و اساسی بوده و تلاشهای متعددی به عمل آمده تا از میزان شیوع آن کاسته شود از طرف دیگر مشکل عود پوسیدگی نیز در بسیاری از ترمیمهای موجود دیده میشود لذا هدف از مطالعه حاضر ارایه یک روش مناسب برای تراش و یک ماده ترمیمی با هدف کاهش عود پوسیدگی بود.
روش بررسی: تعداد 80 دندان مولر انسانی جمعآوری شدند. نمونهها در مرحله اول به صورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. در نیمی از آنها، تهیه حفره کلاسv به ابعاد mm 3×5 با فرز و در نیمی دیگر با لیزر Er:YAG (انرژی 300mJ . فرکانس10Hz. توان3W) انجام شد. سپس نمونهها به 4 گروه مساوی تقسیم شدند: گروه اول باندینگ توتال اچ single bond (3M-ESPE, St. Paul, MN) و کامپوزیت Z250 (3M-ESPE, St. Paul, MN)، گروه دوم باندینگ سلف اچClearfil SE bond (kuraray, Japan) و کامپوزیت Z250، گروه سوم گلاس آینومرنوریII Fuji (GC,USA) ، گروه چهارم گلاس آینومر شیمیایی Fuji IX(GC,USA) برای ترمیم حفرات تهیه شده مورد استفاده قرار گرفت. نمونهها بر اساس پروتکل در سیکل PH قرار گرفتند. در نهایت دندانهای برش خورده پس از پالیش نهایی تحت بررسی میکروهاردنس قرار گرفتند. دادهها توسط تستهای آنالیز واریانس دو طرفه و توکی مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: آنالیز واریانس دو طرفه نشان داد که نوع بافت سوبسترا (مینا و عاج) (0/0001P<) در هر دو گروه اثرات معنیداری بر میزان ریزسختی داشته در حالی که روش آماده سازی و نوع اچینگ و یا ماده ترمیمی مورد استفاده اثر معنیداری بر مقادیر ریزسختی نشان ندادند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج به دست آمده روش مورد استفاده برای تهیه حفره، سیستم باندینگ و ماده ترمیمی مورد استفاده برای ترمیم حفرات اثر معنیداری بر مقاوم سازی بافتهای دندانی مینا و عاج در برابر دمینرالیزاسیون شیمیایی ندارد.
اسماعیل یاسینی، منصوره میرزایی، بهار صفایی یزدی، زهره مرادی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از بزرگترین معایب استفاده از رزینهای کامپوزیتی، تغییرات ابعادی و انقباض ناشی از پلیمریزاسیون میباشد. این انقباض سبب ایجاد میکرولیکیج در ترمیم و منجر به شکست ترمیم و آسیب رساندن به پالپ دندان میشود. هدف از این مطالعه، مقایسه تأثیر استفاده از دو نوع دستگاه لایت کیور با متدهای مختلف بر میزان میکرولیکیج ترمیمهای کلاس II کامپوزیتی بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی ۳۰ دندان کشیده شده مولر انسانی تهیه به صورت تصادفی به سه گروه ده تایی تقسیم شدند. در مزیال و دیستال هر دندان باکس پروگزیمالی ایجاد شد.پس از اچ کردن و قرار دادن باندینگ، در گروه :AدستگاهLED standard mode، گروه :B لامپ کوارتزهالوژن تنگستن (QTH) و گروهLED pulse curing mode :C جهت کیورینگ باندینگ استفاده شد. سپس کامپوزیت Z۲۵۰ در سه لایه در داخل حفره قرار گرفت و هر لایه با استفاده از دستگاههای ذکر شده به مدت ۲۰ ثانیه کیور شد. پس از انجام ترموسایکلینگ و قرارگیری نمونهها به مدت ۲۴ ساعت در محلول ۲% متیلن بلو و برش مزیودیستالی، به کمک دستگاه استریومیکروسکوپ نفوذ متیلن بلو به دیوارههای حد فاصل ترمیم و دندان از لحاظ کمی مورد بررسی قرار گرفت. برای آنالیز دادهها از آزمونهای One Way ANOVA و Kolmogorov-Smirnov با سطح معنیداری ۰۵/۰ استفاده شد.
یافتهها: نتایج آزمونهای کمی نشان داد که هیچ تفاوت معنیداری در میزان میکرولیکیج بین گروههای آزمایشی در نیمه باکالی و لینگوالی وجود نداشته است (۰۵/۰P>).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج به دست آمده تفاوتی در میزان میکرولیکیج ترمیمهای کلاس II کامپوزیتی با مدهای مختلف دستگاه لایت کیور LED و لامپ کوارتزهالوژن تنگستن وجود ندارد.
سکینه آرامی، معصومه حسنی طباطبایی، معصومه حسنی طباطبایی، سید رضا نجف زاده، احمدرضا شمشیری، زهره مرادی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به استفاده روز افزون از MTA در درمانهای مختلف دندانپزشکی، مطالعه در مورد خصوصیات آن از جمله زمان ستینگ از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از این مطالعه بررسی زمان ستینگ اولیه و نهایی یک نوع MTA ایرانی با یک نوع MTA خارجی بود.
روش بررسی: برای محاسبه میانگین زمان ستینگ نیاز به ۷ نمونه در هر گروه بود و برای اندازهگیری زمان ستینگ اولیه و نهایی MTA، مولد به ابعاد ۱۰×۲ میلیمتر آماده گردید. نمونهها پس از آماده سازی داخل انکوباتور با دمای ۳۷ درجه سانتیگراد و رطوبت ۹۰% گذاشته شد. بعد از مخلوط کردن سوزن Gilmore با وزن ۱۰۰ گرم و انتهای فعال ۲ میلیمتر به صورت عمودی روی سطح MTA گذشته شد تا زمان ستینگ اولیه به دست آید. برای محاسبه زمان ستینگ نهایی از سوزن Gilmore با وزن ۴۵۶ گرم و انتهای فعال ۱ به صورت عمودی روی سطح MTA استفاده شد. جهت مقایسه میانگین زمان ستینگ بین نمونه داخلی (Root MTA) با نمونه خارجی (Angelus MTA) آزمون آنالیز واریانس یک طرفه با تست تعقیبی Tukey با سطح معنیداری 05/0=α انجام شد.
یافتهها: میانگین زمان ستینگ اولیه Angelus MTA و Root به ترتیب عبارت از: 91/0±57/13 و 92/0±42/11 و میانگین زمان ستینگ نهایی Angelus MTA و Root به ترتیب عبارت از 54/±93/48 و 5/1±86/37 دقیقه بود. زمان ستینگ اولیه Angelus نسبت به Root به میزان 2/53±43/0 دقیقه بیشتر (001/0P=) و زمان ستینگ نهایی آن نسبت به Root به میزان 82/0±07/11 دقیقه بیشتربود (001/0>P).
نتیجهگیری: زمان ستینگ اولیه و نهایی MTA ایرانی نسبت به خارجی کمتر بود و از این بابت با نمونه خارجی قابل رقابت بود.
عباسعلی خادمی، سید امیر موسوی، عزیزاله مرادی طلب، شیرین شاه ناصری، صابر خزاعی، ریحانه تجلی،
دوره 31، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: میکروارگانیسمها مهمترین علت التهاب پالپ دندانی و نواحی پری اپتیکال هستند که ناشی از عدم سیل مناسب و کافی کانالها و نواحی انتهایی آنها و در نتیجه میکرولیکیج و نفوذ میکروارگانیسمها میباشد. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی میزان سیل شدن کانالها ددان توسط ProRoot MTA و Bio MTA با تکنیک Fluid infiltration بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی از 46 دندان تک کانال پره مولر فک پایین انسان استفاده شد. پس از آماده سازی و ضد عفونی دندانها توسط محلول 3% هیپوکلریت سدیم، تاج آنها از ناحیه سرویکال قطع شد. سپس دندانها به طور تصادفی به چهار گروه تقسیم گردیدند: گروه 1Bio MTA (20n=)، گروه 2 MTA ProRoot(20n=) و گروههای کنترل منفی و مثبت که هر کدام شامل 3 دندان بودند. آماده سازی کانال دندانها توسط روش step back انجام شد. سپس دندانهای پر شده، توسط روش فیلتراسیون مایع مورد ارزیابی توانایی سیل و جلوگیری از لیکیج قرار گرفتند. اطلاعات به دست آمده با کمک آنالیز من ویتنی و آزمون توکی تحلیل آماری شدند (05/0α=).
یافتهها: نتایج حاصل از آنالیز آماری نشان داد که اختلاف معنیداری بین میزان قدرت سیل کنندگی ماده MTA ProRoot و ماده Bio MTA وجود نداشت (05/0P>). ریزنشت کمتر اما غیر معنیدار در گروه Bio MTA نسبت به گروه ProRoot MTA بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که از MTA ProRoot و Bio MTA میتوان به عنوان ماده سیل کننده کامل کانال استفاده کرد.
مهدی عباسی، عقیل رحمانی، لادن رنجبر عمرانی، زهره مرادی، معصومه حسنی طباطبایی، سارا ولیزاده،
دوره 31، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: رنگ یکی از مهمترین و پیچیدهترین اجزا در دندانپزشکی زیبای است. تطابق رنگ دندان با ترمیم از سختترین کارها در دندانپزشکی ترمیمی محسوب میشود. یکی از جنبههای مهم آموزش دندانپزشکی آموزش و فراگیری تطابق رنگ است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر روش آموزش بر بهبود توانایی تعیین رنگ توسط دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: در این طرح 40 نفر از دانشجویان دوره بالینی دندانپزشکی شرکت داشتند که به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه اول به طور حضوری و عملی مورد آموزش روشهای تطابق رنگهای دندانی قرار گرفتند. در گروه دوم از جزوه آموزشی جهت آموزش استفاده شد. از دانشجویان هر گروه قبل، بعد و همچنین پس از 1 ماه خواسته شد که با استفاده از سری تعیین رنگ ویتا کلاسیک، به تعیین رنگ نمونهها بپردازند. ارزیابی توانایی تعیین رنگ توسط دانشجویان، با آزمون Pearson Chi-Square با حجم نمونه 18 یا 20 و با سطح اطمینان 95% انجام شد.
یافتهها: گروه آموزش با جزوه در تعیین رنگ نمونه چهارم، به طور معنیداری موفقتر عمل نمود (003/0P=). در هیچ یک از گروههای مورد مطالعه و در هیچ یک از نمونههای رنگی مورد استفاده، نتایج یک ماه بعد از آموزش بهتر از نتایج قبل از شروع آموزش نبود. همچنین درکل ارتباط معنیداری بین دقت تعیین رنگ با جنسیت دانشجویان و استفاده از عینک مشاهده نشد.
نتیجهگیری: آموزش با جزوه در بهبود دقت تعیین رنگ مؤثرتر از آموزش عملی برای دانشجویان دندانپزشکی بود. همچنین، استفاده از عینک و جنسیت تأثیری بر دقت تعیین رنگ نداشت.
زهره مرادی، معصومه حسنی طباطبایی، ابوالفضل فاتح، محمد جواد ترکمانی، لادن رنجبر عمرانی، سارا ولی زاده،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: باکتری استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین (MRSA) از عوامل مهم عفونی در مطبهای دندانپزشکی میباشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر سه ماده ضد عفونی کننده شایع در محیط دانشکده و مراکز درمانی دانشگاه، MicroZed، Aseptoman و Decosept بر باکتری استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین در چهار زمان متفاوت بود.
روش بررسی: در این تحقیق اثر سه ماده ضد عفونی کننده دست Aseptoman، Microzed و Decosept روی استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین سوش استاندارد USA300: ATCC® BAA-1717™، به این ترتیب مورد بررسی قرار گرفت که پس از تعیین هویت سویه استاندارد MRSA با روشهای بیوشیمیایی و مولکولی و آنتی بیوگرام، باکتری در مجاورت با سه ماده ضد عفونی کننده در چهار زمان 15، 30، 60 و 90 ثانیه قرار داده شد و سپس کشت آنها در محیط مولر هینتون آگار و در دمای 37 درجه سلسیوس به مدت 24 ساعت انجام شد. سپس CFU/ml ظروف کشت محاسبه شده و طبق استانداردها وجود اثربخشی و بهترین زمان اثربخشی سه ماده گزارش و مقایسه شدند.
یافتهها: سه ماده ضد عفونی کننده در همه غلظتها، مورد بررسی در تحقیق، در حداقل زمان ممکن (15 ثانیه و همچنین سایر زمانها) تأثیر قابل توجهی در جلوگیری از رشد باکتری استافیلوکوکوس اورئوس داشتند، به طوری که در تمامی پلیتهای سه ماده مورد بررسی، میزان رشد باکتری صفر محاسبه شد.
نتیجه گیری: سه ماده ضد عفونی کننده MicroZed، Aseptoman و Decosept در غلظت ارائه شده شرکتهایشان در حذف باکتری استافیلوکوکوس اورئوس تفاوتی از لحاظ قدرت نداشتند.
ملیحه کرمی، مسعود مرادی، فرانک شفیعی،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب به دندانهای شیری و دائمی موجب به خطر افتادن سلامت دهان و دندان کودک میشود و مشکلات منحصر به فردی در درمان ایجاد میکند. از آنجا که پیش آگهی آسیب، رابطه نزدیکی با مدیریت صحیح و فوری بعد از وقوع حادثه دارد و در بیشتر موارد مربیان بهداشت اولین افراد در تماس با کودکان هستند، آگاهی آنها از نحوه برخورد با این صدمات نقش مهمی در پیشگیری و درمان دارد. هدف از انجام این پژوهش، سنجش آگاهی مربیان بهداشت مدارس ابتدایی شهر سنندج در مواجهه با آسیبهای دندانی در سال 1396 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، پس از مشاوره با آموزش و پرورش، کلیه مربیان مدارس ابتدایی شهر سنندج که 59 نفر بودند، شناسایی شدند. پس از تکمیل پرسشنامه، اطلاعات گرد آوری شده و برای تجزیه و تحلیل دادهها نرم افزار SPSS20 مورد استفاده قرار گرفت. به منظور آزمون فرضیههای پژوهش، از رگرسیون چند متغیره و آزمونهای نان پارامتریک ضریب همبستگی اسپیرمن، من- ویتنی و کروسکال والیس استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمره آگاهی 59 مربی بهداشت 41/3±02/14 و نمره آگاهی زنان بالاتر بود. بین نمره آگاهی با سن، سابقه کار و میزان تحصیلات ارتباط آماری معنیداری وجود نداشت (05/0P>). در این مطالعه نمره آگاهی افراد با تجربه مواجهه با فرد دچار آسیب و مربیانی که دوره آموزشی را گذراندهاند بیشتر از سایر افراد بود، هر چند از لحاظ آماری تفاوت معنیداری مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: نتایج نشان دهنده آگاهی ناکافی مربیان در مورد مدیریت آسیبهای دندانی و لزوم کاربرد استراتژیهایی برای بهبود دانش مربیان در این زمینه است. از آنجا که افزایش آگاهی موجب پیش آگهی مطلوبتر در صدمات دندانی میشود، برگزاری دورههای آموزشی جهت افزایش آگاهی مربیان امری ضروری میباشد.
فاطمه انصافی، تبسم هوشمند، مریم پیرمرادیان،
دوره 32، شماره 1 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه رزین کامپوزیتها یکی از رایج ترین مواد مورد استفاده در دندانپزشکی ترمیمی است. این در حالی است که شکست در ترمیمهای رزینی نیز به دلیل ماهیت شیمیایی و استعداد بالایش به وقوع پوسیدگی ثانویه نیز بسیار رایج است. با توجه به رویکردهای محافظه کارانه در دندانپزشکی، طرح درمانهای اصلاحی بیش از انواعی که مبتنی بر تعویض کامل ترمیمهای آسیب دیده هستند، مورد توجه قرار دارند. هدف از مطالعه حاضر مقایسه متدهای آماده سازی سطحی مختلف بر روی سطوح کامپوزیتی، برای نیل به بالاترین استحکام باند بین کامپوزیتهای قدیمی و جدید بعد از فرآیند پیر سازی بود.
روش بررسی: چهارگروه آزمایشی در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفتند. در ابتدا استوانه کامپوزیتی با قطر 6 وارتفاع 5 میلی متر با استفاده از یک کامپوزیت میکروهیبرید به روش Incremental آماده شدند. نمونهها پس از نگهداری به مدت ۶ ماه در آب مقطر، در دمای ۳۷ درجه سانتی گراد تحت ۴ نوع آماده سازی سطحی مختلف قرارگرفتند. سطح همه نمونهها با استفاده از فرز الماسی خشن سازی شده و پس از اچینگ با اسید فسفریک، با ترکیبات زیر مورد آماده سازی سطحی قرار گرفتند. گروه ۱: Composite primer شرکت GC. گروه ۲: باندیگ یونیورسال حاوی سایلن شرکت Kuraray گروه ۳: سیستم باندینگ Self-etching (SE bond) از شرکت Kuraray گروه ۴: سایلن شرکت Ivoclar Vivadent به همراه باندینگ هیدروفوب (بطری دوم سیستم باندینگ SE bond) از شرکت Kuraray. گروه 5: گروه کترل بدون آماده سازی سطحی. سپس مجددا به روش Incremental، ۵ میلی متر کامپوزیت مشابه کامپوزیت اولیه (تنها با رنگ متفاوت) بر روی سطح نمونهها قرار داده شد و پس از برش و تحت 3000 دور ترموسایکل، ارزیابی استحکام باند ریزکششی در Universal testing machine انجام گرفت. نمونهها پس از شکست با استفاده از استریومیکروسکوپ بررسی شدند. دادهها به روش آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون Tukey مورد ارزیابی آماری قرار گرفتند.
یافتهها: بیشترین مقدار عددی استحکام باند ریزکششی در گروهی که در آن از ماده باندینگ SE bond و سایلن جهت آماده سازی نمونهها استفاده شده بود و کمترین در گروهی که در آن ماده باندینگ یونیورسال مورد استفاده قرار گرفته بود، مشاهده شد که با هم تفاوت معنیدار داشت (02/0=P). تمام نمونهها در همه گروهها دچار شکست کوهزیو شدند و درصد شکست در کامپوزیتهای قدیمی و جدید تفاوت محسوسی با یکدیگر نداشت (0/69=P).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج به دست آمده همه روش های آماده سازی سطحی مورد استفاده در این مطالعه برای تأمین یک باند با کیفیت به رزین کامپوزیتهای قدیمی میتواند مناسب باشد و استحکام باند ریزکششی میان کامپوزیتهای قدیمی و جدید بیشتر از استحکام کوهزیو کامپوزیتها بود. با این حال میزان عددی استحکام باند گروه باندینگ یونیورسال ازگروه سایلن به همراه باندینگ هیدروفوب به طور معنیداری پایینتر بود.
علی محمد حسینی، مریم پیرمرادیان نجف آبادی، غلامرضا اسلامی امیرآبادی، مهدی عرق بیدی کاشانی،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: زنجیرههای الاستومریک (چینها) یکی از ابزارهای رایج برای جابجاییهای دندانی در درمانهای ارتودنسی به شمار میروند. هدف از انجام این مطالعه مقایسه رفتار الاستومریک و میزان اضمحلال نیرو در چینهای با برندهای تجاری مختلف موجود در ایران در بازههای زمانی مختلف است.
روش بررسی: یازده چین الاستومریک مورد استفاده در این مطالعه از برندهای: ClassOne، ASTAR، G&H، TSNPT، MIB (چینی)، MIB(فرانسوی(، ultra chainو دو برند American و Orthotechnology در دو نوع ساده و حافظهدار انتخاب شده بودند. چینها به طولی که در آن، قادر به اعمال ۱۵۰ گرم نیرو باشند کشیده شده و سپس میزان اضمحلال نیرو در هر یک از گروهها در بازههای زمانی ۱، ۳ و ۲۴ ساعت و ۳، ۷ و ۲۱ روز و ضریب الاستیسیته در اولین مرحله و در روز ۲۱ مورد ارزیابی قرار گرفت. دادههای به دست آمده با استفاده از آنالیزهای آماری ANOVA و Tukey و Games-Howel مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: تمام چینها تا روز ۲۱ افت معنیدار ضریب الاستیسیته (به جز G&H، Class One، Ortho Technology ساده) و اضمحلال معنیدار نیرو را (به جز گروه (memory chain) American) نشان دادند. بالاترین میزان اضمحلال معنادار نیرو در بازه ۲۱ روزه مربوط به گروه ASTAR خاکستری (05/0P<) و کمترین آن در ultra chain و MIB (فرانسوی) و American بود (05/0P<).
نتیجهگیری: همه چینها اضمحلال نیروی معنیدار وابسته به زمان (بیشتر در روز اول) را نشان میدهند. فقط در برند (memory) Americanاین میزان در هیچ یک از بازههای زمانی از نظر آماری معنیدار نبود. در میان بقیه چینها پس از روز ۲۱ بیشترین اضمحلال نیرو به برند Astar خاکستری و کمترین به ultra chain، MIB (فرانسوی) تعلق داشت.
سارا ولی زاده، لادن رنجبر عمرانی، زهره مرادی،
دوره 33، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: Enoxolone یک ماده طبیعی گرفته شده از گیاه شیرین بیان است که از لحاظ ساختار بسیار شبیه کورتیزون میباشد. هدف از انجام این مطالعه بالینی دوسویه کور که به شکل کارآزمایی بالینی انجام شد، ارزیابی اثر خمیردندان آرترودنت حاوی 1% Enoxolone بر روی شاخصهای پلاک دندانی، التهاب و خونریزی لثهای مورد بود.
روش بررسی: از 40 بیمار دارای ژنزیویت درخواست شد که دوبار در روز به مدت 3 دقیقه دندانهای خود را به روش آموزش داده شده (Modified Stilman)، مسواک بزنند و لثههای خود را با خمیردندان به مدت 1 دقیقه ماساژ دهند و سپس دهان خود را بشویند. بیماران به دو گروه تقسیم شده بودند: تست، که خمیردندان آرترودنت حاوی Enoxolone و گروه کنترل که خمیردندان کرست فاقد این ماده را دریافت کرده بودند. در ابتدای مطالعه و 21 روز بعد از استفاده از خمیردندانها، شاخصهای پلاک دندانی، التهاب و خونریزی لثهای اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری Paired T Test و آنالیز نان پارامتریک Wilcoxon و Mann-Whitney مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: در هر دو گروه، سه شاخص مورد مطالعه به صورت قابل ملاحظهای نسبت به ابتدای ارزیابی کاهش یافته بود و در مقایسه بین دو گروه مشخص شد که شاخصهای لثهای و خونریزی از لثه در گروهی که از خمیردندان آرترودنت استفاده کرده بودند، نسبت به گروهی که خمیردندان کرست به آنها داده شده بود، کاهش معنیداری یافته بود در حالی که ایندکس پلاک تفاوت قابل ملاحظهای نشان نداد (143/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه بالینی و محدودیتهای آن مشخص شد که Enoxolone دارای اثرات ضد التهابی بر روی لثه بود.
فاطمه شیخ شعاعی، شیما مرادی، سیده سنا علوی نیاکو،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دندانپزشکی به عنوان تخصصی مهم در تأمین سلامت جسم و روح جایگاه ویژهای در تولیدات علمی رشتههای پزشکی دارد. هدف از این پژوهش تحلیل هم استنادی و هم رویدادی واژگان مقالات ایرانی حوزه دندانپزشکی بر اساس مدارک نمایه شده در پایگاه Web of Science در طول سالهای 2018-2014 بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر توصیفی- مقطعی است که با تکنیک علم سنجی، هم استنادی و هم رویدادی واژگان انجام شده است. در این پژوهش 1079 عنوان مقاله از پایگاه Web of Science مورد بررسی قرار گرفتهاند، و دادهها با نرم افزارهای Ucinet و VOSViewer تحلیل شدهاند.
یافتهها: تولیدات حوزه دندانپزشکی ایران در طی سالها مورد بررسی، بیشتر با همکاری آمریکا صورت گرفته است. بر اساس تحلیل شبکه هم استنادی، بیشترین مقاله منتشر شده در این پایگاه، بالاترین مرکزیت درجه (degree centrality)، مرکزیت مقادیر ویژه (Eigen centrality) و مرکزیت بینیت (Betweenness centrality) متعلق به وحید رخشانی بود. بالاترین مرکزیت نزدیکی (Closeness Centrality) به ناصر امین آبادی، و بیشترین وزن استناد (20) به مسعود پریرخ تعلق داشت. موضوع جراحی بیشتر مورد توجه پژوهشگران این حوزه بود و نشریه اندودنتیکس بیشترین استناد در شبکه هم استنادی مقالات را داشت.
نتیجه گیری: انتشار مقاله در این حوزه در میان متخصصان دندانپزشکی ایرانی روند رو به افزایش داشته است. اصلیترین تولیدات حوزه دندانپزشکی در سالهای مورد بررسی در حوزههای جراحی دهان و دندان،
علم مواد و اطفال بودهاند و در واقع مؤثرترین و تعیین کنندهترین ارتباطات علمی در این حوزه را در شبکه علمی دندانپزشکی ایران تشکیل دادهاند.
سارا ولی زاده، سمانه رضایی دهنمکی، حمید رضا خدایار، احمد رضا شمشیری، زهره مرادی،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل بازنگری برنامه آموزشی دوره عمومی دندانپزشکی، بررسی رضایتمندی دانشجویان نسبت به این کوریکوم ضرورت داشت. هدف از تحقیق حاضر تعیین میزان رضایتمندی دانشجویان از کوریکولوم آموزشی جدید وزارت بهداشت و درمان در بخش ترمیمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سالهای 99-1398 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 72 دانشجوی دندانپزشکی سال ششم دانشگاه تهران که واحدهای ترمیمی را طبق کوریکولوم جدید گذرانده بودند، بررسی شدند. پرسشنامهای طراحی و برای تأیید اعتبار، در اختیار 5 استاد قرار گرفته و تغییراتی در آن انجام شد. برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آزمون- بازآزمون استفاده شد. پرسشنامه به 30 نفر از افراد گروه اصلی در یک جلسه و دو هفته بعد داده شد و درصد توافق و شاخص کاپا محاسبه شد. بعد از انجام فرآیند آزمون و باز آزمون، سوالات با نرم افزار STATA مورد آنالیز آماری قرار گرفتند. برای محاسبه توافق، درصد توافق وزن داده شده و آماره کاپای وزن داده شده محاسبه و گزارش گردید.
یافتهها: بیشترین رضایتمندی از کاربردی بودن مبحث اصول تراش و ترمیم حفرات کلاس I آمالگام (به ترتیب، 94/81% و 39/76%) و اصول ترمیم حفرات کلاس II آمالگام روی دنتیک (22/72%) در درس مبانی ترمیمی دیده شد. کمترین رضایتمندی هم درباره واحدهای نظری 1 و 2 شامل گزینههای کاربردی بودن مبحث ترمیمهای هم رنگ دندان (22/47%)، کاربرد اینله و آنله (22/47%) و اصول تهیه و ترمیم حفرات کلاس II هم رنگ دندان (61/48%) دیده شد. میزان ) P-valueیا خطای نوع اول) در تمامی سؤالات 001/0> گزارش گردید.
نتیجهگیری: با توجه به محدودیتهای مطالعه حاضر، رضایتمندی دانشجویان سال آخر دندانپزشکی دانشگاه تهران از واحدهای نظری دندانپزشکی ترمیمی در کوریکولوم سال 1396 متوسط و از مبانی واحدهای عملی آن زیاد بود.
مریم سعادت، مرضیه مرادیان، زهرا اکبری، پریسا قدرتی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: استحکام باند ترمیم مستقیم کامپوزیت به عاج تحت تأثیر پوسیدگی Caries Affected (Dentin) یک موضوع چالش برانگیز است. آماده سازی عاج با عامل آنتی باکتریال روشی برای ایجاد ترمیم چسببنده بادوام است. هدف از این مطالعه بررسی اثر کورکومین حساس به نور (Curcumin photosensitizer) بر استحکام باند ادهزیو یونیورسال به عاج تحت تأثیر پوسیدگی (CAD) بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی، 44 دندان مولر انسانی پوسیده انتخاب شدند. پس از برداشتن مینا و عاج سطحی توسط اره خنک شده با آب، عاج پوسیده میان تاجی توسط محلول آشکار ساز پوسیدگی رنگ آمیزی گردید. عاج عفونی سبزرنگ و نرم حذف شد. عاج CAD و سخت و سالم اطراف باقی گذاشته شد. سپس سطح عاجی باقیمانده توسط کاغذ سیلیکون کارباید 600 گریت پالیش شد. نمونهها به دو گروه (22n=) تقسیم شدند: گروه پیش درمانی عاج توسط کورکومین و گروه عدم پیش درمانی عاج توسط کورکومین (کنترل). هر گروه بر اساس روش استفاده از ادهزیو All-Bond Universal
(Bisco, USA) (روش اچ و شستشو، روش سلف اچ) به دو زیر گروه تقسیم شدند. پس از قرار دادن کامپوزیت Aelite All Purpose Body (Bisco, USA)، تمامی نمونهها در دستگاه تست یونیورسال برای تست استحکام باند ریزبرشی (µSBS) قرار گرفتند. حالت شکست سطوح جدا شده زیر استریومیکروسکوپ ارزیابی شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آنالیز ANOVA دو طرفه استفاده شد.
یافتهها: بر اساس نتایج به دست آمده، مداخله در روش کاربرد ادهزیو و پیش درمانی سطحی با کورکومین تأثیر معنی داری بر استحکام باند نداشت. همچنین تفاوت معنی داری در استحکام باند گروه کورکومین در هر دو حالت باادهزیو اچ و شستشو و سلف اچ (MPa 52/48±4/11SE= MPa, 56/27±3/11SE=) مشاهده نشد(847/0=P). در گروه بدون کورکومین نیز تفاوت معنی داری بین دو حالت مخثلف ادهزیو دیده نشد(187/0=P).
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده در مطالعه حاضر نشان داد که پیش درمانی عاج تحت تأثیر پوسیدگی با کورکومین حساس به نور وهمچنین، کاربرد یونیورسال ادهزیو با روش اچ وشستشو و یا سلف اچ هیچ تاثیری بر استحکام باند ریزبرشی ترمیم کامپوزیت به عاج ندارد.
پویان زرافشان، میثم مرادی، میثم میرزایی، پژمان هادی نژاد، همت قلی نیا،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب دندانپزشکی یکی از رایجترین موانع در مسیر بهرهمندی از خدمات سلامت دهان و دندان به شمار میرود که میتواند منجر به تأخیر در مراجعه، اجتناب از درمان و تشدید مشکلات دهانی گردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سطح اضطراب دندانپزشکی در بیماران مراجعهکننده به مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر بابل بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1399 بر روی 400 بیمار بالای 18 سال مراجعه کننده به مطبهای خصوصی دندانپزشکان عمومی شهر بابل، که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، نسخه فارسی پرسشنامه استاندارد اضطراب دندانپزشکی (DAI) مشتمل بر 36 گویه در مقیاس لیکرت پنج گزینهای (محدوده نمرات از 36 تا 180) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی تأیید شده است. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل و آنالیز واریانس نرمافزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان 03/9 ± 61/31 سال بود و 8/61% ایشان مؤنث بودند. میانگین نمره اضطراب دندانپزشکی 04/31 ± 52/129 (از 180 نمره) گزارش شد که نشاندهنده سطح نسبتاً بالای اضطراب در جامعه مورد بررسی است. اضطراب در زنان و افراد مجرد به طور معنی داری بیشتر بود (به ترتیب 002/0=P و 007/0=P)، اما بین گروههای سنی، شغل، تحصیلات و تعداد مراجعات تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سطح اضطراب دندانپزشکی در مراجعین به مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر بابل بالا بود. لذا توجه به مداخلات آموزشی، روانشناختی و ارتقاء ارتباط حرفهای در محیطهای درمانی دندانپزشکی به منظور کاهش اضطراب بیماران، ضروری به نظر میرسد.
عارف نادری خورشیدی، محمدمهدی نقیبی سیستانی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبتهای دندانپزشکی خطر انتقال عفونتهای ویروسی و باکتریایی را برای بیماران و پرسنل به همراه دارد. آگاهی بیماران از اصول کنترل عفونت میتواند در بهبود ایمنی محیط درمان و ارتقاء سلامت عمومی نقش مؤثری ایفا کند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی سطح آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت در درمانهای دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال ۱۴۰۱ بر روی ۳۹۰ نفر از بیماران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای معتبر مشتمل بر ۲۴ پرسش درباره اصول کنترل عفونت بود. پاسخ صحیح به هر سؤال یک امتیاز داشت. نمره و سطح آگاهی شرکت کنندگان براساس جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات و تعداد دفعات، به ترتیب با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل، آنالیز واریانس و مجذور کای نرمافزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران ۲۴/۱۳ ± ۸۹/۳۳ سال و ۸/۶۲% از ایشان زن بودند. میانگین نمره آگاهی بیماران
۲۱/۳ ± ۳۷/۱۸ بود. 4/76% از شرکتکنندگان در سطح آگاهی خوب قرار داشتند. میانگین نمره آگاهی بیماران در زنان بیشتر از مردان بود (006/0=P). همچنین بر اساس سطح تحصیلات (001/0>P) و گروه سنی (01/0=P) اختلاف آماری معنی داری نشان داد. اما بر اساس تعداد جلسات درمانی اختلاف معنی داری دیده نشد (867/0=P).
نتیجهگیری: اگرچه سطح کلی آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت قابل قبول بود، اما در برخی حوزهها همچنان ناآگاهی وجود دارد. طراحی برنامههای آموزشی هدفمند بهمنظور ارتقاء سطح آگاهی بیماران در زمینه کنترل عفونت توصیه میشود.
امین شهسوار میستانی، علیرضا بابایی درزی، محمد تقیپور، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSD) از مشکلات شایع شغلی در بین دندانپزشکان محسوب میشوند. با توجه به تأثیر این اختلالات بر سلامتی و عملکرد دندانپزشکان، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان عمومی و متخصص شاغل در شهر بابل انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پرسشنامه استاندارد نوردیک مشتمل بر بخشهای عمومی و اختصاصی، به صورت حضوری و پس از تماس تلفنی و اعلام تمایل به همکاری در مطالعه، بین دندانپزشکان شاغل شهر بابل بر اساس آمار اخذ شده از نظام پزشکی شهرستان، توزیع شد. این پرسشنامه حاوی سؤالاتی در خصوص احساس درد و ناراحتی در اندامهای مختلف شامل گردن، شانه و پایین پشت میباشد. فراوانی شرکت کنندگان مبتلا به MSD براساس جنسیت، راست/چپ دست بودن، تخصص، ورزش کردن و فعالیت در یک رشته ورزشی خاص ارزیابی شد. همچنین میانیگن سن، وزن، قد، شاخص توده بدنی، میزان ساعت کاری هفتگی و سابقه کار دندانپزشکان با و بدون MSD مورد مقایسه قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل، مجذور کای و تست دقیق فیشر نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: از ۱۸۲ دندانپزشک مراجعه شده، ۱۷ نفر تمایلی به شرکت نداشتند و ۵ نفر واجد معیارهای خروج از مطالعه بودند، در نهایت ۱۶۰ نفر با میانگین سابقه کاری ۲۶/۹ ± ۶۵/۱۵ سال وارد مطالعه شدند که 100 نفر از ایشان (5/62%) مذکر. ۹۵ نفر (4/59%) دندانپزشک عمومی و ۶۵ نفر (6/40%) متخصص بودند. شیوع کلی MSD در این جمعیت 90% گزارش شد. بیشترین محل درد مربوط به ناحیه گردن (4/76%) و کمترین آن در ناحیه قوزک پا (3%) بود. تنها بین انجام فعالیت ورزشی منظم و کاهش بروز MSD ارتباط آماری معنی دار مشاهده شد (001/P<) و با سایر متغیرها همچون جنسیت، راست/چپ دست بودن، ورزش کردن، تخصص و رشته تخصصی ارتباط آماری معنی داری نداشت (05/0
نتیجهگیری: اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان شهر بابل بسیار شایع است. با توجه به شیوع بالای این اختلالات، طراحی و اجرای دورههای آموزشی در زمینه ارگونومی و توصیه به فعالیت ورزشی هدفمند ضروری به نظر میرسد.