جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای مهدی پور

مهرداد کهوند، مصطفی واحدیان، منصوره حدادزاده، علی صالح، آیدا مهدی پور،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از چالش‌‌‌های دندانپزشکان انتخاب روکش از جنس فولاد ضد زنگ (SSC) با برند مناسب و حداکثر سازگاری با دندان شیری، می‌باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه انطباق ابعادی تاج دندان‌‌‌های مولر شیری با دو برند روکش فولادی ضد زنگ بود.
روش بررسی: 130 کودک 3 تا 12 سال واجد شرایط (66 پسر و 64 دختر) انتخاب شدند. پس از اخذ اطلاعات دموگرافیک ابعاد مزیودیستال، باکولینگوال و اکلوزوجینجیوال دندان‌‌های مولر اول و دوم شیری روی کست دندانی اندازه گیری و با ابعاد روکش‌‌‌های دو برند KTR و Shinghung مقایسه شد. داده‌‌‌ها با استفاده از تست chi-square و ضریب همبستگی Pearson ارزیابی شدند و 05/0P< از نظر آماری معنی‌دار در نظر گرفته شد.
یافته‌‌‌ها: در این مطالعه بیشترین موارد تطابق سایز بین بعد مزیودیستال دندان و روکش به ترتیب در دندان‌‌‌های مولر اول شیری بالا و مولر اول شیری پایین، در بعد باکولینگوال در دندان‌‌‌های مولر اول شیری بالا و مولر اول شیری پایین و در بعد اکلوزوجینجیوال در دندان‌‌‌‌های مولر اول شیری بالا و مولر دوم شیری پایین مشاهده شد. همچنین بیشترین عدم تطابق سایز بین بعد مزیودیستال دندان و روکش به ترتیب در دندان‌‌‌‌های مولر دوم شیری پایین و مولر اول شیری بالا و در بعد باکولینگوال در دندان‌‌های مولر دوم شیری بالا و مولر دوم شیری پایین مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: هر دو برند SSC در مطالعه حاضر تطابق قابل ملاحظه‌ای با دندان‌‌‌های شیری کودکان ایرانی داشتند. بین برند KTR با دندان‌‌‌های مولر شیری ماگزیلا و برند Shinghung با دندان‌‌‌های مولر شیری مندیبل تطابق بیشتری مشاهده شد.

الهه سلطان محمدی بروجنی، علی باوی، محمد آقاعلی، علی صالح، آیدا مهدی پور،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اتصال مستحکم بین براکت سرامیکی و روکش سرامیکی اهمیت زیادی در نتیجه درمان زیبایی دارد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر گذر زمان بر استحکام باند برشی (Shear Bond Strength یا SBS) براکت‌های سرامیکی باند شده به زیرکونیا پس از آماده سازی سطحی توسط لیزر Nd:YAG (Neodymium-doped Yttrium Aluminum Garnet) یا سند بلاست با آلومینا بود.
روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی حاضر روی 24 بلوک زیرکونیا انجام شد و این بلوک‌ها جهت آماده سازی سطحی به طور تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند و هر یک از گروه ها به زیر گروه های سه فاصله زمانی تقسیم بندی شدند. آماده سازی سطح با سند بلاست با آلومینا انجام شد: در زیر گروه SG1 (بلافاصله پس از سند بلاست)، SG2 (دو هفته پس از سند بلاست) و SG3 (سه ماه پس از سند بلاست). برای لیزر Nd:YAG (W5/1، Hz20، s10) با مود بدون تماس پالس کوتاه: در زیر گروه‌ LG4 (بلافاصله پس از لیزر)، LG5 (دو هفته پس از لیزر) و LG6 (سه ماه پس از لیزر). براکت‌های سرامیکی روی بلوک‌های زیرکونیا چسبانده شدند. SBS و شاخص باقیمانده چسب (adhesive remnant index یا ARI) بین گروه های مورد آزمایش ارزیابی و مقایسه گردید. داده ها به وسیله آزمون Mann Whitney تحلیل شدند.
یافته‌ها: تفاوت معنی‌ داری بین میانگین SBS در گروه‌ SG1 با گروه LG4 (430/0=P)، گروه SG2 با گروه LG5 (382/0=P) و گروه SG3 با گروه LG6 (326/0=P) وجود نداشت. گروه LG4 بالاترین SBS را نشان داد. پس از گذر زمان (دو هفته و سه ماه) گروه‌های لیزر SBS بالاتری را نشان دادند. تفاوت معنی داری در ARI بین گروه‌های SG1 و LG4 (220/0=P)،  SG2و LG5 (154/0=p) و SG3 و LG6 (527/0=P) وجود نداشت.
نتیجه گیری: بین دو گروه لیزر Nd:YAG و سند بلاست از نظر SBS  و ARI تفاوت معنی‌ داری با
گذر زمان دیده نشد. بنابراین می‌توان از لیزر Nd:YAG نیز در آماده سازی سطح روکش زیرکونیا برای باند به براکت های سرامیکی استفاده نمود.

نیما بیوکی، محمد آقاعلی، الهیار جهانگیر، علی صالح، محبوبه پورعبداللهی، آیدا مهدی پور،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: خارج ‌سازی دندان‌های‌ مولر سوم از اقدامات شایع درمانی در دندانپزشکی است. مجاورت دندان‌ مولر سوم مندیبل با عصب آلوئولار تحتانی ممکن است جراحی را چالش برانگیز سازد و سبب عوارض نامطلوب شود. هدف این مطالعه تعیین صحت تشخیصی و ارتباط یافته‌های تصاویر پانورامیک به دو روش طبقه بندی (رود- شهاب و تاناکا) با تصاویر CBCT در جراحی خارج سازی مولر سوم مندیبل بود.
روش بررسی: این مطالعه‌ مقطعی تحلیلی روی 65 بیمار مراجعه کننده به کلینیک رادیولوژی خصوصی شهر قم که دارای رادیوگرافی پانورامیک و CBCT هم زمان بودند، انجام شد. تصاویر پانورامیک و CBCT به ترتیب وارد نرم ‌افزارهای Scanora و Ondemand شدند. رابطه‌ی دندان مولر سوم مندیبل با عصب آلوئولار تحتانی برحسب طبقه‌بندی تاناکا و نشانه‌های رادیوگرافیک رود- شهاب مورد ارزیابی قرار گرفت و با تصاویر CBCT مقایسه شد. در نهایت داده‌های به‌ دست آمده با استفاده از آزمون کای اسکوئر، منحنی ROC و نرم افزار SPSS نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. سطح معنی داری 05/0>P در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: از بین ۶۵ نمونه، 1/23% را مردان و 9/76% را زنان تشکیل دادند. میانگین سنی شرکت کنندگان 77/8 ± 06/29 بود. بین طبقه‌بندی اطلاعات تصاویر پانورامیک به روش تاناکا با نزدیکی ریشه دندان مولر سوم به عصب آلوئولار تحتانی در تصاویر CBCT ارتباط معنی‌داری دیده شد (011/0=P). این ارتباط در طبقه ‌بندی اطلاعات تصاویر پانورامیک به روش رود- شهاب هنگام افزایش تعداد نشانه‌ها نیز معنی دار بود (044/0=P). نشانه های تیرگی ریشه (A) و انحراف کانال عصبی مندیبل (F) از طبقه بندی رود- شهاب دقت تشخیصی بیشتری از سایر نشانه ها در تعیین تماس کانال عصبی نشان دادند.
نتیجه‌گیری: با افزایش تعداد نشانه‌های طبقه بندی تصاویر پانورامیک به روش رود- شهاب احتمال تماس ریشه دندان مولر سوم با کانال عصب آلوئولار تحتانی بالاتر می‌رود. نشانه تیرگی ریشه و پس از آن انحراف کانال عصبی دقیق‌تر بودند. طبقه ‌بندی تاناکا می‌تواند در افتراق تماس یا عدم تماس ریشه مولر سوم فک پایین با کانال عصب الوئولار تحتانی به کار رود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb