جستجو در مقالات منتشر شده


57 نتیجه برای نژاد

مهدی عبدالهی نژاد، احمد مسعود،
دوره 6، شماره 1 - ( 4-1372 )
چکیده

سایتوکاین ها مواد گلیکوپروتئینی هستند که بوسیله لنفوسیتها، ماکروفاژها، مونوسیتها و بسیاری دیگر از سلولها بطور اختصاصی تولید شده و عموما بشکل غیراختصاصی عمل می نمایند این مواد ایمونوگلوبولین نیستند و عموما وزن ملکولی بالائی ندارند. در تنظیم پاسخ ایمنی و نیز در پاتوژنز بعضی از بیماریها و همچنین برای تشخیص و درمان بکار می روند. استفاده برخی از سایتوکاین ها در بیماریهای پریودنتال و نیز شناسائی نقش این مواد در پاتوژنز بعضی از بیماریهای دهان و دندان و همچنین تحلیل استخوان اهمیت ویژه ای بدان در دندانپزشکی داده است به همین مناسبت مقاله نقش سایتوکاین ها را در دندانپزشکی به عنوان خلاصه ای از پیشرفتهای ایمونولوژی در دندانپزشکی عرضه داشته ایم.


علی اکبر خوشخونژاد،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1372 )
چکیده

فرنوم یا فرنولوم بر حسب تعریف Miller غشائی است که دو قسمت را بهم متصل می کند، بطوریکه در حرکت هر کدام محدودیتی ایجاد نماید، در حفره دهان فرنوم در نواحی مختلف دیده می شود: 1) لبی فکی بالا و فک پایین که به آن مهار لبی نیز اطلاق می شود. 2) زبانی فک پائین که از زبان به ناحیه بین دو سانترال در قسمت میانی ادامه می یابد. 3) در ناحیه پرمولرهای فک پایین و فک بالا. فرنوم ممکن است بصورت یک لایه و ساده و یا ممکن است چند لایه و مرکب باشد اگر چسبندگی فرنوم در خط لثه و مخاط آلوئول و لثه چسبنده باشد مشکلی ایجاد نمی نماید و هر چه بطرف لبه لثه و لثه آزاد ادامه یابد مسائل مربوط به فرنوم بلند را به دنبال خواهد داشت. غالبا به نقش فرنوم در درمانهای پریودنتال و ارتدنتیک در ایجاد ضایعه و مشکل عود پس از درمان، در درمانهای ذکر شده توجه لازم نمی شود، بایستی بررسی دقیق بین تخریبهای استخوانی در ناحیه ثنایای میانی و ایجاد فاصله و لقی بین این دندانها و موجودیت یک فرنوم در این ناحیه انجام گردد.


علی اکبر خوشخونژاد، حسین محسنی صالحی منفرد،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1372 )
چکیده

پوشش سطح عریان ریشه در دو مرحله، عمل پیوند آزاد لثه (F.G.G) و متعاقب آن عمل جراحی C.P.F و استفاده از اسید سیتریک مورد بررسی قرار گرفت. بررسی شامل 16 مورد از 9 بیمار مرد و زن در سمت لبیال فک پائین می باشد. اندازه گیریهای مورد نظر در سه نوبت و به ترتیب قبل از اولین جراحی F.G.G، بلافاصله پس از اولین جراحی و دو ماه پس از دومین جراحی ثبت گردیدند. 1) Root Coverage سطح ریشه، بین میانگین بیماران قبل و بعد از عمل در سطح 1% اختلاف معنی دار وجود دارد و در روش دو مرحله ای C.P.F متعاقب F.G.G استفاده از اسید سیتریک در سطح بالائی موثر و از نظر شاخصهای آماری Significant می باشد. 2) در مورد تغییرات عرض لثه کراتینیزه با میانگین 6.25 میلیمتر در گروه عمل شده با توجه به میانگین 1.18 میلیمتر قبل از عمل از نظر شاخصهای آماری نیز Significant می باشد.


علی اکبر خوشخونژاد،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1373 )
چکیده

با پیشرفت علم دندانپزشکی و در پرتو تحقیقات و بررسیهای محققین، امروزه می توان دندانهایی که بعلت پوسیدگی، شکستگی زیر لثه ای و یا عدم گیر کافی جهت گذاشتن روکش و یا بعلت پرفوریشن خارجی پینهای ترمیمی، محکوم به فنا بودند را در دهان بیمار باقی نگه داشته و ترمیم نمود، برای آنکه بدون آسیب رساندن به پریودنشیوم بتوان دندانها را ترمیم نمود باید از ابعاد فیزیولوژیک پریودنشیم در ارتباط با دندانپزشکی ترمیمی آگاه باشیم و به لزوم حفظ Biologic Width که شامل اتصالات اپیتلیالی و بافت همبندی Supracrestal می باشد پی ببریم، توجه به پهنای بیولوژیک از اصول اولیه ترمیم دندانها می باشد، زیرا در غیر این صورت با بیماری پریودنتال مواجه خواهیم شد. در موقعیت یک رستوریشن عوامل متعددی نقش دارند که محل ختم مارجین یکی از مهمترین و حساسترین آنها است، تحقیقات زیادی بر روی اثر مارجین رستوریشن بر روی لثه بعمل آمده و با توجه به نتایج حاصله چنین می توان اظهار داشت که از نقطه نظر سلامت پریودنتال تا حد امکان باید مارجین رستوریشن بصورت Supragingival ختم گردد، لیکن زمانی که بعلل مختلف مجبور به ختم رستوریشن در زیر Ginginal Crest می باشیم، باید اولا سالکوس لثه سالم بوده و ثانیا نبایستی به پهنای بیولوژیک تهاجم نماییم، میزان Biologic Width یک تا دو میلیمتر گزارش شده، در ضمن 1 تا 2 میلیمتر نیز نسج سالم دندان باید کرونالی تر از اتصالات اپیتلیالی قرار گیرد، لذا فاصله حد سالم دندان و یا اپیکالی ترین امتداد رستوریشن با Alveolar Crest باید حدود 4-3 میلیمتر باشد، بدین منظور از Crown Lengthening یا افزایش طول تاج کلینیکی برای نمایان ساختن ساختمان سالم دندان در حفره دهان استفاده می نماییم، اصولا به دو علت طول تاج کلینیکی را افزایش می دهیم: افزایش طول تاج کلینیکی به چند طریق صورت می گیرد: 1) به دلایل ترمیمی (مانند وجود پوسیدگی یا شکستگی زیر لثه و ...)، 2) به دلایل زیبایی (مانند حل مشکل Gummy Smile و ...) 1- Surgical Procedure و 2- Orthodontic Procedure روش جراحی خود شامل Gingivectomy و Flap Procedure می باشد. روش ارتدنسی عبارت است از کاربرد Force-Eruption یا Orthodontic Extrusion که همان حرکت عمودی کنترل شده دندان توسط ارتدنسی در جهت اکلوزال است، از این عمل جهت بیرون کشیدن Defect دندان از استخوان استفاده می گردد. با انجام عمل Crown Lengthening مسئله کشیدن دندان منتفی شده و از طرفی مشکل تراش و آماده سازی دندانهای مجاور برای قرار دادن پروتز ثابت نیز از میان خواهد رفت و به دلیل باقی ماندن ریشه، استخوان آلوئول نیز محافظت می شود، شکل ظاهری و حفظ بهداشت یک کراون تنها بهتر از یک پروتز پارسیل ثابت خواهد بود، بنابراین نتایج بیولوژیکی و زیبایی هر دو رضایت بخش تر می باشند.


مهدی عبدالهی نژاد، احمد مسعود،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1374 )
چکیده

آفت راجعه دهانی وضعیتی است دردناک که 12?-10 درصد جمعیت دنیا از آن رنج می برند. شواهد قابل توجهی مبنی بر ارتباط پاسخهای ایمنی با آفت راجعه دهانی و نقش این پاسخها خصوصا پاسخ ایمنی سلولی در پاتوژنر ضایعات آفتی در دست می باشد. مطالعه حاضر با تکیه بر این پیش فرض، در مورد فنوتیپ لنفوسیتی در بیماران مبتلا به آفت راجعه طی مراحل فعال و بهبودی بیماری، به تحقیق پرداخته است. نتایج بررسی ما نشان میدهد که سلولهای +CD4 (سلولهای T کمک کننده) طی مرحله فعال بیماری نسبت به افراد طبیعی دچار کاهش می شوند (P<0.05). تغییرات با اهمیتی در جمعیتهای لنفوسیتی +CD3 (جمعیت سلولی T) و +CD8 (سلولهای T سایتوتوکسیک) ضمن مقایسه بیمار، در زمان فعال بیماری و افراد طبیعی دیده نشد. نسبت CD4/CD8 دچار کاهش می شود (P<0.05) سلولهای +CD16 (سلولهای کشنده طبیعی) طی فاز فعال بیماری دچار افزایش می شوند (P<0.05). سلولهای +CD19 نیز طی فاز فعال بیماری افزایش تقریبا قابل ملاحظه ای را نشان دادند (0.05

 


امیررضا رکن، مژگان پاک نژاد،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1375 )
چکیده

در طی یک مطالعه دو ساله شاخصهای سلامت در یک ایمپلنت شامل P.P.D و P.A.L و BI و GI مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. شاخصهای فوق در زمانهای شروع مطالعه (صفر)، شش ماهه، یکساله و دو ساله اندازه گیری شده و با هم مقایسه شدند. نتیجه این مطالعه حاکی از کم شدن P.P.D در سال دوم نسبت به سال اول و نیز کاهش میزان P.A.L در سال دوم نسبت به سال اول می باشد که نشانه موفقیت و سلامت ایمپلنت در یک دوره دو ساله پس از دریافت پروتز می باشد.


اصغر میرعمادی، علی اکبر خوشخونژاد، ملکه زاهدی،
دوره 11، شماره 2 - ( 2-1377 )
چکیده

هدف از انجام این مطالعه، بررسی کلینیکی تاثیر غشای کلاژن در پوشش سطوح عریان ریشه و مقایسه آن با روش Coronally Advanced Flap بوده است. تعداد 26 دندان در 20 بیمار شامل 12 مرد و 8 زن دارای تحلیل لثه ای کلاس Miller I براساس معیارهای خاص انتخاب شدند. از این تعداد 14 دندان در گروه تست و 12 دندان در گروه کنترل قرار گرفتند. پس از انجام فاز I درمان، اندازه گیری پارامترهای کلینیکی شامل میزان ارتفاع تحلیل لثه، عرض تحلیل لثه، سطح چسبندگی، عمق شیار لثه و عرض بافت کراتینیزه انجام می گردید. روش جراحی در بیماران گروه تست بصورت Coronally Advanced Flap همراه با قرار دادن Gingistat به عنوان فضا نگهدارنده روی سطح ریشه و غشای کلاژن روی آنها انجام می شد. جراحی در گروه کنترل با روش Coronally Advanced Flap به تنهائی انجام می گرفت. اندازه گیری ها 1، 2 و 3 ماه پس از جراحی تکرار می شد. میزان پوشش سطح ریشه در گروه تست 71% و در گروه کنترل 57% حاصل گردید که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (P<0.01). از ماه اول تا ماه سوم پس از جراحی در گروه تست میانگین ارتفاع تحلیل لثه به میزان mm0.21 کاهش نشان می داد که به عنوان پدیده Creeping Attachment محسوب گردید در حالیکه در گروه کنترل در این مدت ارتفاع تحلیل لثه به میزان mm0.14 افزایش یافته بود. مقایسه میانگین کاهش عرض تحلیل و نیز کاهش عمق شیار لثه بین دو گروه اختلاف معنی داری در بر نداشت. در حالی که مقایسه میانگین Attachment Gain و نیز افزایش عرض بافت کراتینیزه نشانگر اختلاف معنی دار بین دو گروه بود. در مجموع می توان چنین نتیجه گرفت که کاربرد غشای کلاژن به همراه فضا نگهدارنده (Gingistat) در پوشش سطوح عریان ریشه موفقیت آمیز بوده است.


علی اکبر خوشخونژاد، علی اصغر میرعمادی، نادر ابوالفضلی،
دوره 11، شماره 3 - ( 3-1377 )
چکیده

هدف از این مطالعه بررسی اثرات کلینیکی استفاده از غشا کلاژن دیر جذب در درمان گرفتاریهای فورکیشن درجه دو مولرهای مندیبولار انسان می باشد؛ بدین منظور 8 بیمار که دارای حداقل دو دندان مولر مبتلا در فک پایین بودند، انتخاب شدند و قبل از اقدام به جراحی، اندازه گیریهای نسج نرم شامل عمق پروبینگ، سطح چسبندگی (A.L) و عمق افقی فورکیشن (نسج نرم) انجام شد. در یک دندان از غشا کلاژن استفاده گردید (گروه آزمایش) و در دندان دیگر (گروه کنترل) روش جراحی مشابه گروه آزمایش بود با این تفاوت که از غشا کلاژن استفاده نشد. در حین جراحی اندازه گیریهای نسج سخت شامل عمق عمودی ضایعات استخوانی (Crest-B.D) و عمق افقی فورکیشن (نسج سخت) انجام شد. 6 ماه بعد مجددا اندازه گیریهای نسج نرم تکرار شد و بیماران تحت جراحی مجدد Reentry قرار گرفتند واندازه گیریهای نسج سخت نیز صورت پذیرفت و نتایج حاصل با اندازه گیریهای قبل از جراحی مقایسه شدند. کاهش عمق پاکت بطور متوسط در گروه آزمایش 3.13 میلیمتر و در گروه کنترل 2 میلیمتر به دست آمد؛ همچنین A.L بطور متوسط در گروه آزمایش 1.9 میلیمتر و در گروه کنترل 0.5 میلیمتر بهبود نشان می داد که این اختلافات از نظر آماری چشمگیر بود. در گروه آزمایش کاهشی به میزان 2.5 میلیمتر در عمق افقی فورکیشن (نسج نرم) به دست آمد که در مقایسه با میانگین گروه کنترل 1 میلیمتر اختلاف معنی دار داشت. در اندازه گیریهای نسج سخت نیز اختلافهای میان گروه آزمایش و کنترل چشمگیر بود. از نکات قابل ملاحظه این تحقیق کاهش عمق افقی فورکیشن (نسج سخت) به میزان 2.5 میلیمتر در گروه آزمایش، در مقایسه با 0.63 میلیمتر گروه کنترل بوده است که اختلاف آن از نظر آماری معنی دار می باشد. از یافته های این مطالعه چنین بر می آید که غشا کلاژن دیر جذب اثرات کلینیکی مثبت و قابل توجهی در درمان گرفتاریهای درجه دو فورکیشن می تواند داشته باشد.


ژاله محمودیان، علی کوثری، شهرزاد جوادی نژاد،
دوره 11، شماره 4 - ( 5-1377 )
چکیده

رویش حرکت تکاملی دندان در جهت محوری از محل تشکیل خود تا وضعیت فانکشنال آن در حفره دهان می باشد. مساله زمان و ترتیب رویش دندانهای دائمی در معاینات دندانپزشکی از نظر تشخیص سلامتی یا بیماری و درمانهای ارتدنسی اهمیت زیادی دارد و مطالعه آن جزو الویتهای موجود است. هدف از انجام این تحقیق تعیین متوسط زمان رویش دندانهای کانین و پرمولر و دامنه تغییرات سن رویش برای هر دندان و متوسط زمان رویش مراحل مختلف دندان تا رسیدن به اکلوژن و ترتیب رویش دندانهای دائمی می باشد. متوسط زمان رویش به دست آمده در تحقیق حاضر درمقایسه با سایر تحقیقات بیشتر است. یافته های این تحقیق نشان داد که متوسط زمان رویش دندانهای کانین و پرمولر در دختران کمتر از پسران است.


مژگان پاک نژاد، رضا رنجبر،
دوره 12، شماره 1 - ( 5-1378 )
چکیده

فاکتورهای رشدی دسته ای از مدیاتورهای بیولوژیکی هستند که نقش کلیدی در پرولیفراسیون، کموتاکسی و دیفرانسیاسیون سلولها دارند. آنها از طریق رسپتورهای خاصی که بر روی سطح سلولها قرار گرفته اند عمل کرده و مراحل Healing را هدایت می کنند. فاکتورهای رشد را می توان هورمونهایی خواند که به داخل جریان خودن آزاد نشده و صرفا بطور موضعی عمل می کنند؛ بعضی از این فاکتورها موجب تغییر زودرس فاز G0 به G1 در طی تقسیم سلولی شده و حتی توانایی تحریک سنتز DNA در سلولهای مناسب را دارند. این مدیاتورها ابتدا توسط سلولهایی چون فیبروبلاست، سلولهای اندوتلیالی، ماکروفاژها و پلاکتها ترشح شده و بر این اساس شامل انواع مختلفی به شرح زیر می باشد: فاکتورهای رشد ناشی از پلاکت ها (PDGF)، فاکتور رشد (IGF) مشابه انسولین، TGF) Transforming Growth Factor) و (?,? Bone Morphogenetic protein (BMPs که در این میان BMPs تقریبا از مهمترین فاکتورها محسوب می شوند که از طریق تحریک تشکیل استخوان، کنترل و ترمیم بهتر درمانهای پریودنتال، کارنیوفاشیال و ایمپلنت را موجب می شوند. به اعتقاد Lynch ترکیبی از دو فاکتور PGDI و IGF-1 جهت رشد تمامی اجزای پریودنشیوم موثر می باشد. هدف از این مقاله، شناخت بیشتر فاکتورهای رشد و مروری بر مطالعات انجام شده به منظور ارائه تقسیم بندی، مکانیسم عمل و کاربرد آنها در درمانهای پریودنتال و ایمپلنت می باشد.


مژگان پاک نژاد، رامتین امینی،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1378 )
چکیده

طول تنه ریشه (Root Trunk) دندانهای مولر به عنوان یک شاخص مهم در تشخیص، پیش آگهی و طرح درمان گرفتاریهای فورکا مطرح می باشد. هدف از این تحقیق ارائه یک شاخص نرمال از طول تنه ریشه در مولرهای اول و دوم فک بالا و پایین در سطوح مختلف و مقایسه آنها با یکدیگر است. مطالعه حاضر از نوع Case series می باشد. جهت انجام این بررسی 351 دندان کشیده شده از چند مرکز در سطح شهر تهران، در فاصله زمانی سالهای 73 تا 75 جمع آوری شدند. پس از حذف نسوج نرم و برداشتن جرمها، طول تنه ریشه مولرهای اول و دوم فکین توسط کولیس با دقت 0.1 میلیمتر اندازه گیری شد. نتایج حاصل از اندازه گیری طول تنه ریشه در سطوح مختلف به شرح زیر بود: 1) در فک بالا سمت مزیال 0.15±3.88 میلیمتر، باکال 0.17±4.7 میلیمتر، دیستال 0.13±4.87 میلیمتر؛ بدین ترتیب با P?0.05، طول تنه ریشه باکال و دیستال بلندتر از مزیال و دیستال نیز بلندتر از مزیال بود. 2) در فک پایین سمت باکال 0.11±2.73 میلیمتر و لینگوال 0.13±4.03 میلیمتر که با P?0.01 نتیجه گرفتیم در طول تنه ریشه در سمت لینگوال با باکال اختلاف معنی دار دارد و بلندتر می باشد؛ بدین ترتیب براساس تقسیم بندی Ochsenbine دندانهای مولر تحت مطالعه در این تحقیق دارای طول تنه ریشه متوسط تا بلند هستند؛ پس توصیه شود در جراحیهای پریودنتال به منظور درمان کریترها روش Ochsenbine بخصوص براساس طول متوسط و بلند تنه ریشه در مراکز دانشگاهی بطور صحیح آموزش داده شود؛ زیرا احتمال استفاده از این روش با توجه به نتایج فوق بیشتر است. نکته بعدی این که به علت کوتاهتر بودن طول تنه ریشه در سمت باکال مولر پایین، لازم است در جراحیهای Resective و بخصوص در هنگام Osteotomy، در سمت باکال دقت بیشتری مبذول گردد. در پایان با توجه به کثرت دندانها و نیز به علت عدم وابستگی طول تنه ریشه به عوامل زمینه ای نظیر سن، محل سکونت و ... میتوان ادعا نمود که نتایج حاصل از این تحقیق قابل تعمیم به شهر تهران می باشد.


علی اکبر خوشخونژاد، علی اصغر میرعمادی، رخساره صادقی،
دوره 12، شماره 3 - ( 7-1378 )
چکیده


مژگان پاک نژاد، یداله سلیمانی شایسته، زهرا محمدزاده،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1379 )
چکیده

روش بازسازی توسط هدایت بافتی یا GTR) Guided Tissue regeneration) جدیدترین و رایجترین روش درمان ضایعات درجه II فورکا می باشد؛ اما به علت گران بودن غشا، کاربرد آن محدودیت دارد. از طرفی روش قرار دادن فلپ در موقعیت تاجی یا CPF) Coronally Position Flap) نیز با هدف دور ساختن سلولهای اپی تلیالی از ناحیه جراحی همان هدف را دنبال می کند. این مطالعه به منظور مقایسه درمان ضایعات درجه II فورکا با استفاده از دو روش GTR (همراه با غشای قابل جذب کلاژن Biomend) و CPF (همراه با اسید سیتریک) بر روی 9 بیمار انجام شد. ضایعات دو طرفه بودند که به طور تصادفی در یکی از دو گروه فوق قرار گرفتند. اندازه گیریهای پایه و شش ماه بعد از عمل براساس متغیرهای ذیل برای هر بیمار ثبت می شد. آزمون آماری مورد نظرpaired t بود. شش ماه بعد از عمل به ترتیب در گروههای GTR و CPF کاهش عمق پاکت 1.55 و 1.88 میلیمتر، کاهش عمق افقی فورکا در حالت بسته 3.33 و 2.66 میلیمتر، کاهش عمق افقی فورکا در حالت باز 1.55 و 2.11 میلیمتر، کاهش ارتفاع یا عمق عمودی فورکا 0.33 و 1.11 میلیمتر، کاهش عرض فورکا به طور مساوی در هر دو روش 0.22 میلیمتر، میزان پر شدن فورکا (Bone Fill) توسط استخوان 33% و 51% و چسبندگی نوین 0.77 و 1.67 میلیمتر محاسبه شد. تحلیل لثه در گروه GTR مشاهده نشد ولی در گروه CPF برابر 0.11 میلیمتر بود. کاهش عرض لثه چسبنده نیز 0.34 و 0.78 میلیمتر بود؛ بدین ترتیب مقایسه سایر متغیرها (روز صفر و 180) در هر گروه به تنهایی حاکی از موثر بودن روشهای مذکور جهت بازسازی فورکا بود؛ همچنین تجزیه وتحلیل آماری نتایج شش ماهه دو گروه با هم (به جز در مورد متغیر عمق افقی فورکا در حالت بسته که به نفع گروه CPF بود)، تفاوت معنی دار نداشت؛ بنابراین با توجه به این نتایج شاید بتوان روش CPF را که مستلزم صرف هزینه کمتر و عدم وابستگی به موارد خاصی مثل غشا می باشد، به عنوان جایگزینی مناسب برای روش GTR قلمداد کرد.


شهین جعفری، ناصر ابراهیمی دریانی، سیروس زینلی، مینا مطلب نژاد،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1380 )
چکیده

هلیکوباکترپیلوری عامل ایجاد زخم معده و اثنی عشر می باشد و به دلیل وجود عودهای مکرری که به دنبال ریشه کنی این باکتری از معده گزارش شده است، احتمال وجود منبع آلوده کننده ای در دستگاه گوارش مطرح می گردد. هدف از این مطالعه، بررسی وجود هلیکوباکترپیلوری در پلاک دندانی بیمارانی است که معده آنها آلوده به این باکتری بوده است. با در نظر گرفتن این موضوع از پلاک دندانی 40 بیمار با آلودگی معده به هلیکوباکترپیلوری نمونه گیری انجام شد که نمونه ها توسط کشت و PCR) Polymerase Chain Reaction) بررسی شدند. نمونه گیری از پلاک دندانی زیر لثه ای به عمل آمد. کشت در محیط بروسلا آگار انجام و PCR با روش PCR Reamplification صورت گرفت. سن متوسط بیماران 40 سال شامل 24 نفر مرد (60%) و 16 نفر زن (40%) بود. نتیجه کشت و PCR مرحله اول منفی و نتیجه PCR Reamplification در 7 مورد (17.5%) مثبت بود. هلیکوباکترپیلوری را می توان در پلاک دندانی یافت و روش PCR Reamplification می تواند به عنوان روش حساستری برای تشخیص آن در پلاک دندانی بکار رود. مطالعات بیشتر برای اثبات ارتباط بین وجود هلیکوباکترپیلوری در پلاک دندانی و عود بیماریهای گوارشی لازم می باشد.


مژگان پاک نژاد، امیررضا رکن، حسن سمیاری،
دوره 14، شماره 3 - ( 6-1380 )
چکیده

EMD فعال کننده ساخت سمنتوم، لیگامان پریودنتال و استخوان در مرحله تکامل فولیکول دندانی است. بررسیهای هیستولوژیک نشان داده اند که کاربرد EMD موجب افزایش تشکیل سمان بدون سلول می گردد. سمان بدون سلول با الیاف خارجی، به خوبی با عاج زیرین اتصال پیدا می کند. به نظر می رسد که EMD برای سلول ها به عنوان ماتریکس عمل می کند و موجب فراهم شدن محیطی مناسب برای تکثیر و تمایز سلولها جهت بازسازی بافت می گردد. هدف از این مطالعه بررسی هیستولوژیک اثربخشی EMD) Enamel Matrix Derivative) یا پروتئین ماتریکس مینا در روند Regeneration ضایعات پریودنتال می باشد. دراین تحقیق EMD در Surgical Defect دندانهای پرمولر چهار گوسفند بالغ مورد استفاده قرار گرفت؛ بدین منظور فلپ موکوپریوستیال در سمت باکال دندانها انجام شد. صفحه استخوانی باکال از مزیال تا دیستال و تا عمق 4 میلیمتر برداشته شد. پس از تراشیدن سمان ریشه با فرز و سپس اچینگ آن، از ماده EMD بر روی عاج اکسپوز استفاده گردید و فلپ بخیه شد. در سمت قرینه دندانهای مذکور که به عنوان کنترل در نظر گرفته شد، همین عملیات ولی بدون اچینگ و استفاده از EMD انجام شد. پس از حدود 100 روز گوسفندها کشته شدند و آزمایشات هیستولوژیک به وسیله میکروسکوپ نوری روی Block Section محدوده ای که تحت عمل جراحی قرار گرفت، انجام شد. نتایج نشان داد که در سمت تست بازسازی سمنتوم حدود 62.5% و بازسازی استخوان حدود 50-42.5% انجام شده بود؛ در حالی که در سمت کنترل بازسازی سمنتوم حدود 37.5% و بازسازی استخوان حدود 42.5%-32.5% بود؛ همچنین میزان مهاجرت اپیکالی جانکشنال اپی تلیوم در سمت کنترل حدود 10-8% بیشتر از سمت تست بود. نکته مهم این است که در سمت تست سمان جدید کاملا به عاج زیرش چسبیده بود ولی در سمت کنترل یک شکاف (Gap) بین سمان تازه و عاج زیرین دیده می شد. این نتایج بیانگر بهبودی وضعیت Regeneration در سمت تست به دنبال کاربرد EMD می باشد و به نظر می رسد استفاده از این ماده شروع موفقی در درمانهای رژنراتیو ضایعات پریودنتالی باشد.


فاطمه ملک نژاد، علی اکبر حسینی، مرجانه قوام نصیری، تقی سالاری،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

مواد ترمیمی کامپوزیتی که امروزه به عنوان مواد ترمیمی همرنگ موارد استفاده فراوانی یافته اند، دارای مزایا و معایبی هستند. از جمله این معایب انقباض ناشی از پلیمریزاسیون کامپوزیت رزین است که قدرت باند کامپوزیت و عاج را تحت تاثیر قرار می دهد که سعی شده است این نقیصه با استفاده از انواع سیستمهای باندینگ برطرف گردد. هدف از این بررسی آزمایشگاهی، ارزیابی استحکام باند دو سیستم چسبنده عاجی چند مرحله ای SBMP) Scotch Bond Multi Purpose) و تک مرحله ای Excite توسط دو نوع کامپوزیت ایده آل ماکو و تتریک بود. تعداد 60 دندان مولر انسانی سالم و بدون پوسیدگی انتخاب شدند. ابتدا دندانها دبریدمان و با رزین آکریلیک در مولد مانت گردیدند؛ سپس توسط فرز الماسی مینای سطح باکال حذف گردید و 1 میلیمتر از سطح عاج نیز برداشته شد تا یک سطح صاف برای آزمایش فراهم گردد؛ سپس دندانها به دو گروه 30 عددی براساس دو نوع چسبنده عاجی تقسیم شدند و طبق دستور کارخانه سازنده از آنها در سطح عاج اکسپوز، استفاده گردید؛ سپس هر گروه به دو زیر گروه 15 عددی براساس نوع کامپوزیت تقسیم گردید و استوانه هایی از کامپوزیت مورد نظر به سطح عاج چسبانده و به مدت 80 ثانیه Cure شد. از نمونه ها به مدت 24 ساعت در محیط 37 درجه سانتیگراد و رطوبت 100% نگهداری شد و سپس توسط کراس هد تیغه ای با سرعت mm/min 2 استحکام باند اندازه گیری گردید. نتایج آنالیز واریانس و تست دانکن با احتمال 95% نشان داد که از نظر آماری دو عامل نوع ادهزیو و کامپوزیت در استحکام باند تاثیر متقابل دارند. قدرت باند دو نوع کامپوزیت با ادهزیوهای یکسان اختلاف معنی داری نداشت و در مقایسه دو نوع ادهزیو با هر یک از کامپوزیتها مشخص شد که استحکام باند کامپوزیت تتریک با (Excite (28.39 بیشتر از SBMP می باشد (17.98 مگاپاسکال)؛ همچنین بین چهار گروه آزمایشی اختلاف در قدرت باند فقط بین گروههای ترمیم شده توسط تتریک به همراه Excite با تتریک به همراه SBMP بود. این مطالعه نشان داد که قدرت باند کامپوزیت به عاج، تحت تاثیر وجود ماده چسبنده عاجی، نوع کامپوزیت و ساختمان عاج می باشد و چنانچه از کامپوزیت و ماده باندینگ عاجی هم خانواده استفاده شود، قدرت باند بالاتری به دست خواهد آمد.


مژگان پاک نژاد، اصغر میرعمادی، مجتبی طباطبایی یزدی، مهدی خداداد مترجمی،
دوره 16، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده

بیان مساله: ارتباط میان سطح فعالیت آنزیم های آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) و آلکالین فسفاتاز (ALP) در مایع شیار لثه (GCF) با التهاب و از دست رفتن چسبندگی پریودنتال به اثبات رسیده است؛ اما در مورد ایمپلنت مطالعات انجام شده کافی نمی باشد. هدف: این مطالعه با هدف بررسی وجود و سطح فعالیت AST و ALP و ارتباط آنها با عمق پاکت انجام شد؛ همچنین خونریزی در مایع شیار اطراف ایمپلنت های دندانی به منظور بررسی امکان استفاده از آنها به عنوان یک شاخص کمک تشخیصی در درمان ایمپلنت مورد بررسی قرار گرفت.

روش بررسی: در این تحقیق 41 ایمپلنت دندانی (گروه مورد) و 41 دندان قرینه آنها (گروه شاهد) در 21 بیمار مورد بررسی قرار گرفت. در جلسه اول اطلاعات کلی مربوط به ایمپلنت ها، میزان عمق پاکت، ایندکس تغییر یافته خونریزی (msBI) و ایندکس تغییر یافته پلاک (mPI) ثبت شد. در جلسه دوم از مایع شیار لثه دندان و مایع شیار اطراف ایمپلنت نمونه گیری شد. فعالیت AST و ALP با استفاده از اسپکتروفتومتر مورد سنجش قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای t و Mann-Whitney و برای بررسی همبستگی از ضریب همبستگی پیرسون اسپیرمن استفاده شد.

یافته ها: فعالیت AST بین دو گروه اختلاف معنی داری را نشان داد (P<0.001)؛ میانگین فعالیت آنزیم ALP نیز در گروه مورد بیش از شاهد بود ولی این اختلاف معنی دار نبود. پس از حذف اثر متغیرهای مخدوش کننده، میانگین AST در گروه مورد 54.6 با خطای معیار 2.3 و در گروه شاهد 44.8 با خطای معیار 2.3 حاصل شد (P=0.004). میانگین ALP نیز به ترتیب در گروه مورد 36.6 با خطای معیار 2.2 و در گروه شاهد 35.4 با خطای معیار 2.2 به دست آمد (P=0.4)؛ AST و ALP با سایر شاخصهای کلینیکی مثل PD و mSBI ارتباط مستقیمی داشت که در گروه مورد این رابطه معنی دار بود.

نتیجه گیری: براساس یافته های این مطالعه، آنالیز مایع شیار اطراف ایمپلنت می تواند به عنوان یک روش تشخیصی مناسب در ارزیابی موفقیت ایمپلنت های دندانی بکار گرفته شود.


مرجانه قوام نصیری، فاطمه ملک نژاد، آرمیتا روحانی، مجید اکبری،
دوره 16، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده

بیان مساله: در زمینه ایجاد تطابق کامل بین دندان و آمالگام تلاشهای زیادی انجام شده است. هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی ریزنشت و فاصله ترمیم های آمالگام با استفاده از مواد چسبنده عاجی Syntac و One Coat Bond و Excite به عنوان لاینر در زیر آمالگام انجام شد.
 روش بررسی: تعداد 144 عدد دندان کانین انسانی سالم انتخاب و سپس در آنها حفره های کلاس 5 با لبه مینایی و عاجی تهیه شد؛ از مواد چسبنده عاجی Syntac و One Coat Bond و Excite طبق دستور کارخانه سازنده به عنوان لاینر استفاده گردید. جهت ترمیم از آمالگام های Oralloy و Cinalloy بدون فاز گاما 2 پرمس اسفریکال و Aristaloy بدون فاز گاما 2 Amixed استفاده گردید. از لاینر Copalite در گروه کنترل استفاده شد. بعد از 30 روز نگهداری در بزاق مصنوعی در 37 درجه سانتیگراد، نمونه ها به میزان 4000 مرتبه سیکل حرارتی شد. میزان ریزنشت توسط نفوذ رنگ فوشین بازی ارزیابی سپس طبقه بندی شد. میزان فاصله با میکروسکوپ الکترونی بررسی گردید. برای تحلیل نتایج از آزمونهای آماری پیرسون و X² استفاده شد.
یافته ها: هیچ کدام از سیستم های ادهزیو حذف کامل ریزنشت را نشان ندادند. بین فاصله و ریزنشت ارتباط مثبت وجود داشت (P<0.05)؛ همچنین بین لاینرها از نظر میزان فاصله و ریزنشت اختلاف معنی داری (P<0.05) وجود داشت. One Coat Bond و Syntac کمترین میزان ریزنشت را نسبت به دیگر گروهها نشان دادند. عرض فاصله توسط One Coat Bond و Syntac به ترتیب 0.35 و 0.3 میکرون در عاج و 0.2 و 0.1 میکرون در مینا بود. عرض فاصله توسط Excite و Copalite به ترتیب 1.3 و 1.36 میکرون در عاج و 0.3 و 0.6 در مینا بود. نوع آمالگام بر ریزنشت و فاصله تاثیر معنی داری نداشت (P>0.05).
نتیجه گیری: One Coat Bond و Syntac میزان نشت کمتر و فاصله کمتری را نسبت به Excite و Copalite نشان دادند.

امیررضا رکن، مژگان پاک نژاد، بهنام اسلامی، ابوالفضل صفیری،
دوره 16، شماره 3 - ( 2-1382 )
چکیده


علی‌اکبر خوشخونژاد، رویا شریعتمداری احمدی ، بهروز جنت،
دوره 16، شماره 3 - ( 2-1382 )
چکیده

 



صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb