جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای گلستان

علویه وحید، شاهین نوروزی، بنفشه گلستان ،
دوره 18، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: حفظ انحنای کانال ضمن آماده‌نمودن آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در درمانهای اندودنتیک همیشه تلاش می‌شود که شکل نهایی کانال تغییر نکند و کاملاً دربرگیرنده شکل اولیه آن باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان حفظ انحنای کانال در ریشه‌های داندنهای مولراول بالا و پایین، در موارد درمان ریشه‌شده و ارزیابی روش step- back به عنوان روش کلاسیک در آماده‌سازی این دندانها انجام شد.
روش بررسی: طی یک بررسی گذشته‌نگر، 400 پرونده‌ از 1582 پرونده مربوط به دندانهای مولر اول پایین و بالا بایگانی‌شده در بخش اندودنتیکس که در بین سالهای 1378-1382 مورد درمان ریشه قرار گرفته بودند، به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب و با ارزیابی چهار مشاهده‌گر (از اساتید بخش) مورد بازبینی قرار گرفتند. برای اطمینان از همخوانی نظرات مشاهده‌گرها از آزمون reliability استفاده شد و ضریب Kappa بیشتر از 8/0 به دست آمد. از بین 400 پرونده، 152 پرونده مربوط به مولر اول بالا و 248 پرونده باقیمانده مربوط به مولر اول پایین بودند؛ همچنین تعاریف جامعی از خطاهای حین درمان شامل ایجاد پله، جابه‌جایی فورامن اپیکال، zipping و stripping تهیه و به همراه فرم پرسشنامه به مشاهد‌ه‌گران تحویل شد تا نتایج یکسانی از مطالعه به دست آید؛ سپس پرسشنامه‌ها جمع‌آوری و داده‌ها با استفاده از برنامه آماری EPI6 و آزمونهای آماری Fisher و Chi-Square با سطح معنی‌داری 05/0P< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: میزان حفظ انحنای کانال در ریشه مزیال مولر اول پایین 5/38% و در ریشه مزیوباکال مولر اول بالا 6/47% بود؛ همچنین شیوع ایجاد پله، جابه‌جایی فورامن اپیکال، zipping و stripping به ترتیب در ریشه مزیال مولر اول پایین 33%، 1/26%، 8/1% و 1/4% و در ریشه مزیوباکال مولر اول بالا به ترتیب 27%، 19%، 2/3% و 2/3% بود.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشانگر چگونگی عملکرد پنج سال اخیر دانشجویان با توجه به معیارهای پذیرفته‌شده و نیز رخداد بالای خطاهایی نظیر ایجاد پله و ترانسپورتیشن در ریشه‌های دارای انحنا با استفاده از روش step- back است و لزوم استفاده از روشهای مؤثرتر در حفظ انحنای کانال محسوس می‌باشد.


سعید بیات موحد، یدالله سلیمانی شایسته، هومن مهریزی، شرمین رضایی، منصوره محمدی، کبری بامداد مهربانی، معصومه کوه‌کن، بنفشه گلستان،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1386 )
چکیده

زمینه و هدف:  چی‌کونگ از ورزش‌های باستانی چینی است که شامل مدیتیشن، حرکات آرام بدنی و تنفس می‌شود. از طرفی بزاق به عنوان یکی از مایعات ترشحی بدن، علاوه بر آن که از سدهای دفاعی بدن به شمار رفته و دارای ترکیبات دفاعی مؤثری می‌باشد، برای حفظ سلامت ساختارهای مختلف داخل دهان و کاهش پوسیدگی‌ها ضروری است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر انجام حرکات چی‌کونگ بر میزان ترشح بزاق، pH بزاق و SIgA آن انجام شد.
روش بررسی: 23 نفر انسان سالم 20- 24 سال در این مطالعه مداخله‌ای قبل و بعد شرکت کردند. این افراد با هدف افزایش انرژی شش‌ها و کلیه‌ها به دت 6 ماه از ابتدای پاییز 1383 تا انتهای زمستان 1384 تحت نظر مربی مجرب به انجام حرکات چی‌کونگ به مدت 30 دقیقه در روز پرداختند. بزاق غیرتحریکی افراد در 2 مرحله، یکی قبل از شروع انجام حرکات (بهار 1383) و دیگری بعد از انجام حرکات (بهار 1384) هر هفته در روزهای سه‌شنبه جمع‌آوری شد. همچنین pH بزاق هر هفته هم‌زمان با اندازه‌گیری مقدار بزاق غیرتحریکی، اندازه‌گیری شد. مقدار SIgA بزاق نیز براساس اندازه‌گیری مقدار آن در آخرین مرحله جمع‌آوری بزاق غیرتحریکی با استفاده از روش Elisa در انتهای هر دو بهار سنجیده شد.
یافته‌ها: براساس نتایج مطالعه حاضر، اختلاف معنی‌دار بین مقدار بزاق و مقدار SIgA بزاق در قبل و بعد از انجام حرکات چی‌کونگ دیده شد (01/0P<)، ولی بین مقدار pH بزاق در قبل و بعد از انجام حرکات چی‌کونگ اختلاف معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: این نتایج نشان داد که انجام حرکات چی‌کونگ به مدت 6 ماه موجب افزایش مقدار بزاق غیرتحریکی و مقدار SIgA بزاق می‌شود.


طاهره حسین‌زاده نیک، مریم حبیبی، بنفشه گلستان، حمیدرضا باریکانی،
دوره 20، شماره 4 - ( 11-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: chin cup به عنوان یک وسیله ارتوپدیک در درمان بیماران Cl III اسکلتی به کار می‌رود. میزان حرکت چانه به سمت جلو و تغییرات استخوانی این ناحیه در بهبود نمای صورتی بیماران Cl III اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه تعیین میزان تغییرات مورفولوژیک سمفیز به دنبال درمان با chin cup در بیماران Cl III اسکلتی می‌باشد.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی به منظور ارزیابی تاثیر chin cup بر روی مورفولوژی سمفیز،  بر روی 14 بیمار Cl III اسکلتی  تحت درمان با chin cup انجام شد و در کل 28 سفالومتری قبل و بعد از درمان این بیماران مورد بررسی قرار گرفت. 7 شاخص جهت توصیف مندیبل و رابطه آن با سمفیز در حین درمان، توسط آنالیز Ricketts تعیین شد و 4 شاخص دیگر که سمفیز را به تنهایی در نظر می‌گرفت اندازه‌گیری و آنالیز آماری شد. کلیه متغیرها قبل و بعد از درمان توسط paired t test مقایسه شدند و جهت بررسی میزان همبستگی بین متغیرها از ضریب همبستگی Pearson استفاده شد. در این مطالعه سطح معنی‌داری a برابر 05/0 درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: نتایج حاصل از این آنالیز داده‌ها نشان داد که ارتفاع سمفیز پس از درمان افزایش ‌یافت (02/0=P)، عمق سمفیز پس از درمان کاهش می‌یافت (04/0=P) و چرخش سمفیز در جهت پایین و عقب بود.

نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق بیانگر این است که در بیماران Cl III که از نظر اسکلتی مبتلا به پروگناتیسم مندیبل می‌باشند، با استفاده از chin cup تغییراتی در مورفولوژی سمفیز در جهت عرضی ایجاد می‌شود که در بهبود پروفایل بیماران موثر می‌باشد. همچنین در بیمارانی که مشکل افزایش رشد ورتیکالی نداشته باشند، تغییرات عمودی سمفیز متعاقب درمان با این وسیله مطلوب است. در ضمن علاوه بر سمفیز، مندیبل و راموس هم تغییرات ابعادی در جهت پایین و عقب دارند.


جلیل مومن بیت‌‌الهی، مهناز صاحب جمعی، آرش معنوی، ترانه فرخ‌نیا، علیرضا ظهیرالدین، بنفشه گلستان،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم اختلال عمل دردناک عضلات جونده (MPDS) یکی از شایع‌ترین اختلالات ناحیه صورتی است که بسیاری از بیماران از درد، حساسیت به لمس یک یا چند عضله جونده و محدودیت حرکت رنج می‌برند. فاکتورهای روانی- اجتماعی نقش مهمی در روند بیماری ایفا می‌کنند. اضطراب و افسردگی با افزایش کشش عضله می‌توانند اختلال عمل دردناک عضلانی ایجاد کنند. همچنین می‌توانند به همراه بیماری و یا در نتیجه درد مزمن و ناتوانی بارز شوند. با وجود درمان‌های متعدد برای این سندرم اولویت با درمانی است که با حداقل تهاجم و آسیب و با در نظر گرفتن مشکلات زیر بنایی باشد. آرامش‌سازی پیش‌رونده عضلانی PMR)) بطور عمده در درمان اضطراب و افسردگی بکار می‌رود. در این روش فرد می‌تواند با انقباض و رها کردن عضلات و بر مبنای ایجاد تمایز بین این دو احساس ضمن از بین بردن انقباض‌های عضلانی آرامش عمیقی را تجربه کند. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر Progressive Muscle Relaxation در بهبود علائم بالینی مبتلایان به MPDS بود.

روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی - بالینی، قبل و بعد، 33 بیمار مبتلا به MPDS)) که اضطراب و یا افسردگی خفیف (بر اساس آزمون بک) داشتند با PMR به مدت 1 ماه درمان شدند. پیگیری دو ماهه پس از درمان انجام شد. در تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های paired t-test/wilcoxon-sign-rank test/Shapiro-wilks استفاده شد.

یافته‌ها: شدت درد، حساسیت به لمس عضلات جونده، حداکثر باز شدگی دهان با درد و بدون درد، اضطراب و افسردگی پس از درمان نسبت به قبل بهبودی معنی‌داری نشان داد (001/0>p).

نتیجه‌گیری: آرامش‌سازی پیش‌رونده عضلانی در بهبود علائم و نشانه‌های مبتلایان به MPDS مؤثر است. بنابراین وضعیت روانشناختی باید در طرح درمان این بیماران در نظر گرفته شود.


مهوش موسوی، علی‌اکبر خوشخونژاد، بنفشه گلستان، بهاره بیک‌زاده، عبدالرضا محمدنیا، روزبه صدری منش، نغمه بهرامی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: ترشح آنتی‌بادی یک جنبه مهم در پاسخ میزبان به التهاب انساج پریودونشیم است. فاکتورهای متعددی از جمله سیگار، سن و فلور میکروبی زیر لثه در ایجاد پریودنتیت و ایجاد محصولات آنتی‌بادی نقش دارند. هدف مطالعه حاضر مشخص کردن ایمنوگلوبولین‌ها (IgG1, IgG2) در افراد مبتلا به Periodontitis در مقابل گروه کنترل، و بررسی رابطه این نوع از ایمونوگلوبولین‌ها با سیگار، سن و جنس افراد مورد مطالعه است.

روش بررسی: در این مطالعه افراد مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، 36 بیمار با پریودنتیت شدید، 39 بیمار با پریودنتیت متوسط و 40 نفر تحت عنوان گروه کنترل که هیچگونه مشکل پریودنتال نداشتند، انتخاب شدند. همچنین 21 بیمار دچار پریودنتیت مهاجم و 54 نفر پریودنتیت مزمن بودند. میزانIgG1  و IgG2 در این بیماران اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: گروه بیماران در مقایسه با گروه کنترل سطح سرمی بالاتری از ایمونوگلوبولین‌ها را نشان دادند. در مورد میزانIgG1 بین گروه Moderate و Severe وهمچنین بین گروه‌هایaggressive  و chronic اختلاف آماری معنی‌داری دیده نشد (001/0>p)، اما میزان IgG2به صورت معنی‌داری بین همه گروه‌های مورد مطالعه اختلاف داشت. سیگار نیز به وضوح باعث کاهش میزانIgG1  و  IgG2در گروه‌های مورد مطالعه شده بود.

نتیجه‌گیری: بیماران سیگاری حتی افراد گروه کنترل که سیگار می‌کشیدند درمقایسه با افراد غیر سیگاری میزان کمتری از IgG2 داشتند.


فریده حقیقتی، مهوش موسوی جزی، بنفشه گلستان، هما کاشانی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: دانش در مورد ارتباط بین سیگار کشیدن و تحلیل عمودی استخوان آلوئل مختصر است. شواهد مهمی‌اثرات زیان‌آور سیگار را بر روی نسوج پریودنتال و استخوان آلوئول نشان می‌دهد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین مصرف سیگار و شیوع و شدت ضایعات عمودی استخوان آلوئل انجام گرفت.
روش بررسی: روش مطالعه به صورت مورد- شاهدی بود. 71 نفر با ضایعات زاویه‌دار استخوان (مورد) و 69 نفر بدون ضایعات زاویه‌دار استخوان (شاهد) در محدوده سنی 18 تا 70 سال، با مشاهده رادیوگرافی، معاینه و تکمیل پرسشنامه انتخاب شدند. ضایعه عمودی استخوان به عنوان تحلیل استخوان بین دندانی به میزان 2 میلی‌متر یا بیشتر تعریف شد که زاویه مشخصی به طرف مزیال یا دیستال ریشه داشته باشد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین سنی افراد مورد بررسی 14/37 و انحراف معیار آن 72/12 بود. در افراد با ضایعات زاویه‌دار استخوانی، 1/21 درصد سیگاری سبک و
4/25 درصد سیگاری متوسط - سنگین بودند. بین شرایط استعمال سیگار و شانس انتلا به ضایعات زاویه‌دار استخوان در بین افراد سیگاری و غیرسیگاری اختلاف آماری معنی‌داری وجود دارد (001/0P=). در مطالعه هم زمان متغیرها رابطه معنی‌داری میان مسواک زدن، سن و وضعیت سیگار کشیدن با شانس ابتلا به ضایعات زاویه‌دار استخوانی نتیجه شد اما جنس مرتبط نبود. به طوری که با کنترل سایر متغیرها شانس ابتلا به ضایعات پریودنتال و تحلیل عمودی استخوان آلوئول در بین سیگاری‌های سبک و متوسط- سنگین بیشتر از غیر سیگاری‌ها بود (به ترتیب OR تعدیل شده = 17/4 و OR تعدیل شده = 87/3).
نتیجه‌گیری: این مشاهدات پیشنهاد می‌کند که سیگار با افزایش شیوع و شدت ضایعات عمودی استخوان ارتباط دارد. سیگار یک عامل خطر بالقوه برای از دست رفتن نسج استخوانی پریودنتال در نظر گرفته می‌شود.


احمد جعفری، مصطفی امیر سلطانی، بنفشه گلستان، نغمه بهرامی،
دوره 23، شماره 4 - ( 11-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: اجرای فیشور سیلنت تراپی برای کودکان دبستانی از برنامه‌های ملی ایران می‌باشد. لذا نیاز است تا اطلاعات و نگرش والدین نسبت به فیشور سیلنت تراپی ارزیابی گردد تا با ارتقاء آن گامی ‌در راستای اجرای بهتر برنامه برداشته شود.
روش بررسی: در این تحقیق که مطالعه‌ای مقطعی و توصیفی- تحلیلی بود، کودکان در تهران جهت بررسی به صورت تصادفی، خوشه‌ای انتخاب شدند. اطلاعات کلی و آگاهی، نگرش و عملکرد والدین از طریق پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. کودکان نیز از بابت دارا بودن فیشور سیلنت مورد معاینه قرار گرفتند. پس از جمع‌آوری داده‌ها، با آزمون‌های آماری آزمون‌های ناپارامتری کای- دو و کروس- کالوالیس بر حسب متغیرها، رگرسیون لجستیک چندگانه تحلیل شد.
یافته‌ها: 414 دانش آموز پسر و والدین آنها در این تحقیق شرکت نمودند. 6/57% والدین می‌دانستند که سیلنت از پوسیدگی دندان پیشگیری می‌کند. 5/44% از آنان، سیلنت را در پیشگیری از پوسیدگی مهم ارزیابی کردند. اما تنها 9/8% کودکان دارای سیلنت بودند. آگاهی نسبت به فیشورسیلنت به طور معنی‌داری با منبع کسب اطلاعات و آموزش بهداشت رابطه داشت. عواملی چون مراجعات منظم به دندانپزشک و تحصیلات دانشگاهی در افزایش آگاهی درباره سیلنت مؤثر بود. رابطه معنی‌داری بین آگاهی و عملکرد والدین به سیلنت با آموزش بهداشت، دفعات و زمان مراجعه به دندانپزشک، مشاهده شد (001/0P<). آموزش بهداشت والدین، به طور معنی‌داری در بهره‌مندی کودک از سیلنت مؤثر بود.
نتیجه‌گیری: مراجعات منظم به دندانپزشکی و آموزش بهداشت نقش مثبت در افزایش آگاهی، نگرش و عملکرد والدین دارد. والدین باید به مراجعه منظم به دندانپزشکی تشویق و دندانپزشکان به ارایه آموزش‌های لازم جهت مراجعین ترغیب شوند. مدارس بایستی نقش مهم‌تری در ارتقاء آگاهی والدین ایفا کنند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb