22 نتیجه برای صالح
نادر ابوالفضلی، فریبا صالح صابر، اردشیر لفظی،
دوره 18، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: عرض لثه کراتینیزه از جمله شاخصهای کلینیکی مهم در ارزیابیهای پریودنتال محسوب میشود. نکته اساسی در تعیین عرض لثه مشخصنمودن موقعیت و محل اتصال مخاط آلوئول غیر کراتینیزه با لثه - خطی موسوم به mucogingival junction (MGJ)- میباشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی قابلیت تکرارپذیری سه روش کلینیکی موجود ( روش چشمی، روش فانکشنال و روش رنگآمیزی هیستوکمیکال) به منظور تعیین محل MGJ و در نهایت اندازهگیری عرض لثه کراتینیزه انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش بررسی تستها انجام شد، محل MGJ در 14 بیمار توسط دو معاینهگر مستقل (دندانپزشک) و توسط سه روش چشمی، فانکشنال و رنگآمیزی هیستوکمیکال مشخص گردید؛ نتایج حاصل از نظر قابلیت تکرارپذیری با استفاده از آزمونهای آماری paired t و intra-class correlation coefficient مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفتند. 05/0P< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: در این تحقیق قابلیت تکرارپذیری سه روش رایج به منظور تعیین موقعیت MGJ (روشهای چشمی، فانکشنال و هیستوکمیکال) میان دو معاینهگر به ترتیب 77/0، 82/0 و 96/0 بود؛ همچنین قابلیت تکرارپذیری سه روش برای معاینهگر اول 83/0 و برای نفر دوم 80/0 مشخص شد. بیشترین قابلیت تکرارپذیری مربوط به روش رنگآمیزی هیستوکمیکال بود؛ مقایسه اندازهگیریهای انجامشده با سه روش مورد نظر در معاینهگر اول اختلاف معنیداری را نشان نداد؛ در حالی که در اندازهگیریهای انجامشده توسط معاینهگر دوم، روش چشمی با فانکشنال اختلاف معنیداری را نشان دادند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از هر سه روش فوق میتواند با قابلیت تکرارپذیری نسبتاً زیادی موقعیت MGJ را مشخص کند ولی چنانچه نیاز به قابلیت تکرارپذیری بالاتری داشته باشیم، روش رنگآمیزی کمپلکس موکوژنژیوال با محلول ید (روش هیستوکمیکال) توصیه میشود.
یداله سلیمانیشایسته، سید حسین محسنیصالحیمنفرد، سولماز اسکندریون،
دوره 19، شماره 3 - ( 3-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای درمانی رژنریتیو یکی از راههای درمانی ضایعات پریودنتال میباشند که سعی در بازسازی کامل انساج ازدست رفته در اثر بیماریهای پریودنتال را دارند. استفاده از فرآوردههای ماتریکس مینا (Emdogain) امروزه به واسطه تواناییهای خاص این ماده، در بین روشهای رژنریتیو از توجه خاصی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر فرآوردههای ماتریکس مینا و دبریدمان ساده در درمان ضایعات استخوانی دو و سه دیواره پریودنتال انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی (Clinical Trial)، 24 ضایعه استخوانی دو و سه دیواره پریودنتال مشابه با عمق پاکت 5 میلیمتر یا بیشتر و حد چسبندگی کلینیکی 6 میلیمتر یا بیشتر و عمق ضایعه استخوانی 3 میلیمتر یا بیشتر، مورد بررسی قرار گرفت. ضایعات به صورت تصادفی به دو گروه تست و کنترل تقسیم شدند. قبل از درمان، بیماران گروه تست و کنترل از لحاظ Plaque Index، Gingival Index و متغیرهای عمق پاکت، حد چسبندگی کلینیکی و بازسازی استخوانی (Bone level) تفاوت معنیداری نشان ندادند. در گروه کنترل ضایعات با روش دبریدمان ساده و در گروه تست با استفاده از EDTA و فرآوردههای ماتریکس مینا (Emdogain) درمان شدند. یافتههای به دست آمده از اندازهگیریهای متغیرها قبل و بعد از درمان در دو گروه با استفاده از آزمون آماری Greenhouse-Geisser از گروه General Linear Model ارزیابی و میزان تأثیر دو روش با هم مقایسه گردید. 05/0P< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: متوسط تغیرات حاصل در سه متغیر، عمق پاکت (Probing Pocket Depth)، سطح چسبندگی کلینیکی (Clinical Attachment Level) و بازسازی استخوان (Bone Level) در ارزیابیهای 3 و 6 ماه پس از جراحی در گروه تست به صورت معنیداری از گروه کنترل مطلوبتر بود.
نتیجهگیری: استفاده از فرآوردههای ماتریکس مینا به عنوان یک روش مطلوب در درمان ضایعات استخوانی دو و سه دیواره پریودنتال پیشنهاد میشود.
ابراهیم امین صالحی، صفورا امامی اردستانی،
دوره 20، شماره 4 - ( 11-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از پستهای تقویت شده با فایبر در دندانهای درمان ریشه شده به واسطه خواص مطلوب آنها افزایش یافته است. اما مسأله مهم گیر این پستها در داخل ریشه میباشد که با بررسی اثر استفاده از مواد و روشهای مختلف در کیفیت باند میتوان بهترین راه حل را پیشنهاد نمود. هدف این تحقیق ارزیابی تأثیر باندینگهای light-cure و dual-cure بر میزان استحکام باند یک نوع فایبرپست کامپوزیتی در بخشهای مختلف ریشه به روش push-out به صورت آزمایشگاهی میباشد.روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، 20 دندان اندو شده به صورت تصادفی به 2 گروه 10تایی تقسیم شدند. در گروه اول باندینگ dual-cure، Scotchbond Multi-Purpose Plus (SBMP) (3M ESPE/USA) و در گروه دوم باندینگ light-cure، Single Bond (SB) (3M-ESPE/USA) طبق دستور کـارخانه سازنده به کار برده شد. از سیمان رزینی Rely X ARC (3M ESPE/USA) داخل کانالها استفاده و پست Glassix (Harald.Nordin SA/Switzerland) جایگذاری شد. 8 میلیمتر کرونالی هر پست سیمان شده در کانال ریشه به وسیله دیسک الماسی به قطر 1/0 میلیمتر به 3 قسمت مساوی تقسیم شد و قطعات توسط کاغذ سمباده نرم خیس پرداخت شدند و به ضخامت 2 میلیمتر رسیدند. سپس نیرو در دستگاه Zwick از سمت اپیکال با سرعت mm/min1 تــا زمـان تغییر مکان پست وارد شد. برای آنالیز دادهها از آزمونهای آماری one-sample Kolmogorov-Smirnov، ANOVA و T-test استفاده و 05/0 P<به عنوان سطح معنیداری درنظر گرفته شد.
یافتهها: اختلاف معنیدار بین دو باندینگ در ناحیه میانی مشاهده شد که در گروه SBMP میزان استحکام باند بیشتر بود )02/0(P=. در گروه SB میزان استحکام باند در ناحیه تاجی بیشتر از نواحی میانی و انتهایی بود )05/0(P<، در حالیکه دو ناحیه اخیر با هم اختلاف معنیداری نداشتند )05/0(P>. در گروه SBMP نیز میزان استحکام باند در سه ناحیه مختلف ریشه با هم تفاوت معنیداری نداشتند) 117/0(P=.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه در مطالعه حاضر میزان استحکام باند در نواحی مختلف ریشه در صورت استفاده از باندینگ dual-cure یکنواختتر و در نواحی میانی و انتهایی بیشتر از باندینگ light-cure بود میتوان استفاده از باندینگ dual-cure جهت سیمان کردن پستهای کامپوزیتی در داخل کانال ریشه را توصیه نمود.
ابراهیم امین صالحی، علی رجایی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: پرسلن لامینیت ونیر به جهت برداشت کم و زیبایی پایدار یکی از ترمیمهایی است که امروزه نقش مهمی در زمینه دندانپزشکی زیبایی پیدا کرده است. به جهت اینکه شکستگی یکی از عوامل مهم در لامینتهای پرسلن میباشد طرح مناسب تراش دندان نقش مهمی در مقاومت به شکست پرسلن لامینیت ونیر دارد. هدف این بررسی تأثیر دو نوع تراش در مقاومت به شکست پرسلن لامینیت ونیر در مقابل نیروهای متناوب (cyclic loads) است.
روش بررسی: در این مطالعه ۳۰ دندان ثنایای مندیبل انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شد گروه اول گروه کنترل بود.گروه دوم، گروه تراش Window بود که دندانها ۳/۰ میلیمتر در سرویکال، ۵/۰ میلیمتر در ناحیه میانی و ۰/۷ میلیمتر در انسیزال تراش داده شد. گروه سوم گروه Incisal lap بود که علاوه بر تراش فوق، ۲ میلیمتر لبه انسیزال کوتاه شد. سپس ۲۰ ونیر با پرسلن فلدسپاتیک آماده شد که با سمان دوال کیور چسبانده شدند. نمونهها در معرض نیروهای cyclic (۷۲۰۰۰۰سیکل، فرکانس Hz٣/۱، نیروی ۳۰ نیوتن) و ترموسایکلینگ (۵۵-۵ درجه با فاصله زمانی ۶۰ ثانیه، ۵۰۰سیکل) قرار گرفتند. سپس نمونهها در دستگاه Universal testing machine با سرعت mm/min 1تست شدند تا شکست اتفاق افتاد.
یافتهها: ۵ نمونه از گروه Window، یک نمونه از گروه Incisal lap و دو نمونه ازگروه شاهد در طول Cyclic laod دچار شکست شدند. میانگین نیروها تحت دستگاه Universal testing machine (بر حسب مگا پاسکال): گروه Window: ۱۰/۳۹۴ (۹۲/۲۴۸-۳۳/۶۴۱)، گروهIncisal lap: ۴۷/۲۷۳(۴۵/۱۳۵-۸۰/۴۷۹) و گروه کنترل: ۹۶/۷۶۸ (۰۱/۵۶۱- ۱۱۱۵/۰۸). لازم به ذکر است که اعداد داخل پرانتز دامنه دادهها میباشد. جهت تحلیل یافتهها از تستهای آماری، LSD، chi2،ANOVA استفاده شد.
نتیجهگیری: تفاوت آماری بین گروهها معنیدار بود. تحت نیروهای ممتد مقاومت به شکست گروه شاهد بیشتر از گروه Window و Incisal lap و همچنین گروه Window از گروه Incisal lap بیشتر بود. قبل از اینکه نمونهها تحت فشارهای ممتد زیر دستگاه Universal testing machine قرار بگیرد نیروهای متناوب به آنها وارد و مشخص شد که تراش lap Incisal نسبت به تراش window دارای مقاومت بیشتری برابر شکستگی ناشی از خستگی میباشد.
پریسا صالحی، حمید رضا پاکشیر، علی نورافشان، نوید ناصری،
دوره 22، شماره 1 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان آسیب به مینای دندان پس از اتمام درمان ارتودنسی تحت تأثیر مقدار ادهزیو باقیمانده بر سطح دندان میباشد. بنابراین بررسی عوامل تأثیر گذار بر میزان ادهزیو باقیمانده مانند نوع وسیله دی باندینگ و نوع رزین ضروری است هدف مطالعه حاضر بررسی نقش نوع رزین و روشهای مختلف
دی باندینگ در میزان ادهزیو باقیمانده بر سطح مینای دندان توسط یک روش جدید میباشد.
روش بررسی: در این بررسی که بصورت مداخلهای و در محیط آزمایشگاهی انجام گرفت، تعداد 120 دندان پره مولر به بصورت تصادفی در چهار گروه 30 تایی قرار گرفتند. براکتهای فلزی استاندارد اج وایز با استفاده از دو کامپوزیت self cure دو خمیری Concise (در گروههای اول و دوم) و تک خمیری Unite (در گروههای سوم و چهارم) به دندانها باند شدند. دی باندینگ در گروههای اول و سوم توسط پلایر LODI و در گروههای دوم و چهارم به کمک پلایر دی باندینگ دنتاروم انجام شد. پس از دی باندینگ درصد ادهزیو باقیمانده توسط برنامه نرمافزاری stereolith (version 1) محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از تستهای آماری One-way ANOVA و به دنبال آن آزمون مقایسه چندگانهای Tukey استفاده گردید.
یافتهها: گروه چهارم (کامپوزیت Unite و پلایر دیباندینگ دنتاروم) دارای کمترین مقدار ادهزیو باقیمانده بر روی دندان و بیشترین مقدار آن بر روی قاعده براکت بوده و اختلاف آن با سه گروه دیگر معنیدار میباشد (01/0>p).
نتیجهگیری: اعمال نیروی shear-peel توسط پلایر دی باندینگ دنتاروم در طی دی باندینگ بویژه در هنگام استفاده با کامپوزیت Unite باعث کاهش مقدار ادهزیو باقیمانده بر روی مینای دندان گردید.
حمید کرمانشاه، صدیقه السادات هاشمی کمانگر، سکینه آرامی، اکبر میرصالحیان، محمد کمالی نژاد، مهرداد کریمی، فرشته جبل عاملی،
دوره 22، شماره 2 - ( 8-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به شیوع زیاد پوسیدگی دندان با ماهیت میکروبی و صرف هزینههای هنگفت درمانی بویژه در گروههای پرخطر مانند افراد دچار خشکی دهان، پیشگیری و کنترل آن بسیار حیاتی است. از طرفی بدلیل اقبال جامعه جهانی و کشورمان به درمانهای سنتی و لزوم استخراج دارو از مواد طبیعی و گیاهان دارویی، در این مطالعه اثر آنتی باکتریال عصاره 2 گیاه مریم گلی (Salvia officinalis) و انیسون (Pimpinella anisum)که در متون طب سنتی از موارد پرکاربرد در درمان بیماریهای دهان و دندان هستند، بر باکتریهای عامل پوسیدگی دندان بصورت in vitro بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی از دو گیاه مریم گلی (Salvia officinalis) و انیسون(Pimpinella anisum) به روش maceration عصاره هیدروالکلی تهیه شد و اثر آنتی باکتریال آنها به روش broth macrodilution بر روی باکتریهای Lactobacillus rhamnosus, Streptococcus mutans و Actinomyces viscosus ارزیابی شد. نتایج توسط آزمون Mann-Whitney آنالیز و مقایسه شدند.
یافتهها: میزان حداقل غلظت بازدارندگی عصاره هیدروالکلی مریم گلی و انیسوم برای استرپتوکوک موتان به ترتیب µg/ml 25/6 و µg/ml 5/12 و برای لاکتوباسیل به ترتیب µg/ml 56/1 و µg/ml 5/12 و برای اکتینومیسس ویسکوز به ترتیب µg/ml 5/12 و µg/ml 50 به دست آمد.
نتیجهگیری: روش broth macrodilution نشان داد هر 2 عصاره مریم گلی و انیسون بر هر 3 گونه باکتری اثر بازدارندگی رشد داشتند که این اثر برای مریم گلی به طرز معنیداری بیشتر از انیسون بود و در محدوده غلظتی مورد بررسی هر 2 عصاره بر هر 3 باکتری اثر باکتریسیدال هم داشتند.
پریسا صالحی، سید محمد مهدی رویینپیکر، مریم داوری، زهرا امامی، هومن ظریف نجفی،
دوره 23، شماره 2 - ( 8-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجایی که اندازه دندانها در ارتباط با نژاد میباشد، به نظر میرسد اطلاعات آماری اندازه دندانهای جامعهای که در آن درمانهای ارتودنسی صورت میگیرد اهمیت بسیاری دارد. هدف از این مطالعه دستیابی به ارتباط بین عرض مزیودیستال 4 دندان اینسایزور و مولار اول دائمی و دندانهای کانین و پرمولارهای نروییده در دو فک و ارائه معادلاتی جهت پیشگویی عرض کانین و پرمولارهای نروییده بود.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر بر روی 715 کست مطالعه قبل از درمان (526 زن و 189 مرد) بیماران مراجعه کننده به بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی شیراز و مطب خصوصی ارتودنتیستها صورت گرفت. بزرگترین عرض مزیودیستال تمامی دندانها با کولیس دیجیتال با دقت mm 01/0 اندازهگیری گردید و سپس تمامی دادهها توسط نرم افزار SPSS و تستهای آماری Pearson Correlation، Independent T-test، Paired samples T- test و Multiple linear regression مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تخمینهای به دست آمده از معادلات پیشنهادی تاناکا-جانسون (0001/0P=) و جدول مایرز (05/0P=) با مجموع عرض مزیودیستال دندانی در جمعیت جنوب ایران تفاوت معنیداری نشان داد. در نتیجه معادلات رگرسیون جدیدی به تفکیک جنس و فک بر اساس عرض دندانهای اینسایزور و مولارهای اول هر دو فک ارائه گردید. از میان معادلات رگرسیون پیشنهادی بیشترین ضریب تعیین (r2) متعلق به معادله 12 متغیره است که عرض مزیودیستال کانین و پرمولارهای نروییده فک بالا و پایین را بر اساس عرض مزیودیستال تمامی دندانهای اینسایزور و مولارهای اول هر 2 فک پیشگویی میکند. معادله رگرسیون پیشنهادی بر اساس مجموع عرض مزیودیستال تمامی دندانهای اینسایزور و مولار اول هر دو فک جهت تخمین کانین و پرمولارهای نروییده فک بالا 227/4x+177/0 Y= و جهت تخمین کانین و پرمولارهای نروییده فک پایین 730/2x+ 188/0Y= بود که نسبت به معادلات به دست آمده بر اساس دندانهای ثنایا و مولر اول یک فک و دندانهای ثنایا به تنهایی، از ضریب بالاتری برای پیشگویی دندانهای رویش نیافته برخوردار بود.
نتیجهگیری: تخمین تاناکا- جانسون و جدول پیشنهادی مایرز در جمعیت جنوب ایران Overestimate است. به این علت معادلات رگرسیون جدیدی براساس سایز دندانهای ثنایا به تنهایی و دندانهای مولر اول و ثنایا با هم به منظور افزایش دقت در آنالیز فضا در هر 2 فک پیشنهاد میگردد.
هومن ظریف نجفی، مرتضی عشاق، پریسا صالحی، حمید کشاورز،
دوره 27، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: همکاری بیماران ارتودنسی نقش تعیین کنندهای در نتیجه درمان دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی ارتباط همکاری بیماران طی درمان ارتودنسی با متغیرهایی از قبیل سن، جنس، محل زندگی، مدت درمان و ناراحتیهای فانکشنال و اجتماعی ایجاد شده حین درمان بود.
روش بررسی: نمونه آماری شامل 100 بیمار ارتودنسی (36 نفر مرد و 64 نفر زن) با دامنه سنی 35-13 سال (میانگین سنی 69/1 ± 57/22) بود. مشخصات دموگرافیک، مدت درمان و مشکلات فانکشنال و اجتماعی ایجاد شده ناشی از درمان ارتودنسی به وسیله یک پرسشنامه که توسط بیمار یا والدین آنان تکمیل گردید ارزیابی شد. میزان همکاری بیماران به وسیله یک پرسشنامه تغییر یافته ] مقیاس همکاری بیماران ارتودنسی [(OPCS) که توسط یک ارتودنتیست تکمیل گردید ارزیابی شد. از آزمونهای آماری آنالیز واریانس، T-test ، Intraclass correlation coefficient و Pearson correlation برای تجزیه تحلیل دادههای حاصل استفاده شد.
یافتهها: تفاوت آماری معنیداری بین همکاری بیماران مرد و زن (867/0= P ) و همکاری بیماران ساکن مناطق شهری و روستایی وجود نداشت (613/0= P ). مدت درمان و میزان همکاری ارتباط آماری منفی ضعیفی نشان دادند که از نظر آماری معنیدار نبود (155/0-= r و 127/0 P= ). مشکلات فانکشنال- اجتماعی و همکاری بیماران نیز ارتباط آماری منفی ضعیفی نشان دادند که از نظر آماری معنیدار نبود (118/0-= r و 244/0 P= ). همبستگی آماری معنیداری بین همکاری و سن (002/0= r و 988/0 P= )، طول دوره درمان و مشکلات فانکشنال و اجتماعی ناشی از درمان (164/0= r و 105/0 P= ) مشاهده نشد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد همکاری بیماران یک موضوع پیچیده است که نمیتوان به راحتی تنها به وسیله متغیرهایی از قبیل سن، جنس، شرایط زندگی، مدت درمان و مشکلات فانکشنال و اجتماعی آن را پیشبینی کرد.
رزا حقگو، محمد باقر رضوانی، حمیدرضا حقگو، نازیلا عاملی، مهدی صالحی زینآبادی،
دوره 27، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسیدگی دندان، بیماری عفونی واگیرداری است که میتوان با روشهای پیشگیری از بروز عوارض آن جلوگیری نمود. هدف از این مطالعه بررسی مقایسهای اثر خمیر دندان حاوی غلظتهای مختلف نانوهیدروکسی آپاتیت بر رمینرالیزاسیون ضایعات پوسیدگی اولیه بود.
روش بررسی: تاج 9 دندان پرمولر اول سالم به 4 قسمت تقسیم شد . 6 نمونه به عنوان شاهد درنظر گرفته شده و در تمام مدت آزمایش تنها در آب مقطر نگهداری شدند. 30 نمونه باقیمانده در محلول دمینرالیزه کننده به مدت 72 ساعت قرار داده شد. سپس نمونهها به دقت شسته و میکروهاردنس آنها سنجیده شد. به محلول آب مقطر و خمیردندان به ترتیب مقادیر0، 5/0، 1، 2، 5% ذرات نانوهیدروکسی آپاتیت اضافه گردید . نمونهها به صورت تصادفی به 5 گروه 6 تایی تقسیم و هر گروه بعد از دمینرالیزاسیون، به مدت 15 دقیقه در محلول خمیر دندان با غلظت مربوط به آن گروه، 1 ساعت در بزاق مصنوعی و سپس 15 دقیقه در محلول خمیردندان مربوط، غوطهور شد. سپس نمونهها در محلول بزاق مصنوعی نگهداری شدند و این روند به مدت 5 روز تکرار شد. پس از اتمام فرایند رمینرالیزاسیون، میکروهاردنس دندانها سنجیده شده و یافتهها با آزمون آنالیز واریانس اندازههای تکراری (Repeated measure) آنالیز گردید.
یافتهها: میکروهاردنس دندانهای دمینرالیزه شده به دنبال قرار گرفتن در خمیر دندان نانوهیدروکسی آپاتیت افزایش یافت اما این افزایش معنیدار نبود (62/0 P= ).
نتیجهگیری: خمیر دندان نانوهیدروکسی آپاتیت قادر به افزایش میکروهاردنس مینای دندان دایمی میباشد هرچند این افزایش از نظر آماری معنیدار نبود.
فرنا سیار، صالحه مرتضایی،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : روش متداول مکانیکی در کنترل پلاک میکروبی استفاده از مسواک است. با توجه به طرحهای سر مسواکها جهت برداشت بهتر پلاک، هدف این مطالعه مقایسه تأثیر مسواک Cross-action و Between teeth بر میزان پلاک میکروبی و وضعیت لثه در دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی در سال 92-91 بود.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی به صورت Cross over و یک سو کور (Single blind) روی 30 نفر با میانگین سنی (9/0 ± 23) در دو گروه 15 نفری انجام شد. افراد حداقل 20 دندان، دارای جینجیویت بدون تاریخچه مصرف آنتی بیوتیک در 3 ماه گذشته بودند. افرادی که تحت درمان ارتودنسی، مصرف داروهای تأثیرگذار بر لثه، دارای کراون و بریج Crowding بودند از تحقیق خارج شدند. سپس ایندکس Turesky ، Plaqe index approximal و خونریزی لثهای ثبت شد، گروه اول از مسواک Cross-action و گروه دوم از مسواک between teeth به مدت 14 روز، روزی دوبار و به مدت دو دقیقه و به روش Modified bass استفاده کردند. در این مدت از نخ دندان استفاده نشد. بعد از 14 روز ارزیابیها مجدداً انجام شد، پس از دوره Wash out یک هفتهای مرحله دوم تحقیق همانند دوره اول و با مسواکی مخالف مسواک اولیه انجام شد و دادهها تحت آزمون آماری Generalized Linear Model (GLM) بررسی شد.
یافتهها: در شاخصهای مورد مطالعه بین دو مسواک از لحاظ آماری تفاوت معنیداری دیده نشد (به ترتیب 33/0 P= ، 47/0 P= ، 29/0 P= ). ترتیب درمان (Period) نیز معنیدار نبود (23/0 P= ).
نتیجهگیری: مسواک Cross-action و Between teeth در کاهش پلاک و خونریزی لثهای با یکدیگر تفاوت معنیدار نداشتند.
مهدی عرق بیدی کاشانی، الهام اسماعیلی، غلامرضا اسلامی، محسن نوری، حسن غفاری، عباس صالحی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه توصیفی طولی تعیین نوع دندانهایی که بیشتر دچار شکست باند براکت شدهاند بود و بررسی رابطه شکست باند براکت در این دندانها با عوامل مداخلهگری چون سن بیمار، نوع مال اکلوژن و جنس، در بیماران یک مرکز خصوصی انجام شد.
روش بررسی: برای تعیین حجم نمونه ابتدا با استفاده از Pilot study ، تعداد 20 پرونده از بیماران بررسی شد و با توجه به نتیجه به دست آمده حجم نمونه حداقل 576 بیمار تعیین شد. با استفاده از روش Kaplan-Meier متوسط زمان باقی ماندن براکت در هر دندان به طور جداگانه محاسبه شد. جهت بررسی اثر سن، جنس و نوع مال اکلوژن دندانی و متوسط زمان باقی ماندن براکت بر روی هر دندان به طور جداگانه از مدل Cox Regression استفاده شد. کلیه عملیات آماری با استفاده از نرمافزار SPSS20 انجام گردید.
یافتهها: ن تایج نشان دادند که درصد شکست ناخواسته باند براکتها برای هر دندان متفاوت بود و تنها در دندانهای پنج در هر دو فک با مال اکلوژن ارتباط معنیدار داشت (037/0 P= و 004/0 P= ).
نتیجهگیری: در دندانهای پنج فک بالا بیشترین درصد شکست ناخواسته باند براکت در مال اکلوژن CL II و در دندانهای پنج فک پایین در مال اکلوژن CL I بود. در بقیه دندانها فاکتورهای سن، جنس، مال اکلوژن روی شکست ناخواسته باند براکتشان تأثیر نداشت.
نینا رهشناس، محمد حسن سالاری، سیده مریم کوکبی صالحی، مهشاد محبی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بیشترین علت عدم موفقیت کلینیکی درمورد کاربرد پستهای فایبر در دندانهای اندو شده، دباند شدن پست از عاج دندان میباشد. نوع سمان مصرفی و قدرت چسبندگی آن در کیفیت باندینگ تأثیر مستقیم دارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر دو نوع سمان رزینی Starfill 2B Danvilleو سمان Panavia F2 Kuraray برگیر پست فایبر با عاج در شرایط in vitro انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 20 عدد دندان پرمولر اندو شده تک کاناله فک پایین تهیه گردید. دندانها به طور تصادفی به 2 گروه A و B تقسیم شدند. پستها در گروه اول با سمانStarfill 2B Danville و در گروه دوم با سمانPanavia F2 Kuraray سمان شدند. پس از مانت دندانها در آکریل شفاف هر نمونه به 2 نمونه 4 میلیمتری تقسیم شد. سپس Push-out test توسط دستگاه ZwickRoell Z050 انجام شد. نتایج با آزمون آماری T-test آنالیز و مورد قضاوت آماری قرار گرفت.
یافتهها:استحکام باند Starfill 2B Danville و Panavia F2 Kuraray به ترتیب (11/12±16/48) و (16/9±44/61) مگاپاسکال بود. بین گیر و استحکام باند برشی سمانStarfill 2B Danville و Panavia F2 Kuraray اختلاف معنیداری وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: به نظر میرسد نوع سمان بر میزان گیر و استحکام باند تأثیر دارد. اگر در سمان کردن پست فایبر از سمان Panavia F2 Kuraray استفاده کنیم، گیر و استحکام باند بیشتری نسبت به سمان Starfill 2B Danville با عاج خواهیم داشت.
مژگان کاظمیان، صالح دادمهر،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی دندان عقل نهفته یکی از شایعترین جراحیهای ناحیه دهان محسوب میشود. از جمله عوارض ناشی از این جراحی میتوان به عفونت، اریتم، تریسموس، درد اشاره کرد. تجویز آنتیبیوتیکها برای پیشگیری از عفونتهای بعد از جراحی در شرایط خاص قابل قبول است. در این مطالعه بر آن شدیم میزان عفونت در بیمارانی که آنتیبیوتیک دریافت نکردهاند و بیماران مصرف کننده دو نوع آنتیبیوتیک پس از جراحی دندان مولر سوم نهفته مندیبل را بررسی کنیم.
روش بررسی: مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور انجام شد. در این مطالعه 90 بیمار 18 تا 34 سال به صورت تصادفی در سه گروه قرارگرفتند (گروه 1: تجویزپلاسبو روز اول 2 عدد سپس روزانه یک عدد به مدت 4 روز، گروه 2: تجویز آموکسیسیلین500 میلی گرم هر 8 ساعت به مدت 5 روز، گروه 3: تجویز آزیترومایسین250 میلی گرم برای روز اول 2 عدد سپس روزانه یک عدد به مدت 4 روز). تمامی بیماران توسط یک جراح واحد، یک پروتوکل، یک تکنیک جراحی، یک نوع فلپ و میزان برابر استئوتومی انجام شدند. برای هر سه گروه بیماران بعد جراحی علاوه بر داروهای مورد بررسی، CHX و ژلوفن 400 میلی گرم نیز تجویز شد. بیماران پس از 7 روز فالو شدند و از نظر عفونت (تریسموس، اریتم و هالیتوزیس) ارزیابی شدند. تحلیل نتایج بر اساس آزمون کای اسکوئر و مقایسه سه گروه با استفاده از آزمون کروسکال والیس انجام شد.
یافتهها: بیماران از نظر سه علامت عفونت (تریسموس، اریتم و هالیتوزیس) مورد مقایسه قرار گرفتند. علائم هالیتوزیس و اریتم در گروه اول بیش از دو گروه دیگر مشاهده شد ولی پس از انجام آنالیزهای آماری بین بیماران سه گروه از نظر هالیتوزیس و اریتم تفاوت معنیداری دیده نشد (149/0P=، 072/0P=). تریسموس شدید در هیچکدام از سه گروه گزارش نشد اما بیشترین میزان تریسموس متوسط در گروه 2 و تریسموس ضعیف در گروه اول گزارش شد و در گروه سوم هیچگونه تریسموس مشاهده نشد. به طور کلی توزیع وجود تریسموس در هر سه گروه از نظر آماری معنیدار بودند (004/0P=).
نتیجهگیری: مقایسه علائم عفونت از نظر آماری بین سه گروه مورد مطالعه نشان داد فقط میزان تریسموس بین سه گروه تفاوت معنیدار داشت (004/0P=. نتایج حاصل حاکی از عدم تأثیرگذاری معنیدار آنتیبیوتیکها در کاهش میزان اکثر عوارض بعد از جراحی خصوصاً عفونت بود.
محمد علی روزگار، محمد نبی صالحی، پریسا صالحی، خدیجه ابدال،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در زندگی همه افرادی که دارای شغل هستند فرسودگی شغلی و استرس وجود دارد و به گونههای مختلف بر آنها فشار روانی وارد میکند و فرد را دچار هیجانات منفی، آشفتگی، نگرانی و اضطراب مینماید. لذا تنظیم شناختی هیجان میتواند نقش مهمی در مقابله با فرسودگی شغلی و سازگاری با وقایع استرسزای زندگی ایفا کند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی و فرسودگی شغلی در دندانپزشکان شهر ایلام انجام گرفت.
روش بررسی: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دندانپزشکان شهر ایلام در سال 1398 بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 81 نفر از دندانپزشکان شهر ایلام به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی (CERQ-P) و پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش (MBI) بود. دادهها به وسیله نرم افزار SPSS22 در سطح آمار توصیفی توسط شاخصهای میانگین و انحراف استاندارد، و در سطح استنباطی توسط آزمون ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی سازگارانه و فرسودگی شغلی در دندانپزشکان رابطه منفی و معکوس معنیداری وجود دارد (000/0, P<862/0-r=). همچنین بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی ناسازگارانه و فرسودگی شغلی در دندانپزشکان رابطه مثبت و مستقیم معنیداری وجود دارد (000/0, P<829/0r=).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، به نظر میرسد دندانپزشکان به منظور پیشگیری و کاهش فرسودگی شغلی، باید بیشتر به مؤلفههای تنظیم هیجانی و هیجانات اهمیت بدهند.
سارا قدیمی، بهمن سراج، کیوان رحمانی، محمد جواد خراری فرد، مسعود کیانی، مرضیه صالحی شهرابی،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب روش ارزشیابی آموزشی مناسب و تأثیرات این انتخاب با توجه به رشتههای مختلف علوم پزشکی یکی از اولویتهای فعلی آموزش پزشکی است. لذا این مطالعه با هدف طراحی چک لیست ارزیابی مهارتهای عملی دانشجویان دندانپزشکی و مقایسه آن با روش global rating انجام شد.
روش بررسی: در این تحقیق با روش اقدام پژوهی یک چک لیست برای ارزشیابی مهارتهای بالینی واحد کودکان عملی طراحی شد. 32 نفر از دانشجویان با روش چک لیست و 32 نفراز آنان با روش مرسوم global rating ارزیابی شدند (نمونه گیری بر اساس نمونه در دسترس). میزان رضایتمندی دانشجویان و اساتید از دو روش با یک معیار ۶ قسمتی بررسی و نتایج با آزمون Wilcoxon Signed Ranks مقایسه شد. نمرات دانشجویان در دو روش هم با آزمون paired t تحلیل گردید.
یافتهها: رضایتمندی دانشجویان از نحوه ارز شیابی در روش چک لیست بیشتر بوده (003/0P=). اساتید توانایی روش چک لیست در تمایز بین دانشجویان را بیشتر دانسته (03/0=P). البته از نظر سهولت استفاده و مناسب بودن، اغلب اساتید روش سنتی را ترجیح دادند (02/0=P). در سایر موارد، تفاوتهای معنیداری از نظر دیدگاه دانشجویان و اساتید نسبت به دو روش دیده نشد.
نتیجه گیری: در مطالعه حاضر دو روش چک لیست و global rating در ارزشیابی ارزشمند بوده ولی به دلیل رضایتمندی بیشتر دانشجویان و اساتید از روش چک لیست، امکان شناسایی ضعفهای منجر به کاهش نمره در آن و کفایت بهتر ارزشیابی توانمندیها، این چک لیست میتواند برای ارزشیابی به کار گرفته شود.
مهرداد کهوند، مصطفی واحدیان، منصوره حدادزاده، علی صالح، آیدا مهدی پور،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از چالشهای دندانپزشکان انتخاب روکش از جنس فولاد ضد زنگ (SSC) با برند مناسب و حداکثر سازگاری با دندان شیری، میباشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه انطباق ابعادی تاج دندانهای مولر شیری با دو برند روکش فولادی ضد زنگ بود.
روش بررسی: 130 کودک 3 تا 12 سال واجد شرایط (66 پسر و 64 دختر) انتخاب شدند. پس از اخذ اطلاعات دموگرافیک ابعاد مزیودیستال، باکولینگوال و اکلوزوجینجیوال دندانهای مولر اول و دوم شیری روی کست دندانی اندازه گیری و با ابعاد روکشهای دو برند KTR و Shinghung مقایسه شد. دادهها با استفاده از تست chi-square و ضریب همبستگی Pearson ارزیابی شدند و 05/0P< از نظر آماری معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها: در این مطالعه بیشترین موارد تطابق سایز بین بعد مزیودیستال دندان و روکش به ترتیب در دندانهای مولر اول شیری بالا و مولر اول شیری پایین، در بعد باکولینگوال در دندانهای مولر اول شیری بالا و مولر اول شیری پایین و در بعد اکلوزوجینجیوال در دندانهای مولر اول شیری بالا و مولر دوم شیری پایین مشاهده شد. همچنین بیشترین عدم تطابق سایز بین بعد مزیودیستال دندان و روکش به ترتیب در دندانهای مولر دوم شیری پایین و مولر اول شیری بالا و در بعد باکولینگوال در دندانهای مولر دوم شیری بالا و مولر دوم شیری پایین مشاهده شد.
نتیجهگیری: هر دو برند SSC در مطالعه حاضر تطابق قابل ملاحظهای با دندانهای شیری کودکان ایرانی داشتند. بین برند KTR با دندانهای مولر شیری ماگزیلا و برند Shinghung با دندانهای مولر شیری مندیبل تطابق بیشتری مشاهده شد.
شاهین شمس، علیرضا شریفی نژاد، علی صالح، پدرام محمودی، ابوالفضل محمدبیگی، محمد مهدی زاده،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت درد و التهاب بعد از جراحی مولر سوم یکی از چالشهای مهم این درمان میباشد. داروهای متعددی به منظور کنترل درد پس از جراحی بهکار گرفته شده است. مقایسه اثر بخشی انواع داروهای مورد استفاده در این زمینه، میتواند به تصمیم بالینی دندانپزشکان کمک نماید. هدف از انجام تحقیق حاضر مقایسه اثر کتورولاک و ژلوفن در کاهش درد بیماران بعد از جراحی مولر سوم بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی یک سوکور پس از اخذ کد اخلاق روی 140 نفر از بیماران که به دو گروه 70 نفری تقسیم شدند، انجام شد. برای گروه اول 400 میلیگرم کپسول ژلوفن و برای گروه دوم 30 میلیگرم آمپول کتورولاک هر کدام به مدت 1 هفته تجویز شد. سپس با استفاده از نمودار Visual Analogue Scale (VAS) میزان درد بیمار به مدت 48 ساعت، 1 هفته و 2 هفته پس از جراحی ثبت گردید. تحلیل دادهها با نرم افزار SPSS20 و با استفاده از آمار توصیفی انجام شد. همچنین از آزمونهای کای اسکوئر، T-test و آنالیز واریانس استفاده شد.
یافتهها: میزان درد طی 48 ساعت، 1 هفته و 2 هفته پس از جراحی در گروه کتورولاک به طور معنیداری کمتر از گروه ژلوفن ارزیابی شد (01/0P<). اثر ضد دردی کتورولاک با متغیرهای جنسیت، سن و نوع دندان مورد جراحی از لحاظ آماری بیارتباط نشان داده شد.
نتیجه گیری: نتایح این مطالعه نشان داد که کتورولاک در کاهش درد پس از جراحی مولر سوم تأثیر بیشتری نسبت به ژلوفن دارد.
فیروزه نیلچیان، ساغر صالحی،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با پیشرفت تکنولوژی استفاده از روشهای قدیمی تدریس جای خود را به روشهای نوین و کارآمدتری از جمله پادکست دادهاند تا علاوه بر صرفه جویی در وقت دانشجویان و اساتید، فرصت تعامل بیشتر این دو گروه با یکدیگر در کلاس درس داده شود. استفاده از پادکست مزایایی از جمله هزینه کمتر، امکان دوره مطالب، دانلود مطالب و فراگیری دروس از راه دور را دارد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر پادکست بر یادگیری و میزان رضایت دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه که یک کارآزمایی آموزشی تصادفی شده یک سو کور بود، دانشجویان به دو گروه کنترل و مداخله (توسط جدول اعداد تصادفی) شامل ۳۷ نفر در هر گروه تقسیم شدند. کلاس درس به صورت سنتی برای هر دو گروه در سه جلسه به صورت ترکیبی برگزار شد و فایل پادکست در اختیار گروه مداخله در پایان کلاس حضوری قرار گرفت. سپس آزمونی از هر دو گروه در جلسه دوم و جلسه سوم گرفته شد. سپس برگهها تصحیح و نمره هرکدام از ۵ مشخص شد. نمره آزمونها در گروه مداخله و کنترل با هم مقایسه شد و در آخر پرسشنامهای جهت ارزیابی رضایتمندی آنها در اختیارشان قرار داده شد. نمرات آزمون با آزمون تی مستقل آنالیز شد.
یافتهها: در این مطالعه تعداد74 نفر با میانگین سنی شرکت کنندگان ۸۵/۰±۴۷/۲۲ بود و ۴۳ درصد از شرکت کنندگان مذکر بودند. نمرات دو آزمون گرفته شده و از پنج نمره، در گروه مداخله ۱۰/۰±۸۶/۴ و در گروه کنترل و ۹۴/۰±۰۴/۴ بود و تفاوت آماری معنیداری به نفع گروه مداخله مشاهده شد (۰۲/۰=P). میانگین رضایت مندی دانشجویان درخصوص این شیوه آموزشی ۴/۲۹ از ۵۰ بود. مداخله مورد بررسی پس از در نظر گرفتن اثر مخدوش کنندگی سن، تأثیری بر میانگین نمره پرسشنامه دانشجویان نداشته است (031/۰=P).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر، پادکست در میزان یادگیری ترکیبی دانشجویان مؤثر است و دانشجویان نسبت به این روش رضایت مندی نسبتاً خوبی دارند. از نتایج این مطالعه میتوان در بازخورد به کمیتههای آموزشی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی استفاده کرد.
الهه سلطان محمدی بروجنی، علی باوی، محمد آقاعلی، علی صالح، آیدا مهدی پور،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اتصال مستحکم بین براکت سرامیکی و روکش سرامیکی اهمیت زیادی در نتیجه درمان زیبایی دارد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر گذر زمان بر استحکام باند برشی (Shear Bond Strength یا SBS) براکتهای سرامیکی باند شده به زیرکونیا پس از آماده سازی سطحی توسط لیزر Nd:YAG (Neodymium-doped Yttrium Aluminum Garnet) یا سند بلاست با آلومینا بود.
روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی حاضر روی 24 بلوک زیرکونیا انجام شد و این بلوکها جهت آماده سازی سطحی به طور تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند و هر یک از گروه ها به زیر گروه های سه فاصله زمانی تقسیم بندی شدند. آماده سازی سطح با سند بلاست با آلومینا انجام شد: در زیر گروه SG1 (بلافاصله پس از سند بلاست)، SG2 (دو هفته پس از سند بلاست) و SG3 (سه ماه پس از سند بلاست). برای لیزر Nd:YAG (W5/1، Hz20، s10) با مود بدون تماس پالس کوتاه: در زیر گروه LG4 (بلافاصله پس از لیزر)، LG5 (دو هفته پس از لیزر) و LG6 (سه ماه پس از لیزر). براکتهای سرامیکی روی بلوکهای زیرکونیا چسبانده شدند. SBS و شاخص باقیمانده چسب (adhesive remnant index یا ARI) بین گروه های مورد آزمایش ارزیابی و مقایسه گردید. داده ها به وسیله آزمون Mann Whitney تحلیل شدند.
یافتهها: تفاوت معنی داری بین میانگین SBS در گروه SG1 با گروه LG4 (430/0=P)، گروه SG2 با گروه LG5 (382/0=P) و گروه SG3 با گروه LG6 (326/0=P) وجود نداشت. گروه LG4 بالاترین SBS را نشان داد. پس از گذر زمان (دو هفته و سه ماه) گروههای لیزر SBS بالاتری را نشان دادند. تفاوت معنی داری در ARI بین گروههای SG1 و LG4 (220/0=P)، SG2و LG5 (154/0=p) و SG3 و LG6 (527/0=P) وجود نداشت.
نتیجه گیری: بین دو گروه لیزر Nd:YAG و سند بلاست از نظر SBS و ARI تفاوت معنی داری با
گذر زمان دیده نشد. بنابراین میتوان از لیزر Nd:YAG نیز در آماده سازی سطح روکش زیرکونیا برای باند به براکت های سرامیکی استفاده نمود.
نیما بیوکی، محمد آقاعلی، الهیار جهانگیر، علی صالح، محبوبه پورعبداللهی، آیدا مهدی پور،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خارج سازی دندانهای مولر سوم از اقدامات شایع درمانی در دندانپزشکی است. مجاورت دندان مولر سوم مندیبل با عصب آلوئولار تحتانی ممکن است جراحی را چالش برانگیز سازد و سبب عوارض نامطلوب شود. هدف این مطالعه تعیین صحت تشخیصی و ارتباط یافتههای تصاویر پانورامیک به دو روش طبقه بندی (رود- شهاب و تاناکا) با تصاویر CBCT در جراحی خارج سازی مولر سوم مندیبل بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی روی 65 بیمار مراجعه کننده به کلینیک رادیولوژی خصوصی شهر قم که دارای رادیوگرافی پانورامیک و CBCT هم زمان بودند، انجام شد. تصاویر پانورامیک و CBCT به ترتیب وارد نرم افزارهای Scanora و Ondemand شدند. رابطهی دندان مولر سوم مندیبل با عصب آلوئولار تحتانی برحسب طبقهبندی تاناکا و نشانههای رادیوگرافیک رود- شهاب مورد ارزیابی قرار گرفت و با تصاویر CBCT مقایسه شد. در نهایت دادههای به دست آمده با استفاده از آزمون کای اسکوئر، منحنی ROC و نرم افزار SPSS نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. سطح معنی داری 05/0>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: از بین ۶۵ نمونه، 1/23% را مردان و 9/76% را زنان تشکیل دادند. میانگین سنی شرکت کنندگان 77/8 ± 06/29 بود. بین طبقهبندی اطلاعات تصاویر پانورامیک به روش تاناکا با نزدیکی ریشه دندان مولر سوم به عصب آلوئولار تحتانی در تصاویر CBCT ارتباط معنیداری دیده شد (011/0=P). این ارتباط در طبقه بندی اطلاعات تصاویر پانورامیک به روش رود- شهاب هنگام افزایش تعداد نشانهها نیز معنی دار بود (044/0=P). نشانه های تیرگی ریشه (A) و انحراف کانال عصبی مندیبل (F) از طبقه بندی رود- شهاب دقت تشخیصی بیشتری از سایر نشانه ها در تعیین تماس کانال عصبی نشان دادند.
نتیجهگیری: با افزایش تعداد نشانههای طبقه بندی تصاویر پانورامیک به روش رود- شهاب احتمال تماس ریشه دندان مولر سوم با کانال عصب آلوئولار تحتانی بالاتر میرود. نشانه تیرگی ریشه و پس از آن انحراف کانال عصبی دقیقتر بودند. طبقه بندی تاناکا میتواند در افتراق تماس یا عدم تماس ریشه مولر سوم فک پایین با کانال عصب الوئولار تحتانی به کار رود.