جستجو در مقالات منتشر شده


311 نتیجه برای دندان

مهناز حاتمی، فریمان عبداللهی، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت خواب ممکن است بتواند یک فاکتور پیشگویی کننده بروز اختلالات گیجگاهی فکی باشد. بیماران مبتلا به اختلال مفصل گیجگاهی فکی مشکلات اختلالات خواب و درد‌های فک و صورت را تجربه می‌کنند. تشخیص به‌موقع اختلالات مفصل گیجگاهی- فکی می‌تواند پیشرفت آن را در مراحل اولیه متوقف کرده و شدت آن را کاهش دهد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین اختلالات مفصل گیجگاهی فکی با کیفیت خواب دانشجویان دندانپزشکی یزد در سال 1403 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 211 نفر از دانشجویان دانشکده دندانپزشکی یزد در سال ۱۴۰۳ به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند. از پرسشنامه‌های Fonseca و PSQI به ترتیب جهت تعیین شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی و بررسی کیفیت خواب استفاده شد. جهت بررسی علائم TMD از معاینه بالینی مفصل گیجگاهی فکی برای بررسی علائم اختلالات مفصل گیجگاهی فکی استفاده شد. همچنین اطلاعات دموگرافیک افراد شامل جنس، وضعیت تأهل و وضعیت سکونت ثبت گشت. داده‌ها پس از جمع آوری با آزمون‌های کای دو و تی تست تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: آنالیز بر روی 211 نفر شامل 118 مرد (56%) و 93 زن (44%) انجام شد. از بین شرکت‌ کنندگان، 204 نفر (88/%83) حداقل یک علامت از اختلالات مفصل گیجگاهی فکی داشتند. صداهای فک، انحراف از خط وسط، درد و محدودیت در باز شدن دهان به ترتیب شایع‌ترین علائم در بین شرکت کنندگان بود. تفاوت معنی داری از لحاظ فراوانی علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی، صدای فک، انحراف فک و محدودیت در باز شدن با جنسیت وجود نداشت. فراوانی شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی و علائم آن بر حسب سکونت و وضعیت تأهل معنی دار نبود. گرچه هم زمانی میان کیفیت خواب نامناسب و شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی وجود داشت، ولی بین وجود علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی و کیفیت خواب نامناسب هم زمانی وجود نداشت (05/0
نتیجه‌گیری: گرچه فراوانی علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی تفاوت معنی داری در دو جنس نداشت، اما شدت اختلالات مفصل گیجگاهی فکی و درد فکی در دانشجویان دختر به طور معنی داری بالاتر بود. افرادی که کیفیت خواب نامناسبی داشتند به طور معنی داری اختلالات مفصل گیجگاهی فکی بیشتری داشتند.

ندا سمیع، آزیتا کاویانی، سرور سمیع، علی سرامی پور،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت دهان بر کیفیت زندگی تأثیر می‌گذارد و نقش اصلی را در دستیابی به شرایط مطلوب سلامت و رفاه عمومی ایفا می‌کند. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان در بیماران درمان شده با ونیرهای کامپوزیتی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 48 بیمار، به صورت سرشماری که جهت درمان ونیر کامپوزیتی به بخش ترمیمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز مراجعه کرده‌اند، مورد بررسی قرار گرفتند. برای بررسی اثرات زیبایی درمان ونیر کامپوزیتی بر شرایط روانی اجتماعی بیماران از پرسشنامه PIDAQ و برای بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان از پرسشنامه OHIP-14 استفاده شده است. از بیماران خواسته شد که هر دو پرسشنامه را قبل از درمان و یک ماه پس از درمان ونیر کامپوریتی تکمیل کنند. همچنین اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، تحصیلات و وضعیت تأهل بیماران نیز ثبت شد. هدف و مزایای شرکت در این مطالعه برای بیماران به طور کامل توضیح داده شد و بیماران به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند و فرم رضایت آگاهانه به بیماران داده شد. جهت مقایسه نمرات قبل و بعد از درمان از آزمون T زوجی و بیان معادله ناپارامتری آن (ویل کاکسون) استفاده شد و 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: با توجه به نتایج میانگین سن پاسخ دهنده‌ها برابر 28 سال شد. به لحاظ جنسیت 2/54% بیماران مرد بوده و به لحاظ تحصیلات، مدرک تحصیلی بیشتر شرکت کنندگان در پژوهش لیسانس بود (4/35%). نمره کل OHIP-14 قبل از درمان 26 و بعد از درمان 22 بود. همچنین نمره کل PIDAQ قبل از درمان 49 و بعد از درمان 28 بود. مقایسه نمرات اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان قبل و بعد از درمان ونیر کامپوزیتی نشان داد که بین میانگین نمره اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان، قبل و بعد از درمان ونیر کامپوزیتی اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0P<) و بعد از درمان به طور معنی داری کاهش یافته است.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که درمان‌های زیبایی کامپوزیت ونیر مناسب می‌تواند باعث بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان افراد شود. همچنین درمان با ونیرهای کامپوزیتی تأثیر معنی داری بر اعتماد به نفس بیماران می‌تواند داشته باشد و اثرات اجتماعی، اثرات روانی و نگرانی‌های زیبایی مربوط به دندان در بیماران را کاهش دهد.

نرجس امرالهی، اشکان حبیبیان،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: وضعیت بیماری‌های دهان و دندان کودکان با اختلالات بینایی یکی از موضوعات مورد توجه محققین دندانپزشکی است. هدف از این مطالعه بررسی میزان پوسیدگی دندانی در این کودکان بر اساس شاخص pufa بود.
روش بررسی: در سال 1402 برای بررسی میزان پوسیدگی دندان، 60 کودک 6 تا 12 ساله در مدرسه کودکان با اختلال بینایی در شهر اصفهان با روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. معاینه دهانی کودکان را انجام شده و شاخص pufa/PUFA (پالپ‌های اکسپوز شده، زخم‌های مخاط ریشه‌ای باقیمانده، فیستول‌ها و آبسه) برای هر کودک گزارش شد. داده‌ها با آزمو‌ن‌های من ویتنی (مقایسه شاخص pufa/PUFA بر حسب جنسیت، نوع اختلال و شدت اختلال) و اسپیر من (بررسی ارتباط شاخص pufa/PUFA و سن کودکان) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: میانگین شاخص PUFA/pufa در سیستم دندا‌ن‌های شیری و دائمی به ترتیب 68/0 ± 89/0 و 2/0 ± 44/0 بود. از این میزان بیشترین سهم مربوط به پوسیدگی با درگیری پالپی بود. بین شاخص pufa و PUFA بر حسب جنیست، نوع اختلال و شدت اختلال بینایی ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0>P). همچنین تنها در بین pufa در سیستم دندا‌ن‌های شیری و سن ارتباط معنی دار و مستقیم دیده شد (042/0P=).
نتیجه گیری: پوسیدگی درمان نشده در کودکان با اختلال بینایی بر اساس شاخص pufa در سیستم دندا‌ن‌های شیری و دائمی شیوع نسبتاً پایینی دارد و بیشترین سهم آن مربوط به پوسیدگی همراه با درگیری پالپی است. همچنین با افزایش سن پوسیدگی درمان نشده در دندا‌ن‌های شیری بیشتر خواهد شد.

محمدحسین زارع مهرجردی، سینا هوشمند، مهناز حاتمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه درمان بی‌دندانی با ایمپلنت پیشرفت‌های زیادی کرده، ولی هنوز مشکلاتی همچون از دست رفتن آن قبل و بعد از بازگذاری پروتزی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی فراوانی شکست ایمپلنت‌های دندانی در تعدادی از درمانگاه‌های شهر یزد در طی سال‌های1397 تا 1402 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 1060 پرونده افراد یکه طی فروردین 1397 تا خرداد 1402 درمان ایمپلنت در سه درمانگاه دولتی شهر یزد دریافت کرده بودند، بررسی شد. اطلاعات مورد بررسی شامل سن و جنس افراد، قطر، برند و محل قرار گیری ایمپلنت، نوع پروتز و موارد شکست ایمپلنت قبل و بعد از بارگذاری پروتزی بود. داده‌ها با کمک آزمون‌های تی مستقل و د کای دو مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۳۷/۱۲ ± ۲۵/55 سال بود. ۳/۵۶% آن‌ها زن بودند. فراوانی شکست کلی ایمپلنت 4/3% بود. فراوانی شکست ایمپلنت پس از بارگذاری در زنان 8/2% و در مردان 3/2% بود (47/0P=). این میزان در ایمپلنت‌های فک بالا 2% و در فک پایین 9/1% بود (5/0P=). این مقدار در ناحیه مولرهای فکین 4/2%، پرمولرها و ناحیه قدامی 7/1% بود (8/0(P=. فراوانی شکست پس از بارگذاری در اوردنچرها 3/1%، روکش‌های سمان شونده 9/5% و پیچ شونده 2/3% بود (001/0(P<. این مقدار در ایمپلنت‌های با قطر کمتر از 75/3، 6/2% و در قطر بیش از 5/4، 7/3% بود (001/0>P). میزان شکست در ایمپلنت‌های برند Dio 6/%1 و در  Dentis5/%2 بود (5/0P=).
نتیجه‌گیری: میزان شکست کلی ایمپلنت در این مطالعه 4/3 درصد بود،که از این مقدار، 5/1 درصد قبل از بارگذاری و 9/1 درصد، پس از بارگذاری رخ داده بود. فراوانی شکست ایمپلنت با قطر ایمپلنت و نوع پروتز ارتباط داشت، ولی با جنسیت فرد، محل قرارگیری و برند ایمپلنت ارتباطی نداشت.

مهرزاد عسکرانی، هاجر شکرچی زاده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: رفتارهای خود مراقبتی دهان در کارکنان حوزه سلامت نه تنها باعث افزایش سلامت دهان خود افراد و بیمارانشان می‌شود، بلکه باعث درک بهتر جامعه از روش‌های پیشگیری از بیماری‌های دهان نیز می‌گردد. از این رو این مطالعه با هدف بررسی وضعیت خود مراقبتی دهان و مقایسه آن بین دانشجویان دندانپزشکی، پرستاری و مامایی انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر در سال 1402 جهت مقایسه وضعیت خود مراقبتی دهان دانشجویان سال اول و آخر رشته‌های دندانپزشکی، پرستاری و مامایی از پرسشنامه HU-DBI (Hiroshima University Dental Behaviour Inventory) استفاده شد. دانشجویان داوطلب به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های ضریب همبستگی اسپیرمن، کراسکال والیس و من ویتنی آنالیز شد (05/0>P).
یافته‌ها: تعداد 348 دانشجو شامل 67 درصد زن در مطالعه شرکت کردند. اختلاف معنی داری بین میانگین وضعیت خود مراقبتی دانشجویان سال اول رشته دندانپزشکی (71/1±01/5)، رشته پرستاری (81/1±81/4) و رشته مامایی(63/79±1/4) مشاهده نشد (676/0=P). میانگین وضعیت خود مراقبتی دانشجویان سال آخر رشته دندانپزشکی (59/71±1/6)، پرستاری (62/1±13/5) و مامایی (61/1±17/5) بود. بین وضعیت خود مراقبتی و رشته تحصیلی دانشجویان سال آخر اختلاف معنی داری مشاهده شد و دانشجویان دندانپزشکی به صورت معنی داری از میانگین خود مراقبتی بالاتری برخوردار بودند (001/0>P).
نتیجه گیری: خود مراقبتی دهان در دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد اصفهان در حد متوسط بود. گرچه دانشجویان دندانپزشکی نسبت به دانشجویان پرستاری و مامایی از سطح خود مراقبتی بالاتری برخوردار بودند اما آموزش‌های بیشتر در این زمینه ضروری بنظر می‌رسد.

مبینا رحمانی، راحله غفاری، ابراهیم محمد علی نسب فیروزجاه،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی شایع‌ترین و پرهزینه‌ترین آسیب‌های شغلی هستند و دندانپزشکان بیش از سایر شاغلین حرفه پزشکی در معرض ابتلا به مشکلات اسکلتی- عضلانی قرار دارند. پژوهش حاضر با هدف تأثیر یک‌ دوره مداخلات اصلاحی بر راستای ستون فقرات پشتی و تعادل زنان دندانپزشک با کایفوز افزایش یافته انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود که به صورت میدانی انجام شد. بنابراین 30 نفر از زنان دندانپزشک شهرهای آمل و بابل با کایفوز افزایش یافته با استفاده از روش نمونه ‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (15 نفر) و مداخله (15 نفر) قرار گرفتند. در پیش ‌آزمون میزان زاویه قوس پشتی، تعادل ایستا و تعادل پویا به ترتیب با استفاده از خط کش منعطف، آزمون تعادل لک لک و آزمون تعادل پویای Y ارزیابی شد. سپس گروه مداخله مداخلات را به مدت شش هفته انجام دادند و افراد گروه کنترل تنها به فعالیت‌های روزانه پرداختند. پس از اتمام مداخلات پس آزمون به عمل آمد. برای مقایسه تفاوت‌های بین گروهی و درون گروهی از آزمون‌های تحلیل کوواریانس و تی زوجی استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج اختلاف معنی داری بین دو گروه در نتایج زاویه قوس پشتی (001/0=P)، تعادل ایستا (001/0=P) و تعادل پویا (001/0=P) نشان داد. به طوری که میزان این مؤلفه‌ها در گروه مداخله بهبود معنی داری نسبت به گروه کنترل داشته است.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد می‌شود مداخلات اصلاحی زیر نظر متخصص در برنامه ورزش هفتگی زنان دندانپزشک با کایفوز افزایش یافته قرار گیرد.

محمد رحیمی، پویا عینی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

 این مقاله به بررسی یک مورد چالش ‌برانگیز از مردی ۶۴ ساله می‌پردازد که با علائمی شامل تب دوره‌ای، بثورات کهیری و درد مفصلی (Arthralgia) می‌پردازد. با وجود در نظر گرفتن بیماری استیل بزرگسالان (Still's disease) در ابتدا، علائم غیر معمول بیمار منجر به بررسی بیشتر شد و از طریق معاینه دندانپزشکی، آبسه پری ‌اپیکال (Periapical abscess) شناسایی شد. علائم بیمار پس از مداخله دندانپزشکی به‌ طور قابل ‌توجهی بهبود یافت که این موضوع تشخیص اولیه به سمت یک اختلال روماتولوژیک را به چالش کشید. این مورد اهمیت معاینات فیزیکی کامل و همکاری بین ‌رشته‌ای را در دستیابی به تشخیص دقیق برجسته می‌کند. تشخیص نهایی از تظاهرات سیستمیک ناشی از آبسه دندانی پنهان، نیاز به رویکرد جامع در ارزیابی‌های پزشکی را نشان می‌دهد که باید جنبه‌های مختلف بالینی را در نظر گرفت و از سوگیری‌های تشخیصی پرهیز کرد. این مطالعه موردی یادآور چشم‌ انداز در حال تحول تشخیص‌های پزشکی و اهمیت مداوم ارزیابی‌های جامع بیمار و معاینات فیزیکی به‌عنوان مهارت‌های عملی ارزشمند است.

پویان زرافشان، میثم مرادی، میثم میرزایی، پژمان هادی نژاد، همت قلی نیا،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب دندانپزشکی یکی از رایج‌ترین موانع در مسیر بهره‌مندی از خدمات سلامت دهان و دندان به‌ شمار می‌رود که می‌تواند منجر به تأخیر در مراجعه، اجتناب از درمان و تشدید مشکلات دهانی گردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سطح اضطراب دندانپزشکی در بیماران مراجعه‌کننده به مطب‌های دندانپزشکان عمومی شهر بابل بود.
روش بررسی: این مطالعه‌ توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1399 بر روی 400 بیمار بالای 18 سال مراجعه کننده به مطب‌‌های خصوصی دندانپزشکان عمومی شهر بابل، که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، نسخه فارسی پرسشنامه استاندارد اضطراب دندانپزشکی (DAI) مشتمل بر 36 گویه در مقیاس لیکرت پنج گزینه‌ای (محدوده نمرات از 36 تا 180) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی تأیید شده است. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل و آنالیز واریانس نرم‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین سنی شرکت‌کنندگان 03/9 ± 61/31 سال بود و 8/61% ایشان مؤنث بودند. میانگین نمره اضطراب دندانپزشکی 04/31 ± 52/129 (از 180 نمره) گزارش شد که نشان‌دهنده سطح نسبتاً بالای اضطراب در جامعه مورد بررسی است. اضطراب در زنان و افراد مجرد به طور معنی داری بیشتر بود (به ترتیب 002/0=P و 007/0=P)، اما بین گروه‌های سنی، شغل، تحصیلات و تعداد مراجعات تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که سطح اضطراب دندانپزشکی در مراجعین به مطب‌های دندانپزشکان عمومی شهر بابل بالا بود. لذا توجه به مداخلات آموزشی، روانشناختی و ارتقاء ارتباط حرفه‌ای در محیط‌های درمانی دندانپزشکی به ‌منظور کاهش اضطراب بیماران، ضروری به نظر می‌رسد.

میترا منتظرلطف، مهرداد حسینی شکیب، رضا رادفر، مینا خیام زاده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: پوسیدگی دندان یکی از بیماری‌های مزمن دهان با شیوع بالا در سراسر جهان است. تشخیص به ‌موقع و دقیق پوسیدگی‌های دندانی نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت ضایعات و کاهش عوارض دارد. هدف از این مطالعه، مرور نظام‌مند مطالعات انجام شده در زمینه تشخیص پوسیدگی‌های دندانی بر روی رادیوگرافی پری‌ اپیکال با استفاده از یادگیری ماشین است.
روش بررسی: جستجوی جامعی در پایگاه‌های داده PubMed، Scopus، Web of Science،IEEE Xplore  و Google Scholar تا پایان سال 2024 انجام شد. معیارهای ورود شامل استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین برای تشخیص پوسیدگی دندان در رادیوگرافی‌های پری‌ اپیکال یا داخل دهانی بود. کیفیت مطالعات با استفاده از ابزار  QUADAS-2ارزیابی شد.
یافته‌ها: از 825 مقاله اولیه، 13 مطالعه معیارهای ورود را داشتند. تمام مطالعات از شبکه‌های عصبی کانولوشنی(CNNs) استفاده کرده بودند، با معماری‌های متنوعی از جمله ResNet، VGG، Inception، DenseNet و YOLO. مدل‌های مبتنی بر ResNet و مدل‌های ترکیبی آن بهترین عملکرد را با دقت تشخیصی 82 درصد تا 98 درصد نشان دادند. مقایسه با متخصصان انسانی در 6 مطالعه نشان داد که الگوریتم‌های یادگیری عمیق عملکرد مشابه یا بهتری داشتند.
نتیجه‌گیری: یادگیری عمیق، به‌ویژه CNNها، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود تشخیص پوسیدگی‌های دندانی در رادیوگرافی‌های پری‌ اپیکال دارد. با این حال، چالش‌هایی مانند محدودیت داده‌های آموزشی با کیفیت و مسائل مربوط به تعمیم‌ پذیری نیاز به بررسی بیشتر دارد.

سید حسین طباطبایی، الهه ابراهیمی، سارا حیدری، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان خودکارآمدی دانشجویان نقش مهمی در ارزیابی سیستم آموزشی دارد. هدف از این مطالعه به بررسی خودکارآمدی دانشجویان دندانپزشکی یزد در تشخیص و مدیریت ضایعات پاتولوژیک دهان و فک بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در میان دانشجویان دندانپزشکی از نیم ‌سال‌های 6 تا 12 انجام شد. در مجموع، ۲۵۰ پرسشنامه خودکارآمدی که با هدف ارزیابی توانایی دانشجویان در مدیریت ضایعات طراحی شده بود. پرسشنامه‌ای محقق ساخته شامل فرآیند نمونه‌ برداری، عوامل مرتبط در حوزه‌های طبقه بندی بالینی ضایعات، ارزیابی و تشخیص بالینی ضایعات، تشخیص افتراقی و برنامه ‌ریزی درمانی توزیع شد. داده‌ها به ‌صورت خود اظهاری جمع‌ آوری و با نرم ‌افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند. آزمون‌های آماری مختلف برای بررسی رابطه بین متغیرها، شامل ترم تحصیلی، جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل استفاده شد. با توجه به میانگین و انحراف معیار به دست آمده در مطالعه، نمرات به شکل کیفی تقسیم بندی شد.
یافته‌ها: میزان پاسخ‌ گویی پرسشنامه 6/91% بود. میانگین نمره خودکارآمدی دانشجویان 72/14±30/80 از 150 بود، که سطح متوسطی از خودکارآمدی را نشان می‌داد. انجام نمونه ‌برداری کمترین میزان خودکارآمدی را داشت، در حالی که دانشجویان در تشخیص و مدیریت زخم‌های دهانی خودکارامدی بیشتری نشان دادند. دانشجویان نیم‌سال‌های بالاتر خودکارآمدی به‌مراتب بیشتری از خود نشان دادند (018/0=P)، در حالی‌که تفاوت‌های مربوط به جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل از نظر آماری معنی دار نبود (05/0<P). افزایش مواجهه با موارد بالینی و دانش نظری، به مرور زمان موجب بهبود خودکارآمدی گردید.
نتیجه‌گیری: به ‌طور کلی، سطح خودکارآمدی دانشجویان متوسط ارزیابی شد و تجربه بالینی و دانش نظری در طول زمان خودکارآمدی آن‌ها را افزایش داد. حوزه‌هایی مانند بیوپسی و تشخیص ضایعات پیش ‌سرطانی نیازمند توجه بیشتر هستند. بهبود روش‌های آموزشی و افزایش فرصت‌های تمرین بالینی می‌تواند دانشجویان را برای چالش‌های عملی بهتر آماده کند.

عارف نادری خورشیدی، محمدمهدی نقیبی سیستانی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مراقبت‌های دندانپزشکی خطر انتقال عفونت‌های ویروسی و باکتریایی را برای بیماران و پرسنل به همراه دارد. آگاهی بیماران از اصول کنترل عفونت می‌تواند در بهبود ایمنی محیط درمان و ارتقاء سلامت عمومی نقش مؤثری ایفا کند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی سطح آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت در درمان‌های دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به ‌صورت مقطعی در سال ۱۴۰۱ بر روی ۳۹۰ نفر از بیماران مراجعه‌ کننده به دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای معتبر مشتمل بر ۲۴ پرسش درباره اصول کنترل عفونت بود. پاسخ صحیح به هر سؤال یک امتیاز داشت. نمره و سطح آگاهی شرکت کنندگان براساس جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات و تعداد دفعات، به ترتیب با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل، آنالیز واریانس و مجذور کای نرم‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۲۴/۱۳ ± ۸۹/۳۳ سال و ۸/۶۲% از ایشان زن بودند. میانگین نمره آگاهی بیماران
۲۱/۳ ± ۳۷/۱۸ بود. 4/76% از شرکت‌کنندگان در سطح آگاهی خوب قرار داشتند. میانگین نمره آگاهی بیماران در زنان بیشتر از مردان بود (006/0=P). همچنین بر اساس سطح تحصیلات (001/0>P) و گروه سنی (01/0=P) اختلاف آماری معنی داری نشان داد. اما بر اساس تعداد جلسات درمانی اختلاف معنی داری دیده نشد (867/0=P).
نتیجه‌گیری: اگرچه سطح کلی آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت قابل ‌قبول بود، اما در برخی حوزه‌ها همچنان ناآگاهی وجود دارد. طراحی برنامه‌های آموزشی هدفمند به‌منظور ارتقاء سطح آگاهی بیماران در زمینه کنترل عفونت توصیه می‌شود.

بهنوش سلاح برزین، صمد دارابیان، مهتاب شاهی وند،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: بسیاری از مشکلات بهداشت دهان از جمله پوسیدگی دندان‌ها از سنین کودکی آغاز می‌گردد. از آنجا که پوسیدگی در میان پیت‌ها و فیشورها درصد بیشتری را به خود اختصاص داده است، برای گسترش فیشور سیلنت تراپی، بالا بردن آگاهی، نگرش والدین نسبت به اقدامات و روش‌های پیشگیرانه و به ویژه فلوراید تراپی و فیشور سیلنت تراپی اهمیت بسزایی دارد. لذا هدف از مطالعه حاضر ارزیابی آگاهی والدین کودکان 6 تا 12 ساله شهر خرم آباد از روش فیشور سیلنت برای پیشگیری از پوسیدگی دندان بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت توصیفی- تحلیلی بود در این مطالعه 601 نفر از والدین کودکان 6 تا 12 سال مدارس خرم آباد در سال تحصیلی 1400-1399 به صورت نمونه گیری خوشه‌ای ارزیابی شدند. پرسشنامه طراحی شده شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالاتی که میزان آگاهی والدین در مورد فیشور سیلانت را براورد می‌کرد، بود. سپس داده‌ها با نرم افزار SPSS نسخه 23 و آزمون‌های آماری همبستگی پیرسون، ANOVA و تی مستقل آنالیز شد.
یافته‌ها: میانگین سن شرکت کننده‌ها 09/8 ± 54/40 بود. 339 نفر از افراد دارای تحصیلات کارشناسی به بالا بود. 3/17 درصد والدین دارای سطح آگاهی خوب بودند. در این مطالعه بین نمره آگاهی با متغیرهای سطح تحصیلات (02/0P<)، سابقه آموزش بهداشت دهان (001/0P<) و زمان مراجعه به دندانپزشک (001/0P<) رابطه معنی داری از لحاظ آماری مشاهده شد (05/0P<). اما با سن، نسبت والدین و وضعیت اقتصادی رابطه معنی داری مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که نمره آگاهی بیشتر افراد مورد مطالعه از فیشور سیلانت به ویژه در افراد دارای تحصیلات پایین و افرادی که هیچ آموزشی دریافت نکرده‌اند پایین می‌باشد و باید در راستای افزایش آگاهی والدین با جدیت بیشتری گام برداشت.

بیتا خیری، منا فاضل قاضیانی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: به دلیل تسهیل فرآیند تشخیص و تصمیم گیری بالینی در دندانپزشکی با استفاده از هوش مصنوعی (AI) در سال‌های اخیر، استفاده از این ابزار در دندانپزشکی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بر همین اساس لازم است دندانپزشکان از مزایا و معایب هوش مصنوعی قبل از اجرای آن آگاه باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی جامع کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در تشخیص بیماری‌های دندانی همراه با چالش‌ها و معایب آن انجام شد.
روش بررسی: برای این مقاله مروری، یک جستجوی کامل بر روی پایگاه‌های اطلاعاتی Pub-Med و Google Scholar انجام شد و مطالعات منتشر شده طی سال‌های اخیر و همچنین مطالعات منتشر شده 2024 با استفاده از کلید واژه‌های «هوش مصنوعی»، «دندانپزشکی»، «تشخیص» گردآوری شد. در نهایت مقالات مرتبط، با تمرکز بر هوش مصنوعی در دندانپزشکی و تشخیص بیماری‌های دندانی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: پیشرفت‌های هوش مصنوعی در تصویربرداری دندان، به ویژه از طریق یادگیری ماشینی (ML) و شبکه‌های عصبی مصنوعی (Artificial Neural Networks-ANN)، به طرز چشمگیری روش‌های تشخیص بیماری‌های دندانی را متحول کرده است. این فناوری‌ها با استفاده از الگوریتم‌هایی که به سیستم‌ها امکان یادگیری و واکنش به داده‌ها را می‌دهند، به دندانپزشکان کمک می‌کنند تا اطلاعات پیچیده را تحلیل کنند و نتایج دقیق‌تری به دست آورند. جدیدترین پیشرفت در این حوزه، یادگیری عمیق (DL) است که با استفاده از چندین لایه شبکه عصبی، قادر به پردازش داده‌های بدون برچسب و پیش‌بینی نتایج می‌باشد. این تکنیک‌ها در زمینه‌های مختلفی مانند تصویربرداری تشخیصی، پریودنتولوژی، تشخیص پوسیدگی دندان و غربالگری پوکی استخوان کاربرد دارند و به بهبود کیفیت خدمات دندانپزشکی کمک می‌کنند. علیرغم مزایای هوش مصنوعی در دندانپزشکی بالینی، سه چالش بحث برانگیز شامل سهولت استفاده، بازگشت مالی سرمایه و شواهد عملکرد یا به عبارتی قابل اعتماد بودن وجود دارد و باید مدیریت شوند.
نتیجه‌ گیری: همانطور که نتایج به ‌دست ‌آمده نشان می‌دهد، مهم‌ترین مزیت هوش مصنوعی، تشخیص بیماری‌های دندان است. هوش مصنوعی با خودکارسازی وظایف روتین و بهبود مراقبت از بیماران، پتانسیل بالایی برای کاهش فشار بر سیستم‌های بهداشتی دارد. با این حال، این فناوری هرگز نمی‌تواند جایگزین تخصص انسانی شود و باید بر اساس اصول اخلاقی هدایت گردد. در نهایت، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری ارزشمند در دندانپزشکی شناخته می‌شود و تصمیم‌گیری نهایی همواره بر عهده دندانپزشک باقی می‌ماند.

آیدین علیپور، احسان موعودی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده


ta charset="UTF-8" >

اطلاعات مقاله

زمینه و هدف: تحلیل ریشه دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته پدیده‌ای با شیوع پایین، اما بالقوه آسیب ‌زا است که می‌تواند منجر به از دست دادن دندان شود. تشخیص به ‌موقع و استفاده از تصویربرداری دقیق نقش مهمی در پیشگیری از عوارض تحلیل ریشه دارد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی فراوانی تحلیل ریشه دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته فک بالا با استفاده از تصاویر توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) بود.

روش بررسی: در این مطالعه مشاهده‌ای- تحلیلی گذشته‌ نگر، ۶۰ تصویر CBCT بیماران دارای دندان کانین نهفته
(15 مورد دو طرفه و 45 مورد یک طرفه) به روش نمونه گیری در دسترس از میان مراجعه کنندگان به کلینیک‌های تخصصی رادیولوژی فک، دهان و صورت شهر بابل، شمال ایران، در سال 1402 مورد بررسی قرار گرفت. متغیرهایی از جمله سن، جنسیت، موقعیت و جهت رویش دندان کانین، وجود تحلیل ریشه در دندان‌های مجاور، نوع دندان درگیر، شدت و ناحیه تحلیل مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون مجذور کای نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 انجام شد.

یافته‌ها: در کلیشه‌های CBCT مورد بررسی (7/66% مؤنث و 70% بالای ۱۸ سال)، 75 مورد نهفتگی (41 مورد در سمت راست و 34 مورد در سمت چپ) مشاهده شد. تحلیل ریشه در دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته فک بالا تنها در ۷ نفر (7/%11) دیده شد. این تحلیل در تمامی موارد به صورت خفیف و در دندان لترال مشاهده شد. از لحاظ موقعیت عمودی، 7/%85 موارد در ناحیه میانی ریشه رخ داده بود. هیچ ارتباط معنی داری میان تحلیل ریشه با جنسیت، سن، موقعیت یا جهت رویش کانین یافت نشد (05/0

نتیجه ‌گیری: باتوجه به احتمال بروز تحلیل ریشه در دندان‌های لترال مجاور به کانین نهفته و در ناحیه میانی ریشه، توصیه می‌شود جراحان فک و صورت و متخصصان ارتودنسی پیش از آغاز درمان، ارزیابی دقیق و اولیه‌ای از موقعیت دندان نیش و دندان‌های مجاور با استفاده از تصاویر CBCT انجام دهند تا از بروز عوارض احتمالی پیشگیری شود.


امیرحسین رستمی، سیدعلی سیدمجیدی، ولی الله آرش، عباس رامیار، نیما هدایتی گودرزی، امیرحسین قاسمی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک یکی از ناهنجاری‌های شایع ارتودنتیک است. کشیدن پرمولرهای اول یکی از روش‌های درمانی متداول در این بیماران محسوب می‌شود. از آنجایی که تأثیر این امر بر نسبت‌های بولتون همچنان نامشخص است، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر کشیدن پرمولرهای اول بر نسبت‌های بولتون به دنبال درمان ارتودنسی بود.
روش بررسی: این مطالعه آزمایشگاهی بر روی مدل‌های فیزیکی بایگانی شده 34 بیمار کلاس I مبتلا به بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک با عدم کفایت لبی بیش از ۴ میلی ‌متر و لب‌های برجسته، موجود در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل در سال 1403 انجام شد. تمامی بیماران دارای مجموعه کامل دندان‌های 1 تا 6 در هر کوادرانت فکی بودند. پس از اسکن دیجیتالی مدل‌ها، نسبت‌های کلی و قدامی بولتون محاسبه گردید. سپس فرآیند کشیدن دیجیتالی پرمولرهای اول شبیه ‌سازی شد. نسبت‌ها بار دیگر اندازه‌ گیری و با مقادیر پیش از درمان با آزمون تی نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی ‌داری 05/0 مقایسه شدند.
یافته‌ها: از 34 کست مورد مطالعه، 6/67 درصد متعلق به بیماران مؤنث بود. میانگین نسبت کلی بولتون به دنبال کشیدن پرمولرهای اول از 23/2±33/90 درصد به 39/2±72/87 درصد و نسبت قدامی از 96/2±19/78 درصد به 03/3±85/77 درصد کاهش یافت (001/0>P). همچنین در ۱۵ بیمار فضای باقی ‌مانده پس از درمان مشاهده شد که عمدتاً در فک پایین بود.
نتیجه ‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، کشیدن پرمولرهای اول منجر به کاهش معنی دار نسبت‌های کلی و قدامی بولتون در بیماران مبتلا به بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک شد. با این حال، احتمال باقی ‌ماندن فضای اضافی به ‌ویژه در فک پایین وجود دارد. توجه ارتودنتیست به این موارد در طرح درمان موفق و پایدار ضروری است.

امین شهسوار میستانی، علیرضا بابایی درزی، محمد تقی‌پور، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSD) از مشکلات شایع شغلی در بین دندانپزشکان محسوب می‌شوند. با توجه به تأثیر این اختلالات بر سلامتی و عملکرد دندانپزشکان، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان عمومی و متخصص شاغل در شهر بابل انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پرسشنامه استاندارد نوردیک مشتمل بر بخش‌های عمومی و اختصاصی، به صورت حضوری و پس از تماس تلفنی و اعلام تمایل به همکاری در مطالعه، بین دندانپزشکان شاغل شهر بابل بر اساس آمار اخذ شده از نظام پزشکی شهرستان، توزیع شد. این پرسشنامه حاوی سؤالاتی در خصوص احساس درد و ناراحتی در اندام‌های مختلف شامل گردن، شانه و پایین پشت می‌باشد. فراوانی شرکت کنندگان مبتلا به MSD براساس جنسیت، راست/چپ دست بودن، تخصص، ورزش کردن و فعالیت در یک رشته ورزشی خاص ارزیابی شد. همچنین میانیگن سن، وزن، قد، شاخص توده بدنی، میزان ساعت کاری هفتگی و سابقه کار دندانپزشکان با و بدون MSD مورد مقایسه قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل، مجذور کای و تست دقیق فیشر نرم‌ افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: از ۱۸۲ دندانپزشک مراجعه ‌شده، ۱۷ نفر تمایلی به شرکت نداشتند و ۵ نفر واجد معیارهای خروج از مطالعه بودند، در نهایت ۱۶۰ نفر با میانگین سابقه کاری ۲۶/۹ ± ۶۵/۱۵ سال وارد مطالعه شدند که 100 نفر از ایشان (5/62%) مذکر. ۹۵ نفر (4/59%) دندانپزشک عمومی و ۶۵ نفر (6/40%) متخصص بودند. شیوع کلی MSD در این جمعیت 90% گزارش شد. بیشترین محل درد مربوط به ناحیه گردن (4/76%) و کمترین آن در ناحیه قوزک پا (3%) بود. تنها بین انجام فعالیت ورزشی منظم و کاهش بروز MSD ارتباط آماری معنی دار مشاهده شد (001/P<) و با سایر متغیرها همچون جنسیت، راست/چپ دست بودن، ورزش کردن، تخصص و رشته تخصصی ارتباط آماری معنی داری نداشت (05/0 نتیجه‌گیری: اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان شهر بابل بسیار شایع است. با توجه به شیوع بالای این اختلالات، طراحی و اجرای دوره‌های آموزشی در زمینه ارگونومی و توصیه به فعالیت ورزشی هدفمند ضروری به نظر می‌رسد.

وحید هرندی، فهیمه رشیدی میبدی، فاطمه کارآمد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع فناوری‌های دیجیتال در دندانپزشکی، ارزیابی سطح آگاهی و نگرش دندانپزشکان نسبت به این تحول ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی آگاهی و نگرش دندانپزشکان عمومی‌‌ شهر یزد نسبت به دندانپزشکی دیجیتال در سال ۱۴۰۳ بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ۱۳۵ دندانپزشک عمومی به روش نمونه ‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه آنلاین شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با آگاهی و نگرش جمع ‌آوری و با نرم ‌افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. آزمون‌های من ‌ویتنی، کروسکال- والیس و کای ‌اسکوئر برای بررسی متغیرها استفاده گردید.
یافته‌ها: ۵۹ مرد و ۷۶ زن با میانگین سنی 87/7 ± 92/31 سال در مطالعه شرکت کردند. میانگین نمره آگاهی 77/2 ± 76/7 از ۱۲ بود. آگاهی بیشتر و نگرش مثبت‌تر با سن بالاتر، سابقه کاری بیشتر و جنسیت مرد مرتبط بود (05/0P<) 1/%74 از شرکت‌ کنندگان نسبت به دستگاه CAD/CAM شناخته ‌شده آگاهی نداشتند و 8/74% از پاسخ‌ دهندگان با نرم ‌افزارهای مربوط به ایمپلنت دیجیتال آشنا نبودند و 60% نیز نسبت به کاربرد صحیح اسکنرهای داخل‌دهانی آگاهی نداشتند. 5/81% نگرش کلی مثبت داشتند، اما تنها 9/11% دانش خود را هماهنگ با فناوری‌های نوین می‌دانستند.
نتیجه‌گیری: دندانپزشکان عمومی از سطح آگاهی متوسطی برخوردارند و شکاف‌های دانشی موجود نیازمند توجه بیشتر در آموزش دانشگاهی و مداوم است. ارتقای دانش گروه‌های خاص مانند دندانپزشکان جوان، کم ‌سابقه و بانوان ضروری است. تفاوت‌های معنی داری در نگرش بر اساس سن، جنسیت و سابقه کاری مشاهده شد.

مجتبی بیانی، حدیثه محمدی، بهزاد خوانساری نژاد، سیدحامد میرحسینی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: ویروس SARS-CoV-2 با قابلیت انتقال از طریق ذرات آئروسل، در محیط‌های بالینی از جمله کلینیک‌های دندانپزشکی چالش ‌برانگیز است. استفاده از ابزارهای پرسرعت مانند هندپیس و اولتراسونیک موجب تولید آئروسل فراوان می‌شود که در صورت آلودگی می‌تواند به گسترش عفونت منجر گردد. این مطالعه با هدف بررسی حضور ویروس در بخش‌های بالینی و غیر بالینی کلینیک دندانپزشکی آن انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۲۰ نمونه هوا از بخش‌های مختلف کلینیکی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک صورت گرفت. نمونه‌ها با پمپ مجهز به فیلتر به‌ مدت دو ساعت، با دبی ۵ لیتر در دقیقه و در ارتفاع
5/1 متری جمع ‌آوری شدند. انتقال نمونه‌ها در شرایط زنجیره سرد انجام و RNA ویروس با کیت اختصاصی و روش
RT-PCRبررسی شد.

یافته‌ها: از ۲۰ نمونه جمع‌ آوری‌ شده، ۳ نمونه (۱۵%) از نظر وجود RNA ویروس مثبت بودند. دو مورد از بخش‌های بالینی (ترمیمی و پروتز ثابت) و یک مورد از بخش غیر بالینی (پری‌کلینیک).

نتیجه ‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر حاکی از آن است که ویروس SARS-CoV-2 در بخشی از نمونه‌های هوای
جمع‌ آوری ‌شده از محیط‌های بالینی و غیر بالینی کلینیک دندانپزشکی قابل شناسایی بوده است. یافته‌های مطالعه حاضر
بر ضرورت رعایت دقیق پروتکل‌های کنترل عفونت در تمامی بخش‌های کلینیک، اعم از بالینی و غیر بالینی، تأکید می‌کند.


محمدرضا رحیمی قجور، بابک اکبری،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

این مقاله مروری به ‌طور مفصل به ظرفیت پلی ‌فنول‌‌های گیاهی در دندانپزشکی ترمیمی و پیشگیرانه می‌پردازد. پلی ‌فنول‌‌ها به ‌عنوان ترکیبات طبیعی، با تغییر در اکولوژی بیوفیلم‌ها، از طریق کاهش ویرولانس، مهار سیگنال ‌دهی کوئوروم ‌سنسینگ، اختلال در تولید مواد پلیمری خارج‌ سلولی و کاهش اسید زایی، به بازآرایی وضعیت میکروبی در محیط دهان کمک می‌کنند. علاوه بر این، پلی ‌فنول‌‌ها با ایجاد پیوندهای عرضی در ساختار کلاژن، مهار فعالیت ماتریکس‌ متالوپروتئینازها و تعدیل التهاب، از بافت میزبان (دندان و لثه) محافظت کرده و به حفظ سلامت آن‌ها کمک می‌کنند. شواهد علمی موجود از آزمایش‌های آزمایشگاهی، درون‌ محیطی و بالینی نشان ‌دهنده بهبود دوام باند در اتصال بین عاج و رزین است. در این زمینه، قوی‌ترین داده‌ها مربوط به استفاده از پرایمرهایی است که بر پایه ترکیباتی همچون پروآنتوسیانیدین‌ها، Quercetin، Epigallocatechin Gallate (EGCG) و Resveratrol هستند. در زمینه پیشگیری، وارنیش‌های حاوی atechinC بازآرایی مینای دندان را در حد وارنیش‌های فلورایدی ایجاد می‌کنند، در ‌حالی ‌که دهان‌شویه‌های غنی از عصاره انار، در حضور فلوراید، اثرات ضد دمینرالیزاسیون و ضد بیوفیلم را افزایش می‌دهند. در زمینه ایمپلنت‌ها و پروتزهای دندانی، پوشش‌های عامل ‌دار بر پایه Tannic acid یا Caffeic acid با مهار تشکیل بیوفیلم، از سطح ایمپلنت فلزی در برابر خوردگی محافظت می‌کنند. با‌ این ‌حال، چالش‌های قابل توجهی در فرمولاسیون پلی ‌فنول‌‌ها وجود دارد، از جمله اکسید شدن سریع، حلالیت محدود و تغییر رنگ که نیاز به مدیریت دقیق دارند. برای غلبه بر این مشکلات، استفاده از کنترل دوز، انتخاب مناسب حلال، تثبیت کووالانسی و ریزکپسوله ‌سازی پلی ‌فنول‌‌ها توصیه می‌شود. برای استفاده گسترده‌تر و مؤثرتر از پلی ‌فنول‌‌ها در دندانپزشکی، استاندارد سازی مدل‌های آزمایشگاهی چند گونه و نقاط پایانی بالینی بسیار ضروری است. علاوه بر این، انجام کارآزمایی‌های آینده ‌نگر برای دستیابی نتایج از مراحل آزمایشگاهی به بالینی لازم است. در نهایت، با طراحی سامانه‌های رسانش هوشمند و پایش دراز مدت شاخص‌هایی مانند بقا، پوسیدگی ثانویه، سلامت لثه و پایداری نوری، پلی ‌فنول‌‌ها به نسل جدیدی از مواد دندانی ضد باکتری، زیست ‌سازگار و از نظر زیبایی پایدار بدل می‌شوند.

نیکی رجب نسب، میثم میرزایی، فریدا عابسی، شروین مسعودی خلجی فرد، همت قلی نیا،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: کراودینگ دندانی به عنوان عامل مهم ایجاد مال اکلوژن تلقی می‌شود و شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد آن ما را در انتخاب استراتژی درمانی مناسب و دستیابی به نتایج پایدار پس از درمان یاری می‌دهد. از آنجایی که ارتباط طول قاعده فکین با این عامل نامشخص مانده است هدف این مطالعه بررسی رابطه بین طول قاعده فکین با کراودینگ دندانی در افراد با الگوهای مختلف اسکلتال در بعد ساجیتال بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 42 نفر از هر کلاس اسکلتال I، II و III بر اساس کراودینگ بیشتر از 4 و کمتر مساوی 4 میلی متر از تمام بیماران مراجعه کننده به بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل به صورت سرشماری بین سال‌های 1404-1390 به مطالعه وارد شدند. این نمونه‌ها از لحاظ ارتباط طول قاعده فکین در هر یک از کلاس بندی‌های اسکلتال با کراودینگ دندانی بررسی شد. برای اندازه گیری طول قاعده فکین از لترال سفالوگرام‌های پیش از درمان استفاده شد. جهت بررسی ارتباط‌های خواسته شده از آزمون‌های t تست و آنالیز واریانس یکطرفه و Bonferroni post hoc test استفاده و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته‌‌ها: در این مطالعه ۱۲۶ بیمار (3/64% زن) مورد ارزیابی قرار گرفتند. رابطه بین طول قاعده فکین با کراودینگ برحسب سن معنی دار نبود اما در زنان در فک پایین معنی دار گزارش شد (024/0P=). مطالعه حاضر نشان داد که طول قاعده فک بالا و پایین در کل نمونه با میزان کراودینگ دندانی ارتباط مستقیم و معنی داری ندارد. با این حال، تحلیل زیر گروه‌ها بر اساس کلاس‌های اسکلتی نشان داد که طول قاعده فک بالا و پایین در هر دو سطح کراودینگ (کمتر مساوی 4 و بیشتر از 4 میلی ‌متر) بین کلاس‌های I، II و III تفاوت معنی ‌داری دارد (011/0، 008/0 P=و 001/0P<). در فک پایین کلاس III بیشترین و کلاس II کمترین و در فک بالا کلاس III کمترین و کلاس II بیشترین طول قاعده را دارا بود.
نتیجه‌ گیری: این نتایج بیانگر آن است که الگوهای اسکلتی ساجیتال نقش قابل توجهی در تغییرات ابعادی فکین دارند. همچنین در کلاس I و III، بررسی طول قاعده فک پایین اهمیت بیشتری دارد، چراکه کاهش آن می‌تواند با کراودینگ شدیدتر مرتبط باشد. طول قاعده فک بالا و پایین در کل نمونه با شدت کراودینگ دندانی ارتباط مستقیم و معنی داری ندارد. این متغیر‌ها در سن معنی دار نبوده اما در زنان در فک پایین معنی دار گزارش شد. بنابراین یک شاخص آناتومیک منفرد مانند طول قاعده نمی‌تواند به تنهایی شدت کراودینگ را پیش ‌بینی کند.


صفحه 15 از 16     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb