46 نتیجه برای رادیوگرافی
محمد ابراهیمی ساروی، یوشیاهو رفوآ، یونس نظری داشلی برون، رضا شریفی،
دوره 26، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: دندان مولر سوم نهفته، سطح استخوان را در سطح دیستال دندان مولر دوم کاهش میدهد و گاهی اوقات میتواند منجر به تحلیل ریشه دندان مجاور نیز بشود. هدف از این تحقیق تعیین میزان این تحلیل با استفاده از رادیوگرافی پریآپیکال و پانورامیک بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- توصیفی 54 بیمار (28 مرد، 26 زن) بزرگتر از 15 سال با میانگین سنی 22 سال از بخش جراحی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران حضور داشتند. از هر بیمار رادیوگرافی پانورامیک و پریآپیکال دندان مولر سوم (به دلیل روتین بودن آنها و بررسی دقت پانورامیک نسبت به پریآپیکال) تهیه گردید و تحلیل ریشه دندان مولر دوم توسط دو نفر مشاهده و یادداشت گردید، برای آنالیز دادهها از تست آماری Fisher استفاده شد.
یافتهها: شیوع تحلیل ریشه دندان مولر دوم مجاور با مولر سوم نهفته در رادیوگرافی پانورامیک و پریآپیکال بیماران مورد بررسی به ترتیب 3/46 و 5/31 درصد بود (05/0 P> ). بیشتر این تحلیلها در یک سوم سرویکالی دندان مولر دوم که دندان مولر سوم نهفته با موقعیت مزیالی یا افقی مشاهده گردید.
نتیجهگیری: با توجه به درصد نسبتاً بالای تحلیل کشیدن دندان مولر سوم نهفته به ویژه با موقعیت مزیالی یا افقی برای جلوگیری از عوارض بعدی توصیه میگردد.
فاطمه مختاری، محمد حسین یوسفی، علی قرائتی جهرمی،
دوره 27، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان ریشه قسمت مهمی از کار یک دندانپزشک عمومی است. هدف از این مطالعه بررسی رادیوگرافیک کیفیت درمان ریشه انجام شده توسط دانشجویان عمومی دانشکده دندانپزشکی یزد بود.
روش بررسی: پروندههای مراجعهکنندگان به بخش درمان ریشه بین سالهای 1390 تا 1392، که توسط دانشجویان عمومی تحت درمان قرار گرفته بودند، براساس تعداد کانال به سه گروه تقسیم شدند و از هر گروه تعداد 80 پرونده به صورت تصادفی مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی کیفیت کار انجام شده از معیارهای طول پرکردگی، تقارب و تراکم استفاده شد و خطاهای حین درمان ریشه انجام شده نیز ثبت شدند. جهت مقایسات آماری از آزمونهای Fisher exact test و Chi-square استفاده شد.
یافتهها: براساس نتایج این مطالعه 155 (6/64%) پرونده طول پرکردگی مناسب داشتند، در حالیکه 55 (9/22%) نمونه با طول کوتاه و30 (5/12%) نمونه با طول بلند پر شده بودند و تفاوت به دست آمده بین سه گروه از نظر آماری معنیدار بود (001/0> P ). 187 (9/77%) پرونده تقارب کافی و 157 (4/65%) پرونده تراکم کافی داشتند. اختلاف به دست آمده بین سه گروه در بررسی تقارب (98/0= P ) و تراکم (88/0= P ) معنیدار نبود. در کل 2/39% از کل نمونهها همه خصوصیات درمان ریشه مناسب را داشتند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر میتواند با شناسایی نقاط ضعف درمان صورت گرفته در گروههای مختلف آموزشی، به برنامهریزی مناسب جهت بهبود کیفیت درمان ریشه در بخش عمومی دانشکده دندانپزشکی یزد، کمک نماید.
داریوش گودرزیپور، احمد سوداگر، الهام رموزی، حسام میکاییلی خیاوی، بهزاد شیخ فعال،
دوره 27، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : خطای فاصله بین زبان و کام در رادیوگرافی پانورامیک در صورتی ایجاد میشود که بیمار نتواند زبان را به طول کامل به سقف دهان بچسباند. در صورت بروز این خطا، تفسیر رادیوگرافیک ناحیه به سختی انجام شده و رادیوگرافی ممکن است از ارزش تشخیصی هم برخوردار نباشد. تحقیق حاضر با هدف تعیین ارتباط خطای فاصله بین زبان و کام در رادیوگرافیهای پانورامیک با نوع رابطه اسکلتال فکی انجام شد.
روش بررسی: در یک تحقیق توصیفی- مقطعی، 494 رادیوگرافی پانورامیک از بایگانی بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی تهران انتخاب و وجود یا عدم وجود خطای فاصله بین زبان و کام در آنها تعیین گردید. ارتباط وجود خطا و جنس، گروه سنی و نوع مالاکلوژن بیماران با استفاده از آزمون Chi-square از نظر آماری بررسی شد .
یافتهها : از کل تصاویر؛ 346 مورد (0/70%) دارای خطای فاصله میان زبان و کام و 148 مورد (0/30%) فاقد این خطا بودهاند. 1/74% رادیوگرافیهای بیماران مذکر و 9/66% تصاویر رادیوگرافی افراد مؤنث دارای خطای فاصله بین زبان و کام بودهاند. در افراد واجد مالاکلوژنهای Cl I (3≥ ANB ˂1)؛ Cl II و Cl III به ترتیب 6/65%، 1/73% و 4/67% نمونهها دارای خطا بودند. همچنین، فراوانی خطای فاصله بین زبان و کام در گروه سنی 14-5 سال و 15 سال یا بالاتر هم برابر 2/72% و 8/58% بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق، تفاوتهای معنیداری از نظر وجود خطای فاصله بین زبان و کام برحسب جنس و نوع مالاکلوژن دیده نشد ولی با افزایش سن بیماران؛ موارد خطای فاصله بین زبان و کام در رادیوگرافیهای پانورامیک به صورت معنیداری کاهش پیدا کرده بود.
ساندرا مهرعلیزاده، پیمان مهرورزفر، سیما تقیزاده، مریم عدالت، مهشاد محبی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص شکستگی عمودی ریشه دندان اغلب یک معضل کلینیکی ایجاد میکند . تشخیص آن در کلیشه رادیوگرافی داخل دهانی، جز در مواردی که اشعه عمود بر مسیر شکستگی باشد نیز مشکل است. عدم تشخیص اغلب به تصمیمگیری نادرست در مورد طرح درمان آتی دندان منجر میشود . هدف از انجام این مطالعه تعیین دقت تشخیصی گزینه نرم افزاری کنتراست معکوس رادیوگرافی دیجیتال و مقایسه آنها با تصاویر اولیه جهت یافتن روش ی مناسب جهت تشخیص شکستگی عمودی ریشه دندان بود.
روش بررسی: در این مطالعه تشخیصی از 40 دندان تک ریشه خارج شده تصاویر رادیوگرافی با گیرنده Phosphor plate تهیه شد. از هر دندان در حالت سالم و شکسته، تصاویر اولیه و کنتراست معکوس تهیه و ذخیره شد. 2 مشاهدهگر با تجربه تصاویر را دو بار و با فاصله دو هفته مشاهده کردند. شاخصهای تشخیصی (Accuracy, PPV, NPV, Specificity, Sensitivity) به صورت Absolute و Complete برای هر مشاهدهگر و هر نما محاسبه شد. مقادیر
Inter and intra observer reliability توسط آزمون Mc-Nemar به دست آمد .
یافتهها: اختلاف آماری معنیداری برای Inter-observer reliability در دو نمای اولیه و کنتراست معکوس نشان داده نشد (05/0 P> )، ولی در
Intra-observer Reliability در دو نمای مورد مشاهده، اختلاف معنیدار بود (05/0 P< ) . برای دقت، حساسیت، ویژگی تشخیصی و PPV در دو نمای مورد استفاده اختلاف معنیداری دیده نشد (05/0 P> ) ، در حالی که شاخص NPV اختلاف آماری معنیداری را بین دو نما گزارش کرد (05/0 P< ) .
نتیجهگیری: کاربرد گزینهی نرمافزار ی کنتراست معکوس جهت تشخیص شکستگی عمودی ریشه اختلافی با نمای اولیه نشان نمیدهد.
فرشید شمس، فهیمه سادات سناعی، نسیم عزیزی، علی پیمانی، زینب داوودمنش،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نگرانی از خطاهای تکنیکی در رادیوگرافیهای داخل دهانی و گزارشهایی مبنی بر تأثیر مثبت نشانگر لیزری اشعه مرکزی بر میزان خطاهای تکنیکی دانشجویان و کاستیهای تحقیقات قبلی و به منظور تعیین تأثیر استفاده و عدم استفاده از نشانگر لیزری در خطاهای تکنیکی، این پژوهش در بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی واحد تهران در سال 92 انجام پذیرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک پژوهش Clinical trials بود که در بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد واحد تهران توسط دو گروه 40 نفره دانشجو که در حال گذراندن درس عملی رادیولوژی 1 بودند انجام شد. دانشجویان به دو گروه مداخله و مقایسه تقسیمبندی شدند. گروه مداخله با نشانگر لیزری و گروه مقایسه بدون نشانگر لیزری تمرین کردند و در آخر از هر دو گروه بدون استفاده از نشانگر آزمون گرفته شد. به طور کلی560 کلیشه تهیه شد. فیلمها از نظر وجود خطاهای تکنیکی و کیفیت بررسی شدند و یافتهها با استفاده از آنالیز آماری Chi-squareو Mann-Whitneyدرسطح معنیداری 05/0=&alpha مقایسه شدند.
یافتهها: در این بررسی با استفاده از تیوب رادیوگرافی با و بدون نشانگر لیزری اشعه مرکزی، خطاهای کن کات((Cone cut (001/0>P) همپوشانی تصویرOverlap)) (001/0>P) اختلاف معنیداری نشان دادند. در بررسی کیفیت(عالی، قابل اقماض و نیاز به تکرار)، فیلمهای تهیه شده با استفاده از دو روش فوق اختلاف معنیداری داشتند (03/0=P).
نتیجهگیری: استفاده از نشانگر لیزری اشعه مرکزی باعث سهولت یادگیری دانشجویان مبتدی در تنظیم اشعه مرکزی وکاهش اشکالات تکنیکی خطاهای کن کات ((Cone cut و همپوشانی تصویر((Overlap میشود و نیاز به تکرار رادیوگرافیها کاهش مییابد.
سیده طاهره محتویپور، سمیه نعمتی، عالیه سادات جوادزاده حقیقت، سیده سعیده محتویپور، مینا سادات میرخانی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: طویل شدگی زایده استایلویید ممکن است منجر به بروز سندرم ایگل و علایم مرتبط شود. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی زایده استایلویید طویل شده و ارزیابی ارتباط شیوع آن با جنسیت و سن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه از رادیوگرافی های پانورامیک دیجیتال مربوط به بیماران مراجعه کننده به بخش رادیولوژی دهان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه گیلان استفاده گردید. طول زایده استایلویید اندازه گیری شد و به انواع طویل شده، سودوآرتیکولار و قطعهای طبقهبندی شد. الگوهای کلسیفیکاسیون A، B، C و D تعیین گردید. طول مساوی یا بیش از 30 میلیمتر به عنوان زایده استایلویید طویل شده در نظر گرفته شد. دادهها توسط SPSS و با استفاده از آزمونهای استفاده از آزمونهای t-test، chi-square،Pearson و Spearman تجزیه و تحلیل شد (05/0>P).
یافتهها: تصاویر رادیوگرافی 505 بیمار شامل 227 مرد (45%) و 278 زن (55%) از 10 تا 72 سال (9/12±1/40) مورد بررسی قرار گرفت. زایده استایلویید طویل شده در 230 نفر (5/45%) مشاهده شد. تفاوت شیوع ESP بین مردها (09/46%) و زنها (91/53%) معنیدار نبود (63/0=P). از میان انواع ESP، تایپ I و الگوی کلسیفیکاسیون B در مقایسه با سایر موارد فراوانی بیشتری نشان دادند.
نتیجهگیری: مطابق با یافتههای این مطالعه، زایده استایلویید طویل شده در جمعیت مورد بررسی شایع بود و با سن ارتباط قابل توجهی داشت.
سمانه بیات، شیرین سخدری، علی مختار، علی لطفی، مهدی امیری سیاوشانی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: فیبروم ادونتوژنیک مرکزی یک نئوپلاسم نادر برخواسته از اکتومزانشیم ادونتوژنیک میباشد. اغلب موارد آن در فک پایین و بین سنین 11 تا 39 سالگی رخ میدهد. تمایل قطعی به بروز در زنان با نسبت 2/2 به 1 وجود دارد و میزان عود آن بسیار کم است. هدف از این مقاله گزارش یک مورد از این ضایعه نادر بود که به صورت اتفاقی یافت شده بود.
گزارش مورد: دختری 11 ساله در طی درمان ارتودنسی و بدون هیچگونه شکایت و علایم بالینی، جهت بررسی جوانه دندانهای دایمی، رادیوگرافی پانورامیک تهیه کرد. در کلیشه پانورامیک یک ضایعه رادیولوسنت تک حجره ای با حدود مشخص و Corticated در ناحیه سمت راست تنه فک پایین مشاهده شد. ضایعه به روش جراحی خارج شد. در نمای میکروسکوپیک، مشخصات هیستوپاتولوژیک Central Odontogenic Fibroma از نوع Simple مشاهده شد.
نتیجه گیری: اگرچه فیبرومای ادونتوژنیک مرکزی یک نئوپلاسم خوش خیم نادر است ولی از آنجاییکه ممکن است بیمار بدون علایم بالینی مانند تورم، درد و پاراستزی باشد، ارزیابی دقیق تصاویر رادیوگرافی برای تشخیص زود هنگام ضایعات دارای اهمیت است.
مجید صاحبی، مرضیه علیخاصی، فرشاد موافق، وحیده نظری،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: در پاسخ به نیازهای زیبایی و استفاده از اباتمنتهای سرامیکی، تشخیص عدم تطابق در محل اتصال اباتمنت- ایمپلنت، اهمیت ویژهای مییابد. هدف این مطالعه بررسی حساسیت و ویژگی تصاویر رادیوگرافی در تشخیص عدم تطابق اباتمنتهای زیرکونیایی و تیتانیومی در سه نوع ناحیه اتصال بود.
روش بررسی: از هر کدام از سیستمهای Branemark، Noble active و Replace یک ایمپلنت با قطر متوسط در مدلهای آکریلی مانت شد. اباتمنتهای تیتانیومی و زیرکونیایی یک بار با انطباق صحیح و یک بار با فاصله 0.5 میلیمتر به ایمپلنتها متصل شدند. از دوازده حالت به دست آمده، تصاویر رادیوگرافی دیجیتال با زوایای عمودی و افقی صفر درجه تهیه شد و برای ارزیابی وجود یا عدم وجود شکاف، به ده نفر متخصص در درمان ایمپلنت در دو نوبت زمانی نشان داده شد. آنالیز آماری توسط انالیز کاپا صورت گرفت.
یافتهها: ضریب همبستگی بین طبقهای (ICC) نوبتهای اول و دوم به ترتیب 52/0 و 72/0 بود (P<0.01). حساسیت تشخیص شکاف در گروههای مطالعه قابل قبول بود (100-95%)، به جز در Noble active با اباتمنت تیتانیومی که کمترین میزان را داشت (35%). ویژگی تمام گروهها قابل قبول بود (95-80%) غیر از Noble active و Replace با اباتمنتهای زیرکونیایی که به ترتیب 45% و 30% بود و در Branemark با اباتمنت تیتانیومی بیشترین مقدار را داشت (95%).
نتیجهگیری: حساسیت تصاویر رادیوگرافی در تشخیص عدم تطابق تنها در Noble active با اباتمنت تیتانیومی قابل قبول نمیباشد. ویژگی تصاویر رادیوگرافی در موارد عدم وجود شکاف در اباتمنتهای تیتانیومی مطلوبتر است.
سیده طاهره محتویپور، سیده سعیده محتویپور، عالیه سادات جوادزاده حقیقت، شیوا صادقی، مریم رضوانی، بهار محمود خالصی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی طول کانال برای دستیابی به درمان اندودنتیک مناسب، ضروری میباشد. هرگونه خطا و محاسبه نادرست در ارزیابی طول کارکرد به خصوص در کانالهای انحناءدار منجر به عوارض حین و بعد از درمان ریشه میگردد. ظهور رادیوگرافی دیجیتال امکان اندازهگیری دیجیتال طول کانالهای انحناءدار را برای ما فراهم ساخته است. هدف از این مطالعه بررسی ابزار کالیبراسیون سیستم دیجیتالComplementary Metal Oxide Semiconductor (CMOS) در ارزیابی طول کارکرد کانال بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، ابتدا 80 دندان مولر کشیده شده مندیبل انتخاب شدند، سپس براساس زاویه انحناء کانال و رادیوس 45 دندان در سه گروه درنظر گرفته شدند. سیم ارتودنسی به طول 5 میلیمتر در سطح لترال ریشه قرار داده شد. پس از قرار دادن فایل اندودنتیک در یک سوم اپیکال، از دندانهای رادیوگرافی با فیلم معمولی تهیه شد. رادیوگرافیها اسکن و به نرمافزار سیستم دیجیتال CMOS وارد شدند. طول فایل توسط دو مشاهدهگر با و بدون ابزار کالیبراسیون نرمافزار اندازهگیری دیجیتال ارزیابی شد. ابتدا همبستگی مشاهدهگرها ارزیابی شد. سپس دادهها توسط Paired t- test آنالیز آماری شدند.
یافتهها: توافق بین مشاهدهگرها مطلوب بود. بین میانگین مقادیر اندازهگیری شده کالیبره شده و طول واقعی فایل براساس انحنا کانال اختلاف معنیدار وجود نداشت (0.001<P). اما بین میانگین مقادیر اندازهگیری کالیبره نشده و طول واقعی فایل براساس انحناء کانال اختلاف معنیدار یافت شد (0.001>P).
نتیجهگیری: اندازهگیریهای کالیبره شده طول فایل نسبت به اندازهگیریهای غیرکالیبره شده از دقت بالاتری برخوردار بودند.
زهرا تفاخری، غزاله مصطفیزاده، محمود شیخ فتح الهی،
دوره 29، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین آناتومی مندیبل با سن و جنسیت در رادیوگرافی پانورامیک بیماران بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، رادیوگرافی پانورامیک ۳۲۲ فرد 55-25 ساله مورد بررسی قرار گرفت. افراد به 3 گروه سنی 34-25، 44-35 و 55-45 سال تقسیم شدند و شاخصهای رادیومورفومتریک(Gonial angle, Antegonial angle, Mental foramen, Mandibular canal, Mandibular foramen) در رادیوگرافی پانورامیک بیماران اندازهگیری شد. در پایان، اطلاعات جمعآوری شده توسط نرمافزار آماری SPSS نسخه ۱۸ و با استفاده از آزمون t دو نمونه مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندگانه تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین شاخصهای رادیومورفومتریک در گروههای سنی مختلف تفاوتهایی را نشان داد که از نظر آماری معنیدار نبودند (05/0P>). میانگین تمامی زوایای مورد اندازهگیری در زنان بزرگتر از مردان و سایر شاخصهای مورد اندازهگیری در مردان بزرگتر از زنان بود. همچنین Mandibular foramen نیز با افزایش سن به طرف قدام حرکت میکرد.
نتیجهگیری: بر اساس مطالعه انجام شده در این نمونه محدود، شاید بتوان به این نتیجه رسید که شاخصهای رادیومورفومتریک مورد ارزیابی در این مطالعه دقت بالایی در پیش بینی سن و جنسیت ندارند.
احسان توکلی حسینی، عبدالرحیم داوری، مهسا عاصمی اصفهانی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: رادیواپسیته یک نیاز مهم برای همه مواد ترمیمی است. مواد رادیواپک به دندانپزشک امکان تشخیص و بررسی رادیوگرافیک ترمیم، پوسیدگی اولیه، ارزیابی کانتورها، اورهنگ و پوسیدگی ثانویه را میدهد. هدف از این مطالعه بررسی رادیواپسیته دو نوع بیس و لاینر در مقایسه با ساختار دندان با استفاده از یک سیستم رادیوگرافی دیجیتال بود.
روش بررسی: در این مطالعه دو گروه از مواد آماده شد: دیسکهای 1 و 2 میلیمتری برای گلاس آینومر ودیسکهای 5/0 و 1 میلیمتری برای دایکال. نمونههایی در ضخامت مشابه از مینا و عاج نیز تهیه شد. یک استپ وج آلومنیومی به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. سپس نمونهها بر روی سنسورهای فسفر پلیت قرار داده شده و با اشعه ایکس اکسپوز شد. آنالیز ANOVA برای بررسی تفاوت میان گروهها استفاده شد. به علاوه برای مقایسه دو به دوبین گروهها، آزمون Bonferroni استفاده شد (005/0P˂).
یافتهها: در ضخامت 5/0 میلیمتر دایکال لایت کیور وسلف کیور و مینای دندان رادیواپسیتهای بالاتر از عاج دندان نشان دادند و در این میان رادیواپسیته مینا از دایکال نوری بیشتر بود. در ضخامت 1 میلیمتر تمامی مواد رادیواپسیته بالاتر از عاج نشان دادند. به این صورت که گلاس آینومر نوری و سلف کیور و دایکال سلف کیور رادیواپسیتهای بیشتر از مینا نشان داده و مینا رادیواپسیتهای بیشتر از دایکال نوری نشان داد. در ضخامت 2 میلیمتر گلاس آینومر لایت کیور و سلف کیور رادیواپسیتهای بالاتر از مینا و عاج نشان دادند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد با افزایش ضخامت مواد مورد بررسی، میزان رادیواپسیته آنها افزایش مییابد. همچنین همه مواد مورد آزمایش رادیواپسیته کمتری نسبت به عاج داشته و فقط مینا رادیواپسیته بیشتری را نسبت به دایکال نوری نشان داد.
فرزانه مساوات، حوریه باشی زاده فخار، محمد جواد خرازی فرد، فاطمه ملک پور اسطلکی،
دوره 32، شماره 2 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص شکستگی عمودی ریشه (VRF) در کلینیک از اهمیت زیادی برخوردار است، چون دندانهای با VRF پیشاگهی ضعیفی دارند و غالباً هرگونه درمان بر روی دندان بینتیجه خواهد بود. محدودیت تصاویر دو بعدی پری اپیکال از یک سو و کاهش دقت تصاویرCBCT به علت حضور آرتیفکتها در نمونههای درمان ریشه شده از سوی دیگر ما را بر آن داشت تا در این مطالعه به مقایسه دقتCBCT و رادیوگرافی پری اپیکال با دو زاویه افقی متفاوت در تشخیص VRF در نمونههای درمان ریشه شده بپردازیم. هدف از این مطالعه مقایسه دقتCBCT و رادیوگرافی پری اپیکال با دو زاویه افقی متفاوت در تشخیص VRF در نمونههای درمان ریشه شده بود.
روش بررسی: دراین مطالعه 60 دندان اندو شده که تصادفی کد گذاری شده بودند، به دو گروه تقسیم شدند: یک گروه 30 تایی که شکستگی در آنها ایجاد شد و 30 عدد بدون شکستگی. تصویربرداری CBCT و پری ایپکال دیجیتال با دو زاویه افقی با اختلاف 15 درجه تهیه شد و تصاویر توسط رادیولوژیست مورد ارزیابی قرار گرفت. در این مطالعه از Weighted kappa برای انالیز آماری استفاده شد.
یافتهها: حساسیت سیستم تصویربرداری CBCT (8/%75) در مقایسه با رادیوگرافی دیجیتال (3/68%) برای تشخیص شکستگی عمودی ریشه بالاتر بود. همچنین ویژگی سیستم تصویربرداری CBCT (%90) در مقایسه با رادیوگرافی دیجیتال (1/79%) برای تشخیص شکستگی عمودی ریشه نیز بالاتر بود )05/0P<).
نتیجه گیری: تکنیک تصویربرداری CBCT نسبت به پری اپیکال دیجیتال دقت تشخیصی بالاتری در شکستگیهای عمودی ریشه دارد و امکان تشخیص قابل اعتمادتری را برای ما فراهم میکند.
اعظم احمدیان یزدی، ثمره مرتضوی، حسین سعیدی مقدم،
دوره 32، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با بروز خطا در تصاویر رادیوگرافی داخل دهانی، تشخیص دندانپزشک دچار اشکال شده و طرح درمان بیمار نیز ممکن است دچار اشکالاتی شود. تکرار این رادیوگرافیها به واسطه افزایش اشعه دریافتی سلامت بیمار را تحت تأثیر قرار میدهد. تحقیق حاضر با هدف تعیین میزان شیوع و انواع خطاهای رادیوگرافی پریاپیکال تهیه شده توسط دانشجویان در بخش رادیولوژی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی مشهد در سال 1396 انجام شد.
روش بررسی: در یک ارزیابی توصیفی- مقطعی 1470 رادیوگرافی پریاپیکال تهیه شده توسط دانشجویان در طول یک ترم تحصیلی سال 96 انتخاب و ارزیابی شدند. با مشاهده رادیوگرافی خطاهای تکنیکی معمول رادیوگرافی و نیز تکرار رادیوگرافی در آنها تعیین و گزارش گردید. در نهایت فراوانی و درصد خطاهای رادیوگرافی برحسب نوع رادیوگرافی و جنسیت دانشجوی تهیه کننده رادیوگرافی و سن بیمار و تاریخ تهیه رادیوگرافی محاسبه و گزارش شد. دادهها به وسیله نرم افزار SPSS19 و آزمون آماری کای اسکوئر، با سطح معنیداری (۰5/۰=P) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: خطاهای شایع به ترتیب خطای جایگذاری غلط فیلم 2/27% و Cone cut 2/%27، Elongation 2/%13 زاویه افقی 9/10% و میزان تکرار رادیوگرافی برابر 9/2% بود. بیشترین خطا در فک بالا و از نوع خطای Cone cut بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج به دست آمده در جمعیت مورد مطالعه بیشترین خطاهای رادیوگرافی شامل خطاهای جایگذاری فیلم و Cone cut بود و این دو خطا با بیشترین فراوانی باعث تکرار رادیوگرافی شده بودند که ضرورت ارائه آموزشیهای اختصاصی برای پیشگیری از بروز این خطاها را مورد تأکید قرار میدهد.
سعید وحید تازه کند، آسیه افتخاری،
دوره 33، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: رادیوگرافی یکی از مهمترین روشهای پاراکلینیکی در تشخیص صحیح و انتخاب درمان در دندانپزشکی است. به دلیل خطرات احتمالی اشعه X برای بیماران، مسئولیت حرفهای دندانپزشک ایجاب میکند که از انجام رادیوگرافیهای غیر ضروری پرهیز گردد. هدف این مطالعه بررسی آگاهی دندانپزشکان شهر زنجان نسبت به اصول حفاظت در برابر اشعه در سال 1398 بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- توصیفی، به 107 دندانپزشک عمومی و متخصص شاغل در شهر زنجان مراجعه و پرسشنامههای طراحی شدهای بین آنها توزیع گردید. سطح آگاهی دندانپزشکان در 27 سؤال از موارد تجویز رادیوگرافی ارزیابی و در هر یک از سؤالات مذکور، آگاهی آنها بر حسب جنس، سن، سابقه کاری، شرکت در دوره بازآموزی، داشتن دستگاه اشعه ایکس در محل طبابت و نوع فعالیت مقایسه گردید. پس از جمعآوری دادهها، با کمک آزمون Chi-square، T مستقل و ANOVA توسط نرم افزار SPSS ورژن 22 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان آگاهی دندانپزشکان عمومی (08/3±35/14) از اصول حفاظت در برابر اشعه نسبت به دندانپزشکان متخصص (35/2±19/17) کمتر بود و افرادی که در کارگاههای بازآموزی شرکت کرده بودند (99/2±85/13) آگاهی کمتری نسبت به افرادی که شرکت نکرده بودند (3±97/15) داشتند که از نظر آماری معنیدار بود (05/0>P) اما تفاوت معنیداری از نظر آماری در آگاهی دندانپزشکان نسبت به اصول حفاظت در برابر اشعه بر اساس جنس، سن، نوع فعالیت، داشتن دستگاه اشعه ایکس در محل طبابت و سابقه تجربه کلینیکی مشاهده نگردید (05/0≤P).
بحث و نتیجهگیری: آگاهی دندانپزشکان، به تفکیک در حیطههای مختلف مورد بررسی، در سطح متوسط بود. لذا طراحی و برگزاری هدفمندتر دورههای بازآموزی جهت حفظ و ارتقاء سطح آگاهی دندانپزشکان با توجه به دستورالعملهای ارائه شده توسط مراجع، کماکان لازم به نظر میرسد.
امینه غزنوی، احمد رضا طلایی پور، مهدی وطن پور، امیر عباس مشاری،
دوره 33، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص آسیب به پالپ ناشی از تحلیل خارجی سرویکال ریشه دارای اهمیت فراوانی در درمان و پیش آگهی دارد، به این دلیل هدف از انجام این مطالعه مقایسه دو سیستم تصویر برداری مختلف، رادیوگرافی دیجیتال با گیرندههای (PSP) Photostimulable Phosphor در سه نمای مختلف افقی و تصاویر توموگرافی با اشعه مخروطی، برای ارزیابی آسیب پالپ در حفره شبیه سازی شده تحلیل خارجی سرویکال ریشه است که در سال 1398در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد انجام شده است.
روش بررسی: 40 دندان قدامی فک بالا با ریشه های صاف یا ریشههای مستقیم وارد مطالعه شدند. دندانها به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند (20 دندان تحلیل خارجی ریشه با اکسپوز پالپ و 20 دندان بدون اکسپوز پالپ). هر نمونه با استفاده از رادیوگرافی دیجیتال Photostimulable phosphor (در 3 زاویه افقی) و سیستم تصاویر توموگرافی با اشعه مخروطی ارزیابی شد و وجود آسیب پالپ بررسی شد. نتایج منفی کاذب و مثبت کاذب در 2 روش تصویر برداری با آزمون نسبتها ارزیابی شد.
یافتهها: در ضایعه پروگزیمال، تصاویر توموگرافی با اشعه مخروطی ارزش اخباری مثبت = 7/85 درصد و ارزش اخباری منفی = 5/89 رصد، رادیوگرافی داخل دهانی دیجیتال ارزش اخباری مثبت = 80 درصد و ارزش اخباری منفی = 80 درصد داشتند. آزمون ratio نشان داد که اختلاف در تشخیص ضایعه پروگزیمال
معنیدار نیست (4/0>P).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد، در تشخیص ضایعه در سطوح پروگزیمال بین دو سیستم تصویر برداری تفاوت معنیداری وجود ندارد.
مهرافروز دانشیان، کیانوش ملک زاده، معصومه افسا،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: دستیابی به روشهای غیر تهاجمی جهت تشخیص مناسب پوسیدگی ثانویه در مجاورت ترمیمهای دندانی از اهمیت بالایی برخوردار است. باتوجه به اینکه تغییر زوایای افقی و عمودی تابش اشعه ایکس در تصاویر رادیوگرافی، میتواند تشخیص پوسیدگیهای دندانی را تحت تأثیر قرار دهد، این مطالعه با هدف ارزیابی تأثیر تغییر زاویه افقی تابش اشعه ایکس بر تشخیص پوسیدگیهای دندانی در مجاورت ترمیمهای آمالگام کلاس II دندانهای خلفی در تصاویر رادیوگرافی پری اپیکال طراحی شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، ضایعات پوسیدگی مصنوعی در دیواره اگزیال حفره ترمیم آمالگام در سطوح اینترپروگزیمال 27 دندان پره مولر کشیده شده انسان ایجاد شد. رادیوگرافیهای پری اپیکال با زوایای افقی متفاوت از دندانها تهیه و توسط 5 مشاهدهگر ارزیابی و نمره دهی شد. برای هر مشاهدهگر میزان حساسیت، ویژگی، دقت، تشخیص مثبت کاذب و منفی کاذب تصاویر رادیوگرافی در هر کدام از زوایای افقی محاسبه و شاخصهای ذکر شده توسط آزمون ناپارامتری کروسکال والیس بین زوایای مختلف رادیوگرافی مقایسه شدند. جهت بررسی میزان توافق کلی بین مشاهدهگرها از ضریب توافق کاپای فلایز استفاده شد.
یافتهها: بالاترین دقت تشخیص رادیوگرافیک پوسیدگی ثانویه در سطوح مزیال دندانها، مربوط به تابش اشعه ایکس با زاویه 5 درجه مزیالی و دیستالی (66/86%) و در سطوح دیستال دندانها نیز به زوایه 10 درجه از سمت دیستال (90/85%) اختصاص یافت. همچنین، بین زاویههای افقی مختلف (0، 5، 10 و 15 درجه مزیال و دیستال) در میزان دقت تفاوت معنیداری وجود داشت (01/0P=)، بالاترین میزان توافق بین مشاهدهگرها، در تشخیص ضایعات پوسیدگی سطوح مزیال دندانها، در زاویه 10 درجه دیستالی (86/0) و در سطوح دیستال دندانها، در زاویه 5 درجه دیستالی (89/0) بود.
نتیجه گیری: در موارد شک به وجود پوسیدگی ثانویه در ناحیه پروگزیمال دندانی، در صورتیکه در رادیوگرافی استاندارد با زاویه مستقیم، پوسیدگی ثانویه قابل مشاهده نباشد تغییر زاویه افقی به میزان 5-10 درجه میتواند شانس مشاهده پوسیدگی زیر ترمیمهای دندانی را افزایش دهد.
احمدرضا محمدی، ملیحه صفری، مانلی هوشیار، مریم محبی نیا،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: استئواسکلروزیس ایدیوپاتیک رشد موضعی استخوان کورتیکال بدون علامت است و در رادیوگرافی پانورامیک به طور اتفاقی کشف میشود. هدف این مطالعه ارزیابی فراوانی استئواسکلروزیس ایدیوپاتیک و ویژگیهای رادیوگرافیک آن در تصاویر پانورامیک بیمشاران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی اراک در سال 1402-1401 بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 460 تصویر پانورامیک از بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی اراک به صورت رندوم انتخاب شدند، بررسی شد. اطلاعات دموگرافیک بیمار، فراوانی استئواسکلروزیس ایدیوپاتیک، محل و همچنین ارتباط آن با دندانهای مجاور از نظر مجاورت با لامینا دورا و لیگامان پریودنتال و ویژگیهای رادیوگرافیک از نظر سایز و مورفولوژی ارزیابی شد. دادهها به کمک نرم افزار SPSS24 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: تصاویر پانورامیک460 بیمار (266 مرد و 194 زن) با میانگین (انحراف معیار) سنی 12/38 (75/11) سال بود. فراوانی استئواسکلروزیس ایدیوپاتیک 1/6 درصد (28 تصویر) به دست آمد. 9/92 درصد ضایعات در فک پایین و 4/46 درصد آنها در مجاورت دندانهای پرمولر بودند. ضایعه در 3/39 درصد موارد در مجاورت با لیگامان پریودنتال و لامینادورای دندان بود و در 6/3 درصد با جابه جایی اندک دندان مجاور و
9/17 درصد با تحلیل ریشه دندان همراه بود. بر طبق نتایج، ارتباطی بین بروز این ضایعه با سن و جنسیت مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجه گیری: فراوانی استئواسکلروزیس ایدیوپاتیک در بیماران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی اراک 1/ 6 درصد بود. بیشتر ضایعات در خلف فک پایین مشاهده شدند. مهم است که بتوان این ضایعه را از ضایعات رادیواپک فکی که نیاز به درمان دارند، افتراق داد.
نیما بیوکی، محمد آقاعلی، الهیار جهانگیر، علی صالح، محبوبه پورعبداللهی، آیدا مهدی پور،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خارج سازی دندانهای مولر سوم از اقدامات شایع درمانی در دندانپزشکی است. مجاورت دندان مولر سوم مندیبل با عصب آلوئولار تحتانی ممکن است جراحی را چالش برانگیز سازد و سبب عوارض نامطلوب شود. هدف این مطالعه تعیین صحت تشخیصی و ارتباط یافتههای تصاویر پانورامیک به دو روش طبقه بندی (رود- شهاب و تاناکا) با تصاویر CBCT در جراحی خارج سازی مولر سوم مندیبل بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی روی 65 بیمار مراجعه کننده به کلینیک رادیولوژی خصوصی شهر قم که دارای رادیوگرافی پانورامیک و CBCT هم زمان بودند، انجام شد. تصاویر پانورامیک و CBCT به ترتیب وارد نرم افزارهای Scanora و Ondemand شدند. رابطهی دندان مولر سوم مندیبل با عصب آلوئولار تحتانی برحسب طبقهبندی تاناکا و نشانههای رادیوگرافیک رود- شهاب مورد ارزیابی قرار گرفت و با تصاویر CBCT مقایسه شد. در نهایت دادههای به دست آمده با استفاده از آزمون کای اسکوئر، منحنی ROC و نرم افزار SPSS نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. سطح معنی داری 05/0>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: از بین ۶۵ نمونه، 1/23% را مردان و 9/76% را زنان تشکیل دادند. میانگین سنی شرکت کنندگان 77/8 ± 06/29 بود. بین طبقهبندی اطلاعات تصاویر پانورامیک به روش تاناکا با نزدیکی ریشه دندان مولر سوم به عصب آلوئولار تحتانی در تصاویر CBCT ارتباط معنیداری دیده شد (011/0=P). این ارتباط در طبقه بندی اطلاعات تصاویر پانورامیک به روش رود- شهاب هنگام افزایش تعداد نشانهها نیز معنی دار بود (044/0=P). نشانه های تیرگی ریشه (A) و انحراف کانال عصبی مندیبل (F) از طبقه بندی رود- شهاب دقت تشخیصی بیشتری از سایر نشانه ها در تعیین تماس کانال عصبی نشان دادند.
نتیجهگیری: با افزایش تعداد نشانههای طبقه بندی تصاویر پانورامیک به روش رود- شهاب احتمال تماس ریشه دندان مولر سوم با کانال عصب آلوئولار تحتانی بالاتر میرود. نشانه تیرگی ریشه و پس از آن انحراف کانال عصبی دقیقتر بودند. طبقه بندی تاناکا میتواند در افتراق تماس یا عدم تماس ریشه مولر سوم فک پایین با کانال عصب الوئولار تحتانی به کار رود.
میترا منتظرلطف، مهرداد حسینی شکیب، رضا رادفر، مینا خیام زاده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسیدگی دندان یکی از بیماریهای مزمن دهان با شیوع بالا در سراسر جهان است. تشخیص به موقع و دقیق پوسیدگیهای دندانی نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت ضایعات و کاهش عوارض دارد. هدف از این مطالعه، مرور نظاممند مطالعات انجام شده در زمینه تشخیص پوسیدگیهای دندانی بر روی رادیوگرافی پری اپیکال با استفاده از یادگیری ماشین است.
روش بررسی: جستجوی جامعی در پایگاههای داده PubMed، Scopus، Web of Science،IEEE Xplore و Google Scholar تا پایان سال 2024 انجام شد. معیارهای ورود شامل استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین برای تشخیص پوسیدگی دندان در رادیوگرافیهای پری اپیکال یا داخل دهانی بود. کیفیت مطالعات با استفاده از ابزار QUADAS-2ارزیابی شد.
یافتهها: از 825 مقاله اولیه، 13 مطالعه معیارهای ورود را داشتند. تمام مطالعات از شبکههای عصبی کانولوشنی(CNNs) استفاده کرده بودند، با معماریهای متنوعی از جمله ResNet، VGG، Inception، DenseNet و YOLO. مدلهای مبتنی بر ResNet و مدلهای ترکیبی آن بهترین عملکرد را با دقت تشخیصی 82 درصد تا 98 درصد نشان دادند. مقایسه با متخصصان انسانی در 6 مطالعه نشان داد که الگوریتمهای یادگیری عمیق عملکرد مشابه یا بهتری داشتند.
نتیجهگیری: یادگیری عمیق، بهویژه CNNها، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود تشخیص پوسیدگیهای دندانی در رادیوگرافیهای پری اپیکال دارد. با این حال، چالشهایی مانند محدودیت دادههای آموزشی با کیفیت و مسائل مربوط به تعمیم پذیری نیاز به بررسی بیشتر دارد.
بیتا خیری، منا فاضل قاضیانی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل تسهیل فرآیند تشخیص و تصمیم گیری بالینی در دندانپزشکی با استفاده از هوش مصنوعی (AI) در سالهای اخیر، استفاده از این ابزار در دندانپزشکی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بر همین اساس لازم است دندانپزشکان از مزایا و معایب هوش مصنوعی قبل از اجرای آن آگاه باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی جامع کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در تشخیص بیماریهای دندانی همراه با چالشها و معایب آن انجام شد.
روش بررسی: برای این مقاله مروری، یک جستجوی کامل بر روی پایگاههای اطلاعاتی Pub-Med و Google Scholar انجام شد و مطالعات منتشر شده طی سالهای اخیر و همچنین مطالعات منتشر شده 2024 با استفاده از کلید واژههای «هوش مصنوعی»، «دندانپزشکی»، «تشخیص» گردآوری شد. در نهایت مقالات مرتبط، با تمرکز بر هوش مصنوعی در دندانپزشکی و تشخیص بیماریهای دندانی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: پیشرفتهای هوش مصنوعی در تصویربرداری دندان، به ویژه از طریق یادگیری ماشینی (ML) و شبکههای عصبی مصنوعی (Artificial Neural Networks-ANN)، به طرز چشمگیری روشهای تشخیص بیماریهای دندانی را متحول کرده است. این فناوریها با استفاده از الگوریتمهایی که به سیستمها امکان یادگیری و واکنش به دادهها را میدهند، به دندانپزشکان کمک میکنند تا اطلاعات پیچیده را تحلیل کنند و نتایج دقیقتری به دست آورند. جدیدترین پیشرفت در این حوزه، یادگیری عمیق (DL) است که با استفاده از چندین لایه شبکه عصبی، قادر به پردازش دادههای بدون برچسب و پیشبینی نتایج میباشد. این تکنیکها در زمینههای مختلفی مانند تصویربرداری تشخیصی، پریودنتولوژی، تشخیص پوسیدگی دندان و غربالگری پوکی استخوان کاربرد دارند و به بهبود کیفیت خدمات دندانپزشکی کمک میکنند. علیرغم مزایای هوش مصنوعی در دندانپزشکی بالینی، سه چالش بحث برانگیز شامل سهولت استفاده، بازگشت مالی سرمایه و شواهد عملکرد یا به عبارتی قابل اعتماد بودن وجود دارد و باید مدیریت شوند.
نتیجه گیری: همانطور که نتایج به دست آمده نشان میدهد، مهمترین مزیت هوش مصنوعی، تشخیص بیماریهای دندان است. هوش مصنوعی با خودکارسازی وظایف روتین و بهبود مراقبت از بیماران، پتانسیل بالایی برای کاهش فشار بر سیستمهای بهداشتی دارد. با این حال، این فناوری هرگز نمیتواند جایگزین تخصص انسانی شود و باید بر اساس اصول اخلاقی هدایت گردد. در نهایت، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری ارزشمند در دندانپزشکی شناخته میشود و تصمیمگیری نهایی همواره بر عهده دندانپزشک باقی میماند.