جستجو در مقالات منتشر شده


39 نتیجه برای استخوان

یداله سلیمانی‌شایسته، سید حسین محسنی‌صالحی‌منفرد، سولماز اسکندریون،
دوره 19، شماره 3 - ( 3-1385 )
چکیده

 زمینه و هدف: روشهای درمانی رژنریتیو یکی از راه‌های درمانی ضایعات پریودنتال می‌باشند که سعی در بازسازی کامل انساج ازدست رفته در اثر بیماریهای پریودنتال را دارند. استفاده از فرآورده‌های ماتریکس مینا (Emdogain) امروزه به واسطه تواناییهای خاص این ماده، در بین روشهای رژنریتیو از توجه خاصی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر فرآورده‌های ماتریکس مینا و دبریدمان ساده در درمان ضایعات استخوانی دو و سه دیواره پریودنتال انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی (Clinical Trial)، 24 ضایعه استخوانی دو و سه دیواره پریودنتال مشابه با عمق پاکت 5 میلیمتر یا بیشتر و حد چسبندگی کلینیکی 6 میلیمتر یا بیشتر و عمق ضایعه استخوانی 3 میلیمتر یا بیشتر، مورد بررسی قرار گرفت. ضایعات به صورت تصادفی به دو گروه تست و کنترل تقسیم شدند. قبل از درمان، بیماران گروه تست و کنترل از لحاظ Plaque Index، Gingival Index و متغیرهای عمق پاکت، حد چسبندگی کلینیکی و بازسازی استخوانی (Bone level) تفاوت معنی‌داری نشان ندادند. در گروه کنترل ضایعات با روش دبریدمان ساده و در گروه تست با استفاده از EDTA و فرآورده‌های ماتریکس مینا (Emdogain) درمان شدند. یافته‌های به دست آمده از اندازه‌گیریهای متغیرها قبل و بعد از درمان در دو گروه با استفاده از آزمون آماری Greenhouse-Geisser از گروه General Linear Model ارزیابی و میزان تأثیر دو روش با هم مقایسه گردید. 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: متوسط تغیرات حاصل در سه متغیر، عمق پاکت (Probing Pocket Depth)، سطح چسبندگی کلینیکی (Clinical Attachment Level) و بازسازی استخوان (Bone Level) در ارزیابیهای 3 و 6 ماه پس از جراحی در گروه تست به صورت معنی‌داری از گروه کنترل مطلوبتر بود.
نتیجه‌گیری: استفاده از فرآورده‌های ماتریکس مینا به عنوان یک روش مطلوب در درمان ضایعات استخوانی دو و سه دیواره پریودنتال پیشنهاد می‌شود.


صغری یاسائی، محمد مهدی سروش،
دوره 19، شماره 4 - ( 11-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: استخوان هایوئید برخلاف سایر استخوانهای ناحیه سر و گردن مفصل استخوانی نداشته و به وسیله عضلات و لیگامان‌ها به مندیبل، کرانیوم و حلق متصل می‌شود. در طول درمان با دستگاه فانکشنال در بیماران با مال اکلوژن class II div 1، مندیبل در موقعیت پائینتر و جلوتر قرار می‌گیرد و با توجه به ارتباطی که بین مندیبل با استخوان هایوئید وجود دارد، تغییر موقعیت استخوان هایوئید نیز می‌تواند یکی از اثرات درمانی دستگاه فانکشنال باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تغییرات موقعیت استخوان هایوئید، متعاقب درمان با دستگاه فانکشنال فرمند در بیماران با مال اکلوژن class II div 1 انجام شد.

روش‌ بررسی: در این مطالعه کارآزمائی بالینی قبل و بعد، 28 بیمار دارای مال اکلوژن class II div 1 مورد بررسی قرار گرفتند و به طور میانگین 11 ماه تحت درمان با دستگاه فانکشنال بودند. سفالومتری بیماران براساس شاخصهای الگوی رشدی به سه دسته افقی، عمودی و نرمال تقسیم شد. پس از بررسی سفالومتری، با استفاده از آزمون Paired t اختلاف میانگینهای قبل و بعد از درمان مورد ارزیابی قرار گرفت و برای مقایسه سه گروه رشدی از آزمون واریانس استفاده شد. 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: استخوان هایوئید در بعد افقی به صورت معنی‌دار به سمت قدام (01/0P<) و در بعد عمودی به مقدار ناچیز به بالا جابه‌جا شده بود. بین سه گروه رشدی صورت در رابطه با تغییرات استخوان هایوئید، در بعد افقی اختلاف معنی‌دار دیده نشد، ولی در بعد عمودی بین گروه رشدی افقی با گروه رشدی عمودی اختلاف معنی‌دار بود (05/0P<). بین کاهش زاویه ANB با حرکت رو به قدام استخوان هایوئید همبستگی معنی‌داری مشاهده شد (043/0P=).

نتیجه‌گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، درمان با دستگاه فانکشنال فرمند (Fa II) باعث تغییرات معنی‌دار در موقعیت استخوان هایوئید و جا‌به‌جایی قدامی آن می‌شود.


فریده حقیقتی، آزاده نصری،
دوره 20، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده

 زمینه و هدف:رابطه بین استئوپروز و بیماری‌های پریودنتال هنوز به درستی شناخته نشده است. این دو بیماری در سنین بزرگسالی بسیار شایع بوده و تعداد زیادی از جمعیت را به خصوص در ایران به خود اختصاص می‌دهد. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثر استئوپروز بر بیماری‌های پریودنتال و نقش بهداشت دهانی بر جلوگیری از این روند بود.
روش بررسی: در این مـطالعه historical cohort از بین 111 نفر که از آنها (bone mineral density) BMD استخوان‌های کمری و ران توسط روش DXA (dual-energy X-ray absorptiometry) تهیه شده بود، ایندکس پلاک به روش Silness and Loe به دست آمد. از این میان 68 نمونه برحسب استئوپروتیک یا نرمال بودن و داشتن بهداشت دهانی بالا یا پایین در 4 گروه به طور مساوی قرار گرفتند. بر روی هریک از آنها معاینات کلینیکی پریودنتال شامل خونریزی حین پروب کردن (BOP)، تحلیل لثه (GR)، عمق پاکت (PPD) و از دست رفتن دندان (TL) انجام شد. از آزمون آنالیز واریانس 4 طرفه و 2 طرفه جهت پردازش داده‌ها با 05/0>P به عنوان سطح‌ معنی‌داری استفاده شد.
یافته‌ها: آنالیز داده‌ها ارتباط معنی‌دار TL(P= 0.050) و GR (P= 0.045) را با استئوپروز به طور مستقل از بهداشت دهانی تایید نمود. درحالیکه درمورد BOP و PPD ارتباط معنی‌داری دیده نشد. در ضمن وجود ارتباط معنی‌دار بهداشت دهانی با کل شاخص‌های پریودنتال تایید شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر استئوپروز با ایجاد تغییر و کاهش ساختار استخوانی، استعداد افراد را به پیشرفت و شدت بیماری‌های پریودنتال افزایش می‌دهد و در کاهش ارتفاع لثه و تعداد دندان‌های باقی مانده موثر است.


حوریه باشی‌زاده فخار، فرید ابوالحسنی، طاهره محتوی‌پور،
دوره 21، شماره 1 - ( 7-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: اندازه‌گیری دقیق استخوان برای تعیین ابعاد ایمپلنت ضروری است. جراح بایستی برای نیل به موفقیت از دقت روش‌های مختلف تصویربرداری آگاهی کافی داشته باشد. هدف از این مطالعه مقایسه دقت توموگرافی خطی و رادیوگرافی پانورامیک در تعیین فواصل عمودی و همچنین دقت توموگرافی خطی در تعیین ضخامت استخوان فک پایین بود.

روش بررسی: در این مطالعه که از نوع بررسی روش‌ها بود، فواصل عمودی بین نشانه‌های فلزی در راس کرست و دیواره فوقانی کانال مندیبولار بر روی مقاطع توموگرافی و رادیوگرافی پانورامیک در 23 محل از چهار مندیبل خشک اندازه‌گیری شد. عرض مندیبل نیز در همان مقاطع توموگرافیک تعیین گردید. سپس استخوان‌ها از محل‌های نشانه‌گذاری شده بوسیله اره برقی برش داده شدند. اندازه‌های به دست آمده از تصاویر با واقعیت مقایسه شدند.

یافته‌ها: ضرایب بزرگنمایی عمودی دستگاه برای توموگرافی و رادیوگرافی پانورامیک به ترتیب 79/1 (17/0=SD) و 69/1 (23/0=SD) و برای بزرگنمایی افقی در توموگرافی 47/1 (17/0=SD) تعیین گردید. ضریب همبستگی پیرسون بین توموگرافی خطی و واقعیت در ابعاد عمودی (968/0r= ,001/0p<) و ضخامت (813/0r= ,001/0p<) معنی‌دار بود. این ضریب برای رادیوگرافی پانورامیک ضمن معنی‌داری (795/0r= ,001/0p<) کوچکتر از موارد دیگر بود. با احتساب ضریب بزرگنمایی پیشنهاد شده توسط کارخانه سازنده، میانگین مطلق اختلافات بین اندازه‌های عمودی در توموگرافی خطی و رادیوگرافی پانورامیک به ترتیب 5/2 میلی‌متر (4/3=SD) و 8/3 میلی‌متر (65/1=SD) محاسبه شد. میانگین مقادیر مطلق خطا برای اندازه‌گیری ضخامت بوسیله توموگرافی خطی نیز 3/0 میلی‌متر (13/1=SD) بود. فقط 3/4% از اندازه‌های عمودی و 5/56% از اندازه‌گیری‌های ضخامت در توموگرافی و 3/4% اندازه‌ها در رادیوگرافی پانورامیک در محدوده خطای قابل قبول یعنی 1  میلی‌متر قرار داشتند. با کاربرد معادله رگرسیون خطی 87% اندازه ها در توموگرافی خطی برای محاسبه ارتفاع  و 8/51% اندازه‌ها در رادیوگرافی پانورامیک در محدوده 1  میلی‌متر قرار گرفتند.

نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های مطالعه حاضر توموگرافی خطی در اندازه‌گیری ارتفاع مندیبل دقیق‌تر از رادیوگرافی پانورامیک بود. دقت توموگرافی خطی در تعیین ضخامت استخوان در حد قابل قبول قرار داشت.


حمیدرضا عظیمی، نیما بخشعلیان، حسین شاهون،
دوره 22، شماره 2 - ( 8-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی هیستولوژیک میزان تاثیر عاج هموژن دمینرالیزه (HDDM) دندان خرگوش به همراه غشاء محافظ کلاژن (Paroguide) در ترمیم دیفکت‌های ایجاد شده در استخوان پاریتال خرگوش و همچنین مقایسه آن با تاثیر کاربرد غشاء محافظ به تنهایی می‌باشد.

روش بررسی: مطالعه بر روی 6 خرگوش سفید نژاد نیوزلندی انجام گرفت. در استخوان پاریتال هر خرگوش دو دیفکت ایجاد شد که یکی توسط قطعات یک میلی‌متری عاج هموژن دمینرالیزه پر و توسط غشاء کلاژن محافظت شد (گروه مورد آزمایش) و دیفکت دیگر تنها توسط غشاء کلاژن حفاظت شد (گروه شاهد). خرگوش‌ها در فواصل زمانی 15، 30، 45، 60، 75 و 90 روزه کشته شدند و نمونه برداری از دیفتک‌ها انجام گرفت. داده‌ها توسط آزمون آماری
 pair-t testو 03/0=p بررسی شد.

یافته‌ها: در بررسی هیستومورفومتریک، میزان استخوان جدید ساخته ‌شده در گروه مورد آزمایش نسبت به گروه شاهد تفاوت آماری نشان می‌دهد. هیچ واکنش التهابی در گروه مورد آزمایش یا گروه شاهد دیده‌ نشد.

نتیجه‌گیری: عاج دمینرالیزه هموژن سازگاری نسجی داشته و باعث القاء استخوان ‌سازی در دیفکت‌ها شده است. در طی روند Remodeling، عاج دمینرالیزه جذب گردیده و جای خود را به استخوان تازه تشکیل می‌دهد. سرعت ترمیم استخوان در دیفکت‌های پر شده با HDDM بیشتر از گروه شاهد بود.


مهرداد پنج‌نوش، حکیمه سیادت، مرضیه علی خاصی، مسعود علی حسینی،
دوره 22، شماره 2 - ( 8-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه امروزه درمان ایمپلنت به عنوان یک درمان معمول دندانپزشکی در سراسر جهان شناخته شده است اما به علت تحلیل استخوانی که در اطرف ایمپلنت‌ها رخ می‌دهد دستیابی به موفقیت همواره تضمین شده نیست. همچنین فاکتورهای متعددی بر میزان تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت‌ها مؤثر می‌باشند که از جمله آنها روش جراحی برای گذاشتن ایمپلنت می‌باشد. هدف از این مطالعه، مقایسه میزان تحلیل استخوان مارژینال اطراف ایمپلنت‌های Replace می‌باشد که با دو روش مختلف Submerge و Non-submerge به کار رفته‌اند.

روش بررسی: در این مطالعه 11 بیمار با 34 ایمپلنت Replace مورد بررسی قرار گرفتند که در هر بیمار (یک طرفه یا دو طرفه مندیبل) یکی از پایه‌ها به صورت Submerge و پایه دیگر Non-submerge به کار رفت. سپس در طی دوره 3 ماهه از یک پروتز پارسیل موقت استفاده شد که روی ایمپلنت‌ها قرار می‌گرفت. بعد از 3 ماه پایه Submerge اکسپوز شد و قالب‌گیری انجام و پروتز ثابت ساخته شد. میزان تحلیل استخوان کرستال اطراف ایمپلنت‌ها توسط رادیوگرافی‌های دیجیتالی گرفته شده در زمان جراحی، 3 ماه بعد و 6 ماه بعد از گذاشتن پروتز ثابت با روش Digital subtraction با هم مقایسه شدند. نتایج توسط آنالیز Wilcoxon Signed Ranks مقایسه شد.

یافته‌ها: میانگین تحلیل استخوان کرستال بعد از 3 ماه در گروه Submerge، 71/0±65/0 میلی‌متر می‌باشد و این مقدار در گروه Non-submerge، 53/0±41/0 میلی‌متر می باشد که این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار می‌باشد (p=0.02). همچنین میانگین تحلیل استخوان کرستال بعد از 6 ماه در گروه Submerge، 40/0±21/0 میلی‌متر می‌باشد و این مقدار در گروه Non-submerge، 49/0±29/0 میلی‌متر می‌باشد که این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار نمی‌باشد
(p> 0.05
).

نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که از لحاظ آماری تفاوت معنی‌داری بین میزان تحلیل استخوان کرستال بعد از 6 ماه در دو روش جراحی وجود ندارد.

 


سمانه آقازاده، حمیدرضا عظیمی لیسار، مهدی آشوری، محمد جواد خرازی‌فرد،
دوره 23، شماره 2 - ( 8-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه‌ حاضر جهت ارزیابی تأثیر ماتریکس استخوان دمینرالیزه‌ گاو  )زنوگرافت؛ (Demineralized Bone Matrix (DBM) در فرآیند ترمیم نقایص استخوان و مقایسه‌ آن با پودر استخوان دمینرالیزه‌ انسان (DBM انسان: آلوگرفت) که به صورت بالینی مورد استفاده قرار می‌گیرد، طراحی شده است.

روش بررسی: مطالعه بر روی 7 عدد خرگوش نر سفید نژاد نیوزلندی انجام گرفت. در ناحیه‌ درز میانی استخوان پاریتال هر خرگوش، سه نقص استخوانی بای‌کورتیکال به قطر 8‌ میلی‌متر با فرز ترفاین شماره 8 ایجاد شد. نقایص با مواد پیوندی به صورت تصادفی، پر شدند. یکی از نقایص در همه‌ خرگوش‌ها بدون ماده‌ پیوندی رها شد (به عنوان نقص کنترل). 3 ماه بعد ارزیابی هیستوپاتولوژیک در مورد میزان استخوان‌سازی انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از تست Friedman مقایسه‌ شدند و هنگامی که P-value کمتر از 05/0 بود، تستWilcoxon  (Boneferroni adjusted) برای مقایسه‌ دو به ‌دوی گروه‌ها به‌کار گرفته شد.

یافته‌ها: آنالیز آماری نشان داد که اختلاف بین نمونه‌های گروه محتوی DBM گاو با گروه کنترل (03/0P=) و DBM انسان با گروه کنترل (02/0P=) از جهت آماری معنی‌دار بود، اما اختلاف بین گروه‌های DBM گاو و DBM انسان معنی‌دار نبود (87/0P=).

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه ترمیم رضایت‌بخشی را در نقایص استخوان پاریتال خرگوش که با DBM گاو پر شده بودند، نشان داد. میزان بهبودی در این نقایص با بهبودی نقایص استخوانی پرشده با DBM انسان که به صورت بالینی مورد استفاده قرار می‌گیرد، قابل مقایسه بود.


فریده حقیقتی، مهوش موسوی جزی، بنفشه گلستان، هما کاشانی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: دانش در مورد ارتباط بین سیگار کشیدن و تحلیل عمودی استخوان آلوئل مختصر است. شواهد مهمی‌اثرات زیان‌آور سیگار را بر روی نسوج پریودنتال و استخوان آلوئول نشان می‌دهد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین مصرف سیگار و شیوع و شدت ضایعات عمودی استخوان آلوئل انجام گرفت.
روش بررسی: روش مطالعه به صورت مورد- شاهدی بود. 71 نفر با ضایعات زاویه‌دار استخوان (مورد) و 69 نفر بدون ضایعات زاویه‌دار استخوان (شاهد) در محدوده سنی 18 تا 70 سال، با مشاهده رادیوگرافی، معاینه و تکمیل پرسشنامه انتخاب شدند. ضایعه عمودی استخوان به عنوان تحلیل استخوان بین دندانی به میزان 2 میلی‌متر یا بیشتر تعریف شد که زاویه مشخصی به طرف مزیال یا دیستال ریشه داشته باشد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین سنی افراد مورد بررسی 14/37 و انحراف معیار آن 72/12 بود. در افراد با ضایعات زاویه‌دار استخوانی، 1/21 درصد سیگاری سبک و
4/25 درصد سیگاری متوسط - سنگین بودند. بین شرایط استعمال سیگار و شانس انتلا به ضایعات زاویه‌دار استخوان در بین افراد سیگاری و غیرسیگاری اختلاف آماری معنی‌داری وجود دارد (001/0P=). در مطالعه هم زمان متغیرها رابطه معنی‌داری میان مسواک زدن، سن و وضعیت سیگار کشیدن با شانس ابتلا به ضایعات زاویه‌دار استخوانی نتیجه شد اما جنس مرتبط نبود. به طوری که با کنترل سایر متغیرها شانس ابتلا به ضایعات پریودنتال و تحلیل عمودی استخوان آلوئول در بین سیگاری‌های سبک و متوسط- سنگین بیشتر از غیر سیگاری‌ها بود (به ترتیب OR تعدیل شده = 17/4 و OR تعدیل شده = 87/3).
نتیجه‌گیری: این مشاهدات پیشنهاد می‌کند که سیگار با افزایش شیوع و شدت ضایعات عمودی استخوان ارتباط دارد. سیگار یک عامل خطر بالقوه برای از دست رفتن نسج استخوانی پریودنتال در نظر گرفته می‌شود.


مژگان پاکنژاد، امیر رضا رکن، علی اکبر صبور یراقی، فلورا الهامی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: ترمیم ضایعات استخوانی به ویژه در نواحی که قرار است تحت درمان ایمپلنت قرار گیرند یکی از مشکلات دندانپزشکان امروز است.
Bovine bone mineral (Bio-oss) یکی از موفق‌ترین مواد پیوندی است که به عنوان داربستی برای مهاجرت استئوبلاست‌ها عمل می‌کند. در صورتی که بتوان با استفاده از ماده‌ای مهاجرت، تکثیر و تمایز استئوبلاست‌ها را تسریع کرد، امکان بازسازی حجم بیشتری از استخوان ممکن خواهد شد. شیر حاوی پروتیین‌هایی است که رشد استخوان را تنظیم می‌کند و یکی از مهمترین این پروتیین‌ها لاکتوفرین است. هدف از اجرای این مطالعه بررسی تأثیر اضافه کردن لاکتوفرین گاوی به Bio-oss بر استخوان‌سازی در کالواریوم خرگوش بود.
روش بررسی: لاکتوفرین در دو غلظت 500 و 50 میکروگرم بر میلی‌لیتر آماده شد. 10 عدد خرگوش سفید نیوزلندی برای مطالعه در نظر گرفته شدند.
4 حفره مشابه به قطر mm 6 در استخوان کالواریوم نمونه‌ها ایجاد شد و سپس در دو عدد ازحفره‌ها Bio-oss با 70 میکرولیتر لاکتوفرین با دو غلظت ذکر شده پر شد، در حفره سوم Bio-oss به تنهایی قرار داده شد و حفره چهارم به عنوان کنترل خالی گذاشته شد. این حفرات پس از 4 هفته مورد بررسی هسیتولوژیک و هیستومورفومتری قرار گرفتند.
یافته‌ها: در مطالعه حاضر التهاب مشهودی در گروه‌های مورد مطالعه مشاهده نشد. همچنین در واکنش جسم خارجی، نوع و وایتالیتی استخوان نیز تفاوتی بین گروه‌ها وجود نداشت. اما در مورد میزان استخوان ساخته شده گروه کنترل از سایر گروه‌ها به طور معنی‌داری کمتر بود (05/0P<). در بین سه گروه دیگر گروه‌های حاوی لاکتوفرین استخوان‌سازی بهتری داشتند هرچند این تفاوت از لحاظ آماری معنی‌دار نبود (1/0P=). با این حال به نظر می‌رسد اضافه کردن لاکتوفرین به Bio-oss باعث افزایش مختصری در استخوان‌سازی شده که این اثر در غلظت بالاتر بیشتر بوده است. در مورد میزان متریال باقی مانده نیز بین 3 گروه اختلاف معنی‌داری وجود نداشت (392/0P=)، هر چند در گروه‌های حاوی لاکتوفرین این میزان کمتر از گروه Bio-oss تنها بود.
نتیجه‌گیری: هرچند تفاوت معنی‌داری بین گروه‌ها دیده نشد ولی این طور به نظر می‌رسد که اضافه کردن لاکتوفرین باعث افزایش مختصری در استخوان‌سازی شده است. با توجه به محدودیت‌های مطالعه در مورد دوز لاکتوفرین، حجم نمونه و زمان ترمیم مطالعات بیشتری در این زمینه مورد نیاز است. همچنین به دلیل وجود احتمال لاکتوفرین از حفره، یافتن ماده‌ای حامل برای لاکتوفرین می‌تواند در شناسایی اثرات این ماده کمک کننده باشد.


داریوش گودرزی‌پور، پریسا کرمی،
دوره 23، شماره 4 - ( 11-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: پوسیدگی و تحلیل استخوان شایع‌ترین بیماری‌ها در حفره دهان می‌باشند. کنترل عوامل خطر مسبب این بیماری‌ها موجب کاهش شیوع آنها می‌شود. در این تحقیق با استفاده از رادیوگرافی‌های بایت وینگ از لحاظ وجود پوسیدگی ارتباط میان پوسیدگی و تحلیل استخوان مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه 150 رادیوگرافی مربوط به 86 بیمار مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی پوسیدگی بین دندانی و فاصله CEJ تا کرست ثبت شد. عوامل مخدوش کننده مانند تماس بین دندانی، نوع دندان، سطح دندان، استفاده از مسواک و نخ دندان همچنین سیگار کشیدن مورد نظر قرار گرفت. جهت انجام مطالعه از آنالیز رگرسیون استفاده شد.
یافته‌ها: بر اساس آنالیز انجام شده مشخص گردید ارتباط بین پوسیدگی و تحلیل استخوان معنی‌دار بود (02/0P=). همچنین ارتباط معنی‌داری بین استفاده از نخ دندان (03/0P=)، نوع دندان (0001/0P=)، سطح دندان (02/0P=) با تحلیل استخوان مشاهده شد. در این مطالعه نشان داده شد با لحاظ نمودن تأثیرعوامل مخدوش کننده نیز پوسیدگی و تحلیل استخوان با یکدیگر ارتباط دارند (0001/0P=).
نتیجه‌گیری: پوسیدگی و تحلیل استخوان نقش مهمی به عنوان ریسک فاکتور برای یکدیگر ایفا می‌کنند. از این رو می‌توان با پیشگیری از آنها سبب کاهش شیوع این دو ضایعه گردید.


حوریه باشی زاده فخار، اکبر عباس زاده،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: اندازه‌گیری دقیق استخوان توسط رادیوگرافی برای تعیین ابعاد ایمپلنت ضروری است. رادیولوژیست بایستی برای نیل به موفقیت، از اثر موقعیت سر بر روی ابعاد تصویر در روش‌های مختلف تصویربرداری آگاهی کافی داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان اثر تغییر زاویه پلن مندیبل بر روی دقت ابعادی تصاویر توموگرافی خطی مندیبل بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع بررسی روش‌ها و in vitro بود. جهت بررسی اثر موقعیت سر روی ابعاد تصاویر توموگرافی خطی، تصاویری با تغییر زاویه پلن مندیبل در جهات طرفی و قدامی‌خلفی از 3 مندیبل خشک تهیه و با واقعیت مقایسه شده است. یک سری تصویر در حالت زاویه صفر درجه و 16 سری تصویر با ایجاد شیب 5، 10، 15 و 20 درجه در پلن مندیبل در جهات فوقانی، تحتانی، لترال و مدیال تهیه و فواصل عمودی از رأس کرست تا حاشیه فوقانی کانال مندیبل در خلف و از رأس کرست تا حاشیه تحتانی مندیبل در قدام در 12 ناحیه از هر مندیبل در هر توموگرام اندازه‌گیری و با اندازه‌های واقعی در مندیبل برش خورده در نواحی مشخصی که با نشانگرهای رادیواپک علامت‌گذاری شده بودند مقایسه شده است. برای تحلیل داده‌ها از آنالیز Repeated measure ANOVA استفاده گردید.
یافته‌ها: آنالیز نشان داد که بین حالت استاندارد و شیب قدامی خلفی 15 درجه به سمت بالا اختلاف معنی‌دار وجود داشت (001/0P=). همچنین بین حالت استاندارد و شیب‌های طرفی 10 درجه (008/0>P)، 15 درجه (001/0>P) و 20 درجه (001/0>P) به سمت بالا اختلاف معنی‌دار وجود داشت. میانگین قدر مطلق خطا در حالت استاندارد یعنی شیب صفر درجه برای همه نواحی یکسان و به میزان (mm 19/0±22/0) بود و بیشترین میانگین قدر مطلق خطا در حالت استاندارد در ناحیه پرمولرها (mm 19/0±44/0) دیده شد. بیشترین میانگین قدر مطلق خطا در تغییر شیب قدامی ‌خلفی در شیب 20 درجه به سمت پایین در ناحیه کانین‌ها (mm 88/0±1) مشاهده گردید. بیشترین میانگین قدر مطلق خطا در تغییر شیب طرفی نیز در شیب 20 درجه به سمت بالا در ناحیه کانین‌ها
(mm 2±9/2) به دست آمد.
نتیجه‌گیری: در تصاویر توموگرافی مندیبل، به طور کلی بدون در نظر گرفتن ناحیه کانین‌ها در بیشتر موارد میانگین قدر مطلق خطا در شیب های 5 تا 20 درجه در جهت قدامی ‌خلفی و طرفی در حد یک میلی‌متر یا کمتر یعنی در محدوده قابل قبول قرار داشته است. هر چند این اثر در شیب طرفی بیشتر از شیب فوقانی تحتانی، در خلف مندیبل بیشتر از قدام آن و در شیب به سمت پایین بیش از شیب به سمت بالا بوده است.


مرضیه علی خاصی، پویا اصلانی،
دوره 26، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی ماندگاری میانگین تحلیل استخوان و مشکلات پس از درمان ایمپلنت‌‌های قرار داده شده در تکنیک All-on-4 بود.

  روش بررسی: با استفاده از واژه‌‌های کلیدی ایمپلنت زاویه‌دار، All-on-4 ، tilted implant و graftless technique جستجو مقالات در 10 سال اخیر
(2001 تا 2011) صورت گرفت و مقالات کارآزمایی بالینی که به ارزیابی ماندگاری، میانگین تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت‌‌های مستقیم و زاویه‌دار در سیستم ایمپلنت‌گذاری All-0n-4 ، استخراج شدند.

  در مجموع جستجوی انجام شده 73 مقاله یافت شد. بعد از ارزیابی و مطالعه عنوان و خلاصه مقالات، در مجموع 10 مقاله کارآزمایی بالینی که کاملاً با ویژگی‌‌های مورد نیاز همخوانی داشتند انتخاب و معیار‌‌هایی مانند میزان میانگین تحلیل استخوان، میزان ماندگاری در آن‌ها مقایسه شد .

  بحث و نتیجه‌گیری : نتایج نشان داد که میزان ماندگاری (96-100%) و میانگین تحلیل استخوان (با میانگین 34 /0-9/1 میلی‌متر) درمان All-on-4 تحت بارگذاری فوری، قابل مقایسه با درمان‌های معمول متکی بر ایمپلنت می‌باشد. مقایسه میزان ماندگاری و تحلیل استخوان در ایمپلنت‌‌های مستقیم و زاویه‌دار در سیستم All-on-4 نشان داد، این طرح درمان مقادیر قابل مقایسه با درمان‌‌های معمول متکی بر ایمپلنت است. همچنین مشکلات پس از درمان شامل شکستگی آکریل در پروتز موقت یا نهایی، جدا شدن دندان‌ها، شل شدن پیچ پروتزی یا پیچ اباتمنت ازجمله موارد گزارش شده همراه با پروتز‌‌های All-on-4 بود.


هادی اصغرزاده شیرازی، محمدرضا ملاک‌زاده،
دوره 27، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: پوشش‌های هیدروکسی آپاتیت بر روی ایمپلنت‌های دندانی به دلیل زیست سازگاری و زیست فعالی جایگاه ویژه‌ای در دندانپزشکی به خود اختصاص داده‌اند. هدف از این مطالعه، بررسی اثر ضخامت پوشش هیدروکسی آپاتیت بر توزیع تنش استخوان فک به روش آنالیز المان محدود بود.

  روش بررسی: در این مقاله، اثر ضخامت پوشش هیدروکسی آپاتیت در بازه 0 تا 200 میکرون بر روی ایمپلنت دندانی به روش المان محدود مورد بررسی قرار گرفت. مدل سه بعدی شامل یک قطاع از استخوان فک پایین، متشکل از یک لایه ضخیم کورتیکال در اطراف چگال اسفنجی، و ایمپلنت دندانی از نوع تجاری Nobel biocare در نرم‌افزار آباکوس شبیه‌سازی و تحت بارگذاری استاتیکی آنالیز گردید.

  یافته‌ها: نمودار بیشینه تنش فون‌مایزز- ضخامت پوشش در بازه 0 تا 200 میکرون برای استخوان‌های اسفنجی و کورتیکال رسم گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که با افزایش ضخامت پوشش هیدروکسی آپاتیت بیشینه تنش فون مایزز استخوان فک کاهش می‌یابد. همچنین ضخامت پوشش در بازه 60 تا 120 میکرون توزیع تنش نرم‌تر و تغییرات ملایم‌تری در بیشینه تنش فون‌مایزز به نمایش گذاشت.

  نتیجه‌گیری: با استفاده از پوشش هیدروکسی‌آپاتیت در این مطالعه، تنش در استخوان فک کاهش یافت که این کاهش تنش باعث پایداری و تثبیت سریع‌تر ایمپلنت در استخوان فک می‌گردد. نتیجه‌گیری می‌شود، استفاده از پوشش هیدروکسی‌آپاتیت به عنوان ماده زیست‌سازگار و زیست‌فعال می‌تواند نقش مهمی را در استخوان‌سازی سطح تماس ایمپلنت- استخوان ایفا کند.


سیده طاهره محتوی‌پور، سمیه نعمتی، عالیه سادات جوادزاده حقیقت، سیده سعیده محتوی‌پور، مینا سادات میرخانی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: طویل شدگی زایده استایلویید ممکن است منجر به بروز سندرم ایگل و علایم مرتبط شود. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی زایده استایلویید طویل شده و ارزیابی ارتباط شیوع آن با جنسیت و سن انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه از رادیوگرافی های پانورامیک دیجیتال مربوط به بیماران مراجعه کننده به بخش رادیولوژی دهان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه گیلان استفاده گردید. طول زایده استایلویید اندازه گیری شد و به انواع طویل شده، سودوآرتیکولار و قطعه‌ای طبقه‌بندی شد. الگوهای کلسیفیکاسیون A، B، C و D تعیین گردید. طول مساوی یا بیش از 30 میلی‌متر به عنوان زایده استایلویید طویل شده در نظر گرفته شد. داده‌ها توسط SPSS و با استفاده از آزمون‌های استفاده از آزمون‌های t-test، chi-square،Pearson و Spearman تجزیه و تحلیل شد (05/0>P).

یافته‌ها: تصاویر رادیوگرافی 505 بیمار شامل 227 مرد (45%) و 278 زن (55%) از 10 تا 72 سال (9/12±1/40) مورد بررسی قرار گرفت. زایده استایلویید طویل شده در 230 نفر (5/45%) مشاهده شد. تفاوت شیوع ESP بین مردها (09/46%) و زن‌ها (91/53%) معنی‌دار نبود (63/0=P). از میان انواع ESP، تایپ I و الگوی کلسیفیکاسیون B در مقایسه با سایر موارد فراوانی بیشتری نشان دادند.

نتیجه‌گیری: مطابق با یافته‌های این مطالعه، زایده استایلویید طویل شده در جمعیت مورد بررسی شایع بود و با سن ارتباط قابل توجهی داشت.


فرزانه جباری، بهزاد هوشمند، سعید حصارکی،
دوره 31، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

هدف این مقاله بررسی و تجزیه و تحلیل اصول بیولوژیکی بازسازی هدایت شده استخوان همراه با به کارگیری انواع ممبران‌ها و بیان نقاط ضعف و قوت هر ساختار است. در این مقاله مروری، برای دسترسی به مطالعات انجام شده از پایگاه‌های اطلاعاتی Google،Scopus ، PUBMED/MEDLINE استفاده شده و کلمات کلیدی: مواد زیست سازگار، غشاء و بازسازی استخوان در دندانپزشکی مورد جستجو قرار گرفت. 105 مقاله بررسی شده و نهایتاً 72 مقاله از سال‌های 1968 تا 2016  در نگارش نهایی متن مورد استفاده قرار گرفتند. مفهوم جراحی بازسازی هدایت شده استخوان حاکی از آن است که ترمیم و بازسازی نقص‌های استخوانی به احتمال بسیار زیاد با کمک غشاءهای انسدادی قابل دستیابی است که معمولاً به صورت مکانیکی جمعیت سلول‌های غیر استئوژنیک را از بافت نرم اطراف دور می‌سازد و به جمعیت سلول‌های استخوان ساز بر آمده از استخوان مبدأ اجازه عبور داده تا در ناحیه آسیب دیده قرار بگیرند. استفاده از غشاء برای عدم ورود سلول‌های غیر استخوان ساز، یک فاکتور کلیدی در تکنیک بازسازی هدایت شده استخوان است. تعداد زیادی از غشاءها در مطالعات کلینیکی و آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. هدف از این مطالعه، مرور مقاﻻتی بود که به بحث در مورد بازسازی هدایت شده بافت استخوانی و انواع غشاءهای مورد استفاده در این تکنیک پرداخته‌اند. با ارزیابی مقالات استخراج شده نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که اصلاح خواص مکانیکی و فیزیکی- شیمیایی غشاءها موجب بهبود فرآیند رشد استخوان جدید می‌شود، با این وجود تعیین نقش دقیق تخلخل‌های غشاء در این فرآیند نیاز به ارزیابی های بیشتر دارد. بهینه سازی ترکیب شیمیایی غشاء با تمرکز و توجه به ویژگی انسدادی و ویژگی‌های بیواکتیو، یک نکته مهم در این زمینه تحقیقاتی می‌باشد. عوامل گوناگونی مانند انعطاف پذیری، استحکام مکانیکی و نرخ تخریب تعیین کننده نوع غشاء مورد استفاده در بازسازی بافت استخوان می‌باشد.

محمد نجفی، حسن سمیاری، رخساره صادقی، فاطمه مشهدی عباس، فرشته شانه‌ای،
دوره 32، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بازسازی ضایعات استخوانی از اهداف ایده‌آل درمان های پریو دنتال و ایمپلنت‌های دندانی می‌باشد. بیومتریال‌های مختلفی به منظور دستیابی به این هدف استفاده شده و مطالعات زیادی سعی در مقایسه و معرفی بهترین آن‌ها داشته است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر پیوند استخوانی منجمد خشک نسبتاً دمینرالیزه (PDFDB) و آلوگرفت استخوانی خشک منجمد (FDBA) بر رژنراسیون دیفکت‌های استخوانی کالواریای خرگوش بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ۴۸ دیفکت مشابه با قطر ۸ میلی‌متر در کالواریای 16 خرگوش ایجاد شد. دو دیفکت با FDBA و PDFDB پر شدند و دیگری به عنوان گروه کنترل خالی باقی ماند. کلیه دیفکت‌ها با ممبران کلاژنی پوشانده شدند. 6 هفته و 12 هفته بعد از جراحی، ارزیابی‌های هیستولوژیک و هیستومورفومتریک انجام شد تا این متغیرها ارزیابی شوند: میزان تشکیل استخوان جدید و نوع آن، میزان ماده پیوندی باقیمانده، درجه التهاب و الگوی تشکیل استخوان. مقایسه درصد استخوان ‌سازی و بیومتریال باقی‌مانده با آزمون آنالیز واریانس تکراری انجام شد، در حالی که مقایسه متغیرهای کیفی توسط آزمون
غیر پارامتری
Friedman صورت گرفت.
یافته‌ها: به لحاظ میزان تشکیل استخوان جدید، تفاوت معنیدار قابل توجهی بین سه گروه مطالعه در گروه 6 هفته‌ای (۳۳/۰=P) و در گروه 12 هفته‌ای (۹۸/۰=P) دیده نشد. در نمونه‌های 6 هفته‌ای، میزان ماده پیوندی باقیمانده در گروه PDFDB به صورت قابل توجهی کمتر ازFDBA  (۰۴/۰=P) بود، اما این تفاوت در نمونه‌های 12 هفته‌ای قابل توجه نبود (۴۱/۰=P). کیفیت استخوان تفاوت قابل توجهی بین گروه‌های حاوی گرفت استخوانی و گروه کنترل پس از ۱۲ هفته نشان داد (۰۱/۰=P). بدین معنی که کلیه نمونه‌ها استخوان لاملار را پس از ۱۲ هفته نشان دادند در حالی که در گروه کنترل، تنها استخوان woven یا ترکیبی از woven و لاملار دیده شد.
نتیجه‌گیری: FDBA وPDFDB  اثر رژنراتیو مشابهی در دیفکت‌های استخوانی کالواریای خرگوش نشان دادند و بلوغ استخوانی را نسبت به دیفکت‌های بدون پیوند تسریع کردند.
 

سارا مقربی، اسدالله احمدزاده، صفورا قدسی، دکتر فرزاد بزمی، سارا ولی زاده،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: قراردهی فوری ایمپلنت به دنبال کشیدن دندان، درمانی است که مزایای زیادی دارد. پیشنهاد شده است که جهت حفظ استخوان آلوئول، ضخامت استخوان پلیت باکال جهت ایمپلنت فوری، باید حداقل 2 میلی‌متر باشد. هدف از این پژوهش، اندازه‌گیری ضخامت استخوان کورتیکال باکال در ناحیه دندان‌های پرمولر فک بالا با استفاده از توموگرافی کامپیوتری اشعه مخروطی (Cone Beam Computed Tomography) بود.
روش بررسی: در این مطالعه اپیدمیولوژیک توصیفی، از 29 بیمار مراجعه کننده (زن و مرد) به بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی جندی شاپور اهواز که جهت جایگذاری ایمپلنت طی مهر ماه 93 تا شهریور 94 اقدام کرده بودند، تصویر توموگرافی کامپیوتری اشعه مخروطی تهیه شد. ضخامت استخوان کورتیکال باکال، عمود بر محور طولی ریشه‌ها در 3 و 5 میلی‌متر اپیکال‌تر از نقطهCEJ  و درمحل اپکس ریشه اندازه‌گیری شد. تمامی اندازه‌گیری‌ها توسط دو متخصص رادیولوژی فک و صورت به صورت جداگانه انجام شد. پس از جمع‌آوری تمام اطلاعات، داده‌ها با استفاده از نرم فزار SPSS نسخه 22 و با استفاده از آماری توصیفی و آزمون آماری T-test تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: میانگین ضخامت استخوان کورتیکال باکال در پرمولر دوم به میزان قابل ملاحظه بیشتر از 1 میلی‌متر بود (001/0P=). اما میانگین ضخامت استخوان کورتیکال در ناحیه باکال پرمولر اول نزدیک به 1 میلی‌متر بود و تفاوت آماری قابل ملاحظه‌ای نداشت (29/0P=).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که استخوان باکال در ناحیه پرمولر دوم ضخامت کافی جهت قراردهی ایمپلنت فوری را با قابلیت پیش بینی پذیری بالاتری نسبت به پرمولر اول ماگزیلا دارد.
 
 

شقایق کهزادی، زهرا محمدی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

بازسازی هدایت ‌شده استخوان و بافت، یکی از روش‌های رایج در فرآیند درمان نواحی اطراف دندان طبیعی و نیز در درمان به کمک ایمپلنت‌های دندانی می‌باشد. در این فرآیند، غشاءهای سدی به کار می‌روند تا فضایی مناسب برای رشد استخوان جدید ایجاد کرده و از ورود سلول‌های غیرمطلوب به این محیط جلوگیری نمایند. ویژگی‌هایی از قبیل سازگاری با بافت زنده، ساختار پایدار، عمر مطلوب و سهولت در استفاده، از جمله معیارهای اصلی در انتخاب غشاءهای مناسب برای این کاربرد تلقی می‌شوند. از طرف دیگر، انتخاب نوع مناسب غشاءها، با توجه به تنوع بالای آن‌ها از لحاظ منبع تأمین، جنس، ساختار و خواص، به شرایط بالینی بیمار و نوع درمان مورد نظر نیز وابسته است و از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. در سال‌های اخیر، غشاءهای الیافی به دلیل خواص منحصر به ‌فرد، توجه خاصی را به خود جلب کرده‌اند. این غشاءها که به‌ وسیله الیاف طبیعی یا سنتزی تولید می‌شوند معمولاً دارای تخلخل بالایی هستند که به آسان‌تر شدن نفوذ رگ‌های خونی و سلول‌های استخوان ‌ساز کمک شایانی می‌نمایند. با توجه به میزان تخلخل و انعطاف ‌پذیری این نوع غشاءها، از آن‌ها برای ترمیم بافت‌های فک و دندان به طور گسترده استفاده شده که در افزایش حجم استخوان باز تولید، هدایت رشد آن و همچنین جلوگیری از ورود بافت نرم به ناحیه ترمیم بسیار مؤثر می‌باشد و در واقع، نهایتاً بر نتایج درمان تأثیر مثبت خواهد داشت. از طرف دیگر، به دلیل پیچیدگی و گستردگی عفونت‌های دهانی، در سال‌های اخیر رویکردهای جدید نانوتکنولوژیکی برای بازسازی مواضع عفونی در دندانپزشکی مطرح شده‌اند. این استراتژی‌ها، با هدف قراردادن موضع خاص و با دارا بودن ویژگی‌های غیرسمیت می‌توانند به انتقال مولکول‌های ضد میکروبی، بازسازی بافت و حفظ سلامت دهان کمک نمایند. در این راستا، غشاءهای نانو الیافی به‌ عنوان ساختارهای چند منظوره، هم در آزاد سازی مولکول‌های ضد میکروبی و هم به‌ عنوان داربست برای تشکیل بافت جدید نقش آفرین خواهند بود. به ‌طور کلی، غشاءهای الیافی با شبیه ‌سازی شرایط طبیعی بدن، محیطی ایده‌آل برای رشد و ترمیم بافت‌های استخوان فراهم می‌آورند و در نتیجه، باعث موفقیت بیشتر در درمان‌های دندانپزشکی می‌گردند. مقاله حاضر به تفصیل به بررسی جامع غشاءهای الیافی پلیمری و کامپوزیتی دارای پتانسیل رهایش دارو اختصاص یافته است.

نگار صرامی، سوسن صادقیان، مهرداد هنرمند،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: در دو دهه اخیر، استفاده از مینی اسکرو در ارتودنسی به شدت متداول شده است. عوامل مختلفی نظیر طراحی، طول، ضخامت، زاویه قراردهی مینی اسکرو و همچنین کیفیت و ضخامت استخوان بیمار بر موفقیت و ثبات مینی اسکرو تأثیر گذارند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیرات شکل مینی اسکرو، ضخامت استخوان کورتیکال و اسفنجی، گشتاور قراردهی و خارج ‌سازی بر تنش ایجاد شده در استخوان مندیبل اطراف مینی‌اسکرو انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت آنالیز المان محدود انجام شد. ابتدا محدوده ضخامت استخوان از منابع استخراج شده و شکل استخوان مندیبل و اشکال استوانه‌ای و مخروطی مینی اسکرو در نرم افزار آباکوس شبیه ‌سازی شد. با تغییرات متغیرهای مربوطه، میزان تنش ایجاد شده و همچنین تأثیر متغیر‌ها بر یک دیگر اندازه گیری شد.
یافته‌ها: افزایش گشتاور در هنگام جایگذاری و خارج‌ سازی مینی‌اسکرو، منجر به افزایش متقابل تنش در اطراف مینی‌اسکرو شد. تغییرات تنش در مینی‌اسکروهای مخروطی در واکنش به تغییرات ضخامت استخوان و میزان گشتاور، بارزتر بود. تأثیر ضخامت استخوان اسفنجی بر الگوی توزیع تنش حداقل گزارش شد.
نتیجه‌گیری: اگرچه مینی اسکروی مخروطی میزان گیر و ثبات بالاتری نسبت به نوع استوانه نشان می‌دهد، اما با توجه به حساسیت بالای آن نسبت به تغییرات سایر پارامترها نظیر ضخامت استخوان و میزان گشتاور استفاده از آن باید با احتیاط همراه باشد.

زهرا سهرابی، یگانه بدری، فرزان سلطانی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: به تازگی استفاده از زائده کامی به عنوان منبع پیوند استخوان اتوژن مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به محدودیت آناتومیک این فضا ارزیابی استخوان در دسترس در این ناحیه می‌تواند نقش مهمی در طرح درمان درست داشته باشد. هدف این مطالعه، ارزیابی میزان و تراکم استخوان در دسترس، جهت تهیه پیوند اتوژن از ناحیه زایده کامی فک بالا با استفاده از CBCT (Cone Beam Computed Tomography) قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی مقطعی، با جمع آوری تصاویر CBCT از 78 بیمار مراجعه کننده به یکی از کلینیک‌های رادیولوژی فک و صورت کرمانشاه در سال‌های 1401 و 1402، که فاقد نشانه‌ای از تروما، دندان‌های نهفته، ضایعات پاتولوژیک، شکاف کام، پریودنتیت شدید و جراحی وسیع بوده و همچنین دارای تمام دندان های ناحیه مورد نظر (پرمولر اول راست تا پرمولر اول چپ) بوده و رشد استخوانی آن‌ها تکمیل شده بود (سن بالای 20 سال) انجام شد. تصاویر CBCT گردآوری و به کمک برنامه ondemand مورد بررسی قرار گرفت. شاخص‌های متفاوتی از قبیل مساحت هر برش مقطعی، حجم استخوان (متغیر اصلی) با کمک فرمول ریاضی، تراکم استخوان و قطر کانال incisive اندازه گیری شد. به منظور بررسی فرضیه ها برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف Smirnov-Kolmogorov استفاده شد و چون هیچ کدام از متغیرهای ما نرمال نبود، از آزمون‌های همبستگی اسپیرمن و من ویتنی استفاده شد.
یافته‌ها: این مطالعه بر روی 78 نفر با میانگین سنی 43 سال انجام شد که 39 نفر آن‌ها زن و 39 نفر آن‌ها مرد بودند. میانگین حجم استخوان به دست آمده برابر با cm3 84/1 بود. بالاترین تراکم استخوان در ناحیه دندان انسیزور لترال مشاهده شد و میانگین قطر کانال اینسیزیو 68/2 میلی متر گزارش شد. با توجه به نتایج آزمون اسپیرمن هیچ کدام از متغیرها با متغیر سن دارای رابطه معنی داری نبودند و با توجه به نتایج آزمون من- ویتنی تراکم استخوان در ناحیه دندان لترال، کانین و پره مولر در زنان و مردان تفاوت معنی داری نداشت. اما حجم استخوان در دسترس با جنسیت ارتباط داشت و این مقدار در مردان بیشتر از زنان محاسبه شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این مطالعه میانگین حجم استخوان در ناحیه قدامی فک بالا برابر با cm3 51/1 و بیشترین تراکم استخوان مربوط به ناحیه دندان لترال بود. میانگین قطر کانال اینسیزیو cm3 68/2 بود و حجم استخوان در دسترس با جنسیت ارتباط داشته و این مقدار در مردان بیشتر از زنان بود. اما تراکم استخوان در مردان و زنان تفاوتی نداشت.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb