50 نتیجه برای گیر
حمید جلالی، فرزانه فرید، عبدالسلام ابوبکری، مریم مهاجرفر،
دوره 25، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به نیاز به وسیلهای که به دانشجویان کمک کند تا بتوانند میزان تقارب سطوح دندانی را در مراحل مختلف تراش اندازه بگیرند، طراحی و ساخت آن جهت استفاده در مراکز آموزشی دندانپزشکی برای اهداف آموزشی ضروری به نظر میرسید.
روش بررسی: وسیله طراحی شده در این مطالعه، ابزاری است که با داشتن دو بازوی قابل تنظیم بر روی سطوح تراشخورده دندان، میتواند زاویه بین دو سطح را با دقت مناسبی اندازهگیری نماید. زاویه بین این دو بازو نشاندهنده میزان تقارب دو سطح است. برای بررسی پایایی (Reliability) وسیله از ۳ عدد دای استاندارد با زوایای تقارب ۱۳، ۲۹، ۴۵ درجه و همچنین ۲۰ عدد دندان تراشخورده استفاده شد. شش نفر از دانشجویان سال آخر دندانپزشکی، هر کدام از نمونهها را در دو نوبت زمانی با فاصله زمانی 24 ساعت اندازهگیری کردند. مقایسه میزان خطای اندازهگیری از دایهای استاندارد بین مشاهدهگرها و بین نوبت اندازهگیریها با آزمون (Wilcoxon) Paired test سنجیده شد. حد معنیداری آماری 05/۰ درنظر گرفته شد (05/۰α=).
یافتهها: با استفاده از وسیله طراحی شده، حداکثر اختلاف اندازهگیریها از زوایای استاندارد، یک درجه بود. تعداد ۶ عدد از اندازهگیریها مقداری کمتر از زوایای استاندارد و ۲ اندازهگیری مقداری بیشتر از زوایای استاندارد را نشان دادند. اختلاف اندازهگیری بین مشاهدهگرهای مختلف معنیدار نبود.Interclass Correlation Coefficient (ICC) نوبتهای اول و دوم روی نمونههای تراشخورده به ترتیب 4/۹۷ و 5/97 به دست آمد. اختلاف اندازهگیریهای یک مشاهدهگر در دو نوبت زمانی از نظر آماری معنیدار نبود (05/۰P>).
نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد که وسیله از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است و میتواند جایگزین روشهای قدیمیتر اندازهگیری زاویه تقارب شود.
عزتاﷲ جلالیان، مونا صادق، نیاز بازقلعه، شهرزاد سادات جوادپور،
دوره 25، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان گیر پستهای داخل ریشه اهمیت زیادی در موفقیت درمانهای اندودنتیک دارند و مسلم است که نوع ماده پرکننده کانال بر آن موثر است. هدف از این تحقیق مقایسه تاثیر نوع ماده پرکننده ریشه (گوتاپرکا با رزیلون) بر گیر پستهای کوارتز با دیوارههای کانال ریشه در شرایط آزمایشگاهی
in vitro بود.
روش بررسی: در این تحقیق تجربی (Experimental)، ٤٤ دندان سانترال سالم فک بالا به وسیله دیسک فلزی از ناحیه CEJ قطع و آمادهسازی اندودنتیک کانال توسط سیستم روتاری Protaper در تمام نمونهها انجام شد. سپس نمونهها به طور تصادفی به دو گروه ۲۲ تایی تقسیم شدند. نمونهها در یک گروه توسط رزیلون و در گروه دیگر توسط گوتاپرکا پر شدند. فضای پست به طول ۱۰ میلیمتر از نقطه مرجع در جهت کرونو اپیکالی، به طور عرضی، به قطعاتی به ضخامت 3/2 میلیمتر برش داده شدند. نمونههای حاصل از برش، زیر دستگاه Universal testing machine تحت نیروی فشاری (Push-out) قرار گرفتند. نیرو
(با سرعت mm/min ۱) به تدریج افزایش مییافت تا زمانی که پست از دیواره کانال جدا شود. برای آنالیز دادهها از تست U Mann-Whitney استفاده شد.
یافتهها: میانگین استرس منجر به جداشدگی پست از دیواره کانال ریشه در گروه مورد (رزیلون): MPa ۱/۵±۰۸/٧ و در گروه شاهد (گوتاپرکا)
MPa ۳/۳±۰۸/٤ بود که این اختلاف معنیدار بود (۰٤/۰=P).
نتیجهگیری: گیر پستهای کوارتز فایبر در دندانهای پر شده با رزیلون به طور معنیداری بیشتر از گوتاپرکا بود.
مرضیه علیخاصی، عباس منزوی، حکیمه سیادت، بیتا فتحی،
دوره 25، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: قرارگیری ایمپلنتها به صورت غیرفعال و بدون استرس در محل خود از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مطالعه دقت ابعادی و زاویهای 2 تکنیک قالبگیری تری باز و تری بسته به وسیله ماده قالبگیری پلیاتر و نیز دقت ثبت جزئیات سطحی دندان حین قالبگیری از ایمپلنتهای دندانی مورد بررسی قرار گرفت
روش بررسی: یک مدل فلزی با دو ایمپلنت در ناحیه دندان پرمولر دوم و مولر اول ماگزیمم و یک دندان با سطح شیاردار در ناحیه دندان مولر اول سمت مقابل جهت بررسی ثبت جزئیات در نظر گرفته شد. 27 قالب پلیاتر (با قوام متوسط) از این مدل (9 عدد به صورت تری باز و 9 عدد به صورت تری بسته و 9 عدد بعد از باز کردن کوپینگهای قالبگیری) گرفته شد. قالبها با استفاده از گچ نوع 4 ریخته شد. ثبات ابعادی با استفاده از دستگاه Coordinate Measuring Machine (CMM) و ثبت جزئیات قالبها با استفاده از دستگاه Video Measuring Machine (VMM) ارزیابی شد. نتایج حاصله آنالیز و با استفاده از آزمون T-test و One-way ANOVAمقایسه شدند.
یافتهها: بین دو تکنیک تری باز و تری بسته از لحاظ آماری تفاوت قابل توجهی در ثبات ابعادی وجود داشت (001/0P<). به علاوه تفاوت معنیداری در ثبت جزئیات بین قالبگیری به روش باز و بسته و قالبگیری با و بدون وجود ایمپلنتها مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: دقت قالبگیری با استفاده از تکنیک تری باز بیش از تری بسته ثبت گردید. وجود ایمپلنت یا عدم وجود آن در ثبت جزئیات سطحی دندان اهمیت چندانی نداشت.
مرضیه علیخاصی، مهناز ارشد، حکیمه سیادت، سوسن رحیمیان،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: دستیابی به Passive fit در سوپرااستراکچرهای متکی بر ایمپلنت یکی از رموز موفقیت درمانهای ایمپلنت میباشد. متغیرهای مختلفی این مسئله را تحت تاثیر قرار میدهند که یکی از آنها تکنیک قالبگیری میباشد. هدف از این مطالعه ارزیابی سه بعدی قالبگیری مستقیم و غیرمستقیم از سطح اباتمنت مولتییونیت در طرح درمان All-On-4 بود.
روش بررسی: در این تحقیق یک ماگزیلای آکریلی تهیه شد و 4 مدل فیکسچر برنمارک به روش All-On-4 در آن قرار داده شد. اباتمنتهای مولتییونیت بر روی فیکسچرها بسته شد و دو تری اختصاصی باز و بسته جهت قالبگیریهای مستقیم و غیرمستقیم تهیه شد. 10 قالب به روش مستقیم و 10 قالب به روش غیرمستقیم با استفاده از ترانسفرهای قالبگیری مربوطه تهیه شد. پس از تهیه کستها موقعیت ایمپلنتها در محورهای X, Y, Z، θ و r با استفاده از دستگاه Coordinate Measuring Machine (CMM) با مدل اصلی مقایسه شد. اطلاعات به دست آمده با آنالیز آماری T-test ارزیابی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد استفاده از تکنیک مستقیم به طور معنیداری از دقت بالاتری نسبت به تکنیک غیرمستقیم برخوردار بود (001/0>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه تفاوت معنیداری از نظر جابجایی چرخشی Δθ و جابجایی خطی Δr در دو تکنیک قالبگیری مستقیم و غیرمستقیم نشان داد. همچنین تفاوت آماری معنیداری در Δx, Δy, Δz دیده شد. براساس یافتههای این مطالعه تکنیک قالبگیری مستقیم از دقت بالاتری برخوردار است.
مرضیه علی خاصی، حکیمه سیادت، الهه بیابانکی،
دوره 26، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تهیه قالبهای دقیق از دندانهای تراش خورده، در شرایطی که در مجاور ایمپلنتهای دندانی هستند، حائز اهمیت است. در این شرایط، عدم توجه در انتخاب ماده و روش قالبگیری مناسب، نه تنها میتواند در انتقال موقعیت سه بعدی ایمپلنت تأثیرگذار باشد، بلکه ثبت دقیق دندان را نیز میتواند به مخاطره بیاندازد. در تحقیق حاضر دقت دو ماده قالبگیری با استفاده از ترانسفر قالبگیری مخروطی در ثبت موقعیت ایمپلنت و جزئیات سطح بررسی شد.
روش بررسی: یک مدل مرجع فلزی دارای 2 ایمپلنت (Implantium) به همراه تراش سه شیار بر سطح یک دندان طبق استاندارد شماره 19 ADA ، ساخته شد. 10 قالب پلیاتر (PE) با قوام متوسط با تری اختصاصی و 10 قالب پوتیواش پلیوینیل سایلوکسان (PVS) با تری پیشساخته با استفاده از ترانسفرهای قالبگیری مخروطی تهیه شد. قالبها با گچ ADA نوع 4 ریخته شد. دقت قالبگیری به وسیله ارزیابی جابهجایی سر آنالوگ ایمپلنتها در محورهای x و y و جابهجایی زاویهای، با استفاده از Coordinate Measuring Machine (CMM) و نیز دقت بازسازی شیارها با استفاده از Video Measuring Machine (VMM) اندازهگیری شد. این اندازهگیریها با مقادیر حاصل از مدل مرجع مقایسه شد. دادهها توسط آنالیز One-way ANOVA و T-test آنالیز شد.
یافتهها: پوتیواش PVS جابهجایی خطی کمتری نسبت به مدل مرجع داشت (001/0> P ). اختلاف معنیداری در بازسازی جزئیات سطحی وجود نداشت (15/0= P ).
نتیجهگیری: پوتیواش PVS جابهجایی خطی کمتری نسبت به PE با قوام متوسط داشت. تفاوت معنیداری ازنظر بازسازی جزئیات سطحی بین دو ماده قالبگیری، وجود نداشت.
پیمانه حسینی دستنایی، مازیار ابراهیمی دستگردی،
دوره 27، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در موارد نیاز به درمان مجدد ریشه یا تعویض ترمیم، یکی از راههای خارج کردن پست از کانال دندان، استفاده از اولتراسونیک است. هدف از این مطالعه تعیین اثر زمانهای مختلف اعمال اولتراسونیک بر گیر پستهای سمان شده با دو سمان گلاس آینومر و زینک فسفات میباشد.
روش بررسی: 96 دندان پرمولر پایین سالم انتخاب شدند. پس از قطع قسمت تاجی و درمان ریشه نمونهها، در هر نمونه، فضای پستی با طول 9 میلیمتر ایجاد شد. سپس پاراپستهای استیل XP در نیمی از نمونهها با سمان زینک فسفات و در نیمی دیگر با گلاس آینومر سمان شدند. پس از 1 هفته، هر گروه به 4 زیرگروه 12 تایی تقسیم شدند. پستهای زیرگروههای اول (کنترل) اولتراسونیک نشدند، اما زیرگروههای دوم تا چهارم به ترتیب به مدت 4، 8 و 12دقیقه اولتراسونیک شدند. سپس نمونهها تحت کشش قرار گرفته و دادهها با تستهای ANOVA و آزمون Tukey HSD آنالیز شدند.
یافتهها: گیر نمونههای کنترل و 4 دقیقه در دو گروه زینک فسفات و گلاس آینومر با یکدیگر اختلاف معنیداری نداشت (372/0= P ). اما در گروه زینک فسفات پس از 8 و 12 دقیقه و برای گلاس آینومر پس از 12 دقیقه اعمال اولتراسونیک، کاهش گیر مشاهده شد (01/0= P ).
نتیجهگیری: با وجود آن که پستهای سمان شده با گلاس آینومر و زینک فسفات، بدون اعمال اولتراسونیک میزان گیر یکسانی داشتند، پس از اعمال زمانهای مختلف اولتراسونیک میزان کاهش گیر پستها، بین دو سمان با یکدیگر متفاوت بود. پستهای سمان شده با زینک فسفات در برابر اولتراسونیک در زمان کمتر و به میزان بیشتری دچار کاهش گیر شدند.
فرنا سیار، صالحه مرتضایی،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : روش متداول مکانیکی در کنترل پلاک میکروبی استفاده از مسواک است. با توجه به طرحهای سر مسواکها جهت برداشت بهتر پلاک، هدف این مطالعه مقایسه تأثیر مسواک Cross-action و Between teeth بر میزان پلاک میکروبی و وضعیت لثه در دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی در سال 92-91 بود.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی به صورت Cross over و یک سو کور (Single blind) روی 30 نفر با میانگین سنی (9/0 ± 23) در دو گروه 15 نفری انجام شد. افراد حداقل 20 دندان، دارای جینجیویت بدون تاریخچه مصرف آنتی بیوتیک در 3 ماه گذشته بودند. افرادی که تحت درمان ارتودنسی، مصرف داروهای تأثیرگذار بر لثه، دارای کراون و بریج Crowding بودند از تحقیق خارج شدند. سپس ایندکس Turesky ، Plaqe index approximal و خونریزی لثهای ثبت شد، گروه اول از مسواک Cross-action و گروه دوم از مسواک between teeth به مدت 14 روز، روزی دوبار و به مدت دو دقیقه و به روش Modified bass استفاده کردند. در این مدت از نخ دندان استفاده نشد. بعد از 14 روز ارزیابیها مجدداً انجام شد، پس از دوره Wash out یک هفتهای مرحله دوم تحقیق همانند دوره اول و با مسواکی مخالف مسواک اولیه انجام شد و دادهها تحت آزمون آماری Generalized Linear Model (GLM) بررسی شد.
یافتهها: در شاخصهای مورد مطالعه بین دو مسواک از لحاظ آماری تفاوت معنیداری دیده نشد (به ترتیب 33/0 P= ، 47/0 P= ، 29/0 P= ). ترتیب درمان (Period) نیز معنیدار نبود (23/0 P= ).
نتیجهگیری: مسواک Cross-action و Between teeth در کاهش پلاک و خونریزی لثهای با یکدیگر تفاوت معنیدار نداشتند.
سارا قدیمی، محمد رضا خامی، سمانه رازقی،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
مقدمه: علیرغم کاهش چشمگیر پوسیدگی در دهههای گذشته، هنوز هم این بیماری یک مشکل سلامت عمومی به خصوص در کشورهای در حال توسعه است. در سالهای اخیر، کاربرد ترکیبی لیزر و فلوراید به عنوان روشی نوین در پیشگیری از پوسیدگی معرفی شده است. هدف از مطالعه حاضر، مروری بر اثر کاربرد ترکیبی انواع لیزر همراه با فلوراید در پیشگیری از پوسیدگی دندانی بود.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه، مقالات چاپ شده در بانکهای اطلاعاتی PubMed ، Google Scholar و EMBASE از سال 1990 تا 30 نوامبر 2013 مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی از ترکیبهای گوناگون استفاده شد. معیار ورود به مطالعه کلیه سطوح شواهد موجود بود. مقالاتی که تنها به زبان انگلیسی بودند مورد بررسی قرار گرفتند و اطلاعات منتشر نشده بررسی نشدند.
یافتهها: مقالات متعددی با هدف بررسی اثر لیزر به تنهایی و یا در ترکیب با فلوراید موضعی در پیشگیری از دمینرالیزاسیون مینای دندان یافت شد. اکثر این مطالعات این اثر ترکیبی را بر روی دندانهای دایمی بررسی کرده بودند و مطالعات در زمینه دندانهای شیری بسیار اندک بود. در مجموع بیشتر مطالعات تأکید کرده بودند که اثر ترکیبی لیزر با فلوراید موضعی تأثیری به مراتب بیشتر از لیزر یا فلوراید تراپی موضعی هر یک به تنهایی در پیشگیری از دمینرالیزاسیون مینا دارد.
نتیجهگیری: تابش لیزر در ترکیب با فلوراید موضعی روی سطوح مینایی دندانهای دایمی بهترین حفاظت در برابر شروع و پیشرفت پوسیدگی فراهم میآورد. اما مطالعات بیشتر آزمایشگاهی و کلینیکی بر روی دندانهای شیری در این زمینه لازم است.
محمود کاظمی، علیرضا پورنصرالله، سمیه اللهیاری، حمید جلالی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: گیر کافی برای رستوریشنهای سمان شونده متکی بر ایمپلنت تأثیر بسیاری بر پیش آگهی درمان دارد. مطالعات اندکی تأثیر روش وکس آپ مستقیم و استفاده از پلاستیک کوپینگ را بر گیر این رستوریشنها بررسی کردهاند. هدف از این مطالعه مقایسه میزان گیر کستینگهای ساخته شده از پلاستیک کوپینگ و وکس آپ مستقیم را برای ساخت کراون و بریج در سه سیستم ایمپلنت Implantium, Replace, ITI بود.
روش بررسی: 28 نمونه از هر سیستم ایمپلنت وارد مطالعه شده و به صورت رندوم در4 گروه توزیع شدند. گروهها شامل الگوهای مومی ساخته شده از پلاستیک کوپینگ و وکس آپ مستقیم برای ساخت بریج و کراون بود. همه نمونهها با شرایط مشابه سیلندرگذاری شده و با آلیاژ بیس متال ریخته شدند. پس از سمان شدن به اباتمنت، نمونهها در دستگاه Universal testing machine با Crosshead speed در حد mm/min 5/0 تحت نیروی کششی قرار گرفتند، نیروی مورد استفاده برای جدا کردن هر کستینگ ثبت گردید. آزمون Three-way ANOVA جهت بررسی اثر کراون و بریج، روش وکس آپ و نوع ایمپلنت استفاده شد.
یافتهها: در مقایسه کراونهای ساخته شده از پلاستیک کوپینگ بین سیستمها، سیستم Replace و Implantium با هم تفاوت معنیداری نداشتند (124/0= (P در حالی که سیستم ITI با تفاوت معنیداری پس از این دو قرار داشت (001/0 P< ). در مقایسه کراونهای ساخته شده از وکس آپ مستقیم سیستم ایمپلنتیوم بیشترین میزان گیر و سیستم ITI کمترین مقدار را دارا بود (001/0 P< ). در مقایسه بریجها در هر دو روش پلاستیک کوپینگ و وکس آپ سیستم Replace بیشترین میزان و سیستم ITI کمترین میزان گیر را دارا بود.
نتیجهگیری: برای ساخت کراون Implantium و برای بریج Replace بیشترین میزان گیر را ایجاد کردند.
مهران بهرامی، مریم معماریان، فریناز خداداد کاشی،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تحلیل ریج باقیمانده روندی غیرقابل پیشبینی، اجتناب ناپذیر و وابسته به زمان است که در بیماران استفاده کننده از دست دندان مصنوعی به ویژه در مندیبل به علت سطح مقطع ساپورت کننده کمتر، وجود زبان و تحلیل بیشتر مشکلساز است. استفاده از ایمپلنت در بسیاری از این بیماران مستلزم استفاده از گرفت استخوان و پرداخت هزینه گزاف اوردنچر میباشد. چسب دندان مصنوعی به عنوان آخرین راهکار برای بهبود گیر و توانایی جویدن برای بیماران مسن دارای تحلیل شدید آلوئول مورد استفاده قرار میگیرد. در حال حاضر تعداد محدودی چسب دندان مصنوعی در ایران به کار میروند که اطلاعات زیادی در مورد ویژگیهای استاندارد آنها شامل pH، قدرت چسبندگی و قابل شستشو بودن وجود ندارد. هدف از این مطالعه بررسی ویژگیهای فوق در چهار چسب دندان مصنوعی رایج در ایران به نامهای (Corega, Fittydent, Fixodent, Professional) بود تا مناسبترین چسب دندان مصنوعی موجود از نظر کاربرد بالینی در شرایط مختلف معرفی گردد.
روش بررسی: کلیه توصیههای ISO 10873:2010 جهت انجام تستها به کار گرفته شد. جهت انجام تست اندازهگیری pH مقدار 1/0±1 گرم از هر چسب دنچر با 5 گرم پروپیلن گلیکول رقیق شده با آب مخلوط شد و با کمک دستگاه pH سنج، pH هر گروه به طور جداگانه و 4 مرتبه برای هر گروه اندازهگیری و ثبت شد. جهت انجام تست قابل شستشو بودن ابتدا 4 دنچر نمونه ساخته شد و سپس هر گروه از چسب دنچر به صورت مسطح و طبق راهنمایی سازنده بر روی هر کدام از دنچرها قرار گرفت. به منظور شبیهسازی محیط دهان نمونهها درون یک گرم کننده در حمام آب در دمای 2±37 درجه سلسیوس و به مدت 1 ساعت نگهداری شده و پس از شستشو با یک برس پلاستیکی میزان شسته شدن چسبها توسط مشاهده بررسی شد. به منظور انجام تست قدرت چسبندگی ابتدا به آرامی سوراخ نگهدارنده نمونه با چسب دنچر پر شده و اتصال بازوی حساس به فشار دستگاه سنجش قدرت چسبندگی روی آن قرار گرفت، سپس مجموعه نمونه و نگه دارنده نمونه در 300 میلی لیتر آب در دمای 2±37 درجه و به مدت 10 دقیقه غوطهور شد. مجموعه نمونه و نگهدارنده نمونه خارج شده و به منظور خارج شدن آب از سطح آن تکان داده شد و سپس در محل قرارگیری نمونه روی دستگاه سنجش قدرت چسبندگی (Santam, STM 20) قرار داده شد و نیرویی معادل 10 نیوتون با سر متقاطع با سرعت 5 میلی متر در دقیقه به وسیله شفت حساس به فشار به مرکز نمونه وارد شد. این نیرو برای 30 ثانیه حفظ شده و سپس بازوی دستگاه به سمت بالا کشیده شد و حداکثر نیروی اندازهگیری شده به وسیله شفت حساس به فشار بر اساس مقیاس کیلوپاسکال توسط نرم افزار کامپیوتری (Santam Machine Controller v4.19, Iran) محاسبه شد. تست برای هر نمونه 8 بار انجام شد و 8 نتیجه به دست آمد. برای بررسی آماری قدرت چسبندگی از تست ANOVA استفاده شد.
یافتهها: براساس نتایج این مطالعه، pH چسبهای Professional و Corega به pH خنثی نزدیکتر بوده و pH چسبهای Fittydent و Fixodent اسیدیته بیشتری داشتند. در تست قابلیت شستشو در هیچ گروه از چسبها توده باقیماندهای مشاهده نشد و از لحاظ آماری تفاوتی بین گروهها وجود نداشت (05/0P>). در تست قدرت چسبندگی چسبهای Fittydent و Corega نسبت به Professional و Fixodent قدرت چسبندگی بالاتری داشتند که این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار بود (05/0>P).
نتیجهگیری: pH چسبهای Professional و Corega نسبت به pH چسبهای Fittydent و Fixodent اسیدیته کمتری داشته و تأثیر منفی کمتری بر مخاط دهان داشتند و لذا در بیمارانی که سطح تحمل مخاط آنها به دلایلی از قبیل دیابت، کم خونی فقر آهن، افزایش فشار خون کاهش یافته است، ارجح هستند. تمام گروهها از نظر قابلیت شستشو مورد قبول بودند. Fittydent و Corega نسبت به Professional و Fixodent قدرت چسبندگی بالاتری داشتند و لذا در
استفاده کنندگان از دنچر که به دلیل تحلیل شدید ریج، ماکروتروما و عدم سازش پذیری نیاز به گیر بیشتری داشته باشند، انتخاب کلینیکی بهتری به نظر میآیند.
مصطفی قندی، بابک نامور، ستوده دوائی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: جهت انجام درمان فیشورسیلنت به دنبال اچ کردن سطح دندان با اسید فسفریک و سپس شستشو، به طور معمول ماده رزینی قرار میگیرد. در برخی مقالات استفاده از عوامل باندینگ جهت افزایش گیر فیشورسیلنت توصیه شده است. باتوجه به این که در انجام فیشور سیلنت سطح چسبنده غالباً مینا میباشد، ممکن است استفاده از باند مینا که یک رزین هیدروفوب است به جای باند عاجی مناسبتر باشد. هدف از این کار آزمایی بالینی مقایسه گیر و دوام درمان فیشور سیلنت در سه حالت کاربرد عوامل باندینگ مینایی، عوامل باندینگ عاجی و عدم کاربرد عوامل باندینگ در طول 4 سال بود.
روش بررسی: این مطالعه بر روی دندانهای مولر اول فک بالا و پایین 24 دانش آموز کلاس اول (7-6 ساله) یک مدرسه ابتدایی انجام شد (در مجموع 96 دندان). بر روی 36 دندان باندینگ عاجی Excite، بر روی 36 دندان باندینگ مینایی Margin bond به کار برده شد، سپس فیشور سیلندر کلیه شیارها قرار گرفت و 60 ثانیه کیور شد. به علاوه از مجموع این دو گروه، 24 دندان انتخاب و با گروه 24 تایی از دندانهای جفتشان در کوادرانت مقابل که هیچ گونه ماده باندینگی برایشان به کار نرفته بود (به عنوان گروه کنترل) مقایسه شدند. سپس شیارها به طور سالانه از نظر وجود یا عدم وجود فیشور سیلنت به مدت 4 سال مورد بازبینی قرار گرفتند. یافتهها با استفاده از آزمون آماری Wilcoxon مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: طبق نتایج مطالعه حاضر که براساس آزمون آماری Wilcoxon به دست آمده است تفاوت آماری معنیداری در گیر و دوام درمان فیشور سیلنت در هنگام استفاده از باندینگ عاجی (Excite) و باندینگ مینایی (Margin bond) و نیز بین استفاده یا عدم استفاده از باندینگ در زیر فیشورسیلنت در طی چهار سال وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، استفاده از عوامل باندینگ مینایی، عاجی یا عدم استفاده از مواد باندینگ به طور کلی باعث تفاوت کلینیکی محسوسی در دوام و گیر فیشور سیلنت طی 4 سال نخواهد شد.
سیده طاهره محتویپور، سیده سعیده محتویپور، عالیه سادات جوادزاده حقیقت، شیوا صادقی، مریم رضوانی، بهار محمود خالصی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی طول کانال برای دستیابی به درمان اندودنتیک مناسب، ضروری میباشد. هرگونه خطا و محاسبه نادرست در ارزیابی طول کارکرد به خصوص در کانالهای انحناءدار منجر به عوارض حین و بعد از درمان ریشه میگردد. ظهور رادیوگرافی دیجیتال امکان اندازهگیری دیجیتال طول کانالهای انحناءدار را برای ما فراهم ساخته است. هدف از این مطالعه بررسی ابزار کالیبراسیون سیستم دیجیتالComplementary Metal Oxide Semiconductor (CMOS) در ارزیابی طول کارکرد کانال بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، ابتدا 80 دندان مولر کشیده شده مندیبل انتخاب شدند، سپس براساس زاویه انحناء کانال و رادیوس 45 دندان در سه گروه درنظر گرفته شدند. سیم ارتودنسی به طول 5 میلیمتر در سطح لترال ریشه قرار داده شد. پس از قرار دادن فایل اندودنتیک در یک سوم اپیکال، از دندانهای رادیوگرافی با فیلم معمولی تهیه شد. رادیوگرافیها اسکن و به نرمافزار سیستم دیجیتال CMOS وارد شدند. طول فایل توسط دو مشاهدهگر با و بدون ابزار کالیبراسیون نرمافزار اندازهگیری دیجیتال ارزیابی شد. ابتدا همبستگی مشاهدهگرها ارزیابی شد. سپس دادهها توسط Paired t- test آنالیز آماری شدند.
یافتهها: توافق بین مشاهدهگرها مطلوب بود. بین میانگین مقادیر اندازهگیری شده کالیبره شده و طول واقعی فایل براساس انحنا کانال اختلاف معنیدار وجود نداشت (0.001<P). اما بین میانگین مقادیر اندازهگیری کالیبره نشده و طول واقعی فایل براساس انحناء کانال اختلاف معنیدار یافت شد (0.001>P).
نتیجهگیری: اندازهگیریهای کالیبره شده طول فایل نسبت به اندازهگیریهای غیرکالیبره شده از دقت بالاتری برخوردار بودند.
نینا رهشناس، محمد حسن سالاری، سیده مریم کوکبی صالحی، مهشاد محبی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بیشترین علت عدم موفقیت کلینیکی درمورد کاربرد پستهای فایبر در دندانهای اندو شده، دباند شدن پست از عاج دندان میباشد. نوع سمان مصرفی و قدرت چسبندگی آن در کیفیت باندینگ تأثیر مستقیم دارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر دو نوع سمان رزینی Starfill 2B Danvilleو سمان Panavia F2 Kuraray برگیر پست فایبر با عاج در شرایط in vitro انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 20 عدد دندان پرمولر اندو شده تک کاناله فک پایین تهیه گردید. دندانها به طور تصادفی به 2 گروه A و B تقسیم شدند. پستها در گروه اول با سمانStarfill 2B Danville و در گروه دوم با سمانPanavia F2 Kuraray سمان شدند. پس از مانت دندانها در آکریل شفاف هر نمونه به 2 نمونه 4 میلیمتری تقسیم شد. سپس Push-out test توسط دستگاه ZwickRoell Z050 انجام شد. نتایج با آزمون آماری T-test آنالیز و مورد قضاوت آماری قرار گرفت.
یافتهها:استحکام باند Starfill 2B Danville و Panavia F2 Kuraray به ترتیب (11/12±16/48) و (16/9±44/61) مگاپاسکال بود. بین گیر و استحکام باند برشی سمانStarfill 2B Danville و Panavia F2 Kuraray اختلاف معنیداری وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: به نظر میرسد نوع سمان بر میزان گیر و استحکام باند تأثیر دارد. اگر در سمان کردن پست فایبر از سمان Panavia F2 Kuraray استفاده کنیم، گیر و استحکام باند بیشتری نسبت به سمان Starfill 2B Danville با عاج خواهیم داشت.
آرش زربخش، عزتالله جلالیان، نیلوفر رحیمی، شهرزاد صدرحقیقی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلاتی که در بازسازی دندانهای اندو شده وجود دارد جدا شدن پست از عاج ریشه دندان میباشد که از مهمترین دلایل تأثیرگذار بر آن جنس پست به کار رفته میباشد. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر پستهای FRC تقویت شده با زیرکونیا و فایبرگلاس بر ریتنشن آنها به دیواره کانال ریشه در شرایط (In vitro) انجام پذیرفت.
روش بررسی: درمان اندو برای 20 عدد دندان پرمولار به طول ریشه 14میلیمتر انجام شد. سپس کانال به میزان 10 میلیمتر خالی شده و دندانها به صورت تصادفی به دو گروه 10 تایی تقسیم شدند. گروه اول از پستهای FRC تقویت شده با زیرکونیا و گروه دوم از پستهای فایبرگلاس با قطر 2/1 میلیمتر استفاده شد. در تمام نمونهها از سمان رزینی دوالکیور طبق دستور کارخانه استفاده شد. نمونهها هر کدام به سه قطعه به طول 3 میلیمتر تبدیل شدند. هر نمونه تحت تأثیر دستگاه یونیورسال تست قرارگرفت. دادهها از طریق آزمون T-test مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در گروه اول میانگین گیر در قسمت کرونال (75.27±14.81)، در قسمت میدل (15.29±64.38) و در قسمت اپیکال (13.29±51.46) و برای پست فایبرگلاس در قسمت کرونال (17.47±67.88)، در قسمت میدل (12.32±66.83) و در قسمت اپیکال (1.91±59.16) بود. اختلاف میانگین میزان ریتنشن بین دو گروه مورد مطالعه در ناحیه کرونال و میدل و اپیکال از لحاظ آماری معنیدار نبود (P=0.07).
نتیجهگیری: پستهای فایبرگلاس و FRC تقویت شده با زیرکونیا میزان ریتنشن داخل کانال مشابهی داشتند.
مجید اکبری، ساناز کارگزار،
دوره 29، شماره 2 - ( 8-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یافتن شیوههایی برای ارتقاء ماندگاری یادگیری در واحدهای بالینی بسیار مهم است. هدف از این مطالعه، معرفی روش نوین آموزش در پریکلینیک دندانپزشکی ترمیمی و بررسی تأثیر آن بر مهارتهای عملی دانشجویان بود.
روش بررسی: در این مطالعه اقدام پژوهی، از روش یادگیری مبتنی بر تیم برای ارایه واحد درسی پریکلینیک ترمیمی در دانشکده دندانپزشکی مشهد، در
نیم سال اول سال تحصیلی 92-1391 استفاده شد. بدین منظور، تعداد 48 نفر از دانشجویان سال چهارم، به صورت اختیاری در این دوره، شرکت نمودند. دانشجویان به گروههای 4 نفره تقسیم شده و مراحل آموزش مبتنی بر تیم برایشان اجرا گردید. در پایان دوره، از دانشجویان با پرسشنامهای روا و پایا نظرسنجی به عمل آمد. در پایان، به صورت نیمه تجربی، بعد از گذراندن واحد بالینی ترمیمی عملی 2، میانگین نمرات پایان بخش دانشجویان شرکت کننده در واحد اختیاری ترمیمی با دانشجویانی که در این واحد شرکت نکرده بودند با استفاده از T-testمقایسه شد (05/0α=).
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین نمرات دانشجویان شرکت کننده در دوره (07/1±65/18) بالاتر از میانگین نمرات دانشجویانی که در دوره شرکت نداشتند (66/0±41/17)، بود (02/0P=). همچنین نتایج نظرسنجی نشان داد که 97 درصد دانشجویان از برگزاری این دوره رضایت داشته و گذراندن آن را به این شیوه مفید تشخیص دادند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد استفاده از روش نوین یادگیری مبتنی بر تیم، میتواند موجب ارتقاء یادگیری همراه با رضایت دانشجویان در واحدهای عملی دندانپزشکی گردد.
سمانه رازقی، سارا قدیمی، سیمین زهرا محبی، فاطمه اقبالی مقدم،
دوره 29، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از روشهای موثر در کاهش شیوع پوسیدگی، آموزش سلامت دهان است. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر دو مداخله آموزشی در رابطه با پیشگیری از پوسیدگی زودرس کودکی بر عملکرد خود اظهار والدین کودکان 5-2 ساله دریافت کننده درمان دندانپزشکی تحت بیهوشی عمومی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مداخلهای 37 زوج کودک و مادر در دو گروه مداخله شامل گروه پمفلت و گروه پمفلت همراه با یادآور ارزیابی شدند. پرسشنامه استاندارد در دو نوبت در آغاز مطالعه و سه ماه پس از انجام مداخلات، توسط مادران تکمیل شد. فرم معاینه وضعیت دهان و دندان کودکان، شامل شاخص بهداشت دهان ساده شده، وضعیت پوسیدگی دندان، و وجود ضایعات سفید، قبل از شروع درمان دندانپزشکی و سه ماه بعد از درمان تحت بیهوشی، برای کلیه کودکان تکمیل شد. در این فاصله زمانی در یکی از گروهها یادآوری به صورت تماس تلفنی هر ماه یکبار صورت میگرفت. نتایج درنهایت به منظور مقایسه پاسخها در پیش و پس آزمون مورد آنالیز آماری قرار گرفت. از نرمافزار SPSS V22 برای ورود اطلاعات و آزمونهای آماری Wilcoxon Signed Ranks Test و Mann-Whitney Test استفاده شد.
یافتهها: مقایسه هر یک از گروهها قبل و بعد از مداخله نشان داد که در هر دو گروه توانایی خود اظهار مادر در رابطه با وادار کردن کودک به دوبار مسواک زدن در روز و نیز دفعات مسواک زدن کودک بیش از یک بار در روز به طور معنیداری افزایش یافته است (001/0=P و 03/0=P). شاخص بهداشت دهان ساده شده بعد از مداخلات بین دو گروه تفاوت معنیداری نداشت. اما در هر دو گروه سه ماه پس از مداخلات به طور معنیداری کاهش یافته بود (003/0=P). میانگین تعداد white spot در ابتدا و انتهای مطالعه در هر دو گروه به طور معنیداری کاهش داشت. در زمینه عملکرد خود اظهار مادران پس از مداخلات تفاوت معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: کاربرد ابزار آموزشی پمفلت با یا بدون یادآوری اثر مشابهی در طول سه ماه بر بهبود عملکرد خود اظهار مادران در خصوص بهداشت دهان و دندان کودکان داشت.
سید محسن حسینی، فاطمه باقری، فرانک فرحمند، آسیه حیدری، الهه خراسانی،
دوره 29، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دهان در حال حاضر یکی از بیماریهای بسیار مهم مرتبط باسلامت دهان تلقی میشود. هدف از این مطالعه تعیین آگاهی دانشجویان دندانپزشکی دانشگاههای آزاد و دولتی اصفهان از سرطان دهان و مقایسه میزان آگاهی دانشجویان در سالهای مختلف تحصیل بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی- تحلیلی است که در سال 1392 انجام شد. جامعه پژوهش شامل دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه آزاد و دولتی اصفهان بود که به صورت تصادفی 255 نفر انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمعآوری شد. دادهها پس از جمعآوری به کمک نرمافزار SPSS و با استفاده از روشهای توصیفی و توسط آزمونهای کروسکال والیس و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: از دانشگاه آزاد و دانشگاه سراسری شهر اصفهان به ترتیب 56% و 44% از دانشجویان مشارکت داشتند. در رابطه با انجام روتین معاینات کلینیکی مخاط دهان، 81% پاسخ مثبت دادند که اختلاف معنیداری بین سالهای تحصیلی شرکت کنندگان وجود نداشت (116/0P=). در رابطه با معاینه بیماران با ضایعات دهانی، %46 از آنها پاسخ مثبت دادندکه اختلاف بین سالهای تحصیلی به شدت معنیدار بود (001/0P≤).
نتیجهگیری: یﺎﻓﺘﻪﻫﺎی ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺸﺎن داد ﺳــﻄﺢ ﺁﮔــﺎﻫﻲ دانشجویان ﺩﻧﺪﺍنپزﺷکی ﺷﻬﺮ ﺍصفهان ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺿﺎﻳﻌﺎﺕ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﺩﻫﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺪ ﮐﺎﻓﻲ نبود ﻭ دانشجویان اگرچه ﻣﻌﺎﻳﻨـﺎﺕ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺑﺮﺍﻱ ﮐﺸﻒ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﺩﻫﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ میدادند اما از برخی عوامل خطر و ضایعات دهانی مرتبط با سرطان آگاهی کافی نداشتند پس لازم است در طی دوران تحصیل برنامههای آموزشی جامع تدوین شود.
سمیه ذیقمی، حکیمه سیادت، مرضیه علی خاصی، زینب سعیدی،
دوره 30، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، دقت ابعادی و زاویهای قالبهای تهیه شده از ایمپلنتهای زاویهدار با استفاده از تری تمام قوس در مقایسه با تری نیم قوس مورد ارزیابی قرار گرفت. با توجه به تعداد کم مطالعه در مورد تریهای نیم قوس و همچنین شیوع بالای بیدندانی پارسیل کلاس یک کندی فک پایین، هدف از این مطالعه ارزیابی مقایسهای تریهای قالبگیری تمام قوس و نیم قوس بر دقت ابعادی و زاویهای قالبهای تهیه شده از ایمپلنتهای زاویهدار بود.
روش بررسی: در این مطالعه از مدل اکریلی کلاس یک کندی فک پایین به عنوان مدل اصلی استفاده شد. چهار عدد ایمپلنت با طول ۱۲ و قطر 3/4 میلیمتر (Implantium, Dentium, Seuol, Korea) در ناحیه پره مولر و مولر اول با زاویه ۳۰ درجه لینگوالی قرار داده شدند. قالب اولیه با آلژینات از مدل اصلی گرفته شد و از کست ریخته شده برای ساخت ۲۰ تری اختصاصی باز به صورت تمام قوس و نیم قوس استفاده شد. در هر گروه ۱۰ قالب با استفاده از ماده پلی ونیل سایلوکسان گرفته شد و کستها با گچ تیپ IV ریخته شدند. از دستگاه (CMM) Coordinate Measuring Machine برای اندازهگیری مختصات ابعادی X)،Y،(Z و زاویهای (q) ایمپلنتها استفاده شد. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS22 و t-test با سطح معنیداری ۰۵¤۰ آنالیز شدند.
یافتهها: اختلاف بین گروه ها در جابجایی ابعادی در محورهای X ،Y،Z و به طور کلی در جابجایی خطی (r) با توجه به نوع تری قالبگیری معنیدار نبود، اما در جابجایی زاویهای (∆q) اختلاف معنیداری بین گروهها مشاهده شد (05/0P<).
نتیجهگیری: تری نیم قوس منجر به جا به جایی چرخشی کمتر در قالب گیری از ایمپلنتهای زاویهدار میشود.
حکیمه سیادت، امین جباری، محمد تقی باغانی، مرضیه علی خاصی،
دوره 30، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: نشاندن دقیق ترانسفرهای قالبگیری، در ساخت پروتزهای دقیق اهمیت به سزایی دارد. در برخی شرایط، لازم است ایمپلنتها به صورت عمیق و زیر لثهای قرار داده شوند. قرارگیری عمیقتر ایمپلنت میتواند سبب کاهش دید مستقیم و کاهش دقت اتصال ترانسفر قالبگیری و نهایتاً کاهش دقت قالبگیری و عوارض متعدد ناشی از آن مانند ساخت پروتز بدون تطابق شود. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر عمق ایمپلنت بر صحت اتصال ترانسفر قالبگیری توسط دانشجویان می باشد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی، بر روی 50 نفر از دانشجویان سال آخر دوره عمومی دندانپزشکی انجام شد. چهار ایمپلنت در عمقهای مختلف (0 و 2 و 4 و 6 میلیمتر) در یک مدل قرار گرفتند. بعد از آموزش نحوه سوار کردن ترانسفر قالبگیری و ایمپلنت بر روی هم، از دانشجویان خواسته شد که ترانسفر قالبگیری را بر روی هر چهار ایمپلنت ببندند. نمونهها توسط یک متخصص پروتز مجرب به وسیله یک ذره بین با بزرگنمایی x4 بررسی شدند. دادهها توسط تست آماری Cochran آنالیز شدند (05/0P<).
یافتهها: میزان عملکرد صحیح در بستن ترانسفر قالبگیری، در ایمپلنتهای با عمق زیر لثهای 0 میلیمتر100%، 2 میلیمتر 62%، 4 میلیمتر 58% و 6 میلیمتر 20%، مشاهده شد. تفاوت آماری معنیداری بین تمام گروههای آماری مشاهده شد (001/0P<).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد بین افزایش عمق ایمپلنت در زیر لثه و توانایی اتصال صحیح ترانسفر قالبگیری توسط دانشجویان، رابطه معکوس وجود داشت.
فرزانه فرید، پدرام اعتمادی، فرهاد شفیعی،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر به دلیل توجه بیشتر به شاخص زیبایی، سیستمهای مختلفی با استفاده از مواد سرامیکی همرنگ دندان، در ساخت رستوریشن ثابت استفاده میشوند. هدف از مطالعه حاضر تعیین مشابهت مختصات رنگ سه سیستم رایج، با نمونه رنگ A2 از مجموعه انتخاب رنگ Vita classic بود.
روش بررسی: در این مطالعه سیستم متال- سرامیک (MCR) (mm 5/0 کور فلزی نیکل- کروم و mm1 لایه ونیر Ceramco lll) سیستم تمام سرامیک (CE) (mm 5/0کور زیرکونیا Cercon و mm 1 لایه ونیر Cercon ceram) و سیستم تمام پرسلن (VM7) (mm 5/1پرسلنVita VM7) مورد بررسی قرار گرفتند. از هر سیستم 15 نمونه به شکل دیسک با قطر mm 10 و ارتفاع mm 5/1 به رنگ Vita A2 ساخته شد. پارامترهای رنگ L*a*b* نمونهها با استفاده از اسپکتروفتومتری تعیین و تفاوت رنگ E)Δ( هر سیستم با نمونه رنگ مرجع محاسبه گردید. آنالیزهای آماری با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و مقایسههای متعدد Tukey انجام شد.
یافتهها: اختلاف مختصات رنگ هر سیستم با نمونه رنگ مرجع معنیدار بود (05/0P<). مختصات رنگ نمونه مرجع 11/14b*=، 59/1 = a*، 48/72L*= بود. میانگین این مختصات برای گروه MCR به ترتیب 64/0±51/15، 24/0±88/2، 38/0±61/72، برای گروه CE 61/51±0/14،17/77±0/2، 46/42±0/76، و برای گروه VM7 61/9±0/17، 19/15±0/2، 6/13±0/75 بود. اختلاف رنگ گروه MCR(98/1E=Δ) در محدوده قابل قبول و برای دو گروه CE(38/5E=Δ) و VM7 (72/4E=Δ) غیر قابل قبول بود.
نتیجهگیری: تحت شرایط این مطالعه نمونههای متال- سرامیک کمترین اختلاف را با نمونه رنگ مرجع داشتند.