جستجو در مقالات منتشر شده


315 نتیجه برای دندان

سید حسین طباطبایی، الهه ابراهیمی، سارا حیدری، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان خودکارآمدی دانشجویان نقش مهمی در ارزیابی سیستم آموزشی دارد. هدف از این مطالعه به بررسی خودکارآمدی دانشجویان دندانپزشکی یزد در تشخیص و مدیریت ضایعات پاتولوژیک دهان و فک بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در میان دانشجویان دندانپزشکی از نیم ‌سال‌های 6 تا 12 انجام شد. در مجموع، ۲۵۰ پرسشنامه خودکارآمدی که با هدف ارزیابی توانایی دانشجویان در مدیریت ضایعات طراحی شده بود. پرسشنامه‌ای محقق ساخته شامل فرآیند نمونه‌ برداری، عوامل مرتبط در حوزه‌های طبقه بندی بالینی ضایعات، ارزیابی و تشخیص بالینی ضایعات، تشخیص افتراقی و برنامه ‌ریزی درمانی توزیع شد. داده‌ها به ‌صورت خود اظهاری جمع‌ آوری و با نرم ‌افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند. آزمون‌های آماری مختلف برای بررسی رابطه بین متغیرها، شامل ترم تحصیلی، جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل استفاده شد. با توجه به میانگین و انحراف معیار به دست آمده در مطالعه، نمرات به شکل کیفی تقسیم بندی شد.
یافته‌ها: میزان پاسخ‌ گویی پرسشنامه 6/91% بود. میانگین نمره خودکارآمدی دانشجویان 72/14±30/80 از 150 بود، که سطح متوسطی از خودکارآمدی را نشان می‌داد. انجام نمونه ‌برداری کمترین میزان خودکارآمدی را داشت، در حالی که دانشجویان در تشخیص و مدیریت زخم‌های دهانی خودکارامدی بیشتری نشان دادند. دانشجویان نیم‌سال‌های بالاتر خودکارآمدی به‌مراتب بیشتری از خود نشان دادند (018/0=P)، در حالی‌که تفاوت‌های مربوط به جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل از نظر آماری معنی دار نبود (05/0 نتیجه‌گیری: به ‌طور کلی، سطح خودکارآمدی دانشجویان متوسط ارزیابی شد و تجربه بالینی و دانش نظری در طول زمان خودکارآمدی آن‌ها را افزایش داد. حوزه‌هایی مانند بیوپسی و تشخیص ضایعات پیش ‌سرطانی نیازمند توجه بیشتر هستند. بهبود روش‌های آموزشی و افزایش فرصت‌های تمرین بالینی می‌تواند دانشجویان را برای چالش‌های عملی بهتر آماده کند.

عارف نادری خورشیدی، محمدمهدی نقیبی سیستانی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مراقبت‌های دندانپزشکی خطر انتقال عفونت‌های ویروسی و باکتریایی را برای بیماران و پرسنل به همراه دارد. آگاهی بیماران از اصول کنترل عفونت می‌تواند در بهبود ایمنی محیط درمان و ارتقاء سلامت عمومی نقش مؤثری ایفا کند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی سطح آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت در درمان‌های دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به ‌صورت مقطعی در سال ۱۴۰۱ بر روی ۳۹۰ نفر از بیماران مراجعه‌ کننده به دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای معتبر مشتمل بر ۲۴ پرسش درباره اصول کنترل عفونت بود. پاسخ صحیح به هر سؤال یک امتیاز داشت. نمره و سطح آگاهی شرکت کنندگان براساس جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات و تعداد دفعات، به ترتیب با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل، آنالیز واریانس و مجذور کای نرم‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۲۴/۱۳ ± ۸۹/۳۳ سال و ۸/۶۲% از ایشان زن بودند. میانگین نمره آگاهی بیماران
۲۱/۳ ± ۳۷/۱۸ بود. 4/76% از شرکت‌کنندگان در سطح آگاهی خوب قرار داشتند. میانگین نمره آگاهی بیماران در زنان بیشتر از مردان بود (006/0=P). همچنین بر اساس سطح تحصیلات (001/0>P) و گروه سنی (01/0=P) اختلاف آماری معنی داری نشان داد. اما بر اساس تعداد جلسات درمانی اختلاف معنی داری دیده نشد (867/0=P).
نتیجه‌گیری: اگرچه سطح کلی آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت قابل ‌قبول بود، اما در برخی حوزه‌ها همچنان ناآگاهی وجود دارد. طراحی برنامه‌های آموزشی هدفمند به‌منظور ارتقاء سطح آگاهی بیماران در زمینه کنترل عفونت توصیه می‌شود.

بهنوش سلاح برزین، صمد دارابیان، مهتاب شاهی وند،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: بسیاری از مشکلات بهداشت دهان از جمله پوسیدگی دندان‌ها از سنین کودکی آغاز می‌گردد. از آنجا که پوسیدگی در میان پیت‌ها و فیشورها درصد بیشتری را به خود اختصاص داده است، برای گسترش فیشور سیلنت تراپی، بالا بردن آگاهی، نگرش والدین نسبت به اقدامات و روش‌های پیشگیرانه و به ویژه فلوراید تراپی و فیشور سیلنت تراپی اهمیت بسزایی دارد. لذا هدف از مطالعه حاضر ارزیابی آگاهی والدین کودکان 6 تا 12 ساله شهر خرم آباد از روش فیشور سیلنت برای پیشگیری از پوسیدگی دندان بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت توصیفی- تحلیلی بود در این مطالعه 601 نفر از والدین کودکان 6 تا 12 سال مدارس خرم آباد در سال تحصیلی 1400-1399 به صورت نمونه گیری خوشه‌ای ارزیابی شدند. پرسشنامه طراحی شده شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالاتی که میزان آگاهی والدین در مورد فیشور سیلانت را براورد می‌کرد، بود. سپس داده‌ها با نرم افزار SPSS نسخه 23 و آزمون‌های آماری همبستگی پیرسون، ANOVA و تی مستقل آنالیز شد.
یافته‌ها: میانگین سن شرکت کننده‌ها 09/8 ± 54/40 بود. 339 نفر از افراد دارای تحصیلات کارشناسی به بالا بود. 3/17 درصد والدین دارای سطح آگاهی خوب بودند. در این مطالعه بین نمره آگاهی با متغیرهای سطح تحصیلات (02/0P<)، سابقه آموزش بهداشت دهان (001/0P<) و زمان مراجعه به دندانپزشک (001/0P<) رابطه معنی داری از لحاظ آماری مشاهده شد (05/0P<). اما با سن، نسبت والدین و وضعیت اقتصادی رابطه معنی داری مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که نمره آگاهی بیشتر افراد مورد مطالعه از فیشور سیلانت به ویژه در افراد دارای تحصیلات پایین و افرادی که هیچ آموزشی دریافت نکرده‌اند پایین می‌باشد و باید در راستای افزایش آگاهی والدین با جدیت بیشتری گام برداشت.

بیتا خیری، منا فاضل قاضیانی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: به دلیل تسهیل فرآیند تشخیص و تصمیم گیری بالینی در دندانپزشکی با استفاده از هوش مصنوعی (AI) در سال‌های اخیر، استفاده از این ابزار در دندانپزشکی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بر همین اساس لازم است دندانپزشکان از مزایا و معایب هوش مصنوعی قبل از اجرای آن آگاه باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی جامع کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در تشخیص بیماری‌های دندانی همراه با چالش‌ها و معایب آن انجام شد.
روش بررسی: برای این مقاله مروری، یک جستجوی کامل بر روی پایگاه‌های اطلاعاتی Pub-Med و Google Scholar انجام شد و مطالعات منتشر شده طی سال‌های اخیر و همچنین مطالعات منتشر شده 2024 با استفاده از کلید واژه‌های «هوش مصنوعی»، «دندانپزشکی»، «تشخیص» گردآوری شد. در نهایت مقالات مرتبط، با تمرکز بر هوش مصنوعی در دندانپزشکی و تشخیص بیماری‌های دندانی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: پیشرفت‌های هوش مصنوعی در تصویربرداری دندان، به ویژه از طریق یادگیری ماشینی (ML) و شبکه‌های عصبی مصنوعی (Artificial Neural Networks-ANN)، به طرز چشمگیری روش‌های تشخیص بیماری‌های دندانی را متحول کرده است. این فناوری‌ها با استفاده از الگوریتم‌هایی که به سیستم‌ها امکان یادگیری و واکنش به داده‌ها را می‌دهند، به دندانپزشکان کمک می‌کنند تا اطلاعات پیچیده را تحلیل کنند و نتایج دقیق‌تری به دست آورند. جدیدترین پیشرفت در این حوزه، یادگیری عمیق (DL) است که با استفاده از چندین لایه شبکه عصبی، قادر به پردازش داده‌های بدون برچسب و پیش‌بینی نتایج می‌باشد. این تکنیک‌ها در زمینه‌های مختلفی مانند تصویربرداری تشخیصی، پریودنتولوژی، تشخیص پوسیدگی دندان و غربالگری پوکی استخوان کاربرد دارند و به بهبود کیفیت خدمات دندانپزشکی کمک می‌کنند. علیرغم مزایای هوش مصنوعی در دندانپزشکی بالینی، سه چالش بحث برانگیز شامل سهولت استفاده، بازگشت مالی سرمایه و شواهد عملکرد یا به عبارتی قابل اعتماد بودن وجود دارد و باید مدیریت شوند.
نتیجه‌ گیری: همانطور که نتایج به ‌دست ‌آمده نشان می‌دهد، مهم‌ترین مزیت هوش مصنوعی، تشخیص بیماری‌های دندان است. هوش مصنوعی با خودکارسازی وظایف روتین و بهبود مراقبت از بیماران، پتانسیل بالایی برای کاهش فشار بر سیستم‌های بهداشتی دارد. با این حال، این فناوری هرگز نمی‌تواند جایگزین تخصص انسانی شود و باید بر اساس اصول اخلاقی هدایت گردد. در نهایت، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری ارزشمند در دندانپزشکی شناخته می‌شود و تصمیم‌گیری نهایی همواره بر عهده دندانپزشک باقی می‌ماند.

آیدین علیپور، احسان موعودی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده


ta charset="UTF-8" >

اطلاعات مقاله

زمینه و هدف: تحلیل ریشه دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته پدیده‌ای با شیوع پایین، اما بالقوه آسیب ‌زا است که می‌تواند منجر به از دست دادن دندان شود. تشخیص به ‌موقع و استفاده از تصویربرداری دقیق نقش مهمی در پیشگیری از عوارض تحلیل ریشه دارد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی فراوانی تحلیل ریشه دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته فک بالا با استفاده از تصاویر توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) بود.

روش بررسی: در این مطالعه مشاهده‌ای- تحلیلی گذشته‌ نگر، ۶۰ تصویر CBCT بیماران دارای دندان کانین نهفته
(15 مورد دو طرفه و 45 مورد یک طرفه) به روش نمونه گیری در دسترس از میان مراجعه کنندگان به کلینیک‌های تخصصی رادیولوژی فک، دهان و صورت شهر بابل، شمال ایران، در سال 1402 مورد بررسی قرار گرفت. متغیرهایی از جمله سن، جنسیت، موقعیت و جهت رویش دندان کانین، وجود تحلیل ریشه در دندان‌های مجاور، نوع دندان درگیر، شدت و ناحیه تحلیل مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون مجذور کای نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 انجام شد.

یافته‌ها: در کلیشه‌های CBCT مورد بررسی (7/66% مؤنث و 70% بالای ۱۸ سال)، 75 مورد نهفتگی (41 مورد در سمت راست و 34 مورد در سمت چپ) مشاهده شد. تحلیل ریشه در دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته فک بالا تنها در ۷ نفر (7/%11) دیده شد. این تحلیل در تمامی موارد به صورت خفیف و در دندان لترال مشاهده شد. از لحاظ موقعیت عمودی، 7/%85 موارد در ناحیه میانی ریشه رخ داده بود. هیچ ارتباط معنی داری میان تحلیل ریشه با جنسیت، سن، موقعیت یا جهت رویش کانین یافت نشد (05/0

نتیجه ‌گیری: باتوجه به احتمال بروز تحلیل ریشه در دندان‌های لترال مجاور به کانین نهفته و در ناحیه میانی ریشه، توصیه می‌شود جراحان فک و صورت و متخصصان ارتودنسی پیش از آغاز درمان، ارزیابی دقیق و اولیه‌ای از موقعیت دندان نیش و دندان‌های مجاور با استفاده از تصاویر CBCT انجام دهند تا از بروز عوارض احتمالی پیشگیری شود.


امیرحسین رستمی، سیدعلی سیدمجیدی، ولی الله آرش، عباس رامیار، نیما هدایتی گودرزی، امیرحسین قاسمی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک یکی از ناهنجاری‌های شایع ارتودنتیک است. کشیدن پرمولرهای اول یکی از روش‌های درمانی متداول در این بیماران محسوب می‌شود. از آنجایی که تأثیر این امر بر نسبت‌های بولتون همچنان نامشخص است، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر کشیدن پرمولرهای اول بر نسبت‌های بولتون به دنبال درمان ارتودنسی بود.
روش بررسی: این مطالعه آزمایشگاهی بر روی مدل‌های فیزیکی بایگانی شده 34 بیمار کلاس I مبتلا به بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک با عدم کفایت لبی بیش از ۴ میلی ‌متر و لب‌های برجسته، موجود در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل در سال 1403 انجام شد. تمامی بیماران دارای مجموعه کامل دندان‌های 1 تا 6 در هر کوادرانت فکی بودند. پس از اسکن دیجیتالی مدل‌ها، نسبت‌های کلی و قدامی بولتون محاسبه گردید. سپس فرآیند کشیدن دیجیتالی پرمولرهای اول شبیه ‌سازی شد. نسبت‌ها بار دیگر اندازه‌ گیری و با مقادیر پیش از درمان با آزمون تی نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی ‌داری 05/0 مقایسه شدند.
یافته‌ها: از 34 کست مورد مطالعه، 6/67 درصد متعلق به بیماران مؤنث بود. میانگین نسبت کلی بولتون به دنبال کشیدن پرمولرهای اول از 23/2±33/90 درصد به 39/2±72/87 درصد و نسبت قدامی از 96/2±19/78 درصد به 03/3±85/77 درصد کاهش یافت (001/0>P). همچنین در ۱۵ بیمار فضای باقی ‌مانده پس از درمان مشاهده شد که عمدتاً در فک پایین بود.
نتیجه ‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، کشیدن پرمولرهای اول منجر به کاهش معنی دار نسبت‌های کلی و قدامی بولتون در بیماران مبتلا به بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک شد. با این حال، احتمال باقی ‌ماندن فضای اضافی به ‌ویژه در فک پایین وجود دارد. توجه ارتودنتیست به این موارد در طرح درمان موفق و پایدار ضروری است.

فریبا ابدال، مسعود سلطانی، مریم کاظم پور، محمد حسین حدادی، نگین نشانی فرد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: محیط یادگیری به عنوان هر چیزی که در کلاس درس یا گروه آموزشی، دانشکده یا دانشگاه اتفاق می‌افتد تعریف شده است. آگاهی از نظرات دانشجویان دندانپزشکی از محیط یادگیری خود، مسئولان را در ارائه راه کارهای بهبود کیفی و کمی آموزش بالینی یاری می‌کند. یکی از ابزارهایی که به اندازه گیری کمی محیط و فضای حاکم بر آموزش دندانپزشکی می‌پردازد (Dental Student Learning Environment Survey) DSLES می‌باشد، لذا هدف از این مطالعه ارزیابی محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی ایلام بر اساس مدل DSLES بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بر روی 114 دانشجوی رشته دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی ایلام به صورت سرشماری در سال 1403 انجام شد. اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS24 مورد ارزیابی قرار گرفت. مجموع نمرات محاسبه شده با استفاده ازآزمون t-test (Student’s t-test) تحلیل شد و سطح معنی داری در این مطالعه 05/0>p در نظر گرفته شد.
یافته‌‌ها: نتایج نشان داد که محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی در ابعاد مختلف در محدوده میانه تا نسبتاً مطلوب قرار داشت، اما هیچ یک از مؤلفه‌ها به حد عالی نرسیدند. بالاترین امتیاز مربوط به "روابط بین دانشجویان" و پایین‌ترین امتیاز مربوط به "انعطاف برنامه آموزشی" بود. روابط بین دانشجویان بالاترین امتیاز در بین مؤلفه‌ها که نشان ‌دهنده فضای همکاری و تعامل مثبت بین دانشجویان بود (002/0=p). انعطاف برنامه آموزشی پایین‌ترین امتیاز در بین مؤلفه‌ها ساختار نسبتاً سخت و کم ‌انعطاف برنامه‌های آموزشی بود (000/0=p). نتایج مطالعه نشان‌ دهنده تفاوت‌های آماری معنی دار بین ادراک دانشجویان پری‌کلینیک و کلینیک از محیط آموزشی بود (05/0p<).
نتیجه‌ گیری: نتایج نشان داد که محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی از ساختار پایه‌ای مناسبی برخوردار بود ولی نیازمند تحولاتی در جهت بهبود کیفیت آموزشی می‌باشد. تمرکز بر افزایش انعطاف‌ پذیری برنامه‌های آموزشی، تقویت پاسخگویی به نیازهای دانشجویان (به ویژه در دوره کلینیک) و حفظ عدالت جنسیتی موجود می‌تواند به ارتقای کیفیت کلی محیط آموزشی منجر شود.

امین شهسوار میستانی، علیرضا بابایی درزی، محمد تقی‌پور، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSD) از مشکلات شایع شغلی در بین دندانپزشکان محسوب می‌شوند. با توجه به تأثیر این اختلالات بر سلامتی و عملکرد دندانپزشکان، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان عمومی و متخصص شاغل در شهر بابل انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پرسشنامه استاندارد نوردیک مشتمل بر بخش‌های عمومی و اختصاصی، به صورت حضوری و پس از تماس تلفنی و اعلام تمایل به همکاری در مطالعه، بین دندانپزشکان شاغل شهر بابل بر اساس آمار اخذ شده از نظام پزشکی شهرستان، توزیع شد. این پرسشنامه حاوی سؤالاتی در خصوص احساس درد و ناراحتی در اندام‌های مختلف شامل گردن، شانه و پایین پشت می‌باشد. فراوانی شرکت کنندگان مبتلا به MSD براساس جنسیت، راست/چپ دست بودن، تخصص، ورزش کردن و فعالیت در یک رشته ورزشی خاص ارزیابی شد. همچنین میانیگن سن، وزن، قد، شاخص توده بدنی، میزان ساعت کاری هفتگی و سابقه کار دندانپزشکان با و بدون MSD مورد مقایسه قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل، مجذور کای و تست دقیق فیشر نرم‌ افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: از ۱۸۲ دندانپزشک مراجعه ‌شده، ۱۷ نفر تمایلی به شرکت نداشتند و ۵ نفر واجد معیارهای خروج از مطالعه بودند، در نهایت ۱۶۰ نفر با میانگین سابقه کاری ۲۶/۹ ± ۶۵/۱۵ سال وارد مطالعه شدند که 100 نفر از ایشان (5/62%) مذکر. ۹۵ نفر (4/59%) دندانپزشک عمومی و ۶۵ نفر (6/40%) متخصص بودند. شیوع کلی MSD در این جمعیت 90% گزارش شد. بیشترین محل درد مربوط به ناحیه گردن (4/76%) و کمترین آن در ناحیه قوزک پا (3%) بود. تنها بین انجام فعالیت ورزشی منظم و کاهش بروز MSD ارتباط آماری معنی دار مشاهده شد (001/P<) و با سایر متغیرها همچون جنسیت، راست/چپ دست بودن، ورزش کردن، تخصص و رشته تخصصی ارتباط آماری معنی داری نداشت (05/0 نتیجه‌گیری: اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان شهر بابل بسیار شایع است. با توجه به شیوع بالای این اختلالات، طراحی و اجرای دوره‌های آموزشی در زمینه ارگونومی و توصیه به فعالیت ورزشی هدفمند ضروری به نظر می‌رسد.

وحید هرندی، فهیمه رشیدی میبدی، فاطمه کارآمد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع فناوری‌های دیجیتال در دندانپزشکی، ارزیابی سطح آگاهی و نگرش دندانپزشکان نسبت به این تحول ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی آگاهی و نگرش دندانپزشکان عمومی‌‌ شهر یزد نسبت به دندانپزشکی دیجیتال در سال ۱۴۰۳ بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ۱۳۵ دندانپزشک عمومی به روش نمونه ‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه آنلاین شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با آگاهی و نگرش جمع ‌آوری و با نرم ‌افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. آزمون‌های من ‌ویتنی، کروسکال- والیس و کای ‌اسکوئر برای بررسی متغیرها استفاده گردید.
یافته‌ها: ۵۹ مرد و ۷۶ زن با میانگین سنی 87/7 ± 92/31 سال در مطالعه شرکت کردند. میانگین نمره آگاهی 77/2 ± 76/7 از ۱۲ بود. آگاهی بیشتر و نگرش مثبت‌تر با سن بالاتر، سابقه کاری بیشتر و جنسیت مرد مرتبط بود (05/0P<) 1/%74 از شرکت‌ کنندگان نسبت به دستگاه CAD/CAM شناخته ‌شده آگاهی نداشتند و 8/74% از پاسخ‌ دهندگان با نرم ‌افزارهای مربوط به ایمپلنت دیجیتال آشنا نبودند و 60% نیز نسبت به کاربرد صحیح اسکنرهای داخل‌دهانی آگاهی نداشتند. 5/81% نگرش کلی مثبت داشتند، اما تنها 9/11% دانش خود را هماهنگ با فناوری‌های نوین می‌دانستند.
نتیجه‌گیری: دندانپزشکان عمومی از سطح آگاهی متوسطی برخوردارند و شکاف‌های دانشی موجود نیازمند توجه بیشتر در آموزش دانشگاهی و مداوم است. ارتقای دانش گروه‌های خاص مانند دندانپزشکان جوان، کم ‌سابقه و بانوان ضروری است. تفاوت‌های معنی داری در نگرش بر اساس سن، جنسیت و سابقه کاری مشاهده شد.

مجتبی بیانی، حدیثه محمدی، بهزاد خوانساری نژاد، سیدحامد میرحسینی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: ویروس SARS-CoV-2 با قابلیت انتقال از طریق ذرات آئروسل، در محیط‌های بالینی از جمله کلینیک‌های دندانپزشکی چالش ‌برانگیز است. استفاده از ابزارهای پرسرعت مانند هندپیس و اولتراسونیک موجب تولید آئروسل فراوان می‌شود که در صورت آلودگی می‌تواند به گسترش عفونت منجر گردد. این مطالعه با هدف بررسی حضور ویروس در بخش‌های بالینی و غیر بالینی کلینیک دندانپزشکی آن انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۲۰ نمونه هوا از بخش‌های مختلف کلینیکی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک صورت گرفت. نمونه‌ها با پمپ مجهز به فیلتر به‌ مدت دو ساعت، با دبی ۵ لیتر در دقیقه و در ارتفاع
5/1 متری جمع ‌آوری شدند. انتقال نمونه‌ها در شرایط زنجیره سرد انجام و RNA ویروس با کیت اختصاصی و روش
RT-PCRبررسی شد.

یافته‌ها: از ۲۰ نمونه جمع‌ آوری‌ شده، ۳ نمونه (۱۵%) از نظر وجود RNA ویروس مثبت بودند. دو مورد از بخش‌های بالینی (ترمیمی و پروتز ثابت) و یک مورد از بخش غیر بالینی (پری‌کلینیک).

نتیجه ‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر حاکی از آن است که ویروس SARS-CoV-2 در بخشی از نمونه‌های هوای
جمع‌ آوری ‌شده از محیط‌های بالینی و غیر بالینی کلینیک دندانپزشکی قابل شناسایی بوده است. یافته‌های مطالعه حاضر
بر ضرورت رعایت دقیق پروتکل‌های کنترل عفونت در تمامی بخش‌های کلینیک، اعم از بالینی و غیر بالینی، تأکید می‌کند.


فیروزه نیلچیان، فاطمه فرقانی، نیلوفر رمضانی، روزانا واعظ،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: پوسیدگی دندان یک بیماری مزمن چند عاملی است و از آنجایی که اکثر جمعیت را درگیر می‌کند، یک مشکل بهداشتی بسیار جدی در سطح جهانی ایجاد می‌کند. این مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت با هدف ارزیابی وقوع پیامدهای پوسیدگی دندان، درک والدین از سلامت دهان و دندان کودک و عوامل مؤثر بر استفاده از خدمات دندانپزشکی در جمعیت کودکان مقطع دبستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بوده و اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه OHL-AQ که روایی و پایایی آن در مطالعه قبلی تایید شده است جمع آوری شد. شاخص DMFT برای اندازه گیری میزان پوسیدگی و ترمیم‌ها و از دست دادن دندان‌ها بر اثر پوسیدگی استفاده گردید. جامعه آماری
این پژوهش، والدین و دانش آموزان مقطع ابتدایی آموزش و پرورش نواحی شش گانه شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود و روش نمونه گیری، نمونه گیری تصادفی خوشه‌ای بوده است. سپس اطلاعات جمع آوری شده حاصل از معاینات و نیز پرسشنامه‌ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 26 و سطح خطای 05/0 به صورت استنباطی آنالیز شد. آزمون‌های همبستگی ، تی تست و رگرشن خطی برای آنالیز داده ها استفاده گردید.
یافته‌‌ها: مجموعاً 400 دانش آموز 6 تا 12 ساله به مطالعه وارد شدند. از این میان بیشترین فراوانی (8/20 درصد) مربوط به پایه دوم تحصیلی و کمترین فراوانی (5/12 درصد) مربوط به پایه ششم تحصیلی بود. والدین دانش آموزان میانگین سنی 8/39 سال داشتند. در اکثر موارد (56 درصد) والدین تحصیلات دانشگاهی داشتند. پایه تحصیلی دانش آموز، تعداد آخرین مدرک تحصیلی والدین و نمره سوالات سواد سلامت والد ارتباط معنی داری با امتیاز DMFT داشتند (001/0P<) سن و نمره سواد سلامت دهان و دندان والدین (میانگین=1/9) هر دو ارتباط معنی داری با امتیاز DMFT (میانگین=1/2) داشت (001/0P<). در این مطالعه میانگین نمره سواد سلامت دهان والدین برابر با 1/9 بود.
نتیجه‌ گیری: در مطالعه حاضر نشان داده شده است که نمره سواد سلامت دهان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است به طوری که شاخص پوسیدگی دندانی ارتباط معنی داری با نمره سواد سلامت دهان نشان می‌دهد. در نتیجه آموزش و اشتغال والدین تأثیر مستقیمی بر سطح سواد بهداشت دهان و دندان آن‌ها دارد. بهبود سطح آموزشی کلی افراد جامعه ضروری است زیرا که سطح سواد سلامت دهان و دندان والدین را افزایش می‌دهد و متعاقباً منجر به نتایج سلامت بهتر و وضعیت سلامت دهان و دندان بهتر در بین فرزندان آن‌ها می‌باشد.

محمدرضا رحیمی قجور، بابک اکبری،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

این مقاله مروری به ‌طور مفصل به ظرفیت پلی ‌فنول‌‌های گیاهی در دندانپزشکی ترمیمی و پیشگیرانه می‌پردازد. پلی ‌فنول‌‌ها به ‌عنوان ترکیبات طبیعی، با تغییر در اکولوژی بیوفیلم‌ها، از طریق کاهش ویرولانس، مهار سیگنال ‌دهی کوئوروم ‌سنسینگ، اختلال در تولید مواد پلیمری خارج‌ سلولی و کاهش اسید زایی، به بازآرایی وضعیت میکروبی در محیط دهان کمک می‌کنند. علاوه بر این، پلی ‌فنول‌‌ها با ایجاد پیوندهای عرضی در ساختار کلاژن، مهار فعالیت ماتریکس‌ متالوپروتئینازها و تعدیل التهاب، از بافت میزبان (دندان و لثه) محافظت کرده و به حفظ سلامت آن‌ها کمک می‌کنند. شواهد علمی موجود از آزمایش‌های آزمایشگاهی، درون‌ محیطی و بالینی نشان ‌دهنده بهبود دوام باند در اتصال بین عاج و رزین است. در این زمینه، قوی‌ترین داده‌ها مربوط به استفاده از پرایمرهایی است که بر پایه ترکیباتی همچون پروآنتوسیانیدین‌ها، Quercetin، Epigallocatechin Gallate (EGCG) و Resveratrol هستند. در زمینه پیشگیری، وارنیش‌های حاوی atechinC بازآرایی مینای دندان را در حد وارنیش‌های فلورایدی ایجاد می‌کنند، در ‌حالی ‌که دهان‌شویه‌های غنی از عصاره انار، در حضور فلوراید، اثرات ضد دمینرالیزاسیون و ضد بیوفیلم را افزایش می‌دهند. در زمینه ایمپلنت‌ها و پروتزهای دندانی، پوشش‌های عامل ‌دار بر پایه Tannic acid یا Caffeic acid با مهار تشکیل بیوفیلم، از سطح ایمپلنت فلزی در برابر خوردگی محافظت می‌کنند. با‌ این ‌حال، چالش‌های قابل توجهی در فرمولاسیون پلی ‌فنول‌‌ها وجود دارد، از جمله اکسید شدن سریع، حلالیت محدود و تغییر رنگ که نیاز به مدیریت دقیق دارند. برای غلبه بر این مشکلات، استفاده از کنترل دوز، انتخاب مناسب حلال، تثبیت کووالانسی و ریزکپسوله ‌سازی پلی ‌فنول‌‌ها توصیه می‌شود. برای استفاده گسترده‌تر و مؤثرتر از پلی ‌فنول‌‌ها در دندانپزشکی، استاندارد سازی مدل‌های آزمایشگاهی چند گونه و نقاط پایانی بالینی بسیار ضروری است. علاوه بر این، انجام کارآزمایی‌های آینده ‌نگر برای دستیابی نتایج از مراحل آزمایشگاهی به بالینی لازم است. در نهایت، با طراحی سامانه‌های رسانش هوشمند و پایش دراز مدت شاخص‌هایی مانند بقا، پوسیدگی ثانویه، سلامت لثه و پایداری نوری، پلی ‌فنول‌‌ها به نسل جدیدی از مواد دندانی ضد باکتری، زیست ‌سازگار و از نظر زیبایی پایدار بدل می‌شوند.

نسرین راضی، رضا شاهی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: رشد روز افزون خدمات دندانپزشکی و افزایش رقابت کسب و کارها در این حوزه، جذب مشتریان جدید و حفظ آن‌ها را کاری بسیار دشوار و در عین حال حیاتی برای فعالان حوزه دندانپزشکی تبدیل کرده است. همین امر سبب مطرح شدن کارکرد بازاریابی در دندانپزشکی شده است و نگاهی به مجلات بین ‌المللی دندانپزشکی نشان می‌دهد که در دهه‌های گذشته محققان توجه فزاینده‌ای به نقش بازاریابی در دندانپزشکی داشته‌اند و از طریق مطالعات نظری و روش‌های علمی مختلف تأثیر و چگونگی تدوین استراتژی‌های بازاریابی دندانپزشکی را مورد بررسی و آزمون قرار داده‌اند. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر بررسی آماری روند جهانی تولیدات علمی مربوط به استراتژی بازاریابی در دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این پژوهش از لحاظ هدف جزء پژوهش‌های توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از روش علم سنجی و تحلیل بیبلیومتریک صورت گرفته است. از لحاظ زمان اجرای پژوهش هم جزء تحقیق مقطعی و بر اساس نوع داده جزء پژوهش‌های کمی است. اسناد مورد بررسی شامل تمام مقالات علمی منتشر شده به زبان انگلیسی در حوزه استراتژی بازاریابی در دندانپزشکی که تا پایان سال 2025 توسط کل پژوهشگران جهان نگاشته شده و در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Web of Science و Scopus نمایه شده است. این پژوهش در ماه ژانویه سال 2026 انجام شده است.
یافته‌‌ها: نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که تعداد پژوهش‌های مرتبط با موضوع «استراتژی‌های بازاریابی در دندانپزشکی» که از ابتدا تا سال 2025 در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Web of science وScopus  منتشر شده است برابر با 365 سند می‌باشد و پویایی این پژوهش‌ها مربوط به سال‌های 2017 تا 2025 است. بیشترین تعداد پژوهش‌ها مربوط به سال 2025 با تعداد 40 اثر است. بیشترین اثر در حوزه استراتژی‌های بازاریابی در دندانپزشکی مربوط به پژوهشگری به نام Ball R با 10 اثر علمی است. مجله British Dental Journal بیشترین تولید علمی در این حوزه را با انتشار 23 اثر داشته است. بیشترین پژوهش‌های انجام شده در این حوزه، در ایالات متحده آمریکا با انجام 225 اثر صورت پذیرفته است.
نتیجه‌ گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که استراتژی‌های بازاریابی امروزه جایگاهی فراتر از یک مفهوم صرفاً بازاریابی یافته و به‌تدریج به ‌عنوان یک فرایند کلیدی در پژوهش‌های حوزه دندانپزشکی مطرح شده است. تمرکز
قابل ‌توجه تولیدات علمی بر مطالعات بازاریابی، استراتژی‌های بازاریابی و پیامدهای مرتبط با آن در دندانپزشکی، نشان می‌دهد که استراتژی‌های بازاریابی در جذب بیماران، رضایتمندی آن‌ها، سودآوری کسب و کارهای دندانپزشکی و سلامت عمومی جامعه نقش مهمی ایفا می‌کند.

نیکی رجب نسب، میثم میرزایی، فریدا عابسی، شروین مسعودی خلجی فرد، همت قلی نیا،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: کراودینگ دندانی به عنوان عامل مهم ایجاد مال اکلوژن تلقی می‌شود و شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد آن ما را در انتخاب استراتژی درمانی مناسب و دستیابی به نتایج پایدار پس از درمان یاری می‌دهد. از آنجایی که ارتباط طول قاعده فکین با این عامل نامشخص مانده است هدف این مطالعه بررسی رابطه بین طول قاعده فکین با کراودینگ دندانی در افراد با الگوهای مختلف اسکلتال در بعد ساجیتال بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 42 نفر از هر کلاس اسکلتال I، II و III بر اساس کراودینگ بیشتر از 4 و کمتر مساوی 4 میلی متر از تمام بیماران مراجعه کننده به بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل به صورت سرشماری بین سال‌های 1404-1390 به مطالعه وارد شدند. این نمونه‌ها از لحاظ ارتباط طول قاعده فکین در هر یک از کلاس بندی‌های اسکلتال با کراودینگ دندانی بررسی شد. برای اندازه گیری طول قاعده فکین از لترال سفالوگرام‌های پیش از درمان استفاده شد. جهت بررسی ارتباط‌های خواسته شده از آزمون‌های t تست و آنالیز واریانس یکطرفه و Bonferroni post hoc test استفاده و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته‌‌ها: در این مطالعه ۱۲۶ بیمار (3/64% زن) مورد ارزیابی قرار گرفتند. رابطه بین طول قاعده فکین با کراودینگ برحسب سن معنی دار نبود اما در زنان در فک پایین معنی دار گزارش شد (024/0P=). مطالعه حاضر نشان داد که طول قاعده فک بالا و پایین در کل نمونه با میزان کراودینگ دندانی ارتباط مستقیم و معنی داری ندارد. با این حال، تحلیل زیر گروه‌ها بر اساس کلاس‌های اسکلتی نشان داد که طول قاعده فک بالا و پایین در هر دو سطح کراودینگ (کمتر مساوی 4 و بیشتر از 4 میلی ‌متر) بین کلاس‌های I، II و III تفاوت معنی ‌داری دارد (011/0، 008/0 P=و 001/0P<). در فک پایین کلاس III بیشترین و کلاس II کمترین و در فک بالا کلاس III کمترین و کلاس II بیشترین طول قاعده را دارا بود.
نتیجه‌ گیری: این نتایج بیانگر آن است که الگوهای اسکلتی ساجیتال نقش قابل توجهی در تغییرات ابعادی فکین دارند. همچنین در کلاس I و III، بررسی طول قاعده فک پایین اهمیت بیشتری دارد، چراکه کاهش آن می‌تواند با کراودینگ شدیدتر مرتبط باشد. طول قاعده فک بالا و پایین در کل نمونه با شدت کراودینگ دندانی ارتباط مستقیم و معنی داری ندارد. این متغیر‌ها در سن معنی دار نبوده اما در زنان در فک پایین معنی دار گزارش شد. بنابراین یک شاخص آناتومیک منفرد مانند طول قاعده نمی‌تواند به تنهایی شدت کراودینگ را پیش ‌بینی کند.

فرزان مددی زاده، سجاد بهاری نیا،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

هوش مصنوعی به ‌عنوان یکی از فناوری‌های تحول ‌آفرین عصر حاضر، نقش فزاینده‌ای در علوم پزشکی و به ‌ویژه دندانپزشکی ایفا می‌کند. در میان شاخه‌های مختلف هوش مصنوعی، یادگیری ماشین با توانایی تحلیل داده‌‌های پیچیده، استخراج الگوها و ارائه پیش‌بینی‌های دقیق، بستر مناسبی برای توسعه دندانپزشکی هوشمند فراهم ساخته است. دندانپزشکی مدرن با چالش‌هایی نظیر تفسیر حجم گسترده تصاویر رادیوگرافی، تشخیص زود هنگام ضایعات، انتخاب طرح درمان مناسب و مدیریت اطلاعات بیماران مواجه است. چالش‌هایی که می‌توانند با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین تا حد زیادی برطرف شوند. امروزه مدل‌های یادگیری عمیق و شبکه‌های عصبی مصنوعی در تحلیل تصاویر دندان، تشخیص پوسیدگی، پیش ‌بینی موفقیت درمان‌‌های ترمیمی و ایمپلنت، طراحی پروتزها و پشتیبانی از تصمیم‌ گیری بالینی کاربرد گسترده‌ای یافته‌اند. افزون بر این، ادغام یادگیری ماشین با فناوری‌هایی مانند رباتیک، طراحی دیجیتال و سامانه‌های هوشمند پایش بیمار، مسیر حرکت به ‌سوی دندانپزشکی دقیق و شخصی‌ سازی‌ شده را هموار کرده است. با وجود مزایای قابل ‌توجه این فناوری، چالش‌هایی نظیر وابستگی به کیفیت داده‌ها، مسائل اخلاقی و نیاز به اعتبارسنجی بالینی همچنان مطرح هستند. در مجموع، یادگیری ماشین می‌تواند با افزایش دقت تشخیص، کاهش خطاهای انسانی، صرفه ‌جویی در زمان و هزینه و ارتقای کیفیت خدمات، تحولی اساسی در آینده دندانپزشکی ایجاد کند.


صفحه 16 از 16    
...
16
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb