28 نتیجه برای پریودنتال
افشین خورسند، یدالله سلیمانی شایسته، احمدرضا طلاییپور، امیرحسین نگارش،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
بیان مسأله: یکی از مشکلات درمان بیماریهای پریودنتال، گسترش بیماری به ناحیه انشعاب ریشهها میباشد. روشهای متعددی برای درمان این ضایعات مطرح گردیده است. این روشها شامل درمانهای Resective, Conservative و Regenerative میباشد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو روش بازسازی شامل روش موقعیتدادن کرونالی فلپ و استفاده از ماده آلوگرفت Demineralized Bone Matrix (Dynagraft) به منظور بازسازی استخوان در درگیری فورکیشن درجه II فک پایین انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه Randomized Controlled Clinical Trial که به صورت دو سویهکور انجام شد, 12 نفر از مراجعهکنندگان به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران (9 زن و 3 مرد) که در محدوده سنی 25 تا 40 سال بودند, مورد بررسی قرار گرفتند؛ این افراد دارای درگیری فورکای درجه II مولرهای فک پایین (طبقهبندی Glickman) به صورت Bilateral بودند. مولرهای یک طرف توسط ماده پیوندی Dynagraft و طرف مقابل توسط روش موقعیت دادن کرونالی فلپ مورد درمان قرار گرفتند. متغیرهای عمق پاکت (PPD), سطح چسبندگی کلینیکی (CAL)، لثه کراتینیزه (KG) و عمق پروبینگ افقی (HPD) در زمان عمل, 3 و 6 ماه پس از جراحی اندازهگیری و ثبت شدند. همچنین به منظور بررسی تغییرات رادیوگرافیک استخوان و نیز تأیید یافتههای حاصل از اندازهگیریهای کلینیکی در مقاطع زمانی فوق, رادیوگرافی RVG نیز انجام شد. تحلیل اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون آماری Paired t انجام شد.
یافتهها: میانگین کاهش PPD 3 و 6 ماه بعد از عمل در گروه مورد به ترتیب 75/1 و 25/2 میلیمتر (005/0P<) و در گروه شاهد 26/1 و 27/1 میلیمتر بود (005/0P<). میانگین Attachment Gain 3 و 6 ماه بعد از عمل در گروه مورد به ترتیب 1/1 و 5/1 میلیمتر (005/0P<) و در گروه شاهد 2/0 میلیمتر و 3/0 میلیمتر بود. میانگین کاهش لثه کراتینیزه 3 و 6 ماه بعد از عمل در گروه مورد به ترتیب 5/0 و 6/0 میلیمتر (005/0P<) و در گروه شاهد 1/1 میلیمتر و 1/1 میلیمتر بود (005/0P<). میانگین کاهش HPD 3 و 6 ماه بعد از عمل در گروه مورد به ترتیب 55/1 و 2 میلیمتر (005/0P<) و در گروه شاهد 55/0 و 55/0 میلیمتر بود (01/0P<). رادیوگرافی RVG تهیه شده از نواحی فوق 3 و 6 ماه بعد از عمل نشانگر تأیید تغییرات ایجادشده طبق یافتههای حاصل از اندازهگیریهای کلینیکی بود؛ به گونهای که ترمیم استخوان (Bone Filling) در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بهتر بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه, میتوان استفاده از ماده پیوندی (Dynagraft) DBM را به عنوان روشی مناسب برای درمان ضایعات درجه II مولرهای فک پایین توصیه نمود. به هر حال مطالعات بیشتر با حجم نمونه بالاتر، مشاهدات طولانی مدتتر و نیز بررسی بافتشناختی برای ارزیابی کامل این گونه روشهای بازسازی و پتانسیل آنها برای ترمیم درگیری فورکا مورد نیاز است.
علی اکبر خوشخونژاد، افشین خورسند، فهیمه رستگار،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1383 )
چکیده
بیان مسأله: معمولاً برای کنترل درد پس از جراحیهای پریودنتال در بیشتر موارد از مسکنهای سیستمیک استفاده میشود که از جمله معایب این درمان دیر اثر بودن آنها و خطر عوارض جانبی میباشد. دهانشویه بنزیدامین هیدروکلراید، داروی ضدالتهاب غیراستروئیدی با اثر بیحسکنندگی موضعی میباشد. عوارض جانبی آن نادر و شامل کرختی و سوزش مخاط میباشد. بنزیدامین اثرات دارویی خود را بسیار سریع بروز میدهد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه بنزیدامین و استامینوفن کدئین در کاهش درد پس از جراحیهای پریودنتال انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش کارآزمایی بالینی انجام شد, 18 بیمار از مراجعهکنندگان به بخش پریودنتیکس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. این بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن اولیه یا متوسط بودند و حداقل در دو ناحیه از دهان نیاز به جراحی داشتند. ضایعات در دو ناحیه تا حد امکان با هم مشابه بودند. برای بیماران پس از مرحله اول جراحی, دهانشویه بنزیدامین هیدروکلرید و پس از مرحله دوم جراحی (ناحیه بعدی) استامینوفن کدئین تجویز شد. میزان کاهش درد با استفاده از نمودارVisual Analog Scale (VAS) سنجیده شد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری غیرپارامتری Wilcoxon-Signed,Mann Whitney انجام شد.
یافتهها: بین اثر ضددرد بنزیدامین هیدروکلراید و استامینوفن کدئین پس از جراحیهای پریودنتال اختلاف معنیداری وجود داشت؛ به عبارت دیگر میزان درد به دنبال مصرف استامینوفن کدئین کمتر از موقعی بود که بنزیدامین استفاده شده بود (008/0P=). بین اثر ضددرد بنزیدامین هیدروکلراید و استامینوفنکدئین پسازجراحی در بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن اولیه (1/0P=) و در بیمارانی که استئوپلاستی برای آنها انجام شد (31/0P= و یا در مواردی که تصحیح استخوان انجامنشد (18/0P=), اختلاف معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: در بیمارانی که احتمال درد کمی پس از جراحی در آنها وجود دارد, مثل بیماران مبتلا به پریودنتیت اولیه، بیمارانی که برای آنها استئوپلاستی انجام شده و یا بیمارانی که تصحیح استخوان برای آنها انجام نشده است, میتوان بنزیدامین را به عنوان مسکن تجویز نمود؛ در سایر موارد جراحی, بهتر است به منظور کاهش در مصرف مسکن سیستمیک، دهانشویه بنزیدامین هیدروکلراید را به همراه استامینوفن کدئین تجویز نمود.
رخساره صادقی، کیومرث نظری مقدم، جهاندخت جوینده،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1383 )
چکیده
بیان مسأله: عقاید ضد و نقیضی در مورد ارتباط بیماریهای پالپ و بیماریهای پریودنتال وجود دارد. تأثیر متقابل این دو نسج بر روی هم میتواند در طرح درمان دندان مورد نظر, اهمیت بسزایی داشته باشد.
هدف: این تحقیق با هدف بررسی کلینیکی اثر درمان ریشه در بهبود نسوج پریودنتال در دندانهای مبتلا به پریودنتیت مزمن پیشرفته انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی کنترلشده تصادفی, 32 دندان که بر اساس آزمونهای حیات پالپ دچار نکروز یا پالپیت غیرقابل برگشت بودند، به صورت Split Mouth از 7 بیمار مبتلا به پریودنتیت مزمن پیشرفته بامعیارهای خاصی انتخاب شدند. دندانها به طور تصادفی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند و شاخصهایی چون عمق پاکت، سطح چسبندگی کلینیکی، لقی و نوع تحلیل استخوان در هر دو گروه ثبت شد. ریشه دندانهای گروه مورد درمان شدند. هر دو گروه وارد مرحله اول درمان پریودنتال (جرمگیری) شدند. شاخصهای عنوان شده در فواصل یک و سه ماه بعد نیز در هر دو گروه اندازهگیری شدند. به منظور مقایسه عوامل مورد بررسی از آزمونهای آماری مناسب هر بخش شامل Paired t, Wilcoxon و Mann-Whitney استفاده شد.
یافتهها: در گروه مورد سطح چسبندگی کلینیکی در دوره یک ماهه بر خلاف دوره سهماهه کاهش معنیداری را نشان داد؛ در گروه شاهد سطح چسبندگی کلینیکی در دوره یک ماهه کاهش یافت ولی از نظر آماری معنیدار نبود؛ افزایش این شاخص در فاصله زمانی یک تا سه ماه در گروه شاهد رخ داد امّا از نظر آماری معنیدار نبود. در این زمینه در مقایسه بین دو گروه اختلاف معنیداری در دوره سه ماهه و فاصله زمانی یک تا سه ماه ایجاد شد (05/0P<). شاخصهای دیگر اختلاف معنیداری را درهر گروه و بین گروهها نشان ندادند.
نتیجهگیری: معنیدار شدن تغییرات شاخص سطح چسبندگی در مقایسه بین گروهی میتواند نشانگر تأثیر احتمالی پاتوژنهای با منشأ پالپ در پیشرفت بیماری پریودنتال باشد؛ بنابراین در نمونههای پیشرفته پریودنتیت بالغین، ارزیابی حیات پالپ و احتمال نیاز به انجام درمان ریشه برای حذف پاتوژنهای مخرب قبل از درمانهای پریودنتال میتواند مؤثر باشد.
زینب کدخدا، ساحل سنجابی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1383 )
چکیده
بیان مساله: حذف باکتری Porphyromonas Gingivalis (P.g) از محیط زیر لثه جهت دستیابی به نتایج موفقیتآمیز درمان در بیماران مبتلا به Aggressive Periodontitis (AP) امری ضروری به نظر میرسد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف ارزیابی قدرت تأثیر درمان غیر جراحی در کاهش باکتری از پاکتهای عمیق این بیماران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه Clinical Trial, 49 بیمار از بین مراجعهکنندگان به بخش تخصصی پریودنتیکس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران به طور تصادفی انتخاب شدند. این افراد پس از تشخیص بالینی Aggressive Periodontitis و اثبات وجود p.g پس از نمونهبرداری از حداقل یک پاکت با عمق بیش از 5 میلیمتر از هر کوادرانت از دهان بیمار وارد مطالعه شدند. در مرحله اول درمان غیر جراحی، پس از آموزش کامل و دقیق OHI به بیماران، درمان جرمگیری و صافکردن سطح ریشه (SRP) به همراه شستشوی داخل پاکت توسط کلرهگزیدین انجام شد. در مرحله دوم بلافاصله یک هفته بعد، درمان آنتیبیوتیکی شامل آموکسیسیلین 500 میلیگرمی به همراه مترونیدازول 250 میلیگرمی به مدت 10 روز (روزی سه بار) برای بیماران آغاز گردید. در روز اول مطالعه، هفته اول، هفته ششم و ماه سوم پس از آغاز درمان کشت میکروبیولوژیکی P.g به همراه سه شاخص کلینیکی
Bleeding on Probing (Bop), Plakue Index (PI) Probing Pocket depth (PPD) هر بیمار ثبت گردید. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمونهای آماری t و Wilcoxon تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج اختلاف معنیداری را بین کلونی باکتریایی پس از هر دو مرحله درمان (هفته اول و ششم) در مقایسه با Base Line نشان داد؛ اما در ماه سوم مجدداً تعداد کلونیها افزایش یافت که البته در مقایسه با زمان Base Line بسیار کمتر بود؛ اما اختلاف معنیداری از نظر آماری وجود نداشت. در هر سه گروه سنی عمده کاهش کلونی پس از مرحله اول مشاهده شد. این کاهش به دنبال مرحله دوم درمان همچنان ادامه یافت؛ اما در گروه سنی 23-18 سال مشخصتر از گروه 35-30 سال بود. شاخصهای کلینیکی BOP، PI، PPD نیز در هفته اول و ششم پس از درمان نسبت به زمان شروع مطالعه بهبود نشان دادند و از نظر آماری دارای اختلاف معنیداری بودند؛ اما در ماه سوم پس از درمان شاخص BOP بر خلاف دو شاخص PI، PPD اختلاف معنیداری را با Base Line نشان نداد.
نتیجهگیری: کارایی درمان غیر جراحی مکانیکی به همراه مترونیدازول و آموکسیسیلین در حذف P.g از عمق پاکتهای پریودنتال بیماران A.p رضایتبخش بود؛ اما ممکن است پس از سه ماه حتی با وجود بهداشت مناسب (شاخص پلاک پایین) احتمال عود بیماری در برخی از بیماران وجود داشته باشد که لزوم درمان مجدد را مشخص میسازد. مسلماً مطالعات کلینیکی با زمان پیگیری طولانیتر و گروههای مورد درمان متنوعتر جهت تأیید این نتایج ضروری به نظر میرسد.
یداله سلیمانی شایسته، علیرضا قنبری،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1383 )
چکیده
بیان مسأله: بیماران همودیالیز در طول مدت درمان در معرض ابتلا به بیماریهای پریودنتال میباشند, و در این زمینه هیچگونه اطلاعاتی در مورد نیازهای درمانی پریودنتال این بیماران وجود ندارد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان نیازهای درمانی پریودنتال بیماران همودیالیزی شهر تهران به منظور ارائه به دستاندرکاران و مسؤولین بهداشت و سلامت بیماران خاص انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 75 بیمار به وسیله نمونهگیری چند مرحلهای متناسب با حجم بیماران دیالیزی شهر تهران و با استفاده از شاخص CPITN انتخاب شدند. پس از ارائه آموزشهای لازم و جلب همکاری بیماران، از میان آنها افراد واجد شرایط فوق انتخاب شدند و برای آنها پرسشنامهای که به این منظور تهیه شده بود، تکمیل گردید و با استفاده از وسایل حفاظت شخصی, شاخص CPITN با پروب مخصوص WHO در بیماران مورد بررسی قرار گرفت و بر اساس کدهای صفر تا چهار تعیین شد.
یافتهها: در افراد مورد مطالعه، میزان نسبی سلامت لثه (کد صفر) 6/10%، خونریزی متعاقب پروبکردن (کد 1) 12%، جرم دندانی (کد2) 4/21%، پاکت کمعمق (کد 3) 32% و پاکت عمیق (کد 4) 24% بود؛ همچنین مشخص شد که 4/89% از افراد نیاز به آموزش بهداشت و 4/77% نیاز به جرمگیری و 24% از آنها نیازمند دریافت درمانهای پیشرفته بودند و فقط 6/10% از افراد نیازی به درمان نداشتند.
نتیجهگیری: در بررسیهای انجامشده بین وضعیت پریودنتال و عواملی نظیر سن، جنس، مدت دیالیز و میزان تحصیلات رابطه معنیداری مشاهده نشد.
یداله سلیمانی شایسته، علیاکبر خوشخونژاد،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1383 )
چکیده
بیان مسأله: اختلال متابولیسم چربیها به عنوان عامل خطر احتمالی در زمینه بیماریهای پریودنتال و سایر بیماریهای عفونی مطرح شده است.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سطح چربیهای خون و بیماریهای پریودنتال در بیماران قلبی- عروقی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 45 بیمار بستری در بیمارستان قلب شهید رجایی، در دوگروه مورد (27نفر) و شاهد (18نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. در هر دو گروه میزان چربیهای خون شامل تری گلیسیرید، LDL و کلسترول تام از طریق آزمایشات لابراتواری و وضعیت پریودنتال با استفاده از شاخص CPITN ارزیابی گردید؛ سپس نتایج با استفاده از آزمون Mann Whitney U و ضریب همبستگی اسپرمن مورد تحلیل آماری قرارگرفت.
یافتهها: CPITN در گروه High Lipid بالاتر بود و ضریب همبستگی اسپیرمن بین تریگلیسیرید و CPITN 283/0، بین کلسترول و CPITN 372/0 و بین LDL و CPITN 280/0 حاصل شد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای مطالعه حاضر، میتوان اظهار داشت که رابطه مشخصی بین وجود بیماری پریودنتال و سطح لیپیدهای سرمی در بیماران قلبی- عروقی وجود دارد.
فریده حقیقتی، مهوش موسوی جزی، بنفشه گلستان، هما کاشانی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: دانش در مورد ارتباط بین سیگار کشیدن و تحلیل عمودی استخوان آلوئل مختصر است. شواهد مهمیاثرات زیانآور سیگار را بر روی نسوج پریودنتال و استخوان آلوئول نشان میدهد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین مصرف سیگار و شیوع و شدت ضایعات عمودی استخوان آلوئل انجام گرفت.
روش بررسی: روش مطالعه به صورت مورد- شاهدی بود. 71 نفر با ضایعات زاویهدار استخوان (مورد) و 69 نفر بدون ضایعات زاویهدار استخوان (شاهد) در محدوده سنی 18 تا 70 سال، با مشاهده رادیوگرافی، معاینه و تکمیل پرسشنامه انتخاب شدند. ضایعه عمودی استخوان به عنوان تحلیل استخوان بین دندانی به میزان 2 میلیمتر یا بیشتر تعریف شد که زاویه مشخصی به طرف مزیال یا دیستال ریشه داشته باشد. دادهها با نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین سنی افراد مورد بررسی 14/37 و انحراف معیار آن 72/12 بود. در افراد با ضایعات زاویهدار استخوانی، 1/21 درصد سیگاری سبک و
4/25 درصد سیگاری متوسط - سنگین بودند. بین شرایط استعمال سیگار و شانس انتلا به ضایعات زاویهدار استخوان در بین افراد سیگاری و غیرسیگاری اختلاف آماری معنیداری وجود دارد (001/0P=). در مطالعه هم زمان متغیرها رابطه معنیداری میان مسواک زدن، سن و وضعیت سیگار کشیدن با شانس ابتلا به ضایعات زاویهدار استخوانی نتیجه شد اما جنس مرتبط نبود. به طوری که با کنترل سایر متغیرها شانس ابتلا به ضایعات پریودنتال و تحلیل عمودی استخوان آلوئول در بین سیگاریهای سبک و متوسط- سنگین بیشتر از غیر سیگاریها بود (به ترتیب OR تعدیل شده = 17/4 و OR تعدیل شده = 87/3).
نتیجهگیری: این مشاهدات پیشنهاد میکند که سیگار با افزایش شیوع و شدت ضایعات عمودی استخوان ارتباط دارد. سیگار یک عامل خطر بالقوه برای از دست رفتن نسج استخوانی پریودنتال در نظر گرفته میشود.
سمیه اللهیاری، زینب کدخدا،
دوره 23، شماره 4 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: دقت در اندازهگیریهای پاکت پریودنتال به وسیله پروب به عوامل مختلفی بستگی دارد که بعضی از آنها به شخص معاینه کننده مربوط میشوند. هدف از این مطالعه مقایسه اندازهگیری عمق پاکت پریودنتال (PPD) Pocket Probing Depth در دو گروه از دانشجویان دندانپزشکی راست دست و چپ دست در معاینات پریودنتال بود.
روش بررسی: هشت بیمار پریودنتال با میانگین سنی 35 سال که از لحاظ سیستمیک سالم بوده و دارای پاکتهای با عمق 6 -5/0 میلیمتر بودند و حداقل
20 دندان داشتند، توسط 4 نفر دانشجوی دندانپزشکی راست دست و 4 نفر چپ دست که میانگین سنی آنها 25 سال بود تحت معاینه و پروبینگ پاکتهای پریودنتال قرار گرفتند. این دانشجویان در مورد معاینه پریودنتال و اندازهگیری پاکت پریودنتال توسط پروب ویلیامز آموزش دیدند. یافتههای به دست آمده در نرمافزار SPSS جمعآوری و در تجزیه و تحلیل آنها از آزمونهای T-test و نیز ضریب هم بستگی بین گروهی (ICCs) استفاده شد.
یافتهها: اختلاف میانگین PPD به دست آمده از اندازهگیریهای معاینه کنندههای راست دست و چپ دست کل دهان در دو گروه معنیدار بود (05/0(P<، اما به علت اختلاف در مقیاس صدم میلیمتر (08/0 میلیمتر) از نظر کلینیکی غیر قابل اعتنا میباشد. بیشترین میزان این تفاوت آماری در دندانهای خلفی نیم قوس راست فک پایین بود (2/0 میلیمتر=میانگین). با استفاده از T-test و ضریب هم بستگی بین گروهی (ICCS) میان جفتهای Same and different handed مشاهده شد که روش اندازهگیری بین دو گروه نسبتاً مشابه بوده و از میزان تکرارپذیری یکسانی برخوردار بود.
نتیجهگیری: طبق نتایج این مطالعه در اندازه گیری PPD افراد راست دست نسبت به افراد چپ دست اختلاف کلینیکی قابل ملاحظهایی دیده نشد.
مهوش موسوی جزی، مهسا تراشی، مریم عبدالرازقی،
دوره 26، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: اثر بیماریهای پریودنتال بر تمام افراد جامعه به یک شکل نمیباشد. در بعضی افراد ریسک فاکتورهایی وجود دارد که آنها را نسبت به پیشرفت بیماری حساستر میکند. ابتلا به پاتوژنهای خاص، سیگار، دیابت کنترل نشده، ریسک ابتلا به پریودنتیت را افزایش میدهند. سایر فاکتورها مثل استرس، افسردگی و اضطراب، هنوز به عنوان ریسک فاکتور قطعی درنظر گرفته نمیشوند. توجیه بیولوژیک این ارتباط به این صورت بیان میشود که شرایط روانی و مواجهه با عوامل استرسآور میتواند پاسخ ایمنی را تغییر دهد و فرد را در برابر پیشرفت بیماری حساستر کند. هدف از این مطالعه مروری بر رابطه پریودنتال با فاکتورهای روانی اضطراب و افسردگی بود.
روش بررسی: تحقیق به روش مروری (Review Article) انجام گرفت. با کلمات کلیدی Periodontal disease, Anxiety, Depression در اینترنت سایتهای مرتبط با مجلات دندانپزشکی و عمدتاً مجلات معتبر پریودنتولوژی و در Pubmed از سالهای 1990 تا 2010 جستجوی مقالات و تحقیقات انجام شد.
نتیجهگیری: بیشتر مطالعات منتشر شده از یک ارتباط مثبت بین پریودنتیت و فاکتورهای روانی، اجتماعی متعدد حمایت میکنند. روشهای مختلف زندگی، شرایط استرسآور، تغییرات هورمونی، سهلانگاری در رعایت بهداشت دهان و عادات نامناسب مثل سیگار کشیدن به عنوان عوامل مستعدکننده در بیماریهای پریودنتال محسوب میگردد.
فرامرز مجتهد زاده، ندا مسلمی، احمد سوداگر، گیتا کیایی، بیتا کیایی،
دوره 30، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه وهدف: بیماران تحت درمان ارتودنسی ثابت در خطر بالا ابتلا به مشکلات پریودنتال قرار دارند. دهانشویه کلرهگزیدین جهت بهبود سلامت دهان به کار میرود اما عوارض متعددی به همراه دارد. به نظر میرسد دهانشویههای گیاهی بتوانند جایگزین مناسبی برای کلرهگزیدین به شمار روند. تحقیق حاضر با هدف تعیین اثرات دهانشویههای گیاهی ماتریکا و پرسیکا در مقایسه با دهانشویه کلرهگزیدین 2/0% روی شاخصهای پریودنتال بیماران تحت درمان ارتودنسی ثابت انجام شد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی دوسوکور، 84 بیمار بعد از دریافت آموزش بهداشت، به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند (گروه اول: پرسیکا، گروه دوم: ماتریکا، گروه سوم: کلرهگزیدین و گروه چهارم: نرمال سالین). دهانشویه تجویز شده به مدت 30 روز به کار برده شد. شاخصهای پلاک دندانی، التهاب لثه و خونریزی از لثه در ابتدای تحقیق، 1 هفته بعد از آموزش بهداشت و نیز 30 روز بعد تعیین شدند. تفاوتها با آزمونهای Kruskal Wallis، آنالیز واریانس یکطرفه، آزمون Mann-whitney U و Tukey بررسی شدند.
یافتهها: شاخصهای پریودنتال سه گروه آزمایشی (به جز گروه کنترل) به طور قابل توجهی کاهش یافتند. دهانشویههای ماتریکا و پرسیکا، تفاوت معنیداری نداشتند و هر دو به اندازه دهانشویه کلرهگزیدین در بهبود شاخصهای پریودنتال مؤثر بودند، دهانشویههای گیاهی (01/0
نتیجهگیری: دهانشویههای ماتریکا و پرسیکا در بهبود شاخصهای پریودنتال بیماران تحت درمان ارتودنسی ثابت مؤثر هستند.
ابراهیم اکبری، علی مشهدی، زینب عظیمی، راحله عباس نژاد، احمد امیری پیچاکلایی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم اطلاعات زیادی که در مورد عوامل خطرزا در شروع یک بیماری در دست میباشد، هنوز شکافهایی در درک عوامل مؤثر بر پیشرفت بیماریها وجود دارند. با توجه به نقش مهم عوامل روانشناختی در بیماریهای جسمانی، هدف پژوهش حاضر مقایسه نظم جویی شناختی هیجان، تنیدگی، افسردگی، اضطراب، و تنیدگی ناشی از رویدادهای زندگی در مبتلایان به بیماریهای پریودنتال و شاهدهای همسان شده بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی- تحلیلی بود. جامعه پژوهش را کلیه مراجعه کنندگان به کلینیکهای دندانپزشکی شهر لامرد و مهر تشکیل میدادند که از بین آنها 50 نفر زن و مرد با دامنه سنی 15 تا 49 ساله دچار بیماری پریودنتال و 50 نفر زن و مرد 15 تا 49 ساله فاقد بیماری پریودنتال به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. گروه فاقد بیماری پریودنتال از نظر ویژگیهای جمعیت شناختی با گروه بیمار همسان شدند. هر دو گروه پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان (CERQ)، مقیاس افسردگی اضطراب تنیدگی (DASS) و پرسشنامه رویدادهای زندگی را تکمیل کردند. تحلیل دادهها به کمک نرم افزار SPSS نسخه 17 و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند طرفه (MANOVA) صورت گرفت.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که تنیدگی، افسردگی، اضطراب و تنیدگی ناشی از رویدادهای زندگی افراد مبتلا به بیماری پریودنتال بیشتر از شاهدهای همسان شده بود و دو گروه تفاوت معنیداری در مؤلفههای مقصر دانستن خود، نشخوار فکری، توجه مثبت به ارزیابی و فاجعه سازی دارند (05/0>P). افراد مبتلا به بیماری پریودنتال نمره بیشتری در زمینه مقصر دانستن خود، نشخوار فکری و فاجعه سازی و نمره پایینتری در زمینه توجه مثبت به ارزیابی در مقایسه با شاهدهای همسان شده به به دست آوردند.
نتیجه گیری: افرادی که در طول زندگی نسبت به شرایط تنیدگیزا، افسردگی و اضطراب آسیب پذیرند و همچینین از راهبردهای ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان استفاده میکنند، بیشتر مستعد بیماریهای پریودنتال خواهند بود
یلدا الهام، ندا مسلمی، هدا براتی،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: لیکن پلان بیماری التهابی پوستی مخاطی مزمن با اتیولوژی ناشناخته میباشد. یکی از تظاهرات شایع بیماران مبتلا به لیکن پلان دهانی، درگیری لثه به صورت نواحی اریتماتوز منتشر است. با توجه به شیوع بالای لیکن پلان در مراجعین به بخش بیماریهای دهان، فک و صورت هدف از این مطالعه بررسی اثر کنترل پلاک و بهداشت دهان بر بهبود تظاهرات لثهای بیماران مبتلا به لیکن پلان دهانی بود.
روش بررسی: موتورهای جستجوی PubMed، Ovid Medline، EM base، Google Scholar با استفاده از کلید واژههای مرتبط از ژانویه 1990 تا دسامبر 2017 بررسی شد. از تعداد 20 مقاله به دست آمده بعد از بررسی چکیده مقالات، در نهایت 7 مقاله مناسب در این مطالعه آورده شد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعات بررسی شده کنترل پلاک مؤثر بخش اصلی درمان ضایعات و بهبود علایم و تظاهرات لثهای لیکن پلان دهانی میباشد.
رکسانا صادق عمل نیک رفتار، مریم رضایی دستجردی، همت قلی نیا، بابک عموییان،
دوره 32، شماره 1 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پروتز پارسیل متحرک (RPD) روش درمانی متداولی برای بازسازی بیمارانی با بیدندانی پارسیل است، در حالی که RPD میتواند زمینه ساز مشکلات پریودنتالی شود. هدف از این پژوهش، بررسی اثر RPDهای ساخته شده در دانشکده دندانپزشکی بابل بر وضعیت پریودنتال دندانهای پایه و غیر پایه بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی،٧٠ بیمار که کاندیدای دریافت RPD بودند بر اساس کلاس بندی کندی به چهار گروه تقسیم شدند. پارامترهای پریودنتالی شامل شاخص پلاک دندانی (PI)، شاخص جرم دندانی (CI)، عرض لثه کراتینیزه، خونریزی هنگام پروب کردن (BOP)، عمق پاکت پریودنتال (PPD)، تحرک دندان (TM) و تحلیل لثه برای دندانهای پایه و غیر پایه در قبل از تحویل پروتز و 1، ٣، 6 ماه بعد اندازهگیری شدند. این پارامترها با استفاده از آزمونهای آماری من ویتنی، تی تست مستقل، کوواریانس و کای اسکوار مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در کلاس یک میانگین عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<)، PPD (۰/۰02=P) و BOP (۰/۰01P<) بین دندانهای پایه و غیر پایه بعد از یک ماه اختلاف آماری معنیداری وجود داشت. بعد از سه ماه تفاوت معنیداری در PI (۰/۰1=P)، عرض لثه کراتینیزه (۰/0۰1P<)،BOP (۰/۰01P<) و PPD (۰/۰01P<) مشاهده شد. شش ماه بعد فقط پارامترهای PI، CI، TMاز لحاظ آماری تفاوت معنیداری نشان ندادند. در کلاس دو میانگین PI (۰/۰02=P) و عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<) بعد از یک ماه، عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<)، BOP (۰/۰3=P)، PPD (۰/05=P) و TM(۰/۰3=P) بعد از سه ماه، عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<)، PI (۰/۰4=P)، BOP (۰/۰01P<) و TM (۰/۰3=P) در شش ماه بعد تفاوت معنیداری نشان دادند. در کلاس سه فقط تحلیل لثه در ١ و ٣ ماه بعد تفاوت معنیداری نشان نداد. پارامترهای عرض لثه کراتینیزه (۰/001P<)،PI (۰/۰01=P)، BOP (۰/۰01P<) و TM (۰/۰3=P) بعد از شش ماه تفاوت معنیداری نشان دادند.
نتیجه گیری: این بررسی نشان داد که RPD بر وضعیت پریودنتال دندانهای پایه و غیر پایه تأثیر گذار است که میتوان با طراحی دقیقتر پروتز، پیگیریهای دورهای پریودنتال و بهداشت دهان خوب این اثرات را کاهش داد.
آرزو خبازیان، فاطمه آذرنوش، سید محسن صادقی،
دوره 33، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای پریودنتال شایع بوده و نه تنها تهدیدی برای سلامت دهان و دندان بیماران و جامعه به حساب میآیند بلکه بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان و دندان نیز تأثیر میگذارند. مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه تأثیر درمان غیر جراحی پریودنتال بر کیفیت زندگی مرتبط با بهداشت دهان و دندان در بیماران مبتلا به دو گروه عمده بیماریهای پریودنتال (پریودنتیت و ژنژیویت) انجام شد.
روش بررسی: 47 بیمار مبتلا به ژنژیویت و پریودنتیت مراجعه کننده به بخش پریودنتولوژی دانشکده دندانپزشکی یزد در سال 98 مورد مطالعه قرار گرفتند.
به منظور ارزیابی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان، از پرسشنامه 14 سؤالی تأثیر سلامت دهان (OHIP-14) استفاده شد. در ابتدای مطالعه هر دو گروه بیماران پرسشنامه را تکمیل نمودند. سپس برای گروه پریودنتیت جرمگیری و تسطیح سطح ریشه و برای گروه ژنژیویت جرمگیری انجام شد. 12-9 هفته بعد از درمان پریودنتال بیماران مجدداً پرسشنامه را تکمیل نمودند. دادهها توسط نرم افزار SPSS22 و آزمونهای آماری T مستقل، مجذور کای، من ویتنی و ویلکاکسون تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمره کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ژنژیویت که قبل از درمان 68/18±11/19 بود، بعد از درمان به 41/11±26/13 رسید و میانگین نمره کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پریودنتیت که قبل از درمان 80/9±29/23 بود، بعد از درمان به 68/9±95/13 رسید، که به طور معنیداری کمتر (بهتر) شده بود (05/0>P). بین میانگین نمره کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان در بیماران مورد بررسی بر حسب سن و جنس تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشد (05/0
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه درمان بیماریهای پریودنتال باعث بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان در مبتلایان به بیماریهای ژنژیویت و پریودنتیت میگردد.
فاطمه همتی، منصور بیات، کیومرث امینی،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به مشکلات و عوارض روز افزون استفاده از مواد ضد باکتریایی شیمیایی و همچنین مقاومت آنتی بیوتیکی که از مهمترین معضلات پیش روی جوامع انسانی است، هدف از این مطالعه آن است که به بررسی مولکولی ژن بیوفیلم باکتریهای احیا کننده سولفات Sulphate-reducing bacteria (SRB) جدا شده از عفونت پریودنتال بیماران و تاثیر عصاره گیاهی آلوئهورا بر بیان آن با روش Real time-PCR بپردازد.
روش بررسی: به منظور انجام این مطالعه آزمایشگاهی از 100 نفر شامل 50 بیمار و 50 فرد سالم توسط پریودونتیست نمونه برداری شد. پس از شناسایی باکتریهای احیا کننده سولفات توسط تستهای بیوشیمیایی و محیط اختصاصی، اثر عصاره آلوئهورا بر آنها مورد بررسی قرار گرفت. بیان ژن BFR در برابر ژن خانه دار توسط آزمون Real time-PCR و با استفاده از روش آماری t-test تعیین گردید.
یافتهها: دادهها نشان داد که 12 سویه باکتری احیا کننده سولفات از نمونهها جدا سازی شد، که 5 نمونه دارای ژن (bfr) بودند و بیان ژن آنها توسط ژل آلوئهورا به طرز معنیداری کاهش یافت (05/0P<).
نتیجه گیری: دادههای این مطالعه در اثبات اثرات ضد بیوفیلمی و ضد باکتریایی عصاره آلوئهورا نشان داد که بیان ژن هدف کاهش یافته است. این ماده میتواند به عنوان جایگزینی برای مواد شیمیایی در بهداشت دهان و دندان به کار رود.
نوشین خندان دزفولی، مجید صادق پور، مژگان سرابی نوبخت، الهام استبرقی، کیومرث امینی،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پریودنتیت یک بیماری عفونی شایع و التهابی است که باعث تخریب بافتهای نگهدارنده دندان و متعاقب آن از دست رفتن دندان میشود. پریودنتال، بیماری چند میکروبی و چند عاملی بوده و باکتریهای مهم بیهوازی در عفونت پریودنتیت نقش دارند. TGF-1β یکی ازفاکتورهای رشد و سایتوکاین ضد التهابی است که در ترمیم ضایعات پریودنتال نقش تعیین کننده دارد. هدف از این مطالعه استفاده از روش
Tetra Arms-PCR با حساسیت و ویژگی بالا برای بررسی پلی مورفیسم ژنومی در بین نمونههای دهانی و نشان دادن ارتباط بین TGF-1β و بیماری پریودنتال بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت موردی شاهدی در بخش پریودنتولوژی دانشکده دندانپزشکی کرمان انجام شد. از بین 100 نفر نمونه شامل 50 نفر سالم و50 نفر مبتلا به عفونت پریودنتال میکروبی نمونه گیری صورت گرفت. ژنوتایپ با استفاده از DNA استخراج شده از خون افراد بیمار باروش Tetra Arms-PCR بررسی شد تا ارتباط بین پلی مورفیسم ژنومیTGF-1β و بیماری پریودنتیت مشخص گردد. آنالیز آماری با
نرم افزار SPSS19 و با روش ANOVA یک طرفه (one way Anova) انجام شد.
یافتهها: تمامی نمونهها کشت مثبت بوده و بیش از 65% از باکتریهای جدا شده بیهوازی مطلق بود. باکتریهای حاصله شامل: پورفیروموناس، فوزوباکتریوم، پپتواسترپتوکوک، پره ووتلا بیهوازی بود. نتایج حاصل از Tetra Arms-PCR پس از انجام سکانسینگ فراوانی ژنوتیپ (25%)CC ، (%20)CT ، (%5)TT بود. درصد گروه کنترل (20%)CC ، (%24) CT، (%6)TT و فراوانی آلل های C و T در گروه بیمار70% و 30% و در گروه کنترل63% و %37 بود که تفاوت معنیداری بین دو گروه نبود (P=83/0).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه و بکارگیری شرایط بیهوازی، باکتریهای بیهوازی اجباری را میتوان از نمونههای بالینی عفونتهای حفره دهان جدا کرد و با انجام Tetra Arms-PCR مشاهده گردید که ارتباط معنیداری بین پلی مورفیسم ژنومیTGF-1β و بیماری پریودنتیت وجود نداشت و تفاوت معنیداری نیز در فراوانی آللها و ژنوتیپها در بین دو گروه کنترل و بیمار مشاهده نشد.
صدیقه مظفر، ماندانا ستاری، سمیه کاملی، زهره سادات حسینی پور، محمدرضا صدیقیان راد،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: حفظ حیات سلولهای لیگامان پریودنتال پس از خارج شدن کامل دندان از ساکت دندانی، از مهمترین عوامل در پیش آگهی درمان میباشد. عصاره پالپ و هسته گریپ فروت (Grape fruit Seed Extract (GSE)) میتواند به عنوان محیط نگه دارنده مناسب برای حفظ حیات سلولهای لیگامان پریودنتال باشد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر غلظتهای مختلف عصاره دانه گریپ فروت برتکثیر سلولهای فیبروبلاست لیگامان پریودنتال بود.
روش بررسی: دراین مطالعه فیبروبلاست تمایز نیافتهPDL از دو دندان پره مولر سالم دو انسان به دست آمد و در (Dulbecco’s Modified Eagle’s Medium) DMEM کشت داده شد. سلولهای کشت داده شده در مجاورت غلظتهای مختلف GSE قرار گرفتند. محیط کشت حاوی FBS (Fetal Bovin Serum) %10 و محیط کشت فاقد FBS %10 به ترتیب به عنوان کنترل مثبت و کنترل منفی قرار گرفتند. پلیتها در داخل انکوباتور به مدت 1، 6، 12، 24 و 48 ساعت قرار داده شدند. حیات فیبروبلاستهای تمایز نیافته با روشMTT (3-(4,5-dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyltetrazolium bromide) سنجیده شد. دادهها توسط آنالیز آماری repeated measure ANOVA به همراه آزمون تکمیلی Post HOC Tukey مورد بررسی قرارگرفتند و مقادیر 05/0P< معنیدار محسوب شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که از میان غلظتهای GSE مورد مطالعه، غلظت 1:128 بیشترین تأثیر را بر تکثیر فیبروبلاست تمایز نیافتهPDL دارد. همچنین در ساعت دوازدهم غلظت GSE 1:128 و در ساعت چهل و هشتم غلظت GSE 1:1024 از نظر رشد فیبروبلاست تمایز نیافته بالاتر از گروه کنترل مثبت بودند، اما تفاوت معنیداری نشان ندادند (05/0P>). بنابر این، در تمامی غلظتهای GSE در سه زمان از پنج زمان مورد مطالعه، مشابه کنترل مثبت عمل نمود (05/0P>).
نتیجهگیری: GSE در غلظت کمتر و زمان طولانیتر، مؤثرتر بوده و هیچ اثر سمی بر روی سلولهای PDL ندارد. بنابراین می توان GSE به عنوان ماده محرک رشد سلولهای PDL برای درمان دندانهای دچار avulsion پیشنهاد کرد.
مریم ربیعی، محمد حسین حیدری، عنایت الله همایی راد، محمد سمامی،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی نتایج طرح تحول سلامت در دندانپزشکی که از اسفند 94 با هدف بهبود سلامت دهان و دندان شروع به کار کرده است، در راستای بهبود برنامه ریزی برای اقدامات آینده اهمیت وافری دارد. لذا هدف از انجام مطالعه حاضر، ارزیابی تأثیر طرح تحول سلامت بر روی شاخصهای رایج سلامت عمومی دهان در استان گیلان بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی- تحلیلی با استفاده از دادههای معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی گیلان و نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سالهای 1390 و 1395 انجام شد. تجزیه تحلیل دادهها با استفاده از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی، با در نظر گرفتن متغیرهای وابسته شامل شاخصهای DMFT (decayed teeth, missing teeth due to caries, and filled teeth due to caries-permanent teeth)، dmft (decayed teeth, missing teeth due to caries, and filled teeth due to caries-primary teeth) و شاخصهای بیماریهای پریودنتال (CPI) (Community Periodontal Index) و متغیرهای مستقل شامل جنسیت، تحصیلات، سکونت در شهر/ روستا، درصد افراد 13 سال، نرخ بیسوادی، نرخ باروری و قرار داشتن یا نداشتن در طرح تحول، جهت بررسی تفاوت بین دو گروه قبل و بعد از اجرای طرح تحول از نظر متغیرها و بررسی ارتباط متغیرهای مستقل با متغیرهای وابسته، انجام شد. نهایتاً دادهها توسط نرم افزار STATA SE نسخه ۱۵ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: طرح تحول سلامت رابطه معنیداری با تغییر شاخصهای DMFT و CPI 2 تا CPI 6 نداشته است اما منجر به کاهش dmft و شاخص CPI 1 شد (05/0P<) که کاهش شاخص CPI 1 مطلوب نبود.
نتیجهگیری: به نظر میرسد علی رغم فعالیتهای وسیع طرح تحول سلامت در دندانپزشکی در حوزه پیشگیری و درمان هنوز هم نیاز به تغییرات بیشتری خصوصاً از لحاظ فرهنگی و آموزشی و فراهم آوردن امکانات بیشتر جهت دسترسی تمام اقشار جامعه به ویژه اقشار ضعیف به خدمات بهداشتی و درمانی میباشد.
افسانه پاکدامن، پریسا محسن زاده، مهدیا غلامی،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بیماری لثه در بالغین ایرانی و نقش آن بر سلامت عمومی و در نظر گرفتن نقش پزشکان، هدف از مطالعه حاضر، تعیین سطح دانش و نگرش پزشکان عمومی در رابطه با سلامت پریودنتال بود.
روش بررسی: مطالعه مقطعی در سال 1398 در شهر تهران انجام شد و پس از کسب رضایت آگاهانه، پرسشنامه روا و پایا در دوره باز آموزی حضوری در اختیار پزشکان قرار داده شد. دادهها در نرم افزار SPSS نسخه 26 وارد و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: مجموعاً 170 نفر (درصد پاسخگویی 95%) از شرکت کنندگان دوره، پاسخگو بودند. میانگین نمره دانش و نگرش به ترتیب 1/4 (حداکثر نمره قابل کسب 6) و 9/51 (حداکثر نمره قابل کسب 65) بود. سابقه کار درمانی (022/0P=) و مدت زمان پس از فارغ التحصیلی (007/0P=) با دانش شرکت کنندگان پیرامون بیماریهای لثه ارتباط معنیدار مثبت داشت. همچنین جنس (012/0P=)، سابقه کار درمانی (002/0P=)، مدت زمان پس از فارغ التحصیلی (005/0P=) و محل کار درمانی (001/0P=) با نگرش آنها پیرامون بیماریهای لثه ارتباط داشتند. یافتهها نشان میدهد که زنان نگرش بهتری در رابطه با پیشگیری از بیماری لثه دارند.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر دانش پزشکان در توصیف لثه سالم و اولین نشانه بیماری لثه مناسب بود. همچنین نگرش آنان در مورد اهمیت ابتلا به بیماریهای دهان و دندان و تأثیر آن بر فعالیتهای اجتماعی قابل قبول بود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ارائه اطلاعات مهم مرتبط دندانپزشکی به پزشکان در کوریکولوم آموزشی تأکید گردد.
شقایق کهزادی، زهرا محمدی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
بازسازی هدایت شده استخوان و بافت، یکی از روشهای رایج در فرآیند درمان نواحی اطراف دندان طبیعی و نیز در درمان به کمک ایمپلنتهای دندانی میباشد. در این فرآیند، غشاءهای سدی به کار میروند تا فضایی مناسب برای رشد استخوان جدید ایجاد کرده و از ورود سلولهای غیرمطلوب به این محیط جلوگیری نمایند. ویژگیهایی از قبیل سازگاری با بافت زنده، ساختار پایدار، عمر مطلوب و سهولت در استفاده، از جمله معیارهای اصلی در انتخاب غشاءهای مناسب برای این کاربرد تلقی میشوند. از طرف دیگر، انتخاب نوع مناسب غشاءها، با توجه به تنوع بالای آنها از لحاظ منبع تأمین، جنس، ساختار و خواص، به شرایط بالینی بیمار و نوع درمان مورد نظر نیز وابسته است و از اهمیت زیادی برخوردار میباشد. در سالهای اخیر، غشاءهای الیافی به دلیل خواص منحصر به فرد، توجه خاصی را به خود جلب کردهاند. این غشاءها که به وسیله الیاف طبیعی یا سنتزی تولید میشوند معمولاً دارای تخلخل بالایی هستند که به آسانتر شدن نفوذ رگهای خونی و سلولهای استخوان ساز کمک شایانی مینمایند. با توجه به میزان تخلخل و انعطاف پذیری این نوع غشاءها، از آنها برای ترمیم بافتهای فک و دندان به طور گسترده استفاده شده که در افزایش حجم استخوان باز تولید، هدایت رشد آن و همچنین جلوگیری از ورود بافت نرم به ناحیه ترمیم بسیار مؤثر میباشد و در واقع، نهایتاً بر نتایج درمان تأثیر مثبت خواهد داشت. از طرف دیگر، به دلیل پیچیدگی و گستردگی عفونتهای دهانی، در سالهای اخیر رویکردهای جدید نانوتکنولوژیکی برای بازسازی مواضع عفونی در دندانپزشکی مطرح شدهاند. این استراتژیها، با هدف قراردادن موضع خاص و با دارا بودن ویژگیهای غیرسمیت میتوانند به انتقال مولکولهای ضد میکروبی، بازسازی بافت و حفظ سلامت دهان کمک نمایند. در این راستا، غشاءهای نانو الیافی به عنوان ساختارهای چند منظوره، هم در آزاد سازی مولکولهای ضد میکروبی و هم به عنوان داربست برای تشکیل بافت جدید نقش آفرین خواهند بود. به طور کلی، غشاءهای الیافی با شبیه سازی شرایط طبیعی بدن، محیطی ایدهآل برای رشد و ترمیم بافتهای استخوان فراهم میآورند و در نتیجه، باعث موفقیت بیشتر در درمانهای دندانپزشکی میگردند. مقاله حاضر به تفصیل به بررسی جامع غشاءهای الیافی پلیمری و کامپوزیتی دارای پتانسیل رهایش دارو اختصاص یافته است.