26 نتیجه برای لیزر
زهرا تهیدست اکراد، الهه قاسم زاده،
دوره 16، شماره 3 - ( 2-1382 )
چکیده
حمید محمودهاشمی،
دوره 18، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان معمول هیپرپلازی فیبروز آماسی یا اپولیس فیشوراتوم، هنگامی که برای مدت زمانی باقی مانده باشد و در بافت هیپرپلاستیک، فیبروز مشاهده شود، قطع ساده توسط تیغ جراحی و نزدیک کردن بافت باقیمانده توسط بخیه منقطع یا ممتد میباشد. پس از ورود لیزر به عنوان پدیدهای نوین در عرصه پزشکی، لیزر دیاکسیدکربن نیز به عنوان جایگزینی برای تیغ جراحی، در جراحیهای نسوج نرم مطرح گردید. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تیغ جراحی و لیزر دیاکسیدکربن در جراحی اپولیس فیشوراتوم و نیز ارزیابی ویژگیهای استفاده از لیزر دیاکسیدکربن انجام شد.
روش بررسی: در این تحقیق که به صورت کارآزمایی بالینی انجام پذیرفت، 12 بیمار دارای ضایعه اپولیس فیشوراتوم نسبتاً قرینه در قسمت قدام فکین انتخاب شدند. ضایعه از خط وسط به دو قسمت، تقسیم گردید. در هر بیمار یک قسمت که به صورت تصادفی انتخاب شده بود، توسط لیزر دیاکسیدکربن و قسمت دیگر توسط تیغ جراحی، مورد درمان قرار گرفتند. قسمت جراحیشده توسط تیغ جراحی، به صورت ممتد بخیه زده شد. در مورد متغیرهای کمّی از آزمون Paired Sample t و در مورد متغیر رتبهای از آزمون غیرپارامتری Wilcoxon- Sign استفاده شد. زمان انجام جراحی در هر قسمت و نیز میزان بهبود در روز هفتم و چهاردهم تعیین گردید؛ در روز چهاردهم، علاوه بر این کار، عمق وستیبول در هر قسمت محاسبه شد. 05/0P< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: زخم ناشی از لیزر دیاکسیدکربن در جراحی حذف اپولیس فیشوراتوم، در روز هفتم و چهاردهم پس از جراحی، بهبود بهتری نسبت به زخم ناشی از تیغ جراحی نشان داد؛ به طوری که در روز هفتم در 11 مورد و در روز چهاردهم در 10 مورد، زخم ناشی از لیزر دیاکسیدکربن، بهبود بهتری را نشان داد؛ اما در هیچ یک از نمونهها تشکیل اپیتلیوم به صورت کامل مشاهده نشد. عمق وستیبول در دو قسمت نسبت به هم دارای اختلاف آماری معنیداری بود (05/0P<). زمان انجام جراحی نیز در دو قسمت، دارای اختلاف آماری معنیداری بود (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به کاهش شدید عمق وستیبول هنگام استفاده از تیغ جراحی و همچنین زمان کمتر جراحی با لیزر دیاکسیدکربن، و نیز میزان ترمیم زخم، استفاده از لیزر دیاکسیدکربن برای جراحی اپولیس فیشوراتوم، نسبت به تیغ جراحی دارای مزیتهای بیشتری میباشد.
حسن رزمی، نوشین شکوهی نژاد، رضا فکرآزاد، پوریا مطهری، مائده علیدوست،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیراً با در نظر گرفتن مزایا و معایب (Mineral Trioxide Aggregate) MTA مادهای به نام Calcium Enriched Mixture (CEM) cement ابداع شده است. هدف از انجام این مطالعه مقایسه میزان ریزنشت حفرات انتهای ریشه آماده شده با اولتراسونیک یا لیزر Er,Cr:YSGG و پر شده توسط MTA یا CEM cement بود.
روش بررسی: در این مطالعه پس از آمادهسازی و پرکردن کانالهای هشتاد دندان تک ریشه انسان کشیده شده و قطع 3 میلیمتر انتهای ریشه، نمونهها به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی 30 تایی و دو گروه کنترل مثبت و منفی 10تایی تقسیم شدند. در گروه اول با استفاده از دستگاه اولتراسونیک و در گروه دوم با استفاده از لیزر Er,Cr:YSGG حفرات انتهای ریشه تهیه شدند. سپس هر گروه به طور تصادفی به دو زیر گروه تقسیم گردید و حفرات انتهای ریشه با MTA و CEM cement پر شدند. پس از غوطهور ساختن نمونهها در جوهر هندی و شفاف نمودن آنها، میزان نفوذ اپیکال جوهر در حفرات انتهای ریشه اندازهگیری شد. دادههای این مطالعه با استفاده از آزمون Kruskall Wallis و مقایسه تکمیلی به روشDunn آنالیز گردید.
یافتهها: کمترین میزان متوسط نشت به طور معنیدار در گروه لیزر/CEM cement مشاهده شد (05/0>P). بین میزان متوسط نشت در گروه لیزرMTA/، اولتراسونیک/MTA و اولتراسونیک/CEM cement اختلاف آماری معنیدار وجود نداشت (05/0P>).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه در حفرات انتهای ریشه تهیه شده توسط لیزر CEM cement, Er, Cr:YSGG میزان پایینتری از نشت را در مقایسه با MTA نشان داد. بین ریزنشت حفرات تهیه شده با اولتراسونیک یا لیزر Er, Cr:YSGG و پرشده با MTA تفاوتی وجود نداشت.
محمد هاشم حسینی، عباس کمالی، مجید محمودزاده دربندی،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: لیزر با مشخصات مختلف جهت تأثیرات تحریکی بر روی سرعت حرکات ارتودنتیک دندانی و درد در انسان مورد مطالعه قرار گرفته است. با توجه به نتایج متناقض به دست آمده، در این مطالعه تأثیر درمان با Low Level Laser (LLLT) بر روی درد حین حرکات ارتودنتیک دندانی در انسان بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 12 بیمار که پرمولر اول بالای آنها کشیده شده بود و نیاز به Retraction کانین به فضای Extraction داشتند، انتخاب شدند. درحالیکه در هر سمت دندان کانین توسط Niti coil spring رترکت میشد، یک سمت تحت درمان با لیزر GaAlAs با طول موج nm890 قرار گرفت. LLLT بر روی مخاط باکال و پالاتال به شکل حرکت آرام پروب صورت گرفت. دو روز پس از آغاز رترکشن از بیماران راجع به درد احساس شده در دو سمت سؤال شد و بر اساس VAS مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه میزان درد در سمت تحت درمان با لیزر کم توان به طور معنیداری کاهش یافته بود (007/0P=).
بحث و نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، یک دوز تابش لیزر GaAlAs با دوز انرژی J12 برای هر دندان میتواند میزان درد احساس شده را کاهش دهد.
محمد هاشم حسینی، مجید محمود زاده دربندی، عباس کمالی،
دوره 24، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: جهت بررسی تأثیرات تحریکی لیزر بررسی میزان حرکات ارتودنتیک دندانی در مطالعات گوناگون لیزر با مشخصات مختلف مورد آزمایش قرار گرفته است. با توجه به نتایج متناقض به دست آمده، در این مطالعه تأثیر درمان با Low level laser (LLLI) یا لیزر کم توان بر روی سرعت حرکات ارتودنتیک دندانی در انسان بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 12 بیمار شامل 4 پسر و 8 دختر با میانگین سنی4/3±9/16 سال انتخاب شدند. پرمولر اول بالا در این افراد جهت درمان ارتودنسی کشیده شده بود و نیاز به Retraction کانین به فضای Extraction داشتند. در حالی که در هر دو سمت دندان کانین توسط
NiTi coil spring رترکت میشد، یک سمت تحت درمان با لیزر GaAlAs با طول موج nm 890 قرار گرفت. LLLT(بر روی مخاط باکال و پالاتال به شکل حرکت آرام پروب) در ماه اول رترکشن صورت گرفت و قالبگیری و تهیه کست در ابتدای رترکشن و یک و دو ماه بعد انجام شد. اندازهگیری میزان رترکشن بر روی کست و با کمک پلاک رفرنس ساخته شده بر روی ناحیه روگا توسط کولیس دیجیتال انجام گرفت. برای آنالیز دادهها از آزمونهای
One-sample Kolmogorov-Simirnov و Paired sample T-test استفاده شد.
یافتهها: این مطالعه هیچ اختلاف معنیداری بین میزان حرکت دندان کانین در سمت لیزر و سمت کنترل نشان نداد )05/0(P>.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که دوز انرژی لیزر به کار رفته در این مطالعه J72 برای هر دندان، دوز مناسبی برای افزایش حرکات دندانی نیست.
سکینه نیکزاد، عباس آذری، محمد احسان خلیل، پویا اصلانی، سیما شهابی،
دوره 24، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: ایجاد چسبندگی مناسب بین دندان و رستوریشنهای تمام سرامیکی از مسائل مهم در پروتز بوده و با توجه به معرفی لیزرهای گوناگون در دندانپزشکی، به نظر میرسد که این عامل برای آمادهسازی سطوح سرامیکی، سودمند باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر لیزر د ر آمادهسازی سطوح سرامیک Cercon بر استحکام باند برشی آن به عاج دندان توسط سمان رزینی بود .
روش بررسی: در این تحقیق تجربی- آزمایشگاهی، 40 بلوک سرامیکی زیرکونیایی Cercon تهیه و بعد از آمادهسازی با روشهای سندبلاست با Al2O3 50 میکرونی، تابش لیزر CO2 و لیزر Nd:YAG ، به عاج دندان سمان شدند. سپس، مقادیر استحکام باند برشی تعیین و نوع شکست در نمونهها با استریومیکروسکوپ و SEM بررسی شد. مقایسات آماری تحقیق با آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و مقایسههای متعدد Tukey انجام شد. یک نمونه از هر گروه نیز برای مشاهده مورفولوژی سطحی بعد از آمادهسازی سطح زیر SEM مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین استحکام باند برشی سرامیکها در مورد تابش لیزر CO2 ، 03/3 ± 79/7 مگاپاسکال، در تابش لیزر Nd:YAG برابر 69/4 ± 85/9 مگاپاسکال و در سندبلاست 84/4 ± 92/14 مگاپاسکال به دست آمد. بین گروههای تحت تابش لیزر CO2 (001/0= P ) و لیزر Nd:YAG (017/0= P ) با روش سندبلاست از نظر استحکام باند برشی تفاوت آماری معنیداری دیده میشد ولی تفاوت معنیداری بین دو نوع لیزر وجود نداشت (47/0= P ). بیشتر شکستها در لیزر CO2 (75 ٪ )، لیزر Nd:YAG (7/66 ٪ ) و سندبلاست (7/41 ٪ ) از نوع ادهزیو بودند.
نتیجهگیری: آمادهسازی سطح نمونههای سرامیکی Cercon با تابش لیزرهای CO2 و Nd:YAG نتوانست موجب افزایش استحکام باند برشی نمونهها به عاج دندان در مقایسه با تکنیک معمول سندبلاست شود، بنابراین، کاربرد آنها با خصوصیات و شرایط ذکر شده در تحقیق برای سمان کردن سرامیکهای Cercon به عاج دندان با تردید مواجه است.
منصوره میرزایی، اسماعیل یاسینی، سیما شهابی، نسیم چینیفروش، نازنین زینب گرشاسبزاده،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کامپوزیتهای غیرمستقیم در تلاش برای غلبه بر محدودیتهای کامپوزیتهای مستقیم مثل انقباض پلیمریزاسیون و درجه تبدیل به پلیمر طراحی شدهاند. اما حصول چسبندگی مناسب سمان رزینی به کامپوزیتهای غیرمستقیم دشوار است. این پژوهش برای بررسی اثر آمادهسازی با توانهای مختلف لیزر ErYAG بر استحکام باند سمان رزینی به کامپوزیت غیر مستقیم و مقایسه آن با اثر سندبلاست بود.
روش بررسی: کامپوزیت Gradia GC به ابعاد 5×5×15 میلیمتر در مولد فلزی قرار گرفت طبق دستور کارخانه سازنده کیور شد. 24 بلوک تهیه شده و به صورت تصادفی در 12 گروه قرار گرفت. گروه 1 بدون تابش لیزر و بدون سندبلاست (گروه کنترل) و گروههای 2 تا 6 تابش 6-5-4-3-2 وات لیزر ErYAG را دریافت کردند و گروه 7 سندبلاست شد. دو بلوک در هر گروه با سمان رزینی Panavia F.2.0. به هم متصل شدند. استوانههای حاصل از برش با ابعاد 1 میلیمتر مربع، در دستگاه سنجش استحکام باند ریزکششی با سرعت 5/0 میلیمتر در دقیقه تا نقطه شکست قرار گرفتند. اعداد حاصل تحت آنالیز آماری Two-way ANOVA قرار گرفتند.
یافتهها: از آنجایی که با انجام تست Two-way ANOVA ، Interaction بین گروههای تحت تابش لیزر و گروههای سندبلاست شده معنیدار بود ) 05/0 (P< ، بنابراین در هرکدام از گروههای لیزر T-test انجام شد. نتایج T-test نشان داد که درصورت کاربرد انرژیهای لیزری کمتر از 150 میلی ژول، انجام دادن مرحله سندبلاست یا انجام ندادن آن تفاوتی در استحکام باند حاصل ایجاد نمیکند. گروه تحت تابش لیزر 300 میلیژول استحکام باند پایینتری را نسبت به گروه بدون تابش لیزر نشان داد. سایر گروهها تفاوت معنیداری با هم ندارند ) 05/0 (P> .
نتیجهگیری : کاربرد سندبلاست با متغیرهای مناسب، روش مناسبی برای بهبود استحکام باند است. درحالیکه کاربرد لیزر تأثیری در بهبود استحکام باند بین کامپوزیت غیرمستقیم و سمان رزینی نداشت.
ندا مسلمی، محدثه حیدری، رضا فکرآزاد، حانیه نخبه الفقهایی، سیامک یعقوبی، احمد رضا شمشیری، مژگان پاکنژاد،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پیوند آزاد لثه یکی از قابل پیشبینیترین درمانهای افزایش عرض لثه کراتینیزه میباشد. اما یکی از معایب اصلی این درمان درد در ناحیه دهنده پیوند کام در طول دوره ترمیم زخم میباشد. هدف از این تحقیق بررسی اثر لیزر کمتوان بر ترمیم بالینی و درد در ناحیه دهنده پیوند در جراحی پیوند آزاد لثه بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی کنترل شده و دو سویه کور و Split mouth بر روی 12 بیمار در بخش پریودنتولوژی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه تست (تابش لیزر) و کنترل (تابش پلاسبو) تقسیم شدند. در گروه لیزر پس از انجام جراحی در ناحیه دهنده پیوند کام، تابش لیزر دیود 660 نانومتری با پارامترهای با توان 200 میلیوات و زمان تابش 32 ثانیه تابیده شد و در روزهای 1 ،2، 4 و 7 ادامه یافت و در گروه کنترل به همین ترتیب لیزر به صورت خاموش استفاده شد. جهت بررسی میزان اپیتلیزاسیون از H2O2 3% و جهت بررسی ترمیم بالینی از فتوگرافی استفاده شد. جهت بررسی میزان درد تعداد مسکن مصرفی بیمار ثبت شد. همچنین حضور یا عدم حضور خونریزی نیز بررسی شد. جهت آنالیز ترمیم از تست آماری Wilcoxon ، جهت آنالیز درد از تست آماری Repeated measures ANOVA و جهت آنالیز خونریزی از تست آماری McNemar استفاده شد. حد معنیدار آماری کمتر از 05/0 درنظر گرفته شد.
یافتهها: زخم ناحیه کام در روز 14 در گروه لیزر از لحاظ میزان اپیتلیزاسیون (02/0 P= ) و ترمیم بالینی (01/0 P= ) به طور معنیداری بهتر از گروه کنترل بود و در روز 21 در گروه لیزر از لحاظ میزان اپیتلیزاسیون به طور معنیداری بهتر از گروه کنترل بود (05/0 P= ). با این حال دو گروه از لحاظ تعداد مسکن مصرفی و خونریزی تفاوت معنیداری را نشان ندادند (51/0 P= ) و (1 P= ).
نتیجهگیری: براساس نتایج این تحقیق و با پارامترهای به کار گرفته شده در این مطالعه استفاده از لیزر کمتوان در ناحیه دهنده پیوند کام میتواند منجر به بهبود ترمیم زخم در روز در طی هفته دوم و سوم شود.
سارا قدیمی، محمد رضا خامی، سمانه رازقی،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
مقدمه: علیرغم کاهش چشمگیر پوسیدگی در دهههای گذشته، هنوز هم این بیماری یک مشکل سلامت عمومی به خصوص در کشورهای در حال توسعه است. در سالهای اخیر، کاربرد ترکیبی لیزر و فلوراید به عنوان روشی نوین در پیشگیری از پوسیدگی معرفی شده است. هدف از مطالعه حاضر، مروری بر اثر کاربرد ترکیبی انواع لیزر همراه با فلوراید در پیشگیری از پوسیدگی دندانی بود.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه، مقالات چاپ شده در بانکهای اطلاعاتی PubMed ، Google Scholar و EMBASE از سال 1990 تا 30 نوامبر 2013 مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی از ترکیبهای گوناگون استفاده شد. معیار ورود به مطالعه کلیه سطوح شواهد موجود بود. مقالاتی که تنها به زبان انگلیسی بودند مورد بررسی قرار گرفتند و اطلاعات منتشر نشده بررسی نشدند.
یافتهها: مقالات متعددی با هدف بررسی اثر لیزر به تنهایی و یا در ترکیب با فلوراید موضعی در پیشگیری از دمینرالیزاسیون مینای دندان یافت شد. اکثر این مطالعات این اثر ترکیبی را بر روی دندانهای دایمی بررسی کرده بودند و مطالعات در زمینه دندانهای شیری بسیار اندک بود. در مجموع بیشتر مطالعات تأکید کرده بودند که اثر ترکیبی لیزر با فلوراید موضعی تأثیری به مراتب بیشتر از لیزر یا فلوراید تراپی موضعی هر یک به تنهایی در پیشگیری از دمینرالیزاسیون مینا دارد.
نتیجهگیری: تابش لیزر در ترکیب با فلوراید موضعی روی سطوح مینایی دندانهای دایمی بهترین حفاظت در برابر شروع و پیشرفت پوسیدگی فراهم میآورد. اما مطالعات بیشتر آزمایشگاهی و کلینیکی بر روی دندانهای شیری در این زمینه لازم است.
فرشید شمس، فهیمه سادات سناعی، نسیم عزیزی، علی پیمانی، زینب داوودمنش،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نگرانی از خطاهای تکنیکی در رادیوگرافیهای داخل دهانی و گزارشهایی مبنی بر تأثیر مثبت نشانگر لیزری اشعه مرکزی بر میزان خطاهای تکنیکی دانشجویان و کاستیهای تحقیقات قبلی و به منظور تعیین تأثیر استفاده و عدم استفاده از نشانگر لیزری در خطاهای تکنیکی، این پژوهش در بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی واحد تهران در سال 92 انجام پذیرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک پژوهش Clinical trials بود که در بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد واحد تهران توسط دو گروه 40 نفره دانشجو که در حال گذراندن درس عملی رادیولوژی 1 بودند انجام شد. دانشجویان به دو گروه مداخله و مقایسه تقسیمبندی شدند. گروه مداخله با نشانگر لیزری و گروه مقایسه بدون نشانگر لیزری تمرین کردند و در آخر از هر دو گروه بدون استفاده از نشانگر آزمون گرفته شد. به طور کلی560 کلیشه تهیه شد. فیلمها از نظر وجود خطاهای تکنیکی و کیفیت بررسی شدند و یافتهها با استفاده از آنالیز آماری Chi-squareو Mann-Whitneyدرسطح معنیداری 05/0=&alpha مقایسه شدند.
یافتهها: در این بررسی با استفاده از تیوب رادیوگرافی با و بدون نشانگر لیزری اشعه مرکزی، خطاهای کن کات((Cone cut (001/0>P) همپوشانی تصویرOverlap)) (001/0>P) اختلاف معنیداری نشان دادند. در بررسی کیفیت(عالی، قابل اقماض و نیاز به تکرار)، فیلمهای تهیه شده با استفاده از دو روش فوق اختلاف معنیداری داشتند (03/0=P).
نتیجهگیری: استفاده از نشانگر لیزری اشعه مرکزی باعث سهولت یادگیری دانشجویان مبتدی در تنظیم اشعه مرکزی وکاهش اشکالات تکنیکی خطاهای کن کات ((Cone cut و همپوشانی تصویر((Overlap میشود و نیاز به تکرار رادیوگرافیها کاهش مییابد.
عباس مجدآبادی، منا احدی، رضا فکر آزاد،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه لیزرها به علت کاهش درد و خونریزی به عنوان جایگزینی برای برش دندان استفاده میشوند. هدف از این مطالعه بررسی بر همکنش لیزر اگزایمر ArF با بافت سخت مینا و عاج دندان بود.
روش بررسی: در این تحقیق تعدادی دندان آسیا عاری از هر نوع پوسیدگی یا ترمیم دندانی و ترک مینایی استفاده شد. از آن جا که پرتودهی بر روی مینا و عاج دندان مدنظر بوده است برخی از نمونههای دندانی را برش دادیم تا به سطح عاج دسترسی پیدا کنیم. در این پرتودهی انرژیهای لیزر برای مینا 50، 70 و 95 میلیژول و برای عاج دندان 50، 70 و 80 میلیژول بودند. سپس به ازای هر مقدار انرژی تعداد پالسها 200، 400، 600، 800، 1000 و 1500 تنظیم شدند. بر روی مینا و عاج دندان کندگی بدون حضور اسپری آب آن جام شد. نهایتاً با استفاده از دوربین متصل به کامپیوتر ابعاد کندگیها اندازهگیری شد و نتایج در قالب نمودار ارایه شد.
یافتهها: به ازای هر مقدار انرژی با افزایش تعداد پالس، ابعاد کندگی افزایش یافت. عمق کندگی در عاج بیشتر از مینا بوده است چراکه بافت عاج نرمتر است. روند کلی نمودارها برای مینا و عاج مشابه بودهاند. تصاویر SEM مربوط به انرژی 95 میلیژول برای مینای دندان و انرژی 80 میلیژول برای عاج دندان نشان داد لبههای کندگی تیز بودند.
نتیجهگیری: با افزایش انرژی عمق کندگی افزایش مییابند اما در هر انرژی با افزایش تعداد پالسها عمق کندگی به میزان انتظار، افزایش نمییابد. علت این پدیده را میتوان نبودن اسپری آب در هنگام پرتودهی ذکر کرد.
عباس مجدآبادی، منا احدی، رضا فکر آزاد،
دوره 29، شماره 2 - ( 8-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه لیزرها به علت کاهش درد و استرس به عنوان جایگزینی برای برش دندان استفاده میشوند. هدف از این مطالعه بررسی برهمکنش لیزر اگزایمر Er,Cr:YSGG با بافت سخت مینا و عاج دندان بود.
روش بررسی: در این تحقیق تعدادی دندان مولر عاری از هر نوع پوسیدگی یا ترمیم دندانی و ترک مینایی استفاده شد. از آنجا که پرتودهی بر روی مینا و عاج دندان مدنظر بوده است، برخی از نمونههای دندانی را برش دادیم تا به سطح عاج دسترسی پیدا کنیم. در این پرتودهی مقادیر توان لیزر برای مینای دندان 5/0، 1، 5/1، 2، 5/2، 3، 5/3، 4، 5، 5/5 و 6 وات و برای عاج دندان 5/0، 1، 5/1، 2، 5/2، 3، 5/3 و 4 وات تنظیم شدند. بر روی مینا و عاج دندان کندگی همراه با اسپری آب انجام شد. نهایتاً با استفاده از دوربین متصل به کامپیوتر ابعاد کندگیها اندازهگیری شد و نتایج در قالب نمودار ارایه شد.
یافتهها: با افزایش مقادیر توان، حجم کندگی برای مینا و عاج افزایش یافته است. همچنین با افزایش مقدار انرژی محاسبه شده در هر گام، روند افزایش عمق کندگی مینا و عاج صعودی بوده است. تصاویر SEM مربوط به توانهای 5/3 و 4 وات برای مینا و توانهای 1 و 5/1 وات برای عاج دندان نشان دادند که کندگیهای ایجاد شده لبههای تیزی ندارند.
نتیجهگیری: با افزایش انرژی لیزر، حجم کندگیها افزایش داشته است. همچنین با افزایش توان، عمق کندگیها با روند مناسبی افزایش داشتهاند. احتمالاً این روند مناسب، حاصل وجود اسپری آب حین پرتودهی و همچنین جذب مناسب این پرتو توسط بافت بوده است.
معصومه حسنی طباطبایی، سکینه آرامی، فاطمه خواجوی، زهره مرادی،
دوره 29، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم کاهش پوسیدگیهای دندانی در سالیان اخیر، این بیماری همچنان یک مشکل شایع و اساسی بوده و تلاشهای متعددی به عمل آمده تا از میزان شیوع آن کاسته شود از طرف دیگر مشکل عود پوسیدگی نیز در بسیاری از ترمیمهای موجود دیده میشود لذا هدف از مطالعه حاضر ارایه یک روش مناسب برای تراش و یک ماده ترمیمی با هدف کاهش عود پوسیدگی بود.
روش بررسی: تعداد 80 دندان مولر انسانی جمعآوری شدند. نمونهها در مرحله اول به صورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. در نیمی از آنها، تهیه حفره کلاسv به ابعاد mm 3×5 با فرز و در نیمی دیگر با لیزر Er:YAG (انرژی 300mJ . فرکانس10Hz. توان3W) انجام شد. سپس نمونهها به 4 گروه مساوی تقسیم شدند: گروه اول باندینگ توتال اچ single bond (3M-ESPE, St. Paul, MN) و کامپوزیت Z250 (3M-ESPE, St. Paul, MN)، گروه دوم باندینگ سلف اچClearfil SE bond (kuraray, Japan) و کامپوزیت Z250، گروه سوم گلاس آینومرنوریII Fuji (GC,USA) ، گروه چهارم گلاس آینومر شیمیایی Fuji IX(GC,USA) برای ترمیم حفرات تهیه شده مورد استفاده قرار گرفت. نمونهها بر اساس پروتکل در سیکل PH قرار گرفتند. در نهایت دندانهای برش خورده پس از پالیش نهایی تحت بررسی میکروهاردنس قرار گرفتند. دادهها توسط تستهای آنالیز واریانس دو طرفه و توکی مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: آنالیز واریانس دو طرفه نشان داد که نوع بافت سوبسترا (مینا و عاج) (0/0001P<) در هر دو گروه اثرات معنیداری بر میزان ریزسختی داشته در حالی که روش آماده سازی و نوع اچینگ و یا ماده ترمیمی مورد استفاده اثر معنیداری بر مقادیر ریزسختی نشان ندادند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج به دست آمده روش مورد استفاده برای تهیه حفره، سیستم باندینگ و ماده ترمیمی مورد استفاده برای ترمیم حفرات اثر معنیداری بر مقاوم سازی بافتهای دندانی مینا و عاج در برابر دمینرالیزاسیون شیمیایی ندارد.
محمد حسین لطفی کامران، مهناز حاتمی، عباس فلاح تفتی، محمد مالک زاده،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ایجاد اتصال مناسب بین پرسلن ونیر و کور زیرکونیا، سبب افزایش دوام رستوریشن شده و از مسایل مهم در پروتزهای ثابت میباشد. هدف از این مطالعه شناخت روشی مؤثر جهت آمادهسازی سطحی زیرساختهای زیرکونیا جهت افزایش استحکام باند برشی پرسلن به سطح زیرکونیا بود.
روش بررسی: تعداد 75 نمونه زیرکونیا (Y-TZP) سیلندری (قطر 7 میلیمتر و ضخامت 3 میلیمتر) سینتر شدند. بر اساس آمادهسازی سطحی نمونهها به صورت تصادفی به 3 گروه کنترل، air abrasion و لیزرEr-YAG تقسیم شده و سطح نمونهها بعد از آمادهسازی سطحی توسط میکروسکوپ SEM از نظر تغییرات سطحی بررسی شد. با استفاده از یک مولد فلزی، پرسلن بر روی سطح زیرکونیا ونیر و سپس پخت شد. بعد از ترموسایکل، استحکام باند برشی پرسلن به زیرکونیا اندازهگیری شده و سپس نوع شکست به وسیله استریومیکروسکوپ بررسی شد. دادهها توسط آزمونهای واریانس یک طرفه (ANOVA) و Tukey مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: آزمون واریانس یک طرفه، اختلاف معنیداری بین میانگین استحکام باند برشی گروههای تحت مطالعه نشان داد (001/0=P). بیشترین مقدار استحکام باند برشی در گروه سندبلاست (S) و کمترین استحکام باند در گروه کنترل (C) دیده شد. آنالیز دادههای نوع شکست نشان داد که اختلاف آماری معنیداری در نوع شکست در 3 گروه مورد بررسی وجود نداشت و شکست Adhesive بالاترین میزان شکست در فصل مشترک ونیر سرامیکی بود.
نتیجهگیری: بیشترین مقدار استحکام باند برشی بین زیرکونیا و پرسلن با سندبلاست نمودن سطوح زیرکونیا در مقایسه با کاربرد لیزر Er-YAG به دست آمد.
ماندانا خطیبی، آرش عزیزی، عباس کمالی، سهیلا محمدیان،
دوره 31، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری لیکن پلان دهانی در اشکال اروزیو و اولسراتیو ایجاد درد و سوزش کرده، بر تغذیه و کیفیت زیستی بیمار تأثیر میگذارد. با توجه به شیوع بالای بیماری، عوارض درمانهای متداول، مقاومت به درمان دارویی کلاسیک، هدف از این مقایسه مطالعه اثر لیزر کم توان مادون قرمز و تریامسینولون استوناید به شکل دهانشویه بر درمان ضایعات لیکن پلان دهانی بود.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سویه کور تعداد 24 بیمار بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شده، به دو گروه 12 نفری به صورت sequentional randomized تقسیم شدند. پیش از شروع مطالعه شاخصهای درد و سوزش در دهان (VAS)، شکل و score ظاهری ضایعه و اندازه ضایعه، در بیماران ثبت شد. گروه اول تحت درمان لیزر کم توان مادون قرمز با طول موج 810 نانومتر به صورت دو بار در هفته با دوز تابشی j/cm25-2/0 و پاور دانسیته mW/cm2 300 تا حداکثر 10 جلسه قرار گرفتند و گروه دوم داروی 2/0% Triamcinolone acetonideبه صورت دهانشویه 4 بار در روز به همراه داروی ضد قارچ به مدت یک ماه دریافت کردند. سپس شاخصهای مطالعه پس از تکمیل درمان در هر بیمار ثبت گردید. جهت تجزیه و تحلیل آماری دادهها از آزمون Repeated measure ANOVA برای مقایسه تغییرات کمی در گذر زمان و از آزمون Mann-Whitney U برای مقایسه متغیرهای رتبهای بین دو گروه در هر زمان و در هر گروه بین زمانهای مختلف از friedman testاستفاده گردید.
یافتهها: تفاوت معنیداری از نظر شدت درد و سوزش (255/0P=) و اندازه ضایعه (186/0=P) و شکل و score ضایعه (178/0=P) بین گروهها مشاهده نشد. هر چند دو گروه در هر سه شاخص کاهش معنیداری را نشان دادند.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه در هر دو گروه در هر سه شاخص بهبود داشتیم و این بهبودی مشابه هم بود، به نظر میرسد در درمان بیماران مبتلا به OLP (Oral Lichen Planus)لیزر درمانی میتواند درمانی مؤثر و کارآمد بوده و در مواردی که ممنوعیت مصرف داروی کورتیکواسترویید یا عدم پاسخ درمانی مناسب و مقاومت به درمان وجود دارد، به عنوان درمانی جایگزین به کار رود.
علیرضا دانش کاظمی، عبدالرحیم داوری، مطهره امیری، فاطمه میرحسینی،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اروژن به حل شدن شیمیایی دندان به واسطه اسید بدون دخالت باکتری گفته میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر رزین اینفیلترنت (Icon) وMI past plus و لیزر Nd:YAG بر میکروهاردنس مینا بود.
روش بررسی: 40 نمونه مینایی از دندان مولر سوم تهیه شد. میکروهاردنس ابتدایی در همه نمونهها اندازهگیری شد. با استفاده از اسید هیدورکلریک اروژن مصنوعی ایجاد شد. میکروهاردنس نمونهها اندازهگیری شد. نمونهها به طور تصادفی به چهار گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول: MI paste plus، گروه دوم: +MI paste plus لیزرNd:YA ، گروه سوم: رزین اینفیلترنت بدون اچ، گروه چهارم: رزین اینفیلترنت با اچ، با استفاده از اسید هیدروکلریک مجدداً اروژن ایجاد شد و سپس تحت ترموسیکل قرار گرفتند. در نهایت میکروهاردنس نمونهها اندازهگیری شد. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS23 و آزمونهای تحلیل واریانس یک طرفه و مقایسههای چندگانه توکی و T زوجی انجام شد و 05/0>P به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: میکروهاردنس در مرحله سوم نسبت به مرحله دوم در همه گروهها افزایش معنیداری یافته بود (000/0P<) همچنین مقایسه مقدار افزایش میکروهاردنس بین گروهها به جز گروه دوم با گروه چهارم از نظر آماری معنیدار بود.
نتیجهگیری: همه مواد به کار گرفته دراین مطالعه به طور معنیداری باعث افزایش میکروهاردنس مینای اروژن یافته شدند.
عبدالرحیم داوری، فرناز فراهت، ساناز عباسی،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ترمیم ضایعات غیر پوسیده سرویکالی (NCCLs) به دلیل دشواری ادهیژن مواد دندانی چالش برانگیز است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر سه روش آماده سازی سطح دندان در NCCLs با استفاده از لیزر Er:YAG، فرز الماسی و سند بلاست بر روی استحکام باند ریزکششی بین کامپوزیت و عاج غیر پوسیده در ضایعات سرویکالی بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی 48 دندان کانین و پرمولر کشیده شده انسانی که دارای NCCLs در سطح باکال بودند، انتخاب و به صورت تصادفی به 4 گروه 12 تایی تقسیم شدند: گروه کنترل بدون هیچ گونه آماده سازی، گروه آماده سازی با لیزر Er:YAG، گروه آماده سازی با فرز و گروه آماده سازی با سند بلاست. باندینگ برای همه گروهها توسط Clearfil SE Bond انجام و سپس حفرات با کامپوزیت رزین Filtek Z250 ترمیم شدند. نمونهها برش داده شده و تحت آزمون استحکام باند ریزکششی قرار گرفتند. نتایج مطالعه با استفاده از آزمون کروسکال والیس آنالیز شد.
یافتهها: با توجه به نتایج بدست آمده، استحکام باند ریزکششی به ترتیب از بیشترین به کمترین مقدار در گروه سند بلاست (MPa 24/57±10/24)، گروه فرز الماسی (MPa 08/19±10/19)، گروه لیزر (MPa 05/59±9/18) و گروه کنترل (MPa 27/56±9/18) مشاهده گردید، اگرچه این مقادیر از نظر آماری بین گروهها معنیدار نبود (266/0P=).
نتیجهگیری: به نظر میرسد در دندانهای دارای NCCLs آماده سازی سطح دندان به وسیله سند بلاست تأثیر نسبتا" بهتری در ترمیم ضایعات دارد، اگرچه تفاوت آماری بین انواع روش های آماده سازی مورد استفاده در این مطالعه مشاهده نشد.
عبدالرحیم داوری، فرناز فراهت، مهناز مهران فر،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیراً، اضافه کردن نانو ذرات به مواد ترمیمی و روش آماده سازی دندان با لیزر در مطالعات مختلفی جهت بررسی بهبود استحکام باند مورد توجه محققین قرار گرفته است. هدف از انجام این مطالعه بررسی استحکام باند برشی گلاس آیونومر بایواکتیو حاوی ذرات تیتانیوم و گلاس آیونومر معمولی با دو روش آماده سازی سطح با لیزر Er-YAG و کانونشنال بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، ۶۴ دندان پرمولر سالم کشیده شده جمع آوری شد. در روش کانونشنال، آماده سازی نمونهها به صورتی انجام گردید که سطوحی از عاج با عمق ۵/۰ میلی متر با فاصله ۲ میلی متر از محل اتصال CEJ در ریشه یا تاج ایجاد شود. در گروه لیزر، بعد از تراش دندانها سطح ناحیه با لیزر Er-YAG مورد آماده سازی قرار گرفت. سپس در قسمت میانی سطح باکال مولد استوانهای با ابعاد ۵/۳ میلی متر قطر و ارتفاع ۴ میلی متر گذاشته و هر گروه با گلاس آینومرهای خاص خود ساخته شدند. نمونهها به روش تصادفی ساده در ۸ گروه تقسیم بندی شدند (8n=) :A (لیزر، گلاس آیونومر معمولی، عاج تاج)/B (لیزر، گلاس آیونومر حاوی نانو ذرات تیتانیوم، عاج تاج)/C (کانونشنال، گلاس آیونومر معمولی، عاج تاج)/D (کانونشنال، گلاس آیونومر حاوی نانو ذرات تیتانیوم، عاج تاج)/E (لیزر، گلاس آیونومر معمولی، عاج ریشه)/ F (لیزر، گلاس آیونومر حاوی نانو ذرات تیتانیوم، عاج ریشه)/ G (کانونشنال، گلاس آیونومر معمولی، عاج ریشه)/ H (کانوشنال، گلاس آیونومر حاوی نانو ذرات تیتانیوم، عاج ریشه) و در نهایت استحکام باند برشی در universal testing machine با سرعت ۱ میلی متر در دقیقه اندازه گیری شد. جهت آنالیز دادهها، به منظور بررسی اثر هر متغیر و اثر متقابل آنها روی استحکام باند برشی از آزمون Two-way ANOVA استفاده شد، و جهت مقایسه دو به دو گروهها از آزمون Tukey استفاده شد.
یافتهها: تفاوت آماری معنیدار تنها بین گروههای B با C (۰۰۲/۰P=) و E(۰۰۷/۰P=) و G (۰۰۱/۰P=) و H (۰۱/۰P=) وجود داشت. بیشترین استحکام باند مربوط به گروه B (لیزر، گلاس آیونومر حاوی نانو ذرات تیتانیوم، عاج تاج) و کمترین مقدار مربوط به گروه G (کانونشنال، گلاس آیونومر معمولی، عاج ریشه) بود.
نتیجه گیری: هر سه عامل لیزر Er-YAG، گلاس آیونومر حاوی نانو ذرات تیتانیوم و عاج تاج در افزایش استحکام باند تأثیر مثبتی داشتهاند.
عبدالرحیم داوری، فرناز فراهت، هاله داودی،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: باند ناکافی بین فایبر پست و کانال ریشه دلیل اصلی شکست ترمیم است و آماده سازی سطح فایبر پست استحکام باند را افزایش میدهد. به علاوه درباره روش ایده آل آماده سازی، اختلاف نظر وجود دارد. هدف این مطالعه، مقایسه اثر دو روش آماده سازی سطح فایبر پست، بر روی استحکام باند push-out بود.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 45 دندان انسیزور سالم، درمان ریشه شدند. پس از آماده سازی فضای پست، بر اساس روش آماده سازی سطح فایبر پست، به سه گروه 15 تایی تقسیم شدند. درگروه اول به عنوان گروه کنترل، هیچ آماده سازی سطحی بر روی فایبر پست انجام نشد. درگروه دوم و سوم برای آماده سازی سطحی به ترتیب از سند بلاست با ذرات Cojet sand و لیزر دیود nm 810 استفاده شد. سپس در تمامی کانالها، فایبر پست با سمان رزینی سلف ادهزیو، قرار داده شد. سپس ریشهها به گونهای برش داده شدند که از هر کدام سه قطعه به ضخامت 5/1 میلی متر به دست آمد. در انتها برای هر نمونه، با ماشین تست یونیورسال استحکام باند push-out اندازهگیری شد. داده ها در نرم افزار SPSS با تست ANOVA آنالیز شدند و حد معنیداری (05/0P<) بود.
یافتهها: میانگین استحکام باند در سه گروه برحسب مگاپاسکال (MPa) به شرح زیر بود: گروه کنترل، 430/1±877/2، گروه سند بلاست 444/3±318/6 و لیزر890/1±224/4 اختلاف استحکام باند گروه سند بلاست با گروه کنترل معنیدار بود (001/0P<) ولی میانگین استحکام باند گروه لیزر با گروه کنترل تفاوت معنیدار نداشت (03/0P=).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد برخلاف تابش لیزر دیود، استفاده از ذرات Cojet sand برای سند بلاست سطح فایبر پست، استحکام باند را بطور قابل ملاحظهای افزایش داد.
الهه سلطان محمدی بروجنی، علی باوی، محمد آقاعلی، علی صالح، آیدا مهدی پور،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اتصال مستحکم بین براکت سرامیکی و روکش سرامیکی اهمیت زیادی در نتیجه درمان زیبایی دارد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر گذر زمان بر استحکام باند برشی (Shear Bond Strength یا SBS) براکتهای سرامیکی باند شده به زیرکونیا پس از آماده سازی سطحی توسط لیزر Nd:YAG (Neodymium-doped Yttrium Aluminum Garnet) یا سند بلاست با آلومینا بود.
روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی حاضر روی 24 بلوک زیرکونیا انجام شد و این بلوکها جهت آماده سازی سطحی به طور تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند و هر یک از گروه ها به زیر گروه های سه فاصله زمانی تقسیم بندی شدند. آماده سازی سطح با سند بلاست با آلومینا انجام شد: در زیر گروه SG1 (بلافاصله پس از سند بلاست)، SG2 (دو هفته پس از سند بلاست) و SG3 (سه ماه پس از سند بلاست). برای لیزر Nd:YAG (W5/1، Hz20، s10) با مود بدون تماس پالس کوتاه: در زیر گروه LG4 (بلافاصله پس از لیزر)، LG5 (دو هفته پس از لیزر) و LG6 (سه ماه پس از لیزر). براکتهای سرامیکی روی بلوکهای زیرکونیا چسبانده شدند. SBS و شاخص باقیمانده چسب (adhesive remnant index یا ARI) بین گروه های مورد آزمایش ارزیابی و مقایسه گردید. داده ها به وسیله آزمون Mann Whitney تحلیل شدند.
یافتهها: تفاوت معنی داری بین میانگین SBS در گروه SG1 با گروه LG4 (430/0=P)، گروه SG2 با گروه LG5 (382/0=P) و گروه SG3 با گروه LG6 (326/0=P) وجود نداشت. گروه LG4 بالاترین SBS را نشان داد. پس از گذر زمان (دو هفته و سه ماه) گروههای لیزر SBS بالاتری را نشان دادند. تفاوت معنی داری در ARI بین گروههای SG1 و LG4 (220/0=P)، SG2و LG5 (154/0=p) و SG3 و LG6 (527/0=P) وجود نداشت.
نتیجه گیری: بین دو گروه لیزر Nd:YAG و سند بلاست از نظر SBS و ARI تفاوت معنی داری با
گذر زمان دیده نشد. بنابراین میتوان از لیزر Nd:YAG نیز در آماده سازی سطح روکش زیرکونیا برای باند به براکت های سرامیکی استفاده نمود.