بیان مساله: شکست تاج دندانهای قدامی در دندانهای شیری و دائمی می تواند اثرات نامطلوب روحی در کودک و والدین داشته باشد؛ همچنین می تواند سبب ایجاد مال اکلوژن گردد. شناخت علل شکستگی دندانها در پیشگیری از عوارض آن حائز اهمیت می باشد. هدف: این مطالعه با هدف بررسی علل بروز شکستگی تاج دندانهای ثنایای دائمی در کودکان 7 تا 12 ساله انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه پرونده 218 کودک مراجعه کننده به بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در فاصله سالهای 1377 تا 1380 که دارای حداقل یک شکستگی در دندانهای قدامی بودند، مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات مربوط به علت، محل، زمان، نوع اکلوژن و نوع شکستگی دندانی ثبت گردید.
یافته ها: %45.4 از افراد مورد مطالعه به علت زمین خوردن و %21.6 آنها به علت برخورد با اجسام خارجی دچار شکستگی دندانهای ثنایای دائمی شده بودند. متوسط سن آنها 1.24±9.78 سال بود؛ 63.3% از آنها پسر و %41.3 فاقد پوشش کافی لب بودند. بیشترین دندان صدمه دیده، ثنایای میانی بالا بود و عمده شکستگیها، طبق سیستم درجه بندی Ellis، از نوع درجه 3 (52.7%) بود. تحلیل نتایج بین میزان اورجت و اوربایت با درجه شکستگی ارتباط معنی داری را نشان نداد.
نتیجه گیری: در بروز شکستگی تاج دندانها ناهنجاریهای دندانی فکی از جمله مال اکلوژن Div I و Cl II و پرتروژن ثنایای میانی و ضایعات تکاملی ساختمان دندانها به عنوان عوامل مستعد کننده نقش تعیین کننده ای دارند.
بیان مساله: یکی از ساده ترین و کاربردی ترین روشهای پیش بینی اندازه دندانهای دائمی نیش و آسیای کوچک، روش Tanaka-Johnston می باشد ولی تحقیقات این پژوهشگران بر روی سفید پوستهای نژاد اروپای شمالی انجام شده است و اندازه دندانها در نژادهای مختلف معمولا با هم تفاوت دارد. هدف: این مطالعه با هدف تعیین میزان اعتبار روش Tanaka-Johnston در نمونه ای از جمعیت شهر قزوین، انجام شد.
روش بررسی: تعداد 235 جفت کست مطالعه تهیه شده قبل از درمان انتخاب گردید و اندازه دندانهای دائمی ثنایای فک پایین و نیش و آسیاهای کوچک هر دو فک بر روی این کست های دندانی اندازه گیری شد. به منظور تحلیل نتایج از آنالیز رگرسیون و آزمون t استفاده شد.
یافته ها: براساس نتایج این مطالعه، معادلات پیش بینی جدیدی به صورت (Y=12.9+0.4(X برای فک بالا و (Y=10.6+0.5(X برای فک پایین حاصل گردید ولی این معادلات از نظر آماری اختلاف آماری معنی داری را با معادلات Tanaka-Johnston نشان نداد.
نتیجه گیری: برای نمونه گرفته شده از شهر قزوین معادلات Tanaka-Johnston را، البته بدون آن که پیش بینی های آنها همراه Overestimate باشد، می توان به شکل قابل قبولی مورد استفاده قرار داد.
بیان مساله: جرمگیرهای اولتراسونیک یکی از منابع مهم تولید آئروسل عفونی در دندانپزشکی می باشند که می توانند عوامل بیماریزایی همچون عوامل سل، کنژنکتیویت، آنفلوآنزا و برخی از بیماریهای تنفسی، عفونتهای هرپسی و برخی دیگر از بیماریهای پوستی و عوامل بیماریزای موجود در خون همچون ویروس ایدز و هپاتیت B را منتشر نمایند. هدف: در این مطالعه، یک وسیله کاهنده آئروسل متصل شونده به جرمگیرهای اولتراسونیک از نظر کارآزمایی بالینی مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 18 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. به طور تصادفی نیم فکهای بالا و پایین در یک سمت با بکارگیری کاهنده آئروسل و در سمت مقابل بدون این وسیله به مدت 5 دقیقه و با فاصله زمانی 30 دقیقه جرمگیری شد. به منظور بررسی آلودگی میکروبی و کارایی وسیله در حذف آئروسل های عفونی، محیط کشت آگار حاوی خون بر روی ماسک درمانگر، به فاصله 30 سانتیمتری از دهان بیمار قرار گرفت؛ سپس محیط های کشت به مدت 3 روز در دمای 37 درجه سانتیگراد انکوبه شدند و کلونی های تشکیل شده، شمارش شدند. یافته های مطالعه با بکارگیری میانه و دامنه بین چارکی و آزمون آماری ناپارامتری ویلکاکسون با سطح معنی داری 0.05 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: میانه و دامنه بین چارکی تعداد کلونی ها پس از جرمگیری بدون وسیله کاهنده (24 و 8) 17.5 و پس از جرمگیری با وسیله کاهنده (1 و صفر) صفر بود که تفاوت معنی دار آماری داشت (P<0.001).
نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه، وسیله کاهنده آئروسل به طور قابل ملاحظه ای مقدار آئروسل های تولید شده در حین جرمگیری با دستگاه جرمگیر اولتراسونیک را کاهش می دهد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان و درصد ریشههای باقیمانده، دندانهای نهفته و موارد مشکوک به پاتولوژی، در رادیوگرافیهای پانورامیک بیماران مراجعهکننده به بخش پروتزهای متحرک چهار مرکز دانشگاهی و پنج مرکز درمانی عمومی انجام شد.
روش بررسی: با استفاده از روش بررسی بیماران Case Series پرونده مراجعهکنندگان به چهار دانشکده دندانپزشکی و پنج مرکز درمانی عمومی بررسی شدند و در این میان 1232 رادیوگرافی پانورامیک از نظر وجود ریشههای باقیمانده, دندانهای نهفته و حالات پاتولوژیک مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: از 850 رادیوگرافی پانورامیک مربوط به بیماران متقاضی دریافت درمان پروتز کامل 3/1% دارای دندانهای نهفته، 5/9% دارای ریشههای باقیمانده و 4/0% دارای ضایعات پاتولوژیک بودند. از 382 رادیوگرافی پانورامیک بیماران متقاضی درمان پروتز پارسیل متحرک، 9/2% دندان نهفته، 11% ریشه باقیمانده و 1/0% ضایعات پاتولوژیک داشتند.
نتیجهگیری: پس با توجه به معنیدار و محسوس بودن درصد مشکلات در ریجهای باقیمانده که به این موارد باید وضعیتهای پاتولوژیک مربوط به ساختمانهای دندانهای باقیمانده و انساج نگهدارنده آنها که باید پایه پروتز پارسیل قرار گیرند را نیز افزود. مجدداً بر ضرورت تجویز رادیوگرافی پانورامیک در بیماران بیدندان و نیمهبیدندان تأکید میگردد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تطابق شاخصهایی نظیر فرنوم لبی، پاپی ثنایایی و درز میانی کام با خط وسط دندانها و خط وسط صورت در افراد بادندان انجام شد تا دقت استفاده از این شاخصهای آناتومیک به منظور جایگزینی دندانهای مصنوعی مشخص گردد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 96 دانشجوی دندانپزشکی که از نظر ارتوگناتیک مشکلی نداشتند و تمامی دندانهای دائمی آنها موجود بود، انتخاب شدند. پس از انجام قالبگیری آلژینات و تهیه کستهای دندانی و ثبت اکلوژن مرکزی آنها توسط موم بایت، خط وسط صورت آنها روی قسمت قدامی این موم مشخص گردید؛ سپس به کمک این موم، فاصله خط وسط صورت با خط وسط دندانهای بالا، پاپی ثنایایی، فرنوم لبی و درز میانی کام به کمک دستگاهی که بدین منظور ساخته شده بود و پس از دو بار اندازهگیری با کولیس مشخص گردید. به منظور تحلیل نتایج از آزمونهای آماری Chi-square و t-student استفاده شد.
یافتهها: میانگین انحراف خط وسط صورت از خط وسط دندانهای بالا 60/0±83/0، از فرنوم لبی 54/0±67/0، از پاپی ثنایایی 63/0±83/0 و از درز میانی کام 62/0±81/0 میلیمتر حاصل گردید. فاصله میان خط وسط صورت و شاخصهای مورد بررسی در دو گروه زن و مرد تفاوت معنی داری نداشت و فرنوم لبی کمترین و پاپی ثنایایی دارای بیشترین میانگین انحراف از خط وسط صورت بودند؛ اختلاف معنیداری میان شاخصهای مورد بررسی از نظر تطابق یا عدم تطابق با خط وسط صورت مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به درصد کم افراد دارای تطابق کامل, نسبت به کل جمعیت و عدم وجود تفاوت معنیدار بین این سه شاخص، (با این تعداد نمونه) میتوان اذعان داشت که هیچیک از این متغیرها در تعیین خط وسط صورت بر دیگری برتری ندارند؛ همچنین شباهت مقادیر مربوط به میانگین انحراف از خط وسط صورت در مورد پاپی ثنایایی و خط وسط دندانهای بالا نشان داد که احتمالاً در افراد بیدندان, استفاده از پاپی ثنایایی به منظور تعیین محل خط وسط دندانهای بالا وضعیت طبیعیتری به وجود میآورد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین علت کشیدن دندان در مراجعهکنندگان به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1379 انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی 320 بیمار که به منظور کشیدن دندان به بخش جراحی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه کرده بودند، انجام گردید. اطلاعات عمومی بیمار، وضعیت بهداشت دهان، محل دندان و علت کشیدن آن در پرسشنامهای جمعآوری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون آماری Chi-Square تحلیل گردید.
یافتهها: بین علت کشیدن دندان در دو جنس اختلاف معنیداری از نظر آماری وجود نداشت. شایعترین علت کشیدن دندان پوسیدگی(50%)، بیماریهای پریودنتال (6/16%)، مشکلات پروتز، درخواست بیمار و دلایل دیگر (4/33%) بود.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر، پیشنهاد میشود این بررسی در سطح جامعه نیز انجام شود و در صورت حصول همین نتایج، اقدامات کافی برای پیشگیری از پوسیدگی و مشکلات پریودنتال که در این تحقیق جزو عوامل اصلی کشیدن دندان بودند، انجام گیرد.
بیان مسأله: هپاتیت C عفونت نسبتاً شایعی است که یکی از راههای انتقال آن ورود اتفاقی سوزن آلوده میباشد و دندانپزشکان از این نظر پیوسته در معرض خطر میباشند.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع هپاتیت C و سنجش آگاهی دندانپزشکان شهر یزد در مورد انتقال و پیشگیری از بیماری هپاتیت انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی که به صورت مقطعی (1381) انجام شد، از تمامی دندانپزشکان شاغل در شهر یزد نمونه خون (104 مورد) گرفته شد و در آزمایشگاه سازمان انتقال خون شهر یزد، ابتدا به روش ELISA نسل اول از نظر Anti HCV و در صورت مثبت بودن آزمایش Riba برای تأیید انجام شد؛ در این بررسی همچنین پرسشنامهای توسط هر دندانپزشک تکمیل گردید که به وسیله آن میزان آگاهی وی نسبت به بیماری هپاتیت سنجیده شد. پس از استخراج نتایج، نمرات آگاهی در سطو ح متغیرهای مستقل و با استفاده از آزمونهای آنالیز واریانس و t مقایسه شدند.
یافتهها: هیچ یک از 104 نمونه گرفتهشده از نظر Anti HCV مثبت نبودند؛ میانگین کلی آگاهی دندانپزشکان در مورد هپاتیت 08/14 در مقیاس 20 بود؛ آگاهی 1/92% از این افراد، در حد متوسط و بالا بود بین آگاهی افراد مورد مطالعه با متغیرهای سن، جنس و سابقه کار از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: طبق یافتههای مطالعه حاضر، نبودن آلودگی به هپاتیت C در دندانپزشکان شهر یزد ناشی از شیوع کم این هپاتیت در جامعه شهری یزد و نیز نشانگر آگاهی و عملکرد مطلوب در مورد راههای جلوگیری از عفونتهای قابل انتقال از طریق خون و دهان میباشد.
بیان مسأله: چینی دندانی یکی از بهترین موادی است که تاکنون در دندانپزشکی مورد استفاده قرار گرفته است. سازگاری عالی با نسج، زیبایی، حلالیت بسیار کم در محیط دهان، استحکام فشاری بالا و کمترین تجمع پلاک میکروبی روی چینی گلیزشده, از مزایای این ماده نسبت به سایر مواد دندانی است. شکنندگی چینی به علت پایین بودن استحکام کششی، ضربهای و همچنین سایش مینای دندان طبیعی مقابل آن از معایب چینیهای دندانی میباشد و از مهمترین خواص مکانیکی آن، استحکام خمشی است که در واقع توانایی مقابله پرسلن در برابر شکستن متعاقب نیرویی است که از بالا اعمال میشود. یکی از روشهایی که برای رفع شکنندگی و تقویت استحکام خمشی چینی پیشنهاد شده, پخت چینی روی فلز میباشد که بیش از سایر روشها مورد استفاده واقع شده است.
هدف: با توجه به این که ترمیم و جایگزینی دندانها با استفاده از ترمیمهای Porcelain Fused to Metal (PFM) هنوز کاربرد فراوانی دارد, مطالعه حاضر با هدف بررسی استحکام خمشی چینی D4 Dentin از نوع باندشونده به فلز و مقایسه با چینی Dentin Vita انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی, برای اندازهگیری استحکام خمشی چینی Dentin، طبق استاندارد ISO 6872: 1995 (E), قالبی از فولاد زنگنزن به ابعاد 2*5*25 میلیمتر ساخته شد؛ این قالبها با خمیر Dentin (VMK 68N) Vita و Dentin D4 پر شدند و پس از پخت در کوره Vita, از هر یک 10 بلوک تهیه گردید و استحکام خمشی نمونهها تعیین شد. نمونهها توسط مبدل مخصوص روی دستگاه تست خمشی سهنقطهای قرار گرفتند و نیرو به قسمت وسط وارد گردید و استحکام خمشی نمونهها تعیین شد. به منظور تحلیل آماری از آزمونهای t-student و آنالیز کواریانس استفاده شد.
یافتهها: میانگین استحکام خمشی بلوک چینی D4 Dentin 35/1±40/53 مگاپاسکال و Vita Dentin38/7 ±86/53 مگاپاسکال حاصل گردید. بین دو گروه اختلاف آماری معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه با توجه به استاندارد ISO 6872: 1995 (E) ، نشان داد که استحکام خمشی تمام نمونههای
D4 Dentin بالای 50 مگاپاسکال و مطابق استاندارد مزبور میباشد.
بیان مسأله: Subtraction یک روش نوین تصویربرداری است که تغییرات جزئی دانسیته را نمایش میدهد؛ این تغییرات در رادیوگرافی معمولی قابل مشاهده نمیباشند.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان توانایی برنامه Subtraction نرمافزار Photoshop در نشان دادن تغییرات جزئی دانسیته رادیوگرافیک بین دو تصویر دندانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که به صورت بررسی تستها انجام شد, 5 عدد مندیبل خشک در موقعیت ثابت نگه داشته شد؛ ورقههای نازک آلومینیومی روی مندیبل در محل دندانهای 6 و 7 نصب گردیدند. از هر مندیبل یک تصویر بدون ورقه آلومینیومی به عنوان مرجع تهیه شد و متعاقب آن یکسری 20 تایی از تصاویر همراه با ورقههای آلومینیومی به ضخامتهای 50 تا 1500 میکرون به وسیله دستگاه Radiovisiography (RVG) گرفته شد. هر یک از تصاویر اولیه مندیبلها، به وسیله نرمافزار Photoshop، از تصاویر بعدی جدا (Subtract) شد. تفاوت در دانسیته در تصویر در محل دندانهای 6 و 7 مربوط به ورقههای آلومینیومی بود؛ همچنین دانسیته نوری ورقههای آلومینیومی به وسیله دستگاه دانسیتومتر مشخص گردید.
یافتهها: حداقل ضخامت 300 میکرون برای رویت واضح آلومینیوم در تمام نمونهها لازم بود؛ در این مطالعه با استفاده از برنامه Subtraction نرمافزار Photoshop 6/6% تفاوت در دانسیته رادیوگرافیک (300 میکرون آلومینیوم) مشاهده شد. با گذاردن ششمین لایه و رسیدن به ضخامت 300 میکرون در همه نمونهها (100% موارد) نشانه آلومینیومی به آسانی و با وضوح کامل قابل رویت شد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دقت برنامه Subtraction نرمافزار Photoshop با دقت نرمافزارهای متداول Subtraction یکسان میباشد؛ همچنین دقت نرمافزار Photoshop برای بررسیهای کلینیکی تغییرات کوچک لوکالیزه در استخوان آلوئولار مناسب است.
بیان مسأله: با کاربرد صحیح سایلن (Silane) بدون نیاز به اچ کردن سطوح سرامیکی با اسید هیدروفلوئوریک, اتصال (Bond) مطلوب کششی بین سرامیک ورزین حاصل میگردد. با توجه به اهمیت اتصال سرامیک به رزین کامپوزیتی در دندانپزشکی، امروزه بررسی بیشتر روش کاربردی صحیح سایلن با آزمونهای مناسبتردیگر ضروری به نظر میرسد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه Interfacial Fracture Toughness سطوح سرامیکی صاف و خشن باندشده با روش صحیح کاربرد سایلن به یک رزین انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی, 80 دیسک سرامیکی به قطر 10 و ضخامت 2 میلیمتر تهیه گردید. به منظور Surface Treatment از چهار روش مختلف 1) پالیش سطوح سرامیکی تا 1 میکرون, 2) Gritblast با ذرات آلومینای 50 میکرون, 3) اچینگ با اسید HF 10% به مدت 2 دقیقه و 4) Gritblast و اچینگ استفاده شد. (در هر گروه 20 نمونه مورد بررسی قرار گرفت.) دیسکهای سرامیکی داخل رزین PMMA قرار داده شدند و در ناحیه Adhesive، توسط نوار تفلون پوشانده شدند. یک سوراخ گرد به قطر 3 میلیمتر با زاویه 90 درجه روی نوار تفلون پانچ شد. سطوح سرامیکی Expose مانده, توسط روش بهینهشده کاربرد سایلن، Treat شدند و بعد از کاربرد یک Unfilled Resin, رزین استوانهای به قطر 4 و طول 11 میلیمتر بر روی آن ساخته شد؛ سپس نمونهها در دو محیط نگهداری مختلف (گروه A: آب مقطر 37 درجه سانتیگراد به مدت 24 ساعت و گروه B: آب مقطر 37 درجه سانتیگراد به مدت 30 روز) قرار گرفتند. (IC) Interfacial Fracture Toughness با سرعت mm/min1 اندازهگیری شد. نحوه شکست با استفاده از استریومیکروسکوپ و سطوح شکست با استفاده از میکروسکوپ الکترونی بررسی گردیدند. به منظور تحلیل دادهها از آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون Independent-Samples t استفاده شد.
یافتهها: مقدار میانگین Interfacial Fracture Toughness به شرح زیر بود:
1) گروه A: ±SD J/m2 8/127±4/379 (4، 8/169±5/364 (3، 2/109±5/304 (2، 8/114±1/317
2) گروه B: ±SD J/m2 489±9/639 (4، 6/182±3/629 (3، 1/185±648 (2، 4/134±6/255
بین میانگین میزان GIC گروههای A1 تا A4 اختلاف معنیداری وجود نداشت (05/0P>). اما میانگین میزان GIC در گروه B1 به طور معنیداری با گروههای B2، B3 و B4 اختلاف داشت (05/0P<)؛ همچنین افزایش قابل ملاحظهای در میزان GIC در گروههای اچشده و Gritblastشده بعد از 30 روز نگهداری در آب مقطر 37 درجه سانتیگراد وجود داشت (05/0P<). نحوه شکست بهطور غالب بهصورت Interfacial و یا Cohesive در رزین بود.
نتیجهگیری: روش آزمون اندازهگیری Fracture Toughness مورد استفاده در این تحقیق میتواند برای ارزیابی ناحیه Adhesive در سیستمهای سرامیک- رزین مناسب باشد و در صورت استفاده از روش مناسب کاربرد سایلن، گیرمیکرومکانیکال با Gritblast نمودن سطوح سرامیکی بدون نیاز به اچ کردن سطوح سرامیکی با HF کافی است.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان آگاهی و نگرش کارکنان بهداشتی استان قم درباره سلامت دهان و دندان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی و مقطعی، آگاهی و نگرش همه کارکنان شاغل در مراکز بهداشتی، درمانی، خانههای بهداشت و پایگاههای بهداشتی استان قم (187 نفر) مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه با استفاده از پرسشنامهای انجام شد که شامل 10 سؤال در مورد آگاهی و 10 سؤال در مورد نگرش بود که توسط افراد مورد مطالعه تکمیل گردید. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمونهای ANOVA و مقایسه چندگانه Tukey و همبستگی مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این بررسی، میزان آگاهی زنان نسبت به مردان بالاتر بود و آزمون آماری این اختلاف را معنیدار نشان داد (05/0P<)؛ بین میزان آگاهی افراد با میزان تحصیلات آنان نیز ارتباط معنیداری وجود داشت و کارکنان با تحصیلات بالاتر آگاهی بهتری داشتند
(05/0P<)؛ بین آگاهی افراد، سن و سابقه خدمت آنان ارتباط معنیداری وجود داشت (05/0P<)؛ در مجموع میزان آگاهی و نگرش کارکنان بهداشتی استان قم درباره سلامت دهان و دندان در حد قابل قبولی تلقی گردید.
نتیجهگیری: میزان آگاهی و نگرش کارکنان بهداشتی در حد قابل قبولی بود ولی در حد مطلوب نبود و استمرار دورههای آموزشی و بازآموزی کاملاً ضروری به نظر میرسد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات عمودی صورت در درمانهای ارتدنسی به دنبال کشیدن دندان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مداخلهای قبل و بعد 30 بیمار با مالاکلوژن کلاس I پس از جهش رشدی که با کشیدن چهار دندان پرمولر اول و به روش Edgewise توسط یک متخصص ارتدنسی واحد درمان شده بودند, انتخاب شدند. سفالوگرام جانبی این بیماران پیش و پس از درمان ارتدنسی بررسی و با هم مقایسه شدند و تغییرات عمودی صورت و دندانهای آنها مورد مطالعه قرار گرفت.
یافتهها: ابعاد قدامی و خلفی صورت، در طی درمان افزایش یافت. دندانها با وجود استفاده حداقل از الاستیکهای بین فکی, دچار اکستروژن شدند و بیشترین تغییر در ابعاد صورتی در یک سوم تحتانی قسمت قدامی صورت بود. در بیمارانی که پیش از درمان صورت بلندتری داشتند، اکستروژن مولرهای پایین و افزایش شیب پلن مندیبولر بیشتر بود.
نتیجهگیری:کشیدن دندان در درمانهای ارتدنسی نمیتواند ضامن کاهش و یا حتی عدم افزایش ارتفاع صورت باشد؛ بخصوص در بیماران دارای صورت بلند, خودداری از اعمال نیروی اکستروزیو ضروری میباشد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسهای نقش سه نوع گلاس آینومر با آلیاژ نقره، گلاس آینومر معمولی و گلاس آینومر تغییر یافته با رزین به عنوان لاینر چسبنده در افزایش مقاومت شکست دندان ترمیم شده با آمالگام با یکدیگر و همچنین وارنیش به عنوان لاینر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی, پس از جمعآوری 70 دندان کشیدهشده پرهمولرفک بالا، حفرههای MODتهیه شد. به استثنای یک گروه 10 تایی که دندانها دست نخورده (بدون حفره) به عنوان گروه شاهد مثبت در نظر گرفته شد. یک گروه 10 تایی نیز با حفره MOD بدون ترمیم (گروه شاهد منفی) نگه داشته شد. ترمیم با آمالگام اسفریکالgs.80 (SDI) در 5 گروه آزمایشی به ترتیب با لاینر گلاس آینومر, با آلیاژ نقره (Miracle Mix)، لاینر گلاس آینومر معمولی (خودسختشونده Fuji II)، لاینر وارنیش، لاینرگلاس آینومرنوری (Fuji II LC) و لاینرگلاس آینومر نوری با تابش تأخیری انجام شد. بعد از گذشت 7 روز دوره نگهداری در آب ºC37، دندانها در دستگاه اینسترون تحت نیروی Compressive قرار گرفتند و در لحظه شکست میزان نیرو برحسب کیلوگرم ثبت شد و مقادیر حاصله مورد بررسی آماری قرار گرفت.
یافتهها: طبق آزمون ANOVA، تفاوت آماری در مقاومت شکست نمونههای ترمیمشده و نشده مشاهده گردید و آزمون Tukey HSD در مقایسه دو به دو گروهها نشان داد که لاینر گلاس آینومر نوری (Fuji II LC) تأثیر معنیداری در افزایش استحکام شکست دندان ترمیم شده داشته است (05/0P<). در بررسی نوع شکست نمونهها، معمولاً یک کاسپ شکسته ولی کاسپی که سالم باقی مانده آمالگام به صورت باند شده به آن به جای مانده است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این تحقیق، استفاده از لاینر گلاس آینومر نوری در دندانهای ترمیم شده با آمالگام در افزایش مقاومت شکست، تأثیر آماری معنیداری داشت.
هدف: مطالعه حاضر با هدف اندازهگیری پهنای مزیودیستال و بررسی قرینگی تکتک دندانها در فک بالا و پایین و نیز مقایسه آنها در طرف چپ و راست فکین با یکدیگردر افراد با اکلوژن نرمال و به تفکیک جنس انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی, 60 دانشآموز (30 پسر و 30 دختر) با اکلوژن نرمال که در رده سنی 16 تا 18 سال بودند, انتخاب شدند. میانگین سنی این افراد 3/17 سال بود. این افراد از دبیرستانهای مناطق مختلف آموزش و پرورش شهر مشهد و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. پس از اندازهگیری عرض مزیودیستالی 1440 دندان, از مولر اول یک طرف تا دیستال مولر اول طرف دیگر در فک بالا و پایین بر روی قالب مطالعه، بررسیهای آماری انجام گردید. به منظور بررسی آماری دو گروه دختران و پسران به طور جداگانه از آزمون آماری Paired t و برای مقایسه آنها با یکدیگر از آزمون آماریIndependent Sample t استفاده شد.
یافتهها: مقایسه دندانهای چپ و راست در کل افراد در فک بالا نشانگر کوچکتر بودن میانگین هر یک از دندانهای راست از میانگین قرینه خود در طرف چپ در همان فک بود؛ به استثنای دندان پرمولر دوم که در طرف راست بزرگتر از طرف چپ بود؛ ولی اختلاف در هیچ یک از دندانها معنیدار نبود. در فک پایین میانگین عرض مزیودیستالی دندانهای راست بزرگتر از دندان قرینه خود در طرف چپ بود؛ به استثنای دندانهای کانین و پرمولر دوم که در طرف راست کوچکتر از طرف چپ بودند؛ البته اختلاف در هیچ یک از دندانها معنیدار نبود. مقایسه عرض مزیودیستالی تکتک دندانهای فک بالا و نیز تکتک دندانهای فک پایین نشانگر بزرگتر بودن دندانهای پسران بود؛ در برخی دندانها، بخصوص مولرها و کانینها، تفاوت معنیدار بود.
نتیجهگیری: طبق نتایج این مطالعه, عرض مزیودیستالی دندانها در طرف چپ و راست دارای تفاوت مختصری در فک بالا و پایین میباشد. در فک بالا بیشتر دندانها در طرف راست کوچکتر از طرف چپ و در فک پایین در طرف راست بزرگتر از طرف چپ بودند؛ بنابراین عدم تقارن دندانی در هر دو فک در طرف چپ و راست برعکس یکدیگر بود. در مقایسه بین دختران و پسران پهنای تکتک دندانها در پسران بزرگتر از دختران و در بعضی دندانها بخصوص کانینها و اولین مولرها تفاوت بارز بود؛ بنابراین دندانها در طرف راست و چپ تفاوت مختصری دارند که در درمان ارتدنسی میبایست مد نظر قرار گیرد.
هدف: مطاله حاضر با هدف ارائه روشهای مناسب انتخاب دندان در بیماران پروتز کامل انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، تعداد صد نفر از مراجعهکنندگان و دانشجویان این مرکز در محدوده سنی 20-30 سال مورد بررسی قرار گرفتند که نیمی مرد و نیمی دیگر زن بودند. به منظور انجام تحقیق از کولیس با درصد خطای 01/0 میلیمتر و خطکش میلیمتری پلاستیکی قابل انعطاف برای اندازهگیری نقاط آناتومیک مورد نظر و فیسبو برای اندازهگیری پهنای صورت استفاده شد.
یافتهها: بین عرض مزیودیستالی شش دندان قدامی فک بالا و عرض مزیودیستالی شش دندان قدامی فک پایین رابطه معنیداری وجود داشت؛ این رابطه در مورد آقایان به صورت: (008/2- ]عرض 6 دندان قدامی بالا× 83/0[=عرض شش دندان قدامی پایین) و در مورد خانمها به صورت (53/9 + ] عرض شش دندان قدامی بالا× 59/0[=عرض 6 دندان قدامی پایین) بود؛ بین عرض شش دندان قدامی فک بالا و اندازه گوشه لب در حالت قوس فقط در مردان رابطه معنیداری وجود داشت که به صورت: (]اندازه گوشه لب در حالت قوس در مردان + 21/0[ + (63/39) = عرض شش دندان قدامی بالا) بود؛ این رابطه در خانمها به دست نیامد.
نتیجهگیری: با وجود روشهای مختلف جهت تعیین اندازه دندانها به نظر میرسد روش پیشنهادی کنونی، روش مناسبی جهت این تخمین است.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی اولیه در مورد تعیین وضعیت اختلالات اسکلتی- عضلانی در جامعه دندانپزشکی شهر یزد انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 70 نفر از دندانپزشکان شهر یزد انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند؛ سرشماری و روش جمعآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه بود؛ اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون آماری Chi-square مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: 6/81% از دندانپزشکان حداقل یکی از مشکلات اسکلتی- عضلانی را دارا بودند. میزان شیوع بیماریهای مورد مطالعه در طی دوران اشتغال به کار در جامعه مورد نظر بدین ترتیب بود: میزان ابتلاء به درد گردن 1/47%، درد دست 2/36%، درد مچ 8/34%، درد ستون فقرات پشتی و کمری 3/33%، درد شانه 59/11% و درد زانو 8/2% بود. از کل جامعه 5/72% سابقه خانوادگی دردهای فوق را نداشتند و فقط 5/4% قبل از اشتغال به این دردها مبتلا بودند؛ رابطه بیماری با عوامل سن و جنس، محل کار و سابقه کار ساعت کار روزانه، انجام ورزش و کاربرد بیشتر دید مستقیم مورد بررسی قرار گرفت که بسیاری از این ارتباطات معنیدار بود.
نتیجهگیری: پیشگیری از مشکلاتی که سبب درد و رنج و تنزل کیفیت و کمیت کار میشود، دارای اهمیت است و باید با آگاه کردن دندانپزشکان و ترغیب آنها به ورزش گامی در این جهت برداشت.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه سرعت حرکت دیستالی دندان کانین فک بالا با روش ارتودنسی توأم با کورتیکوتومی و معمول ارتودنسی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی، تعداد ده بیمار بین سنین 17 تا 25 سال به روش نمونهگیری متوالی انتخاب شدند. پس از خارج کردن دندانهای پرهمولر اول فک بالا و انجام مرحله اول درمان ارتودنسی، جراحی کورتیکوتومی در باکال و پالاتال یک سمت انجام گردید (آزمون) و سمت دیگر به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. پس از حذف التهاب ناشی از جراحی، حرکت دیستالی دندان کانین در سمت آزمون به روش تاکامی (Takami) با استفاده از فنر تیتانیوم آغاز گردید. در سمت شاهد، مشابه سمت آزمون حرکت دندان کانین با استفاده از فنر تیتانیوم انجام شد. میزان حرکت دندان بر اساس روگای پالاتالی، به عنوان نقطه مرجع، طی هشت هفته اندازهگیری شد. با روی هم قرار دادن تصاویر رادیوگرافی پانورامیک، میزان انحراف محور طولی (Tipping) دندان کانین، تعیین گردید. یافتههای مطالعه با استفاده از آزمون کولموگرو- سمیرنوف و آزمون t مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میزان حرکت دیستالی دندان کانین در سمت آزمون، بیش از سمت شاهد بود (015/0= (P؛ این تفاوت بویژه در پایان هفته اول چشمگیرتر بود (000/0= (P؛ همچنین میزان انحراف محور طولی دندان مذکور در سمت آزمون، به مراتب کمتر از سمت شاهد بود
(05/0 (P<، ولی اختلاف میزان از دست دادن انکوریج در دوگروه آزمون و شاهد معنیدارنبود (05/0 (P>.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای مطالعه حاضر، میتوان اذعان کرد که حرکت دندان کانین متعاقب جراحی کورتیکوتومی نسبت به روش معمول ارتودنسی از میزان بالاتری برخوردار است؛ از این روش بویژه در بیماران با مال اکلوژن پروتروژن دنتوآلوئولی به منظور دیستاله کردن سریع دندان کانین میتوان به خوبی استفاده کرد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر تنفس دهانی به دلیل بزرگی بافت آدنوئید بر روی معیارهای سفالومتریک دنتوفاسیال انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 92 نفر درگروه سنی 15-6 سال در دو گروه مورد و شاهد (در هر گروه 46 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. افراد گروه مورد (شامل 32 دختر و 14 پسر با میانگین سنی 26/11 سال) مبتلا به تنفس دهانی بودند و علت اصلی آن توسط متخصص ارتودنسی و گوش و حلق و بینی، بزرگی بافت ادنوئید تشخیص داده شده بود. افراد گروه شاهد (شامل 35 دختر و 11 پسر با میانگین سنی 33/11 سال) تنفس طبیعی از طریق بینی داشتند. رادیوگرافیهای سفالومتری لترال دو گروه که در حالت اکلوژن سنتریک تهیه شده بودند، انتخاب گردید و بعد از انجام tracing و اندازهگیری دوازده متغیر دندانی صورتی، میانگین و انحراف معیار محاسبه گردید. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: از دوازده متغیر اندازه گیری شده، میانگین شش متغیر اختلاف معنیداری را بین دو گروه نشان داد که با توجه به سطح معنیداری به ترتیب عبارت از: زوایای SN-Me.Go، Axis-Y، o(Gonial) G، 1 to FH، SNB و PL-SN بودند. درگروه مورد نسبت به گروه شاهد، میانگین سه متغیر اول و SN-PL افزایش معنیدار و میانگین متغیرهای1 to FH وSNB کاهش معنیدار داشتند. میانگین سایر متغیرهای اندازهگیری شده، یعنی زوایای S، IMPA،SNA،ANB، Ar و ارتفاع تحتانی صورت (LH) اختلاف معنیداری را بین دو گروه نشان ندادند.
نتیجهگیری: انسداد فضای نازوفارنکس به دلیل بزرگی بافت آدنوئید بر روی مورفولوژی دنتوفاسیال تأثیر میگذارد و باعث الگوی رشدی عمودی صورت و رتروژن سانترالهای بالا میشود.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

