306 نتیجه برای دندان
مریم ربیعی، ایده دادگران، احمد آل موسوی، صبا مسعودی راد، صهبا خصوصی ثانی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامه ریزی آموزشی از حوزههای اصلی تعلیم و تربیت محسوب میشود که نقش اساسی در تربیت مطلوب نیروی انسانی دارد. هدف از این پژوهش مقایسه برنامه آموزشی دندانپزشکی عمومی در ایران با چند دانشکده دندانپزشکی معتبر از کشورهای خاورمیانه بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تطبیقی با بهره گیری از کوریکولوم آموزش دندانپزشکی شش کشور مطرح در خاورمیانه در حیطه علوم دندانپزشکی بود. انتخاب آنها بر اساس تشابهات و ویژگیهای مشترک فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی صورت گرفت. پس از جمع آوری کوریکولومهای انتخاب شده، چهار مرحله شامل توصیف (Description)، تفسیر (Interpretation)، همجواری (Juxtaposition) و مقایسه (Comparison) صورت گرفت. سپس جداولی بر پایه اهدافی ازجمله تعداد سالهای تحصیل، رسالت، اهداف کلی و نقش دانش آموختگان در سیستم درمانی آن کشور ترسیم گردید.
یافتهها: کوریکولومهای آموزشی کشورها در خاورمیانه از لحاظ تعداد سالهای تحصیل در رشته دندانپزشکی، رسالت و اهداف کلی و نقش دانش آموختگان در سیستم درمانی آن کشور دارای شباهتهای زیادی بودند و عمدهترین تفاوتها در تعداد و نوع واحدهای تدریسی در کوریکولوم این کشورهاست. بنابر نتایج این مطالعه، کوریکولوم کشورهای ایران، عربستان و امارات بیشترین شباهت را در میان کشورهای خاورمیانه داشتند. شیوه آموزش و پراکندگی مباحث در کوریکولومهای کشورها آنها را از یکدیگر متمایز میکند.
نتیجه گیری: کشورهایی که بر پایه تحصیل زبان روسی میباشند تعداد سالهای تحصیل کوتاهتر و مشابه روسیه دارند. حال آنکه کشورهایی با پایه آموزشی آمریکایی همچون عربستان، امارات متحده عربی و حتی ایران سال تحصیلی طولانیتر و شباهتهای کلیتری در مضمون آموزشی دارند.
مصطفی صادقی، نیلوفر جعفری، محمدحسین کافی، علی رستمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: توسعه و استفاده منظم از سیستمهای ادهزیو سبب تحولی بزرگ در بسیاری از جنبههای دندانپزشکی ترمیمی و پیشگیری شده به طوری که موفقیت ترمیمهای ادهزیو بسیار به کاربرد صحیح آنها وابسته است. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین دانش دندانپزشکان شهر رفسنجان (ایران) در زمینه انتخاب سیستمهای ادهزیو در سال 1402 انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی تمامی دندانپزشکان شاغل در شهر رفسنجان به صورت سرشماری انتخاب شدند. دادهها توسط پرسشنامهای روا و پایا و به صورت الکترونیکی جمع آوری گردیدند که شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیکی (جنسیت، سن، محل کار و سال فارغالتحصیلی) و 12 پرسش چهارگزینهای با هدف ارزیابی دانش پاسخ دهندگان در مورد انتخاب مواد ادهزیو در ترکیب با کامپوزیتهای سلفکیور یا دوال کیور، ترمیمهای کامپوزیت قدامی و خلفی، فایبرپست، فیشورسیلانت، دندانهای شیری، ونیرکامپوزیتهای قدامی و لمینیتهای سرامیکی و ضایعات غیر پوسیده سرویکالی بود. نحوه نمره دهی این پرسشنامه بدین صورت بود: صفر تا سه پاسخ صحیح = سطح دانش ضعیف؛ چهار تا شش پاسخ صحیح= سطح دانش متوسط؛ هفت تا نه پاسخ صحیح = سطح دانش خوب و 10 تا 12 پاسخ دهی صحیح = سطح دانش خیلی خوب رتبه بندی شدند. چهار گزینه پاسخ شامل "اچ و شست و شو (سه مرحلهای)"، "اچ و شست و شو (دو مرحلهای)"، "سلف اچ (دو مرحلهای)" و "سلف اچ (همه در یک بطری)" بود. سپس دادهها توسط آزمونهای پارامتریک (ANOVA، t-test و Pearson) تجزیه و تحلیل شدند (05/0>α).
یافتهها: از 91 نفر دندانپزشک شهر رفسنجان، 79 نفر (8/86 درصد) در مطالعه شرکت کردند که 35 نفر (3/46 درصد) آنان مرد بودند؛ میانگین سابقه کار در مردان 96/3±49/3 و در زنان 73/3±98/2 سال بود. میانگین نمره دانش 38/4±16/2 از 12 به دست آمد که در مردان 23/2±29/4 و در زنان 12/2±45/4 بود. نتایج نشان داد که بین نمره دانش با جنسیت، سن، سابقهکار و محل کار ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0
نتیجهگیری: با توجه نتایج که نشاندهنده دانش ناکافی دندانپزشکان رفسنجان در زمینه انتخاب صحیح سیستمهای ادهزیو بود، پیشنهاد میشود در دانشکدههای دندانپزشکی توجه بیشتری به آموزش انتخاب سیستمهای ادهزیو مبذول گردد. در مورد دندانپزشکان فارغ التحصیل نیز با تشکیل برنامه آموزش مداوم اطلاعات جدید و کاربردی در مورد انتخاب سیستمهای ادهزیو در اختیار آنان قرار گیرد.
نیما بیوکی، محمد آقاعلی، الهیار جهانگیر، علی صالح، محبوبه پورعبداللهی، آیدا مهدی پور،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خارج سازی دندانهای مولر سوم از اقدامات شایع درمانی در دندانپزشکی است. مجاورت دندان مولر سوم مندیبل با عصب آلوئولار تحتانی ممکن است جراحی را چالش برانگیز سازد و سبب عوارض نامطلوب شود. هدف این مطالعه تعیین صحت تشخیصی و ارتباط یافتههای تصاویر پانورامیک به دو روش طبقه بندی (رود- شهاب و تاناکا) با تصاویر CBCT در جراحی خارج سازی مولر سوم مندیبل بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی روی 65 بیمار مراجعه کننده به کلینیک رادیولوژی خصوصی شهر قم که دارای رادیوگرافی پانورامیک و CBCT هم زمان بودند، انجام شد. تصاویر پانورامیک و CBCT به ترتیب وارد نرم افزارهای Scanora و Ondemand شدند. رابطهی دندان مولر سوم مندیبل با عصب آلوئولار تحتانی برحسب طبقهبندی تاناکا و نشانههای رادیوگرافیک رود- شهاب مورد ارزیابی قرار گرفت و با تصاویر CBCT مقایسه شد. در نهایت دادههای به دست آمده با استفاده از آزمون کای اسکوئر، منحنی ROC و نرم افزار SPSS نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. سطح معنی داری 05/0>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: از بین ۶۵ نمونه، 1/23% را مردان و 9/76% را زنان تشکیل دادند. میانگین سنی شرکت کنندگان 77/8 ± 06/29 بود. بین طبقهبندی اطلاعات تصاویر پانورامیک به روش تاناکا با نزدیکی ریشه دندان مولر سوم به عصب آلوئولار تحتانی در تصاویر CBCT ارتباط معنیداری دیده شد (011/0=P). این ارتباط در طبقه بندی اطلاعات تصاویر پانورامیک به روش رود- شهاب هنگام افزایش تعداد نشانهها نیز معنی دار بود (044/0=P). نشانه های تیرگی ریشه (A) و انحراف کانال عصبی مندیبل (F) از طبقه بندی رود- شهاب دقت تشخیصی بیشتری از سایر نشانه ها در تعیین تماس کانال عصبی نشان دادند.
نتیجهگیری: با افزایش تعداد نشانههای طبقه بندی تصاویر پانورامیک به روش رود- شهاب احتمال تماس ریشه دندان مولر سوم با کانال عصب آلوئولار تحتانی بالاتر میرود. نشانه تیرگی ریشه و پس از آن انحراف کانال عصبی دقیقتر بودند. طبقه بندی تاناکا میتواند در افتراق تماس یا عدم تماس ریشه مولر سوم فک پایین با کانال عصب الوئولار تحتانی به کار رود.
عادله نظری، رضا فرجی، منوچهر رحمتی کامل، تانیا قاسمی، هدی شیرافکن،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دیدگاه دندانپزشکان (متخصص و عمومی) درباره زیبایی لبخند که غالباً به صورت آکادمیک و بر مبنای معیارها و روابط استاندارد بافت نرم و سخت شکل گرفته، با دیدگاه عموم جامعه و بیماران ممکن است متفاوت باشد و انتظارات بیماران از درمان را برآورده نکند. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه دیدگاه دندانپزشکان متخصص، عمومی، و سایر افراد جامعه در مورد شیبهای متفاوت لبیوپالاتالی دندانهای انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1403 و بر روی مردم عادی و دندانپزشکان انجام شد. دندانپزشکان عمومی و متخصصین شاغل به کار در سطح استان مازندران وارد مطالعه شدند. مردم عادی نیز از بین بیماران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی شهر بابل و به صورت آسان و در دسترس انتخاب گردیدند. یک زن و یک مرد بر اساس معیارهای بالینی و لترال سفالومتری انتخاب شدند و دو تصویر با حالت چهره خنثی و همراه با لبخند از آنان گرفته شد و پس از ویرایش تصاویر، 5 تصویر نهایی از هر فرد در قالب یک پرسشنامه تهیه شد تا دیدگاه شرکت کنندگان را در مورد تأثیر شیبهای متفاوت لبیوپالاتالی دندانهای انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند بر اساس مقیاس لیکرت 5 درجهای مورد سنجش قرار گیرد. دادهها توسط نرم افزار تحلیل آماری SPSS و آزمونهای آماری تی مستقل و آنووا آنالیز شدند.
یافتهها: 92 نفر مردم عادی، 47 نفر دندانپزشک عمومی و 141 نفر دندانپزشک متخصص (47 نفر از هر یک از متخصصین ارتودنسی، ترمیم و جراحی فک و صورت) در مطالعه شرکت کردند. از نظر هر سه گروه دندانپزشکان عمومی، متخصص و مردم عادی، جذاب ترین لبخند در تصاویر مرد مربوط به عکس 5- درجه (منفی متوسط) و در عکس زن به عکس صفر درجه بود. همچنین غیر جذاب ترین لبخند بین هر سه گروه به عکس 10- درجه (منفی زیاد) زن، داده شد. عکسهای با شیب 10- درجه هم برای مردان و هم زنان کمترین امتیاز را دریافت کردند. میانگین نمره متخصصین به تصاویر با زاویه صفر درجه نسبت به دندانپزشکان عمومی و مردم عادی کمتر بود.
نتیجهگیری: متفاوت بودن دیدگاه دندانپزشکان نسبت به مردم عادی در مورد تأثیر شیبهای متفاوت لبیوپالاتالی دندانهای انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند، لزوم توجه بیشتر به انتظارات و اهداف بیماران درباره درمان را بیشتر میکند.
نیما دهقانی، محدثه آذرسینا، زانیار محمودی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: تجویز نادرست آنتی بیوتیک در عفونتهای ادنتوژنیک میتواند جان بیماران را به خطر اندازد. این پژوهش با هدف تعیین الگوی تجویز آنتی بیوتیک توسط دندانپزشکان عمومی تهران و مقایسه آن با الگوی پیشنهادی جراحان فک و صورت دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۹ انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۱۴۱ دندانپزشک تهران به صورت تصادفی انجام شد. دندانپزشکان با تکمیل پرسشنامهای، آنتی بیوتیکهای تجویزی خود را در شرایط مختلف عفونتهای ادنتوژنیک گزارش کردند. فراوانی آنتی بیوتیکهای تجویزی با توجه به شدت عفونت، حساسیت به پنی سیلین، وضعیت بارداری و شیردهی زنان و کودکان محاسبه و با دستورالعملهای پیشنهادی ۱۵ متخصص جراحی فک و صورت دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران در سال 1399 مقایسه شد. از آنالیز توصیفی و آزمون رگرسیون لجستیک باینری استفاده شد. تحلیل دادهها با نرم افزار SPSS نسخه ۲۵ انجام شد.
یافتهها: در بیماران حساس به پنی سیلین با عفونت شدید، 61% از دندانپزشکان نسخه صحیح تجویز کردند. میزان تجویز صحیح در بیماران با عفونت شدید صفر درصد، در زنان باردار و شیرده با عفونت خفیف 82/24%، در کودکان با عفونت خفیف 24/65%، در بیماران با عفونت خفیف و حساس به پنیسیلین 41/62%، در کودکان با عفونت شدید 69/36% و در زنان باردار و شیرده با عفونت شدید 82/33% بود. نتایج نشان داد که با افزایش سن دندانپزشکان، میزان احتمال تجویز آنتی بیوتیک صحیح در عفونتها ادنتوژنیک به طور معنی داری افزایش مییابد (036/0P=، 28/0B=).
نتیجهگیری: دندانپزشکان عمومی تهران در تجویز صحیح آنتی بیوتیک برای کنترل عفونتهای ادنتوژنیک عملکرد مطلوبی نداشتند. بنابراین، برگزاری دورههای آموزشی برای بهبود عملکرد آنان ضروری به نظر میرسد.
مهناز حاتمی، فریمان عبداللهی، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت خواب ممکن است بتواند یک فاکتور پیشگویی کننده بروز اختلالات گیجگاهی فکی باشد. بیماران مبتلا به اختلال مفصل گیجگاهی فکی مشکلات اختلالات خواب و دردهای فک و صورت را تجربه میکنند. تشخیص بهموقع اختلالات مفصل گیجگاهی- فکی میتواند پیشرفت آن را در مراحل اولیه متوقف کرده و شدت آن را کاهش دهد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین اختلالات مفصل گیجگاهی فکی با کیفیت خواب دانشجویان دندانپزشکی یزد در سال 1403 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 211 نفر از دانشجویان دانشکده دندانپزشکی یزد در سال ۱۴۰۳ به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند. از پرسشنامههای Fonseca و PSQI به ترتیب جهت تعیین شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی و بررسی کیفیت خواب استفاده شد. جهت بررسی علائم TMD از معاینه بالینی مفصل گیجگاهی فکی برای بررسی علائم اختلالات مفصل گیجگاهی فکی استفاده شد. همچنین اطلاعات دموگرافیک افراد شامل جنس، وضعیت تأهل و وضعیت سکونت ثبت گشت. دادهها پس از جمع آوری با آزمونهای کای دو و تی تست تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: آنالیز بر روی 211 نفر شامل 118 مرد (56%) و 93 زن (44%) انجام شد. از بین شرکت کنندگان، 204 نفر (88/%83) حداقل یک علامت از اختلالات مفصل گیجگاهی فکی داشتند. صداهای فک، انحراف از خط وسط، درد و محدودیت در باز شدن دهان به ترتیب شایعترین علائم در بین شرکت کنندگان بود. تفاوت معنی داری از لحاظ فراوانی علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی، صدای فک، انحراف فک و محدودیت در باز شدن با جنسیت وجود نداشت. فراوانی شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی و علائم آن بر حسب سکونت و وضعیت تأهل معنی دار نبود. گرچه هم زمانی میان کیفیت خواب نامناسب و شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی وجود داشت، ولی بین وجود علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی و کیفیت خواب نامناسب هم زمانی وجود نداشت (05/0
نتیجهگیری: گرچه فراوانی علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی تفاوت معنی داری در دو جنس نداشت، اما شدت اختلالات مفصل گیجگاهی فکی و درد فکی در دانشجویان دختر به طور معنی داری بالاتر بود. افرادی که کیفیت خواب نامناسبی داشتند به طور معنی داری اختلالات مفصل گیجگاهی فکی بیشتری داشتند.
ندا سمیع، آزیتا کاویانی، سرور سمیع، علی سرامی پور،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت دهان بر کیفیت زندگی تأثیر میگذارد و نقش اصلی را در دستیابی به شرایط مطلوب سلامت و رفاه عمومی ایفا میکند. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان در بیماران درمان شده با ونیرهای کامپوزیتی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 48 بیمار، به صورت سرشماری که جهت درمان ونیر کامپوزیتی به بخش ترمیمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز مراجعه کردهاند، مورد بررسی قرار گرفتند. برای بررسی اثرات زیبایی درمان ونیر کامپوزیتی بر شرایط روانی اجتماعی بیماران از پرسشنامه PIDAQ و برای بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان از پرسشنامه OHIP-14 استفاده شده است. از بیماران خواسته شد که هر دو پرسشنامه را قبل از درمان و یک ماه پس از درمان ونیر کامپوریتی تکمیل کنند. همچنین اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، تحصیلات و وضعیت تأهل بیماران نیز ثبت شد. هدف و مزایای شرکت در این مطالعه برای بیماران به طور کامل توضیح داده شد و بیماران به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند و فرم رضایت آگاهانه به بیماران داده شد. جهت مقایسه نمرات قبل و بعد از درمان از آزمون T زوجی و بیان معادله ناپارامتری آن (ویل کاکسون) استفاده شد و 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافتهها: با توجه به نتایج میانگین سن پاسخ دهندهها برابر 28 سال شد. به لحاظ جنسیت 2/54% بیماران مرد بوده و به لحاظ تحصیلات، مدرک تحصیلی بیشتر شرکت کنندگان در پژوهش لیسانس بود (4/35%). نمره کل OHIP-14 قبل از درمان 26 و بعد از درمان 22 بود. همچنین نمره کل PIDAQ قبل از درمان 49 و بعد از درمان 28 بود. مقایسه نمرات اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان قبل و بعد از درمان ونیر کامپوزیتی نشان داد که بین میانگین نمره اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان، قبل و بعد از درمان ونیر کامپوزیتی اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0P<) و بعد از درمان به طور معنی داری کاهش یافته است.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که درمانهای زیبایی کامپوزیت ونیر مناسب میتواند باعث بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان افراد شود. همچنین درمان با ونیرهای کامپوزیتی تأثیر معنی داری بر اعتماد به نفس بیماران میتواند داشته باشد و اثرات اجتماعی، اثرات روانی و نگرانیهای زیبایی مربوط به دندان در بیماران را کاهش دهد.
نرجس امرالهی، اشکان حبیبیان،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: وضعیت بیماریهای دهان و دندان کودکان با اختلالات بینایی یکی از موضوعات مورد توجه محققین دندانپزشکی است. هدف از این مطالعه بررسی میزان پوسیدگی دندانی در این کودکان بر اساس شاخص pufa بود.
روش بررسی: در سال 1402 برای بررسی میزان پوسیدگی دندان، 60 کودک 6 تا 12 ساله در مدرسه کودکان با اختلال بینایی در شهر اصفهان با روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. معاینه دهانی کودکان را انجام شده و شاخص pufa/PUFA (پالپهای اکسپوز شده، زخمهای مخاط ریشهای باقیمانده، فیستولها و آبسه) برای هر کودک گزارش شد. دادهها با آزمونهای من ویتنی (مقایسه شاخص pufa/PUFA بر حسب جنسیت، نوع اختلال و شدت اختلال) و اسپیر من (بررسی ارتباط شاخص pufa/PUFA و سن کودکان) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین شاخص PUFA/pufa در سیستم دندانهای شیری و دائمی به ترتیب 68/0 ± 89/0 و 2/0 ± 44/0 بود. از این میزان بیشترین سهم مربوط به پوسیدگی با درگیری پالپی بود. بین شاخص pufa و PUFA بر حسب جنیست، نوع اختلال و شدت اختلال بینایی ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0>P). همچنین تنها در بین pufa در سیستم دندانهای شیری و سن ارتباط معنی دار و مستقیم دیده شد (042/0P=).
نتیجه گیری: پوسیدگی درمان نشده در کودکان با اختلال بینایی بر اساس شاخص pufa در سیستم دندانهای شیری و دائمی شیوع نسبتاً پایینی دارد و بیشترین سهم آن مربوط به پوسیدگی همراه با درگیری پالپی است. همچنین با افزایش سن پوسیدگی درمان نشده در دندانهای شیری بیشتر خواهد شد.
محمدحسین زارع مهرجردی، سینا هوشمند، مهناز حاتمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اگرچه درمان بیدندانی با ایمپلنت پیشرفتهای زیادی کرده، ولی هنوز مشکلاتی همچون از دست رفتن آن قبل و بعد از بازگذاری پروتزی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی فراوانی شکست ایمپلنتهای دندانی در تعدادی از درمانگاههای شهر یزد در طی سالهای1397 تا 1402 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 1060 پرونده افراد یکه طی فروردین 1397 تا خرداد 1402 درمان ایمپلنت در سه درمانگاه دولتی شهر یزد دریافت کرده بودند، بررسی شد. اطلاعات مورد بررسی شامل سن و جنس افراد، قطر، برند و محل قرار گیری ایمپلنت، نوع پروتز و موارد شکست ایمپلنت قبل و بعد از بارگذاری پروتزی بود. دادهها با کمک آزمونهای تی مستقل و د کای دو مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران ۳۷/۱۲ ± ۲۵/55 سال بود. ۳/۵۶% آنها زن بودند. فراوانی شکست کلی ایمپلنت 4/3% بود. فراوانی شکست ایمپلنت پس از بارگذاری در زنان 8/2% و در مردان 3/2% بود (47/0P=). این میزان در ایمپلنتهای فک بالا 2% و در فک پایین 9/1% بود (5/0P=). این مقدار در ناحیه مولرهای فکین 4/2%، پرمولرها و ناحیه قدامی 7/1% بود (8/0(P=. فراوانی شکست پس از بارگذاری در اوردنچرها 3/1%، روکشهای سمان شونده 9/5% و پیچ شونده 2/3% بود (001/0(P<. این مقدار در ایمپلنتهای با قطر کمتر از 75/3، 6/2% و در قطر بیش از 5/4، 7/3% بود (001/0>P). میزان شکست در ایمپلنتهای برند Dio 6/%1 و در Dentis5/%2 بود (5/0P=).
نتیجهگیری: میزان شکست کلی ایمپلنت در این مطالعه 4/3 درصد بود،که از این مقدار، 5/1 درصد قبل از بارگذاری و 9/1 درصد، پس از بارگذاری رخ داده بود. فراوانی شکست ایمپلنت با قطر ایمپلنت و نوع پروتز ارتباط داشت، ولی با جنسیت فرد، محل قرارگیری و برند ایمپلنت ارتباطی نداشت.
مهرزاد عسکرانی، هاجر شکرچی زاده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای خود مراقبتی دهان در کارکنان حوزه سلامت نه تنها باعث افزایش سلامت دهان خود افراد و بیمارانشان میشود، بلکه باعث درک بهتر جامعه از روشهای پیشگیری از بیماریهای دهان نیز میگردد. از این رو این مطالعه با هدف بررسی وضعیت خود مراقبتی دهان و مقایسه آن بین دانشجویان دندانپزشکی، پرستاری و مامایی انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر در سال 1402 جهت مقایسه وضعیت خود مراقبتی دهان دانشجویان سال اول و آخر رشتههای دندانپزشکی، پرستاری و مامایی از پرسشنامه HU-DBI (Hiroshima University Dental Behaviour Inventory) استفاده شد. دانشجویان داوطلب به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی اسپیرمن، کراسکال والیس و من ویتنی آنالیز شد (05/0>P).
یافتهها: تعداد 348 دانشجو شامل 67 درصد زن در مطالعه شرکت کردند. اختلاف معنی داری بین میانگین وضعیت خود مراقبتی دانشجویان سال اول رشته دندانپزشکی (71/1±01/5)، رشته پرستاری (81/1±81/4) و رشته مامایی(63/79±1/4) مشاهده نشد (676/0=P). میانگین وضعیت خود مراقبتی دانشجویان سال آخر رشته دندانپزشکی (59/71±1/6)، پرستاری (62/1±13/5) و مامایی (61/1±17/5) بود. بین وضعیت خود مراقبتی و رشته تحصیلی دانشجویان سال آخر اختلاف معنی داری مشاهده شد و دانشجویان دندانپزشکی به صورت معنی داری از میانگین خود مراقبتی بالاتری برخوردار بودند (001/0>P).
نتیجه گیری: خود مراقبتی دهان در دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد اصفهان در حد متوسط بود. گرچه دانشجویان دندانپزشکی نسبت به دانشجویان پرستاری و مامایی از سطح خود مراقبتی بالاتری برخوردار بودند اما آموزشهای بیشتر در این زمینه ضروری بنظر میرسد.
مبینا رحمانی، راحله غفاری، ابراهیم محمد علی نسب فیروزجاه،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی شایعترین و پرهزینهترین آسیبهای شغلی هستند و دندانپزشکان بیش از سایر شاغلین حرفه پزشکی در معرض ابتلا به مشکلات اسکلتی- عضلانی قرار دارند. پژوهش حاضر با هدف تأثیر یک دوره مداخلات اصلاحی بر راستای ستون فقرات پشتی و تعادل زنان دندانپزشک با کایفوز افزایش یافته انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود که به صورت میدانی انجام شد. بنابراین 30 نفر از زنان دندانپزشک شهرهای آمل و بابل با کایفوز افزایش یافته با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (15 نفر) و مداخله (15 نفر) قرار گرفتند. در پیش آزمون میزان زاویه قوس پشتی، تعادل ایستا و تعادل پویا به ترتیب با استفاده از خط کش منعطف، آزمون تعادل لک لک و آزمون تعادل پویای Y ارزیابی شد. سپس گروه مداخله مداخلات را به مدت شش هفته انجام دادند و افراد گروه کنترل تنها به فعالیتهای روزانه پرداختند. پس از اتمام مداخلات پس آزمون به عمل آمد. برای مقایسه تفاوتهای بین گروهی و درون گروهی از آزمونهای تحلیل کوواریانس و تی زوجی استفاده شد.
یافتهها: نتایج اختلاف معنی داری بین دو گروه در نتایج زاویه قوس پشتی (001/0=P)، تعادل ایستا (001/0=P) و تعادل پویا (001/0=P) نشان داد. به طوری که میزان این مؤلفهها در گروه مداخله بهبود معنی داری نسبت به گروه کنترل داشته است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود مداخلات اصلاحی زیر نظر متخصص در برنامه ورزش هفتگی زنان دندانپزشک با کایفوز افزایش یافته قرار گیرد.
محمد رحیمی، پویا عینی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
این مقاله به بررسی یک مورد چالش برانگیز از مردی ۶۴ ساله میپردازد که با علائمی شامل تب دورهای، بثورات کهیری و درد مفصلی (Arthralgia) میپردازد. با وجود در نظر گرفتن بیماری استیل بزرگسالان (Still's disease) در ابتدا، علائم غیر معمول بیمار منجر به بررسی بیشتر شد و از طریق معاینه دندانپزشکی، آبسه پری اپیکال (Periapical abscess) شناسایی شد. علائم بیمار پس از مداخله دندانپزشکی به طور قابل توجهی بهبود یافت که این موضوع تشخیص اولیه به سمت یک اختلال روماتولوژیک را به چالش کشید. این مورد اهمیت معاینات فیزیکی کامل و همکاری بین رشتهای را در دستیابی به تشخیص دقیق برجسته میکند. تشخیص نهایی از تظاهرات سیستمیک ناشی از آبسه دندانی پنهان، نیاز به رویکرد جامع در ارزیابیهای پزشکی را نشان میدهد که باید جنبههای مختلف بالینی را در نظر گرفت و از سوگیریهای تشخیصی پرهیز کرد. این مطالعه موردی یادآور چشم انداز در حال تحول تشخیصهای پزشکی و اهمیت مداوم ارزیابیهای جامع بیمار و معاینات فیزیکی بهعنوان مهارتهای عملی ارزشمند است.
پویان زرافشان، میثم مرادی، میثم میرزایی، پژمان هادی نژاد، همت قلی نیا،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب دندانپزشکی یکی از رایجترین موانع در مسیر بهرهمندی از خدمات سلامت دهان و دندان به شمار میرود که میتواند منجر به تأخیر در مراجعه، اجتناب از درمان و تشدید مشکلات دهانی گردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سطح اضطراب دندانپزشکی در بیماران مراجعهکننده به مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر بابل بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1399 بر روی 400 بیمار بالای 18 سال مراجعه کننده به مطبهای خصوصی دندانپزشکان عمومی شهر بابل، که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، نسخه فارسی پرسشنامه استاندارد اضطراب دندانپزشکی (DAI) مشتمل بر 36 گویه در مقیاس لیکرت پنج گزینهای (محدوده نمرات از 36 تا 180) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی تأیید شده است. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل و آنالیز واریانس نرمافزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان 03/9 ± 61/31 سال بود و 8/61% ایشان مؤنث بودند. میانگین نمره اضطراب دندانپزشکی 04/31 ± 52/129 (از 180 نمره) گزارش شد که نشاندهنده سطح نسبتاً بالای اضطراب در جامعه مورد بررسی است. اضطراب در زنان و افراد مجرد به طور معنی داری بیشتر بود (به ترتیب 002/0=P و 007/0=P)، اما بین گروههای سنی، شغل، تحصیلات و تعداد مراجعات تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سطح اضطراب دندانپزشکی در مراجعین به مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر بابل بالا بود. لذا توجه به مداخلات آموزشی، روانشناختی و ارتقاء ارتباط حرفهای در محیطهای درمانی دندانپزشکی به منظور کاهش اضطراب بیماران، ضروری به نظر میرسد.
میترا منتظرلطف، مهرداد حسینی شکیب، رضا رادفر، مینا خیام زاده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسیدگی دندان یکی از بیماریهای مزمن دهان با شیوع بالا در سراسر جهان است. تشخیص به موقع و دقیق پوسیدگیهای دندانی نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت ضایعات و کاهش عوارض دارد. هدف از این مطالعه، مرور نظاممند مطالعات انجام شده در زمینه تشخیص پوسیدگیهای دندانی بر روی رادیوگرافی پری اپیکال با استفاده از یادگیری ماشین است.
روش بررسی: جستجوی جامعی در پایگاههای داده PubMed، Scopus، Web of Science،IEEE Xplore و Google Scholar تا پایان سال 2024 انجام شد. معیارهای ورود شامل استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین برای تشخیص پوسیدگی دندان در رادیوگرافیهای پری اپیکال یا داخل دهانی بود. کیفیت مطالعات با استفاده از ابزار QUADAS-2ارزیابی شد.
یافتهها: از 825 مقاله اولیه، 13 مطالعه معیارهای ورود را داشتند. تمام مطالعات از شبکههای عصبی کانولوشنی(CNNs) استفاده کرده بودند، با معماریهای متنوعی از جمله ResNet، VGG، Inception، DenseNet و YOLO. مدلهای مبتنی بر ResNet و مدلهای ترکیبی آن بهترین عملکرد را با دقت تشخیصی 82 درصد تا 98 درصد نشان دادند. مقایسه با متخصصان انسانی در 6 مطالعه نشان داد که الگوریتمهای یادگیری عمیق عملکرد مشابه یا بهتری داشتند.
نتیجهگیری: یادگیری عمیق، بهویژه CNNها، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود تشخیص پوسیدگیهای دندانی در رادیوگرافیهای پری اپیکال دارد. با این حال، چالشهایی مانند محدودیت دادههای آموزشی با کیفیت و مسائل مربوط به تعمیم پذیری نیاز به بررسی بیشتر دارد.
سید حسین طباطبایی، الهه ابراهیمی، سارا حیدری، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان خودکارآمدی دانشجویان نقش مهمی در ارزیابی سیستم آموزشی دارد. هدف از این مطالعه به بررسی خودکارآمدی دانشجویان دندانپزشکی یزد در تشخیص و مدیریت ضایعات پاتولوژیک دهان و فک بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در میان دانشجویان دندانپزشکی از نیم سالهای 6 تا 12 انجام شد. در مجموع، ۲۵۰ پرسشنامه خودکارآمدی که با هدف ارزیابی توانایی دانشجویان در مدیریت ضایعات طراحی شده بود. پرسشنامهای محقق ساخته شامل فرآیند نمونه برداری، عوامل مرتبط در حوزههای طبقه بندی بالینی ضایعات، ارزیابی و تشخیص بالینی ضایعات، تشخیص افتراقی و برنامه ریزی درمانی توزیع شد. دادهها به صورت خود اظهاری جمع آوری و با نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند. آزمونهای آماری مختلف برای بررسی رابطه بین متغیرها، شامل ترم تحصیلی، جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل استفاده شد. با توجه به میانگین و انحراف معیار به دست آمده در مطالعه، نمرات به شکل کیفی تقسیم بندی شد.
یافتهها: میزان پاسخ گویی پرسشنامه 6/91% بود. میانگین نمره خودکارآمدی دانشجویان 72/14±30/80 از 150 بود، که سطح متوسطی از خودکارآمدی را نشان میداد. انجام نمونه برداری کمترین میزان خودکارآمدی را داشت، در حالی که دانشجویان در تشخیص و مدیریت زخمهای دهانی خودکارامدی بیشتری نشان دادند. دانشجویان نیمسالهای بالاتر خودکارآمدی بهمراتب بیشتری از خود نشان دادند (018/0=P)، در حالیکه تفاوتهای مربوط به جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل از نظر آماری معنی دار نبود (05/0<P). افزایش مواجهه با موارد بالینی و دانش نظری، به مرور زمان موجب بهبود خودکارآمدی گردید.
نتیجهگیری: به طور کلی، سطح خودکارآمدی دانشجویان متوسط ارزیابی شد و تجربه بالینی و دانش نظری در طول زمان خودکارآمدی آنها را افزایش داد. حوزههایی مانند بیوپسی و تشخیص ضایعات پیش سرطانی نیازمند توجه بیشتر هستند. بهبود روشهای آموزشی و افزایش فرصتهای تمرین بالینی میتواند دانشجویان را برای چالشهای عملی بهتر آماده کند.
عارف نادری خورشیدی، محمدمهدی نقیبی سیستانی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبتهای دندانپزشکی خطر انتقال عفونتهای ویروسی و باکتریایی را برای بیماران و پرسنل به همراه دارد. آگاهی بیماران از اصول کنترل عفونت میتواند در بهبود ایمنی محیط درمان و ارتقاء سلامت عمومی نقش مؤثری ایفا کند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی سطح آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت در درمانهای دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال ۱۴۰۱ بر روی ۳۹۰ نفر از بیماران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای معتبر مشتمل بر ۲۴ پرسش درباره اصول کنترل عفونت بود. پاسخ صحیح به هر سؤال یک امتیاز داشت. نمره و سطح آگاهی شرکت کنندگان براساس جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات و تعداد دفعات، به ترتیب با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل، آنالیز واریانس و مجذور کای نرمافزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران ۲۴/۱۳ ± ۸۹/۳۳ سال و ۸/۶۲% از ایشان زن بودند. میانگین نمره آگاهی بیماران
۲۱/۳ ± ۳۷/۱۸ بود. 4/76% از شرکتکنندگان در سطح آگاهی خوب قرار داشتند. میانگین نمره آگاهی بیماران در زنان بیشتر از مردان بود (006/0=P). همچنین بر اساس سطح تحصیلات (001/0>P) و گروه سنی (01/0=P) اختلاف آماری معنی داری نشان داد. اما بر اساس تعداد جلسات درمانی اختلاف معنی داری دیده نشد (867/0=P).
نتیجهگیری: اگرچه سطح کلی آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت قابل قبول بود، اما در برخی حوزهها همچنان ناآگاهی وجود دارد. طراحی برنامههای آموزشی هدفمند بهمنظور ارتقاء سطح آگاهی بیماران در زمینه کنترل عفونت توصیه میشود.
بیتا خیری، منا فاضل قاضیانی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل تسهیل فرآیند تشخیص و تصمیم گیری بالینی در دندانپزشکی با استفاده از هوش مصنوعی (AI) در سالهای اخیر، استفاده از این ابزار در دندانپزشکی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بر همین اساس لازم است دندانپزشکان از مزایا و معایب هوش مصنوعی قبل از اجرای آن آگاه باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی جامع کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در تشخیص بیماریهای دندانی همراه با چالشها و معایب آن انجام شد.
روش بررسی: برای این مقاله مروری، یک جستجوی کامل بر روی پایگاههای اطلاعاتی Pub-Med و Google Scholar انجام شد و مطالعات منتشر شده طی سالهای اخیر و همچنین مطالعات منتشر شده 2024 با استفاده از کلید واژههای «هوش مصنوعی»، «دندانپزشکی»، «تشخیص» گردآوری شد. در نهایت مقالات مرتبط، با تمرکز بر هوش مصنوعی در دندانپزشکی و تشخیص بیماریهای دندانی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: پیشرفتهای هوش مصنوعی در تصویربرداری دندان، به ویژه از طریق یادگیری ماشینی (ML) و شبکههای عصبی مصنوعی (Artificial Neural Networks-ANN)، به طرز چشمگیری روشهای تشخیص بیماریهای دندانی را متحول کرده است. این فناوریها با استفاده از الگوریتمهایی که به سیستمها امکان یادگیری و واکنش به دادهها را میدهند، به دندانپزشکان کمک میکنند تا اطلاعات پیچیده را تحلیل کنند و نتایج دقیقتری به دست آورند. جدیدترین پیشرفت در این حوزه، یادگیری عمیق (DL) است که با استفاده از چندین لایه شبکه عصبی، قادر به پردازش دادههای بدون برچسب و پیشبینی نتایج میباشد. این تکنیکها در زمینههای مختلفی مانند تصویربرداری تشخیصی، پریودنتولوژی، تشخیص پوسیدگی دندان و غربالگری پوکی استخوان کاربرد دارند و به بهبود کیفیت خدمات دندانپزشکی کمک میکنند. علیرغم مزایای هوش مصنوعی در دندانپزشکی بالینی، سه چالش بحث برانگیز شامل سهولت استفاده، بازگشت مالی سرمایه و شواهد عملکرد یا به عبارتی قابل اعتماد بودن وجود دارد و باید مدیریت شوند.
نتیجه گیری: همانطور که نتایج به دست آمده نشان میدهد، مهمترین مزیت هوش مصنوعی، تشخیص بیماریهای دندان است. هوش مصنوعی با خودکارسازی وظایف روتین و بهبود مراقبت از بیماران، پتانسیل بالایی برای کاهش فشار بر سیستمهای بهداشتی دارد. با این حال، این فناوری هرگز نمیتواند جایگزین تخصص انسانی شود و باید بر اساس اصول اخلاقی هدایت گردد. در نهایت، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری ارزشمند در دندانپزشکی شناخته میشود و تصمیمگیری نهایی همواره بر عهده دندانپزشک باقی میماند.
امیرحسین رستمی، سیدعلی سیدمجیدی، ولی الله آرش، عباس رامیار، نیما هدایتی گودرزی، امیرحسین قاسمی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: بیرون زدگی دندانی آلوئولی دو فک یکی از ناهنجاریهای شایع ارتودنتیک است. کشیدن پرمولرهای اول یکی از روشهای درمانی متداول در این بیماران محسوب میشود. از آنجایی که تأثیر این امر بر نسبتهای بولتون همچنان نامشخص است، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر کشیدن پرمولرهای اول بر نسبتهای بولتون به دنبال درمان ارتودنسی بود.
روش بررسی: این مطالعه آزمایشگاهی بر روی مدلهای فیزیکی بایگانی شده 34 بیمار کلاس I مبتلا به بیرون زدگی دندانی آلوئولی دو فک با عدم کفایت لبی بیش از ۴ میلی متر و لبهای برجسته، موجود در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل در سال 1403 انجام شد. تمامی بیماران دارای مجموعه کامل دندانهای 1 تا 6 در هر کوادرانت فکی بودند. پس از اسکن دیجیتالی مدلها، نسبتهای کلی و قدامی بولتون محاسبه گردید. سپس فرآیند کشیدن دیجیتالی پرمولرهای اول شبیه سازی شد. نسبتها بار دیگر اندازه گیری و با مقادیر پیش از درمان با آزمون تی نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مقایسه شدند.
یافتهها: از 34 کست مورد مطالعه، 6/67 درصد متعلق به بیماران مؤنث بود. میانگین نسبت کلی بولتون به دنبال کشیدن پرمولرهای اول از 23/2±33/90 درصد به 39/2±72/87 درصد و نسبت قدامی از 96/2±19/78 درصد به 03/3±85/77 درصد کاهش یافت (001/0>P). همچنین در ۱۵ بیمار فضای باقی مانده پس از درمان مشاهده شد که عمدتاً در فک پایین بود.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، کشیدن پرمولرهای اول منجر به کاهش معنی دار نسبتهای کلی و قدامی بولتون در بیماران مبتلا به بیرون زدگی دندانی آلوئولی دو فک شد. با این حال، احتمال باقی ماندن فضای اضافی به ویژه در فک پایین وجود دارد. توجه ارتودنتیست به این موارد در طرح درمان موفق و پایدار ضروری است.
امین شهسوار میستانی، علیرضا بابایی درزی، محمد تقیپور، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSD) از مشکلات شایع شغلی در بین دندانپزشکان محسوب میشوند. با توجه به تأثیر این اختلالات بر سلامتی و عملکرد دندانپزشکان، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان عمومی و متخصص شاغل در شهر بابل انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پرسشنامه استاندارد نوردیک مشتمل بر بخشهای عمومی و اختصاصی، به صورت حضوری و پس از تماس تلفنی و اعلام تمایل به همکاری در مطالعه، بین دندانپزشکان شاغل شهر بابل بر اساس آمار اخذ شده از نظام پزشکی شهرستان، توزیع شد. این پرسشنامه حاوی سؤالاتی در خصوص احساس درد و ناراحتی در اندامهای مختلف شامل گردن، شانه و پایین پشت میباشد. فراوانی شرکت کنندگان مبتلا به MSD براساس جنسیت، راست/چپ دست بودن، تخصص، ورزش کردن و فعالیت در یک رشته ورزشی خاص ارزیابی شد. همچنین میانیگن سن، وزن، قد، شاخص توده بدنی، میزان ساعت کاری هفتگی و سابقه کار دندانپزشکان با و بدون MSD مورد مقایسه قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل، مجذور کای و تست دقیق فیشر نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: از ۱۸۲ دندانپزشک مراجعه شده، ۱۷ نفر تمایلی به شرکت نداشتند و ۵ نفر واجد معیارهای خروج از مطالعه بودند، در نهایت ۱۶۰ نفر با میانگین سابقه کاری ۲۶/۹ ± ۶۵/۱۵ سال وارد مطالعه شدند که 100 نفر از ایشان (5/62%) مذکر. ۹۵ نفر (4/59%) دندانپزشک عمومی و ۶۵ نفر (6/40%) متخصص بودند. شیوع کلی MSD در این جمعیت 90% گزارش شد. بیشترین محل درد مربوط به ناحیه گردن (4/76%) و کمترین آن در ناحیه قوزک پا (3%) بود. تنها بین انجام فعالیت ورزشی منظم و کاهش بروز MSD ارتباط آماری معنی دار مشاهده شد (001/P<) و با سایر متغیرها همچون جنسیت، راست/چپ دست بودن، ورزش کردن، تخصص و رشته تخصصی ارتباط آماری معنی داری نداشت (05/0
نتیجهگیری: اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان شهر بابل بسیار شایع است. با توجه به شیوع بالای این اختلالات، طراحی و اجرای دورههای آموزشی در زمینه ارگونومی و توصیه به فعالیت ورزشی هدفمند ضروری به نظر میرسد.
وحید هرندی، فهیمه رشیدی میبدی، فاطمه کارآمد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع فناوریهای دیجیتال در دندانپزشکی، ارزیابی سطح آگاهی و نگرش دندانپزشکان نسبت به این تحول ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی آگاهی و نگرش دندانپزشکان عمومی شهر یزد نسبت به دندانپزشکی دیجیتال در سال ۱۴۰۳ بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ۱۳۵ دندانپزشک عمومی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه آنلاین شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با آگاهی و نگرش جمع آوری و با نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. آزمونهای من ویتنی، کروسکال- والیس و کای اسکوئر برای بررسی متغیرها استفاده گردید.
یافتهها: ۵۹ مرد و ۷۶ زن با میانگین سنی 87/7 ± 92/31 سال در مطالعه شرکت کردند. میانگین نمره آگاهی 77/2 ± 76/7 از ۱۲ بود. آگاهی بیشتر و نگرش مثبتتر با سن بالاتر، سابقه کاری بیشتر و جنسیت مرد مرتبط بود (05/0P<) 1/%74 از شرکت کنندگان نسبت به دستگاه CAD/CAM شناخته شده آگاهی نداشتند و 8/74% از پاسخ دهندگان با نرم افزارهای مربوط به ایمپلنت دیجیتال آشنا نبودند و 60% نیز نسبت به کاربرد صحیح اسکنرهای داخلدهانی آگاهی نداشتند. 5/81% نگرش کلی مثبت داشتند، اما تنها 9/11% دانش خود را هماهنگ با فناوریهای نوین میدانستند.
نتیجهگیری: دندانپزشکان عمومی از سطح آگاهی متوسطی برخوردارند و شکافهای دانشی موجود نیازمند توجه بیشتر در آموزش دانشگاهی و مداوم است. ارتقای دانش گروههای خاص مانند دندانپزشکان جوان، کم سابقه و بانوان ضروری است. تفاوتهای معنی داری در نگرش بر اساس سن، جنسیت و سابقه کاری مشاهده شد.