بهاره سادات پزشکی، علی کاظمیان، بهاره طحانی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهشهای متعدد و قابل توجهی در حوزه دندانپزشکی اجتماعی تا کنون در کشور انجام شده است و بنابراین، هدف این مطالعه بررسی پراکندگی مطالعات انجام شده در این حوزه از نظر کمیت و میزان پوشش موضوعات مختلف بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در سال ۱۴۰۲ در ۴ فاز (مرحله) انجام شد. فاز آغازین یا مطالعه تطبیقی برای استخراج حیطهها و زیر حیطههای مطالعاتی مطرح در حوزه دندانپزشکی اجتماعی مدلهای نشر پژوهشها و استخراج لیست محققین این حوزه بود. فاز دوم شامل برگزاری جلسات دلفی مجازی با محققین دندانپزشکی جامعه نگر برای نهایی سازی فرمهای جمع آوری اطلاعات و حیطهها و زیر حیطههای پیشنهادی بود. چک لیست پیشنهادی در گروه مجازی متشکل از ۱۴۰ نفر از محققین حوزه قرار داده شد و از محققین درخواست شد پیشنهادات اصلاحی در خصوص حیطههای و زیر حیطهها را مشخص نمایند و اصلاحات تا زمان رسیدن به اجماع ادامه یافت. در فاز سوم دادهها جمع آوری و در فرمها وارد شد. منبع اصلی برای جمع آوری دادهها google scholar profile بود. فاز نهایی شامل طراحی سیستم در برنامه اکسس برای بایگانی و طبقه بندی اطلاعات با قابلیت جستجو و گزارش گیری بود. پس از ورود دادهها به برنامه بانک اطلاعاتی اکسس، فراوانی مطلق و فراوانی نسبی عنوانهای تحقیقاتی بر اساس موضوع و دانشگاه انجام دهنده تحقیق دسته بندی و در قالب نمودار و جدول ارایه شد.
یافتهها: بر اساس فاز اول و دوم طرح، چک لیست جمع آوری دادهها دارای ۶ حیطه و ۱۱ زیر حیطه بود. اپیدمیولوژی با بیشترین سهم (35%) در رتبه اول و نظام سلامت (30%) و ارتقاء سلامت (19%) به ترتیب در رتبه دوم و سوم قرار میگیرند. اخلاق (1%) در پایینترین رتبه میباشد. دانشگاههای تهران (33%)، اصفهان (25%) و شهید بهشتی (22%) بیشترین انتشارات را در حوزه تحقیقات دندانپزشکی اجتماعی داشتهاند. در حیطه اپیدمیولوژی، سهم پیمایشهای سلامت دهان با 204 مقاله (%74) و عوامل خطر سلامت دهان با 69 مقاله (26%) بیشترین مقالات بود.
نتیجه گیری: برخی از زیر حیطههای حوزه سلامت دهان و دندانپزشکی اجتماعی با کمیت بالا پوشش داده نشدهاند و میتواند منجر به ایجاد محدودیدت در بکارگیری نتایج تحقیقات در جهت بهبود وضعیت سلامت دهان درکشور شود.
محمد حسین رستمی، صدیقه سادات طباطبائی فر، محمد امین بهرامی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد سلامت دهان و دندان نقش مهمی در کاهش نا برابریهای بهداشت دهان و دندان دارد. ارزیابی سواد سلامت دهان و دندان میتواند در سطوح فردی و جمعیتی انجام شود. این مطالعه، با هدف بررسی سواد سلامت دهان و دندان در بین دانشجویان علوم پزشکی شیراز در سال 1402 انجام شد.
روش بررسی: پژوهش از نوع توصیفی، کاربردی و مقطعی است. جامعه پژوهش شامل دانشجویان مقاطع تحصیلی مختلف دانشگاه علوم پزشکی شیراز به استثناء دانشجویان ترم آخر میباشد. حجم نمونه براساس تعداد کل دانشجویان شاغل به تحصیل در مقاطع مختلف تحصیلی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نیم سال دوم سال تحصیلی 2-1401 و با استفاده از فرمول مناسب آماری محاسبه شد. نمونه گیری به صورت طبقهای تصادفی برحسب دانشکده، رشته و مقطع تحصیلی انجام شد. سواد سلامت دهان و دندان شرکت کنندهها
بر اساس مقطع تحصیلات، سن و جنس به وسیله پرسشنامه سواد سلامت دهان بزرگسالان اندازه گیری گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS27 و آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد)، آزمونهای تی مستقل، کراسکال والیس و توکی انجام شد.
یافتهها: یافتهها بیانگر این بود که میانگین امتیاز سواد سلامت دهان و دندان دانشجویان 37/1±75/14 است. همچنین، بین میانگین نمره سواد سلامت دهان و دندان دانشجویان و پارامترهای مقطع تحصیلات، جنس و سن دانشجویان ارتباط آماری معنی داری وجود دارد ( 05/0>P)، به این معنی که در مقطع تحصیلی دکتری و همچنین با افزایش سن، سواد سلامت دهان و دندان دانشجویان افزایش مییابد. به علاوه، دانشجویان دختر سواد سلامت دهان و دندان بالاتری داشتند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصله، سواد سلامت دهان و دندان در بین دانشجویان علوم پزشکی شیراز بالا بود. افراد با سطح تحصیلات و سن بالاتر، سطح سواد سلامت دهان و دندان بالاتری نسبت به افراد با سطح تحصیلات و سن پایینتر داشتند. سطح سواد سلامت دهان و دندان در دختران بیشتر از پسران بود. پیشنهاد میشود که بستر مناسب به منظور ارتقای سطح تحصیلات جامعه که منجر به بهبود سواد سلامت دهان و دندان افراد شود فراهم شود. انجام مرتب معاینات دندانپزشکی به منظور افزایش سواد سلامت دهان جامعه تشویق و ترویج گردد، به خصوص در دانشجویان سال پایینتر و پژوهش در زمینه آموزشهای مؤثر در زمینه سلامت دهان و دندان جهت افزایش سلامت دهان و دندان افراد جامعه صورت گیرد.
هادی قاسمی، آرزو ابن احمدی، شهیده نادی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش هیجانی به دانشجویان دندانپزشکی کمک میکند تا در مدیریت استرس و برقراری ارتباط مؤثر با بیماران موفقتر باشند، در حالی که خودکارآمدی باعث تقویت اعتماد به نفس آنها در انجام وظایف بالینی و یادگیری مهارتهای حرفهای میشود. ارتباط این دو عامل به بهبود عملکرد تحصیلی و حرفهای آنها منجر میشود. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین هوش هیجانی، خودکارآمدی و موفقیت تحصیلی در میان دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی شامل ۵۵ دانشجوی دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی (ایران) بود که به صورت نمونه در دسترس از ورودیهای مختلف انتخاب شدند. برای اندازه گیری باورهای خودکار آمدی تحصیلی از پرسشنامه Sherer استفاده شد که شامل 37 سؤال و امتیاز تئوریک 70-37 است. برای اندازه گیری میزان هوش هیجانی از پرسشنامه Bar-on که شامل 30 پرسش و امتیاز تئوریک 450-90 است، استفاده شد. اندازه گیری موفقیت تحصیلی با استفاده از معدل افراد انجام شده و همچنین جنس، سکونت در منزل یا خوابگاه، میزان تحصیلات والدین به عنوان متغییرهای زمینهای مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، آزمونهای t و ضریب همبستگی Pearson تحلیل شدند.
یافتهها: از 55 دانشجوی شرکت کننده در این تحقیق شامل 30 خانم و 25 آقا، میانگین نمرات هوش هیجانی 85/84، خودکارآمدی 02/62 و معدل 42/16 به دست آمد. تفاوت معنی داری در نمرات هوش هیجانی بر اساس جنسیت و محل سکونت بین دانشجویان وجود داشت، به طوری که دانشجویان مرد نسبت دانشجویان زن و دانشجویان ساکن خوابگاه نسبت به دانشجویان ساکن در منزل شخصی (02/0P=) به طور متوسط نمرات بالاتری کسب کردند ولی در نمرات خودکارآمدی و معدل تفاوتی بین مردان و زنان نبود. همچنین دانشجویانی که سطح تحصیلات مادرشان بالاتر بود و آنهایی که ساکن منزل شخصی بودند، معدل بالاتری داشتند (03/0P<). هیچ ارتباط آماری معنی داری بین پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی و خودکارآمدی مشاهده نشد.
نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهند که اگرچه هوش هیجانی و خودکارآمدی ممکن است به طور مستقیم بر موفقیت تحصیلی تأثیر نگذارند، عوامل دیگری مانند محیط زندگی و تحصیلات والدین میتوانند نقش داشته باشند. درک این پویاییها میتواند به اساتید کمک کند تا بر توسعه همه جانبه دانشجویان تمرکز کنند و نه تنها مهارتهای تحصیلی بلکه عوامل شخصی و اجتماعی که به عملکرد و سلامت دانشجویان کمک میکنند را مورد توجه قرار دهند.
هادی قاسمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
امروزه استفاده از هوش مصنوعی در ابعاد گوناگون زندگی انسان با سرعت زیادی در حال افزایش است. مانند هر فناوری دیگر، استفاده از این فناوری مستلزم توجه به منافع و مضرات احتمالی آن است. از آنجاکه بکارگیری هوش مصنوعی اتکای انسان بر فعالیتهای مغز را کاهش میدهد، این سؤال پیش میاید که استفاده دراز مدت از هوش مصنوعی چه اثراتی بر عملکرد شناختی انسان میگذارد. با اینکه استفاده عمومی از هوش مصنوعی هنوز سابقه زیادی ندارد، در عین حال بحثهای مهمی در مورد تأثیرات آن بر شناخت انسان شروع شده و برخی مطالعات به این موضوع پرداختهاند. در این نامه سعی شده است با هدف توجه دادن خوانندگان محترم مجله به این موضوع، به طور خلاصه یافتههای چند مطالعه در این خصوص بررسی شود تا ماهیت دوگانه تأثیرات شناختی هوش مصنوعی یادآوری شده و بر نیاز به استفاده متعادل و هدفمند از هوش مصنوعی تأکید شود.
یافتههای برخی مطالعات حاکی از مزایای استفاده از هوش مصنوعی در قالب تقویت شناخت هستند. مثلاً Haider و همکاران (1) در یک مطالعه مقطعی دریافتند ابزارهای هوش مصنوعی، مانند پلتفرمهای تقویت حافظه و سیستمهای یادگیری تطبیقی، حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت، تفکر تحلیلی و کارایی تصمیم گیری را بهبود میبخشند. همچنین در یک مطالعه مروری (2) خاطر نشان شد مداخلات مبتنی بر هوش مصنوعی، مثل برنامههای آموزش مغز، به ویژه در بزرگسالان مسنتر از
انعطاف پذیری عصبی پشتیبانی میکنند و اضطراب را کاهش میدهند.
از طرفی یافتههای برخی پژوهشها، مضرات استفاده از هوش مصنوعی بر عملکرد شناختی مغزرا نشان میدهند. به عنوان مثال Zhai و همکاران (3) در یک مرور نظام مند نشان دادند که استفاده طولانی مدت از سیستمهای گفتگوی هوش مصنوعی در آموزش، حل مسئله مستقل و استدلال تحلیلی را تضعیف میکند و خطراتی مثل سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی و سرقت ادبی را در بردارد. همچنین وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی با کاهش تفکر انتقادی، خلاقیت و اخلاق کاری مرتبط است و ممکن است وابستگی روانی و کاهش انگیزه برای یادگیری عمیق را به مراه داشته باشد (1)، یا خیره شدن بیش از حد به صفحه نمایش و وابستگی به هوش مصنوعی ممکن است ساختار مغز را تغییر دهد (به عنوان مثال، کاهش ماده خاکستری در مناطق جلوی مغز) و توجه، حافظه و تنظیم اجتماعی- عاطفی را مختل کند (2).
استفاده از هوش مصنوعی در سنین مختلف میتواند اثرات مختلفی داشته باشد. در کودکان استفاده بدون نظارت از هوش مصنوعی ممکن است مانع توسعه زبان و دامنه توجه شود. در جوانان، رسانههای اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی، میتوانند باعث اضطراب، تنهایی و عملکرد ضعیف تحصیلی شوند. هرچند در بزرگسالان مسنتر آموزش شناختی از طریق هوش مصنوعی نویدبخش است اما نیاز به پشتیبانی سواد دیجیتال دارد (2).
در نهایت باید توجه داشت اگرچه هوش مصنوعی میتواند در مواردی باعث تقویت شناخت شود ولی استفاده بدون کنترل آن خطر تضعیف خلاقیت، استقلال در تفکر و زیر پا گذاشتن استانداردهای اخلاقی را به همراه دارد. توصیه میشود برای عملکرد بهتر، استفاده از هوش مصنوعی حتماً با قضاوت انسانی همراه شود، مهارت تفکر انتقادی در استفاده از هوش مصنوعی
مد نظر باشد و در مجموع زمان استفاده از صفحه نمایش (Screen time) محدود و کنترل شده باشد. تحقیقات آینده در این زمینه باید مطالعات آینده نگر و دستورالعملهای مخصوص استفاده کنندگان از هوش مصنوعی در سنین مختلف و گروههای مختلف جمعیتی مثل دانش آموزان و دانشجویان را در اولویت قرار دهند.
محمد حسن سمندری، عباس حقیقت، هستی سرابی کیا، مریم براتی، الهام السادات ببیننده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دندانپزشک و پرستاران به دلیل ماهیت حرفه خود در فاصله نزدیکی با بیماران قرار میگیرند و ریز قطرات بیماران آلوده خطر انتقال متقابل و افزایش ابتلا به بیماریهای ویروسی به ویژه کووید- 19 را افزایش میدهد. لذا هدف از این مطالعه ارزیابی میزان اضطراب و آگاهی دانشجویان دو سال اخر پرستاری و دندانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پیرامون کووید- 19 بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی به بررسی همه دانشجویان مشغول به تحصیل در دو سال آخر رشتههای دندانپزشکی و پرستاری پرداخت، پرسشنامه اضطراب بک (Beck Anxiety Inventory) و پرسشنامه سنجش آگاهی به صورت آنلاین در اختیار دانشجویان قرار گرفت. متغیرهای این پژوهش شامل سال تحصیل، رشته، اضطراب و آگاهی بود. پس از جمع آوری اطلاعات با استفاده از آزمون کای اسکوئر و جداول توزیع فراوانی اقدام به تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 23 و در سطح خطای 05/0 شد.
یافتهها: تعداد 429 دانشجو در مطالعه شرکت کردند که بیشتر آنها دانشجوی رشته پرستاری (7/58%) بودند و بیشترین فراوانی دانشجویان مربوط به سال ورودی 1397 (6/29%) بود. میانگین اضطراب دانشجویان پرستاری، ورودی 1396 (12/31 در سطح شدید) ورودی 1397 (53/28 در سطح متوسط)، میانگین اضطراب دانشجویان دندانپزشکی، ورودی 1394 (93/33 در سطح شدید) و ورودی 1395 (65/36 در سطح شدید) بود. همچنین میزان آگاهی دانشجویان پرستاری در اکثر سؤالات مورد بررسی در مورد آگاهی از کرونا از دانشجویان دندانپزشکی بالاتر بود و اختلاف معنی داری بین دانشجویان مشاهده گردید (05/0P<).
نتیجه گیری: سطح آگاهی دانشجویان پرستاری نسبت به دانشجویان دندانپزشکی بالاتر بود و میزان اضطراب در دانشجویان دندانپزشکی بالا بود. با شناخت محدودیتهای این مطالعه مقطعی، میتوان نتیجه گرفت که تنها تعداد کمی از دانشجویان دندانپزشکی از دانش خوبی در مورد روشهای انتقال، منشا، روش پیشگیری کووید- 19 برخوردار بودند. دانشجویانی که سال بالاتری تحصیل داشتند، بیشتر پاسخ صحیح داده بودند. تقویت دانش در مورد ایمنی زیستی در طول آموزش حرفهای دانشجویان دندانپزشکی به منظور کاهش خطرات آلودگی و عفونت متقاطع در طول مراقبت از بیمار مهم است. لزوم برگزاری دورههای آموزشی در خصوص افزایش میزان آگاهی و کاهش اضطراب دانشجویان توصیه میشود.
بهاره طحانی، سروش محمد زاده، امین رئیس زاده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سوء مصرف مواد به عنوان یک مشکل جدی سلامت عمومی شناخته میشود. هدف مطالعه حاضر، بررسی ارتباط سو مصرف مواد با سلامت دهان و همچنین تأثیرات آن بر کیفیت زندگی افراد معتاد به صورت چند مرکزی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- تحلیلی در سال 1402، افراد دارای سابقه اعتیاد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد استان اصفهان به صورت آسان و از طریق پرسشنامه (شامل سؤالاتی در مورد اطلاعات دموگرافیک، روشهای مصرف مواد، رفتارهای سلامت دهان، میزان استفاده از خدمات دندانپزشکی و سلامت دهان درک شده)، و معاینات کلینیکی بررسی شدند.. کیفیت زندگی وابسته به سلامت دهان به وسیله پرسشنامه OHIP-14 بررسی شد. شاخص DMFT، شاخص لثهای، ضایعات مخاطی، اختلال مفصل گیجگاهی-فکی و نیازهای درمانی افراد بررسی شد. در نهایت جهت تحلیل دادهها از آنالیزهای ANOVA, t-test و مدلهای رگرسیون خطی استفاده شد ( α=0/05).
یافتهها: 232 نفر با میانگین سنی ۹/۹ ± ۴۵، اکثرا مرد (94%) و متأهل (5/68%) حضور داشتند. 50% اصلا مسواک نمیزدند. 123 نفر (53%) از مواد با شدت آسیبرسانی متوسط (تریاک، حشیش و کانابیس) استفاده میکردند. پیگمانتاسیون شایعترین ضایعه دهانی بود. میانگین DMFT 3 ± ۲۷/۱۹و میانگین نمره سلامت دهان درک شده ۹۸/۲ ± ۵۳/۴ (از 10) بود. 187 نفر (6/%80) نیازمند درمان پروتزی بودند. میانگین نمره کیفیت زندگی وابسته به دهان ۶/۱۱ ± ۹۳/۱۵بود. محدودیت عملکردی کمترین (۵۳/۱) و ناراحتی روانی بیشترین میانگین نمره (۳۱/۳) را در میان هفت بعد کیفیت زندگی داشت. در مدل رگرسیون خطی (001/0P< و 24%R2=) مصرف مواد روان گردان آسیب رسان بالا، رفتارهای سلامت دهان و سن در تبیین تغییرات DMFT سهم داشتند. همچنین مدت زمان اعتیاد، سلامت دهان درک شده، سن و شغل در تبیین تغییرات کیفیت زندگی سهم داشتند (001/0P< و 36%R2=).
نتیجهگیری: در افراد معتاد نسبت به جمعیت عمومی رفتارهای مراقبت دهان و دندان ضعیفتر و مشکلات دهان و دندان آنها بیشتر است و این مشکلات به طور معنی داری کیفیت زندگی وابسته به سلامت دهان در این افراد را کاهش میدهد.
ندا سمیع، آزیتا کاویانی، سرور سمیع، علی سرامی پور،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت دهان بر کیفیت زندگی تأثیر میگذارد و نقش اصلی را در دستیابی به شرایط مطلوب سلامت و رفاه عمومی ایفا میکند. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان در بیماران درمان شده با ونیرهای کامپوزیتی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 48 بیمار، به صورت سرشماری که جهت درمان ونیر کامپوزیتی به بخش ترمیمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز مراجعه کردهاند، مورد بررسی قرار گرفتند. برای بررسی اثرات زیبایی درمان ونیر کامپوزیتی بر شرایط روانی اجتماعی بیماران از پرسشنامه PIDAQ و برای بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان از پرسشنامه OHIP-14 استفاده شده است. از بیماران خواسته شد که هر دو پرسشنامه را قبل از درمان و یک ماه پس از درمان ونیر کامپوریتی تکمیل کنند. همچنین اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، تحصیلات و وضعیت تأهل بیماران نیز ثبت شد. هدف و مزایای شرکت در این مطالعه برای بیماران به طور کامل توضیح داده شد و بیماران به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند و فرم رضایت آگاهانه به بیماران داده شد. جهت مقایسه نمرات قبل و بعد از درمان از آزمون T زوجی و بیان معادله ناپارامتری آن (ویل کاکسون) استفاده شد و 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافتهها: با توجه به نتایج میانگین سن پاسخ دهندهها برابر 28 سال شد. به لحاظ جنسیت 2/54% بیماران مرد بوده و به لحاظ تحصیلات، مدرک تحصیلی بیشتر شرکت کنندگان در پژوهش لیسانس بود (4/35%). نمره کل OHIP-14 قبل از درمان 26 و بعد از درمان 22 بود. همچنین نمره کل PIDAQ قبل از درمان 49 و بعد از درمان 28 بود. مقایسه نمرات اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان قبل و بعد از درمان ونیر کامپوزیتی نشان داد که بین میانگین نمره اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان، قبل و بعد از درمان ونیر کامپوزیتی اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0P<) و بعد از درمان به طور معنی داری کاهش یافته است.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که درمانهای زیبایی کامپوزیت ونیر مناسب میتواند باعث بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان افراد شود. همچنین درمان با ونیرهای کامپوزیتی تأثیر معنی داری بر اعتماد به نفس بیماران میتواند داشته باشد و اثرات اجتماعی، اثرات روانی و نگرانیهای زیبایی مربوط به دندان در بیماران را کاهش دهد.
حجت اله یوسفی منش، شاهین گوهر پی، سارا کای ترشکی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: تعداد زیادی از دندانپزشکان در معرض ابتلا به انواع ناراحتیهای اسکلتی- عضلانی ناشی از این حرفه هستند. این مطالعه با هدف شیوع سنجی مشکلات اسکلتی عضلانی و اثر آن بر کیفیت زندگی در اعضا هیأت علمی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی بود که با بررسی اعضا هیأت علمی دانشکده دندانپزشکی به صورت سرشماری انجام شد. پرسشنامههای استاندارد نوردیک جهت بررسی مشکلات اسکلتی عضلانی و پرسشنامه کیفیت زندگی جهت بررسی ابعاد سلامت، تکمیل شدند. همچنین از دندانپزشکان خواسته شد که میزان درد تجربه شده را بر اساس شاخص (Visual Analogue Scale) VAS تعیین کرده و علامت گذاری نمایند. دادها با استفاده از آزمون
t test و chi square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه 73 عضو هیأت علمی که 46 (63%) زن و 27 (37%) مرد بودند بررسی شدند. بیشترین درد و اختلال در طی یک سال گذشته مربوط به گردن و شانه به ترتیب با شیوع 4/64% و 2/56% بوده است. تعداد 32 نفر (8/%43) به دلیل کمر درد و 31 نفر (5/42%) به دلیل درد گردن در طی 12 ماه گذشته از فعالیت منع شدهاند. بیشتر افراد زیر 40 سال (63%) و مدت زمان فارغ التحصیلی از دوره عمومی و تخصصی در اکثر (5/57% و 37% به ترتیب) شرکت کنندگان، بالای 10 سال بود. در بررسی کیفیت زندگی بیشترین نمره مرتبط با کارکرد جسمی 38/25 ± 98/76 بود.
نتیجهگیری: بین جنسیت، سن و مدت زمان فارغ التحصیلی از دوره عمومی و تخصصی با اختلالات اسکلتی و عضلانی رابطه آمـاری معنــی داری وجود داشــت ولی بین کیفیت زندگی و اختلالات اسکلتی و عضلانی رابطه آمـاری معنــی داری وجود نداشــت.
مهرزاد عسکرانی، هاجر شکرچی زاده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای خود مراقبتی دهان در کارکنان حوزه سلامت نه تنها باعث افزایش سلامت دهان خود افراد و بیمارانشان میشود، بلکه باعث درک بهتر جامعه از روشهای پیشگیری از بیماریهای دهان نیز میگردد. از این رو این مطالعه با هدف بررسی وضعیت خود مراقبتی دهان و مقایسه آن بین دانشجویان دندانپزشکی، پرستاری و مامایی انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر در سال 1402 جهت مقایسه وضعیت خود مراقبتی دهان دانشجویان سال اول و آخر رشتههای دندانپزشکی، پرستاری و مامایی از پرسشنامه HU-DBI (Hiroshima University Dental Behaviour Inventory) استفاده شد. دانشجویان داوطلب به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی اسپیرمن، کراسکال والیس و من ویتنی آنالیز شد (05/0>P).
یافتهها: تعداد 348 دانشجو شامل 67 درصد زن در مطالعه شرکت کردند. اختلاف معنی داری بین میانگین وضعیت خود مراقبتی دانشجویان سال اول رشته دندانپزشکی (71/1±01/5)، رشته پرستاری (81/1±81/4) و رشته مامایی(63/79±1/4) مشاهده نشد (676/0=P). میانگین وضعیت خود مراقبتی دانشجویان سال آخر رشته دندانپزشکی (59/71±1/6)، پرستاری (62/1±13/5) و مامایی (61/1±17/5) بود. بین وضعیت خود مراقبتی و رشته تحصیلی دانشجویان سال آخر اختلاف معنی داری مشاهده شد و دانشجویان دندانپزشکی به صورت معنی داری از میانگین خود مراقبتی بالاتری برخوردار بودند (001/0>P).
نتیجه گیری: خود مراقبتی دهان در دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد اصفهان در حد متوسط بود. گرچه دانشجویان دندانپزشکی نسبت به دانشجویان پرستاری و مامایی از سطح خود مراقبتی بالاتری برخوردار بودند اما آموزشهای بیشتر در این زمینه ضروری بنظر میرسد.
یادگار حسین شریفی، دکتر هاجر شکرچی زاده، هاجر عطارزاده، سپهر میرامیرخانی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکان بی سرپرست جزو اقشار آسیب پذیر جامعه میباشند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه سلامت دهان، نیازهای درمانی و رفتارهای سلامت دهان در کودکان تحت حمایت بهزیستی با کودکان دارای سرپرست بود.
روش بررسی: در مطالعه کوهورت تاریخی حاضر در سال 1398، کلیه کودکان 12-7 ساله ساکن بهزیستی شهر اصفهان با همکلاسیهایشان که با والدین زندگی میکردند مقایسه شدند. معاینه کلینیکی جهت ثبت شاخصهای DMFT/dmft، پلاک دندانی و نیازهای درمانی انجام شد. در مورد رفتارهای سلامت دهان شامل تکرر مسواک، نخ دندان، خمیردندان فلورایده و ریزه خواری مواد قندی از کودکان سؤال شد. آزمونهای من ویتنی، کای دو و فیشر جهت آنالیز استفاده شد (05/0>P).
یافتهها: میانگین شاخصهای dmft و DMFT در کودکان بهزیستی به ترتیب 54/2±64/3 و 54/2±93/2 بود که تفاوت معنی داری را با گروه مقایسه نشان نداد (05/0
نتیجهگیری: تفاوت معنی داری بین کودکان بهزیستی و سایر کودکان از لحاظ شاخص پوسیدگی و رفتارهای سلامت دهان وجود نداشت. تنها شاخص پلاک و تعداد دندانهای دائمی نیازمند به درمان در کودکان بهزیستی بالاتر بود. مداخلات آموزشی جهت ارتقای بهداشت دهان و بهبود دسترسی به مراقبتهای دندانپزشکی برای کودکان بهزیستی توصیه میشود.
فرزام شیری، هاجر شکرچی زاده،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
مینه و هدف: داروخانهها میتوانند به عنوان مکانی مناسب برای ارائه مراقبتهای سلامت دهان از جمله خدمات پیشگیری، تشخیص زود هنگام و ارجاع عمل کنند. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی آگاهی، عملکرد و رفتارهای مرتبط با سلامت دهان و نیز خودارزیابی سلامت دهان در داروسازان و پرسنل داروخانههای شهر اصفهان انجام شد.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر در سال 1403 و با روش نمونه گیری تصادفی در سطح داروخانههای شهر اصفهان انجام شد. در مجموع، 176 داروساز و پرسنل داروخانه به صورت حضوری به پرسشنامههای خوداظهار استاندارد در زمینه آگاهی، عملکرد و رفتارهای مرتبط با سلامت دهان و نیز خودارزیابی سلامت دهان پاسخ دادند. جهت آنالیز دادهها از آزمونهای کای دو، من ویتنی، ضریب همبستگی اسپیرمن با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ استفاده شد.
سطح معنی داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: در مجموع آگاهی در زمینه سلامت دهان در 34 نفر (3/19 درصد) ضعیف، در 89 نفر (6/50 درصد) متوسط و در 53 نفر (1/30 درصد) خوب بود. نمره آگاهی داروسازان به طور معنی داری بیشتر از سایر پرسنل بود (002/0=P). بیشترین مورد ارائه شده به مراجعه کنندگان از سوی کل شرکت کنندگان دادن داروی مسکن برای رفع درد (9/61 درصد) بوده است، حال آنکه ارائه اطلاعات در مورد رعایت بهداشت دهان (9/36 درصد) و ارجاع به دندانپزشک (9/40درصد) توسط کمتر از نیمی از شرکت کنندگان گزارش شده است. رفتارهای مربوط به سلامت دهان شامل حداقل دو بار در روز مسواک زدن (4/80 درصد)، استفاده مرتب از خمیردندان حاوی فلوراید (2/97 درصد)، مراجعه به دندانپزشک طی سال گذشته
(1/55 درصد) و عدم مصرف سیگار (0/67 درصد) در بیشتر افراد شرکت کننده در سطح مطلوب بوده است، ولیاستفاده از نخ دندان (6/50 درصد) و ریزه خواری تنقلات شیرین (3/65 درصد) در بیشتر افراد در سطح نامطلوب مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به میزان متوسط آگاهی در زمینه سلامت دهان و برخی رفتارهای نامطلوب مانند استفاده ناکافیاز نخ دندان و مصرف زیاد تنقلات شیرین، اجرای برنامههای آموزشی برای ارتقای دانش و اصلاح رفتارهای مرتبط با سلامت دهان در این گروه توصیه میشود.