68 نتیجه برای عباس
سکینه نیکزاد، عباس آذری، مهدیه خسروی، الهیار نزادی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: پانتیک، دندان مصنوعی پروتز پارسیل ثابت است که جایگزین دندان طبیعی بوده و نما و عملکرد آن را بازسازی مینماید. پانتیک یک جایگزینی ساده محسوب نمیشود چرا که اگر کاملاً مشابه با دندان طبیعی باشد تمیز کردن آن امکانپذیر نخواهد بود. طرح پانتیک را مسایلی مانند زیبایی، سهولت رعایت بهداشت، حفظ سلامتی انساج روی ریج بیدندانی، راحتی و خواست بیمار تعیین میکند. در این مطالعه توجه به طراحی صحیح پانتیکهای پروتز ثابت جهت تأمین حداکثر زیبایی مدنظر قرار داشت و با هدف بررسی طرحهای مختلف پانتیک و تناسب آنها با ریج بیدندانی انجام پذیرفت.
روش بررسی: برای انجام این پژوهش cross-sectionalاز بیمارانی که در بخش پروتز ثابت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران تحت درمان با بریج قرار داشتند قالب اولیه گرفته شده و از روی کست نوع ریج بیمار مشخص گردید.57 کست تشخیصی و درکل 73 پانتیک مورد بررسی قرار گرفت. در انتها نیز بریج گلیز شده و آماده تحویل به بیمار مورد مطالعه قرار گرفته و ابتدا مطابق تعاریف موجود نوع طرح پانتیک مشخص شد و بعد داخل ریتینر و درسطح بافتی پانتیک یک لایه fit checkers گذاشته و در دهان بیمار قرار گرفت تا بدین ترتیب شکل ناحیه تماس بافتی ثبت گردد.
یافتهها: شایعترین طرح مورد استفاده در پانتیکها، Modified Ridge Lap با فروانی 2/93% بود. از لحاظ کانتور ریج بیدندانی با توجه به طبقهبندی siebert 2/45% ریجها بدون نقص کانتور ونرمال، 2/19% کلاس I، 2/8 % کلاس II و 4/27% کلاس III بودند. در بررسی صحت شکل ناحیه تماس بافتی پانتیکها، در مجموع، شکل ناحیه تماس بافتی 4/27% از پانتیکهای ارایه شده مطابق با تعاریف موجود درست بود، بنابراین 6/72% موارد به صورت نادرست طراحی و ساخته شده بودند.
بحث و نتیجهگیری: آمار بالای شکل نادرست ناحیه تماس بافتی پانتیکها بیانگر عدم آگاهی و یا نبود دقت در مراحل طراحی و ساخت پانتیکها میباشد که برای رفع این مشکلات توجه بیشتر به آموزش و تاکید در این زمینه به دانشجویان و تکنسینهای لابراتوار توصیه میگردد.
سکینه نیکزاد، عباس آذری، حوریه باشی زاده فخار،
دوره 22، شماره 1 - ( 5-1388 )
چکیده
مواجهه با تکنیک های تصویربرداری نا آشنایی که در ایمپلنتولوژی مدرن کاربرد دارند، یکی از مشکلات دندانپزشکانی است که مایل به استفاده از درمانهای ایمپلنت در کار روزمره خود هستند. این تصاویر که قادرند فک و دندانها را از جهات مختلف به نمایش بگذارند، در درمانهای روزمره دندانپزشکی کاربرد چندانی ندارند. اصولا در فرآیندهای درمانی دقیقی مانند ایمپلنتولوژی، مشکل اصلی قرار دادن استوانهای فلزی در استخوان پر آندرکات و ناهموار است. در این مقاله مروری که بر اساس جستجو در قویترین منابع علمی یعنی کوکران و پاب مد تنظیم شده، لزوم کاربرد تکنیکهای کراس سکشنال پیش از شروع درمان ایمپلنت با جزییات مورد بحث قرار میگیرد.
رزا حقگو، فاطمه ملا اسدالله، فرید عباسی،
دوره 22، شماره 2 - ( 8-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: داروهای مختلفی در درمان پالپوتومی مولارهای شیری به کار میرود که معمولترین آنها فرموکرزول میباشد. با توجه به احتمال وجود عوارض جانبی این ماده جایگزینی آن با داروی دیگری ضروری به نظر میرسد. هدف از این مطالعه ارزیابی موفقیت کلینیکی و رادیوگرافیک پالپوتومیمولارهای شیری با MTA Root و فرموکرزول میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی، 70 دندان مولار شیری در کودکان4 تا 7 ساله که به دلیل پوسیدگی نیاز به پالپوتومی داشتند با MTA ایرانی و فرموکرزول درمان شدند. بیماران بعد از 6 و 12 ماه توسط دندانپزشک دیگری که از گروههای مذکور اطلاعی نداشت، تحت بررسی قرار گرفتند. نهایتا دادهها با استفاده از آزمون دقیق فیشر آنالیز شد.
یافتهها: در پایان دوره 12 ماهه در گروه فرموکرزول در 2 دندان فیستول و حساسیت به ضربه و از نظر رادیوگرافیک در 1 دندان تحلیل داخلی و در 2 دندان رادیو لوسنسی فورکا دیده شد. در گروه MTA Root هیچ مورد شکست بالینی و رادیوگرافیک دیده نشد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه میتوان در پالپوتومی مولارهای شیری از MTA Root (ایرانی) استفاده نمود.
مهرداد پنجنوش، عباس شکری، مهدی حسینی پویا، محمدرضا دیوبند،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه اندازهگیری و مقایسه دوز جذبی اشعه در بافتهای بدن (غده تیروئید، غدد بزاقی، چشم و پوست) در طی تصویربرداری از ناحیه فک و صورت با تکنیکهای پانورامیک، توموگرافی خطی، CBCT و CT پزشکی بود.
روش بررسی: دوزیمتر ترمولومینسانس (TLD) در 14 ناحیه از فانتوم RANDO به منظور اندازهگیری میانگین دوز جذبی اشعه در غده تیروئید، غده بزاقی پاروتید، غده بزاقی تحت فکی، غده زیرزبانی، عدسی چشم و پوست ناحیه گونه قرار داده شد، سپس با دستگاه Promax (PLANMECA، فنلاند) تصویربرداریهای پانورامیک، توموگرافی خطی و CBCT و با دستگاه Spiral Hispeed/Fxi (جنرال الکتریک، آمریکا) تصاویر CT از فانتوم تهیه گردید. با استفاده از میانگین دوز جذبی، دوز معادل و دوز موثر هرارگان محاسبه گردید.
یافتهها: محدوده دوز جذبی در تکنیک پانورامیک از mGY038/0 (پوست ناحیه گونه) تا mGY308/0 (غده بزاقی تحت فکی)، در توموگرافی خطی از mGY 048/0 (عدسی چشم) تا mGY510/0 (غده بزاقی تحت فکی)، در CBCT از mGY322/0 (غده تیروئید) تا mGY144/1 (غده بزاقی پاروتید) و در تکنیک CT از mGY495/2 (غده بزاقی زیرزبانی) تا mGY424/3 (غده بزاقی تحت فکی) متغیر بود. میزان دوز موثر کلی در تکنیک CBCT تقریباًٌ 5 برابر پانورامیک و 4 برابر توموگرافی خطی، و در تکنیک CT، 30 برابر پانورامیک و 22 برابر توموگرافی خطی بود. دوز موثر کلی در تکنیک CT تقریباً 6 برابر CBCT بود.
نتیجهگیری: برای به دست آوردن اطلاعات سه بعدی در ناحیه ماگزیلوفاشیال، روش تصویربرداری CBCT دوز جذبی و دوز موثر بسیار کمتری نسبت به CT پزشکی دارد. همچنین در طی تصویربرداری از ناحیه دهان و فک و صورت، غدد بزاقی بیشترین دوز جذبی را دارا هستند.
سکینه نیکزاد، عباس آذری،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده
بسیاری از مشکلاتی که در حین جراحی و تهیه پروتز در ایمپلنتولوژی بوجود میآیند غالباً ناشی از تشخیص غلط، طرح درمان نادرست و قرار دادن نامناسب ایمپلنت میباشند. با توجه به اینکه این قبیل مشکلات همواره مورد بحث محافل علمی بوده و هست، در این مقاله سعی بر آنست که از طریق روش CAD/CAM ویژهای که به آن Rapid prototyping اطلاق میشود و با استفاده از ابزار آلات پیشرفته و نرمافزارهای مدرن، روش نوینی در معالجات ایمپلنت به همگان معرفی گردد. در این روش با کمک روشهای سه بعدی گرافیکی و شبیه سازی دقیق نحوه قرار دادن ایمپلنت، یکسری راهنمای جراحی بسیار دقیق به دست میآید که در آن بهترین مسیر قرارگیری ایمپلنت بر حسب میزان درجه تراکم و دانسیتی استخوان از یک طرف و بهترین محل از نقطه نظر اکلوژن فعلی از طرف دیگر به دقت مشخص شده و به سادگی در دهان بیمار پیاده میشود. در این مقاله تا حد امکان مفاهیم، قابلیتها و کارآیی یکی از پیشرفتهترین روشهای مزبور از جهات مختلف مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
محمد هاشم حسینی، عباس کمالی، مجید محمودزاده دربندی،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: لیزر با مشخصات مختلف جهت تأثیرات تحریکی بر روی سرعت حرکات ارتودنتیک دندانی و درد در انسان مورد مطالعه قرار گرفته است. با توجه به نتایج متناقض به دست آمده، در این مطالعه تأثیر درمان با Low Level Laser (LLLT) بر روی درد حین حرکات ارتودنتیک دندانی در انسان بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 12 بیمار که پرمولر اول بالای آنها کشیده شده بود و نیاز به Retraction کانین به فضای Extraction داشتند، انتخاب شدند. درحالیکه در هر سمت دندان کانین توسط Niti coil spring رترکت میشد، یک سمت تحت درمان با لیزر GaAlAs با طول موج nm890 قرار گرفت. LLLT بر روی مخاط باکال و پالاتال به شکل حرکت آرام پروب صورت گرفت. دو روز پس از آغاز رترکشن از بیماران راجع به درد احساس شده در دو سمت سؤال شد و بر اساس VAS مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه میزان درد در سمت تحت درمان با لیزر کم توان به طور معنیداری کاهش یافته بود (007/0P=).
بحث و نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، یک دوز تابش لیزر GaAlAs با دوز انرژی J12 برای هر دندان میتواند میزان درد احساس شده را کاهش دهد.
رزا حقگو، فرید عباسی،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: فرموکرزول یکی از معمولترین داروها در پالپوتومی دندانهای شیری است. با توجه به عوارض سیستمیک و موضعی این دارو جایگزینی آن با مواد دیگر ضروری به نظر میرسد. هدف از این مطالعه ارزیابی تغییرات پالپ دندانهای شیری پس از پالپوتومی با فرموکرزول و هیپوکلریت سدیم بود.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش کارآزمایی بالینی تصادفی انجام گرفت، 22 دندان نیش که میبایست در طی درمان ارتودنسی خارج میشدند انتخاب گردیدند. دندانها به طور تصادفی به 2 گروه برای پالپوتومی با فرموکرزول و هیپوکلریت سدیم تقسیم شدند (11n=). دندانها بعد از دو ماه خارج شدند و پاسخ پالپی بر اساس میزان التهاب و وسعت درگیری پالپ ارزیابی شد. تشکیل پل عاج نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. نهایتاً دادهها با آزمونMann-Withney آنالیز گردید.
یافتهها: در گروه فرموکرزول التهاب خفیف در 4 دندان و التهاب متوسط در 3 مورد و التهاب شدید در 4 دندان دیده شد. در گروه هیپو کلریت سدیم التهاب خفیف در 6 مورد و التهاب متوسط در 4 مورد و التهاب شدید در 1 مورد دیده شد. آزمون من ویتنی نشان داد که این اختلاف معنیدار نبود (05/0P>). در گروه فرموکرزول نکروز در 5 دندان مشاهده شد و آبسه و تحلیل در هیچ موردی دیده نشد. در گروه هیپو کلریت سدیم در 3 دندان تحلیل داخلی دیده شد. آبسه و نکروز در هیچ موردی دیده نشد. آزمون من ویتنی نشان داد که اختلاف دو گروه در مورد نکروز از نظر آماری معنیدار بود )02/0(P=. در این گروه در 3 مورد پل عاجی تشکیل شد. در گروه فرموکرزول تشکیل پل عاجی دیده نشد. آزمون من ویتنی اختلاف معنیداری را نشان نداد (05/0P>).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه میتوان در پالپوتومی دندانهای شیری از هیپوکلریت سدیم استفاده کرد.
حمیدرضا رجعتی حقی، سکینه نیکزاد، عباس آذری، جمال کاشانی،
دوره 23، شماره 2 - ( 8-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیدندانیها بریج با ساپورت ایمپلنت انتخاب اول است. اما محدودیتهای آناتومیک و سایر موارد احتمالا شرایطی را ایجاب میکند که ترکیب ایمپلنت و دندان استفاده شود. عدم تشابه جابه جایی (mobility) دندان و ایمپلنت باعث ایجاد اهرم یک طرفه میشود که احتمال شکست یا شل شدن قطعات ایمپلنت را دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی تنش اطراف ایمپلنت و دندان در یک بریج سه واحدی فک پایین با دو نوع اتصال دهنده سخت و غیر سخت در پروتز سمان شونده با استفاده از مدلسازی سه بعدی به روش اجزاء محدود بود.
روش بررسی: دراین مطالعه با استفاده از روش اجزاء محدود و نرم افزار Solid works چهار مدل سه بعدی در رایانه شبیهسازی شد. مدلها به شرح زیر میباشد: 1- اتصال سخت بین دندان و ایمپلنت (RCCP) 2- اتصال غیر سخت در مزیال ایمپلنت (NRCCP1) 3- اتصال غیر سخت دیستال دندان پرمولر دوم (NRCCP2) 4- اتصال غیر سخت وسط پونتیک (NRCCP3). پس از اتمام شبیه سازی نمونهها تحت نیروی N150 عمودی در مرکز سطح اکلوزال روکشها قرار گرفت.
یافتهها: در تمامی مدلها تنش در ناحیه کرستال ایمپلنت متمرکز بود و الگوی توزیع تنش اطراف دندان متعادلتر از ایمپلنت بود به جز مدل NRCCP2. توزیع تنش در اتصال غیرسخت نامتعادل بود بخصوص مدل NRCCP1. وجود اتصال غیرسخت در طراحی بریج تنش در سوپراستراکچر را افزایش میدهد و به ساختارهای مجاور منتقل میکند.
نتیجهگیری: بریج ایمپلنت/دندان بعنوان یک انتخاب ارزشمند مطرح است. در این بریجها اتصال سخت ارجح است چون پروتز و ایمپلنت دارای انعطافپذیری ذاتی هستند که اختلاف جابجایی دندان و ایمپلنت را جبران میکند.
نسترن السادات عظیمی، محمد حسن اخوان کرباسی، عباسعلی جعفری،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: گونههای مختلف کاندیدا خصوصاً آلبیکنس عوامل بیماریزای فرصت طلبی هستند که در دهان شیرخواران رشد میکنند. ایجاد برفک، غذا خوردن شیرخواران را مختل میکند. به دلیل اهمیت عفونتهای فرصت طلب به ویژه در شیرخواران و جهت شناسایی عوامل مستعد کننده، در این مطالعه حضور و کمیت کلونی کاندیدای دهان شیرخواران و ارتباط آن با نوع تغذیه، سن و جنس شیرخوار و سطح تحصیلات مادران مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: مطالعه به صورت کوهورت تاریخی روی ٤٥ شیرخوار با تغذیه از شیر مادر و ٤٥ شیرخوار با تغذیه از شیشه به عمل آمد. نمونهگیری با سواب استریل از دهان انجام گرفت و با استفاده از تست Germ tube گونه کاندیدا آلبیکنس از سایر گونههای کاندیدا شناسایی شد. سپس اطلاعات با نرمافزار SPSS و آزمونهای کای دو، رگرسیون لجستیک و تست Mann-Whitney تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: کشت در 3/53 از شیرخواران کلونی کاندیدا مشاهده گردید. تفاوت در حمل کاندیدا میانگین تعداد کلونی در دو گروه، بر اساس میزان تحصیلات مادران معنیدار بود (۰/۰001>P، ۰/۰0>P، ۰/۰001>P) هر چند تفاوت حضور کاندیدا آلبیکنس و غیر آلبیکنس در دو گروه چشمگیر نبود (٤٥/٠P=). همچنین توزیع فراوانی حمل کاندیدا بر اساس سن و جنس تفاوت چشمگیری نداشت (٤8/٠P=، ٤/٠P=). بر اساس آزمون رگرسیون لجستیک نوع تغذیه و میزان تحصیلات مادران بر میزان حمل کاندیدا مؤثر بود (۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد حاملین کاندیدا در گروه شیر مادر از گروه شیشه شیر کمتر میباشند که میتواند به دلیل اثرات ضد قارچی شیر مادر و نقش شیشه شیر در انتقال کاندیدا باشد. همچنین با افزایش تحصیلات مادران کلونیزاسیون کاندیدای دهانی کاهش یافته که احتمالاً به دلیل رعایت بهتر بهداشت است. سن و جنس کودک تاثیری بر حضور کاندیدا نشان نمیدهد.
حوریه باشی زاده فخار، اکبر عباس زاده،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازهگیری دقیق استخوان توسط رادیوگرافی برای تعیین ابعاد ایمپلنت ضروری است. رادیولوژیست بایستی برای نیل به موفقیت، از اثر موقعیت سر بر روی ابعاد تصویر در روشهای مختلف تصویربرداری آگاهی کافی داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان اثر تغییر زاویه پلن مندیبل بر روی دقت ابعادی تصاویر توموگرافی خطی مندیبل بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع بررسی روشها و in vitro بود. جهت بررسی اثر موقعیت سر روی ابعاد تصاویر توموگرافی خطی، تصاویری با تغییر زاویه پلن مندیبل در جهات طرفی و قدامیخلفی از 3 مندیبل خشک تهیه و با واقعیت مقایسه شده است. یک سری تصویر در حالت زاویه صفر درجه و 16 سری تصویر با ایجاد شیب 5، 10، 15 و 20 درجه در پلن مندیبل در جهات فوقانی، تحتانی، لترال و مدیال تهیه و فواصل عمودی از رأس کرست تا حاشیه فوقانی کانال مندیبل در خلف و از رأس کرست تا حاشیه تحتانی مندیبل در قدام در 12 ناحیه از هر مندیبل در هر توموگرام اندازهگیری و با اندازههای واقعی در مندیبل برش خورده در نواحی مشخصی که با نشانگرهای رادیواپک علامتگذاری شده بودند مقایسه شده است. برای تحلیل دادهها از آنالیز Repeated measure ANOVA استفاده گردید.
یافتهها: آنالیز نشان داد که بین حالت استاندارد و شیب قدامی خلفی 15 درجه به سمت بالا اختلاف معنیدار وجود داشت (001/0P=). همچنین بین حالت استاندارد و شیبهای طرفی 10 درجه (008/0>P)، 15 درجه (001/0>P) و 20 درجه (001/0>P) به سمت بالا اختلاف معنیدار وجود داشت. میانگین قدر مطلق خطا در حالت استاندارد یعنی شیب صفر درجه برای همه نواحی یکسان و به میزان (mm 19/0±22/0) بود و بیشترین میانگین قدر مطلق خطا در حالت استاندارد در ناحیه پرمولرها (mm 19/0±44/0) دیده شد. بیشترین میانگین قدر مطلق خطا در تغییر شیب قدامی خلفی در شیب 20 درجه به سمت پایین در ناحیه کانینها (mm 88/0±1) مشاهده گردید. بیشترین میانگین قدر مطلق خطا در تغییر شیب طرفی نیز در شیب 20 درجه به سمت بالا در ناحیه کانینها
(mm 2±9/2) به دست آمد.
نتیجهگیری: در تصاویر توموگرافی مندیبل، به طور کلی بدون در نظر گرفتن ناحیه کانینها در بیشتر موارد میانگین قدر مطلق خطا در شیب های 5 تا 20 درجه در جهت قدامی خلفی و طرفی در حد یک میلیمتر یا کمتر یعنی در محدوده قابل قبول قرار داشته است. هر چند این اثر در شیب طرفی بیشتر از شیب فوقانی تحتانی، در خلف مندیبل بیشتر از قدام آن و در شیب به سمت پایین بیش از شیب به سمت بالا بوده است.
فاطمه مشهدی عباس، سمانه مجرد، زهرا یادگاری، بهاره شریفی،
دوره 24، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: در دهه گذشته مطالعات متعددی جداسازی جمعیت سلول بنیادی را از منابع مختلف دندانی گزارش کردهاند، در حالیکه هنوز ماهیت مزانشیمی آنها مورد بحث است. هدف از مطالعه حاضر، جداسازی سلول بنیادی از پالپ و فولیکول دندان بالغ انسان و تعیین ماهیت مزانشیمی آنها قبل از تمایز بر اساس معیارهایISCT (انجمن بین المللی سلول درمانی) بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، از دندان مولر سوم افراد بالغ 25- 18 سال که به دلایل پروفیلاکتیک یا ارتودونسی کشیده شدند، استفاده شد. دندان و فولیکول دندانی پس از کشیده شدن در دمای 4 درجه سانتیگراد در محیط RPMI 1640 حاوی آنتی بیوتیک نگهداری میشدند. پالپ و فولیکول دندان در شرایط کاملاً استریل تهیه و پس از لیز با mg/ml 4 محلول کلاژناز تیپ I و دیسپاز با نسبت 1:1، سلولها در محیط MEM-α کشت داده شدند. سلولها در پاساژ سوم با روش فلوسایتومتری از نظر بیان آنتی ژن سطحی CD34، CD45، CD73، CD90،CD105 ارزیابی شدند.
یافتهها: مشاهده شد که بافت پالپ و فولیکول دندان به شکل واحدهای کلونی که غالباً حاوی جمعیتی از سلولهای شبه فیبروبلاست بود، رشد کردند. نتایج آنالیز فلوسایتومتری به دست آمده از نمونهها با درجه بالایی نسبت به مارکرهای سلول بنیادی مزانشیمی CD73، CD90 و CD105 واکنش مثبت و نسبت به مارکرهای CD34 و CD45 که از مارکرهای هماتوپویتیک هستند، واکنش منفی نشان دادند.
نتیجهگیری: در این مطالعه نشان داده شد که سلولهای بنیادی تخلیص شده از پالپ و فولیکول دندان مولر سوم قبل از تمایز ماهیت سلول بنیادی مزانشیمی را دارند و لذا به عنوان یک منبع با دسترسی آسان جهت تحقیقات کاربردی مرتبط با سلول بنیادی و مهندسی بافت میباشند.
مرضیه علیخاصی، حکیمه سیادت، عباس منزوی، محمد علی ناصری، صدیقه شیخ زاده، فرنوش تقوی،
دوره 24، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: باند بین کور و ونیرها ضعیفترین قسمت در رستوریشنهای تمام سرامیک زیرکونیایی میباشند. با توجه به احتمال تأثیر رنگ آمیزی کورها و نوع ونیر، هدف از این مطالعه بررسی این دو عامل در استحکام باند ریز کششی کور زیرکونیایی با دو نوع ونیر پرسلنی با رنگ آمیزی و بدون رنگ آمیزی بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، نمونههای دیسک شکل با استفاده از کور زیرکونیایی Zirkonzahn (MAD/MAM) ساخته شد. برای ونیر این نمونهها سرامیکهای Ceram Kiss و Zirkonzahn ICE مورد استفاده قرار گرفت. نیمی از نمونهها با محلول 2A رنگ آمیزی شدند. سپس دیسکها در هر گروه برش خوردند (به تعداد 30میکروبار) و باند ریز کششی در هر گروه ارزیابی شد. نمونهها با SEM مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت دادهها با روش آنالیز واریانس دو طرفه و Student T-test بررسی شدند.
یافتهها: نوع ونیر و تأثیر متقابل ونیر و رنگ آمیزی اثر معنیدار بر استحکام باند ریزکششی داشت )001/0(P<، در حالیکه رنگ آمیزی نتوانست اثر معنیداری بر استحکام باند بگذارد )69/0(P=.
نتیجهگیری: با توجه به اثر مشخص نوع ونیر در استحکام باند ونیر-کور، انتخاب درست این مواد برای دست یافتن به استحکام باند کافی بین کور و ونیر برای جلوگیری از لایه لایه شدن و پریدن رستوریشنهای ونیری زیرکونیا لازم به نظر میرسد.
محمد هاشم حسینی، مجید محمود زاده دربندی، عباس کمالی،
دوره 24، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: جهت بررسی تأثیرات تحریکی لیزر بررسی میزان حرکات ارتودنتیک دندانی در مطالعات گوناگون لیزر با مشخصات مختلف مورد آزمایش قرار گرفته است. با توجه به نتایج متناقض به دست آمده، در این مطالعه تأثیر درمان با Low level laser (LLLI) یا لیزر کم توان بر روی سرعت حرکات ارتودنتیک دندانی در انسان بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 12 بیمار شامل 4 پسر و 8 دختر با میانگین سنی4/3±9/16 سال انتخاب شدند. پرمولر اول بالا در این افراد جهت درمان ارتودنسی کشیده شده بود و نیاز به Retraction کانین به فضای Extraction داشتند. در حالی که در هر دو سمت دندان کانین توسط
NiTi coil spring رترکت میشد، یک سمت تحت درمان با لیزر GaAlAs با طول موج nm 890 قرار گرفت. LLLT(بر روی مخاط باکال و پالاتال به شکل حرکت آرام پروب) در ماه اول رترکشن صورت گرفت و قالبگیری و تهیه کست در ابتدای رترکشن و یک و دو ماه بعد انجام شد. اندازهگیری میزان رترکشن بر روی کست و با کمک پلاک رفرنس ساخته شده بر روی ناحیه روگا توسط کولیس دیجیتال انجام گرفت. برای آنالیز دادهها از آزمونهای
One-sample Kolmogorov-Simirnov و Paired sample T-test استفاده شد.
یافتهها: این مطالعه هیچ اختلاف معنیداری بین میزان حرکت دندان کانین در سمت لیزر و سمت کنترل نشان نداد )05/0(P>.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که دوز انرژی لیزر به کار رفته در این مطالعه J72 برای هر دندان، دوز مناسبی برای افزایش حرکات دندانی نیست.
سکینه نیکزاد، عباس آذری، محمد احسان خلیل، پویا اصلانی، سیما شهابی،
دوره 24، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: ایجاد چسبندگی مناسب بین دندان و رستوریشنهای تمام سرامیکی از مسائل مهم در پروتز بوده و با توجه به معرفی لیزرهای گوناگون در دندانپزشکی، به نظر میرسد که این عامل برای آمادهسازی سطوح سرامیکی، سودمند باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر لیزر د ر آمادهسازی سطوح سرامیک Cercon بر استحکام باند برشی آن به عاج دندان توسط سمان رزینی بود .
روش بررسی: در این تحقیق تجربی- آزمایشگاهی، 40 بلوک سرامیکی زیرکونیایی Cercon تهیه و بعد از آمادهسازی با روشهای سندبلاست با Al2O3 50 میکرونی، تابش لیزر CO2 و لیزر Nd:YAG ، به عاج دندان سمان شدند. سپس، مقادیر استحکام باند برشی تعیین و نوع شکست در نمونهها با استریومیکروسکوپ و SEM بررسی شد. مقایسات آماری تحقیق با آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و مقایسههای متعدد Tukey انجام شد. یک نمونه از هر گروه نیز برای مشاهده مورفولوژی سطحی بعد از آمادهسازی سطح زیر SEM مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین استحکام باند برشی سرامیکها در مورد تابش لیزر CO2 ، 03/3 ± 79/7 مگاپاسکال، در تابش لیزر Nd:YAG برابر 69/4 ± 85/9 مگاپاسکال و در سندبلاست 84/4 ± 92/14 مگاپاسکال به دست آمد. بین گروههای تحت تابش لیزر CO2 (001/0= P ) و لیزر Nd:YAG (017/0= P ) با روش سندبلاست از نظر استحکام باند برشی تفاوت آماری معنیداری دیده میشد ولی تفاوت معنیداری بین دو نوع لیزر وجود نداشت (47/0= P ). بیشتر شکستها در لیزر CO2 (75 ٪ )، لیزر Nd:YAG (7/66 ٪ ) و سندبلاست (7/41 ٪ ) از نوع ادهزیو بودند.
نتیجهگیری: آمادهسازی سطح نمونههای سرامیکی Cercon با تابش لیزرهای CO2 و Nd:YAG نتوانست موجب افزایش استحکام باند برشی نمونهها به عاج دندان در مقایسه با تکنیک معمول سندبلاست شود، بنابراین، کاربرد آنها با خصوصیات و شرایط ذکر شده در تحقیق برای سمان کردن سرامیکهای Cercon به عاج دندان با تردید مواجه است.
عباسعلی جعفری، محمدحسین لطفی کامران، عباس فلاح تفتی، اسماعیل خیرخواه،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به تماس مواد قالبگیری با بزاق، خون و بافتهای نرم دهان، آلودگی میکروبی اولیه آنها میتواند برای افراد دارای ضعف سیستم ایمنی خطرناک باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان آلودگی باکتریایی و قارچی مواد قالبگیری رایج بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی تعداد 5 نمونه از 4 نوع مختلف مواد قالبگیری شامل آلژینات ایرانی (Iralgin)، سیلیکون تراکمی از نوع پوتی (Speedex)، سیلیکون تراکمی از نوع Light body (Speedex) و آلژینات خارجی (Cavex CA37) مورد بررسی در 1 میلیلیتر توئین 80 حل نموده و میزان 100 میکرولیتر از هر نمونه را بر روی محیطهای کشت بلاد آگار، EMB و سابورو دکستروز آگار کشت داده شد. پس از انکوباسیون کشتهای میکروبی در حرارت 37 درجه سانتیگراد و قارچی در 30 درجه سانتیگراد، تعداد کلنیهای باکتریایی و قارچی جدا شده شمارش و به کمک تستهای تشخیصی افتراقی تشخیص داده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری Kruskal-Wallis تحلیل شدند.
یافتهها: در مجموع 75% نمونههای مورد مطالعه واجد یک یا چند آلودگی باکتریایی بودند. آلژینات ایرانی و Speedex (Putty) از آلودهترین مواد قالبگیری و Speedex light body با سه مورد و آلژینات خارجی با دو مورد آلودگی از مواد قالبگیری با آلودگی کمتر بودند. باکتریهایی مانند گونههایی از میکروکوکوس، استافیلوکوکوس، باسیلوسها، کورینه باکتر، سیتروباکتر گرم منفی، اکتینومیستها و نایسریاها از مواد قالبگیری جدا شدند. قارچهای آسپرژیلوس، پنیسیلیوم، آلترناریا، کلادوسپوریوم و سپدونیم نیز از قارچهای آلوده کننده مواد مورد بررسی بودند. تفاوت بین میزان آلودگی باکتریال آلژینات ایرانی و آلژینات خارجی از نظر آماری معنیدار بود (001/0P=). با توجه به شمارش تعداد باکتری و قارچ موجود در هر گرم ماده قالبگیری (CFU/gr) تفاوت معنیداری بین مواد چهارگانه فوق از نظر تعداد کل باکتری و قارچ جدا شده در هر گرم آن مشاهده نشد (21/0P=).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که انواعی از آلودگیهای باکتریال و قارچی و بعضاً فرصتطلب از مواد قالبگیری آلژینات ایرانی و Speedex putty جدا شدند که نشاندهنده آلودگی این مواد میباشد.
مرضیه علیخاصی، عباس منزوی، حکیمه سیادت، بیتا فتحی،
دوره 25، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: قرارگیری ایمپلنتها به صورت غیرفعال و بدون استرس در محل خود از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مطالعه دقت ابعادی و زاویهای 2 تکنیک قالبگیری تری باز و تری بسته به وسیله ماده قالبگیری پلیاتر و نیز دقت ثبت جزئیات سطحی دندان حین قالبگیری از ایمپلنتهای دندانی مورد بررسی قرار گرفت
روش بررسی: یک مدل فلزی با دو ایمپلنت در ناحیه دندان پرمولر دوم و مولر اول ماگزیمم و یک دندان با سطح شیاردار در ناحیه دندان مولر اول سمت مقابل جهت بررسی ثبت جزئیات در نظر گرفته شد. 27 قالب پلیاتر (با قوام متوسط) از این مدل (9 عدد به صورت تری باز و 9 عدد به صورت تری بسته و 9 عدد بعد از باز کردن کوپینگهای قالبگیری) گرفته شد. قالبها با استفاده از گچ نوع 4 ریخته شد. ثبات ابعادی با استفاده از دستگاه Coordinate Measuring Machine (CMM) و ثبت جزئیات قالبها با استفاده از دستگاه Video Measuring Machine (VMM) ارزیابی شد. نتایج حاصله آنالیز و با استفاده از آزمون T-test و One-way ANOVAمقایسه شدند.
یافتهها: بین دو تکنیک تری باز و تری بسته از لحاظ آماری تفاوت قابل توجهی در ثبات ابعادی وجود داشت (001/0P<). به علاوه تفاوت معنیداری در ثبت جزئیات بین قالبگیری به روش باز و بسته و قالبگیری با و بدون وجود ایمپلنتها مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: دقت قالبگیری با استفاده از تکنیک تری باز بیش از تری بسته ثبت گردید. وجود ایمپلنت یا عدم وجود آن در ثبت جزئیات سطحی دندان اهمیت چندانی نداشت.
مهدی تبریزیزاده، هنگامه زندی، مریم کاظمیپور، فاطمه مختاری، عباس دهقانی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکسیدکلسیم مادهای با اثر ضدمیکروبی مشخص بر روی اغلب گونههای میکروبی موجود در کانال ریشه و عفونتهای اندونتیک است که امروزه استفاده از آن به عنوان یک داروی داخل کانال رایج میباشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر ضدمیکروبی ۶ ترکیب مختلف هیدروکسیدکلسیم (ترکیب با سالین، لیدوکائین 2%، کلرهگزیدین 2%، کلرهگزیدین 2/0%، یدین پتاسیم یدید (IKI) 2% و گلیسرین) بر روی باکتری انتروکوکوس فکالیس با روش انتشار در آگار بود.
روش بررسی: جهت انجام این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی، ۱۲ ظرف محیط کشت حاوی میکروب تهیه گردید. در هر ظرف ۵ حفره با عمق۴ میلیمتر و قطر ۵ میلیمتر تهیه گردید. جهت بررسی هر ماده ۲ ظرف (10 حفره) به صورت تصادفی درنظر گرفته شد. حفرات در گروههای مختلف با مخلوط خامهای تهیه شده از هیدروکسیدکلسیم و مواد مورد بررسی پر شدند. ظروف کشت به مدت ۴۸ ساعت در دمای ۳۷ درجه سانتیگراد انکوبه شده و سپس قطر هاله عدم رشد میکروبی ایجاد شده اطراف هر حفره با خطکش میلیمتری اندازهگیری شد. نتایج به دست آمده با آزمونهای آماری ANOVA و Tukey مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: طبق نتایج به دست آمده از این مطالعه تمامی خمیرهای هیدروکسیدکلسیم در تمامی گروهها اثر ضدمیکروبی مناسبی داشتند که این اثر در گروههای مخلوط هیدروکسیدکلسیم با لیدوکائین 2%، کلرهگزیدین ۲% و IKI ۲% نسبت به مخلوط هیدروکسیدکلسیم با سالین به نحو معنیداری بیشتر بود (001/0 P< ). بین بقیه گروهها تفاوت معنیدار آماری دیده نشد (05/0 P> ).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این مطالعه میتوان مواد لیدوکائین 2%، کلرهگزیدین 2% و IKI 2% را برای آمادهسازی خمیر هیدروکسیدکلسیم پیشنهاد نمود. انجام مطالعات دیگر با روشهای متفاوت برای تایید این نتایج ضروری میباشد.
امیر علیرمضانی، محمدحسین سالاری، محمدرضا پورمند، زینب کدخدا، عباس رحیمی فروشانی، فرزانه امین هراتی، صدیقه قورچیان، زهرا پاکباز، سید سعید اشراقی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: پریودونتیت یکی از شایعترین بیماریهای دهان و دندان میباشد که میزان شیوع آن در جوامع مختلف متغیر بوده و باکتریهای زیادی در اتیولوژی این بیماری دخیل هستند. هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان فراوانی و شناسایی باکتریهای غالب پریودونتوپاتوژن در مبتلایان به پریودونتیت با استفاده از دو روش کشت و مولکولی بود.
روش بررسی: در این بررسی صد نمونه از صد بیمار مبتلا به پریودونتیت بالغین شامل 62 نفر زن و 38 نفر مرد با دامنه سنی 75-24 سال (میانگین 5/11±49 سال) مراجعهکننده به بخش پریودنتیکس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران برداشت و با استفاده از دو روش کشت و مولکولی مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون McNemar صورت گرفت.
یافتهها: در این مطالعه 63 مورد به روش کشت، مثبت شدند که به ترتیب از 29 بیمار اگریگاتی باکتر اکتینومایستم کومیتنس (Aa)، از 20 بیمار پورفیروموناس ژنژیوالیس (Pg) و پروتلا اینترمدیا (Pi) جدا شد. به علاوه از 14 بیمار دو یا چند گونه باکتری به صورت هم زمان جدا شد. در روش مولکولی از این تعداد نمونه بیمار 64 مورد مثبت شد که به ترتیب از 18 بیمار Aa، از 13 بیمار Pg و Pi جدا شد، به علاوه از 33 بیمار دو یا چند گونه باکتری تواماً جدا گردید.
نتیجهگیری: در این پژوهش فراوانی باکتریهای جدا شده در هر دو روش کشت و مولکولی به ترتیب مربوط به Aa، Pg و نیز Pi به دست آمد. اگر چه در این مطالعه اختلاف معنیداری بین روش کشت و مولکولی مشاهده نشد، ولی در تشخیص باکتریهای مذکور روش مولکولی دارای دقت، اطمینان و سرعت قابلتوجه میباشد. به هر حال برحسب شرایط و امکانات آزمایشگاه میتوان از یک یا هر دو روش در تشخیص باکتری استفاده نمود.
کلید واژهها: پریودنتیت؛ کشت؛ PCR (Polymerase Chain Reaction)؛ باکتریهای بیهوازی (پورفیروموناس ژنژیوالیس، پروتلا اینترمدیا)؛ باکتری کاپنوفیل (اکتینومایستم کومیتنس)
عباس منزوی، رضا شعبانپور، مرضیه علیخاصی، قاسم امتی شبستری،
دوره 25، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در زیبایی پروتزهای متکی بر ایمپلنت، انتخاب نوع و جنس اباتمنت میباشد. یک انتخاب برای داشتن رستوریشنهای ایمپلنتی با زیبایی مطلوب، استفاده از انواع مختلف اباتمنتهای سرامیکی میباشد. هدف از این مطالعه مقایسه مقاومت شکست سه نوع اباتمنت سرامیکی مختلف با اباتمنت تیتانیومی و بررسی نوع شکست آنها بود.
روش بررسی: چهار گروه 5 تایی از اباتمنتهای تیتانیومی پیشساخته معمول، اباتمنتهای تمام زیرکونیایی پیشساخته، اباتمنتهای زیرکونیایی با ناحیه اتصال تیتانیومی، و اباتمنتهای زیرکونیایی Copy-milled انتخاب شد. اباتمنتها پس از اتصال به ایمپلنت با نیروی Ncm 24 توسط Torque Wrench محکم شدند و با زاویه 30 درجه در جیگ مانت شدند. سپس تحت نیرو تا نقطه شکست قرارگرفتند. نیروی شکست و نوع شکست در نمونهها اندازهگیری و ثبت گردید و پس از بررسی توزیع نرمال دادهها، با استفاده از آزمون One-Way-ANOVA مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین مقاومت به شکست اباتمنتهای مختلف در چهار گروه مورد بررسی بین 426 تا 688 نیوتن متفاوت بود ولی تفاوت معنیداری وجود نداشت (14/0=P). از نظر نوع شکست، به جز گروه پیشساخته زیرکونیایی که به صورت شکست تنه اباتمنت بود در سایر گروهها شکست در تنه دیده نشد و بیشتر به صورت شکست یا خمش پیچ رخ داد.
نتیجهگیری: با درنظر گرفتن محدودیتهای مطالعه، استفاده از اباتمنتهای زیرکونیایی به اشکال مختلف، در قطر متوسط نمیتواند تاثیر معنیداری بر مقاومت شکست آن در مقایسه با اباتمنتهای پیشساخته تیتانیومی داشته باشد.
سکینه نیکزاد، عباس آذری، مانی آرشراد، غزال آرشراد،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در میان شاخصهای متعدد موفقیت یک رستوریشن تطابق لبهای اهمیت به سزایی دارد و با توجه به افزایش روزافزون استفاده از رستوریشنهای تمام سرامیک، بررسی تطابق لبهای در این رستوریشنها لازم به نظر میرسد. هدف این مطالعه بررسی و مقایسه تطابق لبهای بین دو نوع کراون زیرکونیایی Cercon و Zirkonzahn و تاثیر مراحل متعدد پرسلنگذاری بر روی تطابق لبهای آنها بود.
روش بررسی: ابتدا دای فلزی استاندارد، با خط خاتمه تراش شولدر تهیه شد. 12 کوپینگ Cercon و 12 کوپینگ Zirkonzahn ساخته شدند و تطابق لبهای نمونهها بدون سمان شدن در 12 نقطه مشخص دور تا دور مارجین به وسیله استریومیکروسکوپ (با دقت mµ 1/0±) اندازهگیری شدند. پس از پرسلنگذاری مارژینال گپ به همین نحو اندازهگیری شد. شاخصهای مرکزی و پراکندگی به وسیله آزمون Multivariate (b) محاسبه شدند.
یافتهها: مارژینال گپ کوپینگهای Cercon، (mµ46/13±67/59) و بعد از پخت پرسلن (mµ37/24±81/65) و کوپینگهای Zirkonzahn، (16/14±75/63) و بعد از پخت (mµ94/21±74/64) اندازهگیری شد. آزمون آماری Multivariate (b) به روش Hotelling trace نشان داد که میزان عدم تطابق لبهای در دو گروه ( Cerconو Zirkonzahn) قبل و بعد از پخت پرسلن تفاوت معنیداری ندارد (05/0
نتیجهگیری: در محدوده این مطالعه سیستمهای Cercon و Zirkonzahn تطابق لبهای قابل قبولی دارند و سیکلهای پخت پرسلن باعث تغییر معنیداری در تطابق لبهای آنها نمیشود.