68 نتیجه برای عباس
فرشته عباسپور، مهدیا غلامی، کتایون سرگران،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسیدگی دندان بیماری شایعی است که منجر به کاهش کیفیت زندگی افراد میشود. تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین میانگین ویتامین D سرم و پوسیدگی دندانی در دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی 123 نفر از دانشجویان دندان پزشکی سال سوم تا آخر انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و سلامت آنها از طریق چک لیست تکمیل گردید. سطح سرمی ویتامین D افراد از طریق نمونهگیری خونی تعیین شد. بررسی پوسیدگی توسط شاخص ICDAS
(international caries detection and assessment system) در دو سطح شامل D(1-6)MFT (مجموع دندانهای پوسیده، پر شده و از دست رفته) و D(3-6)MFT (مجموع دندانهای با پوسیدگی پیشرفته، پر شده و از دست رفته) گزارش شد. برای آنالیز دادهها از نرمافزار آماری SPSS (statistical package for social sciences)نسخه 0/25 و آزمونهای همبستگی و رگرسیون استفاده شد.
یافتهها: ضریب همبستگی بین سطح سرمی ویتامین D و شاخص پوسیدگی D(1-6)MFT برابر 089/0- با P-Value معادل 328/0 بود که از نظر آماری معنیدار نبود. آزمون رگرسیون به روش backward نشان داد متغیر D(3-6)MFT با متغیرهای مستقل شامل کمبود ویتامین D (001/0>P)، وزن (012/0P=)، ویزیت سالیانه دندان پزشکی (023/0P=) و تعداد میان وعده شیرین در روز (03/0P=) رابطه آماری معنیدار و مستقیم و با مصرف شیر در هفته (026/0P=) رابطه آماری معنیدار و عکس داشت.
نتیجهگیری: در دانشجویان دندانپزشکی، اگرچه رابطهای بین کمبود ویتامین D سرم و مراحل اولیه پوسیدگی دندان به دست نیامد، اما این رابطه در مراحل پیشرفت پوسیدگی دیده شد.
امینه غزنوی، احمد رضا طلایی پور، مهدی وطن پور، امیر عباس مشاری،
دوره 33، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص آسیب به پالپ ناشی از تحلیل خارجی سرویکال ریشه دارای اهمیت فراوانی در درمان و پیش آگهی دارد، به این دلیل هدف از انجام این مطالعه مقایسه دو سیستم تصویر برداری مختلف، رادیوگرافی دیجیتال با گیرندههای (PSP) Photostimulable Phosphor در سه نمای مختلف افقی و تصاویر توموگرافی با اشعه مخروطی، برای ارزیابی آسیب پالپ در حفره شبیه سازی شده تحلیل خارجی سرویکال ریشه است که در سال 1398در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد انجام شده است.
روش بررسی: 40 دندان قدامی فک بالا با ریشه های صاف یا ریشههای مستقیم وارد مطالعه شدند. دندانها به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند (20 دندان تحلیل خارجی ریشه با اکسپوز پالپ و 20 دندان بدون اکسپوز پالپ). هر نمونه با استفاده از رادیوگرافی دیجیتال Photostimulable phosphor (در 3 زاویه افقی) و سیستم تصاویر توموگرافی با اشعه مخروطی ارزیابی شد و وجود آسیب پالپ بررسی شد. نتایج منفی کاذب و مثبت کاذب در 2 روش تصویر برداری با آزمون نسبتها ارزیابی شد.
یافتهها: در ضایعه پروگزیمال، تصاویر توموگرافی با اشعه مخروطی ارزش اخباری مثبت = 7/85 درصد و ارزش اخباری منفی = 5/89 رصد، رادیوگرافی داخل دهانی دیجیتال ارزش اخباری مثبت = 80 درصد و ارزش اخباری منفی = 80 درصد داشتند. آزمون ratio نشان داد که اختلاف در تشخیص ضایعه پروگزیمال
معنیدار نیست (4/0>P).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد، در تشخیص ضایعه در سطوح پروگزیمال بین دو سیستم تصویر برداری تفاوت معنیداری وجود ندارد.
عبدالرحیم داوری، فرناز فراهت، ساناز عباسی،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ترمیم ضایعات غیر پوسیده سرویکالی (NCCLs) به دلیل دشواری ادهیژن مواد دندانی چالش برانگیز است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر سه روش آماده سازی سطح دندان در NCCLs با استفاده از لیزر Er:YAG، فرز الماسی و سند بلاست بر روی استحکام باند ریزکششی بین کامپوزیت و عاج غیر پوسیده در ضایعات سرویکالی بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی 48 دندان کانین و پرمولر کشیده شده انسانی که دارای NCCLs در سطح باکال بودند، انتخاب و به صورت تصادفی به 4 گروه 12 تایی تقسیم شدند: گروه کنترل بدون هیچ گونه آماده سازی، گروه آماده سازی با لیزر Er:YAG، گروه آماده سازی با فرز و گروه آماده سازی با سند بلاست. باندینگ برای همه گروهها توسط Clearfil SE Bond انجام و سپس حفرات با کامپوزیت رزین Filtek Z250 ترمیم شدند. نمونهها برش داده شده و تحت آزمون استحکام باند ریزکششی قرار گرفتند. نتایج مطالعه با استفاده از آزمون کروسکال والیس آنالیز شد.
یافتهها: با توجه به نتایج بدست آمده، استحکام باند ریزکششی به ترتیب از بیشترین به کمترین مقدار در گروه سند بلاست (MPa 24/57±10/24)، گروه فرز الماسی (MPa 08/19±10/19)، گروه لیزر (MPa 05/59±9/18) و گروه کنترل (MPa 27/56±9/18) مشاهده گردید، اگرچه این مقادیر از نظر آماری بین گروهها معنیدار نبود (266/0P=).
نتیجهگیری: به نظر میرسد در دندانهای دارای NCCLs آماده سازی سطح دندان به وسیله سند بلاست تأثیر نسبتا" بهتری در ترمیم ضایعات دارد، اگرچه تفاوت آماری بین انواع روش های آماده سازی مورد استفاده در این مطالعه مشاهده نشد.
عبدالرحیم داوری، فرناز فراهت، سپیده عباسی،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل مختلفی در ایجاد پوسیدگی دندان نقش دارند، دندانپزشکی مدرن به دنبال راهی برای بهبود پوسیدگی دندان و راههای مختلفی برای افزایش رمینرالیزاسیون است. هدف از این مطالعه بررسی اثر خمیردندان و دهانشویه نانوهیدروکسی آپاتیت بر رمینرالیزاسیون ضایعات اولیه مینایی و انسداد توبولها بود.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 90 دندان سانترال کشیده شده انسانی استفاده شد. پوسیدگی مصنوعی به وسیله قرار دادن نمونهها به مدت 72 ساعت در محلول دمینرالیزاسیون در انکوباتور با دمای 37 درجه سانتیگراد ایجاد گردید. سختی نمونهها قبل از شروع آزمایش توسط تست میکروهاردنس انجام شد. نمونهها با توجه به جدول اعداد تصادفی به 6 گروه 15 تایی تقسیم شدند. برای گروه 6-1 نمونهها به مدت 14 روز تحت سیکل pH قرار گرفتند که شامل 3 ساعت دمینرالیزاسیون و 21 ساعت رمینرالیزاسیون بود. هم زمان گروههای 1-3 دو بار در روز در تماس با خمیردندان رقیق شده به نسبت 1:3 با آب دیونیزه به میزان 5 میلی لیتر به مدت دو دقیقه قرار گرفتند. نمونههای گروههای 6-4 به میزان 5 میلی لیتر برای هر نمونه در تماس با سه نوع دهانشویه به مدت یک دقیقه قرار گرفت. سپس نمونهها در جهت باکولینگوال به منظور ارزیابی هم زمان توبولهای عاجی برش خوردند و مجدداً تست میکروهاردنس ویکرز انجام و نتایج قبل و بعد مقایسه و میزان درصد رسوب روی سطح و انسداد توبولی توسط SEM گزارش گردید (006/0P=). سپس دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS24 و آمار توصیفی و تحلیل واریانس ANOVA و مقایسههای چندگانه Tukey تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: آزمون آماری نشان داد که بین گروههای مورد مطالعه اختلاف آماری معنیداری در تغییرات میکروهاردنس وجود دارد (006/0P=). همچنین آنالیز درون گروهی تغییرات میکروهاردنس در گروههای مورد مطالعه نشان داد که اختلاف معنیداری وجود دارد (0001/0P<). همچنین در بررسی میکروسکوپ الکترونی توبولهای عاجی تنها در گروه حاوی خمیردندان نانوهیدروکسی آپاتایت 5/0% انسداد و رسوب توبولها بیش از %50 مشاهده گردید (05/0P<).
نتیجه گیری: با توجه به مطالعه حاضر، نانوهیدروکسی آپاتیت میتواند یکی از استراتژیهای درمانی جهت بازسازی ضایعات پوسیدگی اولیه باشد و اضافه شدن نانوهیدروکسی آپاتیت ترجیحاً به خمیردندان سبب افزایش میکروهاردنس دندان میگردد.
شیرین طراوتی، زهرا عباسی هرمزی،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسیدگیهای دندانی بر کیفیت زندگی کودکان و والدین، سلامت دهان و سلامت کلی تأثیر گذار هستند و میتوانند با فعالیتهای روزانه و رشد کودکان تداخل کنند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط میان شدت پوسیدگیهای دندانی با کیفیت زندگی کودکان پیش دبستانی بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، اپیدمیولوژیک توصیفی بر روی 145 نفر از والدین و کودکان پیش دبستانی 5-2 ساله ساکن شهر اهواز انجام گرفت. روش نمونه گیری در دسترس و از میان مراجعه کنندگان به دانشکده دندانپزشکی و مطب متخصص دندانپزشکی کودکان اهواز بود. ﺍﺯ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ Early Childhood Oral Health Impact Scale (ECOHIS) ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻲ کیفیت زندگی ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺩﻫﺎﻥ ﻭ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺍﺳـﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪ. ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﻣﻮﮔﺮﺍﻓﻴﮏ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﻳﻦ ﻭ ﺷﺎﺧﺺ dmft (decayed, missing, filled teeth) ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ تعیین ﺷﺪ. آنالیزهای آماری شامل آمارهای توصیفی و ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون بود.
یافتهها: میانگین سنی کودکان مورد مطالعه، 2/1±12/4 سال بود. 72 کودک (65/49%) پسر و 73 کودک (34/%50)، دختر بودند. در مجموع بر اساس نتایج مطالعه ما میانگین ECOHIS برابر با 95/18±69/39 به دست آمد. میان کیفیت پایینتر زندگی و سن کمتر کودکان (۰۴۷/۰=P)، تحصیلات کمتر والدین (۰۱۸/۰=P) و تعداد دندانهای پوسیده بیشتر (۰۰۰/۰=P) رابطه معنیدار وجود داشت.
نتیجه گیری: شدت پوسیدگی دندانی بر کیفیت زندگی کودکان مؤثر است و با افزایش تعداد دندانهای پوسیده، وضعیت اجتماعی اقتصادی پایینتر والدین و سن بیشتر والدین کیفیت زندگی کودکان کاهش مییابد.
محمد حسن سمندری، عباس حقیقت، هستی سرابی کیا، مریم براتی، الهام السادات ببیننده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دندانپزشک و پرستاران به دلیل ماهیت حرفه خود در فاصله نزدیکی با بیماران قرار میگیرند و ریز قطرات بیماران آلوده خطر انتقال متقابل و افزایش ابتلا به بیماریهای ویروسی به ویژه کووید- 19 را افزایش میدهد. لذا هدف از این مطالعه ارزیابی میزان اضطراب و آگاهی دانشجویان دو سال اخر پرستاری و دندانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پیرامون کووید- 19 بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی به بررسی همه دانشجویان مشغول به تحصیل در دو سال آخر رشتههای دندانپزشکی و پرستاری پرداخت، پرسشنامه اضطراب بک (Beck Anxiety Inventory) و پرسشنامه سنجش آگاهی به صورت آنلاین در اختیار دانشجویان قرار گرفت. متغیرهای این پژوهش شامل سال تحصیل، رشته، اضطراب و آگاهی بود. پس از جمع آوری اطلاعات با استفاده از آزمون کای اسکوئر و جداول توزیع فراوانی اقدام به تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 23 و در سطح خطای 05/0 شد.
یافتهها: تعداد 429 دانشجو در مطالعه شرکت کردند که بیشتر آنها دانشجوی رشته پرستاری (7/58%) بودند و بیشترین فراوانی دانشجویان مربوط به سال ورودی 1397 (6/29%) بود. میانگین اضطراب دانشجویان پرستاری، ورودی 1396 (12/31 در سطح شدید) ورودی 1397 (53/28 در سطح متوسط)، میانگین اضطراب دانشجویان دندانپزشکی، ورودی 1394 (93/33 در سطح شدید) و ورودی 1395 (65/36 در سطح شدید) بود. همچنین میزان آگاهی دانشجویان پرستاری در اکثر سؤالات مورد بررسی در مورد آگاهی از کرونا از دانشجویان دندانپزشکی بالاتر بود و اختلاف معنی داری بین دانشجویان مشاهده گردید (05/0P<).
نتیجه گیری: سطح آگاهی دانشجویان پرستاری نسبت به دانشجویان دندانپزشکی بالاتر بود و میزان اضطراب در دانشجویان دندانپزشکی بالا بود. با شناخت محدودیتهای این مطالعه مقطعی، میتوان نتیجه گرفت که تنها تعداد کمی از دانشجویان دندانپزشکی از دانش خوبی در مورد روشهای انتقال، منشا، روش پیشگیری کووید- 19 برخوردار بودند. دانشجویانی که سال بالاتری تحصیل داشتند، بیشتر پاسخ صحیح داده بودند. تقویت دانش در مورد ایمنی زیستی در طول آموزش حرفهای دانشجویان دندانپزشکی به منظور کاهش خطرات آلودگی و عفونت متقاطع در طول مراقبت از بیمار مهم است. لزوم برگزاری دورههای آموزشی در خصوص افزایش میزان آگاهی و کاهش اضطراب دانشجویان توصیه میشود.
هادی کلانی، الهام عباسی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کراس بایت خلفی یک اختلال شایع در سیستم دندانهای شیری است که بر عملکرد جونده تأثیر میگذارد. بنابراین تشخیص و درمان زود هنگام دندانهای کراس بایت برای جلوگیری از عوارض بیشتر دندانی و تضمین رشد مناسب فک بسیار مهم است. در این مطالعه یک سیستم تشخیصی معقول و کارآمد محاسباتی برای تشخیص ویژگیهای بین کودکان با و بدون کراس بایت خلفی یک طرفه در دندان شیری از طریق سیگنال الکترومایوگرافی سطحی ارائه شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه تجربی از نوع آزمایشگاهی است که در آن برای تشخیص بیماری کراس بایت از ترکیب روش ماشین بردار پشتیبان و سیگنالهای الکترومایوگرام بهره گرفته شد. ایده اصلی روش ماشین بردار پشتیبان، یافتن ابر صفحه جداکننده بهینه است که حاشیه بین دو کلاس (وجود یا عدم وجود بیماری کراس بایت) در سیگنال الکترومایوگرام را به حداکثر برساند. در این پژوهش سیگنال الکترومایوگرام عضلات جونده در 40 کودک (4 تا 6 سال) در دو گروه سالم (20 نفر) و مبتلا به بیماری کراس بایت (20 نفر) طی دو توالی 20 ثانیه جویدن آدامس ثبت شد. سپس دادههای خام پردازش و ویژگیهای زمانی و فرکانسی آنها استخراج شدند. در این پژوهش هجده ویژگی زمانی و نه ویژگی فرکانسی از سیگنالهای عضلات استخراج شد. در انتها این ویژگیها به عنوان ورودی به روش ماشین بردار پشتیبان برای طبقه بندی دادهها و تشخیص بیماری کراس بایت استفاده شد. به منظور یافتن بهترین روش ماشین بردار پشتیبان، از چهار نگاشت خطی، تابع پایه شعاعی، غیرخطی مرتبه 2 و غیر خطی مرتبه 3 بهره گرفته شد.
یافتهها: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، بیماری کراسبایت تأثیر معنی داری بر سیگنالهای الکترومایوگرام داشت. نتایج نشان دادند که این بیماری بیش از آنکه بر فرکانس سیگنال الکترومایوگرام مؤثر باشد، بر دامنه آن تأثیر گذار است. بر این اساس، روش ماشین بردار پشتیبان با استفاده از ویژگیهای زمانی سیگنالهای الکترومایوگرام، توانست پیش بینی دقیقتری از بیماری کراسبایت را ارائه دهد. نتایج نشان دادند که بهترین ویژگی استخراج شده برای پیش بینی بیماری کراس بایت، ویژگی زمانی مقدار میانگین مطلق با 95 درصد دقت میباشد. همچنین از بین چهار نگاشت استفاده شده در پژوهش حاضر برای روش ماشین بردار پشتیبان، نگاشت پایه شعاعی عملکرد بهتری داشت.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که ترکیب سیگنال الکترومایوگرام و روش ماشین بردار پشتیبان میتواند در کاربردهای بالینی برای تشخیص کراس بایت خلفی یک طرفه کودکان مورد استفاده قرار گیرد. نتایج نشان داد که بیماری کراس بایت بر روی فعالیت الکترومایوگرام عضلات صورت تاثیر گذار میباشد. به عبارت دیگر با استخراج ویژگی از سیگنال الکترومایوگرام و ترکیب آن با روشهای یادگیری ماشین میتوان این بیماری را تا حد مناسبی پیش بینی کرد.
امیرحسین رستمی، سیدعلی سیدمجیدی، ولی الله آرش، عباس رامیار، نیما هدایتی گودرزی، امیرحسین قاسمی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: بیرون زدگی دندانی آلوئولی دو فک یکی از ناهنجاریهای شایع ارتودنتیک است. کشیدن پرمولرهای اول یکی از روشهای درمانی متداول در این بیماران محسوب میشود. از آنجایی که تأثیر این امر بر نسبتهای بولتون همچنان نامشخص است، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر کشیدن پرمولرهای اول بر نسبتهای بولتون به دنبال درمان ارتودنسی بود.
روش بررسی: این مطالعه آزمایشگاهی بر روی مدلهای فیزیکی بایگانی شده 34 بیمار کلاس I مبتلا به بیرون زدگی دندانی آلوئولی دو فک با عدم کفایت لبی بیش از ۴ میلی متر و لبهای برجسته، موجود در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل در سال 1403 انجام شد. تمامی بیماران دارای مجموعه کامل دندانهای 1 تا 6 در هر کوادرانت فکی بودند. پس از اسکن دیجیتالی مدلها، نسبتهای کلی و قدامی بولتون محاسبه گردید. سپس فرآیند کشیدن دیجیتالی پرمولرهای اول شبیه سازی شد. نسبتها بار دیگر اندازه گیری و با مقادیر پیش از درمان با آزمون تی نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مقایسه شدند.
یافتهها: از 34 کست مورد مطالعه، 6/67 درصد متعلق به بیماران مؤنث بود. میانگین نسبت کلی بولتون به دنبال کشیدن پرمولرهای اول از 23/2±33/90 درصد به 39/2±72/87 درصد و نسبت قدامی از 96/2±19/78 درصد به 03/3±85/77 درصد کاهش یافت (001/0>P). همچنین در ۱۵ بیمار فضای باقی مانده پس از درمان مشاهده شد که عمدتاً در فک پایین بود.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، کشیدن پرمولرهای اول منجر به کاهش معنی دار نسبتهای کلی و قدامی بولتون در بیماران مبتلا به بیرون زدگی دندانی آلوئولی دو فک شد. با این حال، احتمال باقی ماندن فضای اضافی به ویژه در فک پایین وجود دارد. توجه ارتودنتیست به این موارد در طرح درمان موفق و پایدار ضروری است.