25 نتیجه برای سرامیک
فاطمه مختاری، کاظم کوپایی، جلیل مدرسی، حمیدرضا همتی، هنگامه زندی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی توانایی قدرت سیل کنندگی MTA و سرامیک سرد به روش نفوذ باکتری بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 50 عدد دندان تک ریشه مستقیم کشیده شده انسان انتخاب شدند. در گروه اول، 20 دندان با MTA پر شدند. در گروه دوم، 20 دندان با سرامیک سرد پر شدند. از 5 دندان به عنوان کنترل مثبت (کانال با گوتاپرکای منفرد و بدون سیلر پر شد) و 5 دندان به عنوان کنترل منفی (کانال با گوتاپرکا و سیلر پر و با دو لایه لاک ناخن پوشانده شدند) استفاده شد. یک مدل میکرو لیکیج باکتری از باکتری های خانواده نشت باکتری از باکتری انتروکوکوس فکالیس جهت ارزیابی قدرت سیل کنندگی مورد استفاده قرار گرفت. دندانها در لولههای آزمایش قرار داده شدند به طوری که دو محفظه فوقانی و تحتانی تشکیل دادند. باکتریهای کشت شده در محفظه فوقانی و در تماس با ناحیه کرونالی دندان قرار گرفتند و انتهای ریشه در محفظه تحتانی که حاوی یک محیط کشت استریل بود قرار گرفتند. در این حالت تنها مسیر ارتباطی بین محفظه فوقانی و تحتانی، پرکردگی کانال ریشه بود. در این روش در صورت مشاهده کدورت در محفظه تحتانی، مشخص میشد که باکتریها توانستهاند از سد موجود عبور کنند و به محیط کشت برسند و با این روش نشت اندازهگیری شد. دادههای به دست آمده با استفاده از تستChi-Square آنالیز شدند.
یافتهها: در گروه اول (MTA) 7 نمونه و در گروه دوم (سرامیک سرد) 4 نمونه نشت داشتند. از نظر نشت، تفاوت آماری معنیداری بین MTA و سرامیک سرد وجود نداشت (288/0P=).
نتیجهگیری: توانایی سیل کنندگی سرامیک سرد و MTA به عنوان مواد پرکننده ریشه مشابه است.
حسینعلی ماهگلی، سمیه اللهیاری،
دوره 31، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
در سالهای اخیر استفاده از زیرکونیا به عنوان کور ساپورت کننده با استحکام بالا در رستوریشنهای تمام سرامیک مقبولیت زیادی یافته است. موارد شکست ایجاد شده در رستوریشنهای زیرکونیایی عمدتاً به دلیل ضعف در توده پرسلن ونیر و عوامل دیگری از جمله روش ونیر میباشد. غیر از روش متداول ونیر دستی، روشهای دیگری از جمله پرس و ونیر دیجیتال اخیراً معرفی و مورد استفاده قرار گرفتهاند. از سویی دیگر استفاده از زیرکونیای مونولیتیک بدون ونیر نیز راه حلی برای کاهش شکست میباشد. هدف از این مطالعه، مروری بر مقالاتی بود که به مقایسه سه روش موجود برای ونیرینگ رستوریشنهای زیرکونیا پرداختهاند و مقایسه تأثیر این روشها بر میزان شکست (failure) رستوریشنهای زیرکونیایی و همچنین مقایسه با زیرکونیای مونولیتیک میباشد. در متن این مطالعه مروری 42 مقاله در بازه سالهای 2000 تا پایان 2016 با استفاده از کلید واژههای مرتبط از موتورهای جستجوگر PubMed, google scholar استفاده شدند. در اغلب مقالات، روش ونیرینگ دیجیتالی به عنوان بهترین روش ونیرینگ با کمترین میزان شکست گزارش شده است و همچنین خصوصیات مکانیکی زیرکونیای مونولیتیک بالاتر از زیرکونیای ونیر شونده با روش دستی بوده است.
پویا جنتی، محمد ابراهیمی ساروی، تهمینه بامدادیان، فرهاد ثبوتی، سحر چپرلی، جمشید یزدانی چراتی، نسرین خاکی، صهبا امینی، عباس مسگرانی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین چالشهای دندانپزشکان، تحویل روکشی با مارژینال فیت و مارژینال گپ مناسب به بیمار است. تراش ۱۳۵ درجه مزایایی چون سهولت تکنیکی و ثبت مناسب خط خاتمه تراش دارد. علیرغم این مزایا، تحقیقات گستردهای بر روی این نوع تراش انجام نشده است. لذا بر آن شدیم تا در این مطالعه تراش ۱۳۵ درجه را با چمفر عمیق از نظر تطابق مقایسه نماییم.
روش بررسی: بر روی دو دندان مولر اول مندیبل با نسج تاجی سالم و اندازه مشابه، تراش چمفر عمیق و تراش ۱۳۵ درجه انجام شد. از هر دو دندان قالب تهیه شد و از روی هر دای، ۳۰ عدد روکش ساخته شد. نمونههای آغشته به fit checker توسط universal testing machine تحت نیروی ۴۰ نیوتن به مدت ۳ دقیقه قرار گرفتند و زیر لوپ با بزرگنمایی ۴۰ برابر در سه نقطه از هر بعد اندازهگیری و ثبت شدند. جهت آنالیز دادهها و مقایسه تطابق تراشها از آزمونهای آماری Kolmogorov-Smirnov و Wilcoxon در SPSS version24 استفاده گردید.
یافتهها: میانگین مارژینال فیت در تراش چمفر عمیق ۵۴۱۷/۴۸ میکرون و در تراش ۱۳۵ درجه ۳۳۳۳/۵۵ میکرون به دست آمد. مارژینال گپ، برای تراش چمفر عمیق ۴۸۳۳/۲ میکرون و برای تراش ۱۳۵ درجه ۰۰۸۳/۱ میکرون بود. P-value برای مارژینال گپ ۰۵۰/۰ بود که نشان دهنده وجود تفاوت معنیداری میان برتری تراش ۱۳۵ درجه بر تراش چمفر عمیق است. در مورد مارژینال فیت، P-value بالای ۰۵/۰ بود و برتری تراش 135 درجه از این حیث معنیدار نبود.
نتیجهگیری: تراش ۱۳۵ درجه بر چمفر عمیق از نظر مارژینال گپ برتری معنیدار داشت (05/0P≤). علیرغم اینکه تراش ۱۳۵ درجه بر چمفر از نقطه نظر مارژینال فیت نیز برتری داشت اما این تفاوت معنیدار نبود.
فاطمه مختاری، محمد محمدحسینی، نوشین فخاری، علیرضا یزدانی رستم،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی تغییر رنگ دندان ناشی از تماس با سرامیک سرد در مقایسه با MTA Angelus در مجاورت با محلولهای شستشو دهنده مانند هیپوکلریت سدیم و نرمال سالین بود.
روش بررسی: تعداد 50 نمونه دندان قدامی ماگزیلا کشیده شده انسانی انتخاب شد. پس از تهیه حفره دسترسی به 4 گروه آزمایشی و 1 گروه کنترل (10 عدد در هر گروه) تقسیم شدند. قبل از قرار دادن مواد داخل تاج، حفره دسترسی دندانهای گروه ۲ و ۴ با هیپوکلریت سدیم ۲۵/۵% و دندانهای گروه ۱ و۳ با سالین شستشو داده شده و پس از خشک شدن، ضخامت ۳ میلی متری از سرامیک سرد (گروه ۱ و ۲) و MTA Angelus (گروه ۳ و ۴) درون حفره دسترسی دندانها قرار داده شد. بعداز ست شدن مواد، تمام نمونهها با رزین مودیفاید گلس آینومر ترمیم شدند. بر اساس سیستم CIE Lab، تغییر رنگ کل E)Δ( هر نمونه در بازه زمانی قبل از کار، ۱ و 90 روز بعد از کار به دست آمد و با استفاده از تست ویلکاکسون مورد آنالیز آماری قرار گرفت.
یافتهها: طبق نتایج این پژوهش اختلاف میانگین تغییر رنگ در گروههای پر شده با سرامیک سرد و در بازههای زمانی مختلف تفاوت آماری معنیداری نداشت (05/0P>)، در حالی که در گروههای پر شده با MTA Angelus مقادیر آماری برای این معیار (اختلاف میانگین تغییر رنگ) در 90 روز پس از کار به طور معنیداری بالاتر از یک روزه بعد از کار بود (05/0P<).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که سرامیک سرد نسبت به MTA Angelus تغییر رنگ کمتری با گذشت زمان در دندان ایجاد میکند، در نتیجه میتوان آن را به عنوان جایگزین مناسبتری نسبت به MTA Angelus پیشنهاد داد.
الناز شفیعی، امین نوری زاده، پریسا جعفرزاده ملکی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دستیابی به ابزارهای قابل اعتماد جهت تطابق رنگ نمونههای سرامیکی در دندانپزشکی ترمیمی و زیبایی از اهمیت بالایی برخوردار میباشد. این مطالعه با هدف ارزیابی دقت اسکنرداخل دهانی Trios5 در تعیین رنگ نمونههای سرامیکی Vita classical ,Shade Guide VC انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت لابراتواری بوده و هر نمونه سرامیکی توسط دو مشاهدهگر به صورت مجزا از Shade Guide ویتا classical 15 بار توسط اسکنر داخل دهانی Trios5 برداشت شده و رنگ تعیین شده توسط اسکنر نمونه با رنگ Shade Guideهای VC مقایسه و میزان انطباق برداشتهای دستگاه با در نظر گرفتن نمونههای تعیین رنگ به عنوان مرجع بررسی شد. دادهها توسط نرم افزار آماری SPSS24 و آزمون تی تک نمونهای و ضریب کاپا در سطح
معنی داری 05/0 مورد بررسی تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: بیشترین دقت تشخیص در هر دو مشاهدهگر مربوط به رنگهای A2، A3، A3/5، A4، B1 و C4 با دقت تشخیص 100 درصد و کمترین دقت تشخیص در هر دو مشاهدهگر مربوط به رنگ A1 با دقت تشخیص صفر درصد بود. میانگین کلی دقت تشخیص مشاهدهگر اول و دوم به ترتیب 99/64 درصد و 75/63 درصد و دقت تشخیص کلی نیز
37/64 درصد بود. در تمام رنگها به جزء رنگ B2 (299/0=P) توافق آماری معنی داری بین دو مشاهدهگر مشاهده شد (05/0≥P).
نتیجه گیری: اسکنر Trios 5 میتواند به عنوان ابزار کمکی در تعیین رنگ سرامیکها استفاده شود، ولی برای کاربردهای بالینی توصیه میشود که همراه با منابع مرجع و روشهای مکمل مانند اسپکتروفوتومتر یا بررسی بصری توسط دندانپزشکان متخصص استفاده شود.