87 نتیجه برای دندانپزشکی
مهدی راهجو، بهاره طحانی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: از مهمترین پیامدهای رشد شتابان شهرنشینی در دهههای گذشته، نظام توزیع ناهمگون مراکز خدمات شهری به ویژه خدمات درمانی و تشدید نابرابری اجتماعی بوده است. بنابراین، هدف این طرح بررسی توزیع فضایی مراکز دندانپزشکی در شهر اصفهان از دیدگاه عدالت فضایی بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی- تحلیلی در سال ۱۴۰۲ در شهر اصفهان انجام شد. دادههای مورد نیاز در این طرح شامل داده جمعیت مناطق پانزده گانه شهر اصفهان، داده محدوده مناطق شهر اصفهان و مراکز دندانپزشکی شهر اصفهان وارد اکسل شدند. جمعیت مناطق از سالنامه آماری نفوس و مسکن به دست آمد. با مراجعه به سازمان نظام پزشکی اصفهان لیست دندانپزشکان شهر اصفهان و آدرس محل کار آنها را گرفته و آدرسهای موجود را یکی یکی در محیط گوگل ارث (Google Earth) وارد کرده و آن نقاط روی نقشه پیدا شد. با استفاده از نرم افزار Arcgis 10.8 بر اساس مفاهیم GIS (سیستم اطلاعات مکانی) به ارزیابی عدالت فضایی پرداخته است. در این تحقیق شاخص خود همبستگی موران برای بررسی نحوه توزیع مراکز دندانپزشکی به صورت تصادفی، پراکنده و یا خوشهای و آنالیزهای لکههای داغ و شعاع همسایگی (مراکزی که در در محدوده این شعاع همسایگی باشد دسترسی و نزدیکی به مراکز بیشتر است) استفاده شد. میزان دسترسی جمعیت به مراکز دندانپزشکی با محاسبه نسبت بین جمعیت به فاصله هر بلوک آماری (parcel) از مراکز دندانپزشکی محاسبه و 3 دسته بندی (برخورداری کامل، نیمه برخوردار و فاقد برخورداری) انجام شد.
یافتهها: z-score محاسبه شده در شاخص موران در سطح معنیداری 01/0، بزرگتر از 58/2 حاصل شد در نتیجه الگوی توزیع مراکز دندانپزشکی در شهر اصفهان به شکل خوشهای میباشد. همچنین ضریب موران مورد محاسبه (076/0) بزرگتر از مقدار ضریب مورد انتظار (000055/0-) بود، بنابراین الگوی توزیع مراکز دندانپزشکی به صورت خوشهای تأیید شدکه از نظر عدالت فضایی مطلوب نیست. ضریب شعاع همسایگی نشان داد هرچه از مرکز شهر به سمت حاشیه شهر میرویم دسترسیها به مراکز دندانپزشکی کمتر میشود. محاسبه دسترسی جمعیت به مراکز دندانپزشکی هم نشان داد که نواحی مرکز شهر برخوردارتر هستند. در حدود ۶۰% مناطق برخوردار محدود به سه منطقه شهرداری بودند و ۶۳% مساحت شهر در مناطق کم برخوردار قرار دارد.
نتیجه گیری: پراکنش مراکز دندانپزشکی در سطح شهر اصفهان از توزیع متعادلی برخوردار نبوده و بیشترین تمرکز متعلق به مناطق مرکزی شهر و نه مناطق پرجمعیت میباشد. این امر برنامه ریزی مناسب برای ایجاد مراکز دندانپزشکی در قسمتهای محروم و پرجمعیت شهر را ضروری میسازد.
بهاره سادات پزشکی، علی کاظمیان، بهاره طحانی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهشهای متعدد و قابل توجهی در حوزه دندانپزشکی اجتماعی تا کنون در کشور انجام شده است و بنابراین، هدف این مطالعه بررسی پراکندگی مطالعات انجام شده در این حوزه از نظر کمیت و میزان پوشش موضوعات مختلف بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در سال ۱۴۰۲ در ۴ فاز (مرحله) انجام شد. فاز آغازین یا مطالعه تطبیقی برای استخراج حیطهها و زیر حیطههای مطالعاتی مطرح در حوزه دندانپزشکی اجتماعی مدلهای نشر پژوهشها و استخراج لیست محققین این حوزه بود. فاز دوم شامل برگزاری جلسات دلفی مجازی با محققین دندانپزشکی جامعه نگر برای نهایی سازی فرمهای جمع آوری اطلاعات و حیطهها و زیر حیطههای پیشنهادی بود. چک لیست پیشنهادی در گروه مجازی متشکل از ۱۴۰ نفر از محققین حوزه قرار داده شد و از محققین درخواست شد پیشنهادات اصلاحی در خصوص حیطههای و زیر حیطهها را مشخص نمایند و اصلاحات تا زمان رسیدن به اجماع ادامه یافت. در فاز سوم دادهها جمع آوری و در فرمها وارد شد. منبع اصلی برای جمع آوری دادهها google scholar profile بود. فاز نهایی شامل طراحی سیستم در برنامه اکسس برای بایگانی و طبقه بندی اطلاعات با قابلیت جستجو و گزارش گیری بود. پس از ورود دادهها به برنامه بانک اطلاعاتی اکسس، فراوانی مطلق و فراوانی نسبی عنوانهای تحقیقاتی بر اساس موضوع و دانشگاه انجام دهنده تحقیق دسته بندی و در قالب نمودار و جدول ارایه شد.
یافتهها: بر اساس فاز اول و دوم طرح، چک لیست جمع آوری دادهها دارای ۶ حیطه و ۱۱ زیر حیطه بود. اپیدمیولوژی با بیشترین سهم (35%) در رتبه اول و نظام سلامت (30%) و ارتقاء سلامت (19%) به ترتیب در رتبه دوم و سوم قرار میگیرند. اخلاق (1%) در پایینترین رتبه میباشد. دانشگاههای تهران (33%)، اصفهان (25%) و شهید بهشتی (22%) بیشترین انتشارات را در حوزه تحقیقات دندانپزشکی اجتماعی داشتهاند. در حیطه اپیدمیولوژی، سهم پیمایشهای سلامت دهان با 204 مقاله (%74) و عوامل خطر سلامت دهان با 69 مقاله (26%) بیشترین مقالات بود.
نتیجه گیری: برخی از زیر حیطههای حوزه سلامت دهان و دندانپزشکی اجتماعی با کمیت بالا پوشش داده نشدهاند و میتواند منجر به ایجاد محدودیدت در بکارگیری نتایج تحقیقات در جهت بهبود وضعیت سلامت دهان درکشور شود.
نادر نوابی، حسین صافی زاده،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شرایط امروز فعالیت در رشتههای علوم پزشکی از جمله دندانپزشکی به سرعت در حال تغییر است. انفجار اطلاعات علمی از یک سو و افزایش آگاهی مصرف کنندگان از سوی دیگر به همراه پیشرفتهای روزافزون در هوش مصنوعی و دسترسی به اینترنت و شبکه گسترده اطلاعات، ارائه دهندگان خدمات سلامت را با شرایط پیچیده و متفاوت مواجه ساخته است. از جمله راهکارها برای پاسخگویی مناسب به نیازهای درمانی بیماران بهرهمندی از بهترین شواهد موجود به همراه تجربه بالینی و توجه به ارزشها و ترجیحات بیماران است که در قالب عملکرد مبتنی بر شواهد تجلی پیدا میکند. این مقاله سعی دارد دندانپزشکی مبتنی بر شواهد و مراحل اجرای آن را به زبان ساده ارائه نماید.
روش بررسی: برای یافتن مقالات مرتبط در زمینه دندانپزشکی مبتنی بر شواهد، پایگاه اطلاعات علمی PubMed و موتور جستجویGoogle Scholar از سال 2000 تا 2023 با کلید واژههای Evidence based dentistry، Clinical practice و Decision making مورد بررسی قرار گرفتند. از بین مقالههایی جستجو شده براساس معیارهای ورود و خروج به مطالعه، 15 مقاله به زبان انگلیسی که موضوع اصلی آنها دندانپزشکی مبتنی بر شواهد با رویکرد آموزشی بوده انتخاب گردید و برای تشریح دندانپزشکی مبتنی بر شواهد و اجزای آن مورد استفاده قرار گرفت.
نتیجه گیری: با توجه به پیچیدگی مسائل بیماران و افزایش آگاهی آنها، برخورداری دندانپزشکان از مهارت های تخصصی برای برآوردن نیازهای بیماران مطابق با انتظارات و ارزش های آنها و در عین حال بهره گیری از یافته های تحقیقات ضروری است.
هادی قاسمی، آرزو ابن احمدی، شهیده نادی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش هیجانی به دانشجویان دندانپزشکی کمک میکند تا در مدیریت استرس و برقراری ارتباط مؤثر با بیماران موفقتر باشند، در حالی که خودکارآمدی باعث تقویت اعتماد به نفس آنها در انجام وظایف بالینی و یادگیری مهارتهای حرفهای میشود. ارتباط این دو عامل به بهبود عملکرد تحصیلی و حرفهای آنها منجر میشود. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین هوش هیجانی، خودکارآمدی و موفقیت تحصیلی در میان دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی شامل ۵۵ دانشجوی دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی (ایران) بود که به صورت نمونه در دسترس از ورودیهای مختلف انتخاب شدند. برای اندازه گیری باورهای خودکار آمدی تحصیلی از پرسشنامه Sherer استفاده شد که شامل 37 سؤال و امتیاز تئوریک 70-37 است. برای اندازه گیری میزان هوش هیجانی از پرسشنامه Bar-on که شامل 30 پرسش و امتیاز تئوریک 450-90 است، استفاده شد. اندازه گیری موفقیت تحصیلی با استفاده از معدل افراد انجام شده و همچنین جنس، سکونت در منزل یا خوابگاه، میزان تحصیلات والدین به عنوان متغییرهای زمینهای مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، آزمونهای t و ضریب همبستگی Pearson تحلیل شدند.
یافتهها: از 55 دانشجوی شرکت کننده در این تحقیق شامل 30 خانم و 25 آقا، میانگین نمرات هوش هیجانی 85/84، خودکارآمدی 02/62 و معدل 42/16 به دست آمد. تفاوت معنی داری در نمرات هوش هیجانی بر اساس جنسیت و محل سکونت بین دانشجویان وجود داشت، به طوری که دانشجویان مرد نسبت دانشجویان زن و دانشجویان ساکن خوابگاه نسبت به دانشجویان ساکن در منزل شخصی (02/0P=) به طور متوسط نمرات بالاتری کسب کردند ولی در نمرات خودکارآمدی و معدل تفاوتی بین مردان و زنان نبود. همچنین دانشجویانی که سطح تحصیلات مادرشان بالاتر بود و آنهایی که ساکن منزل شخصی بودند، معدل بالاتری داشتند (03/0P<). هیچ ارتباط آماری معنی داری بین پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی و خودکارآمدی مشاهده نشد.
نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهند که اگرچه هوش هیجانی و خودکارآمدی ممکن است به طور مستقیم بر موفقیت تحصیلی تأثیر نگذارند، عوامل دیگری مانند محیط زندگی و تحصیلات والدین میتوانند نقش داشته باشند. درک این پویاییها میتواند به اساتید کمک کند تا بر توسعه همه جانبه دانشجویان تمرکز کنند و نه تنها مهارتهای تحصیلی بلکه عوامل شخصی و اجتماعی که به عملکرد و سلامت دانشجویان کمک میکنند را مورد توجه قرار دهند.
محدثه سادات نقیبی، حامد شاه میر، سجاد امیدیان،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در این پژوهش ریزساختار، رفتار استحاله فازی، خواص مکانیکی و مقاومت به خستگی سه ابزار چرخشی نیکل- تیتانیومی مورد بررسی قرار گرفت. هدف اصلی این پژوهش یافتن اثر مؤلفه ریزساختاری بر عملکرد این ابزارها بود.
روش بررسی: سه ابزار چرخشی با نامهای تجاری Denco،Edgeendo و Eighteeth مورد مطالعه قرار گرفت. به منظور ارزیابی ریزساختار و رفتار استحاله ابزارها از روشهای متالوگرافی، پراش پرتو ایکس و کالریمتری روبشی افتراقی استفاده شد. از آزمون خمشی برای بررسی رفتار سوپرالاستیسیته و حافظه داری و از ریزسختی سنجی جهت ارزیابی سختی نمونهها بهره گرفته شد. همچنین رفتار خستگی چرخهای در یک قالب حاوی کانال شبیه سازی شده دندان مورد بررسی و توسط آنالیز آماری پارامتریک محاسبه شد. سطح شکست نمونهها نیز توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی مطالعه شد.
یافتهها: آنالیز کالریمتری روبشی افتراقی به همراه نتایج پراش پرتو ایکس گواه حضور درصد بالای فاز R در ابزار Edgeendo است. ابزارهای با کسر حجمی بالاتر فاز مارتنزیت سختی کمتر اما میزان حافظه داری و مقاومت به خستگی بهتری از خود نشان دادند. دو ابزار Denco و Edgeendo با کیفیت سطحی مطلوبتر و کسر حجمی بالاتر از فاز مارتنزیت در ریزساختار، مقاومت به خستگی چرخهای بهتری نسبت به ابزار Eighteeth نشان دادند. در تمامی نتایج مقادیرP-value کمتر از ۰۵/۰ بود.
نتیجه گیری: ریزساختاری حاوی فازهای مارتنزیت و آستنیت به همراه دماهای استحاله و سختی مناسب آلیاژ نقش مهمی بر عمکرد ابزارهای چرخشی دارند. این تحقیق به انتخاب بهینه این ابزارها در درمان ریشه دندان کمک خواهد کرد و امکان دستیابی به نتایج بهتری در درمان را فراهم میآورد.
نگار کمالی، فریماه سرداری، مصطفی صادقی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت خواب نقش بسزایی در عملکرد تحصیلی دانشجویان دندانپزشکی به ویژه در سالهای بالینی دارد؛ شناسایی و درمان دانشجویان در معرض خطر اختلالات خواب باعث میشود که افت عملکرد تحصیلی کاهش یافته یا محدود شود. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط کیفیت خواب با عملکرد آموزشی دانشجویان دندانپزشکی رفسنجان (ایران) بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی- توصیفی- تحلیلی بود که در بین تمامی دانشجویان دندانپزشکی رفسنجان انجام شد. این مطالعه به روش پرسشنامه به صورت آنلاین در سایت پرس لاین برای تمامی دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان - ایران ارائه شد. پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و شماره دانشجویی به همراه پرسشنامه استاندارد کیفیت خواب پیتزبرگ بود. پرسشنامه پیتزبرگ، کیفیت خواب را در بازه صفر تا ۲۱ بررسی میکند. لینک پرسشنامه از طریق تلگرام در دسترس دانشجویان قرار گرفت و معدل کل دانشجویان با استفاده از شماره دانشجویی از معاونت آموزش دانشگاه به دست آمد. دادهها با نرمافزار SPSS26 تجزیه و تحلیل شدند. ابتدا دادهها با آزمون کولموگراف اسمیرونوف تحلیل شدند. نتایج این آزمون نشان داد که توزیع دادهها نرمال نمیباشد (05/0
یافتهها: ۱۵۱ دانشجو در پرسشنامه شرکت داشتند که از این تعداد ۷۳ نفر مرد (۳/48%) و ۷۸ نفر زن (۷/51%) بودند. میانگین و انحراف معیار سنی افراد مورد مطالعه۳/۲ ± ۱۱/۲۲ سال بود. میانگین نمره کلی کیفیت خواب دانشجویان دندانپزشکی برابر با ۱۳/۸ بود که طبق پرسشنامه، دانشجویان، کیفیت خواب ضعیفی را تجربه میکنند. ۱/۸۶% دانشجویان، دارای کیفیت خواب ضعیف بودند. بررسی همبستگی کیفیت خواب با عملکرد تحصیلی نشان داد که بین آنها ارتباط معنی داری وجود ندارد. کیفیت خواب با جنسیت، تأهل، محل سکونت و سال ورودی ارتباط معنی داری نداشت (۰۵/۰
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که اکثر دانشجویان دندانپزشکی رفسنجان، کیفیت خواب پایینی داشتند. با اینکه بین کیفیت خواب و عملکرد تحصیلی ارتباطی وجود نداشت اما توجـه بـه وضـعیت خواب این دانشجویان به منظور ارتقاء کیفیت خواب آنها که عاملی مهم در ارتقاء سـلامت آنهاسـت از سـوی مـدیران و برنامـه ریـزان بهداشتی ضروری به نظر میرسد.
امیرحسین میرهاشمی، یاسمن سنایی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ظهور هوش مصنوعی (Artificial intelligence) در پزشکی، تخصصهای مختلف پزشکی از جمله ارتودنسی را متحول نموده است. هوش مصنوعی نتایج امیدوار کنندهای را در افزایش دقت تشخیص، طرح درمان و پیش بینی نتایج درمان نشان داده و با در دسترس قرار گرفتن برنامههای مختلف هوش مصنوعی، کاربرد آن در حیطه ارتودنسی افزایش یافته است. در این مطالعه به بررسی کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در ارتودنسی پرداختیم تا با داشتن اطلاعات به روز، بتوانیم در موارد نیاز از هوش مصنوعی استفاده کنیم.
روش بررسی: جستجوی جامع در پایگاه اطلاعاتی PubMed، با استفاده از واژگان کلیدی Orthodontics و Artificial intelligence در محدوده سالهای 2020 تا 2025 میلادی انجام شد. در جستجوی اولیه 643 مقاله یافت شد. پس از حذف مقالات بر اساس معیارهای ورود و خروج، 293 مقاله جهت بررسی متن کامل باقی ماندند و در نهایت 38 مقاله وارد مطالعه مروری ما شدند تا بررسی جامعی از کاربردهای هوش مصنوعی در ارتودنسی به دست آید.
یافتهها: امروزه شاهد کاربرد هوش مصنوعی در حوزههای مختلف ارتودنسی در مراحل مختلف تشخیص، درمان، پیش بینی نتایج و آموزش هستیم. در بسیاری از این زمینه ها از جمله آنالیز تصاویر و کمک به طرح درمان دقت بالایی از خود نشان داده است اما در برخی حیطه ها مانند آنالیز فضا و پیش بینی نتایج درمان نیاز به ارتقا دارد.
نتیجهگیری: انجام مطالعات مرور سیستماتیک با تمرکز بر هر یک از زمینههای کاربرد هوش مصنوعی که در مقاله حاضر به آن پرداخته شد، میتواند به توسعه نگرش محققان نسبت به این تکنولوژی نو ظهور کمک کند.
مریم ربیعی، ایده دادگران، احمد آل موسوی، صبا مسعودی راد، صهبا خصوصی ثانی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامه ریزی آموزشی از حوزههای اصلی تعلیم و تربیت محسوب میشود که نقش اساسی در تربیت مطلوب نیروی انسانی دارد. هدف از این پژوهش مقایسه برنامه آموزشی دندانپزشکی عمومی در ایران با چند دانشکده دندانپزشکی معتبر از کشورهای خاورمیانه بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تطبیقی با بهره گیری از کوریکولوم آموزش دندانپزشکی شش کشور مطرح در خاورمیانه در حیطه علوم دندانپزشکی بود. انتخاب آنها بر اساس تشابهات و ویژگیهای مشترک فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی صورت گرفت. پس از جمع آوری کوریکولومهای انتخاب شده، چهار مرحله شامل توصیف (Description)، تفسیر (Interpretation)، همجواری (Juxtaposition) و مقایسه (Comparison) صورت گرفت. سپس جداولی بر پایه اهدافی ازجمله تعداد سالهای تحصیل، رسالت، اهداف کلی و نقش دانش آموختگان در سیستم درمانی آن کشور ترسیم گردید.
یافتهها: کوریکولومهای آموزشی کشورها در خاورمیانه از لحاظ تعداد سالهای تحصیل در رشته دندانپزشکی، رسالت و اهداف کلی و نقش دانش آموختگان در سیستم درمانی آن کشور دارای شباهتهای زیادی بودند و عمدهترین تفاوتها در تعداد و نوع واحدهای تدریسی در کوریکولوم این کشورهاست. بنابر نتایج این مطالعه، کوریکولوم کشورهای ایران، عربستان و امارات بیشترین شباهت را در میان کشورهای خاورمیانه داشتند. شیوه آموزش و پراکندگی مباحث در کوریکولومهای کشورها آنها را از یکدیگر متمایز میکند.
نتیجه گیری: کشورهایی که بر پایه تحصیل زبان روسی میباشند تعداد سالهای تحصیل کوتاهتر و مشابه روسیه دارند. حال آنکه کشورهایی با پایه آموزشی آمریکایی همچون عربستان، امارات متحده عربی و حتی ایران سال تحصیلی طولانیتر و شباهتهای کلیتری در مضمون آموزشی دارند.
مهناز حاتمی، فریمان عبداللهی، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت خواب ممکن است بتواند یک فاکتور پیشگویی کننده بروز اختلالات گیجگاهی فکی باشد. بیماران مبتلا به اختلال مفصل گیجگاهی فکی مشکلات اختلالات خواب و دردهای فک و صورت را تجربه میکنند. تشخیص بهموقع اختلالات مفصل گیجگاهی- فکی میتواند پیشرفت آن را در مراحل اولیه متوقف کرده و شدت آن را کاهش دهد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین اختلالات مفصل گیجگاهی فکی با کیفیت خواب دانشجویان دندانپزشکی یزد در سال 1403 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 211 نفر از دانشجویان دانشکده دندانپزشکی یزد در سال ۱۴۰۳ به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند. از پرسشنامههای Fonseca و PSQI به ترتیب جهت تعیین شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی و بررسی کیفیت خواب استفاده شد. جهت بررسی علائم TMD از معاینه بالینی مفصل گیجگاهی فکی برای بررسی علائم اختلالات مفصل گیجگاهی فکی استفاده شد. همچنین اطلاعات دموگرافیک افراد شامل جنس، وضعیت تأهل و وضعیت سکونت ثبت گشت. دادهها پس از جمع آوری با آزمونهای کای دو و تی تست تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: آنالیز بر روی 211 نفر شامل 118 مرد (56%) و 93 زن (44%) انجام شد. از بین شرکت کنندگان، 204 نفر (88/%83) حداقل یک علامت از اختلالات مفصل گیجگاهی فکی داشتند. صداهای فک، انحراف از خط وسط، درد و محدودیت در باز شدن دهان به ترتیب شایعترین علائم در بین شرکت کنندگان بود. تفاوت معنی داری از لحاظ فراوانی علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی، صدای فک، انحراف فک و محدودیت در باز شدن با جنسیت وجود نداشت. فراوانی شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی و علائم آن بر حسب سکونت و وضعیت تأهل معنی دار نبود. گرچه هم زمانی میان کیفیت خواب نامناسب و شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی وجود داشت، ولی بین وجود علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی و کیفیت خواب نامناسب هم زمانی وجود نداشت (05/0
نتیجهگیری: گرچه فراوانی علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی تفاوت معنی داری در دو جنس نداشت، اما شدت اختلالات مفصل گیجگاهی فکی و درد فکی در دانشجویان دختر به طور معنی داری بالاتر بود. افرادی که کیفیت خواب نامناسبی داشتند به طور معنی داری اختلالات مفصل گیجگاهی فکی بیشتری داشتند.
مهرزاد عسکرانی، هاجر شکرچی زاده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای خود مراقبتی دهان در کارکنان حوزه سلامت نه تنها باعث افزایش سلامت دهان خود افراد و بیمارانشان میشود، بلکه باعث درک بهتر جامعه از روشهای پیشگیری از بیماریهای دهان نیز میگردد. از این رو این مطالعه با هدف بررسی وضعیت خود مراقبتی دهان و مقایسه آن بین دانشجویان دندانپزشکی، پرستاری و مامایی انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر در سال 1402 جهت مقایسه وضعیت خود مراقبتی دهان دانشجویان سال اول و آخر رشتههای دندانپزشکی، پرستاری و مامایی از پرسشنامه HU-DBI (Hiroshima University Dental Behaviour Inventory) استفاده شد. دانشجویان داوطلب به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی اسپیرمن، کراسکال والیس و من ویتنی آنالیز شد (05/0>P).
یافتهها: تعداد 348 دانشجو شامل 67 درصد زن در مطالعه شرکت کردند. اختلاف معنی داری بین میانگین وضعیت خود مراقبتی دانشجویان سال اول رشته دندانپزشکی (71/1±01/5)، رشته پرستاری (81/1±81/4) و رشته مامایی(63/79±1/4) مشاهده نشد (676/0=P). میانگین وضعیت خود مراقبتی دانشجویان سال آخر رشته دندانپزشکی (59/71±1/6)، پرستاری (62/1±13/5) و مامایی (61/1±17/5) بود. بین وضعیت خود مراقبتی و رشته تحصیلی دانشجویان سال آخر اختلاف معنی داری مشاهده شد و دانشجویان دندانپزشکی به صورت معنی داری از میانگین خود مراقبتی بالاتری برخوردار بودند (001/0>P).
نتیجه گیری: خود مراقبتی دهان در دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد اصفهان در حد متوسط بود. گرچه دانشجویان دندانپزشکی نسبت به دانشجویان پرستاری و مامایی از سطح خود مراقبتی بالاتری برخوردار بودند اما آموزشهای بیشتر در این زمینه ضروری بنظر میرسد.
پویان زرافشان، میثم مرادی، میثم میرزایی، پژمان هادی نژاد، همت قلی نیا،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب دندانپزشکی یکی از رایجترین موانع در مسیر بهرهمندی از خدمات سلامت دهان و دندان به شمار میرود که میتواند منجر به تأخیر در مراجعه، اجتناب از درمان و تشدید مشکلات دهانی گردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سطح اضطراب دندانپزشکی در بیماران مراجعهکننده به مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر بابل بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1399 بر روی 400 بیمار بالای 18 سال مراجعه کننده به مطبهای خصوصی دندانپزشکان عمومی شهر بابل، که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، نسخه فارسی پرسشنامه استاندارد اضطراب دندانپزشکی (DAI) مشتمل بر 36 گویه در مقیاس لیکرت پنج گزینهای (محدوده نمرات از 36 تا 180) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی تأیید شده است. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل و آنالیز واریانس نرمافزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان 03/9 ± 61/31 سال بود و 8/61% ایشان مؤنث بودند. میانگین نمره اضطراب دندانپزشکی 04/31 ± 52/129 (از 180 نمره) گزارش شد که نشاندهنده سطح نسبتاً بالای اضطراب در جامعه مورد بررسی است. اضطراب در زنان و افراد مجرد به طور معنی داری بیشتر بود (به ترتیب 002/0=P و 007/0=P)، اما بین گروههای سنی، شغل، تحصیلات و تعداد مراجعات تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سطح اضطراب دندانپزشکی در مراجعین به مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر بابل بالا بود. لذا توجه به مداخلات آموزشی، روانشناختی و ارتقاء ارتباط حرفهای در محیطهای درمانی دندانپزشکی به منظور کاهش اضطراب بیماران، ضروری به نظر میرسد.
سید حسین طباطبایی، الهه ابراهیمی، سارا حیدری، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان خودکارآمدی دانشجویان نقش مهمی در ارزیابی سیستم آموزشی دارد. هدف از این مطالعه به بررسی خودکارآمدی دانشجویان دندانپزشکی یزد در تشخیص و مدیریت ضایعات پاتولوژیک دهان و فک بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در میان دانشجویان دندانپزشکی از نیم سالهای 6 تا 12 انجام شد. در مجموع، ۲۵۰ پرسشنامه خودکارآمدی که با هدف ارزیابی توانایی دانشجویان در مدیریت ضایعات طراحی شده بود. پرسشنامهای محقق ساخته شامل فرآیند نمونه برداری، عوامل مرتبط در حوزههای طبقه بندی بالینی ضایعات، ارزیابی و تشخیص بالینی ضایعات، تشخیص افتراقی و برنامه ریزی درمانی توزیع شد. دادهها به صورت خود اظهاری جمع آوری و با نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند. آزمونهای آماری مختلف برای بررسی رابطه بین متغیرها، شامل ترم تحصیلی، جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل استفاده شد. با توجه به میانگین و انحراف معیار به دست آمده در مطالعه، نمرات به شکل کیفی تقسیم بندی شد.
یافتهها: میزان پاسخ گویی پرسشنامه 6/91% بود. میانگین نمره خودکارآمدی دانشجویان 72/14±30/80 از 150 بود، که سطح متوسطی از خودکارآمدی را نشان میداد. انجام نمونه برداری کمترین میزان خودکارآمدی را داشت، در حالی که دانشجویان در تشخیص و مدیریت زخمهای دهانی خودکارامدی بیشتری نشان دادند. دانشجویان نیمسالهای بالاتر خودکارآمدی بهمراتب بیشتری از خود نشان دادند (018/0=P)، در حالیکه تفاوتهای مربوط به جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل از نظر آماری معنی دار نبود (05/0
نتیجهگیری: به طور کلی، سطح خودکارآمدی دانشجویان متوسط ارزیابی شد و تجربه بالینی و دانش نظری در طول زمان خودکارآمدی آنها را افزایش داد. حوزههایی مانند بیوپسی و تشخیص ضایعات پیش سرطانی نیازمند توجه بیشتر هستند. بهبود روشهای آموزشی و افزایش فرصتهای تمرین بالینی میتواند دانشجویان را برای چالشهای عملی بهتر آماده کند.
عارف نادری خورشیدی، محمدمهدی نقیبی سیستانی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبتهای دندانپزشکی خطر انتقال عفونتهای ویروسی و باکتریایی را برای بیماران و پرسنل به همراه دارد. آگاهی بیماران از اصول کنترل عفونت میتواند در بهبود ایمنی محیط درمان و ارتقاء سلامت عمومی نقش مؤثری ایفا کند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی سطح آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت در درمانهای دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال ۱۴۰۱ بر روی ۳۹۰ نفر از بیماران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای معتبر مشتمل بر ۲۴ پرسش درباره اصول کنترل عفونت بود. پاسخ صحیح به هر سؤال یک امتیاز داشت. نمره و سطح آگاهی شرکت کنندگان براساس جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات و تعداد دفعات، به ترتیب با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل، آنالیز واریانس و مجذور کای نرمافزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران ۲۴/۱۳ ± ۸۹/۳۳ سال و ۸/۶۲% از ایشان زن بودند. میانگین نمره آگاهی بیماران
۲۱/۳ ± ۳۷/۱۸ بود. 4/76% از شرکتکنندگان در سطح آگاهی خوب قرار داشتند. میانگین نمره آگاهی بیماران در زنان بیشتر از مردان بود (006/0=P). همچنین بر اساس سطح تحصیلات (001/0>P) و گروه سنی (01/0=P) اختلاف آماری معنی داری نشان داد. اما بر اساس تعداد جلسات درمانی اختلاف معنی داری دیده نشد (867/0=P).
نتیجهگیری: اگرچه سطح کلی آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت قابل قبول بود، اما در برخی حوزهها همچنان ناآگاهی وجود دارد. طراحی برنامههای آموزشی هدفمند بهمنظور ارتقاء سطح آگاهی بیماران در زمینه کنترل عفونت توصیه میشود.
بیتا خیری، منا فاضل قاضیانی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل تسهیل فرآیند تشخیص و تصمیم گیری بالینی در دندانپزشکی با استفاده از هوش مصنوعی (AI) در سالهای اخیر، استفاده از این ابزار در دندانپزشکی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بر همین اساس لازم است دندانپزشکان از مزایا و معایب هوش مصنوعی قبل از اجرای آن آگاه باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی جامع کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در تشخیص بیماریهای دندانی همراه با چالشها و معایب آن انجام شد.
روش بررسی: برای این مقاله مروری، یک جستجوی کامل بر روی پایگاههای اطلاعاتی Pub-Med و Google Scholar انجام شد و مطالعات منتشر شده طی سالهای اخیر و همچنین مطالعات منتشر شده 2024 با استفاده از کلید واژههای «هوش مصنوعی»، «دندانپزشکی»، «تشخیص» گردآوری شد. در نهایت مقالات مرتبط، با تمرکز بر هوش مصنوعی در دندانپزشکی و تشخیص بیماریهای دندانی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: پیشرفتهای هوش مصنوعی در تصویربرداری دندان، به ویژه از طریق یادگیری ماشینی (ML) و شبکههای عصبی مصنوعی (Artificial Neural Networks-ANN)، به طرز چشمگیری روشهای تشخیص بیماریهای دندانی را متحول کرده است. این فناوریها با استفاده از الگوریتمهایی که به سیستمها امکان یادگیری و واکنش به دادهها را میدهند، به دندانپزشکان کمک میکنند تا اطلاعات پیچیده را تحلیل کنند و نتایج دقیقتری به دست آورند. جدیدترین پیشرفت در این حوزه، یادگیری عمیق (DL) است که با استفاده از چندین لایه شبکه عصبی، قادر به پردازش دادههای بدون برچسب و پیشبینی نتایج میباشد. این تکنیکها در زمینههای مختلفی مانند تصویربرداری تشخیصی، پریودنتولوژی، تشخیص پوسیدگی دندان و غربالگری پوکی استخوان کاربرد دارند و به بهبود کیفیت خدمات دندانپزشکی کمک میکنند. علیرغم مزایای هوش مصنوعی در دندانپزشکی بالینی، سه چالش بحث برانگیز شامل سهولت استفاده، بازگشت مالی سرمایه و شواهد عملکرد یا به عبارتی قابل اعتماد بودن وجود دارد و باید مدیریت شوند.
نتیجه گیری: همانطور که نتایج به دست آمده نشان میدهد، مهمترین مزیت هوش مصنوعی، تشخیص بیماریهای دندان است. هوش مصنوعی با خودکارسازی وظایف روتین و بهبود مراقبت از بیماران، پتانسیل بالایی برای کاهش فشار بر سیستمهای بهداشتی دارد. با این حال، این فناوری هرگز نمیتواند جایگزین تخصص انسانی شود و باید بر اساس اصول اخلاقی هدایت گردد. در نهایت، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری ارزشمند در دندانپزشکی شناخته میشود و تصمیمگیری نهایی همواره بر عهده دندانپزشک باقی میماند.
فریبا ابدال، مسعود سلطانی، مریم کاظم پور، محمد حسین حدادی، نگین نشانی فرد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: محیط یادگیری به عنوان هر چیزی که در کلاس درس یا گروه آموزشی، دانشکده یا دانشگاه اتفاق میافتد تعریف شده است. آگاهی از نظرات دانشجویان دندانپزشکی از محیط یادگیری خود، مسئولان را در ارائه راه کارهای بهبود کیفی و کمی آموزش بالینی یاری میکند. یکی از ابزارهایی که به اندازه گیری کمی محیط و فضای حاکم بر آموزش دندانپزشکی میپردازد (Dental Student Learning Environment Survey) DSLES میباشد، لذا هدف از این مطالعه ارزیابی محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی ایلام بر اساس مدل DSLES بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بر روی 114 دانشجوی رشته دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی ایلام به صورت سرشماری در سال 1403 انجام شد. اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS24 مورد ارزیابی قرار گرفت. مجموع نمرات محاسبه شده با استفاده ازآزمون t-test (Student’s t-test) تحلیل شد و سطح معنی داری در این مطالعه 05/0>p در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی در ابعاد مختلف در محدوده میانه تا نسبتاً مطلوب قرار داشت، اما هیچ یک از مؤلفهها به حد عالی نرسیدند. بالاترین امتیاز مربوط به "روابط بین دانشجویان" و پایینترین امتیاز مربوط به "انعطاف برنامه آموزشی" بود. روابط بین دانشجویان بالاترین امتیاز در بین مؤلفهها که نشان دهنده فضای همکاری و تعامل مثبت بین دانشجویان بود (002/0=p). انعطاف برنامه آموزشی پایینترین امتیاز در بین مؤلفهها ساختار نسبتاً سخت و کم انعطاف برنامههای آموزشی بود (000/0=p). نتایج مطالعه نشان دهنده تفاوتهای آماری معنی دار بین ادراک دانشجویان پریکلینیک و کلینیک از محیط آموزشی بود (05/0p<).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی از ساختار پایهای مناسبی برخوردار بود ولی نیازمند تحولاتی در جهت بهبود کیفیت آموزشی میباشد. تمرکز بر افزایش انعطاف پذیری برنامههای آموزشی، تقویت پاسخگویی به نیازهای دانشجویان (به ویژه در دوره کلینیک) و حفظ عدالت جنسیتی موجود میتواند به ارتقای کیفیت کلی محیط آموزشی منجر شود.
وحید هرندی، فهیمه رشیدی میبدی، فاطمه کارآمد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع فناوریهای دیجیتال در دندانپزشکی، ارزیابی سطح آگاهی و نگرش دندانپزشکان نسبت به این تحول ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی آگاهی و نگرش دندانپزشکان عمومی شهر یزد نسبت به دندانپزشکی دیجیتال در سال ۱۴۰۳ بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ۱۳۵ دندانپزشک عمومی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه آنلاین شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با آگاهی و نگرش جمع آوری و با نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. آزمونهای من ویتنی، کروسکال- والیس و کای اسکوئر برای بررسی متغیرها استفاده گردید.
یافتهها: ۵۹ مرد و ۷۶ زن با میانگین سنی 87/7 ± 92/31 سال در مطالعه شرکت کردند. میانگین نمره آگاهی 77/2 ± 76/7 از ۱۲ بود. آگاهی بیشتر و نگرش مثبتتر با سن بالاتر، سابقه کاری بیشتر و جنسیت مرد مرتبط بود (05/0P<) 1/%74 از شرکت کنندگان نسبت به دستگاه CAD/CAM شناخته شده آگاهی نداشتند و 8/74% از پاسخ دهندگان با نرم افزارهای مربوط به ایمپلنت دیجیتال آشنا نبودند و 60% نیز نسبت به کاربرد صحیح اسکنرهای داخلدهانی آگاهی نداشتند. 5/81% نگرش کلی مثبت داشتند، اما تنها 9/11% دانش خود را هماهنگ با فناوریهای نوین میدانستند.
نتیجهگیری: دندانپزشکان عمومی از سطح آگاهی متوسطی برخوردارند و شکافهای دانشی موجود نیازمند توجه بیشتر در آموزش دانشگاهی و مداوم است. ارتقای دانش گروههای خاص مانند دندانپزشکان جوان، کم سابقه و بانوان ضروری است. تفاوتهای معنی داری در نگرش بر اساس سن، جنسیت و سابقه کاری مشاهده شد.
مجتبی بیانی، حدیثه محمدی، بهزاد خوانساری نژاد، سیدحامد میرحسینی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس SARS-CoV-2 با قابلیت انتقال از طریق ذرات آئروسل، در محیطهای بالینی از جمله کلینیکهای دندانپزشکی چالش برانگیز است. استفاده از ابزارهای پرسرعت مانند هندپیس و اولتراسونیک موجب تولید آئروسل فراوان میشود که در صورت آلودگی میتواند به گسترش عفونت منجر گردد. این مطالعه با هدف بررسی حضور ویروس در بخشهای بالینی و غیر بالینی کلینیک دندانپزشکی آن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۲۰ نمونه هوا از بخشهای مختلف کلینیکی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک صورت گرفت. نمونهها با پمپ مجهز به فیلتر به مدت دو ساعت، با دبی ۵ لیتر در دقیقه و در ارتفاع
5/1 متری جمع آوری شدند. انتقال نمونهها در شرایط زنجیره سرد انجام و RNA ویروس با کیت اختصاصی و روش
RT-PCRبررسی شد.
یافتهها: از ۲۰ نمونه جمع آوری شده، ۳ نمونه (۱۵%) از نظر وجود RNA ویروس مثبت بودند. دو مورد از بخشهای بالینی (ترمیمی و پروتز ثابت) و یک مورد از بخش غیر بالینی (پریکلینیک).
نتیجه گیری: یافتههای پژوهش حاضر حاکی از آن است که ویروس SARS-CoV-2 در بخشی از نمونههای هوای
جمع آوری شده از محیطهای بالینی و غیر بالینی کلینیک دندانپزشکی قابل شناسایی بوده است. یافتههای مطالعه حاضر
بر ضرورت رعایت دقیق پروتکلهای کنترل عفونت در تمامی بخشهای کلینیک، اعم از بالینی و غیر بالینی، تأکید میکند.
فیروزه نیلچیان، فاطمه فرقانی، نیلوفر رمضانی، روزانا واعظ،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسیدگی دندان یک بیماری مزمن چند عاملی است و از آنجایی که اکثر جمعیت را درگیر میکند، یک مشکل بهداشتی بسیار جدی در سطح جهانی ایجاد میکند. این مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت با هدف ارزیابی وقوع پیامدهای پوسیدگی دندان، درک والدین از سلامت دهان و دندان کودک و عوامل مؤثر بر استفاده از خدمات دندانپزشکی در جمعیت کودکان مقطع دبستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بوده و اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه OHL-AQ که روایی و پایایی آن در مطالعه قبلی تایید شده است جمع آوری شد. شاخص DMFT برای اندازه گیری میزان پوسیدگی و ترمیمها و از دست دادن دندانها بر اثر پوسیدگی استفاده گردید. جامعه آماری
این پژوهش، والدین و دانش آموزان مقطع ابتدایی آموزش و پرورش نواحی شش گانه شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود و روش نمونه گیری، نمونه گیری تصادفی خوشهای بوده است. سپس اطلاعات جمع آوری شده حاصل از معاینات و نیز پرسشنامهها توسط نرم افزار SPSS نسخه 26 و سطح خطای 05/0 به صورت استنباطی آنالیز شد. آزمونهای همبستگی ، تی تست و رگرشن خطی برای آنالیز داده ها استفاده گردید.
یافتهها: مجموعاً 400 دانش آموز 6 تا 12 ساله به مطالعه وارد شدند. از این میان بیشترین فراوانی (8/20 درصد) مربوط به پایه دوم تحصیلی و کمترین فراوانی (5/12 درصد) مربوط به پایه ششم تحصیلی بود. والدین دانش آموزان میانگین سنی 8/39 سال داشتند. در اکثر موارد (56 درصد) والدین تحصیلات دانشگاهی داشتند. پایه تحصیلی دانش آموز، تعداد آخرین مدرک تحصیلی والدین و نمره سوالات سواد سلامت والد ارتباط معنی داری با امتیاز DMFT داشتند (001/0P<) سن و نمره سواد سلامت دهان و دندان والدین (میانگین=1/9) هر دو ارتباط معنی داری با امتیاز DMFT (میانگین=1/2) داشت (001/0P<). در این مطالعه میانگین نمره سواد سلامت دهان والدین برابر با 1/9 بود.
نتیجه گیری: در مطالعه حاضر نشان داده شده است که نمره سواد سلامت دهان از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است به طوری که شاخص پوسیدگی دندانی ارتباط معنی داری با نمره سواد سلامت دهان نشان میدهد. در نتیجه آموزش و اشتغال والدین تأثیر مستقیمی بر سطح سواد بهداشت دهان و دندان آنها دارد. بهبود سطح آموزشی کلی افراد جامعه ضروری است زیرا که سطح سواد سلامت دهان و دندان والدین را افزایش میدهد و متعاقباً منجر به نتایج سلامت بهتر و وضعیت سلامت دهان و دندان بهتر در بین فرزندان آنها میباشد.
نسرین راضی، رضا شاهی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد روز افزون خدمات دندانپزشکی و افزایش رقابت کسب و کارها در این حوزه، جذب مشتریان جدید و حفظ آنها را کاری بسیار دشوار و در عین حال حیاتی برای فعالان حوزه دندانپزشکی تبدیل کرده است. همین امر سبب مطرح شدن کارکرد بازاریابی در دندانپزشکی شده است و نگاهی به مجلات بین المللی دندانپزشکی نشان میدهد که در دهههای گذشته محققان توجه فزایندهای به نقش بازاریابی در دندانپزشکی داشتهاند و از طریق مطالعات نظری و روشهای علمی مختلف تأثیر و چگونگی تدوین استراتژیهای بازاریابی دندانپزشکی را مورد بررسی و آزمون قرار دادهاند. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر بررسی آماری روند جهانی تولیدات علمی مربوط به استراتژی بازاریابی در دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این پژوهش از لحاظ هدف جزء پژوهشهای توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از روش علم سنجی و تحلیل بیبلیومتریک صورت گرفته است. از لحاظ زمان اجرای پژوهش هم جزء تحقیق مقطعی و بر اساس نوع داده جزء پژوهشهای کمی است. اسناد مورد بررسی شامل تمام مقالات علمی منتشر شده به زبان انگلیسی در حوزه استراتژی بازاریابی در دندانپزشکی که تا پایان سال 2025 توسط کل پژوهشگران جهان نگاشته شده و در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Web of Science و Scopus نمایه شده است. این پژوهش در ماه ژانویه سال 2026 انجام شده است.
یافتهها: نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که تعداد پژوهشهای مرتبط با موضوع «استراتژیهای بازاریابی در دندانپزشکی» که از ابتدا تا سال 2025 در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Web of science وScopus منتشر شده است برابر با 365 سند میباشد و پویایی این پژوهشها مربوط به سالهای 2017 تا 2025 است. بیشترین تعداد پژوهشها مربوط به سال 2025 با تعداد 40 اثر است. بیشترین اثر در حوزه استراتژیهای بازاریابی در دندانپزشکی مربوط به پژوهشگری به نام Ball R با 10 اثر علمی است. مجله British Dental Journal بیشترین تولید علمی در این حوزه را با انتشار 23 اثر داشته است. بیشترین پژوهشهای انجام شده در این حوزه، در ایالات متحده آمریکا با انجام 225 اثر صورت پذیرفته است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که استراتژیهای بازاریابی امروزه جایگاهی فراتر از یک مفهوم صرفاً بازاریابی یافته و بهتدریج به عنوان یک فرایند کلیدی در پژوهشهای حوزه دندانپزشکی مطرح شده است. تمرکز
قابل توجه تولیدات علمی بر مطالعات بازاریابی، استراتژیهای بازاریابی و پیامدهای مرتبط با آن در دندانپزشکی، نشان میدهد که استراتژیهای بازاریابی در جذب بیماران، رضایتمندی آنها، سودآوری کسب و کارهای دندانپزشکی و سلامت عمومی جامعه نقش مهمی ایفا میکند.
فرزان مددی زاده، سجاد بهاری نیا،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوریهای تحول آفرین عصر حاضر، نقش فزایندهای در علوم پزشکی و به ویژه دندانپزشکی ایفا میکند. در میان شاخههای مختلف هوش مصنوعی، یادگیری ماشین با توانایی تحلیل دادههای پیچیده، استخراج الگوها و ارائه پیشبینیهای دقیق، بستر مناسبی برای توسعه دندانپزشکی هوشمند فراهم ساخته است. دندانپزشکی مدرن با چالشهایی نظیر تفسیر حجم گسترده تصاویر رادیوگرافی، تشخیص زود هنگام ضایعات، انتخاب طرح درمان مناسب و مدیریت اطلاعات بیماران مواجه است. چالشهایی که میتوانند با استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین تا حد زیادی برطرف شوند. امروزه مدلهای یادگیری عمیق و شبکههای عصبی مصنوعی در تحلیل تصاویر دندان، تشخیص پوسیدگی، پیش بینی موفقیت درمانهای ترمیمی و ایمپلنت، طراحی پروتزها و پشتیبانی از تصمیم گیری بالینی کاربرد گستردهای یافتهاند. افزون بر این، ادغام یادگیری ماشین با فناوریهایی مانند رباتیک، طراحی دیجیتال و سامانههای هوشمند پایش بیمار، مسیر حرکت به سوی دندانپزشکی دقیق و شخصی سازی شده را هموار کرده است. با وجود مزایای قابل توجه این فناوری، چالشهایی نظیر وابستگی به کیفیت دادهها، مسائل اخلاقی و نیاز به اعتبارسنجی بالینی همچنان مطرح هستند. در مجموع، یادگیری ماشین میتواند با افزایش دقت تشخیص، کاهش خطاهای انسانی، صرفه جویی در زمان و هزینه و ارتقای کیفیت خدمات، تحولی اساسی در آینده دندانپزشکی ایجاد کند.