48 نتیجه برای ریشه
گلپر راد افشار، معصومه خوشحال،
دوره 21، شماره 1 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: بازسازی نسوج پریودنتال در ضایعات فورکیشن، پروگنوز دراز مدت دندانهای درگیر را بهبود میبخشد. در این راستا تا به امروز شیوههای متعددی بکار رفته و نتایج آنها مورد مقایسه کلینیکی و هیستولوژیک قرار گرفته است. هدف از این مطالعه مقایسه اثرات کلینیکی کاربرد ماده پیوندی استخوان Bio-Oss +10% کلاژن در همراهی بافلپ کرونالی (BO/CF) یا به همراه استفاده از غشای قابل جذب کلاژن (BO/GTR) در درمان ضایعات فورکیشن درجه II مولرهای مندیبل میباشد.
روش بررسی: این تحقیق از نوع کارآزمایی بالینی مداخلهای یکسو کور (Single blind interventional clinical trial) بود که بشکل Split mouth طراحی و اجرا گردید. در این مطالعه 10 بیمار شامل 6 زن و 4 مرد با میانگین سنی 42 سال، با 10 جفت (20عدد) ضایعه فورکیشن چپ و راست مندیبل از مراجعین به دانشکده دندانپزشکی گیلان شرکت نمودند. برای کلیه بیماران پس از انجام فاز I درمان، اندازه گیریهای نسج نرم شامل عمق پاکت (PPD)، سطح چسبندگی کلینیکی (CAL)، عمق افقی بسته فورکیشن (CHPD)، فاصله مارجین لثه تا CEJ (CEJ-GM) به همراه ایندکسهای پلاک و لثه ای ثبت گردیدند. سپس هر یک از دو ضایعه سمت چپ و راست مندیبل به یکی از دو روش درمان شدند. در زمان جراحی اندازه گیریهای نسج سخت شامل عمق افقی و عمودی بازفورکا (OHPD/OVPD) و فاصله کرست تا CEJ (CEJ-AC )ثبت گردید. کلیه متغیرها 6 ماه پس از درمان، طی جراحی re-entry تکرار و مقایسه شدند. دادهها به کمک آزمونها آماری Wilcoxon (مقایسه نتایج در هر گروه) و Mann-Whitney (مقایسه نتایج بین دو گروه) با 05/0 p< بعنوان سطح معنیداری مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: هیچگونه تفاوت معنیدار آماری در متغیرهای تحت بررسی بین دو گروه مشاهده نشد .(p>0.05) از طرف دیگر در تمام شاخصهای تحت بررسی به غیر از فاصله CEJ-GM در گروه BO/GTR که بدون تغییر باقی ماند و نیز فاصله CEJ-AC که تغییرات آن در هر دو گروه نسبت به قبل از عمل معنیدار نبود، نتایج قبل و 6 ماه پس از عمل تفاوت معنیداری داشته و نشاندهنده اثرات مثبت هر دو روش درمانی بود (p<0.05).
نتیجهگیری: نتایج این بررسی حاکی از مؤثر بودن هر دو روش درمانی در بازسازی ضایعات فورکیشن میباشد. بااین حال و با توجه به بهبود موقعیت نسج نرم (کاهش فاصله CEJ-GM) در گروه BO/CF، بنظر میرسد استفاده از اتصالات تاجی (براکتهای ارتدنسی، کامپوزیت و غیره) میتواند در بهبود شرایط نسج نرم یعنی کاهش تحلیل لثه مؤثر باشد و چنانچه از غشاء استفاده شود نیز سبب ثبات موقعیت لثه و بهبود نتایج حاصله گردد.
حسن رزمی، سید ناصر استاد، سارا فیاضی،
دوره 21، شماره 1 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: مواد مختلفی به عنوان پرکننده انتهای ریشه، پوشش پالپ یا ترمیم پرفوراسیونها معرفی شدهاند.اثرات بیولوژیک این مواد بر روی سلولها و بافتهای زنده روشن نیست. هدف از این مطالعهin vitro ارزیابی عملکرد سلولهای فیبروبلاست لیگامان پریودونتال انسانی (HPDLF) در مجاورت چهار ماده مورد مصرف در درمانهای اندو شامل Pro Root MTA، Root MTA، سیمان پرتلند و آمالگام بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی دندانهای عقل نهفته یا نیمه نهفته سالم در شرایط آسپسی خارج شده و در محیط کشتDMEM غنی شده قرار گرفتند و برای کشت سلولهای HPDLF از نسوج اطراف ریشه آنها استفاده شد. پس از کشت وتکثیر، سلولهابه تعداد 40000 در هر چاهک در chamber slide کاشته شدند و در مجاورت عصاره مواد مختلف قرار گرفتند. رنگآمیزی در زمانهای 24 ساعت، 48 ساعت و یک هفته انجام شد و هرآزمایش سه بار تکرار گردید (هر چاهک تحت تاثیر یک نوع ماده در یک زمان خاص قرار گرفت). متغیر های بررسی شده شامل میزان بیان کلاژن نوعI ، فیبرونکتین و TGF-ßبود که توسط روش ایمونوسیتوشیمی به همراه نرم افزارOlysia Bioreport بررسی گردید. نتایج با روش آنالیز واریانس یک طرفه و تست Tukey توسط نرمافزار SPSS 11تحت بررسی آماری قرار گرفت. 05/0> p به عنوان سطح معنیداری درنظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیان کلاژن نوعI در مدت زمان 24 ساعت در گروه Pro Root MTA به صورت معنیداری بیشتر از بقیه مواد بودوپس از 48 ساعت بیشترین بیان کلاژن نوعI در گروه سیمان پرتلند و بعد از آن در گروه کنترل مثبت مشاهده گردید و پس از یک هفته نیز گروه سیمان پرتلند بیشترین میزان بیان کلاژن را نشان داد. پس از 24 ساعت بیان فیبرونکتین بین گروههای مختلف تفاوت آماری معنیداری با یکدیگر نداشت ولی پس از 48 ساعت بیشترین میزان بیان فیبرونکتین درگروه Pro Root MTA مشاهده شد. پس از یک هفته نیز بیشترین میزان بیان فیبرونکتین در گروههای سیمان پرتلند، Root MTA و Pro Root MTA مشاهده گردید. بیان TGF-ß پس از 24 ساعت در گروههای آمالگام، Root MTA و Pro Root MTA بیشتر بود (05/0>p) و پس از 48 ساعت این میزان در گروه MTA Pro Root بیشتر از بقیه گروهها بود. پس از یک هفته گروههای سیمان پرتلند، کنترل مثبت و MTA Pro root بیشترین میزان بیان TGF-ß را نشان دادند.
نتیجهگیری: با توجه به بررسیهای به عمل آمده میتوان نتیجه گرفت که Root MTA وسیمان پرتلند از نظر اثر برروی سلولهای HPDLF قابل مقایسه با Pro Root MTAبوده و همچنین در بسیاری شرایط برتر از آمالگام بودند.
سپیده وثوق حسینی، مهرداد لطفی، محمدعلی صغیری، علی فاطمی،
دوره 21، شماره 2 - ( 8-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: پر کردن سه بعدی کانال ریشه جهت حفظ سلامت و یا دستیابی به رژنراسیون یا ترمیم بافتهای پری اپیکال از اهداف اصلی درمانهای ریشه است. مواد پرکننده انتهای ریشه در موارد متعددی جهت حصول به اهداف بالا مورد استفاده قرار میگیرد. از مواد رایج پرکننده انتهای ریشه میتوان به
Mineral Trioxide Aggregate اشاره کرد که انواع خارجی و داخلی آن قیمتهای متفاوتی دارند. هدف از این مطالعه بررسی واکنش بافت همبند به دو نوع (MTA) سفید خارجی و ساخت داخل بود.
روش بررسی: این یک مطالعه حیوانی است که در آن 40 موش صحرایی به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند. لولههای پی اتیلن پر شده با MTA سفید خارجی (ProRoot MTA) و ساخت داخل (Root MTA) و لولههای خالی بعنوان کنترل در بافت همبند زیر جلدی کاشته شد. نمونهها پس از 7 و 14 و 30 و 60 و 90 روز مورد بررسی هیستولوژیک قرار گرفتند و بدین صورت گروهبندی شدند. صفر، بدون سلول التهابی، بدون واکنش. یک، کمتر از 25 سلول التهابی، واکنش خفیف. دو، 25 الی 125 سلول التهابی، واکنش متوسط. سه، بیش از 125 سلول التهابی، واکنش شدید. از تست آماری Kruskal-Wallis برای بررسی تفاوتهای آماری در سطح معنیداری 05/0>p استفاده شد.
یافتهها: بطور کلی واکنش التهابی با گذشت زمان در تمامی گروهها کاهش یافت. گروههای آزمایشی در مقطع زمانی 7 روز التهاب متوسط تا شدید داشتند که با گروه کنترل که التهاب خفیف تا متوسط داشت، اختلاف آماری معنیداری داشت (04/0=p). بین گروههای آزمایشی و گروه کنترل در مقطع زمانی 14، 30، 60 و 90 روز که همگی التهاب متوسط تا خفیف نشان دادند، اختلاف آماری معنیداری مشاهده نشد (05/0
نتیجهگیری: واکنش التهابی بافت همبند زیر جلدی موش به MTA سفید خارجی (ProRoot MTA) و ایرانی (Root MTA) یکسان است.
فرخ اکبری نخجوانی، محمد سعید شیخرضایی، سعید نگهبانی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: حذف میکروارگانیسمهای بیماریزا و فراوردههای آنها از داخل کانال یکی از اهداف درمان کانال ریشه میباشد. این دستاورد با استفاده از روشهای مکانیکی و شیمیایی مختلفی فراهم میگردد اما نتایج حاصله موفقیت قطعی را نشان نمیدهد. در سالیان اخیر متدهایی جهت استفاده از باکتریهای غیربیماریزا جهت مهار رشد میکرو ارگانیسمهای بیماریزا در علوم پزشکی ارایه شده است (آنتیبیوزیس)، اما در درمانهای اندودنتیک تاکنون این روشها مورد مطالعه قرار نگرفته است. هدف از این مطالعه بررسی آزمایشگاهی اثر ضد باکتریایی لاکتیک اسید باکتریها (LAB) بر روی باکتریهای کانال ریشه عفونی بود، که میتواند یکی از موارد استفاده از پروبیوتیکها در دندانپزشکی باشد.
روش بررسی: باکتریهای جدا شده از کانالهای ریشههای عفونی دندان ر ا رشد داده و بر روی پلیتهای حاوی محیط Muller Hinton agar دارای چاهک پخش نمودیم، سپس به چاهکهای موجود LAB اضافه شد. پلیتهای مذکور در محیط بیهوازی نگهداری شدند. سپس رشد و اثر مهاری لاکتیک اسید باکتریاها بررسی شد. همچنین از درون هاله های ایجاد شده اطراف چاهکها نمونه برداری و تک کلونیهای مقاوم احتمالی تعیین هویت شد. سپس تعدادی از نمونههایی که حساس و یا مقاوم بودند به تفکیک انتخاب و به آنها سوش میکروبی Entrococcus faecalis (E.f) اضافه گردید و اثر LAB همانند روش فوق مجدداً بررسی گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که 7/66% از نمونههای میکروبی کانال ریشه حداقل نسبت به یک سری از LAB حساس بودند و 3/33% از نمونهها به تمامی موارد LAB تحت آزمایش مقاوم بودند. ضمن اینکه باکتریهای بیهوازی رشد یافته در هاله مهاری LAB جزء سویههای با تواتر پایین فلور نرمال دهان میباشند. همچنین اضافه نمودن E.f به نمونههای میکروبی باعث افزایش حساسیت این عفونتها به LAB شد. این اختلاف با استفاده از آزمون
Mc-Neamar معنیدار بود.
بحث و نتیجهگیری: بنابراین میتوان چنین نتیجهگیری کرد که LAB میتوانند رشد باکتریهای بیماریزای کانال ریشه را مهار نماید. باتوجه به اینکه باکتری E.f در عفونتهای مقاوم به درمان، غالب میباشد و از سوی دیگر حضور همین میکروارگانیسم باعث افزایش اثر مهاری LAB بر روی میکروارگانیسمهای عفونت کانال ریشه میشود، میتوان به نتایج درمانی این روش امیدوار بود.
مهوش موسوی جزی، فریده حقیقتی، گلاره صعوه،
دوره 22، شماره 2 - ( 8-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: تا به امروز از روشهای جراحی متعددی جهت پوشش سطح ریشههای عریان استفاده گردیده است. در این خصوص روش Subepithelial Connective Tissue Graft (SCTG) به عنوان روشی مؤثر شناخته شده است. از میان جراحیهای موکوژنژیوال Semilunar Coronally Positioned Flap (SCPF) تکنیکی ساده جهت پوشش سطح ریشه بوده که در آن نیازی به جراحی دوم جهت برداشتن بافت از کام بیمار نمیباشد. هدف این مطالعه، مقایسه نتایج این دو روش در پوشش سطح ریشه است.
روش بررسی: مطالعه بر روی 40 تحلیل لثه باکالی کلاس Miller I (mm2 ) انجام گرفت. نمونهها به طور تصادفی در دو گروه SCTG، SCPF قرار گرفتند. ارتفاع تحلیل (RH)، عرض تحلیل (RW)، عرض بافت کراتینیزه (WKT)، عمق پروبینگ (PD)، حد چسبندگی کلینیکی (CAL)، در ابتدای مطالعه و 1، 3 و 6 ماه پس از جراحی اندازهگیری شدند. اطلاعات حاصله از مطالعه با استفاده از آنالیز آماری "Independent t-test" و "Repeated measure ANOVA" بررسی و مقایسه شدند.
یافتهها: متوسط پوشش ریشه در SCPF و SCTG به ترتیب 88% و 71% بود، پوشش ریشه به ترتیب 55% و 45% موارد به صورت کامل بود. هیچگونه تفاوت آماری آشکاری بین دو گروه از نظر میزان WKT, CAL, PD, RW وجود نداشت (به استثناء WKT که در ماه سوم پس از جراحی در گروه SCPF اندکی بیشتر بود). کاهش RH به طور آشکاری از ماه دوم تا انتهای مطالعه در گروه SCPF مشاهده گردید که در ارتباط با میزان پوشش بیشتر در این گروه میباشد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه در صورتی که لثه از ضخامت کافی برخوردار بوده و عرض لثه کراتینیزه در آن کافی باشد، روش SCPF میتواند به عنوان جایگزین روش SCTG در درمان ضایعات Miller class I به کار رود.
حسن رزمی، نوشین شکوهی نژاد، رضا فکرآزاد، پوریا مطهری، مائده علیدوست،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیراً با در نظر گرفتن مزایا و معایب (Mineral Trioxide Aggregate) MTA مادهای به نام Calcium Enriched Mixture (CEM) cement ابداع شده است. هدف از انجام این مطالعه مقایسه میزان ریزنشت حفرات انتهای ریشه آماده شده با اولتراسونیک یا لیزر Er,Cr:YSGG و پر شده توسط MTA یا CEM cement بود.
روش بررسی: در این مطالعه پس از آمادهسازی و پرکردن کانالهای هشتاد دندان تک ریشه انسان کشیده شده و قطع 3 میلیمتر انتهای ریشه، نمونهها به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی 30 تایی و دو گروه کنترل مثبت و منفی 10تایی تقسیم شدند. در گروه اول با استفاده از دستگاه اولتراسونیک و در گروه دوم با استفاده از لیزر Er,Cr:YSGG حفرات انتهای ریشه تهیه شدند. سپس هر گروه به طور تصادفی به دو زیر گروه تقسیم گردید و حفرات انتهای ریشه با MTA و CEM cement پر شدند. پس از غوطهور ساختن نمونهها در جوهر هندی و شفاف نمودن آنها، میزان نفوذ اپیکال جوهر در حفرات انتهای ریشه اندازهگیری شد. دادههای این مطالعه با استفاده از آزمون Kruskall Wallis و مقایسه تکمیلی به روشDunn آنالیز گردید.
یافتهها: کمترین میزان متوسط نشت به طور معنیدار در گروه لیزر/CEM cement مشاهده شد (05/0>P). بین میزان متوسط نشت در گروه لیزرMTA/، اولتراسونیک/MTA و اولتراسونیک/CEM cement اختلاف آماری معنیدار وجود نداشت (05/0P>).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه در حفرات انتهای ریشه تهیه شده توسط لیزر CEM cement, Er, Cr:YSGG میزان پایینتری از نشت را در مقایسه با MTA نشان داد. بین ریزنشت حفرات تهیه شده با اولتراسونیک یا لیزر Er, Cr:YSGG و پرشده با MTA تفاوتی وجود نداشت.
محمد سالارپور، نرگس فرهاد ملاشاهی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده
هدف از هر درمان اندودنتیکی پاکسازی و پر کردن کامل سیستم کانال ریشه میباشد. آگاهی کامل از مورفولوژی ریشه و کانال و پیشبینی امکان وجود تنوعات مورفولوژیکی ضروری بوده و به کاهش شکستهای بعدی درمان اندودنتیک ناشی از آمادهسازی و پرکردن ناقص، میانجامد. در این مطالعه، موردی از یک مولر اول ماگزیلا با دو ریشه پالاتال در یک خانم 40 ساله ارائه میگردد.
فاطمه مختاری، ندا جوشن، امیر رضا حشمت مهاجر، یوسف خلیل صفت،
دوره 24، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه هیدروکسید کلسیم به عنوان داروی داخل کانال برای گند زدایی کانال و تسریع در روند ترمیم آسیبهای پری اپیکال کاربردی روز افزون دارد. هدف از این پژوهش، بررسی اثر هیدروکسید کلسیم به عنوان داروی داخل کانال بر روی مهر و موم اپیکال بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی از 46 دندان کشیده شده تک ریشه انسانی استفاده گردید. نمونهها پس از آماده سازی و شکلدهی کانالها به روش استپ بک (فایل اصلی ناحیه اپیکال شماره 35) به طور تصادفی در 2 گروه آزمایشی 20 تایی و دو گروه شاهد مثبت و منفی 3 تایی قرار گرفتند. در گروه 1 کانال ریشه به وسیله خمیر هیدروکسید کلسیم پوشانده شد و در گروه 2 دارویی داخل کانال قرار نگرفت. تمام دندانها به مدت 1 هفته در انکوباتور در دمای 37 درجه سانتیگراد و رطوبت 100% قرار گرفتند. بعد از 7 روز گروه 1 خمیر هیدروکسید کلسیم توسط شستشو با نرمال سالین و حرکات چرخشی فایل اصلی ناحیه اپیکال از کانال ریشه خارج گردید. سپس تمامی کانال ها با گوتاپرکا و سیلر AH26 به روش تراکم جانبی پر و به مدت 72 ساعت در رطوبت 100% و دمای 37 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. سپس تمامی نمونهها به مدت 1هفته در جوهر هندی شناور گشتند و پس از شفاف سازی بیشترین میزان ریزنشت اپیکال هر یک از نمونهها توسط استرئومیکروسکوپ با بزرگنمایی x4 اندازهگیری شد و نتایج به دست آمده توسط آزمون آماری T-test و Chi-square ارزیابی گردید.
یافتهها: نتایج آماری به دست آمده هیچ گونه تفاوت معنیدار را بین دو گروه آزمایشی نشان نداد (068/0=P).
نتیجهگیری: بر پایه این مطالعه هیدروکسید کلسیم که به منظور کمک به حذف باکتری ها از داخل کانال ریشه به کار میرود باعث افزایش ریزنشت اپیکال نمیشود.
محمد حسین لطفی کامران، مهدی تبریزیزاده، یوسف خلیل صفت، وحید یگانه،
دوره 24، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: مهر و موم ایجاد شده توسط پرکردگی کانال ریشه ممکن است طی مراحل پرکردن تاج دندان، بخصوص هنگام آمادهسازی فضا برای قرار دادن پست تحت تأثیر قرار گیرد. هدف از این مطالعه مقایسه ریزنشت کرونال اطراف پستهای ریختگی و پینهای پیش ساخته داخل کانال بود.
روش بررسی: جهت انجام این مطالعه آزمایشگاهی، 38 دندان تک کاناله کشیده شده فک بالای انسان پس از آمادهسازی با روش Step-back توسط گوتاپرکا و سیلر پر شد. پس از خارج کردن 8 میلیمتر از گوتاپرکای قسمت کرونالی 20 عدد از کانالها توسط پیزو ریمر شماره 2 و 3، دندانها به 3 گروه آزمایشی شامل پست و کور ریختگی، پین از پیش ساخته شده و فاقد پست یا پین (بدون خارج کردن گوتاپرکا) تقسیم شدند. پس از انجام ترموسایکلینگ نمونهها به مدت یک هفته در جوهر هندی قرار گرفتند. نهایتاً پس از انجام عملیات شفافسازی میزان نفوذ رنگ از قسمت کرونال نمونهها توسط استریومیکروسکوپ اندازهگیری شد. دادهها توسط تستهای آماری One-way ANOVA و Tukey HSD مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: براساس نتایج به دست آمده میانگین نفود رنگ در گروههای پست و کور ریختگی، پین از پیش ساخته شده و فاقد پست یا پین به ترتیب (39/0) 3/3، (47/0) 2/5 و (15/0) 2/7 میلیمتر بود. تجزیه و تحلیل آماری تفاوت معنیداری بین گروهها نشان نداد (05/0
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت ترمیم مناسب تاج به منظور جلوگیری از ریزنشت باید در انتخاب روش مناسب برای ترمیم تاج دقت کافی به عمل آورد. براساس نتایج این مطالعه تفاوت معنیدار آماری بین ریزنشت پستهای ریختگی در مقایسه با پینهای پیش ساخته وجود ندارد.
فاطمه مختاری، امیرمحمد مهابادی، نعیمه غفاریان، علیرضا قاطع، علیرضا رضوی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین طول دقیق کانال ریشه و باقی ماندن در محدوده آن در طی معالجه ریشه از اهمیت خاصی برخوردار است. اخیراً اپکس یابهای الکترونیکی برای تعیین طول و کاهش تعداد رادیوگرافی استفاده میشوند. هدف از این مطالعه مقایسه کلینیکی رادیوگرافی و اپکس یابهای الکترونیکی
Root ZX و Novapex بود.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 73 دندان تک کانال مربوط به بیماران مراجعهکننده به بخش اندودنتیکس دانشکده دندانپزشکی یزد مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا بر روی دندان مزبور حفره دسترسی تهیه شد و طول کانال ریشه توسط دستگاههای Apex locator از نوع Novapex، Root ZX تعیین و سپس با قرار دادن فایل در داخل کانال، رادیوگرافی پریاپیکال به روش موازی گرفته شد. سپس اندازههای به دست آمده از دستگاههای Apex locator و رادیوگرافی پریاپیکال مقایسه شد و با آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، ویلکاکسون و T زوج شده آنالیز گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه پس از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که دستگاه الکترونیکی Root ZX در 6/46% موارد انطباق صد در صد و با پذیرش mm5/0 خطا در 8/91% موارد نسبت به رادیوگرافی پریاپیکال قادر به نشان دادن اندازههای قابل قبول بود و اختلاف معنیداری بین میانگین طولهای اندازهگیری شده توسط Root ZX و رادیوگرافی پریاپیکال مشاهده نشد (17/0=P). دستگاه Novapex در 5/20% موارد انطباق صد در صد و با پذیرش mm5/0 خطا در 4/64% موارد نسبت به رادیوگرافی پریاپیکال قادر به نشان دادن اندازههای قابل قبول بود و از لحاظ آماری بین میانگین طولهای اندازهگیری شده توسط Novapex و رادیوگرافی پریاپیکال اختلاف معنیدار بود (017/0=P). بین دو دستگاه Apex locator اختلاف معنیداری مشاهده نشد (061/0=P).
نتیجهگیری: با توجه به دقت دستگاههای Novapex و Root ZX کاربرد آنها همراه با سایر روشها و یا به تنهایی در خانمهای باردار با وضعیتهای خاص آناتومیک و به خصوص بیمارانی که مشکلات عدم تعادل عضلانی دارند بسیار سودمند است و استفاده از آن به عنوان مکملی برای رادیوگرافی پریاپیکال در تعیین طول کانال توصیه میگردد.
سینا حقانیفر، ولیالله آرش، فرهاد ثبوتی، نسیم جعفری،
دوره 25، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عوارض جانبی استفاده از دستگاه ثابت ارتودنسی در درمان ناهنجاریهای دندانی یا Camouflage تحلیل ریشه است که در دندانهای مختلف دیده میشود. اگر تحلیل در انتهای اپیکالی ریشه باشد قابل ترمیم نیست، لذا بنا به اهمیت این موضوع در درمانهای ارتودنسی و پیشگیری از کاهش و تحلیل پیش رونده طول ریشه، مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان تحلیل ریشه در بیماران درمان شده با دستگاه Slot 018 Standard Edgewise انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کلیشههای پانورامیک استاندارد قبل و بعد از درمان 63 بیمار نیازمند درمان ثابت ارتودنسی فکین بررسی شدند. 24 دندان از هر بیمار شامل دندانهای مولر اول یک سمت تا مولر اول سمت مقابل هر دو فک مورد بررسی قرار گرفتند. درجه تحلیل ریشه به صورت 3 درجه (درجه 0: بدون تحلیل، درجه 1: تحلیل مختصر به همراه ریشههایی با نوک گرد شده تا تحلیل حداکثر 4/1 طول ریشه، درجه 2: تحلیل متوسط تا شدید در حد بیشتر از 2/1 تا 4/1 طول ریشه) بیان شد. رابطه میزان تحلیل ریشه با جنس توسط تست Mann-Whitney و رابطه میزان تحلیل ریشه با طول درمان توسط ضریب همبستگی اسپیرمن مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از 1542 دندان بررسی شده، 345 دندان دارای تحلیل درجه 1 بودند و موردی از تحلیل درجه 2 یافت نشد. بیشترین میزان تحلیل ریشه
درجه 1 در دندان لترال فک پایین مشاهده شد. میزان تحلیل ریشه چه در جنس مونث و چه در جنس مذکر در فک پایین به طور معنیداری بیشتر از فک بالا بوده است، همچنین میزان تحلیل ریشه دردندانهای جنس مذکر به طور معنیداری بیشتر از دندانهای جنس مونث بوده است (05/0>P). رابطه معنیداری نیز با طول مدت درمان و همچنین دندانهای سمت راست و چپ فکین یافت نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: باتوجه به یافتههای حاصل از این مطالعه، هیچگونه ارتباطی بین طول مدت درمان و سمت فکی با میزان تحلیل ریشه وجود ندارد، اما تحلیل ریشه در فک پایین و در جنس مذکر بیشتر رخ میدهد.
محسن امین سبحانی، حسن رزمی، مونا صادق،
دوره 26، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت در درمان کانال ریشه نیازمند دانش کامل از آناتومی دندان و مورفولوژی کانال ریشه است. برای دندانهای پرمولر دایمی مندیبل تنوع زیادی در تعداد و شکل کانالها در هر ریشه، تعداد ریشهها و بروز فیوژن ریشه در منابع گزارش شده است. روشهای مختلفی برای بررسی آناتومی و مورفولوژی سیستم دندانی استفاده شده است یکی از این روشها استفاده از (CBCT) Cone Beam Computed Tomography است که از محدودیتهای رادیوگرافی دو بعدی کاسته و اشعه کمتری نسبت به سایر تصویربرداریهای سه بعدی دارد. هدف از این مطالعه بررسی آناتومی و مورفولوژی دندانهای پرمولر اول و دوم مندیبل بیماران با استفاده از تصاویر تهیه شده با (CBCT) در یک جمعیت ایرانی بود.
روش بررسی: در این طرح برای بررسی آناتومی و مورفولوژی دندانهای پرمولر مندیبل از 400 (CBCT) (افراد 20-60 سال) که به دلایل مختلف تهیه شده است، استفاده گردید و دندانهای موجود در این تصاویر (CBCT) در سه بعد Axial, Coronal, Sagital مورد بررسی قرار گرفتند. طول دندانها، تعداد ریشهها، تعداد کانالها، تایپ کانالها، جهت و میزان انحراف ریشه دندانها و تأثیر جنسیت در هر کدام از موارد مذکور بررسی شدند. برای بررسی تحلیلی از آزمون T دادههای مستقل استفاده گردید .
یافتهها: میانگین طول پرمولر اول و دوم مندیبل به ترتیب 7/22 و 8/22 میلیمتر به دست آمد. تعداد ریشهها و کانالها در دندان پرمولر اول و دوم مندیبل به ترتیب 4/98% و 2/98% تک ریشه و 3/87% و 1/93% تک کانال بودند. در دندان پرمولر اول و دوم مندیبل میزان بروز تعداد کانالها براساس تقسیمبندی ورتوچی به ترتیب تایپ 1 :7/90% و 8/90%، تایپ 2:0/2% و 8/2%، تایپ 3:4/3% و 1/3%، تایپ 4:6/1% و 1/2% و تایپ 5:3/2% و 5/1% بود. در هیچیک از موارد بالا تفاوت آماری معنیداری بین دو جنس زن و مرد دیده نشد (001/0> P ).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه تاکید دارد که دندانپزشک میتواند اطلاعات ارزشمندی درمورد آناتومی و مورفولوژی کانالها با استفاده از CBCT به دست آورد.
محمد ابراهیمی ساروی، یوشیاهو رفوآ، یونس نظری داشلی برون، رضا شریفی،
دوره 26، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: دندان مولر سوم نهفته، سطح استخوان را در سطح دیستال دندان مولر دوم کاهش میدهد و گاهی اوقات میتواند منجر به تحلیل ریشه دندان مجاور نیز بشود. هدف از این تحقیق تعیین میزان این تحلیل با استفاده از رادیوگرافی پریآپیکال و پانورامیک بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- توصیفی 54 بیمار (28 مرد، 26 زن) بزرگتر از 15 سال با میانگین سنی 22 سال از بخش جراحی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران حضور داشتند. از هر بیمار رادیوگرافی پانورامیک و پریآپیکال دندان مولر سوم (به دلیل روتین بودن آنها و بررسی دقت پانورامیک نسبت به پریآپیکال) تهیه گردید و تحلیل ریشه دندان مولر دوم توسط دو نفر مشاهده و یادداشت گردید، برای آنالیز دادهها از تست آماری Fisher استفاده شد.
یافتهها: شیوع تحلیل ریشه دندان مولر دوم مجاور با مولر سوم نهفته در رادیوگرافی پانورامیک و پریآپیکال بیماران مورد بررسی به ترتیب 3/46 و 5/31 درصد بود (05/0 P> ). بیشتر این تحلیلها در یک سوم سرویکالی دندان مولر دوم که دندان مولر سوم نهفته با موقعیت مزیالی یا افقی مشاهده گردید.
نتیجهگیری: با توجه به درصد نسبتاً بالای تحلیل کشیدن دندان مولر سوم نهفته به ویژه با موقعیت مزیالی یا افقی برای جلوگیری از عوارض بعدی توصیه میگردد.
مجید اکبری، محمدجواد مقدس، سارا مجیدینیا،
دوره 27، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر چرخهها ی حرارتی و فشاری بر استحکام شکست دندانهای ترمیم شده با سه نوع مختلف پست تقویت شده با الیاف (Fiber reinforced composite post) بود.
روش بررسی: 60 دندان ثنایای میانی فک فوقانی کشیده شده انسانی که ازنظر اندازه تشابه داشتند، انتخاب شد، سپس نمونهها به سه گروه 20 تایی تقسیم شدند ( 20 n= ). در هر گروه درمان ریشه انجام شد و سپس تاج از 2 میلیمتر بالاتر از محل CEJ قطع شد . در هر گروه از یکی از انواع پست Hetco ، پست Anthogyr و پست Svenska استفاده شد. پستها با سمان پاناویا سمان و با کامپوزیت ترمیم شدند. 10 دندان از هر گروه 6000 بار در چرخه حرارتی 5 و 55 درجه قرار گرفته و تحت 1200000 چرخه فشاری در دستگاه دهان مصنوعی قرار داده شدند. سپس استحکام شکست آنها اندازهگیری شده و نتایج با ANOVA و T-student مقایسه شد (05/0 = α ) .
یافتهها: میانگین نیروی لازم برای شکست ترمیمها در گروه هتکو قبل از چرخهها 742/192 ± 098/581 و بعد از آن 59/213 ± 74/564، در گروه Anthogyr قبل از چرخهها 878/135 ± 358/664 و بعد از آن33/390 ± 12/629 و در گروه Svenska قبل از چرخهها برابر 133/379 ± 258/780 و بعد از آن 59/282 ± 84/779 نیوتن به دست آمد. در مقایسه بین گروهها تفاوت معنیداری دیده نشد و در هر گروه هم قبل و بعد از چرخه تفاوت وجود نداشت (05/0 < P ) .
نتیجهگیری: ترمیمهای انجام شده با پستهای گلاس فایبر ایرانی مقاومت به شکست مشابه با دو نوع پست مشابه خارجی پس از اعمال چرخههای حرارتی مکانیکی داشت.
فاطمه مختاری، محمد حسین یوسفی، علی قرائتی جهرمی،
دوره 27، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان ریشه قسمت مهمی از کار یک دندانپزشک عمومی است. هدف از این مطالعه بررسی رادیوگرافیک کیفیت درمان ریشه انجام شده توسط دانشجویان عمومی دانشکده دندانپزشکی یزد بود.
روش بررسی: پروندههای مراجعهکنندگان به بخش درمان ریشه بین سالهای 1390 تا 1392، که توسط دانشجویان عمومی تحت درمان قرار گرفته بودند، براساس تعداد کانال به سه گروه تقسیم شدند و از هر گروه تعداد 80 پرونده به صورت تصادفی مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی کیفیت کار انجام شده از معیارهای طول پرکردگی، تقارب و تراکم استفاده شد و خطاهای حین درمان ریشه انجام شده نیز ثبت شدند. جهت مقایسات آماری از آزمونهای Fisher exact test و Chi-square استفاده شد.
یافتهها: براساس نتایج این مطالعه 155 (6/64%) پرونده طول پرکردگی مناسب داشتند، در حالیکه 55 (9/22%) نمونه با طول کوتاه و30 (5/12%) نمونه با طول بلند پر شده بودند و تفاوت به دست آمده بین سه گروه از نظر آماری معنیدار بود (001/0> P ). 187 (9/77%) پرونده تقارب کافی و 157 (4/65%) پرونده تراکم کافی داشتند. اختلاف به دست آمده بین سه گروه در بررسی تقارب (98/0= P ) و تراکم (88/0= P ) معنیدار نبود. در کل 2/39% از کل نمونهها همه خصوصیات درمان ریشه مناسب را داشتند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر میتواند با شناسایی نقاط ضعف درمان صورت گرفته در گروههای مختلف آموزشی، به برنامهریزی مناسب جهت بهبود کیفیت درمان ریشه در بخش عمومی دانشکده دندانپزشکی یزد، کمک نماید.
قادر فیضی، ناصر کاویانی، رزا مهر پرور، الهام السادات بیننده، مهدی تبریزیزاده، مسعود ساعتچی،
دوره 27، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : علی رغم پیشرفت ها ی چشمگیر در علم دندانپزشکی، دردهای پس از درمان ریشه از جمله مشکلاتی است که هنوز بیماران از آن رنج میبرند . هدف از این مطالعه مقایسه دردهای پس از درمان ریشه در بیمارانی که با روش بیهوشی عمومی و یا روش بیحسی موضعی درمان می شوند، بود .
روش بررسی : در این مطالعه کارآزمایی بالینی 50 بیمار نیازمند درمان ریشه دندان مولر مندیبل انتخاب شدند. 25 نفر از این بیماران به علت ترس، اضطراب یا رفلکس تهوع با بیهوشی عمومی و 25 نفر دیگر به طور معمول تحت بیحسی موضعی مورد درمان قرار گرفتند. تمام دندانها به طول کارکرد مناسب
به روش Crown down ب ه وسیله فایل های روتاری آماده سازی و به روش تراکم جانبی پر شدند. سپس بیماران با استفاده از فرم سنجش درد Heft-parker visual analog scale شدت درد را در زمان های 6، 12، 24 و 48 ساعت پس از درمان ثبت نمودند. اطلاعات حاصله با روشهای T-test ، Chi-square و Mann-Whitney از نظر آماری بررسی گردید.
یافته ه ا : میانگین شدت درد در زمان های 6، 12، 24 ساعت پس از درمان ریشه در دو گروه بیحسی موضعی و گروه بیهوشی عمومی ازنظر آماری اختلاف معنیدار داشت (05/0 P< ) .
نتیجه گیری : دردهای پس از درمان ریشه در بیمارانی که تحت بیهوشی عمومی درمان شد ند نسبت به بیمارانی که تحت بیحسی موضعی درمان ریشه شد ند کمتر بود .
علی اسکندریزاده، شهرام فرزین ابراهیمی، نیلوفر شادمان، سعید رحمانی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پلیمریزاسیون آهستهتر در مراحل ابتدایی تابش نور به کامپوزیت سبب جا به جایی و وارد شدن بیشتر مونومرها در شبکه پلیمری و خواص مکانیکی مطلوبتر میگردد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر روشهای تابش نور فوری، تأخیری 5 و 10 دقیقه در دو نوع سمان رزینی دوالکیور بر استحکام باند Push-out یک نوع فایبرپست در مناطق مختلف کانال ریشه بود.
روش بررسی: در 60 دندان کشیده شده تک کانال انسان پس از برش از محل اتصال تاج و ریشه و درمان ریشه، فایبرپست FRC postec plus توسط دو سمان رزینی Duolink و Variolink2 به سه روش نوردهی فوری و بعد از 5 و 10 دقیقه چسبانده شد و بعد از 24 ساعت نگهداری در محیط تاریک، به سه قطعه کرونالی، میانی و اپیکالی برش خورده و تست Push-out در دستگاه Universal testing انجام گرفت. الگوی شکست زیر استریومیکروسکوپ مشاهده و دادهها با تستهای ANOVA و Tukey post hoc بررسی شد. P<0.05 به عنوان سطح معنیداری درنظر گرفته شد (0.05>P).
یافتهها: در سمان Duolink استحکام باند نوردهی فوری به طور معنیداری بالاتر از دو روش تأخیری بود. در روش فوری استحکام باند Duolink از Variolink 2 به طور معنیداری بالاتر بود (P=0.02). در روش تأخیری 5 و 10 دقیقه میان دو نوع سمان تفاوت معنیداری مشاهده نشد (0.05>P). در همه زیر گروهها از کرونال به آپیکال کاهش در استحکام باند مشاهده شد و بیشترین شکست، از نوع مخلوط درحد فاصل سمان- فایبر پست بود.
نتیجهگیری: تآخیر 5 و 10 دقیقهای سبب کاهش استحکام باند در Duolink گردید ولی در Variolink 2 اثری نداشت.
سیده طاهره محتویپور، سیده سعیده محتویپور، عالیه سادات جوادزاده حقیقت، شیوا صادقی، مریم رضوانی، بهار محمود خالصی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی طول کانال برای دستیابی به درمان اندودنتیک مناسب، ضروری میباشد. هرگونه خطا و محاسبه نادرست در ارزیابی طول کارکرد به خصوص در کانالهای انحناءدار منجر به عوارض حین و بعد از درمان ریشه میگردد. ظهور رادیوگرافی دیجیتال امکان اندازهگیری دیجیتال طول کانالهای انحناءدار را برای ما فراهم ساخته است. هدف از این مطالعه بررسی ابزار کالیبراسیون سیستم دیجیتالComplementary Metal Oxide Semiconductor (CMOS) در ارزیابی طول کارکرد کانال بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، ابتدا 80 دندان مولر کشیده شده مندیبل انتخاب شدند، سپس براساس زاویه انحناء کانال و رادیوس 45 دندان در سه گروه درنظر گرفته شدند. سیم ارتودنسی به طول 5 میلیمتر در سطح لترال ریشه قرار داده شد. پس از قرار دادن فایل اندودنتیک در یک سوم اپیکال، از دندانهای رادیوگرافی با فیلم معمولی تهیه شد. رادیوگرافیها اسکن و به نرمافزار سیستم دیجیتال CMOS وارد شدند. طول فایل توسط دو مشاهدهگر با و بدون ابزار کالیبراسیون نرمافزار اندازهگیری دیجیتال ارزیابی شد. ابتدا همبستگی مشاهدهگرها ارزیابی شد. سپس دادهها توسط Paired t- test آنالیز آماری شدند.
یافتهها: توافق بین مشاهدهگرها مطلوب بود. بین میانگین مقادیر اندازهگیری شده کالیبره شده و طول واقعی فایل براساس انحنا کانال اختلاف معنیدار وجود نداشت (0.001<P). اما بین میانگین مقادیر اندازهگیری کالیبره نشده و طول واقعی فایل براساس انحناء کانال اختلاف معنیدار یافت شد (0.001>P).
نتیجهگیری: اندازهگیریهای کالیبره شده طول فایل نسبت به اندازهگیریهای غیرکالیبره شده از دقت بالاتری برخوردار بودند.
فاطمه مختاری، کاظم کوپایی، جلیل مدرسی، حمیدرضا همتی، هنگامه زندی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی توانایی قدرت سیل کنندگی MTA و سرامیک سرد به روش نفوذ باکتری بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 50 عدد دندان تک ریشه مستقیم کشیده شده انسان انتخاب شدند. در گروه اول، 20 دندان با MTA پر شدند. در گروه دوم، 20 دندان با سرامیک سرد پر شدند. از 5 دندان به عنوان کنترل مثبت (کانال با گوتاپرکای منفرد و بدون سیلر پر شد) و 5 دندان به عنوان کنترل منفی (کانال با گوتاپرکا و سیلر پر و با دو لایه لاک ناخن پوشانده شدند) استفاده شد. یک مدل میکرو لیکیج باکتری از باکتری های خانواده نشت باکتری از باکتری انتروکوکوس فکالیس جهت ارزیابی قدرت سیل کنندگی مورد استفاده قرار گرفت. دندانها در لولههای آزمایش قرار داده شدند به طوری که دو محفظه فوقانی و تحتانی تشکیل دادند. باکتریهای کشت شده در محفظه فوقانی و در تماس با ناحیه کرونالی دندان قرار گرفتند و انتهای ریشه در محفظه تحتانی که حاوی یک محیط کشت استریل بود قرار گرفتند. در این حالت تنها مسیر ارتباطی بین محفظه فوقانی و تحتانی، پرکردگی کانال ریشه بود. در این روش در صورت مشاهده کدورت در محفظه تحتانی، مشخص میشد که باکتریها توانستهاند از سد موجود عبور کنند و به محیط کشت برسند و با این روش نشت اندازهگیری شد. دادههای به دست آمده با استفاده از تستChi-Square آنالیز شدند.
یافتهها: در گروه اول (MTA) 7 نمونه و در گروه دوم (سرامیک سرد) 4 نمونه نشت داشتند. از نظر نشت، تفاوت آماری معنیداری بین MTA و سرامیک سرد وجود نداشت (288/0P=).
نتیجهگیری: توانایی سیل کنندگی سرامیک سرد و MTA به عنوان مواد پرکننده ریشه مشابه است.
فرزانه مساوات، حوریه باشی زاده فخار، محمد جواد خرازی فرد، فاطمه ملک پور اسطلکی،
دوره 32، شماره 2 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص شکستگی عمودی ریشه (VRF) در کلینیک از اهمیت زیادی برخوردار است، چون دندانهای با VRF پیشاگهی ضعیفی دارند و غالباً هرگونه درمان بر روی دندان بینتیجه خواهد بود. محدودیت تصاویر دو بعدی پری اپیکال از یک سو و کاهش دقت تصاویرCBCT به علت حضور آرتیفکتها در نمونههای درمان ریشه شده از سوی دیگر ما را بر آن داشت تا در این مطالعه به مقایسه دقتCBCT و رادیوگرافی پری اپیکال با دو زاویه افقی متفاوت در تشخیص VRF در نمونههای درمان ریشه شده بپردازیم. هدف از این مطالعه مقایسه دقتCBCT و رادیوگرافی پری اپیکال با دو زاویه افقی متفاوت در تشخیص VRF در نمونههای درمان ریشه شده بود.
روش بررسی: دراین مطالعه 60 دندان اندو شده که تصادفی کد گذاری شده بودند، به دو گروه تقسیم شدند: یک گروه 30 تایی که شکستگی در آنها ایجاد شد و 30 عدد بدون شکستگی. تصویربرداری CBCT و پری ایپکال دیجیتال با دو زاویه افقی با اختلاف 15 درجه تهیه شد و تصاویر توسط رادیولوژیست مورد ارزیابی قرار گرفت. در این مطالعه از Weighted kappa برای انالیز آماری استفاده شد.
یافتهها: حساسیت سیستم تصویربرداری CBCT (8/%75) در مقایسه با رادیوگرافی دیجیتال (3/68%) برای تشخیص شکستگی عمودی ریشه بالاتر بود. همچنین ویژگی سیستم تصویربرداری CBCT (%90) در مقایسه با رادیوگرافی دیجیتال (1/79%) برای تشخیص شکستگی عمودی ریشه نیز بالاتر بود )05/0P<).
نتیجه گیری: تکنیک تصویربرداری CBCT نسبت به پری اپیکال دیجیتال دقت تشخیصی بالاتری در شکستگیهای عمودی ریشه دارد و امکان تشخیص قابل اعتمادتری را برای ما فراهم میکند.