جستجو در مقالات منتشر شده


1084 نتیجه برای نوع مطالعه: تحقیقی

زهرا سهرابی، یگانه بدری، فرزان سلطانی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: به تازگی استفاده از زائده کامی به عنوان منبع پیوند استخوان اتوژن مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به محدودیت آناتومیک این فضا ارزیابی استخوان در دسترس در این ناحیه می‌تواند نقش مهمی در طرح درمان درست داشته باشد. هدف این مطالعه، ارزیابی میزان و تراکم استخوان در دسترس، جهت تهیه پیوند اتوژن از ناحیه زایده کامی فک بالا با استفاده از CBCT (Cone Beam Computed Tomography) قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی مقطعی، با جمع آوری تصاویر CBCT از 78 بیمار مراجعه کننده به یکی از کلینیک‌های رادیولوژی فک و صورت کرمانشاه در سال‌های 1401 و 1402، که فاقد نشانه‌ای از تروما، دندان‌های نهفته، ضایعات پاتولوژیک، شکاف کام، پریودنتیت شدید و جراحی وسیع بوده و همچنین دارای تمام دندان های ناحیه مورد نظر (پرمولر اول راست تا پرمولر اول چپ) بوده و رشد استخوانی آن‌ها تکمیل شده بود (سن بالای 20 سال) انجام شد. تصاویر CBCT گردآوری و به کمک برنامه ondemand مورد بررسی قرار گرفت. شاخص‌های متفاوتی از قبیل مساحت هر برش مقطعی، حجم استخوان (متغیر اصلی) با کمک فرمول ریاضی، تراکم استخوان و قطر کانال incisive اندازه گیری شد. به منظور بررسی فرضیه ها برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف Smirnov-Kolmogorov استفاده شد و چون هیچ کدام از متغیرهای ما نرمال نبود، از آزمون‌های همبستگی اسپیرمن و من ویتنی استفاده شد.
یافته‌ها: این مطالعه بر روی 78 نفر با میانگین سنی 43 سال انجام شد که 39 نفر آن‌ها زن و 39 نفر آن‌ها مرد بودند. میانگین حجم استخوان به دست آمده برابر با cm3 84/1 بود. بالاترین تراکم استخوان در ناحیه دندان انسیزور لترال مشاهده شد و میانگین قطر کانال اینسیزیو 68/2 میلی متر گزارش شد. با توجه به نتایج آزمون اسپیرمن هیچ کدام از متغیرها با متغیر سن دارای رابطه معنی داری نبودند و با توجه به نتایج آزمون من- ویتنی تراکم استخوان در ناحیه دندان لترال، کانین و پره مولر در زنان و مردان تفاوت معنی داری نداشت. اما حجم استخوان در دسترس با جنسیت ارتباط داشت و این مقدار در مردان بیشتر از زنان محاسبه شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این مطالعه میانگین حجم استخوان در ناحیه قدامی فک بالا برابر با cm3 51/1 و بیشترین تراکم استخوان مربوط به ناحیه دندان لترال بود. میانگین قطر کانال اینسیزیو cm3 68/2 بود و حجم استخوان در دسترس با جنسیت ارتباط داشته و این مقدار در مردان بیشتر از زنان بود. اما تراکم استخوان در مردان و زنان تفاوتی نداشت.

یادگار حسین شریفی، دکتر هاجر شکرچی زاده، هاجر عطارزاده، سپهر میرامیرخانی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کودکان بی‌ سرپرست جزو اقشار آسیب پذیر جامعه می‌باشند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه سلامت دهان، نیازهای درمانی و رفتارهای سلامت دهان در کودکان تحت حمایت بهزیستی‌ با کودکان دارای سرپرست بود.
روش بررسی: در مطالعه‌‌ کوهورت تاریخی حاضر در سال 1398، کلیه کودکان 12-7 ساله ساکن بهزیستی‌ شهر اصفهان با همکلاسی‌‌هایشان که با والدین زندگی می‌کردند مقایسه شدند. معاینه کلینیکی جهت ثبت شاخص‌های DMFT/dmft، پلاک دندانی و نیازهای درمانی انجام شد. در مورد رفتارهای سلامت دهان شامل تکرر مسواک، نخ دندان، خمیردندان فلورایده و ریزه خواری مواد قندی از کودکان سؤال شد. آزمون‌های من ویتنی، کای ‌دو و فیشر جهت آنالیز استفاده شد (05/0>P).
یافته‌ها: میانگین شاخص‌های dmft و DMFT در کودکان بهزیستی به ترتیب 54/2±64/3 و 54/2±93/2 بود که تفاوت معنی ‌داری را با گروه مقایسه نشان نداد (05/0 نتیجه‌گیری: تفاوت معنی ‌داری بین کودکان بهزیستی و سایر کودکان از لحاظ شاخص پوسیدگی و رفتارهای سلامت دهان وجود نداشت. تنها شاخص پلاک و تعداد دندان‌های دائمی نیازمند به درمان در کودکان بهزیستی بالاتر بود. مداخلات آموزشی جهت ارتقای بهداشت دهان و بهبود دسترسی به مراقبت‌های دندانپزشکی برای کودکان بهزیستی توصیه می‌شود.

پویان زرافشان، میثم مرادی، میثم میرزایی، پژمان هادی نژاد، همت قلی نیا،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب دندانپزشکی یکی از رایج‌ترین موانع در مسیر بهره‌مندی از خدمات سلامت دهان و دندان به‌ شمار می‌رود که می‌تواند منجر به تأخیر در مراجعه، اجتناب از درمان و تشدید مشکلات دهانی گردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سطح اضطراب دندانپزشکی در بیماران مراجعه‌کننده به مطب‌های دندانپزشکان عمومی شهر بابل بود.
روش بررسی: این مطالعه‌ توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1399 بر روی 400 بیمار بالای 18 سال مراجعه کننده به مطب‌‌های خصوصی دندانپزشکان عمومی شهر بابل، که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، نسخه فارسی پرسشنامه استاندارد اضطراب دندانپزشکی (DAI) مشتمل بر 36 گویه در مقیاس لیکرت پنج گزینه‌ای (محدوده نمرات از 36 تا 180) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی تأیید شده است. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل و آنالیز واریانس نرم‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین سنی شرکت‌کنندگان 03/9 ± 61/31 سال بود و 8/61% ایشان مؤنث بودند. میانگین نمره اضطراب دندانپزشکی 04/31 ± 52/129 (از 180 نمره) گزارش شد که نشان‌دهنده سطح نسبتاً بالای اضطراب در جامعه مورد بررسی است. اضطراب در زنان و افراد مجرد به طور معنی داری بیشتر بود (به ترتیب 002/0=P و 007/0=P)، اما بین گروه‌های سنی، شغل، تحصیلات و تعداد مراجعات تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که سطح اضطراب دندانپزشکی در مراجعین به مطب‌های دندانپزشکان عمومی شهر بابل بالا بود. لذا توجه به مداخلات آموزشی، روانشناختی و ارتقاء ارتباط حرفه‌ای در محیط‌های درمانی دندانپزشکی به ‌منظور کاهش اضطراب بیماران، ضروری به نظر می‌رسد.

علی نجارچی، مریم محبی نیا، محسن شمسی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به خطرات مواجهه مکرر با پرتوهای یون ساز در دندانپزشکی و عوارض احتمالی آن بر سلامت بیماران، پرسنل و دانشجویان، رعایت اصول حفاظت اشعه از اولویت‌های اساسی این حرفه بوده، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان دندانپزشکی و همچنین پیش بینی فاکتورهای مؤثر بر عملکرد دانشجویان در زمینه اصول حفاظت از پرتو در دانشگاه علوم پزشکی اراک در سال 1403 انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت مقطعی- تحلیلی به صورت تمام شماری بر روی 120 نفر از دانشجویان دندانپزشکی در سال تحصیلی 1404-1403 (مهرماه تا اسفند ماه 1403) انجام شده است. ابزار جمع آوری داده‌ها علاوه بر اطلاعات جمعیت ‌شناسی پرسشنامه‌ای شامل سنجش آگاهی (از مجموع 20 امتیاز)، نگرش (از مجموع 55 امتیاز) و عملکرد (از مجموع 16 امتیاز) بود. پرسشنامه مورد استفاده، نسخه بازبینی‌شده یک ابزار استاندارد بوده که مجدداً روایی (CVR=0.62, CVI=0.79) و پایایی آن (آلفای کرونباخ >7/0 برای تمام بخش‌ها) سنجیده و تأیید شده است. تحلیل داد‌ها با استفاده از SPSS27 و آزمون‌های تحلیلی شامل آزمون- من ویتنی، کروسکال والیس، همبستگی اسپیرمن و پیش بینی عملکرد با استفاده از آزمون رگرسیون خطی انجام پذیرفت.
یافته‌ها: تعداد نمونه‌ها 120 نفر دانشجو با میانگین سنی نمونه‌ها 13/3 ± 59/23 سال و 7/51% آنان مرد بودند. میانگین نمره آگاهی دانشجویان 51/2 ± 69/9، نمره نگرش 05/3 ± 88/27 و نمره عملکرد 06/1 ± 60/12 بود. تفاوت معنی ‌داری در آگاهی بین دانشجویان دختر و پسر (035/0=P) مشاهده و آگاهی دانشجویان پسر بیشتر بود. تفاوت معنی ‌داری در نگرش و عملکرد بین دو جنسیت یافت نشد (05/0 نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه آموزش‌های آکادمیک به‌ طور مؤثری آگاهی حفاظت از پرتو را انتقال می‌دهند، تبدیل این آگاهی به عملکرد عملی همچنان در سطح متوسطی قرار دارد که این امر نیاز به استفاده از روش‌های آموزشی عملی پیشرفته را برجسته می‌کند.

سید حسین طباطبایی، الهه ابراهیمی، سارا حیدری، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان خودکارآمدی دانشجویان نقش مهمی در ارزیابی سیستم آموزشی دارد. هدف از این مطالعه به بررسی خودکارآمدی دانشجویان دندانپزشکی یزد در تشخیص و مدیریت ضایعات پاتولوژیک دهان و فک بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در میان دانشجویان دندانپزشکی از نیم ‌سال‌های 6 تا 12 انجام شد. در مجموع، ۲۵۰ پرسشنامه خودکارآمدی که با هدف ارزیابی توانایی دانشجویان در مدیریت ضایعات طراحی شده بود. پرسشنامه‌ای محقق ساخته شامل فرآیند نمونه‌ برداری، عوامل مرتبط در حوزه‌های طبقه بندی بالینی ضایعات، ارزیابی و تشخیص بالینی ضایعات، تشخیص افتراقی و برنامه ‌ریزی درمانی توزیع شد. داده‌ها به ‌صورت خود اظهاری جمع‌ آوری و با نرم ‌افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند. آزمون‌های آماری مختلف برای بررسی رابطه بین متغیرها، شامل ترم تحصیلی، جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل استفاده شد. با توجه به میانگین و انحراف معیار به دست آمده در مطالعه، نمرات به شکل کیفی تقسیم بندی شد.
یافته‌ها: میزان پاسخ‌ گویی پرسشنامه 6/91% بود. میانگین نمره خودکارآمدی دانشجویان 72/14±30/80 از 150 بود، که سطح متوسطی از خودکارآمدی را نشان می‌داد. انجام نمونه ‌برداری کمترین میزان خودکارآمدی را داشت، در حالی که دانشجویان در تشخیص و مدیریت زخم‌های دهانی خودکارامدی بیشتری نشان دادند. دانشجویان نیم‌سال‌های بالاتر خودکارآمدی به‌مراتب بیشتری از خود نشان دادند (018/0=P)، در حالی‌که تفاوت‌های مربوط به جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل از نظر آماری معنی دار نبود (05/0<P). افزایش مواجهه با موارد بالینی و دانش نظری، به مرور زمان موجب بهبود خودکارآمدی گردید.
نتیجه‌گیری: به ‌طور کلی، سطح خودکارآمدی دانشجویان متوسط ارزیابی شد و تجربه بالینی و دانش نظری در طول زمان خودکارآمدی آن‌ها را افزایش داد. حوزه‌هایی مانند بیوپسی و تشخیص ضایعات پیش ‌سرطانی نیازمند توجه بیشتر هستند. بهبود روش‌های آموزشی و افزایش فرصت‌های تمرین بالینی می‌تواند دانشجویان را برای چالش‌های عملی بهتر آماده کند.

سیدرضا خسروانی، لیلا عظیمی، سعید مقدم زرندی، نرگس پناهنده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: برای پیشگیری از پوسیدگی دندان، تحقیقات بر یافتن عوامل ضد باکتری و ضد بیوفیلم جدید بدون معایب عوامل مصنوعی مورد استفاده فعلی متمرکز شده است. این مطالعه با هدف بررسی اثر عصاره متانولی زنجبیل بر بیان ژن‌های ویرولانس استرپتوکوکوس موتانس انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی که در سال 1402 در گروه میکروب شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد، عصاره متانولی گیاه زنجبیل با روش خیساندن به ‌دست آمد. 10 سویه بالینی استرپتوکوکوس موتانس از بیماران مبتلا به عفونت دندانی به دست آمد. حداقل غلظت بازدارنده (MIC) و حداقل غلظت ضد باکتری (MBC) عصاره در برابر استرپتوکوکوس موتانس با استفاده از روش میکروتیتر پلیت تعیین شد. اثر عصاره بر بیان ژن‌های ویرولانس relA، comDE، brpA، gtfC و spaP توسط سویه‌های بالینی با تکنیک Real Time PCR ارزیابی شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های Wilcoxon و Mann-Whitney مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت (05/0=alpha).
یافته‌ها: میانگین MIC و MBC عصاره متانولی زنجبیل در برابر استرپتوکوکوس موتانس به ترتیب 8/11±32 و 12±26/64 میلی گرم بر میلی لیتر بود. عصاره باعث کاهش بیان ژن‌های relA، comDE، brpA و gtfC به ترتیب به میزان 50%، 40%، 70% و 70% شد. همچنین این ترکیب باعث کاهش 4 برابری بیان ژن spaP شد.
نتیجه‌گیری: عصاره متانولی زنجبیل باعث کاهش معنی‌ دار ژن‌های بیماری زا gtfC، brpA، relA، comDE و spaP شد که نشان ‌دهنده کارایی بهینه آن در کنترل بیماری زایی استرپتوکوکوس موتانس است.

عارف نادری خورشیدی، محمدمهدی نقیبی سیستانی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مراقبت‌های دندانپزشکی خطر انتقال عفونت‌های ویروسی و باکتریایی را برای بیماران و پرسنل به همراه دارد. آگاهی بیماران از اصول کنترل عفونت می‌تواند در بهبود ایمنی محیط درمان و ارتقاء سلامت عمومی نقش مؤثری ایفا کند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی سطح آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت در درمان‌های دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به ‌صورت مقطعی در سال ۱۴۰۱ بر روی ۳۹۰ نفر از بیماران مراجعه‌ کننده به دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای معتبر مشتمل بر ۲۴ پرسش درباره اصول کنترل عفونت بود. پاسخ صحیح به هر سؤال یک امتیاز داشت. نمره و سطح آگاهی شرکت کنندگان براساس جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات و تعداد دفعات، به ترتیب با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل، آنالیز واریانس و مجذور کای نرم‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۲۴/۱۳ ± ۸۹/۳۳ سال و ۸/۶۲% از ایشان زن بودند. میانگین نمره آگاهی بیماران
۲۱/۳ ± ۳۷/۱۸ بود. 4/76% از شرکت‌کنندگان در سطح آگاهی خوب قرار داشتند. میانگین نمره آگاهی بیماران در زنان بیشتر از مردان بود (006/0=P). همچنین بر اساس سطح تحصیلات (001/0>P) و گروه سنی (01/0=P) اختلاف آماری معنی داری نشان داد. اما بر اساس تعداد جلسات درمانی اختلاف معنی داری دیده نشد (867/0=P).
نتیجه‌گیری: اگرچه سطح کلی آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت قابل ‌قبول بود، اما در برخی حوزه‌ها همچنان ناآگاهی وجود دارد. طراحی برنامه‌های آموزشی هدفمند به‌منظور ارتقاء سطح آگاهی بیماران در زمینه کنترل عفونت توصیه می‌شود.

راضیه جباریان، رضا عمرانی، راضیه حسینی نواز، مهناز پوراسماعیل، محمد میرزایی، مهسا اصفهانی، نازنین قلی تبار، یاسمینا داوری، آیدا سلیمی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: سلامت دهان و دندان به عنوان بخشی جدایی‌ ناپذیر از سلامت عمومی نامبرده می‌شود که می‌تواند مانند سایر بخش‌ها کیفیت زندگی فرد و خانواده را تحت شعاع قرار دهد. به دلیل رشد روانی و جسمی سریع کودکان، آن‌ها
بیش از دیگران در معرض عوارض منفی دهان و دندان قرار می‌گیرند. در همین‌ راستا مطالعه‌ حاضر به‌ بررسی‌ تأثیر سلامت دهان و دندان کودک بر کیفیت زندگی خانواده و عوامل تأثیرگذار روی آن در کودکان زیر 6 سال شهر قزوین‌ پرداخته‌ است‌.
روش بررسی: پژوهش‌ حاضر یک‌ مطالعه‌ مقطعی‌ است‌ که‌ بر روی والدین ٨٠ کودک زیر شش‌ ساله شهر قزوین‌ در سال 1401 انجام شد. روش نمونه گیری "در دسترس" و از میان مراجعه کنندگان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بود. ابتدا اطلاعات دموگرافیک‌ کودک شامل‌ (سن‌، جنسیت‌، رتبه تولد کودک و میزان درآمد خانواده) از والدین گرفته شد، سپس‌ پرسشنامه‌‌ Family Impact Scale (FIS) توسط آن‌ها تکمیل گردید. این پرسشنامه تأثیر مشکلات دهان و دندان کودک بر خانواده را در با 4 خرده مقیاس بررسی می‌کند. پس از آن، راجع به سلامت عمومی، سلامت دهان و دندان، مراجعه به دندانپزشکی و خدمات دریافت شده سؤالات پرسیده شد. اطلاعات گردآوری شده به صورت توصیفی و تحلیلی با تست‌های واریانس، همبستگی پیرسون و T test مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌‌ها: ۸۰ والد که ۳۹ نفر از آن‌ها فرزند پسر و ۴۱ نفر فرزند دختر داشتند وارد مطالعه شدند. میانگین‌ سنی‌ کودکان مورد مطالعه‌ ٠٦/١±٧٢/٤ سال بود (محدوده ۳ تا ۶ سال) از میان ابعاد کیفیت زندگی خانواده (FIS)، خرده ‌مقیاس امور مالی خانواده با میانگین 68/0±53/0 بالاترین امتیاز و خرده‌ مقیاس تضاد خانواده با میانگین 44/0±73/0 پایین‌ترین امتیاز را داشت. میانگین کلی کیفیت زندگی خانواده 6/0±52/0 بود. بین متغیر پیامد (کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان) و متغیر مستقل سطح اقتصادی خانواده و جنسیت رابطه آماری معنی داری مشاهده نشد (٠٥/٠P>) ولی بین متغیر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان با رتبه تولد کودک رابطه آماری معنی داری وجود داشت (002/0(P= به طوری که با افزایش رتبه تولد تأثیر سلامت دهان و دندان وی بر کیفیت زندگی خانواده افزایش پیدا می‌کند. همچنین، بین متغیر مستقل سن کودک و دو خرده مقیاس فعالیت خانواده (03/0(P= و تضاد خانواده (006/0(P= از میان ابعاد کیفیت زندگی خانواده رابطه معنی داری مشاهده شد به شکلی که کم بودن سن کودک ارتباط سلامت دهان و دندان او بر کیفیت زندگی خانواده را افزایش می‌دهد. بین سلامت عمومی و سلامت دهان و دندان کودک از دیدگاه والدین با تأثیر نمره FIS کسب شده رابطه معنی داری وجود داشت (به ترتیب 001/0P= و 04/0P=).
نتیجه‌ گیری: یافته‌‌ها حاکی‌ از تأثیر سلامت‌ دهان و دندان کودک بر کیفیت‌ زندگی‌ خانواده است که با سن کودک، رتبه تولد کودک، سلامت عمومی کودک و سلامت دهان و دندان او از نظر والدین ارتباط دارد.

فرزام شیری، هاجر شکرچی زاده،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

مینه و هدف: داروخانه‌ها می‌توانند به عنوان مکانی مناسب برای ارائه مراقبت‌های سلامت دهان از جمله خدمات پیشگیری، تشخیص زود هنگام و ارجاع عمل کنند. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی آگاهی، عملکرد و رفتارهای مرتبط با سلامت دهان و نیز خودارزیابی سلامت دهان در داروسازان و پرسنل داروخانه‌های شهر اصفهان انجام شد.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر در سال 1403 و با روش نمونه گیری تصادفی در سطح داروخانه‌های شهر اصفهان انجام شد. در مجموع، 176 داروساز و پرسنل داروخانه به صورت حضوری به پرسشنامه‌های خوداظهار استاندارد در زمینه آگاهی، عملکرد و رفتارهای مرتبط با سلامت دهان و نیز خودارزیابی سلامت دهان پاسخ دادند. جهت آنالیز داده‌ها از آزمون‌های کای دو، من ویتنی، ضریب همبستگی اسپیرمن با استفاده از نرم‌ افزار SPSS نسخه ۲۷ استفاده شد. 
سطح معنی داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: در مجموع آگاهی در زمینه سلامت دهان در 34 نفر (3/19 درصد) ضعیف، در 89 نفر (6/50 درصد) متوسط و در 53 نفر (1/30 درصد) خوب بود. نمره آگاهی داروسازان به طور معنی داری بیشتر از سایر پرسنل بود (002/0=P). بیشترین مورد ارائه شده به مراجعه کنندگان از سوی کل شرکت ‌کنندگان دادن داروی مسکن برای رفع درد (9/61 درصد) بوده است، حال آنکه ارائه اطلاعات در مورد رعایت بهداشت دهان (9/36 درصد) و ارجاع به دندانپزشک (9/40درصد) توسط کمتر از نیمی از شرکت کنندگان گزارش شده است. رفتارهای مربوط به سلامت دهان شامل حداقل دو بار در روز مسواک زدن (4/80 درصد)، استفاده مرتب از خمیردندان حاوی فلوراید (2/97 درصد)، مراجعه به دندانپزشک طی سال گذشته
(1/55 درصد) و عدم مصرف سیگار (0/67 درصد) در بیشتر افراد شرکت کننده در سطح مطلوب بوده است، ولیاستفاده از نخ دندان (6/50 درصد) و ریزه خواری تنقلات شیرین (3/65 درصد) در بیشتر افراد در سطح نامطلوب مشاهده شد.
نتیجه ‌گیری: با توجه به میزان متوسط آگاهی در زمینه سلامت دهان و برخی رفتارهای نامطلوب مانند استفاده ناکافیاز نخ دندان و مصرف زیاد تنقلات شیرین، اجرای برنامه‌های آموزشی برای ارتقای دانش و اصلاح رفتارهای مرتبط با سلامت دهان در این گروه توصیه می‌شود.
رضا افتخار آشتیانی، یاس گل کلباسی، مجتبی حمیدی فرد، الهه بیابانکی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: علی رغم وجود مستندات اثر ضد ویروسی مواد ستیل پیریدینیوم کلراید (CPC) و کلوئید نانو نقره (Ag) بر ویروس هرپس سیمپلکس نوع 1، تأثیر ترکیب این دو ماده از نظر احتمال اثر سینرژیسمی در غلظت‌های مختلف در این زمینه نامشخص است. هدف از این مطالعه بررسی اثر ضد ویروسی ترکیب غلظت‌های مختلف دو ماده ستیل پیریدینیوم کلراید و کلوئید نانو نقره بر روی ویروس هرپس سیمپلکس نوع 1 بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی که در سال 1400 در بخش ویروس شناسی مولکولی انستیتو پاستور ایران انجام شد، پس از تست سمیت سلولی غلظت‌های مختلف CPC و Ag، اثر ضد عفونی کنندگی غلظت‌های ایمن به صورت تکی و ترکیبی روی سلول‌های آلوده به ویروس هرپس نوع 1 مورد بررسی قرار گرفت. گروه‌های مورد مطالعه در تست‌های مورد بررسی عبارت بودند از گروه‌های 1 تا 6 شامل غلظت‌های 01/0 تا µg/ml 1000 Ag، گروه‌های 7 تا 12 شامل غلظت‌های 1/0 تا µg/ml 10000 CPC و گروه‌های ترکیبی µg/ml (G13) 10 µg/ml + CPC 10 Ag، µg/ml (G14) 1 µg/ml + CPC 10 Ag و µg/ml (G15) 10 µg/ml + CPC 1 Ag. بررسی نتایج با آزمون One-Way ANOVA و آزمون تعقیبی Games-Howell و Tukey HSD با سطح معنی داری 05/0 انجام شد.
یافته‌ها: بر اساس میانگین نتایج تست MTT و میزان زنده مانی سلول‌ها پس از مواجهه با ویروس هرپس نوع 1، بیشترین سلول زنده مربوط به گروه µg/ml 10 Ag و بعد از آن به ترتیب متعلق به گروه‌های µg/ml 10 CPC، µg/ml 10 µg/ml + CPC 10 Ag، µg/ml 10 µg/ml + CPC 1 Ag و µg/ml 1 µg/ml + CPC 10 Ag بود. از نظر غیر فعال سازی ویروس هرپس نوع 1 و اثر ضد ویروسی آن‌ها طبق نتایج به دست آمده تفاوت آماری معنی داری بین گروه‌های 1 با 3، 4، 5، 6، 10 (001/0>P) ، 2 با 3 (40/0P=)، 2 با 4 (041/0P=)،2 با 5 و 6 (035/0P=)،7 با 10، 11 و 12 (001/0>P)، 8 با 10، 11 و 12 (001/0>P) و 9 با 10، 11 و 12 (001/0>P) مشاهده شد. از میان گروه‌های ترکیبی بیشترین تأثیر ضد ویروسی و کمترین سمیت سلولی مربوط به µg/ml 10 µg/ml + CPC 10 Ag بود. همچنین کمترین اثر ضد ویروسی در گروه‌های ترکیبی در گروه µg/ml 1 µg/ml + CPC 10 Ag مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: بیشترین سلول زنده مربوط به گروه µg/ml 10 Ag و سپس µg/ml 10 CPC بود و ترکیب دو ماده باعث کاهش اثر در این زمینه شد. اثر ضد ویروسی مواد به تنهایی نسبت به حالت ترکیبی بیشتر بود. از طرفی از بین گروه‌های ترکیبی بیشترین اثر ضد ویروسی و کمترین سمیت سلولی در ترکیب µg/ml 10 µg/ml + CPC 10 Ag مشاهده شد.

میثاق مهاجر، حسن مسگری، بهناز پوریان، جواد نصرتی موموندی، مسعود حسن زاده،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: حفره خشک یکی از شایع‌ترین عوارض پس از جراحی دندان محسوب می‌شود. لذا پیشگیری مؤثر از بروز حفره خشک تأثیر قابل توجهی در بهبودی بیمار پس از کشیدن دندان خواهد داشت. هدف این مطالعه بررسی تأثیر ترانگزامیک اسید همراه با حامل ژلفوم بر پیشگیری از بروز حفره خشک پس از جراحی خارج ‌سازی دندان مولر سوم نهفته فک پایین بود.
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی‌ شده موازی بر روی ۷۲ بیمار (۴۰ نفر گروه مداخله، ۳۲ نفر گروه کنترل) در سال ۱۴۰۲ در بخش تخصصی جراحی فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران بود. در گروه مداخله، ۲۵۰ میلی ‌گرم پودر ترانگزامیک اسید داخل حفره ریخته و ژلفوم قرار داده شد. گروه کنترل تنها گاز استریل دریافت کرد. تشخیص حفره خشک در روز 3-2 پس از عمل توسط یک جراح مستقل انجام شد. تحلیل آماری با آزمون‌های کای‌ دو، نسبت درست ‌نمایی و آزمون دقیق فیشر انجام شد و 05/0P< معنی دار در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نرخ حفره خشک در گروه مداخله 5/7% و در گروه کنترل 4/34% بود. تمامی آزمون‌های آماری کاهش معنی دار حفره خشک در گروه مداخله را نشان دادند (005/0P≤). این یافته‌ها با مکانیسم فیزیولوژیک ترانگزامیک اسید در مهار فیبرینولیز و تثبیت لخته خون مطابقت دارد و کاهش چشمگیری نسبت به گروه کنترل ایجاد کرد.
نتیجه‌گیری: کاربرد موضعی ترانگزامیک اسید همراه با ژلوفوم پس از کشیدن مولر سوم نهفته، روشی مؤثر، ساده و کم ‌هزینه برای پیشگیری از حفره خشک است. برای توصیه بالینی گسترده، مطالعات با نمونه بالاتر، مقایسه با استانداردهای موجود و پیگیری طولانی‌تر پیشنهاد می‌شود.

آیدین علیپور، احسان موعودی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده


ta charset="UTF-8" >

اطلاعات مقاله

زمینه و هدف: تحلیل ریشه دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته پدیده‌ای با شیوع پایین، اما بالقوه آسیب ‌زا است که می‌تواند منجر به از دست دادن دندان شود. تشخیص به ‌موقع و استفاده از تصویربرداری دقیق نقش مهمی در پیشگیری از عوارض تحلیل ریشه دارد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی فراوانی تحلیل ریشه دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته فک بالا با استفاده از تصاویر توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) بود.

روش بررسی: در این مطالعه مشاهده‌ای- تحلیلی گذشته‌ نگر، ۶۰ تصویر CBCT بیماران دارای دندان کانین نهفته
(15 مورد دو طرفه و 45 مورد یک طرفه) به روش نمونه گیری در دسترس از میان مراجعه کنندگان به کلینیک‌های تخصصی رادیولوژی فک، دهان و صورت شهر بابل، شمال ایران، در سال 1402 مورد بررسی قرار گرفت. متغیرهایی از جمله سن، جنسیت، موقعیت و جهت رویش دندان کانین، وجود تحلیل ریشه در دندان‌های مجاور، نوع دندان درگیر، شدت و ناحیه تحلیل مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون مجذور کای نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 انجام شد.

یافته‌ها: در کلیشه‌های CBCT مورد بررسی (7/66% مؤنث و 70% بالای ۱۸ سال)، 75 مورد نهفتگی (41 مورد در سمت راست و 34 مورد در سمت چپ) مشاهده شد. تحلیل ریشه در دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته فک بالا تنها در ۷ نفر (7/%11) دیده شد. این تحلیل در تمامی موارد به صورت خفیف و در دندان لترال مشاهده شد. از لحاظ موقعیت عمودی، 7/%85 موارد در ناحیه میانی ریشه رخ داده بود. هیچ ارتباط معنی داری میان تحلیل ریشه با جنسیت، سن، موقعیت یا جهت رویش کانین یافت نشد (05/0

نتیجه ‌گیری: باتوجه به احتمال بروز تحلیل ریشه در دندان‌های لترال مجاور به کانین نهفته و در ناحیه میانی ریشه، توصیه می‌شود جراحان فک و صورت و متخصصان ارتودنسی پیش از آغاز درمان، ارزیابی دقیق و اولیه‌ای از موقعیت دندان نیش و دندان‌های مجاور با استفاده از تصاویر CBCT انجام دهند تا از بروز عوارض احتمالی پیشگیری شود.


امینه اولجاش، رضا فرجی، فریدا عابسی، میثم میرزایی، هدی شیرافکن،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: پونتیکولوس پوستیکوس یک آنومالی استخوانی در مهره‌ اطلس است که می‌تواند اهمیت بالینی
قابل توجهی، به خصوص در صورت نیاز به حرکات شدید سر در هنگام درمان، داشته باشد. هدف از مطالعه‌ حاضر، بررسی فراوانی پونتیکولوس پوستیکوس در انواع مال ‌اکلوژن‌های اسکلتال در بعد افقی، در جمعیتی از شمال ایران بود.

روش بررسی: در این مطالعه‌ مشاهده‌ای- تحلیلی، تعداد 246 کلیشه‌ لترال سفالومتری افراد بالای ۸ سال مراجعه کننده به دو مرکز رادیولوژی فک، دهان و صورت شهر بابل، شمال ایران، در سال 1400، فاقد هرگونه بیماریسیستمیک یا سندرومیک خاص، دفورمیتی‌های تکاملی، سابقه‌ تروما و درمان‌های ارتودنسی پیشین که مهره‌اطلس در آن‌ها به ‌خوبی قابل مشاهده بود، به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شد و مورد بررسی قرار گرفت. نوع کلاس اسکلتال
با استفاده از زاویه ANB و آنالیز Wits تعیین شد و حضور پونتیکولوس پوستیکوس بر اساس کلاس‌های مختلف اسکلتال، جنسیت و گروه‌های سنی بررسی گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون مجذور کای در نرم ‌افزار SPSS و با سطح معنی ‌داری ۰۵/۰ تحلیل شدند.

یافته‌ها: از مجموع نمونه‌ها، در ۱۰۴ مورد (۳/۴۲%) پونتیکولوس پوستیکوس مشاهده شد که ۶۲ مورد (۲/۲5%) دارای نوع پارسیل و ۴۲ مورد (۱/۱۷%) دارای نوع کامل بودند. بر اساس نتایج، شیوع این آنومالی در مردان به‌ طور معنی داری بیشتر از زنان بود (001/0>P). با این حال، ارتباط آماری معنی داری بین وجود پونتیکولوسپوستیکوس با کلاس‌های مختلف اسکلتال (222/0=P) و گروه‌های سنی (483/0=P) یافت نشد.

نتیجه ‌گیری: یافته‌های مطالعه حاضر نشان می‌دهد که پونتیکولوس پوستیکوس یک آنومالی نسبتاً شایع است که در مردان شیوع بیشتری دارد، لذا پیشنهاد می‌شود در غربالگری آنومالی‌های جمجمه‌ای- گردنی توسط لترال سفالومتری
مد نظر قرار گیرد. با این حال، به نظر نمی‌رسد این آنومالی نتیجه‌ی کلسیفیکاسیون مرتبط با افزایش سن باشد یا بتوان از آن به عنوان شاخص پیش ‌بینی ‌کننده‌ای برای تعیین نوع کلاس اسکلتال استفاده کرد.


امیرحسین رستمی، سیدعلی سیدمجیدی، ولی الله آرش، عباس رامیار، نیما هدایتی گودرزی، امیرحسین قاسمی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک یکی از ناهنجاری‌های شایع ارتودنتیک است. کشیدن پرمولرهای اول یکی از روش‌های درمانی متداول در این بیماران محسوب می‌شود. از آنجایی که تأثیر این امر بر نسبت‌های بولتون همچنان نامشخص است، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر کشیدن پرمولرهای اول بر نسبت‌های بولتون به دنبال درمان ارتودنسی بود.
روش بررسی: این مطالعه آزمایشگاهی بر روی مدل‌های فیزیکی بایگانی شده 34 بیمار کلاس I مبتلا به بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک با عدم کفایت لبی بیش از ۴ میلی ‌متر و لب‌های برجسته، موجود در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل در سال 1403 انجام شد. تمامی بیماران دارای مجموعه کامل دندان‌های 1 تا 6 در هر کوادرانت فکی بودند. پس از اسکن دیجیتالی مدل‌ها، نسبت‌های کلی و قدامی بولتون محاسبه گردید. سپس فرآیند کشیدن دیجیتالی پرمولرهای اول شبیه ‌سازی شد. نسبت‌ها بار دیگر اندازه‌ گیری و با مقادیر پیش از درمان با آزمون تی نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی ‌داری 05/0 مقایسه شدند.
یافته‌ها: از 34 کست مورد مطالعه، 6/67 درصد متعلق به بیماران مؤنث بود. میانگین نسبت کلی بولتون به دنبال کشیدن پرمولرهای اول از 23/2±33/90 درصد به 39/2±72/87 درصد و نسبت قدامی از 96/2±19/78 درصد به 03/3±85/77 درصد کاهش یافت (001/0>P). همچنین در ۱۵ بیمار فضای باقی ‌مانده پس از درمان مشاهده شد که عمدتاً در فک پایین بود.
نتیجه ‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، کشیدن پرمولرهای اول منجر به کاهش معنی دار نسبت‌های کلی و قدامی بولتون در بیماران مبتلا به بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک شد. با این حال، احتمال باقی ‌ماندن فضای اضافی به ‌ویژه در فک پایین وجود دارد. توجه ارتودنتیست به این موارد در طرح درمان موفق و پایدار ضروری است.

سایه همدانچی، حافظ واحدپور، سولماز چرمی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: ترمیم کامپوزیت‌های قدیمی به‌ جای برداشت کامل آن‌ها، روشی محافظه‌ کارانه در دندانپزشکی ترمیمی محسوب می‌شود. با این حال، ایجاد اتصال مؤثر بین رزین کامپوزیت قدیمی و جدید یکی از چالش‌های اصلی بالینی است. این مطالعه با هدف مقایسه استحکام باند برشی بین کامپوزیت قدیمی و جدید، با استفاده از سه سیستم باندینگ مختلف انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی که در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام گرفت، 60 نمونه کامپوزیتی دیسکی شکل با ابعاد استاندارد تهیه و پس از انجام فرآیند aging مصنوعی (ذخیره در آب مقطر به مدت ۶ ماه)، سطح آن‌ها به‌صورت مکانیکی توسط فرز خشن شد. سپس نمونه‌ها به طور تصادفی در سه گروه تقسیم  (n-20)و با استفاده از باندینگ‌های Etch & Rinse دو مرحله‌ای، Self-Etch یک مرحله‌ای و یونیورسال، لایه جدید کامپوزیت بر سطح نمونه‌ها افزوده شد. تمامی نمونه‌ها تحت سیکل حرارتی قرار گرفته و سپس استحکام باند برشی توسط دستگاه تست یونیورسال اندازه‌گیری شد. همچنین الگوی شکست نمونه‌ها در محل شکست توسط استریومیکروسکوپ بررسی و در سه دسته Adhesive، Cohesive و یا Mixed گزارش شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری آنالیز واریانس و مجذور کای نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: بین میانگین استحکام باند به دنبال بکارگیری سیستم‌های باندینگ Etch & Rinse دو مرحله‌ای (47/4 ± 22/15 مگاپاسکال)، Self-Etch یک مرحله‌ای (66/4 ± 05/14 مگاپاسکال) و یونیورسال (68/4 ± 44/13 مگاپاسکال) تفاوت آماری معنی داری دیده نشد (468/0=P). فراوانی الگوی شکست بین گروه‌ها اختلاف آماری معنی داری نشان نداد (453/0=P) و در تمامی گروه‌ها عمدتاً از نوع cohesive یا mixed بود و شکست adhesive مشاهده نشد.
نتیجه ‌گیری: در شرایط آماده ‌سازی سطح مشابه، هیچ ‌یک از سه سیستم باندینگ مورد بررسی نسبت به دیگری برتری معنی داری در استحکام باند بین کامپوزیت قدیمی و جدید نشان نداد. به نظر می‌رسد انتخاب سیستم باندینگ در ترمیم‌های کامپوزیتی ثانویه می‌تواند بر اساس عوامل عملی همچون در دسترس بودن، سهولت استفاده و ترجیح دندانپزشک انجام گیرد.

فریبا ابدال، مسعود سلطانی، مریم کاظم پور، محمد حسین حدادی، نگین نشانی فرد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: محیط یادگیری به عنوان هر چیزی که در کلاس درس یا گروه آموزشی، دانشکده یا دانشگاه اتفاق می‌افتد تعریف شده است. آگاهی از نظرات دانشجویان دندانپزشکی از محیط یادگیری خود، مسئولان را در ارائه راه کارهای بهبود کیفی و کمی آموزش بالینی یاری می‌کند. یکی از ابزارهایی که به اندازه گیری کمی محیط و فضای حاکم بر آموزش دندانپزشکی می‌پردازد (Dental Student Learning Environment Survey) DSLES می‌باشد، لذا هدف از این مطالعه ارزیابی محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی ایلام بر اساس مدل DSLES بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بر روی 114 دانشجوی رشته دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی ایلام به صورت سرشماری در سال 1403 انجام شد. اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS24 مورد ارزیابی قرار گرفت. مجموع نمرات محاسبه شده با استفاده ازآزمون t-test (Student’s t-test) تحلیل شد و سطح معنی داری در این مطالعه 05/0>p در نظر گرفته شد.
یافته‌‌ها: نتایج نشان داد که محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی در ابعاد مختلف در محدوده میانه تا نسبتاً مطلوب قرار داشت، اما هیچ یک از مؤلفه‌ها به حد عالی نرسیدند. بالاترین امتیاز مربوط به "روابط بین دانشجویان" و پایین‌ترین امتیاز مربوط به "انعطاف برنامه آموزشی" بود. روابط بین دانشجویان بالاترین امتیاز در بین مؤلفه‌ها که نشان ‌دهنده فضای همکاری و تعامل مثبت بین دانشجویان بود (002/0=p). انعطاف برنامه آموزشی پایین‌ترین امتیاز در بین مؤلفه‌ها ساختار نسبتاً سخت و کم ‌انعطاف برنامه‌های آموزشی بود (000/0=p). نتایج مطالعه نشان‌ دهنده تفاوت‌های آماری معنی دار بین ادراک دانشجویان پری‌کلینیک و کلینیک از محیط آموزشی بود (05/0p<).
نتیجه‌ گیری: نتایج نشان داد که محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی از ساختار پایه‌ای مناسبی برخوردار بود ولی نیازمند تحولاتی در جهت بهبود کیفیت آموزشی می‌باشد. تمرکز بر افزایش انعطاف‌ پذیری برنامه‌های آموزشی، تقویت پاسخگویی به نیازهای دانشجویان (به ویژه در دوره کلینیک) و حفظ عدالت جنسیتی موجود می‌تواند به ارتقای کیفیت کلی محیط آموزشی منجر شود.

امین شهسوار میستانی، علیرضا بابایی درزی، محمد تقی‌پور، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSD) از مشکلات شایع شغلی در بین دندانپزشکان محسوب می‌شوند. با توجه به تأثیر این اختلالات بر سلامتی و عملکرد دندانپزشکان، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان عمومی و متخصص شاغل در شهر بابل انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پرسشنامه استاندارد نوردیک مشتمل بر بخش‌های عمومی و اختصاصی، به صورت حضوری و پس از تماس تلفنی و اعلام تمایل به همکاری در مطالعه، بین دندانپزشکان شاغل شهر بابل بر اساس آمار اخذ شده از نظام پزشکی شهرستان، توزیع شد. این پرسشنامه حاوی سؤالاتی در خصوص احساس درد و ناراحتی در اندام‌های مختلف شامل گردن، شانه و پایین پشت می‌باشد. فراوانی شرکت کنندگان مبتلا به MSD براساس جنسیت، راست/چپ دست بودن، تخصص، ورزش کردن و فعالیت در یک رشته ورزشی خاص ارزیابی شد. همچنین میانیگن سن، وزن، قد، شاخص توده بدنی، میزان ساعت کاری هفتگی و سابقه کار دندانپزشکان با و بدون MSD مورد مقایسه قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل، مجذور کای و تست دقیق فیشر نرم‌ افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: از ۱۸۲ دندانپزشک مراجعه ‌شده، ۱۷ نفر تمایلی به شرکت نداشتند و ۵ نفر واجد معیارهای خروج از مطالعه بودند، در نهایت ۱۶۰ نفر با میانگین سابقه کاری ۲۶/۹ ± ۶۵/۱۵ سال وارد مطالعه شدند که 100 نفر از ایشان (5/62%) مذکر. ۹۵ نفر (4/59%) دندانپزشک عمومی و ۶۵ نفر (6/40%) متخصص بودند. شیوع کلی MSD در این جمعیت 90% گزارش شد. بیشترین محل درد مربوط به ناحیه گردن (4/76%) و کمترین آن در ناحیه قوزک پا (3%) بود. تنها بین انجام فعالیت ورزشی منظم و کاهش بروز MSD ارتباط آماری معنی دار مشاهده شد (001/P<) و با سایر متغیرها همچون جنسیت، راست/چپ دست بودن، ورزش کردن، تخصص و رشته تخصصی ارتباط آماری معنی داری نداشت (05/0 نتیجه‌گیری: اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان شهر بابل بسیار شایع است. با توجه به شیوع بالای این اختلالات، طراحی و اجرای دوره‌های آموزشی در زمینه ارگونومی و توصیه به فعالیت ورزشی هدفمند ضروری به نظر می‌رسد.

مرجان بابادی بروجنی، پریسا ایلخانی زاده، هیوا ابراهیمی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی کانال مزیوباکال دوم (MB2) در دندان‌های مولر اول ماگزیلا از چالش‌های مهم در درمان اندودنتیک محسوب می‌شود. این مطالعه با هدف بررسی میزان شیوع کانال‌های MB2 شناسایی ‌نشده(Missed MB2) 
با استفاده از توموگرافی کامپیوتری با پرتو مخروطی (CBCT) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع گذشته ‌نگر بود که بر روی تصاویر CBCT مربوط به سال‌های 
۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷ انجام گرفت. تصاویر از بیماران مراجعه‌ کننده به بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی بروجرد که دندان مولر اول ماگزیلای درمان ‌شده داشتند، انتخاب شد. معیارهای ورود شامل کیفیت مناسب تصویر و وجود درمان ریشه بود و معیارهای خروج شامل تصاویر ناقص و دندان‌های فاقد درمان کامل بودند. تحلیل تصاویر توسط متخصص رادیولوژی دهان انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول آماری با در نظر گرفتن سطح اطمینان و توان مطالعه محاسبه شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون همبستگی اسپیرمن در نرم ‌افزار SPSS نسخه ۱۸ انجام شد و سطح معنی‌ داری 
کمتر از ۰٫۰۵ در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: از میان ۹۰ بیمار بررسی ‌شده، ۵۹ مورد (5/65 درصد) دارای کانال MB2 بودند که از این تعداد، ۵۶ مورد
(2/62 درصد) شناسایی ‌نشده باقی‌ مانده بودند. شیوع کانال MB2 در مردان به ‌طور معنی داری بیشتر از زنان بود
(01/0P<). هیچ ارتباط آماری معنی داری میان وجود رادیولوسنسی پری ‌اپیکال و کانال MB2 گزارش نشد. در اغلب موارد، شکل اوریفیس MB2 به‌ صورت مجزا بود. 
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع بالایی از کانال‌های MB2 در طی درمان اولیه شناسایی نمی‌شوند. استفاده از CBCT می‌تواند نقش مؤثری در تشخیص این کانال‌ها و افزایش موفقیت درمان اندودنتیک داشته باشد. 
در نظر گرفتن ویژگی‌های فردی مانند جنسیت می‌تواند به تشخیص دقیق‌تر کمک کند.
 
محمد مهدی عالیشاهی، همت اله قلی نیا، میثم مرادی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان ارتودنسی با وجود فواید عملکردی و زیبایی ‌شناختی، اغلب با درد و ناراحتی همراه است که می‌تواند کیفیت زندگی بیماران را تحت تأثیر قرار دهد. از آنجایی که ارزیابی پیامدهای درمان از نگاه بیمار اهمیت یافته است، هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین شدت درد ناشی از درمان ارتودنسی و کیفیت زندگی ارتودنسی در بیماران تحت درمان ارتودنسی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1401 بر روی بیماران تحت درمان ارتودنسی ثابت (با سیستم MBT slot 022/0 فلزی) در یک مطب خصوصی در شهر بابل، انجام شد. ۸۵ بیمار ۱۵ تا ۲۵ ساله به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شدت درد بیماران بر اساس مقیاس دیداری آنالوگ (VAS) از صفر تا ۱۰ ارزیابی شد. کیفیت زندگی مرتبط با درمان نیز با بهره‌ گیری از نسخه فارسی پرسشنامه کیفیت زندگی ارتودنسی، در بازه نمره‌ای ۲۲ تا ۸۸ سنجیده شد. داده‌ها با آزمون تی در نمونه‌های مستقل و ضریب همبستگی پیرسون نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: از بین بیماران 9/72% مؤنث بودند. همچنین 2/68% بیماران در گروه سنی کمتر از 20 سال و 8/31% در گروه سنی 25-20 سال قرار داشتند. میانگین شدت درد بیماران 91/1 ± 75/4 و میانگین نمره کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان 51/9 ± 95/37 بود. بین شدت درد و نمره کلی OHRQoL و همچنین تمام زیرحیطه‌های آن (عملکرد دهانی، جنبه اجتماعی، زیبایی دندانی- صورتی، آگاهی از زیبایی) همبستگی منفی معنی داری مشاهده شد (001/0≥P). تفاوت آماری معنی داری بین سطح درد و کیفیت زندگی بیماران بر اساس جنسیت و گروه سنی گزارش نشد (05/0<P).
نتیجه‌گیری: درد ارتودنسی یکی از عوامل مؤثر بر کاهش کیفیت زندگی بیماران است. توجه به مدیریت درد به ‌ویژه در مراحل ابتدایی درمان و اتخاذ راهکارهای حمایتی می‌تواند به بهبود تجربه درمانی و افزایش همکاری بیماران منجر شود.

وحید هرندی، فهیمه رشیدی میبدی، فاطمه کارآمد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع فناوری‌های دیجیتال در دندانپزشکی، ارزیابی سطح آگاهی و نگرش دندانپزشکان نسبت به این تحول ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی آگاهی و نگرش دندانپزشکان عمومی‌‌ شهر یزد نسبت به دندانپزشکی دیجیتال در سال ۱۴۰۳ بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ۱۳۵ دندانپزشک عمومی به روش نمونه ‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه آنلاین شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با آگاهی و نگرش جمع ‌آوری و با نرم ‌افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. آزمون‌های من ‌ویتنی، کروسکال- والیس و کای ‌اسکوئر برای بررسی متغیرها استفاده گردید.
یافته‌ها: ۵۹ مرد و ۷۶ زن با میانگین سنی 87/7 ± 92/31 سال در مطالعه شرکت کردند. میانگین نمره آگاهی 77/2 ± 76/7 از ۱۲ بود. آگاهی بیشتر و نگرش مثبت‌تر با سن بالاتر، سابقه کاری بیشتر و جنسیت مرد مرتبط بود (05/0P<) 1/%74 از شرکت‌ کنندگان نسبت به دستگاه CAD/CAM شناخته ‌شده آگاهی نداشتند و 8/74% از پاسخ‌ دهندگان با نرم ‌افزارهای مربوط به ایمپلنت دیجیتال آشنا نبودند و 60% نیز نسبت به کاربرد صحیح اسکنرهای داخل‌دهانی آگاهی نداشتند. 5/81% نگرش کلی مثبت داشتند، اما تنها 9/11% دانش خود را هماهنگ با فناوری‌های نوین می‌دانستند.
نتیجه‌گیری: دندانپزشکان عمومی از سطح آگاهی متوسطی برخوردارند و شکاف‌های دانشی موجود نیازمند توجه بیشتر در آموزش دانشگاهی و مداوم است. ارتقای دانش گروه‌های خاص مانند دندانپزشکان جوان، کم ‌سابقه و بانوان ضروری است. تفاوت‌های معنی داری در نگرش بر اساس سن، جنسیت و سابقه کاری مشاهده شد.


صفحه 54 از 55     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb