جستجو در مقالات منتشر شده


1084 نتیجه برای نوع مطالعه: تحقیقی

سید حسین طباطبایی، الهه ابراهیمی، سارا حیدری، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان خودکارآمدی دانشجویان نقش مهمی در ارزیابی سیستم آموزشی دارد. هدف از این مطالعه به بررسی خودکارآمدی دانشجویان دندانپزشکی یزد در تشخیص و مدیریت ضایعات پاتولوژیک دهان و فک بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در میان دانشجویان دندانپزشکی از نیم ‌سال‌های 6 تا 12 انجام شد. در مجموع، ۲۵۰ پرسشنامه خودکارآمدی که با هدف ارزیابی توانایی دانشجویان در مدیریت ضایعات طراحی شده بود. پرسشنامه‌ای محقق ساخته شامل فرآیند نمونه‌ برداری، عوامل مرتبط در حوزه‌های طبقه بندی بالینی ضایعات، ارزیابی و تشخیص بالینی ضایعات، تشخیص افتراقی و برنامه ‌ریزی درمانی توزیع شد. داده‌ها به ‌صورت خود اظهاری جمع‌ آوری و با نرم ‌افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند. آزمون‌های آماری مختلف برای بررسی رابطه بین متغیرها، شامل ترم تحصیلی، جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل استفاده شد. با توجه به میانگین و انحراف معیار به دست آمده در مطالعه، نمرات به شکل کیفی تقسیم بندی شد.
یافته‌ها: میزان پاسخ‌ گویی پرسشنامه 6/91% بود. میانگین نمره خودکارآمدی دانشجویان 72/14±30/80 از 150 بود، که سطح متوسطی از خودکارآمدی را نشان می‌داد. انجام نمونه ‌برداری کمترین میزان خودکارآمدی را داشت، در حالی که دانشجویان در تشخیص و مدیریت زخم‌های دهانی خودکارامدی بیشتری نشان دادند. دانشجویان نیم‌سال‌های بالاتر خودکارآمدی به‌مراتب بیشتری از خود نشان دادند (018/0=P)، در حالی‌که تفاوت‌های مربوط به جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل از نظر آماری معنی دار نبود (05/0<P). افزایش مواجهه با موارد بالینی و دانش نظری، به مرور زمان موجب بهبود خودکارآمدی گردید.
نتیجه‌گیری: به ‌طور کلی، سطح خودکارآمدی دانشجویان متوسط ارزیابی شد و تجربه بالینی و دانش نظری در طول زمان خودکارآمدی آن‌ها را افزایش داد. حوزه‌هایی مانند بیوپسی و تشخیص ضایعات پیش ‌سرطانی نیازمند توجه بیشتر هستند. بهبود روش‌های آموزشی و افزایش فرصت‌های تمرین بالینی می‌تواند دانشجویان را برای چالش‌های عملی بهتر آماده کند.

سیدرضا خسروانی، لیلا عظیمی، سعید مقدم زرندی، نرگس پناهنده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: برای پیشگیری از پوسیدگی دندان، تحقیقات بر یافتن عوامل ضد باکتری و ضد بیوفیلم جدید بدون معایب عوامل مصنوعی مورد استفاده فعلی متمرکز شده است. این مطالعه با هدف بررسی اثر عصاره متانولی زنجبیل بر بیان ژن‌های ویرولانس استرپتوکوکوس موتانس انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی که در سال 1402 در گروه میکروب شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد، عصاره متانولی گیاه زنجبیل با روش خیساندن به ‌دست آمد. 10 سویه بالینی استرپتوکوکوس موتانس از بیماران مبتلا به عفونت دندانی به دست آمد. حداقل غلظت بازدارنده (MIC) و حداقل غلظت ضد باکتری (MBC) عصاره در برابر استرپتوکوکوس موتانس با استفاده از روش میکروتیتر پلیت تعیین شد. اثر عصاره بر بیان ژن‌های ویرولانس relA، comDE، brpA، gtfC و spaP توسط سویه‌های بالینی با تکنیک Real Time PCR ارزیابی شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های Wilcoxon و Mann-Whitney مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت (05/0=alpha).
یافته‌ها: میانگین MIC و MBC عصاره متانولی زنجبیل در برابر استرپتوکوکوس موتانس به ترتیب 8/11±32 و 12±26/64 میلی گرم بر میلی لیتر بود. عصاره باعث کاهش بیان ژن‌های relA، comDE، brpA و gtfC به ترتیب به میزان 50%، 40%، 70% و 70% شد. همچنین این ترکیب باعث کاهش 4 برابری بیان ژن spaP شد.
نتیجه‌گیری: عصاره متانولی زنجبیل باعث کاهش معنی‌ دار ژن‌های بیماری زا gtfC، brpA، relA، comDE و spaP شد که نشان ‌دهنده کارایی بهینه آن در کنترل بیماری زایی استرپتوکوکوس موتانس است.

عارف نادری خورشیدی، محمدمهدی نقیبی سیستانی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مراقبت‌های دندانپزشکی خطر انتقال عفونت‌های ویروسی و باکتریایی را برای بیماران و پرسنل به همراه دارد. آگاهی بیماران از اصول کنترل عفونت می‌تواند در بهبود ایمنی محیط درمان و ارتقاء سلامت عمومی نقش مؤثری ایفا کند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی سطح آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت در درمان‌های دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به ‌صورت مقطعی در سال ۱۴۰۱ بر روی ۳۹۰ نفر از بیماران مراجعه‌ کننده به دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای معتبر مشتمل بر ۲۴ پرسش درباره اصول کنترل عفونت بود. پاسخ صحیح به هر سؤال یک امتیاز داشت. نمره و سطح آگاهی شرکت کنندگان براساس جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات و تعداد دفعات، به ترتیب با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل، آنالیز واریانس و مجذور کای نرم‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۲۴/۱۳ ± ۸۹/۳۳ سال و ۸/۶۲% از ایشان زن بودند. میانگین نمره آگاهی بیماران
۲۱/۳ ± ۳۷/۱۸ بود. 4/76% از شرکت‌کنندگان در سطح آگاهی خوب قرار داشتند. میانگین نمره آگاهی بیماران در زنان بیشتر از مردان بود (006/0=P). همچنین بر اساس سطح تحصیلات (001/0>P) و گروه سنی (01/0=P) اختلاف آماری معنی داری نشان داد. اما بر اساس تعداد جلسات درمانی اختلاف معنی داری دیده نشد (867/0=P).
نتیجه‌گیری: اگرچه سطح کلی آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت قابل ‌قبول بود، اما در برخی حوزه‌ها همچنان ناآگاهی وجود دارد. طراحی برنامه‌های آموزشی هدفمند به‌منظور ارتقاء سطح آگاهی بیماران در زمینه کنترل عفونت توصیه می‌شود.

راضیه جباریان، رضا عمرانی، راضیه حسینی نواز، مهناز پوراسماعیل، محمد میرزایی، مهسا اصفهانی، نازنین قلی تبار، یاسمینا داوری، آیدا سلیمی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: سلامت دهان و دندان به عنوان بخشی جدایی‌ ناپذیر از سلامت عمومی نامبرده می‌شود که می‌تواند مانند سایر بخش‌ها کیفیت زندگی فرد و خانواده را تحت شعاع قرار دهد. به دلیل رشد روانی و جسمی سریع کودکان، آن‌ها
بیش از دیگران در معرض عوارض منفی دهان و دندان قرار می‌گیرند. در همین‌ راستا مطالعه‌ حاضر به‌ بررسی‌ تأثیر سلامت دهان و دندان کودک بر کیفیت زندگی خانواده و عوامل تأثیرگذار روی آن در کودکان زیر 6 سال شهر قزوین‌ پرداخته‌ است‌.
روش بررسی: پژوهش‌ حاضر یک‌ مطالعه‌ مقطعی‌ است‌ که‌ بر روی والدین ٨٠ کودک زیر شش‌ ساله شهر قزوین‌ در سال 1401 انجام شد. روش نمونه گیری "در دسترس" و از میان مراجعه کنندگان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بود. ابتدا اطلاعات دموگرافیک‌ کودک شامل‌ (سن‌، جنسیت‌، رتبه تولد کودک و میزان درآمد خانواده) از والدین گرفته شد، سپس‌ پرسشنامه‌‌ Family Impact Scale (FIS) توسط آن‌ها تکمیل گردید. این پرسشنامه تأثیر مشکلات دهان و دندان کودک بر خانواده را در با 4 خرده مقیاس بررسی می‌کند. پس از آن، راجع به سلامت عمومی، سلامت دهان و دندان، مراجعه به دندانپزشکی و خدمات دریافت شده سؤالات پرسیده شد. اطلاعات گردآوری شده به صورت توصیفی و تحلیلی با تست‌های واریانس، همبستگی پیرسون و T test مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌‌ها: ۸۰ والد که ۳۹ نفر از آن‌ها فرزند پسر و ۴۱ نفر فرزند دختر داشتند وارد مطالعه شدند. میانگین‌ سنی‌ کودکان مورد مطالعه‌ ٠٦/١±٧٢/٤ سال بود (محدوده ۳ تا ۶ سال) از میان ابعاد کیفیت زندگی خانواده (FIS)، خرده ‌مقیاس امور مالی خانواده با میانگین 68/0±53/0 بالاترین امتیاز و خرده‌ مقیاس تضاد خانواده با میانگین 44/0±73/0 پایین‌ترین امتیاز را داشت. میانگین کلی کیفیت زندگی خانواده 6/0±52/0 بود. بین متغیر پیامد (کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان) و متغیر مستقل سطح اقتصادی خانواده و جنسیت رابطه آماری معنی داری مشاهده نشد (٠٥/٠P>) ولی بین متغیر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان با رتبه تولد کودک رابطه آماری معنی داری وجود داشت (002/0(P= به طوری که با افزایش رتبه تولد تأثیر سلامت دهان و دندان وی بر کیفیت زندگی خانواده افزایش پیدا می‌کند. همچنین، بین متغیر مستقل سن کودک و دو خرده مقیاس فعالیت خانواده (03/0(P= و تضاد خانواده (006/0(P= از میان ابعاد کیفیت زندگی خانواده رابطه معنی داری مشاهده شد به شکلی که کم بودن سن کودک ارتباط سلامت دهان و دندان او بر کیفیت زندگی خانواده را افزایش می‌دهد. بین سلامت عمومی و سلامت دهان و دندان کودک از دیدگاه والدین با تأثیر نمره FIS کسب شده رابطه معنی داری وجود داشت (به ترتیب 001/0P= و 04/0P=).
نتیجه‌ گیری: یافته‌‌ها حاکی‌ از تأثیر سلامت‌ دهان و دندان کودک بر کیفیت‌ زندگی‌ خانواده است که با سن کودک، رتبه تولد کودک، سلامت عمومی کودک و سلامت دهان و دندان او از نظر والدین ارتباط دارد.

فرزام شیری، هاجر شکرچی زاده،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

مینه و هدف: داروخانه‌ها می‌توانند به عنوان مکانی مناسب برای ارائه مراقبت‌های سلامت دهان از جمله خدمات پیشگیری، تشخیص زود هنگام و ارجاع عمل کنند. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی آگاهی، عملکرد و رفتارهای مرتبط با سلامت دهان و نیز خودارزیابی سلامت دهان در داروسازان و پرسنل داروخانه‌های شهر اصفهان انجام شد.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر در سال 1403 و با روش نمونه گیری تصادفی در سطح داروخانه‌های شهر اصفهان انجام شد. در مجموع، 176 داروساز و پرسنل داروخانه به صورت حضوری به پرسشنامه‌های خوداظهار استاندارد در زمینه آگاهی، عملکرد و رفتارهای مرتبط با سلامت دهان و نیز خودارزیابی سلامت دهان پاسخ دادند. جهت آنالیز داده‌ها از آزمون‌های کای دو، من ویتنی، ضریب همبستگی اسپیرمن با استفاده از نرم‌ افزار SPSS نسخه ۲۷ استفاده شد. 
سطح معنی داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: در مجموع آگاهی در زمینه سلامت دهان در 34 نفر (3/19 درصد) ضعیف، در 89 نفر (6/50 درصد) متوسط و در 53 نفر (1/30 درصد) خوب بود. نمره آگاهی داروسازان به طور معنی داری بیشتر از سایر پرسنل بود (002/0=P). بیشترین مورد ارائه شده به مراجعه کنندگان از سوی کل شرکت ‌کنندگان دادن داروی مسکن برای رفع درد (9/61 درصد) بوده است، حال آنکه ارائه اطلاعات در مورد رعایت بهداشت دهان (9/36 درصد) و ارجاع به دندانپزشک (9/40درصد) توسط کمتر از نیمی از شرکت کنندگان گزارش شده است. رفتارهای مربوط به سلامت دهان شامل حداقل دو بار در روز مسواک زدن (4/80 درصد)، استفاده مرتب از خمیردندان حاوی فلوراید (2/97 درصد)، مراجعه به دندانپزشک طی سال گذشته
(1/55 درصد) و عدم مصرف سیگار (0/67 درصد) در بیشتر افراد شرکت کننده در سطح مطلوب بوده است، ولیاستفاده از نخ دندان (6/50 درصد) و ریزه خواری تنقلات شیرین (3/65 درصد) در بیشتر افراد در سطح نامطلوب مشاهده شد.
نتیجه ‌گیری: با توجه به میزان متوسط آگاهی در زمینه سلامت دهان و برخی رفتارهای نامطلوب مانند استفاده ناکافیاز نخ دندان و مصرف زیاد تنقلات شیرین، اجرای برنامه‌های آموزشی برای ارتقای دانش و اصلاح رفتارهای مرتبط با سلامت دهان در این گروه توصیه می‌شود.
رضا افتخار آشتیانی، یاس گل کلباسی، مجتبی حمیدی فرد، الهه بیابانکی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: علی رغم وجود مستندات اثر ضد ویروسی مواد ستیل پیریدینیوم کلراید (CPC) و کلوئید نانو نقره (Ag) بر ویروس هرپس سیمپلکس نوع 1، تأثیر ترکیب این دو ماده از نظر احتمال اثر سینرژیسمی در غلظت‌های مختلف در این زمینه نامشخص است. هدف از این مطالعه بررسی اثر ضد ویروسی ترکیب غلظت‌های مختلف دو ماده ستیل پیریدینیوم کلراید و کلوئید نانو نقره بر روی ویروس هرپس سیمپلکس نوع 1 بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی که در سال 1400 در بخش ویروس شناسی مولکولی انستیتو پاستور ایران انجام شد، پس از تست سمیت سلولی غلظت‌های مختلف CPC و Ag، اثر ضد عفونی کنندگی غلظت‌های ایمن به صورت تکی و ترکیبی روی سلول‌های آلوده به ویروس هرپس نوع 1 مورد بررسی قرار گرفت. گروه‌های مورد مطالعه در تست‌های مورد بررسی عبارت بودند از گروه‌های 1 تا 6 شامل غلظت‌های 01/0 تا µg/ml 1000 Ag، گروه‌های 7 تا 12 شامل غلظت‌های 1/0 تا µg/ml 10000 CPC و گروه‌های ترکیبی µg/ml (G13) 10 µg/ml + CPC 10 Ag، µg/ml (G14) 1 µg/ml + CPC 10 Ag و µg/ml (G15) 10 µg/ml + CPC 1 Ag. بررسی نتایج با آزمون One-Way ANOVA و آزمون تعقیبی Games-Howell و Tukey HSD با سطح معنی داری 05/0 انجام شد.
یافته‌ها: بر اساس میانگین نتایج تست MTT و میزان زنده مانی سلول‌ها پس از مواجهه با ویروس هرپس نوع 1، بیشترین سلول زنده مربوط به گروه µg/ml 10 Ag و بعد از آن به ترتیب متعلق به گروه‌های µg/ml 10 CPC، µg/ml 10 µg/ml + CPC 10 Ag، µg/ml 10 µg/ml + CPC 1 Ag و µg/ml 1 µg/ml + CPC 10 Ag بود. از نظر غیر فعال سازی ویروس هرپس نوع 1 و اثر ضد ویروسی آن‌ها طبق نتایج به دست آمده تفاوت آماری معنی داری بین گروه‌های 1 با 3، 4، 5، 6، 10 (001/0>P) ، 2 با 3 (40/0P=)، 2 با 4 (041/0P=)،2 با 5 و 6 (035/0P=)،7 با 10، 11 و 12 (001/0>P)، 8 با 10، 11 و 12 (001/0>P) و 9 با 10، 11 و 12 (001/0>P) مشاهده شد. از میان گروه‌های ترکیبی بیشترین تأثیر ضد ویروسی و کمترین سمیت سلولی مربوط به µg/ml 10 µg/ml + CPC 10 Ag بود. همچنین کمترین اثر ضد ویروسی در گروه‌های ترکیبی در گروه µg/ml 1 µg/ml + CPC 10 Ag مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: بیشترین سلول زنده مربوط به گروه µg/ml 10 Ag و سپس µg/ml 10 CPC بود و ترکیب دو ماده باعث کاهش اثر در این زمینه شد. اثر ضد ویروسی مواد به تنهایی نسبت به حالت ترکیبی بیشتر بود. از طرفی از بین گروه‌های ترکیبی بیشترین اثر ضد ویروسی و کمترین سمیت سلولی در ترکیب µg/ml 10 µg/ml + CPC 10 Ag مشاهده شد.

میثاق مهاجر، حسن مسگری، بهناز پوریان، جواد نصرتی موموندی، مسعود حسن زاده،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: حفره خشک یکی از شایع‌ترین عوارض پس از جراحی دندان محسوب می‌شود. لذا پیشگیری مؤثر از بروز حفره خشک تأثیر قابل توجهی در بهبودی بیمار پس از کشیدن دندان خواهد داشت. هدف این مطالعه بررسی تأثیر ترانگزامیک اسید همراه با حامل ژلفوم بر پیشگیری از بروز حفره خشک پس از جراحی خارج ‌سازی دندان مولر سوم نهفته فک پایین بود.
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی‌ شده موازی بر روی ۷۲ بیمار (۴۰ نفر گروه مداخله، ۳۲ نفر گروه کنترل) در سال ۱۴۰۲ در بخش تخصصی جراحی فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران بود. در گروه مداخله، ۲۵۰ میلی ‌گرم پودر ترانگزامیک اسید داخل حفره ریخته و ژلفوم قرار داده شد. گروه کنترل تنها گاز استریل دریافت کرد. تشخیص حفره خشک در روز 3-2 پس از عمل توسط یک جراح مستقل انجام شد. تحلیل آماری با آزمون‌های کای‌ دو، نسبت درست ‌نمایی و آزمون دقیق فیشر انجام شد و 05/0P< معنی دار در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نرخ حفره خشک در گروه مداخله 5/7% و در گروه کنترل 4/34% بود. تمامی آزمون‌های آماری کاهش معنی دار حفره خشک در گروه مداخله را نشان دادند (005/0P≤). این یافته‌ها با مکانیسم فیزیولوژیک ترانگزامیک اسید در مهار فیبرینولیز و تثبیت لخته خون مطابقت دارد و کاهش چشمگیری نسبت به گروه کنترل ایجاد کرد.
نتیجه‌گیری: کاربرد موضعی ترانگزامیک اسید همراه با ژلوفوم پس از کشیدن مولر سوم نهفته، روشی مؤثر، ساده و کم ‌هزینه برای پیشگیری از حفره خشک است. برای توصیه بالینی گسترده، مطالعات با نمونه بالاتر، مقایسه با استانداردهای موجود و پیگیری طولانی‌تر پیشنهاد می‌شود.

آیدین علیپور، احسان موعودی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده


ta charset="UTF-8" >

اطلاعات مقاله

زمینه و هدف: تحلیل ریشه دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته پدیده‌ای با شیوع پایین، اما بالقوه آسیب ‌زا است که می‌تواند منجر به از دست دادن دندان شود. تشخیص به ‌موقع و استفاده از تصویربرداری دقیق نقش مهمی در پیشگیری از عوارض تحلیل ریشه دارد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی فراوانی تحلیل ریشه دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته فک بالا با استفاده از تصاویر توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) بود.

روش بررسی: در این مطالعه مشاهده‌ای- تحلیلی گذشته‌ نگر، ۶۰ تصویر CBCT بیماران دارای دندان کانین نهفته
(15 مورد دو طرفه و 45 مورد یک طرفه) به روش نمونه گیری در دسترس از میان مراجعه کنندگان به کلینیک‌های تخصصی رادیولوژی فک، دهان و صورت شهر بابل، شمال ایران، در سال 1402 مورد بررسی قرار گرفت. متغیرهایی از جمله سن، جنسیت، موقعیت و جهت رویش دندان کانین، وجود تحلیل ریشه در دندان‌های مجاور، نوع دندان درگیر، شدت و ناحیه تحلیل مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون مجذور کای نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 انجام شد.

یافته‌ها: در کلیشه‌های CBCT مورد بررسی (7/66% مؤنث و 70% بالای ۱۸ سال)، 75 مورد نهفتگی (41 مورد در سمت راست و 34 مورد در سمت چپ) مشاهده شد. تحلیل ریشه در دندان‌های مجاور دندان کانین نهفته فک بالا تنها در ۷ نفر (7/%11) دیده شد. این تحلیل در تمامی موارد به صورت خفیف و در دندان لترال مشاهده شد. از لحاظ موقعیت عمودی، 7/%85 موارد در ناحیه میانی ریشه رخ داده بود. هیچ ارتباط معنی داری میان تحلیل ریشه با جنسیت، سن، موقعیت یا جهت رویش کانین یافت نشد (05/0

نتیجه ‌گیری: باتوجه به احتمال بروز تحلیل ریشه در دندان‌های لترال مجاور به کانین نهفته و در ناحیه میانی ریشه، توصیه می‌شود جراحان فک و صورت و متخصصان ارتودنسی پیش از آغاز درمان، ارزیابی دقیق و اولیه‌ای از موقعیت دندان نیش و دندان‌های مجاور با استفاده از تصاویر CBCT انجام دهند تا از بروز عوارض احتمالی پیشگیری شود.


امینه اولجاش، رضا فرجی، فریدا عابسی، میثم میرزایی، هدی شیرافکن،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: پونتیکولوس پوستیکوس یک آنومالی استخوانی در مهره‌ اطلس است که می‌تواند اهمیت بالینی
قابل توجهی، به خصوص در صورت نیاز به حرکات شدید سر در هنگام درمان، داشته باشد. هدف از مطالعه‌ حاضر، بررسی فراوانی پونتیکولوس پوستیکوس در انواع مال ‌اکلوژن‌های اسکلتال در بعد افقی، در جمعیتی از شمال ایران بود.

روش بررسی: در این مطالعه‌ مشاهده‌ای- تحلیلی، تعداد 246 کلیشه‌ لترال سفالومتری افراد بالای ۸ سال مراجعه کننده به دو مرکز رادیولوژی فک، دهان و صورت شهر بابل، شمال ایران، در سال 1400، فاقد هرگونه بیماریسیستمیک یا سندرومیک خاص، دفورمیتی‌های تکاملی، سابقه‌ تروما و درمان‌های ارتودنسی پیشین که مهره‌اطلس در آن‌ها به ‌خوبی قابل مشاهده بود، به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شد و مورد بررسی قرار گرفت. نوع کلاس اسکلتال
با استفاده از زاویه ANB و آنالیز Wits تعیین شد و حضور پونتیکولوس پوستیکوس بر اساس کلاس‌های مختلف اسکلتال، جنسیت و گروه‌های سنی بررسی گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون مجذور کای در نرم ‌افزار SPSS و با سطح معنی ‌داری ۰۵/۰ تحلیل شدند.

یافته‌ها: از مجموع نمونه‌ها، در ۱۰۴ مورد (۳/۴۲%) پونتیکولوس پوستیکوس مشاهده شد که ۶۲ مورد (۲/۲5%) دارای نوع پارسیل و ۴۲ مورد (۱/۱۷%) دارای نوع کامل بودند. بر اساس نتایج، شیوع این آنومالی در مردان به‌ طور معنی داری بیشتر از زنان بود (001/0>P). با این حال، ارتباط آماری معنی داری بین وجود پونتیکولوسپوستیکوس با کلاس‌های مختلف اسکلتال (222/0=P) و گروه‌های سنی (483/0=P) یافت نشد.

نتیجه ‌گیری: یافته‌های مطالعه حاضر نشان می‌دهد که پونتیکولوس پوستیکوس یک آنومالی نسبتاً شایع است که در مردان شیوع بیشتری دارد، لذا پیشنهاد می‌شود در غربالگری آنومالی‌های جمجمه‌ای- گردنی توسط لترال سفالومتری
مد نظر قرار گیرد. با این حال، به نظر نمی‌رسد این آنومالی نتیجه‌ی کلسیفیکاسیون مرتبط با افزایش سن باشد یا بتوان از آن به عنوان شاخص پیش ‌بینی ‌کننده‌ای برای تعیین نوع کلاس اسکلتال استفاده کرد.


امیرحسین رستمی، سیدعلی سیدمجیدی، ولی الله آرش، عباس رامیار، نیما هدایتی گودرزی، امیرحسین قاسمی، رضا فرجی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک یکی از ناهنجاری‌های شایع ارتودنتیک است. کشیدن پرمولرهای اول یکی از روش‌های درمانی متداول در این بیماران محسوب می‌شود. از آنجایی که تأثیر این امر بر نسبت‌های بولتون همچنان نامشخص است، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر کشیدن پرمولرهای اول بر نسبت‌های بولتون به دنبال درمان ارتودنسی بود.
روش بررسی: این مطالعه آزمایشگاهی بر روی مدل‌های فیزیکی بایگانی شده 34 بیمار کلاس I مبتلا به بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک با عدم کفایت لبی بیش از ۴ میلی ‌متر و لب‌های برجسته، موجود در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل در سال 1403 انجام شد. تمامی بیماران دارای مجموعه کامل دندان‌های 1 تا 6 در هر کوادرانت فکی بودند. پس از اسکن دیجیتالی مدل‌ها، نسبت‌های کلی و قدامی بولتون محاسبه گردید. سپس فرآیند کشیدن دیجیتالی پرمولرهای اول شبیه ‌سازی شد. نسبت‌ها بار دیگر اندازه‌ گیری و با مقادیر پیش از درمان با آزمون تی نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی ‌داری 05/0 مقایسه شدند.
یافته‌ها: از 34 کست مورد مطالعه، 6/67 درصد متعلق به بیماران مؤنث بود. میانگین نسبت کلی بولتون به دنبال کشیدن پرمولرهای اول از 23/2±33/90 درصد به 39/2±72/87 درصد و نسبت قدامی از 96/2±19/78 درصد به 03/3±85/77 درصد کاهش یافت (001/0>P). همچنین در ۱۵ بیمار فضای باقی ‌مانده پس از درمان مشاهده شد که عمدتاً در فک پایین بود.
نتیجه ‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، کشیدن پرمولرهای اول منجر به کاهش معنی دار نسبت‌های کلی و قدامی بولتون در بیماران مبتلا به بیرون ‌زدگی دندانی آلوئولی دو فک شد. با این حال، احتمال باقی ‌ماندن فضای اضافی به ‌ویژه در فک پایین وجود دارد. توجه ارتودنتیست به این موارد در طرح درمان موفق و پایدار ضروری است.

سایه همدانچی، حافظ واحدپور، سولماز چرمی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: ترمیم کامپوزیت‌های قدیمی به‌ جای برداشت کامل آن‌ها، روشی محافظه‌ کارانه در دندانپزشکی ترمیمی محسوب می‌شود. با این حال، ایجاد اتصال مؤثر بین رزین کامپوزیت قدیمی و جدید یکی از چالش‌های اصلی بالینی است. این مطالعه با هدف مقایسه استحکام باند برشی بین کامپوزیت قدیمی و جدید، با استفاده از سه سیستم باندینگ مختلف انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی که در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام گرفت، 60 نمونه کامپوزیتی دیسکی شکل با ابعاد استاندارد تهیه و پس از انجام فرآیند aging مصنوعی (ذخیره در آب مقطر به مدت ۶ ماه)، سطح آن‌ها به‌صورت مکانیکی توسط فرز خشن شد. سپس نمونه‌ها به طور تصادفی در سه گروه تقسیم  (n-20)و با استفاده از باندینگ‌های Etch & Rinse دو مرحله‌ای، Self-Etch یک مرحله‌ای و یونیورسال، لایه جدید کامپوزیت بر سطح نمونه‌ها افزوده شد. تمامی نمونه‌ها تحت سیکل حرارتی قرار گرفته و سپس استحکام باند برشی توسط دستگاه تست یونیورسال اندازه‌گیری شد. همچنین الگوی شکست نمونه‌ها در محل شکست توسط استریومیکروسکوپ بررسی و در سه دسته Adhesive، Cohesive و یا Mixed گزارش شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری آنالیز واریانس و مجذور کای نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: بین میانگین استحکام باند به دنبال بکارگیری سیستم‌های باندینگ Etch & Rinse دو مرحله‌ای (47/4 ± 22/15 مگاپاسکال)، Self-Etch یک مرحله‌ای (66/4 ± 05/14 مگاپاسکال) و یونیورسال (68/4 ± 44/13 مگاپاسکال) تفاوت آماری معنی داری دیده نشد (468/0=P). فراوانی الگوی شکست بین گروه‌ها اختلاف آماری معنی داری نشان نداد (453/0=P) و در تمامی گروه‌ها عمدتاً از نوع cohesive یا mixed بود و شکست adhesive مشاهده نشد.
نتیجه ‌گیری: در شرایط آماده ‌سازی سطح مشابه، هیچ ‌یک از سه سیستم باندینگ مورد بررسی نسبت به دیگری برتری معنی داری در استحکام باند بین کامپوزیت قدیمی و جدید نشان نداد. به نظر می‌رسد انتخاب سیستم باندینگ در ترمیم‌های کامپوزیتی ثانویه می‌تواند بر اساس عوامل عملی همچون در دسترس بودن، سهولت استفاده و ترجیح دندانپزشک انجام گیرد.

فریبا ابدال، مسعود سلطانی، مریم کاظم پور، محمد حسین حدادی، نگین نشانی فرد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: محیط یادگیری به عنوان هر چیزی که در کلاس درس یا گروه آموزشی، دانشکده یا دانشگاه اتفاق می‌افتد تعریف شده است. آگاهی از نظرات دانشجویان دندانپزشکی از محیط یادگیری خود، مسئولان را در ارائه راه کارهای بهبود کیفی و کمی آموزش بالینی یاری می‌کند. یکی از ابزارهایی که به اندازه گیری کمی محیط و فضای حاکم بر آموزش دندانپزشکی می‌پردازد (Dental Student Learning Environment Survey) DSLES می‌باشد، لذا هدف از این مطالعه ارزیابی محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی ایلام بر اساس مدل DSLES بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بر روی 114 دانشجوی رشته دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی ایلام به صورت سرشماری در سال 1403 انجام شد. اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS24 مورد ارزیابی قرار گرفت. مجموع نمرات محاسبه شده با استفاده ازآزمون t-test (Student’s t-test) تحلیل شد و سطح معنی داری در این مطالعه 05/0>p در نظر گرفته شد.
یافته‌‌ها: نتایج نشان داد که محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی در ابعاد مختلف در محدوده میانه تا نسبتاً مطلوب قرار داشت، اما هیچ یک از مؤلفه‌ها به حد عالی نرسیدند. بالاترین امتیاز مربوط به "روابط بین دانشجویان" و پایین‌ترین امتیاز مربوط به "انعطاف برنامه آموزشی" بود. روابط بین دانشجویان بالاترین امتیاز در بین مؤلفه‌ها که نشان ‌دهنده فضای همکاری و تعامل مثبت بین دانشجویان بود (002/0=p). انعطاف برنامه آموزشی پایین‌ترین امتیاز در بین مؤلفه‌ها ساختار نسبتاً سخت و کم ‌انعطاف برنامه‌های آموزشی بود (000/0=p). نتایج مطالعه نشان‌ دهنده تفاوت‌های آماری معنی دار بین ادراک دانشجویان پری‌کلینیک و کلینیک از محیط آموزشی بود (05/0p<).
نتیجه‌ گیری: نتایج نشان داد که محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی از ساختار پایه‌ای مناسبی برخوردار بود ولی نیازمند تحولاتی در جهت بهبود کیفیت آموزشی می‌باشد. تمرکز بر افزایش انعطاف‌ پذیری برنامه‌های آموزشی، تقویت پاسخگویی به نیازهای دانشجویان (به ویژه در دوره کلینیک) و حفظ عدالت جنسیتی موجود می‌تواند به ارتقای کیفیت کلی محیط آموزشی منجر شود.

امین شهسوار میستانی، علیرضا بابایی درزی، محمد تقی‌پور، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSD) از مشکلات شایع شغلی در بین دندانپزشکان محسوب می‌شوند. با توجه به تأثیر این اختلالات بر سلامتی و عملکرد دندانپزشکان، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان عمومی و متخصص شاغل در شهر بابل انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پرسشنامه استاندارد نوردیک مشتمل بر بخش‌های عمومی و اختصاصی، به صورت حضوری و پس از تماس تلفنی و اعلام تمایل به همکاری در مطالعه، بین دندانپزشکان شاغل شهر بابل بر اساس آمار اخذ شده از نظام پزشکی شهرستان، توزیع شد. این پرسشنامه حاوی سؤالاتی در خصوص احساس درد و ناراحتی در اندام‌های مختلف شامل گردن، شانه و پایین پشت می‌باشد. فراوانی شرکت کنندگان مبتلا به MSD براساس جنسیت، راست/چپ دست بودن، تخصص، ورزش کردن و فعالیت در یک رشته ورزشی خاص ارزیابی شد. همچنین میانیگن سن، وزن، قد، شاخص توده بدنی، میزان ساعت کاری هفتگی و سابقه کار دندانپزشکان با و بدون MSD مورد مقایسه قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل، مجذور کای و تست دقیق فیشر نرم‌ افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: از ۱۸۲ دندانپزشک مراجعه ‌شده، ۱۷ نفر تمایلی به شرکت نداشتند و ۵ نفر واجد معیارهای خروج از مطالعه بودند، در نهایت ۱۶۰ نفر با میانگین سابقه کاری ۲۶/۹ ± ۶۵/۱۵ سال وارد مطالعه شدند که 100 نفر از ایشان (5/62%) مذکر. ۹۵ نفر (4/59%) دندانپزشک عمومی و ۶۵ نفر (6/40%) متخصص بودند. شیوع کلی MSD در این جمعیت 90% گزارش شد. بیشترین محل درد مربوط به ناحیه گردن (4/76%) و کمترین آن در ناحیه قوزک پا (3%) بود. تنها بین انجام فعالیت ورزشی منظم و کاهش بروز MSD ارتباط آماری معنی دار مشاهده شد (001/P<) و با سایر متغیرها همچون جنسیت، راست/چپ دست بودن، ورزش کردن، تخصص و رشته تخصصی ارتباط آماری معنی داری نداشت (05/0 نتیجه‌گیری: اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان شهر بابل بسیار شایع است. با توجه به شیوع بالای این اختلالات، طراحی و اجرای دوره‌های آموزشی در زمینه ارگونومی و توصیه به فعالیت ورزشی هدفمند ضروری به نظر می‌رسد.

مرجان بابادی بروجنی، پریسا ایلخانی زاده، هیوا ابراهیمی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی کانال مزیوباکال دوم (MB2) در دندان‌های مولر اول ماگزیلا از چالش‌های مهم در درمان اندودنتیک محسوب می‌شود. این مطالعه با هدف بررسی میزان شیوع کانال‌های MB2 شناسایی ‌نشده(Missed MB2) 
با استفاده از توموگرافی کامپیوتری با پرتو مخروطی (CBCT) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع گذشته ‌نگر بود که بر روی تصاویر CBCT مربوط به سال‌های 
۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷ انجام گرفت. تصاویر از بیماران مراجعه‌ کننده به بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی بروجرد که دندان مولر اول ماگزیلای درمان ‌شده داشتند، انتخاب شد. معیارهای ورود شامل کیفیت مناسب تصویر و وجود درمان ریشه بود و معیارهای خروج شامل تصاویر ناقص و دندان‌های فاقد درمان کامل بودند. تحلیل تصاویر توسط متخصص رادیولوژی دهان انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول آماری با در نظر گرفتن سطح اطمینان و توان مطالعه محاسبه شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون همبستگی اسپیرمن در نرم ‌افزار SPSS نسخه ۱۸ انجام شد و سطح معنی‌ داری 
کمتر از ۰٫۰۵ در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: از میان ۹۰ بیمار بررسی ‌شده، ۵۹ مورد (5/65 درصد) دارای کانال MB2 بودند که از این تعداد، ۵۶ مورد
(2/62 درصد) شناسایی ‌نشده باقی‌ مانده بودند. شیوع کانال MB2 در مردان به ‌طور معنی داری بیشتر از زنان بود
(01/0P<). هیچ ارتباط آماری معنی داری میان وجود رادیولوسنسی پری ‌اپیکال و کانال MB2 گزارش نشد. در اغلب موارد، شکل اوریفیس MB2 به‌ صورت مجزا بود. 
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع بالایی از کانال‌های MB2 در طی درمان اولیه شناسایی نمی‌شوند. استفاده از CBCT می‌تواند نقش مؤثری در تشخیص این کانال‌ها و افزایش موفقیت درمان اندودنتیک داشته باشد. 
در نظر گرفتن ویژگی‌های فردی مانند جنسیت می‌تواند به تشخیص دقیق‌تر کمک کند.
 
محمد مهدی عالیشاهی، همت اله قلی نیا، میثم مرادی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان ارتودنسی با وجود فواید عملکردی و زیبایی ‌شناختی، اغلب با درد و ناراحتی همراه است که می‌تواند کیفیت زندگی بیماران را تحت تأثیر قرار دهد. از آنجایی که ارزیابی پیامدهای درمان از نگاه بیمار اهمیت یافته است، هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین شدت درد ناشی از درمان ارتودنسی و کیفیت زندگی ارتودنسی در بیماران تحت درمان ارتودنسی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1401 بر روی بیماران تحت درمان ارتودنسی ثابت (با سیستم MBT slot 022/0 فلزی) در یک مطب خصوصی در شهر بابل، انجام شد. ۸۵ بیمار ۱۵ تا ۲۵ ساله به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شدت درد بیماران بر اساس مقیاس دیداری آنالوگ (VAS) از صفر تا ۱۰ ارزیابی شد. کیفیت زندگی مرتبط با درمان نیز با بهره‌ گیری از نسخه فارسی پرسشنامه کیفیت زندگی ارتودنسی، در بازه نمره‌ای ۲۲ تا ۸۸ سنجیده شد. داده‌ها با آزمون تی در نمونه‌های مستقل و ضریب همبستگی پیرسون نرم ‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: از بین بیماران 9/72% مؤنث بودند. همچنین 2/68% بیماران در گروه سنی کمتر از 20 سال و 8/31% در گروه سنی 25-20 سال قرار داشتند. میانگین شدت درد بیماران 91/1 ± 75/4 و میانگین نمره کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان 51/9 ± 95/37 بود. بین شدت درد و نمره کلی OHRQoL و همچنین تمام زیرحیطه‌های آن (عملکرد دهانی، جنبه اجتماعی، زیبایی دندانی- صورتی، آگاهی از زیبایی) همبستگی منفی معنی داری مشاهده شد (001/0≥P). تفاوت آماری معنی داری بین سطح درد و کیفیت زندگی بیماران بر اساس جنسیت و گروه سنی گزارش نشد (05/0<P).
نتیجه‌گیری: درد ارتودنسی یکی از عوامل مؤثر بر کاهش کیفیت زندگی بیماران است. توجه به مدیریت درد به ‌ویژه در مراحل ابتدایی درمان و اتخاذ راهکارهای حمایتی می‌تواند به بهبود تجربه درمانی و افزایش همکاری بیماران منجر شود.

وحید هرندی، فهیمه رشیدی میبدی، فاطمه کارآمد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع فناوری‌های دیجیتال در دندانپزشکی، ارزیابی سطح آگاهی و نگرش دندانپزشکان نسبت به این تحول ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی آگاهی و نگرش دندانپزشکان عمومی‌‌ شهر یزد نسبت به دندانپزشکی دیجیتال در سال ۱۴۰۳ بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ۱۳۵ دندانپزشک عمومی به روش نمونه ‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه آنلاین شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با آگاهی و نگرش جمع ‌آوری و با نرم ‌افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. آزمون‌های من ‌ویتنی، کروسکال- والیس و کای ‌اسکوئر برای بررسی متغیرها استفاده گردید.
یافته‌ها: ۵۹ مرد و ۷۶ زن با میانگین سنی 87/7 ± 92/31 سال در مطالعه شرکت کردند. میانگین نمره آگاهی 77/2 ± 76/7 از ۱۲ بود. آگاهی بیشتر و نگرش مثبت‌تر با سن بالاتر، سابقه کاری بیشتر و جنسیت مرد مرتبط بود (05/0P<) 1/%74 از شرکت‌ کنندگان نسبت به دستگاه CAD/CAM شناخته ‌شده آگاهی نداشتند و 8/74% از پاسخ‌ دهندگان با نرم ‌افزارهای مربوط به ایمپلنت دیجیتال آشنا نبودند و 60% نیز نسبت به کاربرد صحیح اسکنرهای داخل‌دهانی آگاهی نداشتند. 5/81% نگرش کلی مثبت داشتند، اما تنها 9/11% دانش خود را هماهنگ با فناوری‌های نوین می‌دانستند.
نتیجه‌گیری: دندانپزشکان عمومی از سطح آگاهی متوسطی برخوردارند و شکاف‌های دانشی موجود نیازمند توجه بیشتر در آموزش دانشگاهی و مداوم است. ارتقای دانش گروه‌های خاص مانند دندانپزشکان جوان، کم ‌سابقه و بانوان ضروری است. تفاوت‌های معنی داری در نگرش بر اساس سن، جنسیت و سابقه کاری مشاهده شد.

مجتبی بیانی، حدیثه محمدی، بهزاد خوانساری نژاد، سیدحامد میرحسینی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: ویروس SARS-CoV-2 با قابلیت انتقال از طریق ذرات آئروسل، در محیط‌های بالینی از جمله کلینیک‌های دندانپزشکی چالش ‌برانگیز است. استفاده از ابزارهای پرسرعت مانند هندپیس و اولتراسونیک موجب تولید آئروسل فراوان می‌شود که در صورت آلودگی می‌تواند به گسترش عفونت منجر گردد. این مطالعه با هدف بررسی حضور ویروس در بخش‌های بالینی و غیر بالینی کلینیک دندانپزشکی آن انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۲۰ نمونه هوا از بخش‌های مختلف کلینیکی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک صورت گرفت. نمونه‌ها با پمپ مجهز به فیلتر به‌ مدت دو ساعت، با دبی ۵ لیتر در دقیقه و در ارتفاع
5/1 متری جمع ‌آوری شدند. انتقال نمونه‌ها در شرایط زنجیره سرد انجام و RNA ویروس با کیت اختصاصی و روش
RT-PCRبررسی شد.

یافته‌ها: از ۲۰ نمونه جمع‌ آوری‌ شده، ۳ نمونه (۱۵%) از نظر وجود RNA ویروس مثبت بودند. دو مورد از بخش‌های بالینی (ترمیمی و پروتز ثابت) و یک مورد از بخش غیر بالینی (پری‌کلینیک).

نتیجه ‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر حاکی از آن است که ویروس SARS-CoV-2 در بخشی از نمونه‌های هوای
جمع‌ آوری ‌شده از محیط‌های بالینی و غیر بالینی کلینیک دندانپزشکی قابل شناسایی بوده است. یافته‌های مطالعه حاضر
بر ضرورت رعایت دقیق پروتکل‌های کنترل عفونت در تمامی بخش‌های کلینیک، اعم از بالینی و غیر بالینی، تأکید می‌کند.


کوثر قره خان، رضا فرجی، ولی الله آرش، همت قلی نیا،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده



زمینه و هدف: نسبت‌های بولتون، به ‌عنوان شاخص‌های مهمی در تعیین تناسب دندانی بین فک بالا و پایین، نقش مؤثریدر دستیابی به اکلوژن ایده ‌آل و نتایج موفق ارتودنسی دارند. با توجه به تفاوت‌های فردی در الگوی رشد صورت و احتمالتأثیر آن بر این نسبت‌ها، هدف از مطالعه حاضر بررسی رابطه بین نسبت‌های بولتون با الگوهای اسکلتی عمودی درجمعیتی از شمال ایران و نیز بررسی تأثیر جنسیت بر این نسبت‌ها بود.
روش بررسی: در این مطالعه مشاهده‌ای- تحلیلی، 173 بیمار کلاس I مراجعه ‌کننده برای درمان ارتودنسی (121 دختر و52 پسر) با میانگین سنی 51/4 ± 02/16 سال مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه‌ها بر اساس الگوی عمودی صورت و با کمک شاخص Jarabak به سه گروه short face (52 نفر)، normal face (67 نفر) و long face (54 نفر) تقسیم شد. نسبت‌های بولتون قدامی و کلی و همچنین میزان اوربایت که از روی کست‌ها اندازه گیری و ثبت گردید. داده‌ها باکمک آزمون‌های آماری مجذور کای، آنالیز واریانس، تی تست و ضریب همبستگی پیرسون نرم افزار SPSS نسخه 26 در سطح معنی داری 05/0 تحلیل گردیدند.
یافته‌ها: بین نسبت‌های بولتون قدامی و کلی بین افراد بر اساس روابط فکی در بعد عمودی (به ‌ترتیب 062/0=P و36/0=P) و بر اساس جنسیت افراد (به ترتیب 42/0P= و 53/0=P) اختلاف آماری معنی داری مشاهده نشد. در مقابل،میانگین اوربایت بین گروه‌ها اختلاف معنی داری نشان داد (001/0>P). مقایسه نسبت‌های بولتون قدامی (88/3 ±۱۶/۷۹%) و کلی
(89/6 ± ۰۹/%90) با مقادیر استاندارد بولتون نیز نشان ‌دهنده اختلاف آماری معنی‌ دار بود (به ترتیب 001/0=P و 02/0=P).
نتیجه ‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر الگوی رشد عمودی فک و جنسیت تأثیر معنی داری بر نسبت‌های بولتوننداشت. با این حال، تفاوت بین مقادیر نسبت‌ها در جمعیتی از شمال ایران با استانداردهای بولتون، تأکید بر استفادهاز شاخص‌های بومی در برنامه ‌ریزی درمان ارتودنسی دارد.
فیروزه نیلچیان، فاطمه فرقانی، نیلوفر رمضانی، روزانا واعظ،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: پوسیدگی دندان یک بیماری مزمن چند عاملی است و از آنجایی که اکثر جمعیت را درگیر می‌کند، یک مشکل بهداشتی بسیار جدی در سطح جهانی ایجاد می‌کند. این مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت با هدف ارزیابی وقوع پیامدهای پوسیدگی دندان، درک والدین از سلامت دهان و دندان کودک و عوامل مؤثر بر استفاده از خدمات دندانپزشکی در جمعیت کودکان مقطع دبستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بوده و اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه OHL-AQ که روایی و پایایی آن در مطالعه قبلی تایید شده است جمع آوری شد. شاخص DMFT برای اندازه گیری میزان پوسیدگی و ترمیم‌ها و از دست دادن دندان‌ها بر اثر پوسیدگی استفاده گردید. جامعه آماری
این پژوهش، والدین و دانش آموزان مقطع ابتدایی آموزش و پرورش نواحی شش گانه شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود و روش نمونه گیری، نمونه گیری تصادفی خوشه‌ای بوده است. سپس اطلاعات جمع آوری شده حاصل از معاینات و نیز پرسشنامه‌ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 26 و سطح خطای 05/0 به صورت استنباطی آنالیز شد. آزمون‌های همبستگی ، تی تست و رگرشن خطی برای آنالیز داده ها استفاده گردید.
یافته‌‌ها: مجموعاً 400 دانش آموز 6 تا 12 ساله به مطالعه وارد شدند. از این میان بیشترین فراوانی (8/20 درصد) مربوط به پایه دوم تحصیلی و کمترین فراوانی (5/12 درصد) مربوط به پایه ششم تحصیلی بود. والدین دانش آموزان میانگین سنی 8/39 سال داشتند. در اکثر موارد (56 درصد) والدین تحصیلات دانشگاهی داشتند. پایه تحصیلی دانش آموز، تعداد آخرین مدرک تحصیلی والدین و نمره سوالات سواد سلامت والد ارتباط معنی داری با امتیاز DMFT داشتند (001/0P<) سن و نمره سواد سلامت دهان و دندان والدین (میانگین=1/9) هر دو ارتباط معنی داری با امتیاز DMFT (میانگین=1/2) داشت (001/0P<). در این مطالعه میانگین نمره سواد سلامت دهان والدین برابر با 1/9 بود.
نتیجه‌ گیری: در مطالعه حاضر نشان داده شده است که نمره سواد سلامت دهان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است به طوری که شاخص پوسیدگی دندانی ارتباط معنی داری با نمره سواد سلامت دهان نشان می‌دهد. در نتیجه آموزش و اشتغال والدین تأثیر مستقیمی بر سطح سواد بهداشت دهان و دندان آن‌ها دارد. بهبود سطح آموزشی کلی افراد جامعه ضروری است زیرا که سطح سواد سلامت دهان و دندان والدین را افزایش می‌دهد و متعاقباً منجر به نتایج سلامت بهتر و وضعیت سلامت دهان و دندان بهتر در بین فرزندان آن‌ها می‌باشد.

نیکی رجب نسب، میثم میرزایی، فریدا عابسی، شروین مسعودی خلجی فرد، همت قلی نیا،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف‌: کراودینگ دندانی به عنوان عامل مهم ایجاد مال اکلوژن تلقی می‌شود و شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد آن ما را در انتخاب استراتژی درمانی مناسب و دستیابی به نتایج پایدار پس از درمان یاری می‌دهد. از آنجایی که ارتباط طول قاعده فکین با این عامل نامشخص مانده است هدف این مطالعه بررسی رابطه بین طول قاعده فکین با کراودینگ دندانی در افراد با الگوهای مختلف اسکلتال در بعد ساجیتال بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 42 نفر از هر کلاس اسکلتال I، II و III بر اساس کراودینگ بیشتر از 4 و کمتر مساوی 4 میلی متر از تمام بیماران مراجعه کننده به بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل به صورت سرشماری بین سال‌های 1404-1390 به مطالعه وارد شدند. این نمونه‌ها از لحاظ ارتباط طول قاعده فکین در هر یک از کلاس بندی‌های اسکلتال با کراودینگ دندانی بررسی شد. برای اندازه گیری طول قاعده فکین از لترال سفالوگرام‌های پیش از درمان استفاده شد. جهت بررسی ارتباط‌های خواسته شده از آزمون‌های t تست و آنالیز واریانس یکطرفه و Bonferroni post hoc test استفاده و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته‌‌ها: در این مطالعه ۱۲۶ بیمار (3/64% زن) مورد ارزیابی قرار گرفتند. رابطه بین طول قاعده فکین با کراودینگ برحسب سن معنی دار نبود اما در زنان در فک پایین معنی دار گزارش شد (024/0P=). مطالعه حاضر نشان داد که طول قاعده فک بالا و پایین در کل نمونه با میزان کراودینگ دندانی ارتباط مستقیم و معنی داری ندارد. با این حال، تحلیل زیر گروه‌ها بر اساس کلاس‌های اسکلتی نشان داد که طول قاعده فک بالا و پایین در هر دو سطح کراودینگ (کمتر مساوی 4 و بیشتر از 4 میلی ‌متر) بین کلاس‌های I، II و III تفاوت معنی ‌داری دارد (011/0، 008/0 P=و 001/0P<). در فک پایین کلاس III بیشترین و کلاس II کمترین و در فک بالا کلاس III کمترین و کلاس II بیشترین طول قاعده را دارا بود.
نتیجه‌ گیری: این نتایج بیانگر آن است که الگوهای اسکلتی ساجیتال نقش قابل توجهی در تغییرات ابعادی فکین دارند. همچنین در کلاس I و III، بررسی طول قاعده فک پایین اهمیت بیشتری دارد، چراکه کاهش آن می‌تواند با کراودینگ شدیدتر مرتبط باشد. طول قاعده فک بالا و پایین در کل نمونه با شدت کراودینگ دندانی ارتباط مستقیم و معنی داری ندارد. این متغیر‌ها در سن معنی دار نبوده اما در زنان در فک پایین معنی دار گزارش شد. بنابراین یک شاخص آناتومیک منفرد مانند طول قاعده نمی‌تواند به تنهایی شدت کراودینگ را پیش ‌بینی کند.


صفحه 54 از 55     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb