جستجو در مقالات منتشر شده


1084 نتیجه برای نوع مطالعه: تحقیقی

طاهره حسین زاده نیک، پریا ماپار،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده

آنالیزهای سفالومتری رایج با رفرنسهای داخل جمجمه ای SN و پلن فرانکفورت در بعضی موارد و بخصوص در بیماران ارتوسرجری، یافته های نادرست تشخیصی و نتایج درمانی نامطلوبی به دنبال دارند که بیشترین علت آن عدم ثبات رفرنسهای داخل جمجمه ای است. موقعیت طبیعی سر (NHP) موقعیت استاندارد شده سر می باشد که ثبت آن در رادیوگرافی های لترال سفالومتری امکان استفاده از رفرنسهای خارج جمجمه ای را مسیر می نماید. هدف از این مطالعه ارزیابی ضرورت تهیه سفالومتری طرفی در موقعیت طبیعی سر در تشخیص و طرح درمان بیماران مبتلا به مال اکلوژن شدید (ارتوسرجری) در مقایسه با متبلایان به مال اکلوژن خفیف و متوسط می باشد؛ بدین منظور سفالومتری 28 بیمار ارتدنسی و 26 بیمار ارتوسرجری که در موقعیت طبیعی سر تهیه شده بود، انتخاب گردید. تشخیص و طرح درمان براساس ارزیابی کلینیکی و آنالیزهای سفالومتری بخصوص آنالیزهای Harvold و Tweed بود. هر گروه براساس جهت رشدی به دو گروه افقی و عمودی تقسیم گردید. زاویه بین پلن های SN و FH با TH (خط عمودی حقیقی) اندازه گیری شد؛ سپس میزان همبستگی این زاویه ها بین دو گروه و همچنین در ارتباط با شدت مال اکلوژن در دو بعد افقی و عمودی بررسی گردید. نتایج حاصل از دو گروه با استفاده از آزمون Independent t مورد مقایسه قرار گرفت. یافته های این مطالعه نشان داد که : 1) خط SN نسبت به FH شیب بیشتری دارد و در بیماران ارتدنسی پلن FH از قابلیت اعتماد بیشتری نسبت به SN برخوردار است. 2) در بیماران ارتوسرجری نتایج حاصل از زاوایه های SN-TH و FH-TH تفاوت آماری قابل ملاحظه ای داشتند. 3) اختلاف زاویه SN-TH در بیمارانی که رشد عمودی داشتند، در هر دو گروه بیماران زیاد بود. این نتایج بیانگر لزوم کاربرد رادیوگرافی لترال سفالومتری در موقعیت طبیعی سر در تمام بیماران ارتوسرجری و در بیماران ارتدنسی دارای رشد عمودی می باشد.


لادن اسلامیان،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده

دستگاههای فانکشنال و ثابت در مطالعات بسیاری جهت بررسی چگونگی نحوه عمل آنها در درمان ناهنجاریهای کلاس II مورد مقایسه قرار گرفته اند. هدف از این مطالعه مقایسه دو روش درمانی دستگاه Bionator و ثابت Edgewise همراه با کلاس II الاستیک در بیماران کلاس II اسکلتال که درمان آنها توام با خارج کردن دندان نبوده است، بود. سفالوگرام لترال قبل و بعد از درمان 30 بیمار 13-10 ساله (16 دختر و 14 پسر) دارای ناهنجاری کلاس II و Div 1 که با دستگاه Edgewise و Bionator درمان شده بودند، بررسی شد. متغیرهای SN to 1 و IMPA SNA و SNB و ANB، طول فک بالا و فک پایین، ارتفاع قدامی فوقانی صورت نسبت به قدامی تحتانی صورت، میزان اورجت و اوربایت در هر گروه قبل و بعد از درمان اندازه گیری شد. جهت تحلیل نتایج از آزمون آماری Paired t استفاده شد. بزرگنمایی اندازه های خطی محاسبه گردید. تغییرات متغیرها در دو گروه مقایسه و معنی دار بودن آنها با آزمون t سنجیده شد. سن و جنس بیماران در دو گروه درمانی تفاوت معنی داری نداشت. در هر دو گروه افزایش SNB، طول فک پایین و IMPA و کاهش 1 to SN، ارتفاع قدامی فوقانی نسبت به ارتفاع قدامی تحتانی صورت، اوربایت و اورجت بعد از درمان از نظر آماری معنی دار بود. مقایسه دو گروه قبل و بعد از درمان نشان داد که افزایش SNB، کاهش ANB، اورجت و اوربایت در گروه Bionator بیش از گروه ثابت و از نظر آماری معنی دار بود. کاهش نسبت ارتفاع قدامی فوقانی صورت نسبت به ارتفاع قدامی تحتانی صورت، افزایش IMPA و طول فک پایین در گروه Bionator بیشتر بود ولی تفاوتها از نظر آماری معنی دار نبود. نتایج نشان داد که در درمان ناهنجاری کلاس II بیشتر تغییرات در هر دو گروه دندانی بود.


حوریه باشی زاده فخار، احمدرضا طلایی پور، آرش دباغی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده

امرزوه تعیین تراکم استخوان از طریق تصویربرداری در تشخیص و درمان بیماریهای متابولیک به طور گسترده ای رواج یافته است. یکی از این روشها دانسیتومتری اپتیک است که تراکم استخوان را از طریق اندازه گیری شدت نور عبوری از بخشهای مختلف تصویر رادیوگرافیک تعیین می کند. سیستمهای رادیوگرافی دیجیتال نیز همین کار را با تعیین درجات خاکستری تصویر انجام می دهند. هدف از این مطالعه بررسی دقت و مقایسه دو روش دانسیتومتری اپتیک و دانسیتومتری در یک سیستم دیجیتال یعنی رادیوویزیوگرافی می باشد. از 45 نمونه محلول حاوی اوروگرافین با سه غلظت مختلف توسط سیستم رادیوویزیوگرافی و فیلم معمولی رادیوگرافی به عمل آمد و فلیمها به وسیله دانسیتومتری اپتیک و تصاویر رادیوویزیوگرافی توسط گزینه تراکم استخوان در نرم افزار سیستم دانسیتومتری شدند. نتایج از نظر میزان تکرار پذیری و همخوانی داده ها با غلظت محلول، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. همخوانی داده ها با غلظت در سیستم رادیوویزیوگرافی، متوسط (0.42=r) و تکرارپذیری برای یک نمونه و نمونه های مشابه به ترتیب 97.68% و 88% (تست آلفاکرونباخ) بود؛ همچنین همخوانی داده ها در دانسیتومتری اپتیک فیلمهای رادیوگرافی، قوی (0.987=r) و تکرارپذیری برای یک نمونه و نمونه های مشابه به ترتیب 99.97% و 99.84% تعیین گردید. براساس نتایج به دست آمده در این مطالعه دانسیتومتری اپتیک از هر نظر بر دانسیتومتری با سیستم رادیوویزیوگرافی ارجحیت دارد.


مهناز صاحب جمعی، آرش عزیزی، فریدون جمالی، نادر معروفی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده

یکی از علل شایع دردهای صورتی، دردهای عضلانی این ناحیه می باشد. سندرم اختلال عمل دردناک عضلانی MPDS» Myofascial Pain Dysfunction Syndrome» یکی از مهمترین اختلالات ناحیه صورتی است که بسیاری از بیماران از درد، حساسیت به لمس یک یا چند عضله جونده و محدودیت عملکرد ناشی از این سندرم رنج می برند. از آنجا که تاکنون روش ویژه و مورد توافق اکثر صاحب نظران جهت مواجهه با این بیماران و درمان آنها پیشنهاد نگردیده است، لذا یافتن روشی که موجب کاهش درد این بیماران و تعیین روش درمانی موثر برای آنها باشد، ضروری به نظر می رسد. با توجه به اثرات ضد دردی و ضد التهابی لیزرهای کم توان، استفاده ازاین نوع لیزر در درمان بیماران MPDS، از سوی برخی محققین توصیه شده است. در این تحقیق اثر لیزر کم توان گالیم-آلومینیوم-آرسنیک در درمان بیماران MPDS مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، مورد بررسی قرار گرفت. به همین منظور، 22 بیمار MPDS (با میانگین سنی 33.32 سال) در طی 4 هفته (12 جلسه) تحت درمان با لیزر کم توان قرار گرفتند. معاینات بالینی طی 6 مرحله انجام گرفت. طبق نتایج به دست آمده، در مرحله پایانی درمانی متغیرهای شدت درد، درد ناحیه گونه، تناوب درد، حساسیت به لمس عضلات ماضغه، گیجگاهی، رجلی داخلی، رجلی خارجی از لحاظ آماری بهبود معنی داری را نسبت به قبل از درمان نشان دادند و این بهبودی تا 3 ماه پس از قطع درمان (دوره پیگیری) نیز تداوم داشت (P<0.05). نتایج این بررسی همچنین نشان داد که لیزر کم توان گالیم-آلومینیوم-آرسنیک درمانی موثر در تسکین درد و کاهش حساسیت به لمس عضلات جونده درگیر در بیماران مبتلا به MPDS است و برنامه ریزی دقیق و منظم و تداوم جلسات تا تکمیل دوره درمانی، نقشی موثر جهت رسیدن به بهبودی دارد.


اسماعیل یاسینی، محمدباقر رضوانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده

استفاده از دستگاه اولتراسونیک جهت برداشتن جرم دندانهای با پرکردگیهای کامپوزیت و یا گلاس آینومر در حفره های کلاس V ممکن است اثر مخربی ایجاد کند. هدف از این بررسی تاثیر دستگاه جرمگیری اولتراسونیک بر مارجین ترمیم های کامپوزیتی و سمانهای گلاس آینومر است. این مطالعه به صورت In-vitro برروی 33 دندان پرمولر بالا و پایین و ترمیمها بر روی سطوح باکال و لینگوال به صورت حفره کلاس V انجام گرفت. مارجین اکلوزالی بر روی مینا و مارجین سرویکالی روی سمان قرارداشت. 32 ترمیم با کامپوزیت و 32 ترمیم با گلاس آینومر (در مجموع 64 پرکردگی) انجام شد. درترمیمهای کامپوزیت از باندینگ 3M Co.) (SBMP) Scotch Bond Multipurpose Plus) و کامپوزیت 3M Co.) Z100) و در ترمیم های گلاس آینومر از 3M Co.) Vitremer) استفاده شد. نیمی از هر دو گروه ترموسایکلینگ شدند؛ سپس نیمی از هر گروه ترموسایکلینگ شده و گروه تروموسایکلینگ نشده، به طور تصادفی جهت جرمگیری با دستگاه اولتراسونیک انتخاب شدند و پس از جرمگیری، سطح تمام دندانها تا حدود 1 میلیمتری ترمیم، توسط دو لایه لاک ناخن پوشانده و نمونه ها در محلولهای فوشین 0.5% قلیایی به مدت 24 ساعت نگهداری شد؛ پس از شستشو توسط دیسک الماسی از طول نصف گردید. جهت بررسی نمونه ها از نظر عمق نفوذ رنگ و میکرولیکیج، از میکروسکوپ Stereobinoclar استفاده شد. جهت تحلیل نتایج از آزمونهای ناپارامتری من-ویتنی و کروسکال-والیس (0.05=?) استفاده شد. نتایج نشان داد که میکرولیکیج در لبه های مینایی کامپوزیت همواره و تحت هر شرایط (ترموسایکلینگ و جرمگیری اولتراسونیک) بهتر از گلاس آینومر است. در مارجین سرویکالی گرچه در ابتدا لیکیج کامپوزیت به طور معنی داری کمتر از گلاس آینومر بود، اما با ترموسایکلینگ و جرمگیری اولتراسونیک و مجموعه آن دو ریزنشت کامپوزیت افزایش یافت و با گلاس آینومر نیز اختلاف معنی دار داشت.


حکیمه سیادت، علی میرفضائلیان،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

میکرولیکیج در رستوریشن ها مهمترین عامل در افزایش طول عمر آنها می باشد. میکرولیکیج می تواند سبب عود پوسیدگی، ایجاد شکستگیهای لبه مارجین و تغییر رنگ لبه ها و حساسیت دندانها شود. روشهای مختلفی جهت نشان دادن میکرولیکیج وجود دارد. مقاله حاضر حاصل بررسی مقالات موجود در مدلاین از سال 1967 تا 1999 میلادی می باشد که در داخل کشور قابل دسترس بود.


سیمیندخت زراتی، مهناز نظری مرزجرانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

زیبایی یک نیاز طبیعی در همه انسانها است و بازسازی نمای طبیعی پروتز، مساله مهمی در دندانپزشکی محسوب می شود. بازسازی نمای طبیعی در پروتزهای متحرک و یا به اصطلاح Characterize کردن و رنگ آمیزی قاعده پروتز، از جمله عوامل مهم در این زمینه به شمار می رود. در پروتزهای متحرک عوامل زیادی در زیباسازی موثر می باشند که از جمله آنها می توان به انتخاب و چیدن دندانهای مصنوعی، نحوه طراحی و شکل دادن (مدلاژ) و نحوه رنگ آمیزی Base آکریلی اشاره نمود که هدف از تمامی این تلاشها رسیدن به زیبایی به معنای دستیابی به نمای طبیعی دست دندان می باشد. در رعایت تمامی این نکات مساله محدودیتهای درمان، در نظر گرفتن تفاوت در نیازهای شخصی و توجه به اصول سلامت عمومی را باید در نظر داشت. دراین مقاله ضمن اشاره مختصری به نمای طبیعی بخشی از مخاط دهان که توسط قاعده دست دندان جایگزین می شوند، به مواد رنگی که به عنوان رنگدانه در رنگ آمیزی آکریلها قابل استفاده می باشند و ملاحظات لازم در مورد آنها و نکات مطرح در رنگ آمیزی آکریلها و انواع روشهای ارائه شده مورد بحث قرار می گیرد.


عباس منزوی، سوسن میرمحمد رضایی، حمید باجلان،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

موارد استفاده از مومها در دندانپزشکی بسیار وسیع است؛ مومها مواد ترموپلاستیک می باشند که در اثر گرما و سرما تغییر شکل میدهند. دو خاصیت مهم مومهای بیس پلیت سیلان و ضریب انبساط حرارتی خطی می باشد. اخیرا مراکز متعددی در داخل کشور نسبت به تولید انواع مومهای دندانپزشکی اقدام نموده اند؛ در حالی که آنها را استاندارد نکرده اند و در نتیجه نارضایتی مصرف کنندگان را به دنبال داشته است. در این تحقیق دو عامل فوق در سه نوع موم ایرانی با موم خارجی کاوکس (Cavex) بر مبنای آزمایش شماره 24 استاندارد ADA مقایسه گردید. جهت اندازه گیری میزان سیلان در دماههای 23، 37 و 45 درجه سانتیگراد از آنالیز آماری Wilcoxon استفاده شد. نتایج نشان داد که در دمای 23 درجه سانتیگراد سیلان دو موم کاوکس و آذردنت مطابق استاندارد ADA بوده ولی دو نوع دیگر چنین نبوده است؛ در دمای 37 درجه سانتیگراد سیلان هیچ یک از مومها در حد استاندارد نبود و در دمای 45 درجه سانتیگراد سیلان آنها قابل قبول بود و ضریب انبساط حرارتی برای دو موم کاوکس و آذردنت مطابق استاندارد ADA بود.


مصطفی موسوی نسب، فرامرز اسماعیلی پور،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

آمالگام دندانی یکی از قدیمی ترین مواد ترمیمی در دندانپزشکی است که از زمان معرفی تاکنون تغییرات زیادی در ترکیبات آن به منظور بهبود کیفیت انجام شده است. یکی از عناصر اصلی آمالگام، مس می باشد. طبقه بندی امروزی آمالگامها نیز براساس همین عنصر انجام شده است. آمالگامها به دو گروه با مس بالا و با مس پایین تقسیم بندی شده اند. ادعا شده است آمالگام سینالوکس (محصول شرکت شهید فقیهی) جزو آمالگامهای کروی با مس بالا و فاقد عنصر روی و فاز گامادو می باشد. هدف از این تحقیق پی بردن به نوع و درصد اجزای تشکیل دهنده آن و آنالیز، توسط راکتور هسته ای بود. محصولات کارخانه در دو زمان مختلف از نظر اجزای ترکیبی با هم و با درصدهای داده شده از طرف کارخانه و دو نوع آمالگام استاندارد سیبرالوی (Sybralloy) و تایتن (Tytin) مورد مقایسه قرار گرفتند. در این بررسی سه کپسول یکسان آمالگام سینالوکس، تولید شده در تاریخهای متفاوت، انتخاب شدند و سپس پودر داخل کپسول خارج و در بسته های پلاستیکی آب بندی گردید. سه بسته داخل راکتور مینیاتوری قرار گرفتند و به مدت 10 روز به آنها پرتوهای رادیواکتیو تابانده شد. بعد از این زمان عناصر موجود در آمالگام فعال (Active) و به رادیوایزوتوپهای همان عنصر تبدیل شدند و از خود پرتو ساطع کردند؛ سپس سیستم اسپکترومتر گاما این پرتوها را جمع آوری و به نرم آفزار Span منتقل کرد. این نرم افزار به کمک استانداردهای مرجع و شدت و طول موج اشعه دریافتی، نوع و درصد عناصر موجود در آمالگام را مشخص می کند. نتایج نشان داد که آمالگام سینالوکس از نظر درصد و نوع عناصر تشکیل دهنده با یکدیگر و با درصدهای داده شده از طرف کارخانه یکسان است و در این خصوص تفاوت معنی داری مشاهده نشد؛ همچنین آمالگام سینالوکس از نظر درصد عناصر تشکیل دهنده با آمالگام استاندارد سیبرالوی تفاوت معنی داری را نشان نداد؛ اما در مقایسه با آمالگام استاندارد تایتن، بین این دو آمالگام در دو عنصر تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.


سعید نوکار، عباس منزوی، فلورا هاشمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

گیر، ثبات و تطابق لبه ای روکشها تا حدود زیادی به چگونگی آماده سازی دندان بستگی دارد. زاویه تقارب مناسب تا حد زیادی این موارد را تامین می کند. در این تحقیق روش جدیدی برای اندازه گیری زاویه تقارب دندانهای آماده شده برای روکشهای تک کراون در مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر تهران به کار گرفته شد و طی آن 325 دای که توسط دندانپزشکان عمومی شهر تهران آماده شده بود، از 10 لابراتوار در سطح شهر جمع آوری شد. دای ها از ناحیه زیر خط خاتمه تراش، تریم و سپس یک بار در بعد باکولینگوالی و یک بار در بعد مزیودیستالی به وسیله رایانه، اسکن (Genius Color Page-HR6) شدند؛ همچنین زاویه تقارب دای ها در نرم افزار (5.0) Adobe Photoshop اندازه گیری گردید. تحلیل آماری داده ها با استفاده از تست آنالیز واریانس و t-student به کمک نرم افزار SPSS انجام شد؛ نتایج نشان داد که میانگین زاویه تقارب از 8.34±16.18 مربوط به کانین فک بالا تا 10.38±35.18 مربوط به مولر فک پایین قرار داشت و زاویه تقارب اندازه گیری شده بیشتر از میزان ایده آل (16-10 درجه) بود. دای های مربوط به دندانهای مولر فک پایین دارای بیشترین تقارب بودند. نتایج این بررسی مورد استفاده اساتید، دانشجویان دندانپزشکی و دندانپزشکان و نیز نشانگر بخشی از چگونگی کار دندانپزشکان عمومی شهر تهران می باشد. از آنجایی که افزایش زاویه تقارب بیشتر از حد مجاز، گیر، ثبات و تطابق رستوریشن را به خطر می اندازد، توجه به اصول درست آماده سازی دندانها و استفاده صحیح از ابزار و لوازم و کاربرد درست آگاهانه سمان های دندانی می تواند به بهبود کیفیت رستوریشن های ثابت کمک کند.


امید صوابی اصفهانی، محمد قصابزاده،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

دستیابی به زیبایی یکی از اهداف درمانهای پروتز می باشد. انتخاب صحیح دندانهای قدامی از نظر اندازه و شکل ظاهری در موفقیت درمان بسیار موثر است. هدف از تحقیق حاضر به دست آوردن ارتباط فاصله عرض بین دو گونه و عرض دندانهای قدامی طبیعی افراد مورد مطالعه بود تا شاخصی جهت انتخاب صحیح تر دندانهای قدامی مصنوعی به دست آید. در این مطالعه فاصله بین دو گونه و عرض دندانهای پیشین میانی فک بالا و شش دندان قدامی بالا در 71 نفر با دندانهای طبیعی (29 زن و 42 مرد) اندازه گیری شد. نتایج اختلاف معنی داری را در اندازه عرض دندانهای قدامی بالا در مردان و زنان نشان داد (P<0.05)؛ این اندازه ها در افراد مورد مطالعه از نژاد اروپایی کوچکتر می باشد. اندازه عرض بین دو گونه نیز در مردان از زنان بزرگتر بود (P<0.05) که در افراد مورد مطالعه کوچکتر از نژاد اروپایی است. نسبت اندازه عرض بین دو گونه به عرض دندان پیشین میانی بالا در این مطالعه پانزده به یک به دست آمد که با نسبت شانزده به یک مورد استفاده در کلینیک متفاوت است. به این ترتیب توجه به این موضوع در انتخاب دندانهای قدامی بیماران بی دندان بخصوص افراد جوان توصیه می گردد.


فاطمه ملک نژاد، علی اکبر حسینی، مرجانه قوام نصیری، تقی سالاری،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

مواد ترمیمی کامپوزیتی که امروزه به عنوان مواد ترمیمی همرنگ موارد استفاده فراوانی یافته اند، دارای مزایا و معایبی هستند. از جمله این معایب انقباض ناشی از پلیمریزاسیون کامپوزیت رزین است که قدرت باند کامپوزیت و عاج را تحت تاثیر قرار می دهد که سعی شده است این نقیصه با استفاده از انواع سیستمهای باندینگ برطرف گردد. هدف از این بررسی آزمایشگاهی، ارزیابی استحکام باند دو سیستم چسبنده عاجی چند مرحله ای SBMP) Scotch Bond Multi Purpose) و تک مرحله ای Excite توسط دو نوع کامپوزیت ایده آل ماکو و تتریک بود. تعداد 60 دندان مولر انسانی سالم و بدون پوسیدگی انتخاب شدند. ابتدا دندانها دبریدمان و با رزین آکریلیک در مولد مانت گردیدند؛ سپس توسط فرز الماسی مینای سطح باکال حذف گردید و 1 میلیمتر از سطح عاج نیز برداشته شد تا یک سطح صاف برای آزمایش فراهم گردد؛ سپس دندانها به دو گروه 30 عددی براساس دو نوع چسبنده عاجی تقسیم شدند و طبق دستور کارخانه سازنده از آنها در سطح عاج اکسپوز، استفاده گردید؛ سپس هر گروه به دو زیر گروه 15 عددی براساس نوع کامپوزیت تقسیم گردید و استوانه هایی از کامپوزیت مورد نظر به سطح عاج چسبانده و به مدت 80 ثانیه Cure شد. از نمونه ها به مدت 24 ساعت در محیط 37 درجه سانتیگراد و رطوبت 100% نگهداری شد و سپس توسط کراس هد تیغه ای با سرعت mm/min 2 استحکام باند اندازه گیری گردید. نتایج آنالیز واریانس و تست دانکن با احتمال 95% نشان داد که از نظر آماری دو عامل نوع ادهزیو و کامپوزیت در استحکام باند تاثیر متقابل دارند. قدرت باند دو نوع کامپوزیت با ادهزیوهای یکسان اختلاف معنی داری نداشت و در مقایسه دو نوع ادهزیو با هر یک از کامپوزیتها مشخص شد که استحکام باند کامپوزیت تتریک با (Excite (28.39 بیشتر از SBMP می باشد (17.98 مگاپاسکال)؛ همچنین بین چهار گروه آزمایشی اختلاف در قدرت باند فقط بین گروههای ترمیم شده توسط تتریک به همراه Excite با تتریک به همراه SBMP بود. این مطالعه نشان داد که قدرت باند کامپوزیت به عاج، تحت تاثیر وجود ماده چسبنده عاجی، نوع کامپوزیت و ساختمان عاج می باشد و چنانچه از کامپوزیت و ماده باندینگ عاجی هم خانواده استفاده شود، قدرت باند بالاتری به دست خواهد آمد.


سوسن میرمحمد رضایی، ابوالقاسم تقوی نیا،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

اخیرا آلیاژ مینالوس (بیس متال عاری از بریلیوم) به بازار عرضه شده و برای آن لحیمی معرفی نشده است؛ از سوی دیگر بنا بر ادعای کارخانه سازنده، این آلیاژ مشابه وراباند 2 می باشد. این مطالعه با هدف بررسی مقاومت کششی دو آلیاژ لحیم شده با Verasolder انجام شد. تعداد 12 نمونه دمبلی شکل به طول 18 و قطر 3 میلیمتر از هر آلیاژ طبق دستور کارخانه سازنده ریخته شد. تعداد 6 عدد از نمونه های هر دو نوع آلیاژ فوق به وسیله دیسک از وسط برش داده شدند؛ سپس با استفاده از یک Jig مخصوص، به فاصله 3 میلیمتر از هم قرار گرفتند و توسط آلیاژ Verasolder به هم لحیم شدند و 6 عدد دیگر از هر دو نوع آلیاژ ایرانی و خارجی لحیم نشده، به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند؛ سپس نمونه ها تحت نیروی کششی قررا گرفتند و مقاومت کششی نمونه ها ثبت گردید. آنالیز واریانس دو طرفه، نشان داد که استحکام کششی آلیاژهای مینالوکس و وراباند 2 از نظر آماری دارای اختلاف معنی داری نمی باشند (Verasolder 686، مینالوکس723)؛ اما استحکام کششی دو نوع آلیاژ فوق بعد از استفاده از لحیم، دارای اختلاف معنی داری بودند (308 مینالوکس، 432 وراباند2). آلیاژ وراباند 2 نسبت به آلیاژ مینالوکس، استحکام کششی بیشتری را پس از لحیم کردن نشان داد.


طاهره جعفرزاده، محمد عرفان، دیوید واتس، آ رنولد کش،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

دنتین باندینگ رزینها معمولا بدون فیلر هستند؛ انقباض ناشی از پلیمریزاسیون آنها قابل ملاحظه می باشد و می تواند سبب تولید تنش داخلی (Internal Stress) در باندینگ رزین و در نهایت پارگی حد فاصل بین رزین کامپوزیت و عاج گردد. این مطالعه با هدف طراحی یک روش مناسب جهت اندازه گیری میزان انقباض ناشی از پلیمریزاسیون در رزینهای بدون فیلر و در ضخامتهای بسیار نازک و نیز بررسی اثر ضخامت بر میزان انقباض و با استفاده از یک باندینگ رزینی به نام Scotchbond Multipurpose 3M انجام شد. هدف اول از این مطالعه بررسی و ایجاد روشی مناسب برای اندازه گیری انقباض ناشی از پلیمریزاسیون خطی رزینها در ضخامتهای مختلف، بخصوص در لایه های نازک بود؛ زیرا باندینگها عملا در ضخامتهای نازک به کار می روند و جهت کنترل انقباض ناشی از پلیمریزاسیون آنها نیاز به روشی است که بتواند آن را به صورت کمی اندازه گیری نماید. برای رفع مشکلات به وجود آمده جهت اندازه گیری انقباض باندینگ رزینها بخصوص در ضخامتهای نازک از روش رینگ و برای اولین بار از روش غیر تماسی لیزری استفاده گردید. به منظور بررسی رابطه بین ضخامت باندینگ رزین و میزان انقباض، آنالیز رگرسیون بکار برده شد. تجزیه و تحلیل داده های حاصله نشان داد که یک رابطه مستقیم لگاریتمی بین ضخامت باندینگ رزین و انقباض آن وجود دارد. دستگاه طراحی شده جهت اندازه گیری انقباض در ضخامتهای پایین دقیق و حساس بود و ثابت کرد که با افزایش لگاریتم ضخامت باندینگ رزین میزان انقباض آن افزایش می یابد.


مهرداد لطف آذر،
دوره 15، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده

در این مقاله به مروری بر رابطه HLA) Human Leukocyte Antigen) با بیماریهای پریودنتال پرداخته شده است؛ در حالی که در برخی مطالعات، رابطه ای بین آنتی ژنهای HLA و پریودنتیت اعلام نشده است. رابطه مثبت و منفی بین بعضی از آنتی ژنهای HLA و فرمهای مختلف EOP) Early Onset Periodontitis) و نیز رابطه مثبت بین آنتی ژنهای HLA-A1 و A9 و A24 و A28 و A33 و B15 و B22 و B35 و B44 و C4 و DR2 و DR4 و DR7 و DR53 و DRB1 و DQ3 و DQB1 و رابطه منفی بین آنتی ژنهای HLA-A2 و A5 و A10 و A28 و A68 و B5 و DR2 و DR6 با فرمهای مختلف EOP گزارش شده است. در این میان به ترتیب رابطه HLA-A9 و HLA-DR4 با EOP بیش از دیگر آنتی ژنها گزارش شده است. مدارک موجود نشان می دهد که ژنهای ناحیه MHC) Major Histocompatibility Complex) ژنهای با اثرات قوی (Major Effect) در بیماری EOP نمی باشند. نتایج مطالعات پیوستگی (Linkage Studies) از پیوستگی یک Major Gene برای EOP در لوکوس MHC بر روی بازوی کوتاه کروموزم شماره 6، حمایت نمی کنند. ژنهای این ناحیه ممکن است به عنوان Modifying Genes عمل کنند و بیان کلینیکی بیماریهای پریودنتال را تحت تاثیر قرار دهند. اثبات رابطه HLA با بیماریهای پریودنتال به مستندات بیشتری نیاز دارد. برای اثبات رابطه HLA با بیماریهای پریودنتال لازم است مدارک کافی از گروههای بیمار بخوبی تعریف شود (well Defined) به نحوی که مرحله بیماری آنها نیز معین شده باشد و از گروه بیمار و کنترل به طوری که اختلافات نژادی را پوشش دهد، به تعداد کافی موجود باشد.


گلپر رادافشار،
دوره 15، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده

شناسایی و درمان بیماران مبتلا به پریودنتیت های با استقرار زود هنگام (Early-Onset) بویژه انواعی که در همراهی با بیماریهای سیستمیک صعب العلاج یا در زمینه برخی سندرم های شناخته شده بروز می نمایند، حائز اهمیت فراوانی است؛ چرا که اثرات تخریبی شدید در مدت زمانی کوتاه بر نسوج پریودنتال و در سنین نوجوانی نیز می توانند به از دست دادن دندانها و معلولیت منجر شوند. در این گزارش، یک بیمار مبتلا به سندرم پاپیلون لفور و پریودنتیت قبل از بلوغ ژنرالیزه با عدم پاسخ به درمان معرفی می گردد. بیمار پسر بچه 10 ساله ای است که از زمان تشخیص بیماری به مدت 5 سال تحت درمانهای پریودنتال فعال و نگاهدارنده بعدی قرار داشته است. طی این مدت با وجود اقدامات درمانی همه جانبه، شامل درمانهای مکانیکی دقیق در جلسات متعدد، جراحی پریودنتال به همراه کاربرد سیستمیک و سریال آنتی بیوتیکها، شستشوی موضعی پاکتها با محلول کلرهگزیدین و درمانهای نگاهدارنده که به طور منظم انجام می گرفت، روند پیشرفت بیماری همچنان ادامه داشت و بیمار را در سن 15 سالگی با بی دندانی مواجه ساخت. متاسفانه تا به امروز به دلیل وجود نقایص سیستمیک غیرقابل درمان که تحت عنوان بیماریهای همراه به آنها اشاره می شود، پریودنتیت قبل از بلوغ ژنرالیزه فاقد یک برنامه درمانی مشخص و قابل اعتماد بوده است و همچنان در گروه پریودنتیتهای مقاوم به درمان (Refractory Periodontitis) قرار دارد. در این مقاله ضمن معرفی بیمار، تلاش شده است تا روشهای موفق تر درمانی شناسایی و معرفی شوند؛ همچنین به جنبه های ژنتیکی ابتلای پریودنتال نیز که مقوله ای پیچیده و بحث انگیز می باشد، پرداخته شده است.


علیرضا زرین آرا، فرشید علاالدینی،
دوره 15، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده

فعالیت عمده معاونت پژوهشی دانشگاه نظارت بر به اجرا درآوردن طرحهای تحقیقاتی با کمک و استفاده از توان هیات علمی است. اجرای طرحهای تحقیقاتی در برخی موارد با عدم دستیابی به اهداف و اجرای کامل آنها مواجه می شود. هدف از این پژوهش تعیین میزان و علل شکست طرحهای تحقیقاتی از بدو تاسیس دانشگاه علوم پزشکی تهران تا سال 1379 می باشد. مطالعه به صورت مورد-شاهدی انجام پذیرفت که در آن 70 طرح مختومه شده با 71 طرح خاتمه یافته مورد مقایسه قرار گرفتند. برای تمامی پرونده ها، پرسشنامه طرح تکمیل و اطلاعات به دست آمده وارد نرم افزار شد و تجزیه و تحلیل داده ها انجام پذیرفت. انواع مطالعات، محل اجرای طرح، نوع طرح از نظر روش، رتبه علمی مجریان طرح و مدت زمان پیش بینی شده در طرحها از جمله عواملی بودند که در شکست طرحهای موثر بوده اند و عوامل تعدد مجریان، سابقه کار تحقیقاتی و داشتن موقعیت اجرایی مجری در شکست طرحها موثر نبوده است. بیشترین علت مختومه شدن طرحها عدم پیگیری مجری بوده است. شورای پژوهشی در هنگام تصویب طرح باید به پیش بینی های زمانی و مالی طرحها توجه نماید و واقعی بودن آنها را به عنوان یک عامل مهم در خاتمه یافتن طرحها در کنار روش کار صحیح در نظر بگیرد.


مهرداد لطف آذر، شریعه فقیهی،
دوره 15، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده

تاکنون روشهای متعددی جهت پوشش سطوح عریان ریشه ها ارائه و آزمایش گردیده است. در بیشتر این مطالعات پوشش تحلیل لثه ای کلاس I و II میلر مورد بررسی قرار گرفته اند. این مطالعه با هدف مقایسه نتایج کلینیکی دو تکنیک پیوند آزاد بافت همبندی (CTG) و بازسازی هدایت شده نسجی (GTR) با غشای قابل جذب در پوشش سطوح عریان ریشه ها در نواحی تحلیل لثه ای کلاس III میلر انجام شد. تعداد 6 بیمار دارای یک جفت ناحیه تحلیل لثه ای قرینه، به روش تصادفی مورد درمان قرار گرفتند. شاخصهای کلینیکی قبل از جراحی و با فواصل 1، 2، 4، 6، 12 و 18 ماه بعد از جراحی اندازه گیری شدند. جهت تحلیل آماری، نتایج هر گروه درمانی (قبل از درمان با ماه ششم و قبل از درمان با ماه هیجدهم) و به منظور مقایسه دو گروه درمانی در مقاطع زمانی (قبل از درمان و ماههای 6، 12 و 18) از آزمون Paired t و به منظور مقایسه دو روش درمانی در طول زمان از آزمون واریانس سه طرفه استفاده شد. هر دو روش درمانی به طور معنی داری در پوشش سطح ریشه ها موثر بودند. میانگین پوشش سطح ریشه در دو تکنیک CTG و GTR بعد از 18 ماه به ترتیب 55% و 47/5% بود. نتایج نشان داد روش CTG نسبت به GTR در کاهش عمق و عرض ناحیه تحلیل و افزایش عرض لثه کراتینیزه به طور معنی داری موفق تر است؛ همچنین گذشت زمان (18 ماه) به عنوان یک عامل مجزا از روشهای درمانی، به طور معنی داری در افزایش عرض لثه کراتینیزه و افزایش سطح چسبندگی کلینیکی نقش دارد.


محمدحسین فتحی، وجیه السادات مرتضوی، سیدبهروز موسوی،
دوره 15، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده

ایمپلنتهای دندانی امروزه به عنوان روشی جهت جایگزینی دندانهای از دست رفته، رواجی روزافزون یافته اند. در این راستا در جهت بهبود خواص این ایمپلنتها و ارتباطی مناسبتر با استخوان در برگیرنده آنها تحقیقات فراوانی در حال انجام است. این مطالعه به منظور دستیابی همزمان به دو هدف بهبود مقاومت خوردگی ایمپلنت فلزی و تامین سازگاری زیستی مطلوب از یکسو و همبندی با استخوان، تامین پیوند زیستی و کاهش زمان درمان از سوی دیگر انجام شد. فولاد زنگ نزن 316 ال، آلیاژ کبالت-کرم-مولیبدن (وایتالیوم) و تیتانیوم خالص تجارتی، به عنوان زیر لایه فلزی ایمپلنت انتخاب گردید و هیدروکسی آپاتیت با تکنیک پاشش پلاسمایی بر روی آنها پوشش داده شد؛ سپس پوشش نوین کامپوزیت هیدروکسی آپاتیت-تیتانیوم طراحی و تهیه گردید؛ به همین منظور، پوشش هیدروکسی آپاتیت پاشش پلاسمایی شده بر روی تیتانیوم رسوب فیزیکی بخار شده که روی زیر لایه فولاد زنگ نزن قرار گرفته بود، نشانده شد. مشخصه یابی و ارزیابی پوشش نوین کامپوزیت هیدروکسی آپاتیت-تیتانیوم، با استفاده از تکنیکهای پراش پرتوایکس (XRD)، میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و طیف سنجی توزیع انرژی پرتوایکس (EDX) انجام شد و رفتار خوردگی ایمپلنتهای بدون پوشش و با پوشش با اجرای آزمونهای الکتروشیمیایی ارزیابی گردید تا تاثیر پوششها بر رفتار خوردگی ایمپلنت به عنوان شاخص اساسی سازگاری زیستی تعیین شود. نتایج نشان داد که در بین زیر لایه های بدون پوشش، تیتانیوم خالص تجارتی از بالاترین مقاومت خوردگی در محلولهای فیزیولوژیکی برخوردار است و فولاد زنگ نزن در پایین ترین رده قرار دارد. این رده بندی مستقل از نوع محلول فیزیولوژیکی است. پوشش هیدروکسی آپاتیت پاشش پلاسمایی شده، چگالی جریان خوردگی هر یک از سه نوع زیر لایه فلزی را کاهش میدهد ولی رده بندی مقاومت خوردگی آنها تغییری نمی کند. این پوشش همانند یک مانع مکانیکی روی زیر لایه عمل می کند ولی قادر نیست به طور کامل از برهمکنش فلز و محیط جلوگیری کند. پوشش نوین کامپوزیت هیدروکسی آپاتیت-تیتانیوم بر روی فولاد زنگ نزن، سبب بهبود مقاومت خوردگی می شود و چگالی جریان خوردگی را کاهش می دهد. چگالی جریان خوردگی فولاد زنگ نزن با پوشش کامپوزیتی معادل چگالی جریان خوردگی تیتانیوم با پوشش هیدروکسی آپاتیت است و این پدیده نیز مستقل از نوع محیط می باشد. یافته های این مطالعه همچنین نشان داد که پوشش کامپوزیتی می تواند اهداف کاملا متمایز را همزمان حاصل نماید و تلفیق آن با فولاد زنگ نزن 316 ال، جهت ساخت و تهیه ایمپلنتهای دندانی، ضمن تامین سازگاری زیستی. ترویج رشد استخوان، پیوند با بافت و تثبیت بیولوژیکی، می تواند مزایای کاهش هزینه و سهولت تهیه مواد و اجزای سازنده را نیز در برداشته باشد.


علیقلی سبحانی، علی شعاع کاظمی، بهروز نیک نفس، سعید کاظمی، فردین فتحی،
دوره 15، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده

اخیرا از مواد القایی به منظور تحریک سلولهای پالپ و تمایز سلولهای ادنتوبلاست جهت ساختن مجدد عاج استفاده شده است؛ از جمله می توان به BMP) Bone Morphogenic Protein) اشاره نمود؛ اما به نظر می رسد از ژلاتین ماتریکس استخوانی داخل غضروفی Ec BMG» Endochondral Bone Matrix Gelatin» کمتر استفاده شده است. هدف از این تحقیق بررسی اثر این ماده بر عاج سازی ثانویه می باشد. به منظور تهیه Ec BMG از استخوانهای تیبیا و فمور 4 راس حیوان آزمایشگاهی خرگوش نر نژاد Deutsche-Poland استفاده شد. در این مطالعه تجربی 12 راس خرگوش نر به دو گروه 8 تایی (گروه اول) و چهارتایی (گروه دوم) به صورت تصادفی تقسیم شدند. در گروه اول دندان پیشین در یک سمت به عنوان گروه تجربی و در سمت دیگر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. درگروه تجربی پالپ اکسپوز و Ec BMG در آن قرار داده شد؛ سپس دندان پانسمان گردید ولی در گروه کنترل پس از اکسپوز پالپ، دندان پانسمان شد. در گروه دوم خرگوشها مشابه گروه اول نگهداری شدند و در فواصل زمانی 28 و 60 روز کشته شدند و از عاج طبیعی آنها جهت مقایسه عناصر تشکیل دهنده کلسیم و فسفر با گروه اول استفاده شد. نمونه های به دست آمده در هر دو گروه در روزهای 28 و 60 بعد از ثبوت و آماده سازی بافتی با استفاده از میکروسکوپ نوری و SEM مورد مطالعه قرار گرفتند؛ همچنین آنالیز ماتریکس ترشحی جدید، جهت ارزیابی تراکم مواد معدنی (کلسیم و فسفر) در همه نمونه ها انجام شد. مشاهدات میکروسکوپ نوری نشانگر عاج سازی ثانویه و همچنین تشکیل استئودنتین توسط القای Ec BMG در روز 28 بود. بررسیهای SEM در روز 60 در نمونه های تجربی توده معدنی شده ای را در محل کشت Ec BMG نشان داد؛ درحالی که در نمونه های کنترل و نیز در گروه دوم چنین توده ای مشاهده نشد و فضای پالپی توسط توده بافتی غیرمینرالیزه اشغال شده بود. آنالیز ماتریکس ترشحی جدید در نمونه های تجربی حاکی از وجود مقادیر معنی داری از کلسیم و فسفر نسبت به نمونه های کنترل بود؛ اما میزان کلسیم و فسفر در نمونه های تجربی به مقدار این دو عنصر در گروه دوم نزدیک بود. نتایج نشان داد که کشت Ec BMG در داخل پالپ دندان خرگوش سبب القای سلولهای پالپی، عاج سازی ثانویه و تشکیل استئودنتین می گردد؛ بنابراین به نظر می رسد که با استفاده از Ec BMG در ترمیم نقایص مربوط به عاج می تواند نقش موثری داشته باشد.



صفحه 13 از 55     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb