1084 نتیجه برای نوع مطالعه: تحقیقی
محسن شیرازی، حجت درویشپور، رضا ناطقی، امیرحسین میرهاشمی، بهزاد سالاری،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بسیاری از بیماران به دلیل کراودینگ دندانهای قدامی به ارتودنتیستها مراجعه میکنند. هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط تعدادی از شاخصهای آناتومیکی فک پایین با میزان کراودینگ دندانهای فک پایین در بیماران دارای مال اکلوژن کلاس II با منشاء مندیبل بود.
روش بررسی: 108 مورد از پروندههای بیماران مراجعه کننده به بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی تهران که زاویه ANB بیش از دو درجه داشتند انتخاب و از روی پرونده، سن و جنس و از روی کستهای دندانی، کمبود فضا و با کمک بررسیهای رادیوگرافیک لترال سفالومتری، میزان زوایای SNB ، ANB ، SNA ، Gonial ، SN-Go.Gn و IMPA استخراج شد. ارتباط متغیرها توسط ضریب همبستگی و با استفاده از Correlation test بررسی و پس از بررسی توزیع متغیرها با استفاده از Normality test ، برای بررسی همبستگی متغیرهای دارای توزیع نرمال از ضریب Pearson استفاده گردید.
یافتهها: نسبت طول کورپوس مندیبل به عرض راموس ارتباط معنیداری با شاخص کمبود فضا با و بدون احتساب IMPA داشت (05/0 P≤ ) اما این شاخص با دیگر شاخصها تفاوت معنیداری ایجاد نکرد (26/0 P= ). در بررسی مجزا با توجه به جنسیت نمونهها هم ارتباط معنیداری بین مشکل کمبود فضا با و بدون محاسبه IMPA با نسبت طول تنه مندیبل به عرض راموس در جنس مؤنث و مذکر وجود داشت (0001/0 P= ).
نتیجهگیری: ارتباط معنیدار و تعیین کنندهای بین نسبت طول تنه به عرض راموس با مشکل کمبود فضا (با و بدون محاسبه IMPA ) در مندیبل در بیماران با مال اکلوژن کلاس II مقصر مندیبل وجود دارد، به طوری که با کاهش نسبت فوق، شاهد افزایش کراودینگ خواهیم بود.
امیرحسین میرهاشمی، الهیار گرامی، احمد سوداگر، پدرام بقائیان،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
هدف از این مطالعه مروری مشخص کردن مکانیسم عمل و تأثیر داروهای رایج مورد استفاده بر ریمادلینگ بافتی و حرکت ارتودنتیک دندانی بود. یک بررسی مروری درباره اثرات داروها و مکملهای خوراکی روی سرعت تجربی حرکت دندانها با استفاده از منابع اطلاعاتی (Cochrane library, Embase, Medline) از سال 1980 تا 2013 صورت گرفت. تعداد 63 مقاله بررسی شد که 34 مورد آنها در رابطه با مسکنها و هورمونها در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفتند، اما تفسیر و ترجمه آنها به علت تنوع در طراحی عملی و مقدار نیروی اعمال شده در حین حرکت دندانها و رژیم دارویی محدود شد. ضدالتهابهای غیر استروئیدی (NSAIDs) و اپیوئیدها باعث کاهش حرکت دندانها شدند، اما مسکنهای Non-NSAIDs مثل استامینوفن اثری بر روی حرکت دندانها نداشتند. هورمونهای کورتیکواستروئید، هورمونهای پاراتیروئید و تیروکسین باعث افزایش حرکات دندانی شدند. در حالی که استروژن احتمالاً کاهش دهنده حرکات هستند. هر چند که دلیل قاطعی در دست نیست. داروها احتمالاً یک اثر مهم بر روی سرعت حرکت دندانها دارند و داشتن اطلاعات درباره مصرف آنها برای مطرح کردن طرح درمان با بیمار دارای اهمیت میباشد.
فرامرز زکوی، هنگامه علینژاد، زهرا جوکار،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تطابق لبهای یکی از فاکتورهای کلیدی در موفقیت روکشهای ثابت است. هدف از این مطالعه مقایسه تطابق کراونهای سرامیکی فلدسپاتیک تهیه شده از روی قالب سیلیکون افزایشی و کست گچی به وسیله دستگاه CAD/CAM بود.
روش بررسی: 10دندان پرمولر ماگزیلای سالم کشیده شده برای این مطالعه که از نوع تجربی- آزمایشگاهی بود، انتخاب شدند . پس از تراش دندانهای مانت شده در آکریل و ایجاد خط تراش شولدر با انتهای گرد، برای هر دندان دو روکش (یک مرتبه با استفاده از اسکن کردن قالب تهیه شده از دندان به کمک سیلیکون افزایشی و یک مرتبه با اسکن کردن کست گچی تهیه شده از دندانها) به وسیله دستگاه CAD/CAM از جنس فلدسپاتیک Vita mark Π ساخته شد . میزان گپ مارجینال هر کدام از روکشها به کمک دستگاه SEM ، در 2 ناحیه در هر یک از سطوح مزیال و باکال اندازهگیری شد. آنالیز آماری دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS 17 و با کاربرد تست آماری Paired T-test انجام شد (05/0 P < ).
یافتهها: متوسط گپ مارجینال در روکشهای حاصل از قالب سیلیکونی و روکشهای حاصل از کست گچی به ترتیب (11/37 ± 13/155) و (35/12 ± 18/130) بود و این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار نبود (055/0 P= ). همچنین میانگین گپ مارجینال روکشهای حاصل از کست گچی و قالب سیلیکون افزایشی در ناحیه مزیال (41/44 ± 82/157) به طور معنیداری بیشتر از میانگین گپ مارجینال ناحیه باکال (26/24 ± 50/127) بود(003/0 P= ).
نتیجهگیری: تطابق لبهای روکشهای ساخته شده از روی کست گچی و قالب سیلیکونی تفاوت معنیداری نداشته و هر دو روش دقت یکسانی را نشان دادند.
حمید کرمانشاه، نرگس عامری الحسینی، شعله غبرائی، محمد جواد خرازی فرد،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سرامیکهای دندانی ممکن است در طول مراحل تنظیمات کلینیکی با فرز تراشیده شوند و این مسأله ضمن از بین بردن لایه گلیز باعث ایجاد ترکهای ریزی بر سطح آنها شده که میتوانند در محیط مرطوب رشد کرده و استحکام سرامیک و طول عمر رستوریشن را کاهش دهند. هدف از این مطالعه معرفی روشهای کنترل ترکهای سطح خارجی ترمیمهای سرامیکی و بررسی تأثیر آنها بر استحکام سرامیک بود.
روش بررسی: 40 نمونه سرامیک فلدسپاتیک به صورت دیسک تهیه شده و به چهار گروه 10 تایی تقسیم شدند. گروه 1 به عنوان گروه کنترل بدون هیچ تغییری درنظر گرفته شد. نمونههای سه گروه آزمایشی دیگر توسط دستگاه Vickers با نیروی 4/29 نیوتن دندانهگذاری شدند و تحت درمانهای متفاوت قرار گرفتند: گروه 2 بدون درمان، گروه 3 پرداخت و گروه 4 پرداخت- سایلن- رزین. نمونهها به مدت 48 ساعت در آب با دمای 37 درجه سانتیگراد نگهداری شده و سپس استحکام خمشی دو محوری آنها اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آنالیز آماری One-way ANOVA آنالیز شدند.
یافتهها: میانگین استحکام خمشی در گروه 1 (60/12 ± 49/134)، گروه 2 (41/15 ± 81/94)، گروه 3 (22/16 ± 20/89) و گروه 4 (01/12 ± 67/80) اندازهگیری شد. استحکام نمونههای بدون ترک (گروه 1) به طور معنیداری از استحکام سرامیکهای حاوی ترک (4، 3، 2) بیشتر بوده است (001/0 P< ). بین استحکام خمشی نمونههای درمان شده (4، 3) و نشده (2) و همچنین بین درمانهای متفاوت، تفاوت آماری معنیداری دیده نشد (136/0 = P ).
نتیجهگیری: به نظر میرسد ترک حاصل از دندانهگذاری با نیروی 4/29 نیوتن بر استحکام خمشی سرامیک فلدسپاتیک مؤثر میباشد. هیچ یک از روشهای بررسی شده در مطالعه قادر به افزایش استحکام سرامیک نبودند.
شراره موسوی زاهد، کمال امینی، مریم زارع جهرمی،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: برای اطمینان از موفقیت درمان کانال ریشه، میکروبیوتای اندودنتیک باید به طور مؤثری کاهش یابند. اخیراً وسایل شستشو دهنده مختلفی با هدف بهبود بخشیدن به سطح ضد عفونی کانال ریشه معرفی شدهاند. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر شویندگی RinsEndo در کاهش انتروکوکوس فکالیس در مقایسه با روش شستشو با سرنگ دستی در کانالهای ریشه عفونی شده بود.
روش بررسی: 60 دندان قدامی تک کاناله کشیده شده، توسط میکروب انتروکوکوس فکالیس آلوده شدند و به 3 گروه شستشو با RinsEndo ، سرنگ شستشوی دستی و کنترل تقسیم شدند. میزان کلونی انتروکوکوس فکالیس در هر 3 گروه قبل و بعد از شستشو در محیط کشت اندازهگیری شد. نتایج به دست آمده توسط آنالیز واریانس و آزمون Kruskal Wallis مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین رشد انتروکوک فکالیس بعد از شستشو، در گروه شستشو با سرنگ دستی 103×(33/1 ± 50/3) CFU ، در گروه شستشو با RinsEndo ، 103×(36/1 ± 04/2) و در گروه کنترل 106 × (11/0 ± 11/6) بود . کاهش انتروکوک فکالیس بعد از شستشو در هر 3 گروه به صورت معنیداری اتفاق افتاد (001/0 P< ). میزان کاهش در گروههای شستشو با سرنگ دستی و RinsEndo به صورت معنی داری بیشتر از گروه کنترل (001/0 P< ) و در گروه شستشو با RinsEndo به صورت معنیداری بیشتر از گروه شستشو با سرنگ دستی بود (001/0 P< ) .
نتیجهگیری: شستشو با دستگاه RinsEndo در حذف انتروکوک فکالیس از کانال ریشه مؤثرتر از شستشو با سرنگ دستی بود.
فرنازالسادات سجادی، منیره نیلی،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سد کامی- خلفی ( Posterior palatal seal) یکی از مهمترین نواحی برای تأمین سیل پروتز کامل فک بالا است . هدف این مطالعه ارزیابی دقت ابعادی دو روش ریلاین مستقیم و غیرمستقیم بر روی ناحیه P.P.S بود .
روش بررسی: یک مدل بدون دندان فک بالا انتخاب شد. یک لایه موم به ضخامت 5/1 میلیمتر جهت ایجاد فضا برای ماده ریلاین روی مدل اصلی خوابانده شد و با ماده قالبگیری سیلیکونی از آن قالبگیری انجام گرفت و 20 عدد کست گچی ریخته شد. با قرار دادن موم، روی کستهای گچی و طی فرآیند مفلگذاری 20 عدد بیس دنچر آماده گردید. روش ریلاین مستقیم (به صورت Chair side با ماده GC reline ) و غیرمستقیم (با ماده قالب گیری Acrosoft TC و پخت با آکریل Acropars ) در این مطالعه ارزیابی شدند. بیسهای ریلاین شده روی مدل اصلی قرار داده شدند و فاصله بین آنها در ناحیه در 5 نقطه (دو نقطه در قله ریج، دو نقطه در عمیقترین بخش کام، یک نقطه در وسط کام) با استفاده از استریومیکروسکوپ اندازهگیری و هر اندازهگیری 5 بار تکرار گردید و میانگین تغییرات ابعادی محاسبه شد. جهت مقایسه گروهها از آزمون Multivariate analysis استفاده گردید.
یافتهها: درز ناحیه P.P.S رنجی از 86/740 میکرومتر تا 49/2356 میکرومتر را نشان داد. روش مستقیم (56/60 ± 81/1011) میزان درز کمتری را در مقایسه با غیرمستقیم (13/113 ± 8/2056) نشان داد و دو روش اختلاف آماری معنیداری داشتند ( 0001/0 P < ) .
نتیجهگیری : روش ریلاین مستقیم درز کمتری را در ناحیه P.P.S در مقایسه با روش ریلاین غیرمستقیم نشان داد. با روش ریلاین مستقیم تطابق بیس دنچر در ناحیه P.P.S بهتر خواهد بود .
هومن ظریف نجفی، مرتضی عشاق، محسن عزیزی،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ایجاد یک لبخند جذاب و متعادل یک هدف درمانی مهم در درمانهای ارتودنسی مدرن است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر متغیرهای اندازه باکال کوریدور و میزان نمایش دندان- لثه حین لبخند در بین 2 جمعیت متفاوت دانشجویی بود.
روش بررسی: عکس رنگی از لبخند اجتماعی یک زن انتخاب شد. تصویر با روشهای کامپیوتری برای تولید کردن اندازه متفاوت باکال کوریدور
(20%، 5/12% و 6%) و میزان متفاوت نمایش دندان- لثه (کل تاج کلینیکی دندانهای ثنایای مرکزی بالا و دو میلیمتر از بافت لثه، کل تاج کلینیکی دندانهای ثنایای مرکزی بالا به همراه پاپیلای بین دندانی و 80% دندانهای ثنایای مرکزی بالا) تغییر داده شد. اندازههای متفاوت باکال کوریدور و نمایش دندان- لثه با هم ترکیب شدند تا 9 تصویر ایجاد شود. تصاویر تغییر یافته به وسیله 120 دانشجوی پزشکی ودندانپزشکی به روش Visual Analogue Scale (VAS) ارزیابی شد. مقادیر به دست آمده توسط تستهای آماری Mann-Whiteny ، Pairwise comparison LSD ، Repeated measure MANOVA و
ICC (Intraclass Correlation Coefficient) مورد آنالیز قرار گرفت .
یافتهها: لبخندی که اندازه باکال کوریدور آن 5/12% بود و نمایش کامل ثنایای مرکزی ماگزیلا بدون نمایش بافت لثه را داشت، بیشترین نمره را در بین 9 تصویر لبخند در جمعیت دانشجویان دندانپزشکی کسب کرد. اما در جمعیت دانشجویان پزشکی، لبخند با اندازه باکال کوریدور 5/12% و نمایش 2 میلیمتر لثه بیشترین نمره را کسب کرد . نظر قضاوت کنندگان مرد و زن تفاوتی در دو گروه نداشت (05/0 P> ). دانشجویان دندانپزشکی حساسیت بیشتری به افزایش نمایش لثه داشتند.
نتیجهگیری: درخصوص درمانهایی که منجر به ترکیب شدن باکال کوریدور وسیع و میزان نمایش دندان- لثه زیاد میشود باید با احتیاط بیشتری عمل نمود.
سارا قدیمی، محمد رضا خامی، سمانه رازقی،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
مقدمه: علیرغم کاهش چشمگیر پوسیدگی در دهههای گذشته، هنوز هم این بیماری یک مشکل سلامت عمومی به خصوص در کشورهای در حال توسعه است. در سالهای اخیر، کاربرد ترکیبی لیزر و فلوراید به عنوان روشی نوین در پیشگیری از پوسیدگی معرفی شده است. هدف از مطالعه حاضر، مروری بر اثر کاربرد ترکیبی انواع لیزر همراه با فلوراید در پیشگیری از پوسیدگی دندانی بود.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه، مقالات چاپ شده در بانکهای اطلاعاتی PubMed ، Google Scholar و EMBASE از سال 1990 تا 30 نوامبر 2013 مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی از ترکیبهای گوناگون استفاده شد. معیار ورود به مطالعه کلیه سطوح شواهد موجود بود. مقالاتی که تنها به زبان انگلیسی بودند مورد بررسی قرار گرفتند و اطلاعات منتشر نشده بررسی نشدند.
یافتهها: مقالات متعددی با هدف بررسی اثر لیزر به تنهایی و یا در ترکیب با فلوراید موضعی در پیشگیری از دمینرالیزاسیون مینای دندان یافت شد. اکثر این مطالعات این اثر ترکیبی را بر روی دندانهای دایمی بررسی کرده بودند و مطالعات در زمینه دندانهای شیری بسیار اندک بود. در مجموع بیشتر مطالعات تأکید کرده بودند که اثر ترکیبی لیزر با فلوراید موضعی تأثیری به مراتب بیشتر از لیزر یا فلوراید تراپی موضعی هر یک به تنهایی در پیشگیری از دمینرالیزاسیون مینا دارد.
نتیجهگیری: تابش لیزر در ترکیب با فلوراید موضعی روی سطوح مینایی دندانهای دایمی بهترین حفاظت در برابر شروع و پیشرفت پوسیدگی فراهم میآورد. اما مطالعات بیشتر آزمایشگاهی و کلینیکی بر روی دندانهای شیری در این زمینه لازم است.
محمد ربانی خوراسگانی، اعظم علی اصغری، مریم خروشی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
پوسیدگی دندان شایعترین عفونت انسان و از بیماریهای مهم چند عاملی است که سالانه میلیونها دلار صرف کنترل و درمان آن میشود. تاکنون روشهای مختلفی برای کنترل آن ارایه شده است. از مهمترین روشهای کنترل آن در حال حاضر میتوان به رعایت بهداشت دهان و دندان، تغذیه مناسب، فلوراید تراپی و استفاده از شیرین کنندههای غیرپوسیدگی زا اشاره کرد. همچنین از کاربرد پروبیوتیکها، نانو مواد، باکتریوفاژها، پپتیدهای ضدمیکروبی و واکسنهای ضدپوسیدگی میتوان به عنوان چشم اندازهای نوین بشر در عرصه کنترل پوسیدگی دندان نام برد. علاوه بر این اخیرا استفاده از طب مکمل به ویژه گیاه درمانی نیز مورد توجه قرارگرفته است. با اثبات اثربخشی طب مکمل در مقابله با پوسیدگی دندان و کاربرد آن همراه با طب رایج و یا روشهای جدید در دست تحقیق میتوان به کاهش فزاینده پوسیدگی دندان در آینده امیدوارتر بود .
محمود کاظمی، علیرضا پورنصرالله، سمیه اللهیاری، حمید جلالی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: گیر کافی برای رستوریشنهای سمان شونده متکی بر ایمپلنت تأثیر بسیاری بر پیش آگهی درمان دارد. مطالعات اندکی تأثیر روش وکس آپ مستقیم و استفاده از پلاستیک کوپینگ را بر گیر این رستوریشنها بررسی کردهاند. هدف از این مطالعه مقایسه میزان گیر کستینگهای ساخته شده از پلاستیک کوپینگ و وکس آپ مستقیم را برای ساخت کراون و بریج در سه سیستم ایمپلنت Implantium, Replace, ITI بود.
روش بررسی: 28 نمونه از هر سیستم ایمپلنت وارد مطالعه شده و به صورت رندوم در4 گروه توزیع شدند. گروهها شامل الگوهای مومی ساخته شده از پلاستیک کوپینگ و وکس آپ مستقیم برای ساخت بریج و کراون بود. همه نمونهها با شرایط مشابه سیلندرگذاری شده و با آلیاژ بیس متال ریخته شدند. پس از سمان شدن به اباتمنت، نمونهها در دستگاه Universal testing machine با Crosshead speed در حد mm/min 5/0 تحت نیروی کششی قرار گرفتند، نیروی مورد استفاده برای جدا کردن هر کستینگ ثبت گردید. آزمون Three-way ANOVA جهت بررسی اثر کراون و بریج، روش وکس آپ و نوع ایمپلنت استفاده شد.
یافتهها: در مقایسه کراونهای ساخته شده از پلاستیک کوپینگ بین سیستمها، سیستم Replace و Implantium با هم تفاوت معنیداری نداشتند (124/0= (P در حالی که سیستم ITI با تفاوت معنیداری پس از این دو قرار داشت (001/0 P< ). در مقایسه کراونهای ساخته شده از وکس آپ مستقیم سیستم ایمپلنتیوم بیشترین میزان گیر و سیستم ITI کمترین مقدار را دارا بود (001/0 P< ). در مقایسه بریجها در هر دو روش پلاستیک کوپینگ و وکس آپ سیستم Replace بیشترین میزان و سیستم ITI کمترین میزان گیر را دارا بود.
نتیجهگیری: برای ساخت کراون Implantium و برای بریج Replace بیشترین میزان گیر را ایجاد کردند.
بهاران رنجبر امیدی، لادن مدنی، آیدا میرنژاد جویباری، انسیه رشوند، سونیا اویسی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ریزنشت یک مشکل با اهمیت در ترمیمهای مستقیم میباشد و فهم عوامل مرتبط با آن، اهمیت بسیار دارد. هدف این مطالعه بررسی اثر سیکل مکانیکی بر ریزنشت سه نوع ماده گلاس آینومر ترمیمی در حفرات CLV بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی سی دندان پره مولر انسان با ایجاد حفرههای CLV در ناحیه باکال و پالاتال استفاده شد (شصت حفره). دندانها به سه گروه ده تایی (بیست حفره) به صورت زیر تقسیم شدند: گروه یک Fuji IX (HV GI)/ G coat plus ، گروه دوم : گلاس آینومر با ویسکوزیته بالا
Ionofil molar (HVGI)/ G coat plus و گروه سوم: Fuji II LC (RMGI)/ G coat plus . همه ترمیمها فورا پالیش شدند و دندانها تحت دو هزار
(50-5 درجه سانتیگراد) سیکل حرارتی قرار داده شدند. در هر گروه نیمی از دندانها تحت سیکل مکانیکی (پنجاه هزار سیکل) قرار گرفتند. در نهایت دندانها در فوشین بازی 5/0% به مدت 24 ساعت و در دمای اتاق قرار داده، برش داده و تحت استریو میکرسکوپ مشاهده گردیدند. آنالیز آماری با استفاده از آزمونهای Man-Whiteney, Kruskal-Wallis انجام گردید و ریزنشت انسیزال و ژنژیوال با تست Wilcoxon مقایسه شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که در همه گروهها سیکل مکانیکی و نوع ماده ترمیمی بر روی ریزنشت انسیزال و ژنژیوال اثر معنیداری نداشت (05/0 P< ).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه میتوان این گونه نتیجه گیری کرد که ریزنشت گلاس آینومر II LC Fuji معادل گلاس آینومرهای با ویسکوزیته بالا (Ionofil molar, Fuji IX) بود و اعمال سیکل مکانیکی به دندانها موجب افزایش میزان ریزنشت نگردید.
امیرحسین میرهاشمی، الهیار گرامی، احمد سوداگر، پدرام بقائیان، یاسمین جلالی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
ملکولهای تولید شده در انواع بافتهای درگیر بیماری یا داروها و مواد غذایی که توسط بیمار به طور مرتب مصرف میشود، از طریق جریان خون به بافتهای پارادنتال که به طور مکانیکی تحت استرس قرار دارند رسیده و بر روی سلولهای هدف تأثیر میگذارد. اثر ترکیبی نیروهای مکانیکی و یک یا تعداد بیشتری از این عوامل میتواند بازدارنده، افزاینده یا کمک کننده باشد. هدف این مطالعه بیان کردن مکانیسم عملکرد و تأثیرات بعضی از داروهای مصرفی بر روی ریمادلینگ بافت و حرکت ارتودنسی دندانها بود. یک بررسی مروری درباره اثرات داروها و مکملهای خوراکی روی سرعت تجربی حرکت دندانها با استفاده از منبع اطلاعاتی (Cochrane library , Embase, Medline) از سال 1980 تا 2013 صورت گرفت. تعداد 63 مقاله بررسی شد که 34 مورد آن که در رابطه با مسکنها و هورمونها در قسمت اول این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند و 29 مقاله باقی مانده در این مطالعه مورد ارزیابی قرارگرفتند. اما تفسیر و ترجمه آنها به علت تنوع در طراحی عملی و مقدار نیروی اعمال شده در حین حرکت دندانها و رژیم دارویی محدود شد. ویتامین D3 میتواند سبب تسریع حرکات دندانی گردد و کلسیم غذایی و فلوراید به نظر میرسد باعث کاهش حرکت میشود. بیس فسفونات اثر بازدارنده قوی در حرکات دندانی دارد همچنین افزایش حرکت ارتودنتیک دندان به واسطه نیکوتین و نتیریک اکساید محتمل به نظر میرسد. همه داروهای بررسی شده علاوه بر تأثیرات درمانی دارای عوارض جانبی بوده که احتمالاً بر روی سلولهای هدف با نیروهای ارتودنسی تأثیر میگذارد. بنابراین توجه ارتودنتیست به تاریخچه مصرف داروی بیماران، قبل و یا در طول دوره درمان ارتودنسی امری ضروری به نظر میرسد. بعد از معلوم شدن داروهای مصرفی برای مشخص کردن اثرات بالقوه آنها بر نتیجه مکانوتراپی باید تأثیرات و عوارض جانبی آنها بر روی سیستم بافتها مورد بررسی قرار گیرند.
ساندرا مهرعلیزاده، پیمان مهرورزفر، سیما تقیزاده، مریم عدالت، مهشاد محبی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص شکستگی عمودی ریشه دندان اغلب یک معضل کلینیکی ایجاد میکند . تشخیص آن در کلیشه رادیوگرافی داخل دهانی، جز در مواردی که اشعه عمود بر مسیر شکستگی باشد نیز مشکل است. عدم تشخیص اغلب به تصمیمگیری نادرست در مورد طرح درمان آتی دندان منجر میشود . هدف از انجام این مطالعه تعیین دقت تشخیصی گزینه نرم افزاری کنتراست معکوس رادیوگرافی دیجیتال و مقایسه آنها با تصاویر اولیه جهت یافتن روش ی مناسب جهت تشخیص شکستگی عمودی ریشه دندان بود.
روش بررسی: در این مطالعه تشخیصی از 40 دندان تک ریشه خارج شده تصاویر رادیوگرافی با گیرنده Phosphor plate تهیه شد. از هر دندان در حالت سالم و شکسته، تصاویر اولیه و کنتراست معکوس تهیه و ذخیره شد. 2 مشاهدهگر با تجربه تصاویر را دو بار و با فاصله دو هفته مشاهده کردند. شاخصهای تشخیصی (Accuracy, PPV, NPV, Specificity, Sensitivity) به صورت Absolute و Complete برای هر مشاهدهگر و هر نما محاسبه شد. مقادیر
Inter and intra observer reliability توسط آزمون Mc-Nemar به دست آمد .
یافتهها: اختلاف آماری معنیداری برای Inter-observer reliability در دو نمای اولیه و کنتراست معکوس نشان داده نشد (05/0 P> )، ولی در
Intra-observer Reliability در دو نمای مورد مشاهده، اختلاف معنیدار بود (05/0 P< ) . برای دقت، حساسیت، ویژگی تشخیصی و PPV در دو نمای مورد استفاده اختلاف معنیداری دیده نشد (05/0 P> ) ، در حالی که شاخص NPV اختلاف آماری معنیداری را بین دو نما گزارش کرد (05/0 P< ) .
نتیجهگیری: کاربرد گزینهی نرمافزار ی کنتراست معکوس جهت تشخیص شکستگی عمودی ریشه اختلافی با نمای اولیه نشان نمیدهد.
عبدالرحیم داوری، صغری یاسایی، علیرضا دانش کاظمی، محدثه خسروانیان،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: شکست براکت ارتودنسی در دوره درمان، یکی از مشکلات درمانهای ارتودنسی میباشد. با معرفی کامپوزیتهای Low shrinkage سؤال این است که آیا کامپوزیتهای با بیس سایلوران استحکام باند مناسبی جهت درمانهای ارتودنسی را دارند؟ هدف از این مطالعه مقایسه استحکام باند برشی کامپوزیت بیس سایلوران وکامپوزیت بیس متاکریلات در براکتهای فلزی بود.
روش بررسی: 30 عدد دندان پرمولر انسان جمعآوری و به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول، 15 براکت ارتودنسی با کامپوزیت بیس سایلوران
P90 (3M, ESPE, USA) و در گروه دوم، 15 براکت ارتودنسی با کامپوزیت بیس متاکریلات Resilience (Orthotechnology, Florida, USA) باند شدند. سپس به مدت 500 سیکل تحت ترموسایکل بین 5 و 55 درجه قرار گرفتند. سپس استحکام باند برشی براکتها با استفاده از دستگاه Instron اندازهگیری و میزان ادهزیو باقی مانده بر روی سطح دندان به وسیله استریومیکروسکوپ مورد ارزیابی قرارگرفت. برای مقایسه استحکام باند برشی گروهها از نرمافزار 18 SPSS و روش مقایسه T-test استفاده شد و برای مقایسه مقادیر شاخص ادهزیو باقیمانده از روش LSD استفاده شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که تفاوت معنیداری در استحکام باند برشی در بین گروهها وجود داشت (001/0> P ). میانگین استحکام باند برشی براکتهای باند شده با کامپوزیت بیس سایلوران (03/7±42/42) مگاپاسکال و میانگین استحکام باند برشی براکتهای فلزی باند شده با کامپوزیت بیس متاکریلات (97/2±8/21) مگاپاسکال بود. مقایسه فراوانی درجات ARI در بین گروهها نشان داد که تفاوت قابل توجهی در نحوه شکست براکت وجود ندارد (66/0= P ) .
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که کامپوزیتهای بیس سایلوران استحکام باند برشی مناسبی را برای اتصال براکتهای فلزی فراهم کرده و میتوان از آنها برای باند براکتهای ارتودنسی استفاده کرد.
مهدی عرق بیدی کاشانی، الهام اسماعیلی، غلامرضا اسلامی، محسن نوری، حسن غفاری، عباس صالحی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه توصیفی طولی تعیین نوع دندانهایی که بیشتر دچار شکست باند براکت شدهاند بود و بررسی رابطه شکست باند براکت در این دندانها با عوامل مداخلهگری چون سن بیمار، نوع مال اکلوژن و جنس، در بیماران یک مرکز خصوصی انجام شد.
روش بررسی: برای تعیین حجم نمونه ابتدا با استفاده از Pilot study ، تعداد 20 پرونده از بیماران بررسی شد و با توجه به نتیجه به دست آمده حجم نمونه حداقل 576 بیمار تعیین شد. با استفاده از روش Kaplan-Meier متوسط زمان باقی ماندن براکت در هر دندان به طور جداگانه محاسبه شد. جهت بررسی اثر سن، جنس و نوع مال اکلوژن دندانی و متوسط زمان باقی ماندن براکت بر روی هر دندان به طور جداگانه از مدل Cox Regression استفاده شد. کلیه عملیات آماری با استفاده از نرمافزار SPSS20 انجام گردید.
یافتهها: ن تایج نشان دادند که درصد شکست ناخواسته باند براکتها برای هر دندان متفاوت بود و تنها در دندانهای پنج در هر دو فک با مال اکلوژن ارتباط معنیدار داشت (037/0 P= و 004/0 P= ).
نتیجهگیری: در دندانهای پنج فک بالا بیشترین درصد شکست ناخواسته باند براکت در مال اکلوژن CL II و در دندانهای پنج فک پایین در مال اکلوژن CL I بود. در بقیه دندانها فاکتورهای سن، جنس، مال اکلوژن روی شکست ناخواسته باند براکتشان تأثیر نداشت.
عیسی محمدی زیدی، امیر پاکپور حاجی آقا، اصغر کاربرد، بنفشه محمدی زیدی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتباط مستمر بیماران با دندانپزشکان، توانایی تشخیص عوارض اولیه مصرف تنباکو بر سلامت دهان و سلامت عمومی بدن، کلینیکهای دندانپزشکی را تبدیل به بستری مناسب برای ارایه مشاورههای ترک سیگار کرده است. هدف از این مطالعه تعیین کارآیی مداخله آموزشی بر ترک سیگار در بیماران مراجعه کننده به کلینیکهای دندانپزشکی با کاربرد مدل مراحل تغییر بود.
روش بررسی : مطالعه حاضر یک پژوهش شبه تجربی بود که در سال 1392 انجام شد. 40 بیمار سیگاری در درمانگاههای تخصصی در هر یک از گروههای مداخله و مقایسه پرسشنامه خود ایفای شامل سؤالات عمومی و دموگرافیک، مراحل تغییر، فرآیندهای تغییر، خودکارآمدی، توازن تصمیمگیری قبل و بعد از 6 ماه آموزش را تکمیل کردند. گروه مداخله 2 جلسه آموزشی به شیوه بحث گروهی به مدت 60 دقیقه را دریافت کرد. دادهها با آزمونهای آماری کای اسکوئر، تی زوجی و مستقل، من ویتنی و ویلکاکسون آنالیز شدند.
یافتهها: از حیث توزیع بیماران در مراحل تغییر (پیش تفکر، تفکر و آمادگی) بین گروههای مداخله (5/42، 35 و 5/22 %) و مقایسه (5/37، 35 و 5/27%) قبل از آموزش اختلاف معنیداری وجود نداشت (55/0= P ). پس از آموزش در گروه مداخله به ترتیب 20 و 10 درصد بیماران مراحل اجرا و نگهداشت ترک سیگار را گزارش کردند (001/0> P ). بعد از آموزش شاهد افزایش میانگین سازه فرایندهای تجربی، فرایندهای رفتاری، منافع و خودکارآمدی و کاهش میانگین سازه هزینهها در گروه مداخله بودیم (001/0> P ) .
نتیجهگیری : یافتهها نشانگر اثربخشی آموزش با استفاده از مدل مراحل تغییر در افزایش موارد ترک سیگار بیماران بود. لذا آشنایی دندانپزشکان با آموزش در قالب مدل مراحل تغییر به منظور ترک سیگار توصیه میشود.
عزت الله جلالیان، فاطمه رجایی، مرضیه باویسی، نیلوفر مقدم، فرشته کی خا، رضوانه چراغی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: روکش کردن دندانها همراه با تغییرات در شاخصهای پریودنتال میباشد. هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر رستوریشنهای PFM با رستوریشنهای All-Ceramic بر تجمع پلاک و التهاب لثه بود.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی به صورت قبل و بعد است و بر روی 102 دندان با روکشهای PFM و یا All ceramic انجام شد. شاخصهای پلاک (PI) و شاخص لثهای (MGI) قبل و بعد از روکش اندازهگیری شد و دادهها توسط آزمون تحلیل کواریانس (ANCOVA) ارزیابی شدند.
یافتهها: در گروه PFM (قبل از روکش) میانگین شاخص لثهای 48/0 ± 45/1 (MGI) و میانگین پلاک 38/0 ± 96/1 (PI) به دست آمد. در گروه PFM
(6 ماه بعد از روکش) میانگین شاخص لثهای 61/0 ± 82/1 (MGI) و میانگین پلاک 49/0 ± 22/1 (PI) به دست آمد . در گروه ) (All-Ceramic) قبل از روکش) میانگین شاخص لثهای 29/0 ± 25/1 (MGI) و میانگین پلاک (PI) 52/0 ± 22/1 به دست آمد. در گروه All-Ceramic (6 ماه بعد از روکش) میانگین شاخص لثهای 50/0 ± 43/1 (MGI) و میانگین پلاک (PI) 516/0 ± 88/1 به دست آمد و آزمون آماری ANCOVA اختلاف دو گروه را از نظر شاخص لثهای و پلاک معنیدار نشان داد (001/0 P< ).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد وجود کراون All-Ceramic و PFM روی دندانها به نحو معنیداری در بروز تظاهرات التهابی در لثه موثر است و این تظاهرات در رستوریشنهای PFM نسبت به All-Ceramic به صورت معنیداری بیشتر اتفاق افتاد.
علیرضا دانش کاظمی، عبدالرحیم داوری، فرناز فراهت، ندا پژوهی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر کلرهگزیدین 2% ، اتانول 70% و سدیم آسکوربات 10% بعد از انجام بلیچینگ روی استحکام باند برشی کامپوزیت به مینا و مقایسه آن با به تعویق انداختن زمان ترمیم کامپوزیت به مدت یک هفته انجام شد.
روش بررسی: 90 دندان سانترال به 6 گروه مساوی تقسیم شدند: گروه 1- بدون بلیچینگ. گروه 2- بلیچینگ با کربامید پراکساید 45% به مدت 45 دقیقه. گروه 3- بلیچینگ + یک هفته نگهداری نمونهها در آب مقطر. در گروه 4، 5 و 6 بعد از بلیچینگ به ترتیب 1 میلی لیتر کلرهگزیدین 2% ، اتانول 70% و سدیم آسکوربات 10% برای 15 دقیقه قرار داده شد. استوانههای کامپوزیتی روی سطح باکال قرار گرفتند. نمونهها تحت تأثیر 1000 سیکل حرارتی قرار گرفته و تست استحکام باند برشی انجام شد. نوع شکست زیر استریومیکروسکوپ بررسی و از هر گروه یک نمونه زیر میکروسکوپ الکترونی بررسی شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS19 و تست آماری ANOVA و Ben (Bon) Ferroni آنالیز شد.
یافتهها: استحکام باند برشی در گروه های بلیچ شده (2، 3، 4، 5 و 6) نسبت به گروه کنترل منفی (1) به طور معنیداری کاهش یافت.آزمون Bonferroni نشاندهنده اختلاف معنیداری بین گروههای مورد آزمایش (6 و 5 و 4 و 3) و کنترل منفی (1) نبود. ( P-value به ترتیب 000/1، 081/0، 069/0 و 000/1) ولی نسبت به گروه کنترل مثبت (گروه 2) معنیدار بود. ( P-value به ترتیب 001/0>، 007/0، 009/0 و 001/0>) تگهای رزینی زیر میکروسکوپ الکترونی در گروه 2 کم و نازک و در گروه 3، 4، 5 و 6 بیشتر و منظمتر بودند. تعداد شکستهای ادهزیو در گروه 2 بیشتر بود.
نتیجهگیری: بلیچینگ با کربامید پراکساید و باند فوری کامپوزیت باعث کاهش استحکام باند برشی میشود. سدیم آسکوربات 10% و تعویق انداختن باند به مدت یک هفته به منظور بهبود استحکام برشی باند کامپوزیت به مینای بلیچ شده مؤثرتر بود.
الهیار گرامی، دکتر امیر حسین میرهاشمی، سحر رفیعی چوکامی، احمدرضا شمشیری،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مالاکلوژن Cl II یکی از ناهنجاریهای شایع در جوامع مختلف انسانی بوده و استفاده از یک روش ساده، ارزان و قابل دسترس درمانی که بتوان آن را توسط دندانپزشک عمومی یا متخصص ارائه نمود، در پیشگیری از عوارض آتی مالاکلوژن بسیار حیاتی است. درمان ناهنجاری Cl II با استفاده از دستگاههای فانکشنال نظیر Twin block و بایت پلن شیبدار در مقایسه با درمانهای ارتودنسی ثابت یا ارتوسرجری؛ هزینه، عوارض و پیچیدگیهای کمتری دارد. تا به حال، تغییرات دنتواسکلتال ناشی از کاربرد دو دستگاه Twin block و بایت پلن قدامی شیبدار در بیماران واجد مالاکلوژن Class II ارزیابی نشده است. تحقیق حاضر با هدف تعیین تغییرات دنتواسکلتال ناشی از کاربرد دستگاه Twin block در مقایسه با بایت پلن قدامی شیبدار در درمان بیماران کلاس II گروه 1 در دورهی دندانی مختلط انجام شد.
روش بررسی: در یک کوهورت گذشتهنگر؛ تعداد 60 بیمار با تشخیص قطعی مالاکلوژن Class II div. 1 دارای زاویه ANB بزرگتر از 2 درجه و زاویه FMA بین 30-20 درجه و بدون سابقهی درمان قبلی یا ابتلاء به سندرمها که با استفاده از دستگاه Twin block یا بایت پلن قدامی شیبدار درمان شده بودند، انتخاب و سفالومتریهای قبل و بعد از درمان آنها تریس شدند. برخی شاخصهای فاصلهای و زاویهای قبل و بعد از درمان از روی سفالومتریها با تکرارپذیری مناسب (953/0=ICC) محاسبه و تغییرات آنها در دو گروه با آزمون Student t مورد قضاوت قرار گرفت.
یافتهها: اکثر لندمارکها به دنبال استفاده از دستگاههای بایت پلن شیبدار و Twin block و به واسطهی افزایش رشد مندیبل دچار تغییرات معنیداری شده (05/0P<) و دستگاه ها از طریق بهبود موقعیت و طول فک پایین، عدم تغییر شیب پلن مندیبل و بهبود روابط اسکلتی و دندانی ماگزیلا و مندیبل (کاهش ANB و کاهش اورجت) موجب تصحیح مالاکلوژن Class II شدند. در بیشتر لندمارکها؛ تفاوتهای آشکاری بین بایت پلن شیبدار و Twin block دیده نشده (05/0<P) و فقط تفاوتهای معنیدار بین تغییرات شاخصهای SNA (04/0=P)؛ اورجت (007/0=P) و شاخص Wits (004/0=P) در آنها به ثبت رسید.
نتیجهگیری: علیرغم وجود شباهتهای زیاد هر دو دستگاه در بهبود مال اکلوژن Cl II div. 1 به دلیل مزایای دستگاه بایت پلن شیبدار به واسطهی حجم کمتر، همکاری مناسب بیمار و مراحل ساخت لابراتواری راحتتر، استفاده از این دستگاه در دورهی قبل از جهش رشد شاید بتواند جایگزینی برای دستگاههای پیچیدهی فانکشنال در درمان مالاکلوژن کلاس II باشد.
مهران بهرامی، مریم معماریان، فریناز خداداد کاشی،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تحلیل ریج باقیمانده روندی غیرقابل پیشبینی، اجتناب ناپذیر و وابسته به زمان است که در بیماران استفاده کننده از دست دندان مصنوعی به ویژه در مندیبل به علت سطح مقطع ساپورت کننده کمتر، وجود زبان و تحلیل بیشتر مشکلساز است. استفاده از ایمپلنت در بسیاری از این بیماران مستلزم استفاده از گرفت استخوان و پرداخت هزینه گزاف اوردنچر میباشد. چسب دندان مصنوعی به عنوان آخرین راهکار برای بهبود گیر و توانایی جویدن برای بیماران مسن دارای تحلیل شدید آلوئول مورد استفاده قرار میگیرد. در حال حاضر تعداد محدودی چسب دندان مصنوعی در ایران به کار میروند که اطلاعات زیادی در مورد ویژگیهای استاندارد آنها شامل pH، قدرت چسبندگی و قابل شستشو بودن وجود ندارد. هدف از این مطالعه بررسی ویژگیهای فوق در چهار چسب دندان مصنوعی رایج در ایران به نامهای (Corega, Fittydent, Fixodent, Professional) بود تا مناسبترین چسب دندان مصنوعی موجود از نظر کاربرد بالینی در شرایط مختلف معرفی گردد.
روش بررسی: کلیه توصیههای ISO 10873:2010 جهت انجام تستها به کار گرفته شد. جهت انجام تست اندازهگیری pH مقدار 1/0±1 گرم از هر چسب دنچر با 5 گرم پروپیلن گلیکول رقیق شده با آب مخلوط شد و با کمک دستگاه pH سنج، pH هر گروه به طور جداگانه و 4 مرتبه برای هر گروه اندازهگیری و ثبت شد. جهت انجام تست قابل شستشو بودن ابتدا 4 دنچر نمونه ساخته شد و سپس هر گروه از چسب دنچر به صورت مسطح و طبق راهنمایی سازنده بر روی هر کدام از دنچرها قرار گرفت. به منظور شبیهسازی محیط دهان نمونهها درون یک گرم کننده در حمام آب در دمای 2±37 درجه سلسیوس و به مدت 1 ساعت نگهداری شده و پس از شستشو با یک برس پلاستیکی میزان شسته شدن چسبها توسط مشاهده بررسی شد. به منظور انجام تست قدرت چسبندگی ابتدا به آرامی سوراخ نگهدارنده نمونه با چسب دنچر پر شده و اتصال بازوی حساس به فشار دستگاه سنجش قدرت چسبندگی روی آن قرار گرفت، سپس مجموعه نمونه و نگه دارنده نمونه در 300 میلی لیتر آب در دمای 2±37 درجه و به مدت 10 دقیقه غوطهور شد. مجموعه نمونه و نگهدارنده نمونه خارج شده و به منظور خارج شدن آب از سطح آن تکان داده شد و سپس در محل قرارگیری نمونه روی دستگاه سنجش قدرت چسبندگی (Santam, STM 20) قرار داده شد و نیرویی معادل 10 نیوتون با سر متقاطع با سرعت 5 میلی متر در دقیقه به وسیله شفت حساس به فشار به مرکز نمونه وارد شد. این نیرو برای 30 ثانیه حفظ شده و سپس بازوی دستگاه به سمت بالا کشیده شد و حداکثر نیروی اندازهگیری شده به وسیله شفت حساس به فشار بر اساس مقیاس کیلوپاسکال توسط نرم افزار کامپیوتری (Santam Machine Controller v4.19, Iran) محاسبه شد. تست برای هر نمونه 8 بار انجام شد و 8 نتیجه به دست آمد. برای بررسی آماری قدرت چسبندگی از تست ANOVA استفاده شد.
یافتهها: براساس نتایج این مطالعه، pH چسبهای Professional و Corega به pH خنثی نزدیکتر بوده و pH چسبهای Fittydent و Fixodent اسیدیته بیشتری داشتند. در تست قابلیت شستشو در هیچ گروه از چسبها توده باقیماندهای مشاهده نشد و از لحاظ آماری تفاوتی بین گروهها وجود نداشت (05/0P>). در تست قدرت چسبندگی چسبهای Fittydent و Corega نسبت به Professional و Fixodent قدرت چسبندگی بالاتری داشتند که این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار بود (05/0>P).
نتیجهگیری: pH چسبهای Professional و Corega نسبت به pH چسبهای Fittydent و Fixodent اسیدیته کمتری داشته و تأثیر منفی کمتری بر مخاط دهان داشتند و لذا در بیمارانی که سطح تحمل مخاط آنها به دلایلی از قبیل دیابت، کم خونی فقر آهن، افزایش فشار خون کاهش یافته است، ارجح هستند. تمام گروهها از نظر قابلیت شستشو مورد قبول بودند. Fittydent و Corega نسبت به Professional و Fixodent قدرت چسبندگی بالاتری داشتند و لذا در
استفاده کنندگان از دنچر که به دلیل تحلیل شدید ریج، ماکروتروما و عدم سازش پذیری نیاز به گیر بیشتری داشته باشند، انتخاب کلینیکی بهتری به نظر میآیند.