جستجو در مقالات منتشر شده


1084 نتیجه برای نوع مطالعه: تحقیقی

محمد رضا خامی، هومن کشاورز، سمانه رازقی،
دوره 30، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: نظرات دانشجویان در مورد محتوا، ساختار و کیفیت آموزش‌های دریافتی جزیی اساسی در ارزیابی همه جانبه برنامه آموزشی است و منبع اطلاعاتی مهمی برای سیاست گزاری‌ها به شمار می‌رود. در این مطالعه سعی ما بر این بوده است تا با ارزیابی‌ نظرات دانشجویان سال آخر دانشکده‌های دندانپزشکی کشور درباره برنامه آموزشی دوره عمومی دندانپزشکی تا حد امکان به تدوین، پایش و ارزیابی برنامه آموزشی جدید به صورت مطلوب کمک کنیم.

روش بررسی: این مطالعه به صورت یک مطالعه مقطعی پرسشنامه‌ای در سال تحصیلی 90-1389 انجام شد. جمعیت مورد مطالعه، دانشجویان سال آخر رشته دندانپزشکی در 15 دانشکده دولتی سطح کشور بودند. در دانشکده‌های مورد مطالعه، همه دانشجویان سال آخر برای شرکت در مطالعه دعوت شدند. آنالیزهای آماری به وسیله آزمون کای دو انجام شد.

یافته‌ها: در مجموع 432 دانشجو (4/68 درصد دختر) در مطالعه شرکت کردند. 4/72 درصد از پاسخ دهندگان (7/60 درصد از پسران و 6/77 درصد از دختران، 001/0P=) اعتقاد داشتند که آموزش دوره دندانپزشکی عمومی کاملاً ناکافی یا ناکافی بوده است. فقط حدود یک سوم از دانشجویان معتقد بودند که روش‌های تدریس مناسب یا کاملاً مناسب هستند.

نتیجه‌گیری: به طور کلی، به نظر می‌رسد که آموزش دوره دندانپزشکی عمومی از دید دانشجویان دندانپزشکی، هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ روش‌های تدریس وضعیت مناسبی نداشته است. این مسأله لزوم بازنگری برنامه آموزشی دندانپزشکی عمومی را بیش از پیش روشن می‌سازد.


سمانه رازقی، مهدیا غلامی، سیمین زهرا محبی، مهگل مشایخی،
دوره 30، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: ضربه به دندان‌های ثنایای ‌دایمی و شیری در دوره کودکی بسیار شایع است. کنترل اورژانس چنین شرایطی وابسته به دانش افراد غیر حرفه‌ای، مانند آموزگارانی است که معمولاً در محل حادثه حضور دارند. هدف این مطالعه ارزیابی دانش و عملکرد خوداظهار آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان اراک در رابطه با نحوه اداره اورژانس صدمات دندانی بود.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 624 نفر از آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان اراک به صورت سرشماری مورد ارزیابی قرار گرفتند. پرسشنامه‌ای بدون نام حاوی سؤالاتی در رابطه با اطلاعات دموگرافیک، سابقه مواجهه قبلی با صدمات تروماتیک دندانی، دانش معلمان در رابطه با نحوه مدیریت اورژانس صدمات دندانی و نیز عملکرد معلمان در برخورد با صدمات تروماتیک دندانی در اختیار آموزگاران قرارگرفت. پرسشنامه‌ها در بین آموزگاران شرکت کننده پخش شد و پس از تکمیل توسط آموزگاران در همان روز جمع‌آوری شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و توسط آزمون رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.

یافته‌ها: در مجموع 292 پرسش نامه تکمیل شده (با درصد پاسخگویی 8/46%) جمع آوری شد. میانگین نمره دانش کسب شده از مجموع 10 نمره قابل کسب، 69/1±65/2 و میانگین نمره عملکرد از مجموع 8 نمره قابل کسب، 04/2±46/3 بود. در بین متغیرهای دموگرافیک در خصوص اداره اورژانس ترومای دندانی، تنها میزان تحصیلات با دانش آموزگاران ارتباط معنی‌دار داشت (001/0>P). رابطه معنی‌داری بین عملکرد آموزگاران با هیچ یک از عوامل دموگرافیک مشاهده نشد. ضریب همبستگی بین نمره دانش و نمره عملکرد آموزگاران 2/0 بود.

نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه حاضر بیانگر ناکافی بودن سطح آگاهی آموزگاران مدارس ابتدایی در زمینه آسیب‌های ناشی از ضربه به دندان‌ها است. به علاوه نقص آشکاری در عملکرد درصد بالایی از افراد به هنگام مواجهه با صدمات دندانی مشاهده شد.


الهام زاجکانی، حبیب ضیغمی، علیرضا ضعیف جو،
دوره 30، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: پوسیدگی دندان‌ها نوعی بیماری عفونی قابل انتقال با عوامل متعدد در دهان و یکی از شایع‌ترین بیماری‌های مزمن در جهان بوده که هزینه‌های درمانی فراوانی می‌طلبد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی تأثیر دهانشویه فلوراید 2/0% و فوکس (ترکیبی زایلیتول و فلوراید ppm 920) بر رشد باکتری استرپتوکوک موتانس و لاکتوباسیل بود.

روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، جهت بررسی اثر مهارکنندگی دهانشویه‌ها ابتدا از روش چاهک و سپس از روش MIC (حداقل غلظت مهارکنندگی) استفاده شد. همچنین جهت آنالیز داده‌ها از نرم افزار Excel 2016 استفاده گردید.

یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر در روش MIC، بیانگر اثر مهاری هر دو دهانشویه در غلظت‌های خالص (128 میکروگرم) بود، بدین صورت که دهانشویه فلوراید در غلظت‌های بالاتر از 32 میکروگرم بر استرپتوکوک موتانس و بالاتر از 2 میکروگرم بر لاکتوباسیل اسیدفیلوس مؤثر بود و فوکس بر هر دو باکتری تا غلظت‌های بالاتر از 64 میکروگرم تأثیر داشته و پایین‌تر از آن بی‌تأثیر بود. در تست چاهک،‌ هاله عدم رشد دهانشویه‌ فلوراید در غلظت خالص بر روی باکتری استرپتوکوک موتانس mm17 و بر روی لاکتوباسیل اسیدوفیلوسmm 24 به دست آمد و در دهانشویه فوکس صفر بود که بیانگر تأثیر فلوراید بر روی باکتری‌ها و عدم تأثیر فوکس بود.

نتیجه‌گیری: فلوراید به دلیل اثر مهاری خوب در غلظت‌های مختلف، بر روی استرپتوکوک موتانس و لاکتوباسیل اسید فیلوس در هر دو روش، در مقایسه با دهانشویه فوکس مؤثرتر بود.


علی اسکندری زاده، شهرام فرزین ابراهیمی، نیلوفر شادمان، سعید رحمنی،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: تأخیر در نور دهی می‌تواند سبب بهبود ساختار پلیمری، خواص مکانیکی و توزیع یکنواخت‌تر استرس‌ها در سمان رزینی گردد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر روش‌های تابش نور فوری، تأخیری 5 و 10 دقیقه در دو نوع سمان رزینی بر استحکام باند push-out یک نوع فایبر پست در مناطق مختلف کانال ریشه انجام گردید.
روش بررسی: در 60 ریشه دندان کشیده و اندو شده تک کانال، فایبر پست FRC Postec Plus توسط دو سمان رزینی Panavia F2.0 و Nexus3 و به سه روش نور دهی فوری و تأخیری 5 و 10 دقیقه چسبانده و بعد از 24 ساعت قرارگیری در تاریکی، تست push-out توسط دستگاه Universal testing در قطعات کرونال، میانی و آپیکال انجام شد. طرح شکست زیر استریومیکروسکوپ مشاهده و داده‌ها با تست‌های ANOVA و Tukey post hoc بررسی گردید. 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: در Nexus3 استحکام باند فوری (32/4±18/11) به طور معنی‌داری بالاتر از روش‌های تأخیری بود (001/0P=). در Panavia F2.0 روش تأخیری 5 دقیقه به طور معنی‌داری نسبت به سایر روش‌ها بالاترین استحکام باند (62/4±34/13) را داشت (05/0P<). استحکام باند روش‌های مختلف نور دهی با ناحیه ریشه ارتباط معنی‌دار آماری نداشت. در Nexus3 استحکام باند ناحیه کرونال (7/3±83/11) از میانی (1/3±12/9) (015/0P=) و اپیکال (77/2±65/5) به طور معنی‌داری بالاتر بود (000/0P=) و نیز استحکام باند در ناحیه میانی از اپیکال (002/0P=). در Panavia F2.0 استحکام باند در مقایسه دو به دو نواحی، تفاوت معنی‌داری نداشت (05/0P>).
نتیجه‌گیری: تأخیر در تابش نور، اثرات متفاوتی در استحکام باندpush-out انواع سمان‌های رزینی دوال کیور دارد.
 

فرزانه فرید، پدرام اعتمادی، فرهاد شفیعی،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر به دلیل توجه بیشتر به شاخص زیبایی، سیستم‌های مختلفی با استفاده از مواد سرامیکی همرنگ دندان، در ساخت رستوریشن ثابت استفاده ‌می‌شوند. هدف از مطالعه حاضر تعیین مشابهت مختصات رنگ سه سیستم رایج، با نمونه رنگ A2 از مجموعه انتخاب رنگ Vita classic بود.
روش بررسی: در این مطالعه سیستم متال- سرامیک (MCR) (mm 5/0 کور فلزی نیکل- کروم و  mm1 لایه ونیر Ceramco lll) سیستم تمام سرامیک (CE) (mm 5/0کور زیرکونیا Cercon و mm 1 لایه ونیر Cercon ceram) و سیستم تمام پرسلن (VM7) (mm 5/1پرسلنVita VM7) مورد بررسی قرار گرفتند. از هر سیستم 15 نمونه به شکل دیسک با قطر mm 10 و ارتفاع mm 5/1 به رنگ Vita A2 ساخته شد. پارامترهای رنگ L*a*b* نمونه‌ها با استفاده از اسپکتروفتومتری تعیین و تفاوت رنگ E)Δ( هر سیستم با نمونه رنگ مرجع محاسبه گردید. آنالیزهای آماری با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و مقایسه‌های متعدد Tukey انجام شد.
یافته‌ها: اختلاف مختصات رنگ هر سیستم با نمونه رنگ مرجع معنی‌دار بود (05/0P<). مختصات رنگ نمونه مرجع 11/14b*=، 59/1 = a*، 48/72L*= بود. میانگین این مختصات برای گروه MCR به ترتیب 64/0±51/15، 24/0±88/2، 38/0±61/72، برای گروه CE 61/51±0/14،17/77±0/2، 46/42±0/76، و برای گروه VM7 61/9±0/17، 19/15±0/2، 6/13±0/75 بود. اختلاف رنگ گروه  MCR(98/1E=Δ) در محدوده قابل قبول و برای دو گروه  CE(38/5E=Δ) و VM7 (72/4E=Δ) غیر قابل قبول بود.
نتیجه‌گیری: تحت شرایط این مطالعه نمونه‌های متال- سرامیک کمترین اختلاف را با نمونه رنگ مرجع داشتند.
 

عباس رحیمی فروشانی، نوشین اکبری شارک، محمد جواد خرازی فرد،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه ایمپلنت‌ دندانی جایگاه خود را در حیطه دندان پزشکی به دست آورده است. با توجه به پیش‌بینی‌های مربوط به موفقیت ایمپلنت‌های دندانی، توجه جامعه علمی از توصیف موفقیت ایمپلنت به سمت تجزیه و تحلیل دقیق عوامل مرتبط با شکست ایمپلنت در حال حرکت است. هدف از این مطالعه شناسایی عوامل مؤثر بر شکست ایمپلنت با استفاده از شیوه‌های آماری معتبر بود.
روش بررسی: برای نیل به اهداف پژوهش، از یک مطالعه کوهورت استفاده شد که در آن تعداد 1011 نفر برای درمان ایمپلنت دندانی به کلینیک دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه کرده بودند و در مجموع 2368 ایمپلنت برای این بیماران قرار داده شد. در این مطالعه متغیر‌های پیشگو شامل متغیر‌های دموگرافیکی، وضعیت سلامت و متغیر‌های مربوط به ایمپلنت می‌باشند و متغیر پاسخ شکست ایمپلنت است. بقای کلی ایمپلنت‌ها با استفاده از تابع بقاء کاپلان مایر برآورد شد و عوامل خطر ابتدا با استفاده از آزمون‌های‌ آماری Chi-square و Fisher's exact شناسایی سپس برای آنالیز بیشتر وارد مدل رگرسیون خطرات متناسب کاکس شد.
یافته‌ها: بقای 39 ماهه ایمپلنت‌های دندانی با استفاده از تابع کاپلان مایر 002/0 ± 99/0 بود. با استفاده از مدل خطرات متناسب کاکس دو متغیر مکان دندان (049/0P=) و نوع دندان ایمپلنت شده (011/0P=) ارتباط معنی‌داری با زمان شکست ایمپلنت داشتند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه دو متغیر مکان ایمپلنت و نوع دندان ایمپلنت شده بر روی شکست ایمپلنت اثر گذار بود به نحوی که بقای ایمپلنت در فک پایین بیشتر از فک بالا و خطر شکست در دندان‌های پیش نسبت به سایر دندان‌ها (آسیاب، آسیاب کوچک، نیش و شیری) بیشتر بود.
 

احمد جعفری، نرگس قلی زاده، رشید رمضانی، هانیه امامی رضوی، شمس الملوک نجفی،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان بعد از بیماری‌‌‌های قلبی عروقی دومین عامل مرگ‌ومیر در کشور‌های توسعه یافته است. هدف این مطالعه تعیین فاکتورهای اپیدمیولوژیکی مؤثر در ایجاد سرطان حنجره و استفاده از آن در جهت تدوین برنامه‌هایی برای درمان مؤثرتر و بهبود پیش آگهی بیماران مبتلا به سرطان حنجره بود.
روش بررسی: کلیه پرونده‌های ثبت شده در مرکز ثبت سرطان در وزارت بهداشت مربوط به بیماران سرطان حنجره استان تهران در سال‌های 1387-1384 مورد بررسی قرارگرفت. از تعداد کل 513 بیمار بررسی شده 279 بیمار که امکان پیگیری ایشان از طریق تماس تلفنی یا آدرس پستی ممکن بود، در مطالعه لحاظ گشتند. جمع‌آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه انجام شد، آنالیز اطلاعات با استفاده از SPSS20 انجام شد. بررسی بقاء با منحنی Kaplan Meier و اثر فاکتور‌های مورد مطالعه بر میزان بقاء با آزمون Cox regression بررسی گردید.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 1/61 سال، با انحراف معیار 54/10 بود. مردان 1/92% از بیماران را شامل می‌شدند. ترکیبی از سه روش جراحی، رادیوتراپی و شیمی درمانی مهم‌ترین روش درمانی بود. میزان بقای کلی پنج ساله بیماران برابر 7/57%، با انحراف معیار 03/0 به دست آمد. متغیر جنسیت، میزان تأخیر حرفه‌ای و درجه تمایز هیستولوژی تومور با بقاء ارتباط معنی‌داری نداشت (52/0، 14/0، 38/0P=). در حالی که میزان بقاء با سن و میزان تأخیر بیمار ارتباطی معنی‌دار داشت (07/0، 03/0P=).
نتیجه‌گیری: میزان بقاء در مبتلایان با سن بالاتر کمتر بود. همچنین تأخیر ناشی از بیمار و درمانگر بالا بود که توجه به آن برای ارتقاء کیفیت زندگی این بیماران ضروری به نظر می‌رسد.
 

ایمانه عسگری، ندا قانع،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: دندان مولر اول دایمی نقش مهمی در سلامت دندانی دارد و پوسیدگی‌‌های قبلی از بهترین ابزارهای ارزیابی ریسک هستند. هدف از این مطالعه این بود که با در نظر گرفتن دو فاکتور تعداد و شدت پوسیدگی در جمعیت دارای شیوع بالای پوسیدگی دندانی، تأثیر ریسک پوسیدگی با آستانه‌‌های مختلف و وزن هریک از فاکتورهای مؤثر در بروز پوسیدگی دندان دایمی سنجیده شود.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی در 150 دانش آموز کلاس دوم و سوم دبستان انجام شد. گروه شامل کودکان 9 ساله دارای حداقل یک دندان مولر دایمی دچار پوسیدگی و گروه شاهد کودکان فاقد پوسیدگی دندان دایمی بودند که بر اساس متغیرهای جنسیت و تحصیلات مادر جورسازی شده بودند. معاینه بر روی یونیت دندانپزشکی با استفاده از نور یونیت با روش چشمی انجام و شاخص dmft، DMFT و شدت پوسیدگی (D1-D3) بر اساس معیار سازمان بهداشت جهانی ثبت شد. داده‌ها با SPSS18 و با آنالیزهای آماری همبستگی اسپیرمن، کای- دو، ضریب شانس و رگرسیون تجزیه تحلیل شد.
یافته‌ها: ارتباط خطی dmft دندان‌های شیری با DMFT مولر دایمی با ضریب همبستگی 34/0 (001/0P˂) مشاهده شد. احتمال پوسیدگی دندان مولر دایمی در افرادی که پوسیدگی فعال در دندان‌های مولر شیری داشتند، 3/3 برابر افرادی که فاقد پوسیدگی فعال بودند به دست آمد. در مدل رگرسیون سایر ریسک فاکتورها شامل رژیم کاریوژن، تحصیلات والدین، استفاده از مسواک، خمیر دندان و نخ دندان، فلوراید و مراجعات دندانپزشک به عنوان پیشگوی معنی‌دار شناخته نشد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: فاقد پوسیدگی بودن دندان‌های شیری، با احتمال زیادی بدون پوسیدگی بودن دندان‌های مولر دایمی را پیشگویی ‌می‌کند و در ارزیابی ریسک پوسیدگی بیمار کمک کننده است.
 

کتایون سرگران، امیر جلال عباسی، فائقه فاضلی،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه بروز سرطان دهان در حال افزایش است. با توجه به افزایش جمعیت، امید به زندگی و مواجهه با عوامل خطر، شاهد افزایش شیوع به خصوص در زنان می‌باشیم. در کشور ما نیز با توجه به افزایش عوامل خطر این بیماری رو به افزایش است. هدف از این مطالعه تعیین وضعیت مراقبت و درمان بیماران مبتلا به سرطان دهان مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی تهران طی سال‌های 1392-1382 می‌باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک بررسی توصیفی مقطعی بر روی مبتلایان به سرطان دهان در بیمارستان شریعتی تهران طی 10 سال بود که اطلاعات از طریق پرونده‌های بیماران جمع آوری شدند و با نرم‌افزار SPSS21 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته‌ها: آنالیز رگرسیون در 5 مدل انجام شده که در آن متغیرهای سن، جنس، محل تومور،  stageو grade به عنوان متغیر مستقل و متغیر تأخیر درمان (فاصله زمانی تشخیص تا درمان) به عنوان متغیر وابسته وارد آنالیز شدند. نتیجه نشان داد که مدت زمان سپری شده از تشخیص تا درمان با متغیر سن بیمار ارتباط مثبت دارد، یعنی هرچه سن بیشتر بوده تأخیر در درمان هم بیشتر بوده است (05/0P˂). این مدت زمان با جنس، محل تومور، grade و stage ارتباط نداشت.
نتیجه‌گیری: با توجه به عواقب سرطان دهان برای بیماران، ضرورت تدوین برنامه‌هایی برای پیشگیری، تشخیص زود هنگام و در نتیجه بهبود زندگی مبتلایان مشخص می‌گردد.
 

سید جواد قاضی میرسعید، زهرا گنجی پور،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: با اندازه‌گیری تولیدات علمی، می‌توان تصویری واقعی از چگونگی فعالیت‌های علمی یک کشور ارایه کرد. در همین ارتباط، حاصل کار مشترک پژوهشگران برای دستیابی به اهدافی مشخص و معین که به نوعی تولید علم و اطلاعات علمی است، همکاری‌های علمی و پژوهشی تعریف می‌گردد. بنابراین هدف از این مطالعه تعیین همکاری‌های علمی نمایه شده دندانپزشکان ایرانی، در پایگاه استنادی Scopus در فاصله سال‌های 2014-2010 بود.
روش بررسی: جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات علمی حوزه دندانپزشکی ایران می‌باشد که در طی سال‌های مذکور در پایگاه Scopus نمایه شده‌اند. در نهایت نتایج با استفاده از آمار توصیفی در قالب نمودار و جداول ارایه گردید.
یافته‌ها: با مطالعه 1282 مدرک مشخص شد که تولیدات علمی نمایه شده نویسندگان ایرانی حوزه دندانپزشکی در پایگاه Scopus طی سال‌های 2014-2010 رو به افزایش بوده است. همچنین دانشگاه علوم پزشکی تهران به عنوان پرکارترین دانشگاه شناخته شد. میزان شاخص، درجه و ضریب همکاری در طی سال‌های 2010-2014 به ترتیب 23/4، 97/0و 71/0 بود که می‌توان گفت از مقادیر نسبتاً بالایی برخوردار است. بیشترین مقالات در طی سال‌های مورد مطالعه، مربوط به همکاری‌های علمی چهار نویسنده‌ای بوده و پس از آن مقالات سه نویسنده‌ای در رتبه دوم و مقالات پنج نویسنده‌ای در رتبه سوم بود. بررسی‌ها نشان داد کمترین تعداد مقالات نیز مربوط به مقالات نویسندگان در گروه‌های 9 نفره و بیشتر است.
نتیجه‌گیری: با استناد به نتایج این مطالعه می‌توان این گونه نتیجه‌گیری کرد که روند تولیدات علمی حوزه دندانپزشکی رو به پیشرفت است. به علاوه نتایج نشان دهنده تمایل نویسندگان و پژوهشگران ایرانی حوزه دندانپزشکی به همکاری علمی و تولید علم به صورت گروهی می‌باشد.
 

سیمین زهرا محبی، کتایون سرگران، طاهره السادات هجرتی،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: افراد توانخواه با مشکلات پیچیده دهان و دندان مواجه می‌باشند. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان دانش و دیدگاه دندانپزشکان در رابطه با ارتقاء سلامت دهان در افراد توانخواه بود.
روش بررسی: در این بررسی از دندانپزشکان شرکت کننده در پنجاه و چهارمین کنگره بین‌المللی انجمن دندانپزشکی ایران در تهران سال 1392 دعوت شد پرسشنامه‌ای روا و پایا را شامل اطلاعات سن، جنس، شهر محل طبابت، تجربه درمان فرد توانخواه، 13 سؤال در حیطه دانش و یک سؤال در رابطه با اهمیت دریافت آموزش درزمینه ارتقاء سلامت دهان در افراد توانخواه پاسخ دهند. یافته‌ها با نرم‌افزار SPSS18 و توسط روش آماری رگرسیون خطی آنالیز گردید (05/0P˂).
یافته‌ها: 177 پرسشنامه جمع آوری شد. میانگین سنی افراد (1/10) 5/35 سال بود و 54% مرد بودند. میانگین نمره دانش دندانپزشکان 5/6 (انحراف معیار 5/2) از حداکثر قابل کسب 13 بود. 60% دندانپزشکان اظهار کردند که دریافت آموزش در رابطه با ارتقاء سلامت افراد توانخواه اهمیت دارد. دندانپزشکانی که سن کمتری داشتند و یا دارای تجربه کار قبلی بر روی بیماران توانخواه بودن نمره دانش بالاتری کسب کردند. دندانپزشکانی که سابقه درمان افراد توانخواه را داشتند اهمیت بیشتری جهت دریافت آموزش‌های مرتبط قائل بودند.
نتیجه‌گیری: نتاج حاصل نشان داد که دندانپزشکان در زمینه دانش مربوط به ارتقاء سلامت دهان در افراد توانخواه ضعیف هستند. اذعان بر اهمیت داشتن این آموزش توسط اکثریت دندانپزشکان، بر نیاز به بازنگری برنامه آموزشی (کوریکولوم) در این زمینه دلالت دارد.
 

سید جواد قاضی‌‌ میرسعید، فاطمه مسعودی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

چکیده فارسی ندارد###
نوشین شکوهی نژاد، حسن رزمی، مهرفام خوشخونژاد، پگاه فیروزمنش،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر مقایسه میزان ریزسختی OrthoMTA و RetroMTA با ProRoot MTA در فواصل ۵/۰، ۲ و ۵/۳ میلی‌متری از سطوح در معرض خون، فسفات بافر سالین (PBS) و آب مقطر بود.
روش بررسی: ۱۳۵ قالب پلی متیل متاکریلات به شکل نیم استوانه در سه گروه ۴۵ تایی توسط OrthoMTA، RetroMTA و ProRoot MTA پر شدند. سطح تحتانی ۱۵ نمونه در هر ماده با PBS، ۱۵ نمونه با خون و ۱۵ نمونه با آب مقطر مواجه گردید. ریزسختی مواد در فواصل ۵/۰، ۲ و ۵/۳ میلی‌متری از سطوح در معرض خون، PBS یا آب مقطر اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از تست ANOVA یک طرفه و تست Tukey post hoc تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: مجاورت با خون در مقایسه با PBS و آب مقطر سختی تمام مواد را در هر سه ناحیه کاهش داد (۰۰۱/۰P<). ریزسختی RertoMTA در معرض خون در هر سه ناحیه به طور معنی‌دار بیشتر از OrthoMTA بود. در فاصله ۵/۰ و ۲ میلی‌متری از خون، سختی OrthoMTA به طور معنی‌دار کمتر از سایر مواد بود. سختی OrthoMTA در فاصله ۵/۳ میلی‌متری از خون مشابه ProRoot MTA و هر دو به طور معنی‌دار سخت‌تر از RetroMTA بودند (۰۰۱/۰P<). سختی سه ماده ProRoot MTA، RetroMTA و OrthoMTA در معرض PBS یا آب مقطر تفاوت معنی‌داری در هیچیک از سه ناحیه با یکدیگر نداشتند (۰۱/۰P<).
نتیجه‌گیری: اکسپوژر با خون سبب کاهش ریزسختی در کل ضخامت هر سه ماده موررد مطالعه گردید.

رحیم اصغری صلوات، احد صمدی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: چسبندگی ضعیف بین پرسلن و بعضی از آلیاژ‌های دندانی یکی از چالش‌های اصلی در انتخاب آلیاژ مناسب برای رستوریشن دندانی می‌باشد.
هدف از این مطالعه ارزیابی چسبندگی چند نمونه از این آلیاژ‌ها به پرسلن بود که می‌تواند راه گشای جامعه دندانپزشکی در انتخاب درست آلیاژ باشد.

روش بررسی: استحکام چسبندگی برشی پرسلن به سه نمونه آلیاژ پایه نیکل دندانی پر مصرف در بازار ایران با اسامی تجاری Verabond، Damcast و Noritake مطابق استاندارد ASTM E4 اندازه‌گیری شده و بر مبنای آزمون آماری t مستقل با سطح معنی‌داری 05/0P< مورد تحلیل قرار گرفتند. فصل مشترک اتصال‌ها نیز با استفاده از میکروسکوب SEM مجهز به سیستم آنالیز عنصری EDX و پراش سنجی اشعه X مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌‌ها: میانگین استحکام چسبندگی پرسلن به آلیاژ‌های مورد مطالعه فوق الذکر به ترتیب حدود 48/5±54/27، 27/4±18/26 و 99/4±46/22 مگا پاسکال با 001/0P< تعیین شد که اختلاف آن‌‌ها از نظر آماری معنی‌داری بود. وجود عناصری نظیر Be و Al در ترکیب شیمیایی آلیاژ‌های Verabond و Damcast و ترغیب تشکیل اکسید‌های سطحی آن‌ها به جای Cr2O3 در فصل مشترک اتصال علاوه بر افزایش20 درصدی استحکام چسبندگی نسبت به آلیاژ Noritake با انجام پخت سیکلی تغییر رنگ غیر طبیعی در پرسلن نیز ایجاد گردید.
نتیجه‌گیری: در فرآیند توسعه آلیاژ‌های دندانی با رویکرد جایگزینی عناصر مضر توصیه می‌شود از عناصری استفاده شود که ضمن کنترل اکسیداسیون کروم بتوانند با ایجاد سطح ویژه بالا برای نفوذ پرسلن، باعث افزایش استحکام چسبندگی در فصل مشترک پرسلن- آلیاژ بشوند.

لادن رنجبر عمرانی، معصومه حسنی طباطبایی، سوما فریدی، الهام احمدی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر دو نوع دهانشویه حاوی فلوراید بر تغییر رنگ دو نوع کامپوزیت متفاوت می‌باشد.
روش بررسی: 27 نمونه (2×4×5) از 2 نوع کامپوزیت میکروفیلد (Gradia,GC) و نانوهیبرید (Grandio) برای این مطالعه ساخته شدند. نمونه‌ها با استفاده از دیسک‌های سافلکس(Soflex) fine  و superfine پرداخت شده و در بزاق مصنوعی در دمای 37 درجه سانتی‌گراد به مدت 24 ساعت نگهداری شدند. رنگ اولیه (L, a, b) با استفاده از یک اسپکتروفوتومترEasyshade  و سیستم CIELab اندازه‌گیری شد. نمونه‌ها در 20 میلی لیتر از هر دهانشویه قرار داده شد و در دمای37 درجه سانتی‌گراد  برای مدت 12 ساعت انکوبه شدند و رنگ نمونه‌ها مجدداً اندازه‌گیری شد و تغییرات رنگ نمونه‌ها (ΔE) به دست آمد. داده‌ها با آزمون آماری آنالیز واریانس دو طرفه در سطح معنی‌داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: هیچ یک از دهانشویه‌ها باعث تغییر رنگ قابل درک کلینیکی در نمونه‌ها نشدند. تفاوتی بین 2 نوع کامپوزیت از نظر رنگ‌پذیری وجود نداشت (330/0=P). هیچ تفاوت معنی‌داری در اثر متقابل بین دهانشویه و نوع ماده ترمیمی وجود نداشت (05/0<P).
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این مطالعه دهانشویه‌های حاوی فلوراید باعث تغییر رنگ در رزین کامپوزیت‌ها نشد.
 

اسماعیل یاسینی، منصوره میرزایی، بهار صفایی یزدی، زهره مرادی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از بزرگ‌ترین معایب استفاده از رزین‌های کامپوزیتی، تغییرات ابعادی و انقباض ناشی از پلیمریزاسیون می‌باشد. این انقباض سبب ایجاد میکرولیکیج در ترمیم و منجر به شکست ترمیم و آسیب رساندن به پالپ دندان می‌شود. هدف از این مطالعه، مقایسه تأثیر استفاده از دو نوع دستگاه لایت کیور با متدهای مختلف بر میزان میکرولیکیج ترمیم‌های کلاس II کامپوزیتی بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی ۳۰ دندان کشیده شده مولر انسانی تهیه به صورت تصادفی به سه گروه ده تایی تقسیم شدند. در مزیال و دیستال هر دندان باکس پروگزیمالی ایجاد شد.پس از اچ کردن و قرار دادن باندینگ، در گروه  :AدستگاهLED standard mode، گروه :B لامپ کوارتز‌هالوژن تنگستن (QTH) و گروهLED pulse curing mode :C  جهت کیورینگ باندینگ استفاده شد. سپس کامپوزیت Z۲۵۰ در سه لایه در داخل حفره قرار گرفت و هر لایه با استفاده از دستگاه‌های ذکر شده به مدت ۲۰ ثانیه کیور شد. پس از انجام ترموسایکلینگ و قرارگیری نمونه‌ها به مدت ۲۴ ساعت در محلول ۲% متیلن بلو و برش مزیودیستالی، به کمک دستگاه استریومیکروسکوپ نفوذ متیلن بلو به دیواره‌های حد فاصل ترمیم و دندان از لحاظ کمی مورد بررسی قرار گرفت. برای آنالیز داده‌ها از آزمون‌های One Way ANOVA و Kolmogorov-Smirnov با سطح معنیداری ۰۵/۰ استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج آزمون‌های کمی نشان داد که هیچ تفاوت معنی‌داری در میزان میکرولیکیج بین گروه‌های آزمایشی در نیمه باکالی و لینگوالی وجود نداشته است (۰۵/۰P>).
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به دست آمده تفاوتی در میزان میکرولیکیج ترمیم‌های کلاس II کامپوزیتی با مدهای مختلف دستگاه لایت کیور LED و لامپ کوارتزهالوژن تنگستن وجود ندارد.

محمد حسین لطفی کامران، مهناز حاتمی، عباس فلاح تفتی، محمد مالک زاده،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: ایجاد اتصال مناسب بین پرسلن ونیر و کور زیرکونیا، سبب افزایش دوام رستوریشن شده و از مسایل مهم در پروتزهای ثابت می‌باشد. هدف از این مطالعه شناخت روشی مؤثر جهت آماده‌سازی سطحی زیرساخت‌های زیرکونیا جهت افزایش استحکام باند برشی پرسلن به سطح زیرکونیا بود.
روش بررسی: تعداد 75 نمونه زیرکونیا (Y-TZP) سیلندری (قطر 7 میلی‌متر و ضخامت 3 میلی‌متر) سینتر شدند. بر اساس آماده‌سازی سطحی نمونه‌ها به صورت تصادفی به 3 گروه کنترل، air abrasion و لیزرEr-YAG ‌ تقسیم شده و سطح نمونه‌ها بعد از آماده‌سازی سطحی توسط میکروسکوپ SEM از نظر تغییرات سطحی بررسی شد. با استفاده از یک مولد فلزی، پرسلن بر روی سطح زیرکونیا ونیر و سپس پخت شد. بعد از ترموسایکل، استحکام باند برشی پرسلن به زیرکونیا اندازه‌گیری شده و سپس نوع شکست به وسیله استریومیکروسکوپ بررسی شد. داده‌ها توسط آزمون‌های واریانس یک طرفه (ANOVA) و Tukey مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته‌ها: آزمون واریانس یک طرفه، اختلاف معنی‌داری بین میانگین استحکام باند برشی گروه‌های تحت مطالعه نشان داد (001/0=P). بیشترین مقدار استحکام باند برشی در گروه سندبلاست (S) و کمترین استحکام باند در گروه کنترل (C) دیده شد. آنالیز داده‌های نوع شکست نشان داد که اختلاف آماری معنی‌داری در نوع شکست در 3 گروه مورد بررسی وجود نداشت و شکست Adhesive بالاترین میزان شکست در فصل مشترک ونیر سرامیکی بود.
نتیجه‌گیری: بیشترین مقدار استحکام باند برشی بین زیرکونیا و پرسلن با سندبلاست نمودن سطوح زیرکونیا در مقایسه با کاربرد لیزر Er-YAG به دست آمد.

فاطمه مختاری، کاظم کوپایی، جلیل مدرسی، حمیدرضا همتی، هنگامه زندی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی توانایی قدرت سیل کنندگی MTA و سرامیک سرد به روش نفوذ باکتری بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 50 عدد دندان تک ریشه مستقیم کشیده شده انسان انتخاب شدند. در گروه اول، 20 دندان با MTA پر شدند. در گروه دوم، 20 دندان با سرامیک سرد پر شدند. از 5 دندان به عنوان کنترل مثبت (کانال با گوتاپرکای منفرد و بدون سیلر پر شد) و 5 دندان به عنوان کنترل منفی (کانال با گوتاپرکا و سیلر پر و با دو لایه لاک ناخن پوشانده شدند) استفاده شد. یک مدل میکرو لیکیج باکتری از باکتری های خانواده نشت باکتری از باکتری انتروکوکوس فکالیس جهت ارزیابی قدرت سیل‌ کنندگی مورد استفاده قرار گرفت. دندان‌ها در لوله‌های آزمایش قرار داده شدند به طوری که دو محفظه فوقانی و تحتانی تشکیل دادند. باکتری‌های کشت شده در محفظه فوقانی و در تماس با ناحیه کرونالی دندان قرار گرفتند و انتهای ریشه در محفظه تحتانی که حاوی یک محیط کشت استریل بود قرار گرفتند. در این حالت تنها مسیر ارتباطی بین محفظه فوقانی و تحتانی، پرکردگی کانال ریشه بود. در این روش در صورت مشاهده کدورت در محفظه تحتانی، مشخص می‌شد که باکتری‌ها توانسته‌اند از سد موجود عبور کنند و به محیط کشت برسند و با این روش نشت اندازه‌گیری شد. داده‌های به دست آمده با استفاده از تستChi-Square  آنالیز شدند.
یافته‌ها: در گروه اول (MTA) 7 نمونه و در گروه دوم (سرامیک سرد) 4 نمونه نشت داشتند. از نظر نشت، تفاوت آماری معنی‌داری بین MTA و سرامیک سرد وجود نداشت (288/0P=).
نتیجه‌گیری: توانایی سیل کنندگی سرامیک سرد و MTA به عنوان مواد پرکننده ریشه مشابه است.
 

فرزانه آقاحسینی، نفیسه شیخ بهایی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سردرد یکی از شایعترین شکایت‌ها در میان افراد مبتلا به اختلالات مفصل گیجگاهی فکی (TMD) می‌باشد، لذا بررسی بیماران مبتلا به
سردرد از نظر مشکلات مفصل فکی ضروری به نظر می‌رسد. در افراد مبتلا به
TMD فعالیت‌های پارافانکشنال نقش اتیولوژیک مهمی را ایفا می‌کنند. با توجه به شیوع بالای علائم براکسیسم و TMD در بین افراد مبتلا به سردرد، ارزیابی صحت و میزان این ارتباط می‌تواند نقش کلیدی را در تشخیص و درمان این دو پدیده ایفا کند. هدف از این مطالعه بررسی رابطه سه گانه میان براکسیسم، TMD و سردرد و همچنین ارزیابی کارآیی درمان‌های محافظه کارانه TMD با رویکرد ویژه بر Self-management در درمان بیماران مبتلا به سردرد می‌باشد.
روش بررسی: موتورهای جستجویCochrane, Medline and EMBASE databases, PubMed, Scholar, Google Uptodate, BMJ clinical Evidence, MD consult and science direct با استفاده از کلید واژه‌های مرتبط بین سال‌های 2015-2000 بررسی شد. از مجموع  خلاصه مقالات بررسی شده، متن کامل 80 مقاله مرتبط به دست آمد که از این بین در حدود 30 مقاله مناسب در این مطالعه آورده شد. این بررسی به علت وسعت مقالات در 4 گروه، رابطه براکسیسم با TMD، رابطه TMD و سردرد، رابطه سه گانه براکسیسم، TMD و سردرد و راهکارهای درمانی انجام گردید.
نتیجه‌گیری: اختلالات مفصل گیجگاهی فکی و براکسیسم دو فاکتور شرکت کننده مهم در شروع و تداوم سردرد می‌باشد و درمان این دو پدیده می‌تواند در درمان سردرد مؤثر باشد.
 

احسان توکلی حسینی، عبدالرحیم داوری، مهسا عاصمی اصفهانی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: رادیواپسیته یک نیاز مهم برای همه مواد ترمیمی است. مواد رادیواپک به دندانپزشک امکان تشخیص و بررسی رادیوگرافیک ترمیم، پوسیدگی اولیه، ارزیابی کانتور‌ها، اورهنگ و پوسیدگی ثانویه را می‌دهد. هدف از این مطالعه بررسی رادیواپسیته دو نوع بیس و لاینر در مقایسه با ساختار دندان با استفاده از یک سیستم رادیوگرافی دیجیتال بود.
روش بررسی: در این مطالعه دو گروه از مواد آماده شد: دیسک‌های 1 و 2 میلی‌متری برای گلاس آینومر ودیسک‌های 5/0 و 1 میلی‌متری برای دایکال. نمونه‌هایی در ضخامت مشابه از مینا و عاج نیز تهیه شد. یک استپ وج آلومنیومی به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. سپس نمونه‌ها بر روی سنسورهای فسفر پلیت قرار داده شده و با اشعه ایکس اکسپوز شد. آنالیز ANOVA برای بررسی تفاوت میان گروه‌ها استفاده شد. به علاوه برای مقایسه دو به دوبین گروه‌ها، آزمون Bonferroni استفاده شد (005/0).
یافته‌ها: در ضخامت 5/0 میلی‌متر دایکال لایت کیور وسلف کیور و مینای دندان رادیواپسیته‌ای بالاتر از عاج دندان نشان دادند و در این میان رادیواپسیته مینا از دایکال نوری بیشتر بود. در ضخامت 1 میلی‌متر تمامی مواد رادیواپسیته بالاتر از عاج نشان دادند. به این صورت که گلاس آینومر نوری و سلف کیور و دایکال سلف کیور رادیواپسیته‌ای بیشتر از مینا نشان داده و مینا رادیواپسیته‌ای بیشتر از دایکال نوری نشان داد. در ضخامت 2 میلی‌متر گلاس آینومر لایت کیور و سلف کیور رادیواپسیته‌ای بالاتر از مینا و عاج نشان دادند.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد با افزایش ضخامت مواد مورد بررسی، میزان رادیواپسیته آن‌ها افزایش می‌یابد. همچنین همه مواد مورد آزمایش رادیواپسیته کمتری نسبت به عاج داشته و فقط مینا رادیواپسیته بیشتری را نسبت به دایکال نوری نشان داد.
 


صفحه 44 از 55     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb