1084 نتیجه برای نوع مطالعه: تحقیقی
سحر بلانیان، مسعود میرزایی، سارا جام بر سنگ، سید عباس سادات حسینی،
دوره 32، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای پوسیدگی و بیماریهای دهان و دندان به خصوص در سالمندان و توجه روز افزون مردم به استفاده از مفهوم کیفیت زندگی، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سلامت دهان و دندان بر کیفیت زندگی سالمندان شهر یزد انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه علمی پژوهشی، با استفاده از دادههای مطالعه سلامت مردم یزد (یاس) با حجم نمونه 9293 نفر در سال 94-1393 انجام شد. کلیه اطلاعات مورد نیاز از 1907 نفر از سالمندان 60 تا 70 سال از جمله کیفیت زندگی و شاخصهای دهان و دندان از دادههای پرسشنامه جامع مطالعه یاس استخراج گردید. دادهها با آزمون t مستقل و ضریب همبستگی اسپیرمن به وسیله نرم افزار SPSS16 تحلیل شد.
یافتهها: ارتباط معنیداری بین کیفیت زندگی و سلامت دهان و دندان مشاهده شد (01/0P<). همینطور نمره کیفیت زندگی و سلامت دهان و دندان با تحصیلات به طور معنیداری مرتبط بود (01/0P<).
نتیجهگیری: این مطالعه ارتباط مثبتی بین سلامت دهان و دندان و کیفیت زندگی نشان داد به طوری که سالمندان با سلامت دهان و دندان پایینتر از سطح کیفیت زندگی پایینتری برخور بودند.
حسینعلی ماهگلی، رضوانه غضنفری، مهدی میرمحمدی، داوود زارع، مهناز ارشد،
دوره 32، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: حلالیت یک ویژگی مهم در تعیین ماندگاری کلینیکی سمانها میباشد. هدف از مطالعه حاضر، مقایسه حلالیت سمانهای رزینی Calibra، Panavia و Maxcem با سمان گلاس آینومر رزین مدیفاید GC Fuji PLUS در سه pH مختلف بود.
روش بررسی: 96 نمونه (با قطر 8 میلیمتر و ضخامت 4 میلیمتر) بر اساس دستور کارخانه سازنده ساخته شد. نمونهها پس از ست شدن خشک شده و وزنشان اندازهگیری شد. نمونهها برای مدت 30 روز در سه محیط شامل آب مقطر، اسید لاکتیک با 3 pH=و اسید لاکتیک با 5 pH=غوطهور شدند و سپس خارج شده و مجدداً وزن شدند. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS18 و با تست two-way ANOVA آنالیز آماری شدند. P-value کمتر از 05/0 به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: یافتههای مطالعه بین سه محیط اختلاف معنیداری نشان نداد (08/0P=). سمان رزینی Calibra کمترین حلالیت در هر سه محیط (آب مقطر و اسید لاکتیک با pH های 3 و 5) را داشت. سمان گلاس آینومر رزین مدیفاید، بیشترین میزان حلالیت در اسید لاکتیک و سمان رزینی Maxcem بیشترین میزان حلالیت در آب را دارا بود.
نتیجهگیری: ویژگی حلالیت سمان رزینی و سمان گلاس آینومر رزین مدیفاید به طور بارزی تحت تأثیر ترکیب ماده و محیط نگهداری است.
اعظم احمدیان یزدی، ثمره مرتضوی، حسین سعیدی مقدم،
دوره 32، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با بروز خطا در تصاویر رادیوگرافی داخل دهانی، تشخیص دندانپزشک دچار اشکال شده و طرح درمان بیمار نیز ممکن است دچار اشکالاتی شود. تکرار این رادیوگرافیها به واسطه افزایش اشعه دریافتی سلامت بیمار را تحت تأثیر قرار میدهد. تحقیق حاضر با هدف تعیین میزان شیوع و انواع خطاهای رادیوگرافی پریاپیکال تهیه شده توسط دانشجویان در بخش رادیولوژی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی مشهد در سال 1396 انجام شد.
روش بررسی: در یک ارزیابی توصیفی- مقطعی 1470 رادیوگرافی پریاپیکال تهیه شده توسط دانشجویان در طول یک ترم تحصیلی سال 96 انتخاب و ارزیابی شدند. با مشاهده رادیوگرافی خطاهای تکنیکی معمول رادیوگرافی و نیز تکرار رادیوگرافی در آنها تعیین و گزارش گردید. در نهایت فراوانی و درصد خطاهای رادیوگرافی برحسب نوع رادیوگرافی و جنسیت دانشجوی تهیه کننده رادیوگرافی و سن بیمار و تاریخ تهیه رادیوگرافی محاسبه و گزارش شد. دادهها به وسیله نرم افزار SPSS19 و آزمون آماری کای اسکوئر، با سطح معنیداری (۰5/۰=P) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: خطاهای شایع به ترتیب خطای جایگذاری غلط فیلم 2/27% و Cone cut 2/%27، Elongation 2/%13 زاویه افقی 9/10% و میزان تکرار رادیوگرافی برابر 9/2% بود. بیشترین خطا در فک بالا و از نوع خطای Cone cut بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج به دست آمده در جمعیت مورد مطالعه بیشترین خطاهای رادیوگرافی شامل خطاهای جایگذاری فیلم و Cone cut بود و این دو خطا با بیشترین فراوانی باعث تکرار رادیوگرافی شده بودند که ضرورت ارائه آموزشیهای اختصاصی برای پیشگیری از بروز این خطاها را مورد تأکید قرار میدهد.
عبدالرحیم داوری، علیرضا دانش کاظمی، مهسان ششمانی، هاله کرمی، الهام مطلبی،
دوره 32، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مواد بلیچینگ میتوانند موجب تغییر رنگ و ترنسلوسنسی کامپوزیتها شوند. با توجه به استفاده روز افزون ازکامپوزیتهای دارای ذرات نانو و بابیس سایلوران، هدف از این مطالعه بررسی تغییرات رنگی و ترنسلوسنسی این مواد بعد از کاربرد مواد بلیچینگ بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی تعداد 198 دیسک به سه گروه 66 تایی شامل کامپوزیت میکروهیبرید Z250، کامپوزیت نانوهیبریدZ350 و کامپوزیت با بیس سایلوران P90 تقسیم شدند. روی نیمی از نمونهها در هر گروه بعد از اچینگ، ریباندینگ انجام شد. سپس ارزیابی رنگ و ترنسلوسنسی پایه نمونهها با دستگاه اسپکتروفتومتر انعکاسی با سیستم CIELAB، اندازهگیری شد. هر گروه کامپوزیتی به سه زیر گروه بلیچینگ هیدروژن پراکساید 40% و بلیچینگ کاربامید پراکساید 20% و کنترل تقسیم شدند. سپس ارزیابی نهایی رنگ و ترنسلوسنسی نمونهها بر اساس سیستم CIE l*a*b* با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر انعکاسی (II-X Rite, USA) انجام و تغییرات آنها محاسبه گردید. آنالیز دادهها با استفاده از تستهای آماری Mann-Whitney و Kruskal Wallis انجام شد.
یافتهها: اثر نوع کامپوزیت و ماده بلیچینگ و استفاده از ماده باندینگ، بر سطح نمونهها معنیدار بود (001/0P<). تغییرات رنگی در کامپوزیت میکروهیبرید از نانوهیبرید و سایلوران بیشتر بود (001/0P<). همچنین تغییرات رنگی در گروه بلیچینگ کاربامید پراکساید 20% به صورت معنیداری از گروه هیدروژن پراکساید %40 و کنترل بیشتر بود (001/0P<) (3/3E>∆). نتایج تغییر ترنسلوسنسی و تغییرات رنگ همسو بودند.
نتیجهگیری: بر اساس این مطالعه بیشترین تغییرات رنگ و ترنسلوسنسی در کامپوزیت میکروهیبرید بعد از اعمال کاربامید پراکساید 20% ایجاد شد. نمونههای ریباند شده کمتر تحت تأثیر بلیچینگ قرار گرفتند. کمترین نتایج تغییر رنگ و نسلوسنسی مربوط به کامپوزیت نانوهیبرید بود.
جلیل مدرسی، حمیدرضا همتی، مهری اسفندیار، محمد حسین یوسفی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: راههای متنوعی برای ایجاد بیحسی در شرایطی که تزریق بلاک عصب الوئولار تحتانی اولیه با شکست روبرو میشود مورد بررسی قرار گرفتهاند. این مطالعه با هدف مقایسه اثر تزریق بیحسی مکمل پریلوکائین با تزریق بیحسی مکمل لیدوکائین در دندانهای با پالپیت برگشت ناپذیر انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع تحلیلی بود و به روش کارآزمایی بالینی با طراحی موازی بر روی 58 بیمار که یک دندان مولر مندیبل آنها دارای پالپیت برگشت ناپذیر بود، انجام شد. تزریق بیحسی اول به صورت بلاک آلوئولار تحتانی با محلول بیحسی لیدوکائین 2% انجام شد. بیمارانی که بیحسی پالپی در آنها دچار شکست شد، به طور تصادفی به دو گروه مورد و کنترل تقسیم شدند. در گروه مورد تزریق مکمل بلاک آلوئولار تحتانی با پریلوکائین 3% و در گروه کنترل با لیدوکائین 2% انجام شد. عمق بیحسی بعد از تزریق دوم، به سه روش ارزیابی عددی پاسخ بیمار به پالپ تستر الکتریکی (EPT)، شدت پاسخ بیمار به تست سرما و میزان درد حین شروع تراش حفره دسترسی بر روی نمودار VAS (Visual Analog Scale)ارزیابی شد و آنالیز آماری با استفاده از آزمونهای T-testو Mann-Whitney صورت گرفت.
یافتهها: بین دو گروه مورد مطالعه از نظر میزان عمق بیحسی تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشد (05/0
نتیجهگیری: نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که تفاوتی در عمق بیحسی بلاک آلوئولار تحتانی مکمل، در دندانهای مولر مندیبل دارای پالپیت برگشتناپذیر بعد از شکست اولین تزریق بلاک آلوئولار تحتانی با محلولهای بیحسی لیدوکائین 2% و پریلوکائین 3% وجود ندارد.
علی دهقانی ناژوانی، محبوبه رزمخواه، امیررضا جاسبی، محمدرضا خادم علیزاده، افسون محمودی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکواموس سل کارسینومای دهانی (Oral Squamous Cell Carcinoma, OSCC) یکی از شایعترین سرطانهای دهان با ریسک افزایش یافته در افراد مسنتر از 40 سال به خصوص در کشورهای توسعه یافته میباشد. شواهد زیادی وجود دارد که افرادی که از میوهها و سبزیجات به مقدار زیادی در رژیم غذایی خود استفاده میکنند ریسک کمتری نسبت به سایر افراد در ابتلا به سرطانهای ماژور دارند. در این مطالعه به بررسی اثر کشندگی چهار گیاه دارویی گلدر پرسیکا، گلدر میچاکسی، گلدر اوشری و چای ترش بر روی رده سلولی OSCC پرداختیم. هدف این مطالعه، بررسی آزمایشگاهی اثر ضد سرطانی چهار گیاه دارویی فوق الذکر در غلظتهای متفاوت، روی رده سلولی اسکواموس سل کارسینومای دهانی بود.
روش بررسی: در این مطالعه از عصاره متانولی و دی کلرو متانی چهارگیاه فوق استفاده شد که اثر آنها توسط تست MTT بر روی رده سلولی اسکواموس سل کارسینومای دهانی در غلظتهای مختلف و در زمانهای 24، 48 و 72 ساعت بررسی گردید و نهایتاً غلظت مناسب جهت تکرار تستها انتخاب گردید، سپس آنالیز دادهها توسط تست آماری non parametric t test صورت گرفت.
یافتهها: در این مطالعه میزان IC50 عصاره متانولی O.Persica بعد از گذشت 24، 48 و 72 ساعت به ترتیب 25/0، 12/0 و 13/0 میلیگرم بر میلیلیتر محاسبه شد. این مقادیر برای عصاره دی کلرومتان این گیاه به ترتیب mg/ml 17/0، 16/0 و 11/0 بود. مقادیر IC50 عصاره دی کلرومتانی O.Michauxii پس از گذشت 24، 48 و 72 ساعت به ترتیب 73/0، 67/0 و 68/0 میلی گرم بر میلیلیتر محاسبه شد. عصاره متانولی این گیاه تأثیری بر روی سلولها نداشت و IC50 گزارش نشد. پس از گذشت 24، 48 و 72 ساعت، مقادیر IC50 برای عصاره متانولی گیاه O.Aucheri به ترتیب mg/ml 59/0، 35/0 و 35/0 به دست آمد. این مقادیر برای عصاره دی کلرومتان آن به ترتیب 25/0، 20/0 و 15/0 mg/ml محاسبه شد. مقادیر IC50 عصاره متانولی گیاه چای ترش پس از گذشت 24، 48 و 72 ساعت به ترتیب mg/ml 5/4، 56/3 و 55/2 بود. این مقادیر برای عصاره آبی آن به ترتیب mg/ml 9/7، 3/5 و 9/3 محاسبه شد (05/0P<).
نتیجهگیری: تمام گیاهان مورد بررسی در این مطالعه به خصوص Otostegia persica و Otostegia Aucheri دارای خواص ضد سرطانی هستند و عصاره دی کلرومتان به دست آمده از این گیاهان مؤثرتر از عصاره متانولی آنها عمل نمود.
پویا جنتی، محمد ابراهیمی ساروی، تهمینه بامدادیان، فرهاد ثبوتی، سحر چپرلی، جمشید یزدانی چراتی، نسرین خاکی، صهبا امینی، عباس مسگرانی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین چالشهای دندانپزشکان، تحویل روکشی با مارژینال فیت و مارژینال گپ مناسب به بیمار است. تراش ۱۳۵ درجه مزایایی چون سهولت تکنیکی و ثبت مناسب خط خاتمه تراش دارد. علیرغم این مزایا، تحقیقات گستردهای بر روی این نوع تراش انجام نشده است. لذا بر آن شدیم تا در این مطالعه تراش ۱۳۵ درجه را با چمفر عمیق از نظر تطابق مقایسه نماییم.
روش بررسی: بر روی دو دندان مولر اول مندیبل با نسج تاجی سالم و اندازه مشابه، تراش چمفر عمیق و تراش ۱۳۵ درجه انجام شد. از هر دو دندان قالب تهیه شد و از روی هر دای، ۳۰ عدد روکش ساخته شد. نمونههای آغشته به fit checker توسط universal testing machine تحت نیروی ۴۰ نیوتن به مدت ۳ دقیقه قرار گرفتند و زیر لوپ با بزرگنمایی ۴۰ برابر در سه نقطه از هر بعد اندازهگیری و ثبت شدند. جهت آنالیز دادهها و مقایسه تطابق تراشها از آزمونهای آماری Kolmogorov-Smirnov و Wilcoxon در SPSS version24 استفاده گردید.
یافتهها: میانگین مارژینال فیت در تراش چمفر عمیق ۵۴۱۷/۴۸ میکرون و در تراش ۱۳۵ درجه ۳۳۳۳/۵۵ میکرون به دست آمد. مارژینال گپ، برای تراش چمفر عمیق ۴۸۳۳/۲ میکرون و برای تراش ۱۳۵ درجه ۰۰۸۳/۱ میکرون بود. P-value برای مارژینال گپ ۰۵۰/۰ بود که نشان دهنده وجود تفاوت معنیداری میان برتری تراش ۱۳۵ درجه بر تراش چمفر عمیق است. در مورد مارژینال فیت، P-value بالای ۰۵/۰ بود و برتری تراش 135 درجه از این حیث معنیدار نبود.
نتیجهگیری: تراش ۱۳۵ درجه بر چمفر عمیق از نظر مارژینال گپ برتری معنیدار داشت (05/0P≤). علیرغم اینکه تراش ۱۳۵ درجه بر چمفر از نقطه نظر مارژینال فیت نیز برتری داشت اما این تفاوت معنیدار نبود.
محسن شیرازی، شیوا شادمند، بهزاد سالاری،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: انسداد بینی با درجات مختلف از مشکلات شایع در دوران کودکی است که در صورت عدم مداخله زود هنگام میتواند اثرات خود بر ناحیه دهان را تا بزرگسالی حفظ کند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر انسداد کامل بینی بر ناحیه فک، جمجمه و صورت خرگوشها انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه حیوانی 44 خرگوش با قرابت ژنتیکی بالا انتخاب شدند. تحت بیهوشی در نواحی مختلف جمجه ایمپلنتهای فلزی قرار داده شد و از آنها رادیوگرافیهای نیمرخ، خلفی- قدامی و اکلوزال تهیه شد. حفرات بینی نیمی از نمونهها (گروه آزمایش) به صورت کامل توسط جراحی بسته شد. در بقیه نمونهها (گروه کنترل) این مداخله انجام نشد. در ادامه تمامی خرگوشها تا پایان دوران رشد در شرایط یکسان نگهداری شدند. در نهایت رادیوگرافیها مجدداً تکرار و پارامترهای مختلف مربوط به فک و صورت و جمجمه در آنها اندازهگیری و با گرافیهای اولیه مقایسه شد. آزمون آماری مورد استفاده، آزمون مقایسه میانگینها (T-test) بوده و آستانه معنیداری در این مطالعه 05/0 تعیین شد.
یافتهها: بر اساس نتایج به دست آمده ارتفاع عمودی صورت (01/0P=)، عمق ماگزیلا (05/0P=)، چرخش پلن مندیبل و ماگزیلا (005/0P=)، زاویه آرتیکولار (005/0P=) در گروه آزمایش به صورت معنیداری بیشتر و عرض بین دندانی (005/0P=)، محیط ماگزیلا (005/0P=)، قطر نازوفارنکس (01/0P=)، پروتروژن ماگزیلا و مندیبل (005/0P=) به صورت معنیداری کمتر از گروه کنترل بود. تفاوت معنیداری بین دو گروه در پارامترهای طول بیس جمجمه (30/0P=)، زاویه گونیال (40/0P=) و طول ماگزیلا (10/0P=) دیده نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که انسداد کامل بینی تأثیرات قابل ملاحظهای بر روی ساختارهای فک، صورت و جمجمه دارد.
فرشته عباسپور، مهدیا غلامی، کتایون سرگران،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسیدگی دندان بیماری شایعی است که منجر به کاهش کیفیت زندگی افراد میشود. تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین میانگین ویتامین D سرم و پوسیدگی دندانی در دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی 123 نفر از دانشجویان دندان پزشکی سال سوم تا آخر انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و سلامت آنها از طریق چک لیست تکمیل گردید. سطح سرمی ویتامین D افراد از طریق نمونهگیری خونی تعیین شد. بررسی پوسیدگی توسط شاخص ICDAS
(international caries detection and assessment system) در دو سطح شامل D(1-6)MFT (مجموع دندانهای پوسیده، پر شده و از دست رفته) و D(3-6)MFT (مجموع دندانهای با پوسیدگی پیشرفته، پر شده و از دست رفته) گزارش شد. برای آنالیز دادهها از نرمافزار آماری SPSS (statistical package for social sciences)نسخه 0/25 و آزمونهای همبستگی و رگرسیون استفاده شد.
یافتهها: ضریب همبستگی بین سطح سرمی ویتامین D و شاخص پوسیدگی D(1-6)MFT برابر 089/0- با P-Value معادل 328/0 بود که از نظر آماری معنیدار نبود. آزمون رگرسیون به روش backward نشان داد متغیر D(3-6)MFT با متغیرهای مستقل شامل کمبود ویتامین D (001/0>P)، وزن (012/0P=)، ویزیت سالیانه دندان پزشکی (023/0P=) و تعداد میان وعده شیرین در روز (03/0P=) رابطه آماری معنیدار و مستقیم و با مصرف شیر در هفته (026/0P=) رابطه آماری معنیدار و عکس داشت.
نتیجهگیری: در دانشجویان دندانپزشکی، اگرچه رابطهای بین کمبود ویتامین D سرم و مراحل اولیه پوسیدگی دندان به دست نیامد، اما این رابطه در مراحل پیشرفت پوسیدگی دیده شد.
شیرین طراوتی، پرنیا ماهوتچی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش دندانهای شیری در سلامت کودکان و اهمیت نقش والدین در سلامت دندانهای شیری هدف از این مطالعه بررسی میزان آگاهی و عملکرد والدین کودکان ۳-۹ ساله از اهمیت حفظ دندانهای شیری کودکانشان، بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی والدین مراجعه کننده به بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی اهواز در سال ۱۳۹۶ مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از یک پرسشنامه، اطلاعات دموگرافیک شرکت کنندگان و آگاهی و عملکرد آنها در مورد اهمیت حفظ دندانهای شیری جمع آوری گردید. پاسخهای صحیح بر حسب درصد به عنوان سطح آگاهی و همچنین عملکرد در نظر گرفته شد. دادهها با استفاده از آزمون مربع کای و ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون و آزمون، Tمستقل، جهت تعیین ارتباط بین آگاهی شرکت کنندگان و عملکرد آنها و متغیرهای دموگرافیک تجزیه و تحلیل شد. سطح معنیدار 05/0>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: تعداد ۱۷۶ نفر از والدین، پرسشنامهها را تکمیل کردند. میانگین آگاهی والدین ۴۵/7±42/57 (نمره دهی از ۱۵-۷۵) و میانگین عملکرد 86/1±42/9 (نمره دهی از ۴- ۱۲) بود. رابطهای میان سن و جنس والدین با آگاهی و عملکرد دیده نشد. آگاهی والدین دارای سابقه مراجعه به دندانپزشک، تعداد فرزندان کمتر (428/-0r=)، تحصیلات بالاتر، (490/0rs=) و درآمد بیشتر (226/0r=) به طور معنیداری بیشتر بود (001/0>P) همچنین با افزایش میزان آگاهی والدین عملکرد بهبود مییافت (549/0r=) (001/0>P). عملکرد والدین نیز به طور معنیداری با سابقه مراجعه به دندانپزشک، تعداد فرزندان کمتر (320/0-r=)، تحصیلات بالاتر (369/0rs=) (001/0>P) و درآمد بیشتر (253/0r=) (01/0>P) در ارتباط بود.
نتیجهگیری: مطالعه ما آگاهی و عملکرد متوسط والدین را در زمینه اهمیت دندانهای شیری نشان داد. با توجه به نقش دندانهای شیری در سلامت کودکان و مسئولیت والدین در پیشگیری و درمان کودکان، بالا بردن سطح آگاهی و به دنبال آن بهبود عملکرد آنان در خصوص اهمیت دندانهای شیری ضرورت دارد.
سید حمید جمال الدینی، ساره فرهادی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پیشرفتهای علم ژنتیک در تکنیک ژنوم، منجر به معرفی سیستمهای جدید تشخیصی برای مطالعه بیماری یا ارزیابی نتایج درمان بیماریها گردیده است. در این علم که پزشکی مبتنی بر فرد (Personalized Medicine) نامیده میشود، از ساختار ژنتیکی افراد برای ارزیابی روشهای تشخیص بیماری، درمان و حتی پیشگیری از ابتلا استفاده میشود. نظر به اینکه مطالعات بسیار محدودی در این خصوص در حوزه بیماریهای دهان و فک و صورت انجام گرفته است، مطالعه حاضر، با هدف بررسی مزایا و چالشهای ورود این شاخه جدید از علم پزشکی به درمانهای دندانپزشکی، انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه برای بررسی جامع قابلیتها و چالشهای استفاده از دندانپزشکی مبتنی بر فرد (Personalized Dentistry) در درمانهای دندانپزشکی و همچنین تأثیر آن در تغییر شاخصهای سلامت دهان، تمام مقالات موجود در این زمینه در منابع اطلاعاتی PubMed، Google scholar، Medline، Scopus، SID و Magiran با کلید واژههای مرتبط، جستجو گردید. بر اساس معیارهای ورود و خروج، نتایج 5 مقاله تأیید، بررسی و جمع بندی گردید.
یافتهها: در مقالات بررسی شده، بر فواید استفاده از دندانپزشکی مبتنی بر فرد در درمانهای دندانپزشکی شامل هدفمند و اختصاصی شدن درمانها و در نتیجه صرف زمان و انرژی و هزینه کمتر و از معایب آن شامل ناشناخته بودن عوامل بیولوژیک تأثیر گذار و همچنین تأثیرات متقاطع برخی عوامل مذکور بر روی یکدیگر و همینطور بر روند درمان اشاره شده بود.
نتیجهگیری: با توجه به وجود دانشهای تخصصی و ابزارهای تشخیصی اختصاصی بیماریهای دهان، استفاده از فواید بهکارگیری دندانپزشکی مبتنی بر فرد میتواند اختصاصیت درمان را برای بیماران بالاتر برده و از مضرات جانبی (Side effects) درمانهای معمول بکاهد و نیز به عنوان گام مؤثری بر اثر بخشی بیشتر درمانها معرفی گردد، هرچند برای رفع چالشهای آن نیز میبایست اقدام نمود.
سید امیرحسین میرهاشمی، سحر جهانگیری، مینا مهدوی مقدم، راشین بهرامی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تمام اجزای فلزی دستگاه های ارتودنسی به دلیل برخی از تغییرات شیمیایی، مکانیکی، حرارتی، میکروبیولوژیکی و آنزیمی تا حدودی در محیط دهان دچار خوردگی شده و موجبات تسهیل آزاد سازی یون را فراهم میکنند . آزاد سازی یونی میتواند منجر به تغییر رنگ بافت نرم مجاور یا ایجاد واکنشهای آلرژیک در بیماران حساس و یا حتی باعث درد موضعی در ناحیه شود. به طور کلی یونها میتوانند در صورت رسیدن به مقادیر آستانه، منجر به عوارض جانبی سمی و بیولوژیکی شوند از این رو میزان آزاد سازی یونها از اجزای فلزی دستگاههای ارتودنسی برای ما اهمیت دارد. هدف از این مطالعه مروری، بررسی میزان آزاد سازی یونهای مختلف از اجزاء اپلاینسهای فلزی ارتودنسی در محلولهای متفاوت میباشد.
روش بررسی: یک بررسی مروری درباره میزان آزاد سازی یونهای متفاوت از جمله نیکل، کروم، روی و تیتانیوم از دستگاههای ارتودنسی دارای اجزای فلزی در محلولهای متفاوت با استفاده از منابع اطلاعاتی PubMed و Google scholar از سال 2005 تا 2018 با کلید واژه Saliva Titanium/ Normal Saline / Ion release/ Orthodontic appliance/ Mouth wash/ Nickel/ Chromium صورت گرفت. در نهایت بر طبق معیارهای ورود و خروج مطالعه، 25 مقاله به دست آمد و مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: به دلیل مغایرت نتایج مطالعات و برای دستیابی به نتایج بهتر و مقایسه اصولی، به همگام سازی روشهای اندازهگیری و هم چنین استفاده از محیط بزاق مصنوعی با نرمال به عنوان گروه شاهد نیاز است.
نتیجهگیری: در تمامی مطالعات اثر pH اسیدی بر افزایش آزاد سازی یونها قابل مشاهده بود، علاوه بر این اجزاء آلیاژ SS (Stainless steel) کمترین میزان زیست سازگاری را در بین انواع آلیاژها از خود نشان دادند.
محدثه بغدادچی، الهام سیاسی تربتی، کیومرث امینی،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه وهدف: بیماری پریودنتیت (periodontitis) یکی از عواملی است که باعث آسیب زدن به لثهها و ساختارهای نگه دارنده دندانها میشود. پروتئین ماتریکس متالوپروتئینازیک (Matrix-metallo-proteinase)، به عنوان کلاژناز بینابینی شناخته شده و کلاژناز فیبروبلاست(Fibroblast) آنزیمی است که در انسان توسط ژن MMP-1 کد گذاری میشود. هدف از این مطالعه بررسی پلیمورفیسم 1G/2G در ژن MMP-1 و ارتباط آن با بیماری پریودنتال در جمعیت ایرانی بود.
روش بررسی: در این پژوهش 50 نفر بیمار مبتلا به بیماری پریودنتال و 50 نفر به عنوان گروه کنترل از شهر کرمان انتخاب شدند. DNA از نمونه خون افراد با استفاده از کیت استخراج شد. پرایمرهای مورد نظر توسط سایت NCBI کنترل شدند. سپس با تکنیک Tetra arms PCR تکثیر پلیمورفیسم موردنظر انجام شد. در مرحله بعد نمونهها بر روی ژل الکتروفورز منتقل و بررسی انجام پذیرفت. نتایج با نرم افزار SPSS آنالیز شد (83/0P<). در این تحقیق از آزمون T-test یا همان Chi- (X2) Squerاستفاده شده است.
یافتهها: درصد ژنوتیپ 1G/1G در گروه بیمار 8% و در مقابل برای گروه کنترل 0%، درصد ژنوتیپ 2G/2G برای گروه بیمار 24% و برای گروه کنترل 18% و در نهایت درصد ژنوتیپ 1G/2G برای گروه بیمار 68/0% و گروه کنترل 82% گزارش شده است. نتایج Tetra-arms PCR ژنوتایپینگ نمونهها با روش تعیین توالی تآیید شدند.
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است که در این پژوهش MMP-1-1607 1G/2G (rs1799750) با بیماری پریودنتال در جمعیت ایرانی رابطه معنیداری وجود ندارد. بهتر است برای تأیید نتایج نمونهگیری از نقاط مختلف ایران با تعداد نمونههای بیشتری انجام پذیرد.
استاد مهدی کاشانی عرق بیدی، دکتر مهدی جباری جهرمی، دکتر سپیده باقری حسین ابادی، دکتر محمدرضا شکوهی فر،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: الگوی رشد عمودی صورت به فاکتورهای مختلفی وابسته است. که یکی از فاکتورها میتواند نیروی بالا برنده عضلات فک میباشد. حداکثر نیروی اکلوزالی (MOF) میتواند به عنوان مقیاسی برای اندازهگیری فانکشن عضلات سیستم جونده در نظر گرفته شود. با وجود مطالعات مختلف، رابطه بین الگوی صورتی و فانکشن عضلات جونده همچنان مورد بحث و اختلاف نظر است. طبق تئوری پارادایم بافت نرم، عضله میتواند بر شکل و فرم استخوان های فک، صورت و سر تأثیر بگذارد. در نتیجه هدف از مطالعه حاضر، تعیین رابطه حداکثر نیروی اکلوزال و الگوی رشد سر و صورت در نمونه دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شاهد بود.
روش بررسی: ۸۱ دانشجوی دندانپزشکی (۴۰ مرد و ۴۱ زن) مورد مطالعه قرار گرفتند که حداکثر نیروی اکلوزال آنها با فشار سنجی که برای این هدف طراحی شده بود و نواحی آنتروپومتریک مورد نیاز در سر و صورت نیز با کولیس دیجیتال، اندازهگیری شد. جهت تعیین اثر الگوی صورت و سر بر حداکثر میزان نیروی اکلوزال از آزمون Two-way ANOVA و Tukey HSD استفاده شد. آنالیز آماری توسط نرمافزار SPSS23 انجام پذیرفت.
یافتهها: میانگین MOF در مردان ۴۸۰ نیوتن و در زنان ۳۲۰ نیوتن بود. انواع فرم سر در نمونه مورد مطالعه براکی سفال (۳۲/54%)، مزوسفال (۰۹/۳۲%)، دولیکوسفال (۵۸/۱۳%) بودند. فرم صورت نیز یوپروسپیک (45/23%)، مزوپروسپیک (۵/۳۹%)، لپتوپروسپیک (۰۳/۳۷%) بودند. طبق آنالیزهای آماری رابطه حداکثر نیروی اکلوزال با فرم صورت لپتوپروسپیک معنیدار بود (۰۲/۰P=). ولی رابطه معنیداری بین حداکثر نیروی اکلوزال و هیچ یک از فرمهای سه گانه سر وجود نداشت (۸۱۳/۰P=).
نتیجهگیری: حداکثر نیروی اکلوزال (MOF) با الگوی صورت لپتوپروسپیک رابطه داشت و این افراد قدرت بایت کمتری داشتند. رابطهای بین حداکثر نیروی اکلوزال و الگوی سر در این مطالعه یافت نشد. رابطهای بین الگوی سر و صورت یافت نشد. حداکثر نیروی اکلوزال در مردان در هر سه الگوی صورت نسبت به زنان بیشتر بود، اگرچه این رابطه از نظر آماری معنیدار نبود.
علی محمد حسینی، مریم پیرمرادیان نجف آبادی، غلامرضا اسلامی امیرآبادی، مهدی عرق بیدی کاشانی،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: زنجیرههای الاستومریک (چینها) یکی از ابزارهای رایج برای جابجاییهای دندانی در درمانهای ارتودنسی به شمار میروند. هدف از انجام این مطالعه مقایسه رفتار الاستومریک و میزان اضمحلال نیرو در چینهای با برندهای تجاری مختلف موجود در ایران در بازههای زمانی مختلف است.
روش بررسی: یازده چین الاستومریک مورد استفاده در این مطالعه از برندهای: ClassOne، ASTAR، G&H، TSNPT، MIB (چینی)، MIB(فرانسوی(، ultra chainو دو برند American و Orthotechnology در دو نوع ساده و حافظهدار انتخاب شده بودند. چینها به طولی که در آن، قادر به اعمال ۱۵۰ گرم نیرو باشند کشیده شده و سپس میزان اضمحلال نیرو در هر یک از گروهها در بازههای زمانی ۱، ۳ و ۲۴ ساعت و ۳، ۷ و ۲۱ روز و ضریب الاستیسیته در اولین مرحله و در روز ۲۱ مورد ارزیابی قرار گرفت. دادههای به دست آمده با استفاده از آنالیزهای آماری ANOVA و Tukey و Games-Howel مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: تمام چینها تا روز ۲۱ افت معنیدار ضریب الاستیسیته (به جز G&H، Class One، Ortho Technology ساده) و اضمحلال معنیدار نیرو را (به جز گروه (memory chain) American) نشان دادند. بالاترین میزان اضمحلال معنادار نیرو در بازه ۲۱ روزه مربوط به گروه ASTAR خاکستری (05/0P<) و کمترین آن در ultra chain و MIB (فرانسوی) و American بود (05/0P<).
نتیجهگیری: همه چینها اضمحلال نیروی معنیدار وابسته به زمان (بیشتر در روز اول) را نشان میدهند. فقط در برند (memory) Americanاین میزان در هیچ یک از بازههای زمانی از نظر آماری معنیدار نبود. در میان بقیه چینها پس از روز ۲۱ بیشترین اضمحلال نیرو به برند Astar خاکستری و کمترین به ultra chain، MIB (فرانسوی) تعلق داشت.
علیرضا دانش کاظمی، عبدالرحیم داوری، مطهره امیری، فاطمه میرحسینی،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اروژن به حل شدن شیمیایی دندان به واسطه اسید بدون دخالت باکتری گفته میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر رزین اینفیلترنت (Icon) وMI past plus و لیزر Nd:YAG بر میکروهاردنس مینا بود.
روش بررسی: 40 نمونه مینایی از دندان مولر سوم تهیه شد. میکروهاردنس ابتدایی در همه نمونهها اندازهگیری شد. با استفاده از اسید هیدورکلریک اروژن مصنوعی ایجاد شد. میکروهاردنس نمونهها اندازهگیری شد. نمونهها به طور تصادفی به چهار گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول: MI paste plus، گروه دوم: +MI paste plus لیزرNd:YA ، گروه سوم: رزین اینفیلترنت بدون اچ، گروه چهارم: رزین اینفیلترنت با اچ، با استفاده از اسید هیدروکلریک مجدداً اروژن ایجاد شد و سپس تحت ترموسیکل قرار گرفتند. در نهایت میکروهاردنس نمونهها اندازهگیری شد. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS23 و آزمونهای تحلیل واریانس یک طرفه و مقایسههای چندگانه توکی و T زوجی انجام شد و 05/0>P به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: میکروهاردنس در مرحله سوم نسبت به مرحله دوم در همه گروهها افزایش معنیداری یافته بود (000/0P<) همچنین مقایسه مقدار افزایش میکروهاردنس بین گروهها به جز گروه دوم با گروه چهارم از نظر آماری معنیدار بود.
نتیجهگیری: همه مواد به کار گرفته دراین مطالعه به طور معنیداری باعث افزایش میکروهاردنس مینای اروژن یافته شدند.
احسان علی آبادی، اسفندیار کشاورز،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه وهدف: تکنیک بلاک عصب آلوئولار تحتانی (Inferior alveolar nerve block) (IANB)متداولترین تکنیکی است که از آن جهت بیحسی در مندیبل استفاده میشود. با توجه به فاکتورهای متعددی که میتواند باعث شکست این تکنیک شود. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر آگاهی و تجربه در موفقیت تکنیک IANB بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه 115 دانشجوی دانشکده دندانپزشکی شیراز در دو گروه شرکت داشتند. یک گروه شامل 53 دانشجوی مبتدی، بدون تجربه تزریق و گروه دیگر 62 دانشجو با تجربه یک ساله از تزریق IANB بودند. هر دانشجو یک بار تزریق را بر روی بیمار خود انجام داد و موفقیت یا عدم موفقیت تزریق وی مورد ارزیابی قرارگرفت. همچنین جهت ارزیابی آگاهی علمی دانشجویان در این خصوص، پرسشنامهای شامل 6 سئوال در مورد نحوه انجام تکنیک طرح گردید که هر دانشجو قبل از انجام تزریق آن را تکمیل میکرد. پس ازتکمیل و جمعآوری پرسشنامهها، دادهها به نرم افزار SPSS18 داده شده و آنالیز آماری به وسیله chi-square درسطح خطای 05/0 انجام شد.
یافتهها: میزان آگاهی در گروه مبتدی و دارای تجربه به ترتیب 6/71% و 3/86% به دست آمد. میزان موفقیت تکنیک IANB، 1/%47 در گروه مبتدی و 3/64% در گروه دارای تجربه بود میزان موفقیت IANB و آگاهی نسبت به انجام این تکنیک، در گروه دارای تجربه در مقایسه با گروه مبتدی بالاتر بود که از نظر آماری معنیدار بود (به ترتیب 02/0P= و 01/0P=). اختلاف معنیدار آماری بین دوجنس دیده نشد (06/0P=).
نتیجهگیری: آگاهی و تجربه نقش مهمی را در موفقیت تکنیک IANB به عهده دارد.
شیوا شیرازیان، سکینه نیکزاد جمنانی، مریم معماریان، هما شاقی،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت بالای ارزیابی عملکرد بالینی دانشجویان علوم پزشکی، انتخاب درست ابزار و روش ارزیابی متناسب با رشته، از اهداف مهم در حیطه آموزش پزشکی میباشد. هدف مطالعه حاضر طراحی ابزار مناسب ارزیابی مهارتهای بالینی دانشجویان دندانپزشکی عمومی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در واحد درسی پروتز کامل عملی بود. دومین هدف تعیین روایی و پایایی چک لیست و هدف سوم تعیین میزان رضایتمندی اعضاء هیأت علمی و دانشجویان بود.
روش بررسی: چک لیست ارزیابی مهارتهای بالینی، طی جلسات پانل تخصصی طراحی شد. روایی و پایایی چک لیست بوسیله روایی محتوایی توسط ضریب لاوشه (CVI) (content validity index) و پایایی، به وسیله بازآزمایی و پایایی بین ارزیابان ارزیابی شد. دانشجویان (تعداد = 15 نفر) با استفاده از فرم جدید ارزیابی شدند. نهایتاً میزان رضایتمندی دانشجویان و اساتید بررسی شد. اطلاعات به دست آمده به صورت توصیفی با بیان میانگین و انحراف معیار و در غالب فراوانیهای نسبی و مطلق گزارش شد.
یافتهها: روایی محتوایی کل چک لیست (CVI) 96/0 و پایایی بیش از 8/0 (بین 82/0 تا 97/0) ( (P<0.05به دست آمد که موید روایی و پایایی این ابزار است. پایایی بین ارزیابان 99/0 (بین 991/0 تا 998/0) بود که توافق نظر بالای ارزیابان در نمره دهی به دانشجو با استفاده از این ابزار را نشان میدهد. درصد بالایی از رضایت مندی ارزیابان و ارزیابی شوندگان به دست آمد.
نتیجه گیری: چک لیست طراحی شده، روایی و پاپایی و رضایتمندی را در حد قابل قبولی دارا میباشد، به نظر میرسد که استفاده از آن بتواند جایگزین مناسبی برای روش سنتی Global rating جهت ارزیابی مهارتهای بالینی دانشجویان دندانپزشکی در واحد پروتز کامل عملی باشد.
سارا مقربی، اسدالله احمدزاده، صفورا قدسی، دکتر فرزاد بزمی، سارا ولی زاده،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: قراردهی فوری ایمپلنت به دنبال کشیدن دندان، درمانی است که مزایای زیادی دارد. پیشنهاد شده است که جهت حفظ استخوان آلوئول، ضخامت استخوان پلیت باکال جهت ایمپلنت فوری، باید حداقل 2 میلیمتر باشد. هدف از این پژوهش، اندازهگیری ضخامت استخوان کورتیکال باکال در ناحیه دندانهای پرمولر فک بالا با استفاده از توموگرافی کامپیوتری اشعه مخروطی (Cone Beam Computed Tomography) بود.
روش بررسی: در این مطالعه اپیدمیولوژیک توصیفی، از 29 بیمار مراجعه کننده (زن و مرد) به بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی جندی شاپور اهواز که جهت جایگذاری ایمپلنت طی مهر ماه 93 تا شهریور 94 اقدام کرده بودند، تصویر توموگرافی کامپیوتری اشعه مخروطی تهیه شد. ضخامت استخوان کورتیکال باکال، عمود بر محور طولی ریشهها در 3 و 5 میلیمتر اپیکالتر از نقطهCEJ و درمحل اپکس ریشه اندازهگیری شد. تمامی اندازهگیریها توسط دو متخصص رادیولوژی فک و صورت به صورت جداگانه انجام شد. پس از جمعآوری تمام اطلاعات، دادهها با استفاده از نرم فزار SPSS نسخه 22 و با استفاده از آماری توصیفی و آزمون آماری T-test تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین ضخامت استخوان کورتیکال باکال در پرمولر دوم به میزان قابل ملاحظه بیشتر از 1 میلیمتر بود (001/0P=). اما میانگین ضخامت استخوان کورتیکال در ناحیه باکال پرمولر اول نزدیک به 1 میلیمتر بود و تفاوت آماری قابل ملاحظهای نداشت (29/0P=).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که استخوان باکال در ناحیه پرمولر دوم ضخامت کافی جهت قراردهی ایمپلنت فوری را با قابلیت پیش بینی پذیری بالاتری نسبت به پرمولر اول ماگزیلا دارد.
مژگان کاظمیان، صالح دادمهر،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی دندان عقل نهفته یکی از شایعترین جراحیهای ناحیه دهان محسوب میشود. از جمله عوارض ناشی از این جراحی میتوان به عفونت، اریتم، تریسموس، درد اشاره کرد. تجویز آنتیبیوتیکها برای پیشگیری از عفونتهای بعد از جراحی در شرایط خاص قابل قبول است. در این مطالعه بر آن شدیم میزان عفونت در بیمارانی که آنتیبیوتیک دریافت نکردهاند و بیماران مصرف کننده دو نوع آنتیبیوتیک پس از جراحی دندان مولر سوم نهفته مندیبل را بررسی کنیم.
روش بررسی: مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور انجام شد. در این مطالعه 90 بیمار 18 تا 34 سال به صورت تصادفی در سه گروه قرارگرفتند (گروه 1: تجویزپلاسبو روز اول 2 عدد سپس روزانه یک عدد به مدت 4 روز، گروه 2: تجویز آموکسیسیلین500 میلی گرم هر 8 ساعت به مدت 5 روز، گروه 3: تجویز آزیترومایسین250 میلی گرم برای روز اول 2 عدد سپس روزانه یک عدد به مدت 4 روز). تمامی بیماران توسط یک جراح واحد، یک پروتوکل، یک تکنیک جراحی، یک نوع فلپ و میزان برابر استئوتومی انجام شدند. برای هر سه گروه بیماران بعد جراحی علاوه بر داروهای مورد بررسی، CHX و ژلوفن 400 میلی گرم نیز تجویز شد. بیماران پس از 7 روز فالو شدند و از نظر عفونت (تریسموس، اریتم و هالیتوزیس) ارزیابی شدند. تحلیل نتایج بر اساس آزمون کای اسکوئر و مقایسه سه گروه با استفاده از آزمون کروسکال والیس انجام شد.
یافتهها: بیماران از نظر سه علامت عفونت (تریسموس، اریتم و هالیتوزیس) مورد مقایسه قرار گرفتند. علائم هالیتوزیس و اریتم در گروه اول بیش از دو گروه دیگر مشاهده شد ولی پس از انجام آنالیزهای آماری بین بیماران سه گروه از نظر هالیتوزیس و اریتم تفاوت معنیداری دیده نشد (149/0P=، 072/0P=). تریسموس شدید در هیچکدام از سه گروه گزارش نشد اما بیشترین میزان تریسموس متوسط در گروه 2 و تریسموس ضعیف در گروه اول گزارش شد و در گروه سوم هیچگونه تریسموس مشاهده نشد. به طور کلی توزیع وجود تریسموس در هر سه گروه از نظر آماری معنیدار بودند (004/0P=).
نتیجهگیری: مقایسه علائم عفونت از نظر آماری بین سه گروه مورد مطالعه نشان داد فقط میزان تریسموس بین سه گروه تفاوت معنیدار داشت (004/0P=. نتایج حاصل حاکی از عدم تأثیرگذاری معنیدار آنتیبیوتیکها در کاهش میزان اکثر عوارض بعد از جراحی خصوصاً عفونت بود.