50 نتیجه برای گیر
مصطفی قندی، بابک نامور، ستوده دوائی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: جهت انجام درمان فیشورسیلنت به دنبال اچ کردن سطح دندان با اسید فسفریک و سپس شستشو، به طور معمول ماده رزینی قرار میگیرد. در برخی مقالات استفاده از عوامل باندینگ جهت افزایش گیر فیشورسیلنت توصیه شده است. باتوجه به این که در انجام فیشور سیلنت سطح چسبنده غالباً مینا میباشد، ممکن است استفاده از باند مینا که یک رزین هیدروفوب است به جای باند عاجی مناسبتر باشد. هدف از این کار آزمایی بالینی مقایسه گیر و دوام درمان فیشور سیلنت در سه حالت کاربرد عوامل باندینگ مینایی، عوامل باندینگ عاجی و عدم کاربرد عوامل باندینگ در طول 4 سال بود.
روش بررسی: این مطالعه بر روی دندانهای مولر اول فک بالا و پایین 24 دانش آموز کلاس اول (7-6 ساله) یک مدرسه ابتدایی انجام شد (در مجموع 96 دندان). بر روی 36 دندان باندینگ عاجی Excite، بر روی 36 دندان باندینگ مینایی Margin bond به کار برده شد، سپس فیشور سیلندر کلیه شیارها قرار گرفت و 60 ثانیه کیور شد. به علاوه از مجموع این دو گروه، 24 دندان انتخاب و با گروه 24 تایی از دندانهای جفتشان در کوادرانت مقابل که هیچ گونه ماده باندینگی برایشان به کار نرفته بود (به عنوان گروه کنترل) مقایسه شدند. سپس شیارها به طور سالانه از نظر وجود یا عدم وجود فیشور سیلنت به مدت 4 سال مورد بازبینی قرار گرفتند. یافتهها با استفاده از آزمون آماری Wilcoxon مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: طبق نتایج مطالعه حاضر که براساس آزمون آماری Wilcoxon به دست آمده است تفاوت آماری معنیداری در گیر و دوام درمان فیشور سیلنت در هنگام استفاده از باندینگ عاجی (Excite) و باندینگ مینایی (Margin bond) و نیز بین استفاده یا عدم استفاده از باندینگ در زیر فیشورسیلنت در طی چهار سال وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، استفاده از عوامل باندینگ مینایی، عاجی یا عدم استفاده از مواد باندینگ به طور کلی باعث تفاوت کلینیکی محسوسی در دوام و گیر فیشور سیلنت طی 4 سال نخواهد شد.
سیده طاهره محتویپور، سیده سعیده محتویپور، عالیه سادات جوادزاده حقیقت، شیوا صادقی، مریم رضوانی، بهار محمود خالصی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی طول کانال برای دستیابی به درمان اندودنتیک مناسب، ضروری میباشد. هرگونه خطا و محاسبه نادرست در ارزیابی طول کارکرد به خصوص در کانالهای انحناءدار منجر به عوارض حین و بعد از درمان ریشه میگردد. ظهور رادیوگرافی دیجیتال امکان اندازهگیری دیجیتال طول کانالهای انحناءدار را برای ما فراهم ساخته است. هدف از این مطالعه بررسی ابزار کالیبراسیون سیستم دیجیتالComplementary Metal Oxide Semiconductor (CMOS) در ارزیابی طول کارکرد کانال بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، ابتدا 80 دندان مولر کشیده شده مندیبل انتخاب شدند، سپس براساس زاویه انحناء کانال و رادیوس 45 دندان در سه گروه درنظر گرفته شدند. سیم ارتودنسی به طول 5 میلیمتر در سطح لترال ریشه قرار داده شد. پس از قرار دادن فایل اندودنتیک در یک سوم اپیکال، از دندانهای رادیوگرافی با فیلم معمولی تهیه شد. رادیوگرافیها اسکن و به نرمافزار سیستم دیجیتال CMOS وارد شدند. طول فایل توسط دو مشاهدهگر با و بدون ابزار کالیبراسیون نرمافزار اندازهگیری دیجیتال ارزیابی شد. ابتدا همبستگی مشاهدهگرها ارزیابی شد. سپس دادهها توسط Paired t- test آنالیز آماری شدند.
یافتهها: توافق بین مشاهدهگرها مطلوب بود. بین میانگین مقادیر اندازهگیری شده کالیبره شده و طول واقعی فایل براساس انحنا کانال اختلاف معنیدار وجود نداشت (0.001<P). اما بین میانگین مقادیر اندازهگیری کالیبره نشده و طول واقعی فایل براساس انحناء کانال اختلاف معنیدار یافت شد (0.001>P).
نتیجهگیری: اندازهگیریهای کالیبره شده طول فایل نسبت به اندازهگیریهای غیرکالیبره شده از دقت بالاتری برخوردار بودند.
نینا رهشناس، محمد حسن سالاری، سیده مریم کوکبی صالحی، مهشاد محبی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بیشترین علت عدم موفقیت کلینیکی درمورد کاربرد پستهای فایبر در دندانهای اندو شده، دباند شدن پست از عاج دندان میباشد. نوع سمان مصرفی و قدرت چسبندگی آن در کیفیت باندینگ تأثیر مستقیم دارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر دو نوع سمان رزینی Starfill 2B Danvilleو سمان Panavia F2 Kuraray برگیر پست فایبر با عاج در شرایط in vitro انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 20 عدد دندان پرمولر اندو شده تک کاناله فک پایین تهیه گردید. دندانها به طور تصادفی به 2 گروه A و B تقسیم شدند. پستها در گروه اول با سمانStarfill 2B Danville و در گروه دوم با سمانPanavia F2 Kuraray سمان شدند. پس از مانت دندانها در آکریل شفاف هر نمونه به 2 نمونه 4 میلیمتری تقسیم شد. سپس Push-out test توسط دستگاه ZwickRoell Z050 انجام شد. نتایج با آزمون آماری T-test آنالیز و مورد قضاوت آماری قرار گرفت.
یافتهها:استحکام باند Starfill 2B Danville و Panavia F2 Kuraray به ترتیب (11/12±16/48) و (16/9±44/61) مگاپاسکال بود. بین گیر و استحکام باند برشی سمانStarfill 2B Danville و Panavia F2 Kuraray اختلاف معنیداری وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: به نظر میرسد نوع سمان بر میزان گیر و استحکام باند تأثیر دارد. اگر در سمان کردن پست فایبر از سمان Panavia F2 Kuraray استفاده کنیم، گیر و استحکام باند بیشتری نسبت به سمان Starfill 2B Danville با عاج خواهیم داشت.
آرش زربخش، عزتالله جلالیان، نیلوفر رحیمی، شهرزاد صدرحقیقی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلاتی که در بازسازی دندانهای اندو شده وجود دارد جدا شدن پست از عاج ریشه دندان میباشد که از مهمترین دلایل تأثیرگذار بر آن جنس پست به کار رفته میباشد. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر پستهای FRC تقویت شده با زیرکونیا و فایبرگلاس بر ریتنشن آنها به دیواره کانال ریشه در شرایط (In vitro) انجام پذیرفت.
روش بررسی: درمان اندو برای 20 عدد دندان پرمولار به طول ریشه 14میلیمتر انجام شد. سپس کانال به میزان 10 میلیمتر خالی شده و دندانها به صورت تصادفی به دو گروه 10 تایی تقسیم شدند. گروه اول از پستهای FRC تقویت شده با زیرکونیا و گروه دوم از پستهای فایبرگلاس با قطر 2/1 میلیمتر استفاده شد. در تمام نمونهها از سمان رزینی دوالکیور طبق دستور کارخانه استفاده شد. نمونهها هر کدام به سه قطعه به طول 3 میلیمتر تبدیل شدند. هر نمونه تحت تأثیر دستگاه یونیورسال تست قرارگرفت. دادهها از طریق آزمون T-test مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در گروه اول میانگین گیر در قسمت کرونال (75.27±14.81)، در قسمت میدل (15.29±64.38) و در قسمت اپیکال (13.29±51.46) و برای پست فایبرگلاس در قسمت کرونال (17.47±67.88)، در قسمت میدل (12.32±66.83) و در قسمت اپیکال (1.91±59.16) بود. اختلاف میانگین میزان ریتنشن بین دو گروه مورد مطالعه در ناحیه کرونال و میدل و اپیکال از لحاظ آماری معنیدار نبود (P=0.07).
نتیجهگیری: پستهای فایبرگلاس و FRC تقویت شده با زیرکونیا میزان ریتنشن داخل کانال مشابهی داشتند.
مجید اکبری، ساناز کارگزار،
دوره 29، شماره 2 - ( 8-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یافتن شیوههایی برای ارتقاء ماندگاری یادگیری در واحدهای بالینی بسیار مهم است. هدف از این مطالعه، معرفی روش نوین آموزش در پریکلینیک دندانپزشکی ترمیمی و بررسی تأثیر آن بر مهارتهای عملی دانشجویان بود.
روش بررسی: در این مطالعه اقدام پژوهی، از روش یادگیری مبتنی بر تیم برای ارایه واحد درسی پریکلینیک ترمیمی در دانشکده دندانپزشکی مشهد، در
نیم سال اول سال تحصیلی 92-1391 استفاده شد. بدین منظور، تعداد 48 نفر از دانشجویان سال چهارم، به صورت اختیاری در این دوره، شرکت نمودند. دانشجویان به گروههای 4 نفره تقسیم شده و مراحل آموزش مبتنی بر تیم برایشان اجرا گردید. در پایان دوره، از دانشجویان با پرسشنامهای روا و پایا نظرسنجی به عمل آمد. در پایان، به صورت نیمه تجربی، بعد از گذراندن واحد بالینی ترمیمی عملی 2، میانگین نمرات پایان بخش دانشجویان شرکت کننده در واحد اختیاری ترمیمی با دانشجویانی که در این واحد شرکت نکرده بودند با استفاده از T-testمقایسه شد (05/0α=).
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین نمرات دانشجویان شرکت کننده در دوره (07/1±65/18) بالاتر از میانگین نمرات دانشجویانی که در دوره شرکت نداشتند (66/0±41/17)، بود (02/0P=). همچنین نتایج نظرسنجی نشان داد که 97 درصد دانشجویان از برگزاری این دوره رضایت داشته و گذراندن آن را به این شیوه مفید تشخیص دادند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد استفاده از روش نوین یادگیری مبتنی بر تیم، میتواند موجب ارتقاء یادگیری همراه با رضایت دانشجویان در واحدهای عملی دندانپزشکی گردد.
سمانه رازقی، سارا قدیمی، سیمین زهرا محبی، فاطمه اقبالی مقدم،
دوره 29، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از روشهای موثر در کاهش شیوع پوسیدگی، آموزش سلامت دهان است. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر دو مداخله آموزشی در رابطه با پیشگیری از پوسیدگی زودرس کودکی بر عملکرد خود اظهار والدین کودکان 5-2 ساله دریافت کننده درمان دندانپزشکی تحت بیهوشی عمومی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مداخلهای 37 زوج کودک و مادر در دو گروه مداخله شامل گروه پمفلت و گروه پمفلت همراه با یادآور ارزیابی شدند. پرسشنامه استاندارد در دو نوبت در آغاز مطالعه و سه ماه پس از انجام مداخلات، توسط مادران تکمیل شد. فرم معاینه وضعیت دهان و دندان کودکان، شامل شاخص بهداشت دهان ساده شده، وضعیت پوسیدگی دندان، و وجود ضایعات سفید، قبل از شروع درمان دندانپزشکی و سه ماه بعد از درمان تحت بیهوشی، برای کلیه کودکان تکمیل شد. در این فاصله زمانی در یکی از گروهها یادآوری به صورت تماس تلفنی هر ماه یکبار صورت میگرفت. نتایج درنهایت به منظور مقایسه پاسخها در پیش و پس آزمون مورد آنالیز آماری قرار گرفت. از نرمافزار SPSS V22 برای ورود اطلاعات و آزمونهای آماری Wilcoxon Signed Ranks Test و Mann-Whitney Test استفاده شد.
یافتهها: مقایسه هر یک از گروهها قبل و بعد از مداخله نشان داد که در هر دو گروه توانایی خود اظهار مادر در رابطه با وادار کردن کودک به دوبار مسواک زدن در روز و نیز دفعات مسواک زدن کودک بیش از یک بار در روز به طور معنیداری افزایش یافته است (001/0=P و 03/0=P). شاخص بهداشت دهان ساده شده بعد از مداخلات بین دو گروه تفاوت معنیداری نداشت. اما در هر دو گروه سه ماه پس از مداخلات به طور معنیداری کاهش یافته بود (003/0=P). میانگین تعداد white spot در ابتدا و انتهای مطالعه در هر دو گروه به طور معنیداری کاهش داشت. در زمینه عملکرد خود اظهار مادران پس از مداخلات تفاوت معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: کاربرد ابزار آموزشی پمفلت با یا بدون یادآوری اثر مشابهی در طول سه ماه بر بهبود عملکرد خود اظهار مادران در خصوص بهداشت دهان و دندان کودکان داشت.
سید محسن حسینی، فاطمه باقری، فرانک فرحمند، آسیه حیدری، الهه خراسانی،
دوره 29، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دهان در حال حاضر یکی از بیماریهای بسیار مهم مرتبط باسلامت دهان تلقی میشود. هدف از این مطالعه تعیین آگاهی دانشجویان دندانپزشکی دانشگاههای آزاد و دولتی اصفهان از سرطان دهان و مقایسه میزان آگاهی دانشجویان در سالهای مختلف تحصیل بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی- تحلیلی است که در سال 1392 انجام شد. جامعه پژوهش شامل دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه آزاد و دولتی اصفهان بود که به صورت تصادفی 255 نفر انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمعآوری شد. دادهها پس از جمعآوری به کمک نرمافزار SPSS و با استفاده از روشهای توصیفی و توسط آزمونهای کروسکال والیس و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: از دانشگاه آزاد و دانشگاه سراسری شهر اصفهان به ترتیب 56% و 44% از دانشجویان مشارکت داشتند. در رابطه با انجام روتین معاینات کلینیکی مخاط دهان، 81% پاسخ مثبت دادند که اختلاف معنیداری بین سالهای تحصیلی شرکت کنندگان وجود نداشت (116/0P=). در رابطه با معاینه بیماران با ضایعات دهانی، %46 از آنها پاسخ مثبت دادندکه اختلاف بین سالهای تحصیلی به شدت معنیدار بود (001/0P≤).
نتیجهگیری: یﺎﻓﺘﻪﻫﺎی ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺸﺎن داد ﺳــﻄﺢ ﺁﮔــﺎﻫﻲ دانشجویان ﺩﻧﺪﺍنپزﺷکی ﺷﻬﺮ ﺍصفهان ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺿﺎﻳﻌﺎﺕ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﺩﻫﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺪ ﮐﺎﻓﻲ نبود ﻭ دانشجویان اگرچه ﻣﻌﺎﻳﻨـﺎﺕ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺑﺮﺍﻱ ﮐﺸﻒ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﺩﻫﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ میدادند اما از برخی عوامل خطر و ضایعات دهانی مرتبط با سرطان آگاهی کافی نداشتند پس لازم است در طی دوران تحصیل برنامههای آموزشی جامع تدوین شود.
سمیه ذیقمی، حکیمه سیادت، مرضیه علی خاصی، زینب سعیدی،
دوره 30، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، دقت ابعادی و زاویهای قالبهای تهیه شده از ایمپلنتهای زاویهدار با استفاده از تری تمام قوس در مقایسه با تری نیم قوس مورد ارزیابی قرار گرفت. با توجه به تعداد کم مطالعه در مورد تریهای نیم قوس و همچنین شیوع بالای بیدندانی پارسیل کلاس یک کندی فک پایین، هدف از این مطالعه ارزیابی مقایسهای تریهای قالبگیری تمام قوس و نیم قوس بر دقت ابعادی و زاویهای قالبهای تهیه شده از ایمپلنتهای زاویهدار بود.
روش بررسی: در این مطالعه از مدل اکریلی کلاس یک کندی فک پایین به عنوان مدل اصلی استفاده شد. چهار عدد ایمپلنت با طول ۱۲ و قطر 3/4 میلیمتر (Implantium, Dentium, Seuol, Korea) در ناحیه پره مولر و مولر اول با زاویه ۳۰ درجه لینگوالی قرار داده شدند. قالب اولیه با آلژینات از مدل اصلی گرفته شد و از کست ریخته شده برای ساخت ۲۰ تری اختصاصی باز به صورت تمام قوس و نیم قوس استفاده شد. در هر گروه ۱۰ قالب با استفاده از ماده پلی ونیل سایلوکسان گرفته شد و کستها با گچ تیپ IV ریخته شدند. از دستگاه (CMM) Coordinate Measuring Machine برای اندازهگیری مختصات ابعادی X)،Y،(Z و زاویهای (q) ایمپلنتها استفاده شد. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS22 و t-test با سطح معنیداری ۰۵¤۰ آنالیز شدند.
یافتهها: اختلاف بین گروه ها در جابجایی ابعادی در محورهای X ،Y،Z و به طور کلی در جابجایی خطی (r) با توجه به نوع تری قالبگیری معنیدار نبود، اما در جابجایی زاویهای (∆q) اختلاف معنیداری بین گروهها مشاهده شد (05/0P<).
نتیجهگیری: تری نیم قوس منجر به جا به جایی چرخشی کمتر در قالب گیری از ایمپلنتهای زاویهدار میشود.
حکیمه سیادت، امین جباری، محمد تقی باغانی، مرضیه علی خاصی،
دوره 30، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: نشاندن دقیق ترانسفرهای قالبگیری، در ساخت پروتزهای دقیق اهمیت به سزایی دارد. در برخی شرایط، لازم است ایمپلنتها به صورت عمیق و زیر لثهای قرار داده شوند. قرارگیری عمیقتر ایمپلنت میتواند سبب کاهش دید مستقیم و کاهش دقت اتصال ترانسفر قالبگیری و نهایتاً کاهش دقت قالبگیری و عوارض متعدد ناشی از آن مانند ساخت پروتز بدون تطابق شود. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر عمق ایمپلنت بر صحت اتصال ترانسفر قالبگیری توسط دانشجویان می باشد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی، بر روی 50 نفر از دانشجویان سال آخر دوره عمومی دندانپزشکی انجام شد. چهار ایمپلنت در عمقهای مختلف (0 و 2 و 4 و 6 میلیمتر) در یک مدل قرار گرفتند. بعد از آموزش نحوه سوار کردن ترانسفر قالبگیری و ایمپلنت بر روی هم، از دانشجویان خواسته شد که ترانسفر قالبگیری را بر روی هر چهار ایمپلنت ببندند. نمونهها توسط یک متخصص پروتز مجرب به وسیله یک ذره بین با بزرگنمایی x4 بررسی شدند. دادهها توسط تست آماری Cochran آنالیز شدند (05/0P<).
یافتهها: میزان عملکرد صحیح در بستن ترانسفر قالبگیری، در ایمپلنتهای با عمق زیر لثهای 0 میلیمتر100%، 2 میلیمتر 62%، 4 میلیمتر 58% و 6 میلیمتر 20%، مشاهده شد. تفاوت آماری معنیداری بین تمام گروههای آماری مشاهده شد (001/0P<).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد بین افزایش عمق ایمپلنت در زیر لثه و توانایی اتصال صحیح ترانسفر قالبگیری توسط دانشجویان، رابطه معکوس وجود داشت.
فرزانه فرید، پدرام اعتمادی، فرهاد شفیعی،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر به دلیل توجه بیشتر به شاخص زیبایی، سیستمهای مختلفی با استفاده از مواد سرامیکی همرنگ دندان، در ساخت رستوریشن ثابت استفاده میشوند. هدف از مطالعه حاضر تعیین مشابهت مختصات رنگ سه سیستم رایج، با نمونه رنگ A2 از مجموعه انتخاب رنگ Vita classic بود.
روش بررسی: در این مطالعه سیستم متال- سرامیک (MCR) (mm 5/0 کور فلزی نیکل- کروم و mm1 لایه ونیر Ceramco lll) سیستم تمام سرامیک (CE) (mm 5/0کور زیرکونیا Cercon و mm 1 لایه ونیر Cercon ceram) و سیستم تمام پرسلن (VM7) (mm 5/1پرسلنVita VM7) مورد بررسی قرار گرفتند. از هر سیستم 15 نمونه به شکل دیسک با قطر mm 10 و ارتفاع mm 5/1 به رنگ Vita A2 ساخته شد. پارامترهای رنگ L*a*b* نمونهها با استفاده از اسپکتروفتومتری تعیین و تفاوت رنگ E)Δ( هر سیستم با نمونه رنگ مرجع محاسبه گردید. آنالیزهای آماری با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و مقایسههای متعدد Tukey انجام شد.
یافتهها: اختلاف مختصات رنگ هر سیستم با نمونه رنگ مرجع معنیدار بود (05/0P<). مختصات رنگ نمونه مرجع 11/14b*=، 59/1 = a*، 48/72L*= بود. میانگین این مختصات برای گروه MCR به ترتیب 64/0±51/15، 24/0±88/2، 38/0±61/72، برای گروه CE 61/51±0/14،17/77±0/2، 46/42±0/76، و برای گروه VM7 61/9±0/17، 19/15±0/2، 6/13±0/75 بود. اختلاف رنگ گروه MCR(98/1E=Δ) در محدوده قابل قبول و برای دو گروه CE(38/5E=Δ) و VM7 (72/4E=Δ) غیر قابل قبول بود.
نتیجهگیری: تحت شرایط این مطالعه نمونههای متال- سرامیک کمترین اختلاف را با نمونه رنگ مرجع داشتند.
مرضیه علی خاصی، امیر رضا هندی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: از دست رفتن گیر پست یکی از دلایل اصلی شکست رستوریشن دندانهای ترمیم شده با پست و کور میباشد. فاکتورهای متعددی من جمله نوع سمان میتوانند بر گیر پست مؤثر باشند. با توجه به استاندارد در نظر گرفتن سمان زینک فسفات و مقایسه سایر سمانها با آن، مطالعه حاضر با هدف مرور نظاممند مقالات جهت بررسی گیر پستهای ریختگی سمان شده توسط زینک فسفات انجام گردید.
روش بررسی: این مرور نظاممند بر اساس راهنمای PRISMA (Transparent Reporting of Systematic Reviews and Meta-analyses) انجام شد. سؤال این مطالعه این بود که گیر پستهای ریختگی سمان شده توسط سمان زینک فسفات چقدر است. بر این اساس جستجوی الکترونیک مقالات برای یافتن مقالات مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی PubMed و Medline و همچنین موتور جستجوی Google scholar تا سال 2016 در بین مقالات انگلیسی با کلیدواژههای مرتبط انجام شد. بعد از بررسی مقالات براساس معیارهای ورود و خروج، مقالات انتخاب و به صورت کیفی ارزیابی شدند.
یافتهها: حاصل جستجوی اینترنتی مقالات 1141 مطالعه بود که بعد از اعمال معیارهای ورود و خروج تعداد 6 مطالعه در این مرور نظاممند وارد شدند. پرکاربردترین جنس پست ریختگی از آلیاژ نیکل کروم بود. گیر پستهای ریختگی توسط سمان زینک فسفات از 76/8 تا 2/34 کیلوگرم و از 91 تا 2/192 نیوتن گزارش شده بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه مروری حاضر نشان داد که گیر پستهای ریختگی سمان شده توسط زینک فسفات در شرایط کنترل شده در حد متوسط قرار دارد و فاکتورهای مختلفی شامل جنس و طول پست میتوانند بر میزان گیر پست مؤثر باشند.
افسانه پاکدامن، بهروز اکبری آدرگانی،
دوره 31، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اثرات پیشگیرانه فلوراید بر پوسیدگی دندان به صورت موضعی و سیستمیک گزارش شده است. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان فلوراید موجود در چند نمونه از خمیردندانهای داخلی و خارجی موجود در بازار ایران بود.
روش بررسی: نمونهگیری به صورت تصادفی از مراکز فروش عمده و داروخانههای سطح شهر از خمیردندانهای رایج بازار انجام شد. روش پتانسیومتری با الکترود اختصاصی یون فلوراید جهت ارزیابی میزان فلوراید کل و فلوراید کل قابل انحلال به کار برده شد. نمونهها به صورت کد گذاری شده توسط یک نفر مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. نتایج توصیفی به صورت درصد و نتایج تحلیلی با استفاده از آزمون T مستقل گزارش گردید.
یافتهها: در خمیردندانهای بزرگسالان، میزان فلوراید کل از ppm 191 (کمترین) تا ppm 9/1601 (بیشترین) با میانگین ppm 2/911 (4/331SD=) محاسبه گردید. میزان فلوراید کل قابل انحلال از ppm 8/322 تا ppm 8/1518 متغیر و میانگین ppm 1021 (8/279SD=) بود. در خمیردندانهای کودکان، میزان فلوراید کل از ppm 3/236 (کمترین) تا ppm 7/1163 ( بیشترین) با میانگین ppm 594 (375=SD) محاسبه گردید و میزان فلوراید کل قابل انحلال از ppm 6/655 تا ppm 6/1102 با میانگین ppm 1/879 (7/316=SD) محاسبه گردید. مقایسه میانگین میزان فلوراید کل و فلوراید کل قابل انحلال در خمیردندانهای ایرانی و خارجی نشان میدهد که تفاوت معنیداری در میزان محتوای فلوراید در این دو گروه وجود ندارد (05/0P>).
نتیجهگیری: میزان فلوراید در خمیردندانهای داخلی و خارجی بازار ایران مشابه بود ولی نوسان در میزان فلوراید در یک محصولات مشاهده شد.
سودابه کولیوند، حکیمه سیادت، صفورا قدسی، دکتر مرضیه علی خاصی،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود گسترش روز افزون اسکنرهای داخل دهانی، تأثیر محل قرار گیری فینیش لاین نسبت به مارجین لثه در تطابق رستوریشنهای ساخته شده روش دیجیتال همچنان مورد بحث است. هدف از این مطالعه بررسی تطابق کوپینگهای ساخته شده به روش دیجیتال در دو ختم تراش زیر و حد لثه در سطوح مختلف دندانی بود.
روش بررسی: 30 دندان پرمولر تراش خورده جهت دریافت روکش متال- سرامیک وارد مطالعه شدند. 15 دندان ختم تراش بالای لثه و 15 دندان ختم تراش زیر لثه داشتند. اسکن دیجیتال توسط اسکنر داخل دهانی(Trios 3shape) از دندان تراش خورده انجام گرفت .فریم ورکهای کبالت کروم به روش CAD/CAM ساخته و در دهان امتحان شد. پس از تنظیمات لازم گپ داخلی و مارجینال رپلیکای سیلیکونی با استفاده از استریومیکروسکوپ اندازه گیری شد. اطلاعات مربوط به گپ داخلی و مارجینال توسط روش Multivariate آنالیز شد (05/0P<).
یافتهها: میانگین گپ داخلی و مارجینال در گروه بالای لثه به ترتیب 1/52 و 27/56 میکرومتر و در گروه زیر لثه 72/49 و 98/62 میکرومتر محاسبه شد. موقعیت ختم تراش تأثیر معنیداری در نتایج به دست آمده نداشت (05/0P>).
نتیجه گیری: کوپینگهای کروم- کبالت ساخته شده به روش دیجیتال تطابق داخلی و مارجینال قابل قبولی نشان میدهند، هر چند محل ختم تراش در مقادیر گپ داخلی و مارجینال تأثیر معنیداری ندارد.
الهام سیاسی تربتی، نفیسه توکلی، کیومرث امینی،
دوره 33، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: پریودنتیت یک بیماری چند عاملی التهابی در بافتهای دندان است. عوامل متعدد ژنتیکی و فاکتورهای محیطی در بروز این بیماری نقش دارند. ارتباط کمبود ویتامین D و ریسک ابتلا به بیماری پریودنتیت مشخص شده است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین پلی مورفیسم rs7975232 در ژن گیرنده ویتامین D با بیماری پریودنتیت در 100 نمونه (افراد مبتلا به پریودنتیت و افراد سالم) بود.
روش بررسی: نمونههای خون از 50 نفر بیمار و 50 نفر به عنوان گروه کنترل جمع آوری شد و با استفاده از کیت، استخراج DNA از نمونهها انجام شد. ژنوتایپینگ با روشTetra Arms PCR انجام شد. با استفاده از روش تعیین توالی نتایج ژنوتایپینگ با روش Tetra Arms-PCR تأیید شد. سپس آنالیز آماری با نرم افزار SPSS نسخه 20 و تست فرضیه آزمون T انجام شد.
یافتهها: فراوانی ژنوتیپهای AA، AC و CC به ترتیب در گروه بیمار 25 نفر (%50)، 14 نفر (28%) و 11 نفر (22%) و در گروه کنترل، 26 نفر (52%)، 16 نفر (%32) و 8 نفر (16%) بود. ژنوتیپ AA فراوان ترین ژنوتیپ در گروههای بیمار و کنترل بود. آنالیز اماری هیچ ارتباط معنیداری را بین این پلی مورفیسم با بیماری پریودنتیت در نمونههای مورد مطالعه نشان نداد (67/0=P).
نتیجهگیری: این نتایج نشان داد بین حضور پلی مورفیسم rs7975232 در ژن گیرنده ویتامینD و ایجاد بیماری پریودنتیت در نمونههای مورد مطالعه ارتباطی وجود ندارد. برای تأیید نتایج این مطالعه انجام تحقیقات جامعتر با تعداد نمونه بیشتر و جمعیتهای متفاوت پیشنهاد میگردد.
محمد حسین رونقی، عاطفه باقری،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: فناوری هوش مصنوعی (AI) به طور گسترده در دندانپزشکی و در بسیاری از زمینههای دیگر که زندگی انسان را تحت تأثیر قرار میدهند، از جمله پزشکی کاربرد دارد. یک دندانپزشک میتواند از فناوری هوش مصنوعی جهت تحلیل دادههای مربوط به بیمار، فرایندهای تشخیصی و مدیریت فعالیتها استفاده کند. این تحقیق با هدف شناسایی کاربردهای هوش مصنوعی در حوزه دندانپزشکی و ارزیابی اولویت آنها در ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی در دو مرحله با رویکرد آمیخته در زمستان 1401 انجام شد. در مرحله کیفی از بین مطالعات حوزه دندانپزشکی و مرتبط با فناوری هوش مصنوعی تعداد 570 مقاله از سال 2011 تا 2022 در پایگاههای PubMed, Web of Science, Scopus و Google Scholar بر اساس واژگان کلیدی در ابتدا شناسایی شد و سپس کاربردهای هوش مصنوعی در دندانپزشکی استخراج گردید. در مرحله کمی کاربردهای شناسایی شده توسط گروهی از خبرگان متشکل از 13 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه که دارای زمینه تحقیقاتی مرتبط بودند با استفاده از روش بهترین-بدترین اولویت بندی شدند.
یافتهها: مولفههای شناسایی شده در مرحله اول پژوهش در شش طبقه ایمپلنت و جراحی، مدیریت اجرایی، تشخیص بیماری، تحلیل عکس، پیشبینی بالینی و ارتودنسی طبقهبندی شد. مطابق نظر خبرگان پژوهش مشخص گردید تحلیل عکس پزشکی دارای بیشترین ضریب اهمیت (252/0) بود و سپس به ترتیب کاربردهای دیگر یعنی ارتودنسی (234/0)، تشخیص بیماری (151/0)، ایمپلنتولوژی و جراحی (143/0)، پیشبینیهای بالینی (127/0) و مدیریت اجرایی (093/0) قرار گرفت.
نتیجهگیری: دندانپزشکان در بررسی وضعیت دندانهای بیماران و تستهای تشخیصی در دندانپزشکی بر اساس تحلیل اطلاعات مراجعه کنندگان از قابلیتهای هوش مصنوعی میتوانند استفاده کنند. سیاست گزاران حوزه فناوری اطلاعات با حمایت و تقویت شرکتهای دانش بنیان فعال در حوزه هوش مصنوعی و سرمایهگذاری مشترک در حوزه پزشکی میتوانند زمینه ساز پیشرفت و توسعه این فناوری در کشور و حوزه درمان شوند.
فیروزه نیلچیان، ساغر صالحی،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با پیشرفت تکنولوژی استفاده از روشهای قدیمی تدریس جای خود را به روشهای نوین و کارآمدتری از جمله پادکست دادهاند تا علاوه بر صرفه جویی در وقت دانشجویان و اساتید، فرصت تعامل بیشتر این دو گروه با یکدیگر در کلاس درس داده شود. استفاده از پادکست مزایایی از جمله هزینه کمتر، امکان دوره مطالب، دانلود مطالب و فراگیری دروس از راه دور را دارد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر پادکست بر یادگیری و میزان رضایت دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه که یک کارآزمایی آموزشی تصادفی شده یک سو کور بود، دانشجویان به دو گروه کنترل و مداخله (توسط جدول اعداد تصادفی) شامل ۳۷ نفر در هر گروه تقسیم شدند. کلاس درس به صورت سنتی برای هر دو گروه در سه جلسه به صورت ترکیبی برگزار شد و فایل پادکست در اختیار گروه مداخله در پایان کلاس حضوری قرار گرفت. سپس آزمونی از هر دو گروه در جلسه دوم و جلسه سوم گرفته شد. سپس برگهها تصحیح و نمره هرکدام از ۵ مشخص شد. نمره آزمونها در گروه مداخله و کنترل با هم مقایسه شد و در آخر پرسشنامهای جهت ارزیابی رضایتمندی آنها در اختیارشان قرار داده شد. نمرات آزمون با آزمون تی مستقل آنالیز شد.
یافتهها: در این مطالعه تعداد74 نفر با میانگین سنی شرکت کنندگان ۸۵/۰±۴۷/۲۲ بود و ۴۳ درصد از شرکت کنندگان مذکر بودند. نمرات دو آزمون گرفته شده و از پنج نمره، در گروه مداخله ۱۰/۰±۸۶/۴ و در گروه کنترل و ۹۴/۰±۰۴/۴ بود و تفاوت آماری معنیداری به نفع گروه مداخله مشاهده شد (۰۲/۰=P). میانگین رضایت مندی دانشجویان درخصوص این شیوه آموزشی ۴/۲۹ از ۵۰ بود. مداخله مورد بررسی پس از در نظر گرفتن اثر مخدوش کنندگی سن، تأثیری بر میانگین نمره پرسشنامه دانشجویان نداشته است (031/۰=P).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر، پادکست در میزان یادگیری ترکیبی دانشجویان مؤثر است و دانشجویان نسبت به این روش رضایت مندی نسبتاً خوبی دارند. از نتایج این مطالعه میتوان در بازخورد به کمیتههای آموزشی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی استفاده کرد.
نادر نوابی، حسین صافی زاده،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شرایط امروز فعالیت در رشتههای علوم پزشکی از جمله دندانپزشکی به سرعت در حال تغییر است. انفجار اطلاعات علمی از یک سو و افزایش آگاهی مصرف کنندگان از سوی دیگر به همراه پیشرفتهای روزافزون در هوش مصنوعی و دسترسی به اینترنت و شبکه گسترده اطلاعات، ارائه دهندگان خدمات سلامت را با شرایط پیچیده و متفاوت مواجه ساخته است. از جمله راهکارها برای پاسخگویی مناسب به نیازهای درمانی بیماران بهرهمندی از بهترین شواهد موجود به همراه تجربه بالینی و توجه به ارزشها و ترجیحات بیماران است که در قالب عملکرد مبتنی بر شواهد تجلی پیدا میکند. این مقاله سعی دارد دندانپزشکی مبتنی بر شواهد و مراحل اجرای آن را به زبان ساده ارائه نماید.
روش بررسی: برای یافتن مقالات مرتبط در زمینه دندانپزشکی مبتنی بر شواهد، پایگاه اطلاعات علمی PubMed و موتور جستجویGoogle Scholar از سال 2000 تا 2023 با کلید واژههای Evidence based dentistry، Clinical practice و Decision making مورد بررسی قرار گرفتند. از بین مقالههایی جستجو شده براساس معیارهای ورود و خروج به مطالعه، 15 مقاله به زبان انگلیسی که موضوع اصلی آنها دندانپزشکی مبتنی بر شواهد با رویکرد آموزشی بوده انتخاب گردید و برای تشریح دندانپزشکی مبتنی بر شواهد و اجزای آن مورد استفاده قرار گرفت.
نتیجه گیری: با توجه به پیچیدگی مسائل بیماران و افزایش آگاهی آنها، برخورداری دندانپزشکان از مهارت های تخصصی برای برآوردن نیازهای بیماران مطابق با انتظارات و ارزش های آنها و در عین حال بهره گیری از یافته های تحقیقات ضروری است.
هادی کلانی، الهام عباسی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کراس بایت خلفی یک اختلال شایع در سیستم دندانهای شیری است که بر عملکرد جونده تأثیر میگذارد. بنابراین تشخیص و درمان زود هنگام دندانهای کراس بایت برای جلوگیری از عوارض بیشتر دندانی و تضمین رشد مناسب فک بسیار مهم است. در این مطالعه یک سیستم تشخیصی معقول و کارآمد محاسباتی برای تشخیص ویژگیهای بین کودکان با و بدون کراس بایت خلفی یک طرفه در دندان شیری از طریق سیگنال الکترومایوگرافی سطحی ارائه شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه تجربی از نوع آزمایشگاهی است که در آن برای تشخیص بیماری کراس بایت از ترکیب روش ماشین بردار پشتیبان و سیگنالهای الکترومایوگرام بهره گرفته شد. ایده اصلی روش ماشین بردار پشتیبان، یافتن ابر صفحه جداکننده بهینه است که حاشیه بین دو کلاس (وجود یا عدم وجود بیماری کراس بایت) در سیگنال الکترومایوگرام را به حداکثر برساند. در این پژوهش سیگنال الکترومایوگرام عضلات جونده در 40 کودک (4 تا 6 سال) در دو گروه سالم (20 نفر) و مبتلا به بیماری کراس بایت (20 نفر) طی دو توالی 20 ثانیه جویدن آدامس ثبت شد. سپس دادههای خام پردازش و ویژگیهای زمانی و فرکانسی آنها استخراج شدند. در این پژوهش هجده ویژگی زمانی و نه ویژگی فرکانسی از سیگنالهای عضلات استخراج شد. در انتها این ویژگیها به عنوان ورودی به روش ماشین بردار پشتیبان برای طبقه بندی دادهها و تشخیص بیماری کراس بایت استفاده شد. به منظور یافتن بهترین روش ماشین بردار پشتیبان، از چهار نگاشت خطی، تابع پایه شعاعی، غیرخطی مرتبه 2 و غیر خطی مرتبه 3 بهره گرفته شد.
یافتهها: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، بیماری کراسبایت تأثیر معنی داری بر سیگنالهای الکترومایوگرام داشت. نتایج نشان دادند که این بیماری بیش از آنکه بر فرکانس سیگنال الکترومایوگرام مؤثر باشد، بر دامنه آن تأثیر گذار است. بر این اساس، روش ماشین بردار پشتیبان با استفاده از ویژگیهای زمانی سیگنالهای الکترومایوگرام، توانست پیش بینی دقیقتری از بیماری کراسبایت را ارائه دهد. نتایج نشان دادند که بهترین ویژگی استخراج شده برای پیش بینی بیماری کراس بایت، ویژگی زمانی مقدار میانگین مطلق با 95 درصد دقت میباشد. همچنین از بین چهار نگاشت استفاده شده در پژوهش حاضر برای روش ماشین بردار پشتیبان، نگاشت پایه شعاعی عملکرد بهتری داشت.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که ترکیب سیگنال الکترومایوگرام و روش ماشین بردار پشتیبان میتواند در کاربردهای بالینی برای تشخیص کراس بایت خلفی یک طرفه کودکان مورد استفاده قرار گیرد. نتایج نشان داد که بیماری کراس بایت بر روی فعالیت الکترومایوگرام عضلات صورت تاثیر گذار میباشد. به عبارت دیگر با استخراج ویژگی از سیگنال الکترومایوگرام و ترکیب آن با روشهای یادگیری ماشین میتوان این بیماری را تا حد مناسبی پیش بینی کرد.
میترا منتظرلطف، مهرداد حسینی شکیب، رضا رادفر، مینا خیام زاده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسیدگی دندان یکی از بیماریهای مزمن دهان با شیوع بالا در سراسر جهان است. تشخیص به موقع و دقیق پوسیدگیهای دندانی نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت ضایعات و کاهش عوارض دارد. هدف از این مطالعه، مرور نظاممند مطالعات انجام شده در زمینه تشخیص پوسیدگیهای دندانی بر روی رادیوگرافی پری اپیکال با استفاده از یادگیری ماشین است.
روش بررسی: جستجوی جامعی در پایگاههای داده PubMed، Scopus، Web of Science،IEEE Xplore و Google Scholar تا پایان سال 2024 انجام شد. معیارهای ورود شامل استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین برای تشخیص پوسیدگی دندان در رادیوگرافیهای پری اپیکال یا داخل دهانی بود. کیفیت مطالعات با استفاده از ابزار QUADAS-2ارزیابی شد.
یافتهها: از 825 مقاله اولیه، 13 مطالعه معیارهای ورود را داشتند. تمام مطالعات از شبکههای عصبی کانولوشنی(CNNs) استفاده کرده بودند، با معماریهای متنوعی از جمله ResNet، VGG، Inception، DenseNet و YOLO. مدلهای مبتنی بر ResNet و مدلهای ترکیبی آن بهترین عملکرد را با دقت تشخیصی 82 درصد تا 98 درصد نشان دادند. مقایسه با متخصصان انسانی در 6 مطالعه نشان داد که الگوریتمهای یادگیری عمیق عملکرد مشابه یا بهتری داشتند.
نتیجهگیری: یادگیری عمیق، بهویژه CNNها، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود تشخیص پوسیدگیهای دندانی در رادیوگرافیهای پری اپیکال دارد. با این حال، چالشهایی مانند محدودیت دادههای آموزشی با کیفیت و مسائل مربوط به تعمیم پذیری نیاز به بررسی بیشتر دارد.
بیتا خیری، منا فاضل قاضیانی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل تسهیل فرآیند تشخیص و تصمیم گیری بالینی در دندانپزشکی با استفاده از هوش مصنوعی (AI) در سالهای اخیر، استفاده از این ابزار در دندانپزشکی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بر همین اساس لازم است دندانپزشکان از مزایا و معایب هوش مصنوعی قبل از اجرای آن آگاه باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی جامع کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در تشخیص بیماریهای دندانی همراه با چالشها و معایب آن انجام شد.
روش بررسی: برای این مقاله مروری، یک جستجوی کامل بر روی پایگاههای اطلاعاتی Pub-Med و Google Scholar انجام شد و مطالعات منتشر شده طی سالهای اخیر و همچنین مطالعات منتشر شده 2024 با استفاده از کلید واژههای «هوش مصنوعی»، «دندانپزشکی»، «تشخیص» گردآوری شد. در نهایت مقالات مرتبط، با تمرکز بر هوش مصنوعی در دندانپزشکی و تشخیص بیماریهای دندانی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: پیشرفتهای هوش مصنوعی در تصویربرداری دندان، به ویژه از طریق یادگیری ماشینی (ML) و شبکههای عصبی مصنوعی (Artificial Neural Networks-ANN)، به طرز چشمگیری روشهای تشخیص بیماریهای دندانی را متحول کرده است. این فناوریها با استفاده از الگوریتمهایی که به سیستمها امکان یادگیری و واکنش به دادهها را میدهند، به دندانپزشکان کمک میکنند تا اطلاعات پیچیده را تحلیل کنند و نتایج دقیقتری به دست آورند. جدیدترین پیشرفت در این حوزه، یادگیری عمیق (DL) است که با استفاده از چندین لایه شبکه عصبی، قادر به پردازش دادههای بدون برچسب و پیشبینی نتایج میباشد. این تکنیکها در زمینههای مختلفی مانند تصویربرداری تشخیصی، پریودنتولوژی، تشخیص پوسیدگی دندان و غربالگری پوکی استخوان کاربرد دارند و به بهبود کیفیت خدمات دندانپزشکی کمک میکنند. علیرغم مزایای هوش مصنوعی در دندانپزشکی بالینی، سه چالش بحث برانگیز شامل سهولت استفاده، بازگشت مالی سرمایه و شواهد عملکرد یا به عبارتی قابل اعتماد بودن وجود دارد و باید مدیریت شوند.
نتیجه گیری: همانطور که نتایج به دست آمده نشان میدهد، مهمترین مزیت هوش مصنوعی، تشخیص بیماریهای دندان است. هوش مصنوعی با خودکارسازی وظایف روتین و بهبود مراقبت از بیماران، پتانسیل بالایی برای کاهش فشار بر سیستمهای بهداشتی دارد. با این حال، این فناوری هرگز نمیتواند جایگزین تخصص انسانی شود و باید بر اساس اصول اخلاقی هدایت گردد. در نهایت، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری ارزشمند در دندانپزشکی شناخته میشود و تصمیمگیری نهایی همواره بر عهده دندانپزشک باقی میماند.