جستجو در مقالات منتشر شده


96 نتیجه برای دندانی

صغری یاسائی، حسین عقیلی، داوود رازقی،
دوره 20، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده

 زمینه و هدف: دستگاه‌ فانکشنال به تعدادی از دستگاه‌های متحرک یا ثابت گفته می‌شود که موقعیت مندیبل را در ابعاد ساژیتالی و ورتیکالی تغییر داده و باعث تغییرات ارتوپدیک و ارتودنتیک می‌شود. علیرغم تاریخچه طولانی دستگاه‌های فانکشنال هنوز اثرات و عملکرد این دستگاه‌ها مورد اختلاف نظر می‌باشد. هدف از این تحقیق ارزیابی اثرات اسکلتی و دندانی دستگاه Fa II در بیماران دارای مال‌اکلوژن class II همراه با کمبود رشد مندیبل بود.
روش‌بررسی: در این کارآزمایی بالینی قبل و بعد، 35 بیمار دارای مال‌اکلوژن class II div I مورد بررسی قرار گرفتند. این بیماران حداقل 11 ماه تحت درمان با دستگاه Fa II بودند. محدوده سنی دختران 10-13 سال و پسران 11-14 سال بود. از آنالیز ترکیبی برای تعیین اثرات دندانی و اسکلتی استفاده شد. از آنالیز Paired T برای مقایسه میانگین قبل و بعد از درمان استفاده و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: در این مطالعه تفاوت معنی‌داری در ارتفاع قدام و خلف صورت، رویش دندان‌های خلفی بالا و پایین و انسیزورهای بالا، طول بدنه مندیبل، زاویه ANB، IMPA و 1 to SNقبل و بعد از درمان مشاهده شد. در الگوی رشد صورتی بیماران تغییر معنی‌داری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: دستگاه فانکشنال Fa II باعث تاثیرات درمانی قابل ملاحظه‌ای بر روی اجزا دندانی و اسکلتی مجموعه صورتی جمجمه‌ای و بهبود روابط فکین و دندان‌ها می‌شود.


احمدرضا طلائی‌پور، مهرداد پنج نوش، رزا زرگرپور،
دوره 20، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده

 زمینه و هدف:برای جایگزینی دندان‌های از دست رفته بیماران، استفاده از ایمپلنت‌های دندانی در سراسر جهان رواج روز افزونی یافته است. بنابراین اندازه‌گیری دقیق ارتفاع و پهنای استخوان، قبل از جایگذاری ایمپلنت‌های دندانی ضروری است. روش جراحی، نوع و اندازه ایمپلنت‌ها با توجه به ابعاد استخوان باقی‌مانده تعیین می‌شود. هدف از این مطالعه، ارزیابی دقت توموگرافی خطی در تعیین محل کف حفره بینی و کف سینوس ماگزیلاری و تعیین پهنای استخوان ماگزیلا در محل مورد نظر برای جایگذاری ایمپلنت می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع بررسی روش‌ها می‌باشد. در این مطالعه، فاصله عمودی بین کرست آلوئل تا کف حفره بینی و کف سینوس ماگزیلاری در مقاطع توموگرافیک تهیه شده از 12 ناحیه از استخوان ماگزیلای 3 جمجمه خشک انسان اندازه‌گیری شد. همچنین پهنای استخوان ماگزیلا نیز در این مقاطع مورد اندازه‌گیری قرار گرفت؛ سپس جمجمه‌‌ها در محل‌های مشخص شده برش داده شدند. اندازه‌های واقعی فواصل مورد نظر بر روی مقاطع استخوانی با مقادیر حاصل از مقاطع توموگرافیک مقایسه شد.
یافته‌ها: با اصلاح مقادیر به‌ دست آمده روی مقاطع توموگرافیک توسط ضریب بزرگنمایی عنوان شده توسط کارخانه سازنده دستگاه (4/1)، میانگین مطلق خطا در مورد اندازه‌گیری ارتفاع استخوان در ناحیه حفره بینی و سینوس ماگزیلا به ترتیب 28/0میلی‌متر (24/0 SD=) و 1/1 میلی‌متر (68/0 SD=) به دست آمد. میانگین مطلق خطا در مورد اندازه‌گیری پهنای استخوان ماگزیلا در ناحیه حفره بینی و سینوس ماگزیلا نیز به ترتیب 65/0 میلی‌متر (50/0 SD=) و
55/0 میلی‌متر (45/0 SD=) محاسبه شد. در مورد اندازه‌گیری ارتفاع استخوان در ناحیه حفره بینی 100% مقادیر به دست آمده و در ناحیه سینوس ماگزیلا 50% مقادیر در محدوده دقت 1± میلی‌متر قرار گرفت. در مورد اندازه‌گیری پهنای استخوان نیز در ناحیه حفره بینی 50% مقادیر و در ناحیه سینوس ماگزیلا 3/83% مقادیر به دست آمده در محدوده دقت 1± میلی‌متر قرار داشتند.
نتیجه‌گیری: توموگرافی خطی در تعیین ارتفاع استخوان ماگزیلا در ناحیه حفره بینی و در تعیین پهنای استخوان در ناحیه سینوس ماگزیلا نسبت به نواحی دیگر دارای دقت بالاتری است. دقت توموگرافی خطی در اندازه‌گیری ارتفاع و پهنای استخوان در هر دو ناحیه حفره بینی و سینوس ماگزیلا قابل قبول است.


یدالله سلیمانی شایسته، افشین خورسند، بهروز حبیبی،
دوره 20، شماره 4 - ( 11-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از چالش‌های علم پریودنتیکس زیبایی و به خصوص بازسازی پاپیلای بین دندانی از دست رفته می‌باشد. تاکنون تکنیک‌های متفاوتی جهت بازسازی پاپیلا ابداع و تجربه شده است که از نظر ثبات نتایج بدست آمده، به طور کامل قابل پیش‌بینی نیستند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه‌ امکان بازسازی پاپیلای بین دندانی توسط پیوند بافت همبند با و بدون استفاده از ماده Emdogain در بیماران مبتلا به این عارضه انجام شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 40 پاپی تحلیل رفتهClass II (طبقه‌بندی (Nordland Tarnowدر 18 بیمار (14زن و 4مرد) مورد مطالعه قرار گرفتند. پاپی‌ها به طور تصادفی به دو گروه درمانی تقسیم شدند. گروه تست بوسیله پیوند بافت همبند و Emdogain و گروه کنترل به وسیله پیوند بافت همبند به تنهایی، تحت درمان قرار گرفتند. شاخص‌های پریودنتال شامل ارتفاع پاپیلا (فاصله عمودی رأس پاپیلا تا سمت اپیکال نقطه تماس بین دندانی یا (PH)، عمق پاکت پریودنتال (PPD) و سطح چسبندگی بالینی (CAL) قبل از درمان و 3 و 6 ماه بعد از درمان اندازه‌گیری شدند. در روز دهم و ماه اول پس از درمان فقط ارتفاع پاپیلا اندازه‌گیری شد. برای تحلیل داده‌ها از آزمون اندازه‌های تکراری (repeated measures) با 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری استفاده شد.

یافته‌ها: در گروه کنترل میانگین ارتفاع پاپیلا از 89/0 38/3 به 93/0 85/2 در ماه سوم و 95/0 90/2 در ماه ششم رسید. میانگین PPD از 68/0 8/2 به 70/0 55/2 در ماه سوم و 25/1  06/3 در ماه ششم رسید. میانگین CAL از 29/1 88/3 به 25/1 79/3 در ماه سوم و 44/1 11/4 در ماه ششم رسید. در گروه با emdogain میانگین ارتفاع پاپیلا از 91/0 98/2 به 55/1 45/2 در ماه سوم و 48/1 55/2 در ماه ششم رسید. میانگین PPD از 49/1 75/2 به 38/1 63/2 در ماه سوم و 39/1 88/2 در ماه ششم رسید. میانگین CAL از 24/1 75/3 به 45/1 01/4 در ماه سوم و 63/1 28/4 در ماه ششم رسید. آزمون اندازه‌های تکراری تفاوت آماری معنی‌داری بین دو گروه درمانی از نظر مقادیر ارتفاع پاپیلا، PPD و CAL نشان نداد.

نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این مطالعه، کاربرد پیوند آزاد بافت همبندی با یا بدون emdogain در بازسازی ارتفاع پاپیلای بین دندانی، کاهش PPD و بهبود CAL تفاوت معنی‌داری با هم ندارند و افزایش ارتفاع ایجاد شده در پاپیلا در هر دو گروه از نظر کلینیکی به حدی نبود که رضایت بیمار را جلب نماید.


آرش دباغی، محمد جواد  طهماسبی، نغمه کرباسی، حامد تابش،
دوره 20، شماره 4 - ( 11-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: خصوصیات سنسیتومتریک فیلم‌های گروه F تحت تأثیر شرایط ظهور و ثبوت قرار می‌گیرد، در نتیجه با توجه به عرضه فیلم‌های  Fو E در بازار ایران، این مطالعه با هدف ارزیابی خصوصیات سنسیتومتریک فیلم کداک InSight در شرایط ظهور و ثبوت مطب‌های دندانپزشکی و مقایسه آن با فیلمEktaspeed Plus  انجام شد.

روش بررسی: در این بررسی تجربی آزمایشگاهی به کمک یک استپ وج 14 پله ای از فیلم‌های (EP) Ektaspeed Plus و (IP) InSight در شرایط یکسان رادیوگرافی به عمل آمد. فیلم‌ها طی شش روز متوالی به دو طریق دستی و اتوماتیک در محلول چامپیون (محصول شرکت ایکس ری ایران تحت نظارت چامپیون انگلستان) ظاهر و ثابت گردیدند. هم‌زمان با ظهور و ثبوت فیلم‌های اکسپوز شده، از فیلم‌های اکسپوز نشده EP و IP جهت ثبت میزان دانسیته (Base plus Fog density) B+F استفاده شد. سرعت و کنتراست فیلم‌ها پس از رسم منحنی مشخصه آنها و براساس تعاریف ISO اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری ANOVA یک طرفه و T با 05/0P< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: فیلم IP بین 20 تا 22% سریعتر از فیلم EP بود (20% در شرایط ظهور و ثبوت دستی و 22% در شرایط اتوماتیک). فیلم IP در شرایط اتوماتیک همیشه در محدوده سرعت F قرار داشت ولی در شرایط ظهور و ثبوت دستی در روزهای نخست (محلول نو) در محدوده F و درروزهای پایانی (محلول کهنه) در محدوده E قرار گرفت. کنتراست هر دو نوع فیلم در سیستم اتوماتیک مشابه هم ولی در سیستم دستی درفیلم EP بیشتر بود. میزان دانسیته B+F در هر دونوع فیلم در محدوده استاندارد (کمتر از35/0) بود و با افزایش عمر محلول کاهش ‌یافت.

نتیجه‌گیری: فیلم InSight یک فیلم F است که سرعت آن حداقل 20% بیشتر از فیلم Ektaspeed Plus می‌باشد و ظهور و ثبوت آن در شرایط عادی مطب در محلول تازه منجر به کاهش تابش اشعه به بیمار می‌شود. کهنگی محلول تا 6 روز سرعت آن را کاهش می‌دهد ولی کیفیت تصویر آسیبی نمی‌بیند و استفاده از آن سبب کاهش اکسپوژر بیمار می‌گردد.


سکینه نیکزاد، عباس آذری، مهدیه خسروی، الهیار نزادی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: پانتیک، دندان مصنوعی پروتز پارسیل ثابت است که جایگزین دندان طبیعی بوده و نما و عملکرد آن را بازسازی می‌‌نماید. پانتیک یک جایگزینی ساده محسوب نمی‌شود چرا که اگر کاملاً مشابه با دندان طبیعی باشد تمیز کردن آن امکان‌‌پذیر نخواهد بود. طرح پانتیک را مسایلی مانند زیبایی، سهولت رعایت بهداشت، حفظ سلامتی انساج روی ریج بی‌‌دندانی، راحتی و خواست بیمار تعیین می‌کند. در این مطالعه توجه به طراحی صحیح پانتیک‌های پروتز ثابت جهت تأمین حداکثر زیبایی مدنظر قرار داشت و با هدف بررسی طرح‌های مختلف پانتیک و تناسب آنها با ریج بی‌دندانی انجام پذیرفت.

روش بررسی: برای انجام این پژوهش  cross-sectionalاز بیمارانی که در بخش پروتز ثابت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران تحت درمان با بریج قرار داشتند قالب اولیه گرفته شده و از روی کست نوع ریج بیمار مشخص گردید.57 کست تشخیصی و درکل 73 پانتیک مورد بررسی قرار گرفت. در انتها نیز بریج گلیز شده و آماده تحویل به بیمار مورد مطالعه قرار گرفته و ابتدا مطابق تعاریف موجود نوع طرح پانتیک مشخص شد و بعد داخل ریتینر و درسطح بافتی پانتیک یک لایه fit checkers گذاشته و در دهان بیمار قرار گرفت تا بدین ترتیب شکل ناحیه تماس بافتی ثبت گردد.

یافته‌ها: شایع‌ترین طرح مورد استفاده در پانتیک‌ها، Modified Ridge Lap با فروانی 2/93% بود. از لحاظ کانتور ریج بی‌‌دندانی با توجه به طبقه‌‌بندی siebert 2/45% ریج‌ها بدون نقص کانتور ونرمال، 2/19% کلاس I، 2/8 % کلاس II و 4/27% کلاس III بودند. در بررسی صحت شکل ناحیه تماس بافتی پانتیک‌ها، در مجموع، شکل ناحیه تماس بافتی 4/27% از پانتیک‌های ارایه شده مطابق با تعاریف موجود درست بود، بنابراین 6/72% موارد به صورت نادرست طراحی و ساخته شده بودند.

بحث و نتیجه‌گیری: آمار بالای شکل نادرست ناحیه تماس بافتی پانتیک‌ها بیانگر عدم آگاهی و یا نبود دقت در مراحل طراحی و ساخت پانتیک‌ها می‌‌باشد که برای رفع این مشکلات توجه بیشتر به آموزش و تاکید در این زمینه به دانشجویان و تکنسین‌‌های لابراتوار توصیه می‌گردد.


مهرداد پنج‌نوش، حکیمه سیادت، مرضیه علی خاصی، مسعود علی حسینی،
دوره 22، شماره 2 - ( 8-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه امروزه درمان ایمپلنت به عنوان یک درمان معمول دندانپزشکی در سراسر جهان شناخته شده است اما به علت تحلیل استخوانی که در اطرف ایمپلنت‌ها رخ می‌دهد دستیابی به موفقیت همواره تضمین شده نیست. همچنین فاکتورهای متعددی بر میزان تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت‌ها مؤثر می‌باشند که از جمله آنها روش جراحی برای گذاشتن ایمپلنت می‌باشد. هدف از این مطالعه، مقایسه میزان تحلیل استخوان مارژینال اطراف ایمپلنت‌های Replace می‌باشد که با دو روش مختلف Submerge و Non-submerge به کار رفته‌اند.

روش بررسی: در این مطالعه 11 بیمار با 34 ایمپلنت Replace مورد بررسی قرار گرفتند که در هر بیمار (یک طرفه یا دو طرفه مندیبل) یکی از پایه‌ها به صورت Submerge و پایه دیگر Non-submerge به کار رفت. سپس در طی دوره 3 ماهه از یک پروتز پارسیل موقت استفاده شد که روی ایمپلنت‌ها قرار می‌گرفت. بعد از 3 ماه پایه Submerge اکسپوز شد و قالب‌گیری انجام و پروتز ثابت ساخته شد. میزان تحلیل استخوان کرستال اطراف ایمپلنت‌ها توسط رادیوگرافی‌های دیجیتالی گرفته شده در زمان جراحی، 3 ماه بعد و 6 ماه بعد از گذاشتن پروتز ثابت با روش Digital subtraction با هم مقایسه شدند. نتایج توسط آنالیز Wilcoxon Signed Ranks مقایسه شد.

یافته‌ها: میانگین تحلیل استخوان کرستال بعد از 3 ماه در گروه Submerge، 71/0±65/0 میلی‌متر می‌باشد و این مقدار در گروه Non-submerge، 53/0±41/0 میلی‌متر می باشد که این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار می‌باشد (p=0.02). همچنین میانگین تحلیل استخوان کرستال بعد از 6 ماه در گروه Submerge، 40/0±21/0 میلی‌متر می‌باشد و این مقدار در گروه Non-submerge، 49/0±29/0 میلی‌متر می‌باشد که این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار نمی‌باشد
(p> 0.05
).

نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که از لحاظ آماری تفاوت معنی‌داری بین میزان تحلیل استخوان کرستال بعد از 6 ماه در دو روش جراحی وجود ندارد.

 


کریم قاضی خانلو ثانی، امیر اسکندرلو،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: در دهه‌های اخیر دستورالعمل‌های متعددی در زمینه حفاظت در برابر پرتوهای یونیزان در پرتونگاری‌های دندانی از سوی سازمان‌های بین‌المللی حفاظت در برابر تشعشع وضع شده است. هدف از این مطالعه تعیین میزان رعایت دستورالعمل‌های سازمان‌های حفاظت در برابر اشعه در بخش‌های آموزشی- درمانی واقع در دانشکده‌های دندانپزشکی سراسر کشور (18دانشکده) می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی پرسشنامه‌ای با توجه به مصوبات کمیته‌های بین‌المللی حفاظت در برابر تشعشع تهیه گردید. پرسشنامه که شامل سؤالاتی در مورد اصول حفاظتی مورد نیاز جهت بیماران، پرسنل و همچنین آزمون‌های کنترل کیفی بود، برای مسئولین مراکز رادیولوژی دانشکده‌های دندانپزشکی سراسر کشور (18 دانشکده) ارسال شد. پس از جمع‌آوری پرسشنامه‌ها و آنالیز داده‌ها میزان مطابقت موارد ذکر شده با استانداردها تعیین گردید.
یافته‌ها: در مورد وجود تجهیزات حفاظت در برابر پرتوها (مانند پیشبند سربی، محافظ تیروئید و دیوارهای متراکم سربی)  شاهد وضعیت مطلوبی بودیم . گرچه اغلب پرسنل بندرت از این تجهیزات استفاده می‌کنند. استفاده از فیلم‌های با سرعت بالا، دستگاه‌های ظهور و ثبوت اتوماتیک در مراکز مورد بررسی نکته بسیار مثبتی بود. معضل عمده اغلب مراکز دندانپزشکی به عدم کنترل دوره‌ای تجهیزات و عدم وجود آزمون‌های کنترل کیفی مربوط بود.
نتیجه‌گیری: میزان رعایت اصول حفاظت در برابر اشعه در مراکز رادیولوژی دانشکده‌های دندانپزشکی سراسر کشور در وضع نسبتاً مطلوبی قرار دارد. ولی در زمینه برنامه‌های کنترل کیفی تجهیزات و پایش منظم تجهیزات و همچنین در مورد استفاده از تجهیزات تصویربرداری دیجیتال وضعیت مطلوبی وجود نداشت.


کاوه سیدان، رضا ناهیدی،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: کنترل نسج نرم جهت تأمین زیبایی در رستوریشن یک ایمپلنت تک دندان در قدام ماگزیلا اهمیت ویژه‌ای دارد. آماده‌سازی و شکل‌دهی بافت به ایجاد یک Emergence profile صحیح و ظاهر طبیعی دندان کمک می‌کند. هدف از این مطالعه‌ ارایه یک مورد کنترل غیر جراحی کانتور نامناسب بافت نرم اطراف ایمپلنت‌های واقع در قدام ماگزیلا برای رسیدن به زیبایی مطلوب می‌باشد.

روش بررسی: یک دختر 23 ساله دچار فقدان مادرزادی دندان‌های لترال ماگزیلا، پس از درمان ارتدنسی ثابت و تأمین فضای لازم، تحت جراحی قرار گرفت و دو عدد ایمپلنت در محل‌های مورد نظر جایگذاری شد. پس از انجام جراحی دوم و سپری شدن دوره التیام، به دلیل کلاپس شدید نسج نرم، امکان ساخت رستوریشن‌ها به روش متداول مقدور نشد. در این مورد با ساختن رستوریشن‌های موقتی، کانتور نسج‌ نرم به روش غیر جراحی اصلاح شد و در ادامه رستوریشن‌های نهایی تهیه و نصب گردید.

نتیجه‌گیری: شکل‌دهی بافت نرم به وسیله رستوریشن موقتی به برقراری مجدد کانتورهای طبیعی لثه و پاپیلای بین دندانی اطراف یک رستوریشن متکی بر ایمپلنت در قدام ماگزیلا، کمک شایانی می‌نماید.


احمد روحانیان، قاسم امتی شبستری،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده

میکروستومیا به عنوان کوچکی غیرطبیعی مدخل دهان شناخته می‌شود. این حالت می‌تواند از عواملی همچون ترومای ناشی از سوختگی شیمیایی، الکتریکی و ترومای ناشی از جراحی ایجاد شود. درمان پروتزی بیماران مبتلا به میکروستومیا در تمام مراحل درمان از قالب‌گیری اولیه تا طراحی نهایی پروتز به علت محدودیت بار نمودن دهان با مشکلاتی همراه است. با مرور مقالات گذشته می‌توان دریافت که روش‌های گوناگونی جهت ایجاد اجزا چند قطعه‌ای در مراحل قالب‌گیری و رکورد گیری ارائه شده است. همچنین طرح‌هایی مانند پروتزهای Swing hinge و یاCollapsible  در ساخت پروتز نهایی برای مقابله با این مشکلات ارائه شده که با مشکلاتی از جمله هزینه بالا، مراحل ساخت پیچیده‌تر و شرایط استفاده و نگهداری مخصوص به خود مواجه‌اند. مقالاتی در ارتباط با ساخت پروتز‌های چند قطعه‌ای با طرح‌های گوناگون ارائه شده‌اند. هدف این مطالعه ارائه روشی جدید و در دسترس جهت ساخت پروتز دو قطعه‌ای در بیماران مبتلا به محدودیت باز نمودن دهان است. در این مطالعه با استفاده از ترکیب طراحی پروتز پارسیل فلزی کروم کبالت همراه با طرح پروتز کامل، تکنیکی جهت ساخت پروتز دو قطعه‌ای (Sectional) در درمان یک بیمار مبتلا به محدودیت باز نمودن دهان ناشی از ترومای جراحی ارائه شده است. استفاده از طرح ترکیبی پروتز کامل و پارسیل، روشی مؤثر و در دسترس برای درمان بیماران بی‌دندان مبتلا به میکروستومیا می‌باشد.


سکینه نیکزاد، عباس آذری،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده

بسیاری از مشکلاتی که در حین جراحی و تهیه پروتز در ایمپلنتولوژی بوجود می‌آیند غالباً ناشی از تشخیص غلط، طرح درمان نادرست و قرار دادن نامناسب ایمپلنت می‌باشند. با توجه به اینکه این قبیل مشکلات همواره مورد بحث محافل علمی بوده و هست، در این مقاله سعی بر آنست که از طریق روش CAD/CAM ویژه‌ای که به آن Rapid prototyping اطلاق می‌شود و با استفاده از ابزار آلات پیشرفته و نرم‌افزارهای مدرن، روش نوینی در معالجات ایمپلنت به همگان معرفی گردد. در این روش با کمک روش‌های سه بعدی گرافیکی و شبیه سازی دقیق نحوه قرار دادن ایمپلنت، یکسری راهنمای جراحی بسیار دقیق به دست می‌آید که در آن بهترین مسیر قرارگیری ایمپلنت بر حسب میزان درجه تراکم و دانسیتی استخوان از یک طرف و بهترین محل از نقطه نظر اکلوژن فعلی از طرف دیگر به دقت مشخص شده و به سادگی در دهان بیمار پیاده می‌شود. در این مقاله تا حد امکان مفاهیم، قابلیت‌ها و کارآیی یکی از پیشرفته‌ترین روش‌های مزبور از جهات مختلف مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.


مریم کرمی نوگورانی، محمود بنی هاشمی،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات نشان می‌دهند که جویدن آدامس حاوی ساکاروز پوسیدگی‌زا است. هدف از این تحقیق مقایسه تأثیر دو نوع آدامس با و بدون ساکاروز بر تجمع پلاک دندانی و مقایسه آن با گروه کنترل بود.

روش بررسی: این مطالعه تجربی با همکاری داوطلبانه بیست و سه دانشجوی مرد دندانپزشکی درسه دوره هفت روزه با فواصل دو هفته استراحت انجام شد. در دوره اول از داوطلبان خواسته شد که روزانه تعداد پنج عدد آدامس الیپس (حاوی ساکاروز) و در دوره دوم، آدامس اربیت (فاقد ساکاروز) را به مدت 20 دقیقه بعد از صرف وعده‌های غذایی اصلی و میان وعده‌ها بجوند. دوره سوم بدون مصرف آدامس انجام گردید. قبل و بعد از هر دوره شاخصSillness & Loe اندازه‌گیری شد درضمن از داوطلبان خواسته شد. تا در این دوره‌ها از مصرف هرگونه آدامس دیگر خودداری نمایند. تحلیل یافته‌ها توسط آنالیز واریانس با مشاهدات تکراری و paired T-test انجام گرفت.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که نه تنها جویدن آدامس فاقد ساکاروز بلکه جویدن آدامس حاوی ساکاروز نیز باعث کاهش معنی‌دار پلاک دندانی ‌شد (001/>0P). مقایسه میانگین تجمع پلاک دندان‌ها در دو گروه آدامس حاوی ساکاروز و فاقد ساکاروز نشان داد که آدامس فاقد ساکاروز به طور معنی‌داری در کاهش تجمع پلاک دندانی ازآدامس حاوی ساکاروز مؤثرتر بود (001/0P>).

نتیجه‌گیری: اگرچه تأثیر آدامس فاقد ساکاروز به طور معنی‌داری نسبت به آدامس حاوی ساکاروز در کاهش تجمع پلاک دندانی بیشتر بود، جویدن آدامس حتی از نوع حاوی ساکاروز نیزموجب کاهش تجمع پلاک دندانی می‌شود.


محمد هاشم حسینی، عباس کمالی، مجید محمودزاده دربندی،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: لیزر با مشخصات مختلف جهت تأثیرات تحریکی بر روی سرعت حرکات ارتودنتیک دندانی و درد در انسان مورد مطالعه قرار گرفته است. با توجه به نتایج متناقض به دست آمده، در این مطالعه تأثیر درمان با Low Level Laser (LLLT) بر روی درد حین حرکات ارتودنتیک دندانی در انسان بررسی شد.

روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 12 بیمار که پرمولر اول بالای آنها کشیده شده بود و نیاز به Retraction کانین به فضای Extraction داشتند، انتخاب شدند. درحالیکه در هر سمت دندان کانین توسط Niti coil spring رترکت می‌شد، یک سمت تحت درمان با لیزر GaAlAs با طول موج nm890 قرار گرفت. LLLT ‌بر روی مخاط باکال و پالاتال به شکل حرکت آرام پروب صورت گرفت. دو روز پس از آغاز رترکشن از بیماران راجع به درد احساس شده در دو سمت سؤال شد و بر اساس VAS مورد ارزیابی قرار گرفت.

یافته‌ها: در این مطالعه میزان درد در سمت تحت درمان با لیزر کم توان به طور معنی‌داری کاهش یافته بود (007/0P=).

بحث و نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، یک دوز تابش لیزر GaAlAs با دوز انرژی  J12 برای هر دندان می‌تواند میزان درد احساس شده را کاهش دهد.


مریم قوام، سکینه آرامی، الهام طباطبایی قمشه،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده

  زمینه و هدف : آزاد شدن اجزاء شیمیایی رزین‌‌های کامپوزیتی به محیط دهان می‌تواند دارای اثرات سوء روی سلامت انسان داشته باشد و همچنین دوام کلینیکی ترمیم‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از این تحقیق، بررسی اثر مایعات مشابه غذا بر روی میزان آزاد شدن مونومرهای BisGMA ، TEGDMA و UDMA از دو نوع رزین کامپوزیتی P60 و Gradia در محیط‌های اتانول 25% و 50% و 75% و هپتان 50% به مدت 24 ساعت و 7 روز بود.

  روش بررسی : تعداد 40 نمونه از هر کامپوزیت تهیه شد. تعداد 5 نمونه از هر کامپوزیت در لوله‌هایی با حجم cc 2 محتوی محلول‌های مورد آزمایش به مدت 24 ساعت و 7 روز قرار گرفتند. سپس محتویات لوله‌ها جهت بررسی منومرهای آزادشده به دستگاه GC/MS (Gas Chromatography/Mass Spectroscopy) تزریق شدند. نتایج توسط تست‌های آماری Three way ANOVA و One way بررسی شدند. 05/0 P< سطح معنی‌داری در نظرگرفته شد.

  یافته‌ها: نتایج نشان داد که تنها منومر TEGDMA از تمامی نمونه‌ها آزاد شد. Gradia به صورت معنی‌داری TEGDMA بیشتری آزاد می‌کند. غلظت‌های بالاتر اتانول (75%) موجب آزادسازی بیشتر منومر نسبت به غلظت‌های پایین‌تر می‌شود. از سوی دیگر هپتان نسبت به اتانول به طور کلی موجب آزادسازی کمتر منومر TEGDMA می‌شود. باافزایش زمان از 24 ساعت تا 7 روز، میزان منومر بیشتری آزاد می‌شود.

  نتیجه‌گیری: اتانول بیش از هپتان باعث آزادسازی منومرها می‌شود، همچنان که غلظت بالاتر اتانول تأثیر بیشتری در رهاسازی منومرها دارد. از سوی دیگر کامپوزیت Gradia بیش از P60 سبب آزادسازی منومرها می‌شود. افزایش زمان نگهداری منومرها نیز باعث ادامه روند آزادسازی منومرها می‌گردد.


پریسا صالحی، سید محمد مهدی رویین‌پیکر، مریم داوری، زهرا امامی، هومن ظریف نجفی،
دوره 23، شماره 2 - ( 8-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: از آنجایی که اندازه دندان‌ها در ارتباط با نژاد می‌باشد، به نظر می‌رسد اطلاعات آماری اندازه دندان‌های جامعه‌ای که در آن درمان‌های ارتودنسی صورت می‌گیرد اهمیت بسیاری دارد. هدف از این مطالعه دستیابی به ارتباط بین عرض مزیودیستال 4 دندان اینسایزور و مولار اول دائمی و دندان‌های کانین و پرمولارهای نروییده در دو فک و ارائه معادلاتی جهت پیشگویی عرض کانین و پرمولارهای نروییده بود.

روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر بر روی 715 کست مطالعه قبل از درمان (526 زن و 189 مرد) بیماران مراجعه کننده به بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی شیراز و مطب خصوصی ارتودنتیست‌ها صورت گرفت. بزرگترین عرض مزیودیستال تمامی دندان‌ها با کولیس دیجیتال با دقت mm 01/0 اندازه‌گیری گردید و سپس تمامی داده‌ها توسط نرم افزار SPSS و تست‌های آماری Pearson Correlation، Independent T-test، Paired samples T- test و Multiple linear regression مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: تخمین‌های به دست آمده از معادلات پیشنهادی تاناکا-جانسون (0001/0P=) و جدول مایرز (05/0P=) با مجموع عرض مزیودیستال دندانی در جمعیت جنوب ایران تفاوت معنی‌داری نشان داد. در نتیجه معادلات رگرسیون جدیدی به تفکیک جنس و فک بر اساس عرض دندان‌های اینسایزور و مولارهای اول هر دو فک ارائه گردید. از میان معادلات رگرسیون پیشنهادی بیشترین ضریب تعیین (r2) متعلق به معادله 12 متغیره است که عرض مزیودیستال کانین و پرمولارهای نروییده فک بالا و پایین را بر اساس عرض مزیودیستال تمامی دندان‌های اینسایزور و مولارهای اول هر 2 فک پیشگویی می‌کند. معادله رگرسیون پیشنهادی بر اساس مجموع عرض مزیودیستال تمامی دندان‌های اینسایزور و مولار اول هر دو فک جهت تخمین کانین و پرمولارهای نروییده فک بالا 227/4x+177/0 Y= و جهت تخمین کانین و پرمولارهای نروییده فک پایین 730/2x+ 188/0Y= بود که نسبت به معادلات به دست آمده بر اساس دندان‌های ثنایا و مولر اول یک فک و دندان‌های ثنایا به تنهایی، از ضریب بالاتری برای پیشگویی دندان‌های رویش نیافته برخوردار بود.

نتیجه‌گیری: تخمین تاناکا- جانسون و جدول پیشنهادی مایرز در جمعیت جنوب ایران Overestimate است. به این علت معادلات رگرسیون جدیدی براساس سایز دندان‌های ثنایا به تنهایی و دندان‌های مولر اول و ثنایا با هم به منظور افزایش دقت در آنالیز فضا در هر 2 فک پیشنهاد می‌گردد.


مجید صاحبی، پروانه بستانی املشی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات مفصل گیجگاهی- فکی یکی از شایعترین اختلالات در ناحیه فک و صورت می باشد که اغلب همراه با درد، عملکرد ناقصمفصل شناخته میشود. اما شیوع TMD گیجگاهی فکی و عضلات جونده تشخیصداده میشود. نوجوانان و بزرگسالان مستعد ابتلا به حالاتی هستند، که تحت عنوان را در بچهها در دوره TMD (Temporomandibular Disorder) در این جمعیت شناخته شده نیست و مطالعات کمی شیوع علایم و نشانههای و بررسی ارتباط ناهنجاریهای دندانی Mixed dentition در دوران TMD مورد بررسی قرار دادهاند. هدف از این مطالعه بررسی میزان شیوع Mixed dentition با ناهنجاریهای مفصل گیجگاهی فکی بود.

روش بررسی: در این مطالعه 222 نفر از بچههای 6 تا 12 ساله که به بخشاطفال و ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران مراجعه نموده بودند، و آزمون SPSS Ver بررسی شدند. پساز انجام معاینات کلینیکی و تکمیل پرسشنامهها، کلیه دادهها با استفاده از بسته نرمافزاری 11.5 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. Logistic regressionدر این مطالعه در دختران بیشتر بود. بیشترین میزان شیوع TMD 14 % گزارش شد. شیوع / در مراجعین، 4 Mixed dentition در دوران TMD

یافته ها: شیوع 20 % و درد / عضلات جونده 9 Tenderness ،%23/ در سنین 11 و 12 سالگی به دست آمد. همچنین شیوع صدای مفصل 9 ،Mixed dentition در دوره TMD در بچههایی که اورجت 6 میلیمتر و بیشتر داشتند بالاتر مشاهده شد. بین کراس بایت خلفی یکطرفه و انحراف TMD 5% گزارش شد. همچنین شیوع / مفصل 4 مشاهده شد. II در افراد با مال اکلوژن کلاس TMD هم رابطه معنیدار به دست آمد. همچنین بیشترین میزان TMD فکی و

نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه بین اختلالات مفصل گیجگاهی- فکی و ناهنجاریهای دندانی ارتباط نشان داد.


داریوش گودرزی‌پور، سحرناز نجات، اکبر فتوحی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: در اکثر مراکز رادیولوژی کشور ما تبدیل سیستم‌های تصویربرداری به سیستم دیجیتال با بهره‌مندی از تکنولوژی Computed Radiology (CR) در حال انجام است. در صورتی که قابلیت پانورامیک دیجیتال برای بررسی ضایعات کوچک دندان به اثبات برسد، در مواردی که تهیه کلیشه‌های داخل دهانی مشکل است با اطمینان بیشتری می‌توان از سیستم پانورامیک به روش CR استفاده کرد. هدف از این تحقیق بررسی حساسیت و ویژگی رادیوگرافی پانورامیک دیجیتال در تشخیص پوسیدگی‌های پروگزیمال در مقایسه با رادیولوژی بایت وینگ بود.
روش بررسی: در این مطالعه 100 بیمار مراجعه کننده به یکی از مرکز خصوصی رادیولوژی دهان و فک و صورت که برای آنها هر دو تکنیک بایت وینگ و پانورامیک تجویز شده بود، وارد مطالعه شدند. ابتدا کلیشه پانورامیک و سپس بایت وینگ توسط متخصص رادیولوژی دهان، فک و صورت بر روی نگاتوسکوپ مشاهده شده و پوسیدگی‌های بین دندان‌های خلفی به تفکیک محل پوسیدگی ثبت گردید. حساسیت و ویژگی پانورامیک دیجیتال با یافته‌های حاصل از مشاهده بایت وینگ به عنوان استاندارد طلایی سنجیده شد. همچنین برای حساسیت و ویژگی به دست آمده حدود اطمینان 95% محاسبه شد.
یافته‌ها: در این تحقیق حساسیت و ویژگی روش پانورامیک در کل دهان به ترتیب 7/62% (حدود اطمینان 95% برابر 5/67% -7/57%) و 0/91% (حدود اطمینان 95% برابر 5/92% -2/89%) به دست آمد.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه مشخص شد روش پانورامیک نسبت به روش بایت وینگ حتی علی‌رغم استفاده از مزایای دستکاری دیجیتال آن قبل از پرینت فیلم از حساسیت کمتری برخوردار است. از این رو تکنیک بایت وینگ به منظور مشاهده پوسیدگی‌های بین دندانی برتر است.


غلامرضا اسلامی امیرآبادی، سمانه مهویدی زاده، مجید نصیری،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه مقایسه آزمایشگاهی (in vitro) استحکام باند برشی براکت‌های فلزی باند شده به پرسلن براساس وجود یا عدم وجود سایلن، نوع اسید، اسید هیدروفلوئوریک (HF) یا اسید فسفریک 4PO3H و زبر کردن سطح پرسلن (Glazed or deglazed) در محیطی مشابه دهان بود.
روش بررسی: 80 عدد دیسک سرامیکی گلیز شده به طور تصادفی در8 گروه10تایی قرار گرفتند: گروه 1 ) HF + سایلن(، گروه 2 (بی گلیز + HF + سایلن)، گروه 3 (HF)، گروه 4 (بی‌گلیز + (HF، گروه 5 (اسید فسفریک + سایلن)، گروه 6 (بی گلیز + اسید فسفریک + سایلن)، گروه 7 (اسید فسفریک تنها)، گروه 8
(بی‌گلیز + اسید فسفریک). سپس براکت‌های فلزی به آنها باند شدند و ترموسایکل گردیدند. نمونه‌ها در نهایت تحت آزمایش Shear Bond Strength (S.B.S) توسط دستگاه Zwick قرار گرفتند و نوع شکست باند توسط X4Stereomicroscope بررسی گردید. آنالیز 3-way ANOVA و Kruskal-Wallis برای بررسی آماری داده‌ها استفاده شدند.
یافته‌ها: استحکام باند برشی در؛ گروه 1: MPa 7/7±05/13، گروه 2: MPa66/10±16/25، گروه 3: MPa86/5±7/6، گروه 4: MPa97/8±39/15، گروه 5: MPa 91/7±76/12، گروه 6: MPa 85/7±57/13، گروه 7:MPa 67/0±54/0 و گروه 8: MPa 52/6±34/9 بود. همچنین غیر از گروه 2 در بقیه گروه‌ها، شکست باند (Bond Failure) غالباً از نوع Adhesive مشاهده شد. اثر Interaction دوتایی و سه تایی بین وجود یا عدم وجود گلیز و سایلن و نوع اسید معنی‌دار نبود (05/0P>).
نتیجه‌گیری: بهترین روش از نظر کلینیکی استفاده از اسید فسفریک 37% و سایلن بر سطح سرامیک گلیز شده است که استحکام باند قابل قبولی از نظر کلینیکی می‌دهد و نوع شکست باندآن از نوع Adhesive می‌باشد.


الناز مصلحی فرد، شیما صفائیان،
دوره 24، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده

ساخت پروتز در بیمار مبتلا به میکروستومیا همواره دارای مشکلاتی بوده است. میکروستومیا به عنوان کوچکی غیر طبیعی مدخل دهان شناخته می‌شود. به علت محدودیت باز نمودن دهان در ‌این بیماران تمامی ‌مراحل کلینیکی از انتخاب تری پیش ساخته جهت قالب‌گیری اولیه تا طراحی پروتز نهایی با مشکلاتی همراه است. در‌این مطالعه روشی جهت قالب‌گیری از بیمارانی که به دلیل محدودیت باز شدن دهان امکان استفاده از تری قالب‌گیری یکپارچه وجود ندارد، شرح داده شد.


مرضیه علی‌خاصی، حکیمه سیادت، عباس منزوی، محمد علی ناصری، صدیقه شیخ زاده، فرنوش تقوی،
دوره 24، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: باند بین کور و ونیر‌‌ها ضعیفترین قسمت در رستوریشن‌‌های تمام سرامیک زیرکونیایی می‌باشند. با توجه به احتمال تأثیر رنگ آمیزی کور‌ها و نوع ونیر، هدف از این مطالعه بررسی این دو عامل در استحکام باند ریز کششی کور زیرکونیایی با دو نوع ونیر پرسلنی با رنگ آمیزی و بدون رنگ آمیزی بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، نمونه‌‌های دیسک شکل با استفاده از کور زیرکونیایی Zirkonzahn (MAD/MAM) ساخته شد. برای ونیر این نمونه‌‌ها سرامیک‌های Ceram Kiss و Zirkonzahn ICE مورد استفاده قرار گرفت. نیمی از نمونه‌‌ها با محلول 2A رنگ آمیزی شدند. سپس دیسک‌ها در هر گروه برش خوردند (به تعداد 30‌میکروبار) و باند ریز کششی در هر گروه ارزیابی شد. نمونه‌‌ها با SEM مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت داده‌‌ها با روش آنالیز واریانس دو طرفه و Student T-test بررسی شدند.
یافته‌‌ها: نوع ونیر و تأثیر متقابل ونیر و رنگ آمیزی اثر معنی‌دار بر استحکام باند ریزکششی داشت )001/0(P<، در حالیکه رنگ آمیزی نتوانست اثر معنی‌داری بر استحکام باند بگذارد )69/0(P=.
نتیجه‌گیری: با توجه به اثر مشخص نوع ونیر در استحکام باند ونیر-کور، انتخاب درست این مواد برای دست یافتن به استحکام باند کافی بین کور و ونیر برای جلوگیری از لایه لایه شدن و پریدن رستوریشن‌‌های ونیری زیرکونیا لازم به نظر ‌می‌رسد.


محمد‌ ‌‌هاشم حسینی، مجید محمود زاده دربندی، عباس کمالی،
دوره 24، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: جهت بررسی تأثیرات تحریکی لیزر بررسی میزان حرکات ارتودنتیک دندانی در مطالعات گوناگون لیزر با مشخصات مختلف مورد آزمایش قرار گرفته است. با توجه به نتایج متناقض به دست آمده، در این مطالعه تأثیر درمان با Low level laser (LLLI) یا لیزر کم توان بر روی سرعت حرکات ارتودنتیک دندانی در انسان بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 12 بیمار شامل 4 پسر و 8 دختر با میانگین سنی4/3±9/16 سال انتخاب شدند. پرمولر اول بالا در این افراد جهت درمان ارتودنسی کشیده شده بود و نیاز به Retraction کانین به فضای Extraction داشتند. در حالی که در هر دو سمت دندان کانین توسط
NiTi coil spring رترکت می‌شد، یک سمت تحت درمان با لیزر GaAlAs با طول موج nm 890 قرار گرفت. LLLT(بر روی مخاط باکال و پالاتال به شکل حرکت آرام پروب) در ماه اول رترکشن صورت گرفت و قالب‌گیری و تهیه کست در ابتدای رترکشن و یک و دو ماه بعد انجام شد. اندازه‌گیری میزان رترکشن بر روی کست و با کمک پلاک رفرنس ساخته شده بر روی ناحیه روگا توسط کولیس دیجیتال انجام گرفت. برای آنالیز داده‌‌‌ها از آزمون‌‌‌های
One-sample Kolmogorov-Simirnov و Paired sample T-test استفاده شد.
یافته‌‌‌ها: این مطالعه هیچ اختلاف معنی‌داری بین میزان حرکت دندان کانین در سمت لیزر و سمت کنترل نشان نداد )05/0(P>.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که دوز انرژی لیزر به کار رفته در این مطالعه J72 برای هر دندان، دوز مناسبی برای افزایش حرکات دندانی نیست.



صفحه 2 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb