جستجو در مقالات منتشر شده


96 نتیجه برای دندانی

فاطمه انصافی، تبسم هوشمند، مریم پیرمرادیان،
دوره 32، شماره 1 - ( 4-1398 )
چکیده


زمینه و هدف: امروزه رزین کامپوزیت‌ها یکی از رایج ترین مواد مورد استفاده در دندانپزشکی ترمیمی است. این در حالی است که شکست در ترمیم‌های رزینی نیز به دلیل ماهیت شیمیایی و استعداد بالایش به وقوع پوسیدگی ثانویه نیز بسیار رایج است. با توجه به رویکردهای محافظه‌ کارانه در دندانپزشکی، طرح درمان‌های اصلاحی بیش از انواعی که مبتنی بر تعویض کامل ترمیم‌های آسیب دیده هستند، مورد توجه قرار دارند. هدف از مطالعه حاضر مقایسه متدهای آماده سازی سطحی مختلف بر روی سطوح کامپوزیتی، برای نیل به بالاترین استحکام باند بین کامپوزیت‌های قدیمی و جدید بعد از فرآیند پیر سازی بود.
روش بررسی: چهارگروه آزمایشی در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفتند. در ابتدا استوانه کامپوزیتی با قطر 6 وارتفاع 5 میلی متر با استفاده از یک کامپوزیت میکرو‌هیبرید به روش Incremental آماده شدند. نمونه‌ها پس از نگهداری به مدت ۶ ماه در آب مقطر، در دمای ۳۷ درجه سانتی گراد تحت ۴ نوع آماده ‌سازی سطحی مختلف قرارگرفتند. سطح همه نمونه‌ها با استفاده از فرز الماسی خشن سازی شده و پس از اچینگ با اسید فسفریک، با ترکیبات زیر مورد آماده سازی سطحی قرار گرفتند. گروه ۱: Composite primer شرکت GC. گروه ۲: باندیگ یونیورسال حاوی سایلن شرکت Kuraray گروه ۳: سیستم باندینگ Self-etching (SE bond) از شرکت Kuraray گروه ۴: سایلن شرکت Ivoclar Vivadent به همراه باندینگ هیدروفوب (بطری دوم سیستم باندینگ SE bond) از شرکت Kuraray. گروه 5: گروه کترل بدون آماده سازی سطحی. سپس مجددا به روش Incremental، ۵ میلی متر کامپوزیت مشابه کامپوزیت اولیه (تنها با رنگ متفاوت) بر روی سطح نمونه‌ها قرار داده شد و پس از برش و تحت 3000 دور ترموسایکل، ارزیابی استحکام باند ریزکششی در Universal testing machine انجام گرفت. نمونه‌ها پس از شکست با استفاده از استریومیکروسکوپ بررسی شدند. داده‌ها به روش آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون Tukey مورد ارزیابی آماری قرار گرفتند.
یافته‌ها: بیشترین مقدار عددی استحکام باند ریزکششی در گروهی که در آن از ماده باندینگ SE bond و سایلن جهت آماده سازی نمونه‌ها استفاده شده بود و کمترین در گروهی که در آن ماده باندینگ یونیورسال مورد استفاده قرار گرفته بود، مشاهده شد که با هم تفاوت معنی‌دار داشت (02/0=P). تمام نمونه‌ها در همه گروه‌ها دچار شکست کوهزیو شدند و درصد شکست در کامپوزیت‌های قدیمی و جدید تفاوت محسوسی با یکدیگر نداشت (0/69=P).
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به دست آمده همه روش های آماده سازی سطحی مورد استفاده در این مطالعه برای تأمین یک باند با کیفیت به رزین کامپوزیت‌های قدیمی می‌تواند مناسب باشد و استحکام باند ریزکششی میان کامپوزیت‌های قدیمی و جدید بیشتر از استحکام کوهزیو کامپوزیت‌ها بود. با این حال میزان عددی استحکام باند گروه باندینگ یونیورسال ازگروه سایلن به همراه باندینگ هیدروفوب به طور معنی‌داری پایین‌تر بود.

 

رکسانا صادق عمل نیک رفتار، مریم رضایی دستجردی، همت قلی نیا، بابک عموییان،
دوره 32، شماره 1 - ( 4-1398 )
چکیده


زمینه و هدف: پروتز پارسیل متحرک (RPD) روش درمانی متداولی برای بازسازی بیمارانی با بی‌دندانی پارسیل است، در حالی که RPD می‌تواند زمینه ساز مشکلات پریودنتالی شود. هدف از این پژوهش، بررسی اثر RPD‌های ساخته شده در دانشکده دندانپزشکی بابل بر وضعیت پریودنتال دندان‌های پایه و غیر پایه بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی،٧٠ بیمار که کاندیدای دریافت RPD بودند بر اساس کلاس بندی کندی به چهار گروه تقسیم شدند. پارامترهای پریودنتالی شامل شاخص پلاک دندانی (PI)، شاخص جرم دندانی (CI)، عرض لثه کراتینیزه، خونریزی هنگام پروب کردن (BOP)، عمق پاکت پریودنتال (PPD)، تحرک دندان (TM) و تحلیل لثه برای دندان‌های پایه و غیر پایه در قبل از تحویل پروتز و 1، ٣، 6 ماه بعد اندازه‌گیری شدند. این پارامتر‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری من ویتنی، تی تست مستقل، کوواریانس و کای اسکوار مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: در کلاس یک میانگین عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<)، PPD (۰/۰02=P) و BOP (۰/۰01P<) بین دندان‌های پایه و غیر پایه بعد از یک ماه اختلاف آماری معنی‌داری وجود داشت. بعد از سه ماه تفاوت معنی‌داری در PI (۰/۰1=P)، عرض لثه کراتینیزه (۰/0۰1P<)،BOP  (۰/۰01P<) و PPD (۰/۰01P<) مشاهده شد. شش ماه بعد فقط پارامترهای PI، CI،  TMاز لحاظ آماری تفاوت معنی‌داری نشان ندادند. در کلاس دو میانگین PI (۰/۰02=P) و عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<) بعد از یک ماه، عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<)، BOP (۰/۰3=P)، PPD (۰/05=P) و  TM(۰/۰3=P) بعد از سه ماه، عرض لثه کراتینیزه (۰/۰01P<)، PI (۰/۰4=P)، BOP (۰/۰01P<) و TM (۰/۰3=P) در شش ماه بعد تفاوت معنی‌داری نشان دادند. در کلاس سه فقط تحلیل لثه در ١ و ٣ ماه بعد تفاوت معنی‌داری نشان نداد. پارامترهای عرض لثه کراتینیزه (۰/001P<)،PI  (۰/۰01=P)، BOP  (۰/۰01P<) و TM (۰/۰3=P) بعد از شش ماه تفاوت معنی‌داری نشان دادند.
نتیجه گیری: این بررسی نشان داد که RPD بر وضعیت پریودنتال دندان‌های پایه و غیر پایه تأثیر گذار است که می‌توان با طراحی دقیق‌تر پروتز، پیگیری‌های دوره‌ای پریودنتال و بهداشت دهان خوب این اثرات را کاهش داد.
 

یوسف احمدپور، سیمین زهرا محبی، سمانه رازقی،
دوره 33، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: ترس و اضطراب دندانپزشکی می‌تواند مانعی برای مراقبت‌های دندانپزشکی و در نتیجه سلامت ناکافی دهان و دندان در افراد باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین میزان اضطراب و ترس از دندانپزشکی در بالغین مراجعه کننده به کلینیک تخصصی دانشکده‌ دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران با وضعیت پوسیدگی‌های دندانی و عواقب بالینی پوسیدگی‌های درمان نشده بود.
روش بررسی: تحقیق به صورت مقطعی و توصیفی- تحلیلی روی مراجعین بالای 18 سال در سال 1398-1397 انجام شد. برای تعیین میزان ترس و اضطراب دندانپزشکی به ترتیب از دو پرسشنامه‌ استاندارد شامل شاخص ارزیابی ترس از دندانپزشکی (Dental Fear Scale) و شاخص اندازه گیری اضطراب دندانپزشکی اصلاح شده (Modified Dental Anxiety Scale) استفاده شد. متغیرهای دموگرافیک بیماران ثبت گردید و وضعیت پوسیدگی‌های دندانی و عواقب بالینی پوسیدگی‌های درمان نشده، به ترتیب با شاخص‌های DMFT (Decayed, Missing, and Filled Teeth) و PUFA (Pulpal involvement, Ulceration caused by dislocated tooth fragments, Fistula and Abscess) ندازه‌ گیری شدند. به منظور آنالیز آماری داده‌ها از آزمون همبستگی Pearson و مدل رگرسیون خطی چند گانه با روش Backward استفاده شد.
یافته‌ها: در مجموع 283 فرد بالغ با میانگین سنی 8/11±6/38 سال در این تحقیق ارزیابی شدند. میانگین نمرات اضطراب و ترس دندانپزشکی افراد به ترتیب برابر 49/4±04/12 و 87/33±16/41 بود. میزان تحصیلات به صورت معکوس (03/0=P، 14/0-=β) و وضعیت تأهل به صورت مستقیم (01/0=P، 17/0=β) رابطه معنی‌داری با میزان اضطراب داشتند. همچنین تأهل در میزان ترس از دندانپزشکی اثر معنی‌دار داشت (001/0>P، 25/0=β). همبستگی مستقیم و معنی‌داری بین اضطراب دندانپزشکی و اجزای D (001/0>P، 36/0=r) و M (02/0=P، 14/0=r) از شاخص DMFT دیده شد و ارتباط اضطراب دندانپزشکی و جزء U از شاخص PUFA معکوس و معنی‌دار (045/0=P،  12/0-=r) بود. ارتباط بین ترس دندانپزشکی با اجزای D (001/0>P، 36/0=r) و M (001/0>P، 23/0=r) از شاخص DMFT معنی‌دار و مستقیم بود.
نتیجه‌گیری: اضطراب دندانپزشکی در حد متوسط بود، اما ترس از دندانپزشکی چندان شایع نبود. اضطراب و ترس با وضعیت پوسیدگی دندان‌ها ارتباط داشت. با افزایش نمرات اضطراب و ترس، شاخص‌های پوسیدگی دندانی در نمونه‌ها افزایش می‌یافت.

محسن شریف زاده اردکانی، علی محمد سالاری، محمود نصر اصفهانی،
دوره 33، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: با افزایش سن و عدم توانایی بر رعایت بهداشت دهان نسبت به قبل، احتمال از دست رفتن دندان‌ها بیشتر شده و در آینده نیاز به کاشت ایمپلنت‌های دندانی را افزایش خواهد داد. همچنین احتمال ایجاد پری ایمپلنتایتیس را به ویژه در سنین بالاتر در شکست درمان‌های ایمپلنت افزایش می‌دهد. شیوع بالای ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی و پری ایمپلنتایتیس در افراد بی‌دندان مسن امروزه مورد توجه درمان‌های ایمپلنت قرار گرفته است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر بیماری‌های قلبی عروقی بر پری ایمپلنتایتیس در افراد دچار شکست درمان ایمپلنت‌های دندانی بود.
روش بررسی: برای رسیدن به هدف پژوهش، از یک مطالعه گذشته نگر استفاده شد. در این مطالعه پرونده بیمارانی که طی سال‌های 1388 الی 1397 به کلینیک دندانپزشکی شهید منتظری شهر تهران مراجعه کرده و درمان ایمپلنت آن‌ها با شکست مواجه شده بود، استخراج شد که در مجموع 793 نفر دچار شکست درمان شده بودند. متغیرهای این مطالعه، اطلاعات دموگرافیکی شامل سن و جنس، وضعیت سلامت از نظر ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی و پری ایمپلنتایتیس بود که با بررسی پرونده‌های بیماران دارای متغیر‌های مطالعه شناسایی و سپس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. تمامی اطلاعات توسط نرم افزار آماری SPSS25 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند و از تجزیه و تحلیل آماری به منظور بررسی و تعیین متغیر اثر گذار با روش Chi-square استفاده کردیم.
یافته‌ها: از مجموع 793 بیمار شامل 368 زن (4/46 درصد) و 425 مرد (6/53 درصد) با میانگین سنی79/50 سال بودند که 42 نفر از بیماران (3/5 درصد) دارای بیماری قلبی و 44 نفر (5/5 درصد) دارای پری ایمپلنتایتیس بودند. بر طبق آزمون خی دو ارتباط میان پری ایمپلنتایتیس و بیماری‌های قلبی و عروقی با سطح معنی‌دار کمتر از 05/0 بود (011/0=P).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد بیماری‌های قلبی عروقی و پری ایمپلنتایتیس ارتباط معنی‌داری با هم دارند.

سعید وحید تازه کند، آسیه افتخاری،
دوره 33، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: رادیوگرافی یکی از مهم‌ترین روش‌های پاراکلینیکی در تشخیص صحیح و انتخاب درمان در دندانپزشکی است. به دلیل خطرات احتمالی اشعه X برای بیماران، مسئولیت حرفه‌ای دندانپزشک ایجاب می‌کند که از انجام رادیوگرافی‌های غیر ضروری پرهیز گردد. هدف این مطالعه بررسی آگاهی دندانپزشکان شهر زنجان نسبت به اصول حفاظت در برابر اشعه در سال 1398 بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- توصیفی، به 107 دندانپزشک عمومی و متخصص شاغل در شهر زنجان مراجعه و پرسشنامه‌های طراحی ‌شده‌ای بین آن‌ها توزیع گردید. سطح آگاهی دندانپزشکان در 27 سؤال از موارد تجویز رادیوگرافی ارزیابی و در هر یک از سؤالات مذکور، آگاهی آن‌ها بر حسب جنس، سن، سابقه کاری، شرکت در دوره بازآموزی، داشتن دستگاه اشعه ایکس در محل طبابت و نوع فعالیت مقایسه گردید. پس از جمع‌آوری داده‌ها، با کمک آزمون Chi-square، T مستقل و ANOVA توسط نرم افزار SPSS ورژن 22 تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میزان آگاهی دندانپزشکان عمومی (08/3±35/14) از اصول حفاظت در برابر اشعه نسبت به دندانپزشکان متخصص (35/2±19/17) کمتر بود و افرادی که در کارگاه‌های بازآموزی شرکت کرده بودند (99/2±85/13) آگاهی کمتری نسبت به افرادی که شرکت نکرده بودند (3±97/15) داشتند که از نظر آماری معنی‌دار بود (05/0>P) اما تفاوت معنی‌داری از نظر آماری در آگاهی دندانپزشکان نسبت به اصول حفاظت در برابر اشعه بر اساس جنس، سن، نوع فعالیت، داشتن دستگاه اشعه ایکس در محل طبابت و سابقه تجربه کلینیکی مشاهده نگردید (05/0P).
بحث و نتیجه‌گیری: آگاهی دندانپزشکان، به تفکیک در حیطه‌های مختلف مورد بررسی، در سطح متوسط بود. لذا طراحی و برگزاری هدفمندتر دوره‌های بازآموزی جهت حفظ و ارتقاء سطح آگاهی دندانپزشکان با توجه به دستورالعمل‌های ارائه شده توسط مراجع، کماکان لازم به نظر می‌رسد.

آذین شیشه ‌ساز، رضا یزدانی،
دوره 33، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پوسیدگی دندانی فرزندان می‌تواند متأثر از ترس و اضطراب مادران باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط عوامل دموگرافیک و ترس و اضطراب دندانپزشکی مادران با پوسیدگی دندان در فرزندان آنان بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی که به صورت مقطعی انجام گرفت، 374 نفر از مادرانی که جهت درمان‌های دندانپزشکی فرزندان خود به بخش کودکان پردیس بین الملل دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران در سال 1398 مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. علاوه بر فرم جمع آوری داده مربوط به ترس (Dental fear survey) و اضطراب (Modified dental anxiety survey)، اطلاعات دموگرافیک افراد شامل سن، وضعیت تأهل، درآمد خانواده، میزان تحصیلات نیز ثبت شد. الگوهای مراجعه به دندانپزشکی و تجربه دردناک دندانپزشکی قبلی مادران نیز جمع آوری گردید. dmft/DMFT (decayed, missed, filled teeth) فرزندان نیز با توجه به معیار‌های WHO ثبت شد. برای سنجش ارتباط بین متغیر‌ها از آزمون‌های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چند خطی و از نرم افزار SPSS25 استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین سنی مادران 75/15±66/35 سال بود. بین ترس مادران از دندانپزشکی و dmft/DMFT فرزندان آن‌ها رابطه معنی‌داری گزارش نشد (738/0=P). بین سن مادران و ترس و اضطراب آن‌ها از دندانپزشکی رابطه‌ معنی‌داری وجود نداشت (943/0=P). تجربه دردناک قبلی و تحصیلات بر ترس بر دندانپزشکی ارتباط داشتند (02/0=P).
نتیجه‌گیری: اضطراب و ترس مادران ارتباطی با شاخص dmft فرزندان نداشت. تحصیلات بیشتر با اضطراب کمتر مرتبط بود. تجربه‌ بد دندانپزشکی قبلی مادران از عوامل اصلی مرتبط با ترس و اضطراب مادران است.
 

گلاره ابلاغیان، علیرضا ریحانی محمدی، مریم کلانتری نژاد،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه ایمپلنت‌های دندانی، طرح درمان انتخابی جهت جایگزینی دندان‌های از دست رفته محسوب می‌شوند. با این حال، شواهدی از شکست درمان‌های ایمپلنت وجود دارد. یکی از عواملی که نقش مهمی در شکست ناشی از عوامل بیولوژیک ایفا می‌کند، میکرولیکیج باکتریایی است. هدف این مطالعه مقایسه‌ میکرولیکیج باکتریایی بین دو گروه ایمپلنت است.
روش بررسی: در مطالعه‌ مداخله‌ای حاضر، به صورت دو طرفه کاشت ایمپلنت‌های SPI و Dentis در ناحیه‌ پره‌مولر- مولر فک ‌پایین بیماران انجام شد. یک و 14 روز پس از تحویل ‌روکش، نمونه ‌گیری با کن ‌کاغذی استریل از 4 ناحیه‌ انجام شد. یک روز پس از کشت نمونه‌ها، تعداد کلنی‌ها شمارش شد. داده‌ها با آزمون‌های آماری t دو ‌نمونه‌ای مستقل و t زوجی با سطح‌ معنی‌داری 05/0 در نرم ‌افزار SPSS23 بررسی شدند.
یافته‌ها: میزان باکتری‌ها درسالکوس ایمپلنت دو گروه با همدیگر تفاوت ‌معنی‌دار داشتند (03/0P=)، پس از چهارده روز میزان باکتری‌های سالکوس ایمپلنت گروه SPI کاهش بیشتری نسبت به گروه Dentis داشت (001/0=P). در سایر نواحی نیز پس از 14 روز کاهش تعداد باکتری‌ها مشاهده شد که از لحاظ آماری بین دو نوع سیستم ایمپلنت اختلاف معنی‌دار مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجه‌ گیری: بین دو گروه SPI و Dentis از لحاظ برقراری سیل و کاهش لیکیج ‌باکتریایی، تفاوتی وجود نداشت.

فرزاد امام وردی، رضا یزدانی،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: مؤثرترین روش برای حفظ و بهبود بهداشت دهان و دندان، مسواک زدن و حذف فیزیکی پلاک، است. در این راستا، این مطالعه با هدف مقایسه کارایی روش معمول هر فرد در مقایسه با روش‌های مختلف مسواک زدن در حذف پلاک میکروبی انجام شد.
روش بررسی: این تحقیق، در سال 1399، به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی، به صورت باز با تعداد 72 دانشجوی دختر و پسر غیر دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گردید. در این مطالعه، روش معمول مسواک زدن افراد با دو روش Modified Bass و Scrub Horizontal پس از آموزش در دو گروه تصادفی با دو شاخص Plaque index و Gingival index ارزیابی شد. Plaque index به صورت درصدی و Gingival index به صورت عددی (اعدادی بین 1-0 التهاب خفیف، 2-1/1 التهاب متوسط، 3-2 التهاب شدید) گزارش شد و نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS25 و انجام Paired T-test و آزمون برابری واریانس، با همدیگر مقایسه شدند.
یافته‌ها: کارایی روش مسواک زدن معمول افراد در مقایسه با دو روش Modified Bass و Scrub Horizontal با استفاده از دو شاخص پلاک دندانی و التهاب لثه از لحاظ آماری معنی‌دار نبود (05/0<(P در صورتی که هر روش به تنهایی بعد از مسواک زدن باعث حذف پلاک دندانی به صورت معنی‌داری شد (05/0>P).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که کارایی روش معمول مسواک زدن افراد در مقایسه با روش‌های آموزش داده شده، در برداشت پلاک و کاهش التهاب لثه در ارزیابی کوتاه مدت، تفاوت آماری معنی‌داری ندارد.

حسنیه یوسفی فخر، یداله سلیمانی شایسته، افشین خورسند، مهرداد پنج نوش، محمدجواد خرازی فرد، محدثه حیدری،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت ثبات اولیه در موفقیت درمان ایمپلنت‌های دندانی و ایجاد استئواینتگریشن، این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه ثبات ایمپلنت و میزان تحلیل کرستال استخوان در تکنیک استئوتوم و تکنیک رایج قراردهی ایمپلنت بود.
روش بررسی: در این مطالعه 26 ایمپلنت در ناحیه قدامی ماگزیلا در 13 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. ایمپلنت‌های TBR (Toulouse, France) با قطر 5/3 و طول 5/10 یا 12 میلی متر قرارداده شد. بلافاصله بعد از قرارگیری ایمپلنت‌ها و سه ماه بعد میزان ثبات ایمپلنت با استفاده از Ostell mentor ثبت شد. بلافاصله در روز جراحی، سه ماه و شش ماه بعد از آن رادیوگرافی پری اپیکال برای بررسی میزان تحلیل استخوان تهیه شد. از تست‌های آماری P‏aired t-test و Wilcoxon signed Rank test جهت آنالیز آماری داده‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: تفاوت آماری قابل ملاحظه‌ای در میزان ثبات در بین دو روش درمانی وجود نداشت. میزان تحلیل استخوان در گروه استئوتوم در سه ماه بعد از جراحی بیشتر از روش درمان رایج بود (001/0P<)  اما بعد از شش ماه تفاوتی بین دو گروه وجود نداشت. (678/0P=)
نتیجه گیری: با در نظر گرفتن محدودیت‌های این مطالعه، تکنیک استئوتوم می‌تواند در نواحی دارای ضخامت ناکافی استخوان به عنوان یک روش درمانی در نظر گرفته شود.

پویا جنتی، فرانک وکیلی، سعید نوکار، سمیه ذیقمی،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: اندوکراون نوعی رستوریشن مونوبلاک است که از فضای پالپ چمبر و ساختار باقیمانده دندانی جهت گیر بهره می‌برد. پیشرفت‌های تکنیک‌های ادهزیو روح تازه‌ای در درمان اندوکراون دمیده است. امروزه از دو رویکرد برای ساخت اندوکراون استفاده می‌شود: 1- روش سنتی و 2- روش بایومیمتیک. این مطالعه با هدف مرور اطلاعات حول مراحل و نکات کلینیکی و فلسفی استفاده از این رویکرد‌ها جهت کمک به انتخاب و عملکرد دندانپزشک انجام شد.
روش بررسی: یک جستجوی سیستماتیک انجام گرفت. با استفاده از واژگان کلیدی (Crown;  Endodontically-Treated Teeth; Light-Curing of Dental Adhesives; Onlay; Post-Core) مروری بر مقالات موجود در پایگاه‌های PubMed ،Scopus و Google Scholar انجام شد.
یافته‌ها: پس از حذف موارد تکراری، عناوین/ چکیده‌ها بررسی شدند. مطالعات حیوانی، مطالعاتی که متن کامل آن‌ها موجود نبود و یا مطالعات غیر انگلیسی زبان از مطالعه حذف شدند. سپس متون کامل 59 مطالعه باقی مانده مورد ارزیابی قرار گرفتند. 49 مقاله واجد شرایط مطالعه حاضر بودند. مطالعات شامل مطالعات کلینیکی، in vitro، systematic review و گزارش مورد بودند.
نتیجه گیری: اندوکراون، جایگزین موفقی برای کروان، مخصوصاً در دندان‌های مولر می‌باشد. فارغ از رویکرد سنتی یا بایومیمتیک، این درمان ضمن حفظ حداکثری نسج باقی مانده دندان، الگوی شکست مطلوب‌تری دارد.

مصطفی صادقی، نیلوفر جعفری، محمدحسین کافی، علی رستمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: توسعه و استفاده منظم از سیستم‌های ادهزیو سبب تحولی بزرگ در بسیاری از جنبه‌های دندانپزشکی ترمیمی و پیشگیری شده به طوری که موفقیت ترمیم‌های ادهزیو بسیار به کاربرد صحیح آن‌ها وابسته است. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین دانش دندانپزشکان شهر رفسنجان (ایران) در زمینه انتخاب سیستم‌های ادهزیو در سال 1402 انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی تمامی دندانپزشکان شاغل در شهر رفسنجان به‌ صورت سرشماری‌ انتخاب شدند. داده‌ها توسط پرسشنامه‌ای روا و پایا و به صورت الکترونیکی جمع ‌آوری گردیدند که شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیکی (جنسیت، سن، محل کار و سال‌ فار‌غ‌التحصیلی) و 12 پرسش‌ چهارگزینه‌ای با هدف ارزیابی دانش پاسخ‌ دهندگان در مورد انتخاب مواد ادهزیو در ترکیب با کامپوزیت‌های سلف‌کیور یا دوال کیور، ترمیم‌های کامپوزیت قدامی و خلفی، فایبرپست‌، فیشورسیلانت، دندان‌های شیری، ونیرکامپوزیت‌های قدامی و لمینیت‌های سرامیکی و ضایعات غیر پوسیده سرویکالی بود. نحوه نمره ‌دهی این پرسشنامه بدین صورت بود: صفر تا سه پاسخ صحیح‌ = سطح دانش ضعیف؛ چهار تا شش پاسخ‌ صحیح= سطح دانش متوسط؛ هفت تا نه پاسخ‌ صحیح = سطح دانش خوب و 10 تا 12 پاسخ ‌دهی صحیح = سطح دانش خیلی خوب رتبه ‌بندی شدند. چهار گزینه‌ پاسخ شامل "اچ و شست ‌و ‌شو (سه مرحله‌‌ای)"، "اچ و شست‌ و‌ شو (دو مرحله‌ای)"، "سلف ‌اچ (دو مرحله‌‌ای)" و "سلف‌ اچ (همه در یک بطری)" بود. سپس داده‌ها توسط آزمون‌های پارامتریک (ANOVA، t-test و Pearson) تجزیه و تحلیل شدند (05/0>α).
یافته‌ها: از 91 نفر دندانپزشک شهر رفسنجان، 79 نفر (8/86 درصد) در مطالعه شرکت کردند که 35 نفر (3/46 درصد) آنان مرد بودند؛ میانگین سابقه کار در مردان 96/3±49/3 و در زنان 73/3±98/2 سال بود. میانگین نمره دانش 38/4±16/2 از 12 به دست آمد که در مردان 23/2±29/4 و در زنان 12/2±45/4 بود. نتایج نشان داد که بین نمره دانش با جنسیت، سن، سابقه‌کار و محل کار ارتباط معنی‌ داری وجود نداشت (05/0 نتیجه‌گیری: با توجه نتایج که نشاندهنده دانش ناکافی دندانپزشکان رفسنجان در زمینه‌ انتخاب صحیح سیستم‌های ادهزیو بود، پیشنهاد می‌شود در دانشکده‌های دندانپزشکی توجه بیشتری به آموزش انتخاب سیستم‌های ادهزیو مبذول گردد. در مورد دندانپزشکان فارغ ‌‌‌التحصیل نیز با تشکیل برنامه آموزش مداوم اطلاعات جدید و کاربردی در مورد انتخاب سیستم‌های ادهزیو در اختیار آنان قرار گیرد.

عادله نظری، رضا فرجی، منوچهر رحمتی کامل، تانیا قاسمی، هدی شیرافکن،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دیدگاه دندانپزشکان (متخصص و عمومی) درباره زیبایی لبخند که غالباً به صورت آکادمیک و بر مبنای معیارها و روابط استاندارد بافت نرم و سخت شکل گرفته، با دیدگاه عموم جامعه و بیماران ممکن است متفاوت باشد و انتظارات بیماران از درمان را برآورده نکند. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه دیدگاه دندانپزشکان متخصص، عمومی، و سایر افراد جامعه در مورد شیب‌های متفاوت لبیوپالاتالی دندان‌های انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1403 و بر روی مردم عادی و دندانپزشکان انجام شد. دندانپزشکان عمومی و متخصصین شاغل به کار در سطح استان مازندران وارد مطالعه شدند. مردم عادی نیز از بین بیماران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی شهر بابل و به صورت آسان و در دسترس انتخاب گردیدند. یک زن و یک مرد بر اساس معیارهای بالینی و لترال سفالومتری انتخاب شدند و دو تصویر با حالت چهره خنثی و همراه با لبخند از آنان گرفته شد و پس از ویرایش تصاویر، 5 تصویر نهایی از هر فرد در قالب یک پرسشنامه تهیه شد تا دیدگاه شرکت کنندگان را در مورد تأثیر شیب‌های متفاوت لبیوپالاتالی دندان‌های انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند بر اساس مقیاس لیکرت 5 درجه‌ای مورد سنجش قرار گیرد. داده‌ها توسط نرم افزار تحلیل آماری SPSS و آزمون‌های آماری تی مستقل و آنووا آنالیز شدند.
یافته‌ها: 92 نفر مردم عادی، 47 نفر دندانپزشک عمومی و 141 نفر دندانپزشک متخصص (47 نفر از هر یک از متخصصین ارتودنسی، ترمیم و جراحی فک و صورت) در مطالعه شرکت کردند. از نظر هر سه گروه دندانپزشکان عمومی، متخصص و مردم عادی، جذاب ترین لبخند در تصاویر مرد مربوط به عکس 5- درجه (منفی متوسط) و در عکس زن به عکس صفر درجه بود. همچنین غیر جذاب ترین لبخند بین هر سه گروه به عکس 10- درجه (منفی زیاد) زن، داده شد. عکس‌های با شیب 10- درجه هم برای مردان و هم زنان کمترین امتیاز را دریافت کردند. میانگین نمره متخصصین به تصاویر با زاویه صفر درجه نسبت به دندانپزشکان عمومی و مردم عادی کمتر بود.
نتیجه‌گیری: متفاوت بودن دیدگاه دندانپزشکان نسبت به مردم عادی در مورد تأثیر شیب‌های متفاوت لبیوپالاتالی دندان‌های انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند، لزوم توجه بیشتر به انتظارات و اهداف بیماران درباره درمان را بیشتر می‌کند.

نیما دهقانی، محدثه آذرسینا، زانیار محمودی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: تجویز نادرست آنتی ‌بیوتیک در عفونت‌های ادنتوژنیک می‌تواند جان بیماران را به خطر اندازد. این پژوهش با هدف تعیین الگوی تجویز آنتی ‌بیوتیک توسط دندانپزشکان عمومی تهران و مقایسه آن با الگوی پیشنهادی جراحان فک و صورت دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۹ انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۱۴۱ دندانپزشک تهران به ‌صورت تصادفی انجام شد. دندانپزشکان با تکمیل پرسشنامه‌ای، آنتی ‌بیوتیک‌های تجویزی خود را در شرایط مختلف عفونت‌های ادنتوژنیک گزارش کردند. فراوانی آنتی ‌بیوتیک‌های تجویزی با توجه به شدت عفونت، حساسیت به پنی ‌سیلین، وضعیت بارداری و شیردهی زنان و کودکان محاسبه و با دستورالعمل‌های پیشنهادی ۱۵ متخصص جراحی فک و صورت دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران در سال 1399 مقایسه شد. از آنالیز توصیفی و آزمون رگرسیون لجستیک باینری استفاده شد. تحلیل داده‌ها با نرم ‌افزار SPSS نسخه ۲۵ انجام شد.
یافته‌ها: در بیماران حساس به پنی ‌سیلین با عفونت شدید، 61% از دندانپزشکان نسخه صحیح تجویز کردند. میزان تجویز صحیح در بیماران با عفونت شدید صفر درصد، در زنان باردار و شیرده با عفونت خفیف 82/24%، در کودکان با عفونت خفیف 24/65%، در بیماران با عفونت خفیف و حساس به پنی‌سیلین 41/62%، در کودکان با عفونت شدید 69/36% و در زنان باردار و شیرده با عفونت شدید 82/33% بود. نتایج نشان داد که با افزایش سن دندانپزشکان، میزان احتمال تجویز آنتی بیوتیک صحیح در عفونت‌ها ادنتوژنیک به طور معنی داری افزایش می‌یابد (036/0P=، 28/0B=).
نتیجه‌گیری: دندانپزشکان عمومی تهران در تجویز صحیح آنتی ‌بیوتیک برای کنترل عفونت‌های ادنتوژنیک عملکرد مطلوبی نداشتند. بنابراین، برگزاری دوره‌های آموزشی برای بهبود عملکرد آنان ضروری به نظر می‌رسد.

ندا سمیع، آزیتا کاویانی، سرور سمیع، علی سرامی پور،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت دهان بر کیفیت زندگی تأثیر می‌گذارد و نقش اصلی را در دستیابی به شرایط مطلوب سلامت و رفاه عمومی ایفا می‌کند. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان در بیماران درمان شده با ونیرهای کامپوزیتی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 48 بیمار، به صورت سرشماری که جهت درمان ونیر کامپوزیتی به بخش ترمیمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز مراجعه کرده‌اند، مورد بررسی قرار گرفتند. برای بررسی اثرات زیبایی درمان ونیر کامپوزیتی بر شرایط روانی اجتماعی بیماران از پرسشنامه PIDAQ و برای بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان از پرسشنامه OHIP-14 استفاده شده است. از بیماران خواسته شد که هر دو پرسشنامه را قبل از درمان و یک ماه پس از درمان ونیر کامپوریتی تکمیل کنند. همچنین اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، تحصیلات و وضعیت تأهل بیماران نیز ثبت شد. هدف و مزایای شرکت در این مطالعه برای بیماران به طور کامل توضیح داده شد و بیماران به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند و فرم رضایت آگاهانه به بیماران داده شد. جهت مقایسه نمرات قبل و بعد از درمان از آزمون T زوجی و بیان معادله ناپارامتری آن (ویل کاکسون) استفاده شد و 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: با توجه به نتایج میانگین سن پاسخ دهنده‌ها برابر 28 سال شد. به لحاظ جنسیت 2/54% بیماران مرد بوده و به لحاظ تحصیلات، مدرک تحصیلی بیشتر شرکت کنندگان در پژوهش لیسانس بود (4/35%). نمره کل OHIP-14 قبل از درمان 26 و بعد از درمان 22 بود. همچنین نمره کل PIDAQ قبل از درمان 49 و بعد از درمان 28 بود. مقایسه نمرات اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان قبل و بعد از درمان ونیر کامپوزیتی نشان داد که بین میانگین نمره اثرات روانی اجتماعی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان، قبل و بعد از درمان ونیر کامپوزیتی اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0P<) و بعد از درمان به طور معنی داری کاهش یافته است.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که درمان‌های زیبایی کامپوزیت ونیر مناسب می‌تواند باعث بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان افراد شود. همچنین درمان با ونیرهای کامپوزیتی تأثیر معنی داری بر اعتماد به نفس بیماران می‌تواند داشته باشد و اثرات اجتماعی، اثرات روانی و نگرانی‌های زیبایی مربوط به دندان در بیماران را کاهش دهد.

محمدحسین زارع مهرجردی، سینا هوشمند، مهناز حاتمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه درمان بی‌دندانی با ایمپلنت پیشرفت‌های زیادی کرده، ولی هنوز مشکلاتی همچون از دست رفتن آن قبل و بعد از بازگذاری پروتزی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی فراوانی شکست ایمپلنت‌های دندانی در تعدادی از درمانگاه‌های شهر یزد در طی سال‌های1397 تا 1402 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 1060 پرونده افراد یکه طی فروردین 1397 تا خرداد 1402 درمان ایمپلنت در سه درمانگاه دولتی شهر یزد دریافت کرده بودند، بررسی شد. اطلاعات مورد بررسی شامل سن و جنس افراد، قطر، برند و محل قرار گیری ایمپلنت، نوع پروتز و موارد شکست ایمپلنت قبل و بعد از بارگذاری پروتزی بود. داده‌ها با کمک آزمون‌های تی مستقل و د کای دو مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۳۷/۱۲ ± ۲۵/55 سال بود. ۳/۵۶% آن‌ها زن بودند. فراوانی شکست کلی ایمپلنت 4/3% بود. فراوانی شکست ایمپلنت پس از بارگذاری در زنان 8/2% و در مردان 3/2% بود (47/0P=). این میزان در ایمپلنت‌های فک بالا 2% و در فک پایین 9/1% بود (5/0P=). این مقدار در ناحیه مولرهای فکین 4/2%، پرمولرها و ناحیه قدامی 7/1% بود (8/0(P=. فراوانی شکست پس از بارگذاری در اوردنچرها 3/1%، روکش‌های سمان شونده 9/5% و پیچ شونده 2/3% بود (001/0(P<. این مقدار در ایمپلنت‌های با قطر کمتر از 75/3، 6/2% و در قطر بیش از 5/4، 7/3% بود (001/0>P). میزان شکست در ایمپلنت‌های برند Dio 6/%1 و در  Dentis5/%2 بود (5/0P=).
نتیجه‌گیری: میزان شکست کلی ایمپلنت در این مطالعه 4/3 درصد بود،که از این مقدار، 5/1 درصد قبل از بارگذاری و 9/1 درصد، پس از بارگذاری رخ داده بود. فراوانی شکست ایمپلنت با قطر ایمپلنت و نوع پروتز ارتباط داشت، ولی با جنسیت فرد، محل قرارگیری و برند ایمپلنت ارتباطی نداشت.

محمد رحیمی، پویا عینی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

 این مقاله به بررسی یک مورد چالش ‌برانگیز از مردی ۶۴ ساله می‌پردازد که با علائمی شامل تب دوره‌ای، بثورات کهیری و درد مفصلی (Arthralgia) می‌پردازد. با وجود در نظر گرفتن بیماری استیل بزرگسالان (Still's disease) در ابتدا، علائم غیر معمول بیمار منجر به بررسی بیشتر شد و از طریق معاینه دندانپزشکی، آبسه پری ‌اپیکال (Periapical abscess) شناسایی شد. علائم بیمار پس از مداخله دندانپزشکی به‌ طور قابل ‌توجهی بهبود یافت که این موضوع تشخیص اولیه به سمت یک اختلال روماتولوژیک را به چالش کشید. این مورد اهمیت معاینات فیزیکی کامل و همکاری بین ‌رشته‌ای را در دستیابی به تشخیص دقیق برجسته می‌کند. تشخیص نهایی از تظاهرات سیستمیک ناشی از آبسه دندانی پنهان، نیاز به رویکرد جامع در ارزیابی‌های پزشکی را نشان می‌دهد که باید جنبه‌های مختلف بالینی را در نظر گرفت و از سوگیری‌های تشخیصی پرهیز کرد. این مطالعه موردی یادآور چشم‌ انداز در حال تحول تشخیص‌های پزشکی و اهمیت مداوم ارزیابی‌های جامع بیمار و معاینات فیزیکی به‌عنوان مهارت‌های عملی ارزشمند است.


صفحه 5 از 5    
5
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb