جستجو در مقالات منتشر شده


25 نتیجه برای سرامیک

حبیب حاجی‌میرآقا، سعید نوکار، زیارتعلی نعمتی، آزاده خاجوی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: مرحله سمان کردن یکی از مهمترین مراحل، در تکنیک تهیه ترمیمهای پرسلنی محسوب می‌شود؛ ولی اطلاعات محدودی در ارتباط با میزان استحکام باند سیستمهای رایج سرامیکی- به خصوص سرامیک‌های IPS-Empress2، در دسترس می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان استحکام باند برشی میان سرامیک‌هایIPS-Empress2 و سه نوع سمان رزینی Dual-Cure و مقایسه آنها با یکدیگر انجام شد.
روش بررسی: در این بررسی تجربی آزمایشگاهی،30 جفت بلوک سرامیکی از نوعIPS-Empress2 به شکل دیسک و به ضخامت 5/2 میلیمتر و قطرهای 8 و 10 میلیمتر آماده شدند. پس از سندبلاستینگ و پاکسازی اولتراسونیک، سطح کلیه نمونه‌ها توسط اسید هیدروفلوریک 9% به مدت 60 ثانیه اچ شد؛ سپس در سه گروه 10 تایی، توسط سه سیستم رزینی باندینگ سرامیک‌ها، شامل Panavia F2 ، Variolink II و Rely X ARC دو به دو به یکدیگر باند شدند. پس از نگهداری کلیه نمونه‌ها در محیط آبی، با حرارت 137 درجه سانتیگراد به مدت 24 ساعت، عمل ترموسایکلینگ به تعداد 500 سیکل، بین درجه حرارتهای 5 و 55 درجه سانتیگراد، به مدت یک دقیقه در هر محیط، صورت گرفت. استحکام باند برشی برحسب مگاپاسکال، با کمک دستگاه Instron با سرعت 5/0mm/min اندازه‌گیری شد. اطلاعات موجود با استفاده از آزمون آماری One Way ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مقایسه دو به دو گروه‌ها به روش Tukey HSD انجام شد. در انتها نوع شکست با کمک میکروسکوپ الکترونی (SEM) ارزیابی گردید. 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: اختلاف آماری معنی‌داری بین استحکام باند برشی انواع سمانها یافت شد (05/0P<). سمانVariolink II دارای بیشترین میزان استحکام باند با مواد سرامیکیIPS-Empress2 بود؛ همچنین ترکیبی از انواع شکستها مشاهده گردید.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، سمانVariolink II با بیشترین درصد وقوع شکست cohesive، دارای بیشترین استحکام باند با سرامیک‌هایIPS-Empress2 بود.


حمید کرمانشاه، شهرام فرزین‌ ابراهیمی،
دوره 20، شماره 2 - ( 2-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: بریج‌های‌ تمام سرامیکی با نگهدارنده‌های اینله، به دلیل تراش کم دندان، محافظه کارانه‌ترند. بیشترین شکست این بریج‌ها در ناحیه کانکتور میان پونتیک و نگهدارنده‌ها است. تقویت سرامیک کور مورد استفاده در این بریج‌ها باعث افزایش دوام کلینیکی آنها می‌شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر زیرکونیا بر استحکام خمشی کور سرامیک IPS Empress 2 انجام شد.
روش‌ بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، 28 نمونه سرامیکی به شکل مکعب مستطیل به ابعاد 3× 17 میلی‌متر در چهار گروه به ترتیب زیر تهیه شد:
(1): کور سرامیک اینسرام آلومینا (به روش Slip casting) به عنوان گروه کنترل
(2): کور سرامیک لیتیوم دی‌سیلیکات (به روش Hot press) (IPS Empress 2)
(3): کور سرامیک‌لیتیوم‌دی‌سیلیکات همراه با Cosmopost (پست ‌زیرکونیا) به صورت طولی در مرکز نمونه
(4): کور سرامیک‌لیتیوم‌دی‌سیلیکات همراه با Cosmopost (پست زیرکونیا) به صورت طولی در زیر نمونه
نمونه‌ها تحت آزمایش خمش سه نقطه‌ای با طول 15 میلی‌متر و با سرعت 5/0 میلی‌متر در دقیقه قرار گرفتند. نیروهای شکست ثبت شدند و داده‌ها با استفاده از آزمون آماری یک طرفه ANOVA و post- hoc(Tomhane) با سطح‌معنی‌داری 05/0p< مورد تجزیه و تحلیل‌آماری قرار گرفت. سپس سطح شکست نمونه‌ها با میکروسکوپ الکترونی (SEM) بررسی شد. در ضمن چهار نمونه اضافی مشابه گروه 3 ساخته و برش داده شد تا ناحیه حد فاصل میان پست زیرکونیا و سرامیک IPS Empress 2 قبل از شکست تحت ارزیابی SEM قرار گیرد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار استحکام خمشی سه نقطه‌ای (بر حسب مگاپاسکال) برای گروه‌ها به این شرح بود: گروه 1: 6/44 ± 4/378،
گروه 2: 5/27 ± 6/258، گروه 3: 7/51 ± 3/144، گروه 4: 3/22 ± 230. استحکام خمشی گروه‌های 2 و 3 و 4 به طور معنی‌داری از گروه 1 کمتر بود. در میان تمام نمونه‌ها، استحکام خمشی گروه 3 کمترین بود. ارزیابیSEM نشان داد که ترک بعد از شروع در حد فاصل پست زیرکونیا و IPS Empress 2 پخش می‌شود.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، پست زیرکونیا (Cosmopost) باعث تقویت سرامیک IPS Empress 2 نمی‌گردد.


اسماعیل یاسینی، صنم الماسی،
دوره 20، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده

 زمینه و هدف:در ترمیم‌های فلزی- سرامیکی غالباً شکستگی اتفاق می‌افتد. با توجه به هزینه‌بر بودن و صرف وقت زیاد برای ساخت مجدد، بهتر است این شکستگی‌ها ترمیم ‌شود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر عوامل شیمیایی مختلف برای آماده‌سازی سطحی فلزات غیرقیمتی جهت باند به کامپوزیت انجام شد. در این مطالعه استحکام باند برشی کامپوزیت به آلیاژ غیرقیمتی توسط 4 سیستم باندینگ با باند فلز-سرامیک مورد مقایسه قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، 50 عدد دیسک مسطح از آلیاژ غیرقیمتی Ni-Cr-Be (Silvercast, Fulldent) ریخته و توسط کاغذ سیلیکون کارباید شماره 120،400 و 600 به ترتیب پالیش و به 5 گروه 10 تایی تقسیم شدند. در گروه 1 یا کنترل بر روی فلز، پرسلن فلدسپاتیک (Ceramco2, Dentsply Ceramco) به کار رفت. بقیه نمونه‌ها به مدت 15 ثانیه توسط ذرات اکسید آلومینیوم 50 میکرونی تحت فشار 35 psiسندبلاست شده و برای 5 ثانیه با آب شسته و توسط هوای فشرده خشک شدند. گروه‌های 2، 3، 4 و 5 به ترتیب سیستم‌‌های باندینگ All-Bond2(Bisco)، Ceramic Primer (3M)، Metal Primer II (GC) وPanavia F2 (Kuraray) را دریافت نمودند. کامپوزیت اپکFoundation opaque و به دنبال آن کامپوزیت هیبرید Gradia Direct روی سطح فلز آماده شده قرار گرفت و هر کدام جداگانه توسط نور پلیمریزه شد. نمونه‌ها در آب مقطر ºC37 به مدت یک روز نگهداری و سپس برای 1000 چرخه ( ºC5-55) ترموسایکل شدند و سپس تحت آزمون استحکام باند برشی قرار گرفتند. نحوه شکست نمونه‌ها توسط استریومیکر.وسکوپ با بزرگنمایی 10 برابر برای ارزیابی نوع شکست بررسی شد. آزمون آماری ANOVA و Tukey's HSD بر روی داده‌ها انجام شد.
یافته‌ها: متوسط استحکام باند برشی در گروه فلز-سرامیک 2 6 /38 مگاپاسکال، گروه All-Bond285/2 06/17 مگاپاسکال، گروه Ceramic Primer 2/1 72/14 مگاپاسکال،، Metal primer II 2/2 04/19 مگاپاسکال، و گروه Panavia F2 1/2 37/21 مگاپاسکال بود. گروه کنترل به طور معنی‌داری استحکام باند بالاتری نسبت به بقیه گروه‌ها ایجاد نمود (001/0P<). استحکام باند گروه Panavia F2 به طور معنی‌دار از All-Bond 2 و Ceramic Primer بیشتر بود (05/0P<)، ولی با Metal Primer II تفاوت معنی‌دار نداشت. استحکام باند گروه Metal Primer II به طور معنی‌داری از Ceramic Primer بیشتر بود (05/0P<)، ولی با All-Bond2 تفاوت معنی‌دار نداشت.
نتیجه‌گیری: بر مبنای نتایج این مطالعه مطمئن‌ترین درمان شکستگی ترمیم‌های فلز- سرامیک تعویض پرسلن در شرایط ایده‌آل است. در صورت عدم امکان، استفاده از سمان‌های رزینی چسبنده حاوی فیلر و منومرهای فسفاته (به خصوص MDP) مانند Panavia F2 جهت چسبندگی کامپوزیت به آلیاژهای غیرقیمتی توصیه می‌شود.


منصوره میرزائی، مریم قوام، زهرا امامی میبدی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: سمان‌های رزینی در هنگام سخت شدن به علت فرآیند پلیمریزاسیون دچار انقباض می‌شوند که این انقباض سبب ایجاد استرس می‌شود. اثرات ناشی از انقباض پلیمریزاسیون بر روی ترمیم و دندان اهمیت زیادی دارد. کاهش حجم سمان رزینی می‌تواند در کاهش این اثرات مفید باشد. روش‌هایی همچون حذف اندرکات با ماده مناسبی مثل گلاس آینومر در تراش حفره برای ترمیم غیرمستقیم می‌تواند حجم سمان رزینی به کار رفته را کاهش دهد. هدف از این مطالعه ارزیابی مقاومت به شکست دندان‌های مولر فک پایین با ترمیم کلاس I اینله سرامیکی است که با دو روش مختلف حذف اندرکات تهیه شده‌اند.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 30 دندان مولر سالم به صورت تصادفی به 3 گروه 10تایی تقسیم شدند: یک گروه به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد (دندان‌های سالم). بر روی بقیه دندان‌ها حفرات کلاس یک مشابه، با اندرکات استاندارد در دیواره باکال و لینگوال در زاویه خطی اگزیوپالپال تراش داده شد. در گروه دوم اندرکات با استفاده از گلاس آینومر Vitremer (3M USA) حذف شد. پس از تهیه قالب از گروه 2 و 3 و تهیه دای، اندرکات در گروه3 روی دای و قبل از ساخت اینله حذف شد. اینله‌های (Vitadur-Alpha) آماده و با سمان Rely X ARC (3M USA) در دو گروه سمان گردید. پس از 24 ساعت نمونه‌ها تحت ترموسایکل قرار گرفتند و سپس نیروی مقاومت به شکست توسط universal testing machine ارزیابی شد. و با استفاده از آزمون یک‌طرفه ANOVA و Tukey HSD مورد تحلیل آماری قرار گرفت. شکل شکست نمونه‌ها توسط استریومیکروسکوپ با بزرگ نمایی 40 بررسی شد. 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: مقاومت به شکست در 2 گروه ترمیم شده بصورت معنی‌داری از گروه کنترل کمتر بود (05/0>p). بین دو گروه ترمیم شده تفاوتی از لحاظ آماری وجود نداشت (199/0=p).

بحث و نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج حاصل از مطالعه حاضر، روش حذف اندرکات در دو گروه بر مقاومت به شکست دندان‌های ترمیم شده اثری نداشت. شکست در گروه2 نسبت به گروه3 شدت تخریب کمتری داشت.


قاسم امتی شبستری، حبیب حاج میر آقا، سیما شهابی، رضا باقرپور،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر به دلیل توجه بیشتر بیماران به زیبایی، استفاده از مواد همرنگ دندان نظیر رستوریشن‌های تمام سرامیک و FRCها (Fiber-reinforced Composite) برای بازسازی نواحی بی دندانی خلفی، گسترش یافته است. مقاومت به شکست (Fracture resistance) یکی از مهم‌ترین خصوصیات مکانیکی مواد فوق در این رابطه است زیرا در نواحی خلفی دهان، نیروی مضغی N 600-500 است و رستوریشن باید توانایی تحمل این نیرو را داشته باشد. در این مطالعه این خصوصیت در مورد یک نوع FRC و یک نوع سرامیک زیرکونیا با یکدیگر مقایسه شد و امکان استفاده از این دو نوع رستوریشن در نواحی خلفی دهان بررسی شد.

روش بررسی: 40 دندان مولر و پرمولر انسان به 20 جفت (یک پرمولر - یک مولر) تقسیم شدند. 10 جفت برای بریج سه واحدی FRC به صورت Full coverage و 10 جفت برای بریج سه واحدی تمام سرامیک زیرکونیا مطابق دستورالعمل تراش داده شدند. هر جفت در فاصله 5/7 میلی‌متر از هم ثابت گشتند. بریج‌ها ساخته شدند و مطابق دستورالعمل با سمان رزینی روی دندان‌ها سمان شدند. سپس به مدت 30 روز در آب مقطر 37 درجه سانتی‌گراد قرار داده شدند. با استفاده از Mechanical testing machine نیروی عمودی به سطح اکلوزال وارد و در نهایت مقاومت به شکست آنها محاسبه شد. داده‌ها با Independent sample T test آنالیز گردیدند.

یافته‌ها: مقاومت به شکست نمونه‌های سرامیکی زیرکونیا به طور معنی‌داری بالاتر از نمونه‌های FRC (034/0= (Pو شکست در نمونه‌های سرامیکی بیشتر از نوع Cohesive و در پونتیک بود و شکست در نمونه‌های FRC بیشتر از نوع Adhesive و در پونتیک بود.

نتیجه‌گیری: بریج‌های هر دو گروه مواد مورد آزمایش قابلیت استفاده در مناطق خلفی را داشتند.


حسن درریز، مریم معماریان، علی مدنی، لیلا صدیق پور، احمد رضا شمشیری،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر کور فلزی و زیرکونیایی بر رنگ رستوریشن‌ها و نیز بررسی تأثیر پشت پوش (Backing) بر رنگ رستوریشن سرکون زیرکونیا بود.
روش بررسی: نمونه‌های مورد مطالعه شامل دیسک‌های سرکون زیرکونیا و دیسک‌های متال سرامیک از آلیاژ طلای زرد و آلیاژ بیس متال با رنگ پرسلن ونیر کننده 2A و دو ضخامت پرسلن ونیر کننده (mm 7/0 و mm 2/1) بود. از هر گروه سه نمونه دیسک شکل آماده شد. دیسک‌های متال سرامیک شامل دیسک‌هایی از جنس آلیاژ نیکل کروم (Verobond) و آلیاژ طلا (World 89) با دو رنگ 2A و 5/3A و دو ضخامت پرسلن ونیر کننده بود. برای دیسک‌های سرکون زیرکونیا سه پشت پوش از آلیاژ طلای زرد، آلیاژ نیکل کروم و کامپوزیت رنگ 3A ساخته شد. اندازه‌گیری رنگی دیسک‌های زیرکونیایی (روی سه نوع پشت پوش) و دیسک‌های متال سرامیک با دستگاه اسپکتروفتومتر انجام گرفت. از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون توکی برای بررسی آماری استفاده شد.
یافته‌ها: مقادیرa*،b*،L* رستوریشن‌های سرکون زیرکونیا روی سه نوع پشت پوش تفاوت معنی‌دار‌ با هم نداشتند (05/0P>). در مقایسه دو به دو بین انواع رستوریشن‌ها، a* در رستوریشن‌های متال سرامیک به طور معنی‌دار‌ی بیشتر از رستوریشن سرکون زیر کونیا بود (05/0P<).
نتیجه‌گیری: رستوریشن سرکون زیرکونیا کاملاً قادر به پوشاندن پشت پوش زیرین خود است.


سکینه نیکزاد، عباس آذری، محمد احسان خلیل، پویا اصلانی، سیما شهابی،
دوره 24، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: ایجاد چسبندگی مناسب بین دندان و رستوریشن‌های تمام سرامیکی از مسائل مهم در پروتز بوده و با توجه به معرفی لیزرهای گوناگون در دندانپزشکی، به نظر می‌رسد که این عامل برای آماده‌سازی سطوح سرامیکی، سودمند باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر لیزر د ر آماده‌سازی سطوح سرامیک Cercon بر استحکام باند برشی آن به عاج دندان توسط سمان رزینی بود .

  روش بررسی: در این تحقیق تجربی- آزمایشگاهی، 40 بلوک سرامیکی زیرکونیایی Cercon تهیه و بعد از آماده‌سازی با روش‌های سندبلاست با Al2O3 50 میکرونی، تابش لیزر CO2 و لیزر Nd:YAG ، به عاج دندان‌ سمان شدند. سپس، مقادیر استحکام باند برشی تعیین و نوع شکست در نمونه‌ها با استریومیکروسکوپ و SEM بررسی شد. مقایسات آماری تحقیق با آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه و مقایسه‌های متعدد Tukey انجام شد. یک نمونه از هر گروه نیز برای مشاهده مورفولوژی سطحی بعد از آماده‌سازی سطح زیر SEM مورد بررسی قرار گرفت.

  یافته‌ها: میانگین استحکام باند برشی سرامیک‌ها در مورد تابش لیزر CO2 ، 03/3 ± 79/7 مگاپاسکال، در تابش لیزر Nd:YAG برابر 69/4 ± 85/9 مگاپاسکال و در سندبلاست 84/4 ± 92/14 مگاپاسکال به دست آمد. بین گروه‌های تحت تابش لیزر CO2 (001/0= P ) و لیزر Nd:YAG (017/0= P ) با روش سندبلاست از نظر استحکام باند برشی تفاوت آماری معنی‌داری دیده می‌شد ولی تفاوت معنی‌داری بین دو نوع لیزر وجود نداشت (47/0= P ). بیشتر شکست‌ها در لیزر CO2 (75 ٪ )، لیزر Nd:YAG (7/66 ٪ ) و سندبلاست (7/41 ٪ ) از نوع ادهزیو بودند.

  نتیجه‌گیری: آماده‌سازی سطح نمونه‌های سرامیکی Cercon با تابش لیزرهای CO2 و Nd:YAG نتوانست موجب افزایش استحکام باند برشی نمونه‌ها به عاج دندان در مقایسه با تکنیک معمول سندبلاست شود، بنابراین، کاربرد آنها با خصوصیات و شرایط ذکر شده در تحقیق برای سمان کردن سرامیک‌های Cercon به عاج دندان با تردید مواجه است.


ناصر گلشاه، حبیب حاجی‌میرآقا، سعید نوکار، سمیه ذیقمی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: Marginal fit (تطابق لبه‌ای) یک جنبه بسیار مهم از پروتزهای ثابت می‌باشد، زیرا باز بودن مارژین به میزان زیاد موجب افزایش تجمع پلاک، جریان مایع شیار لثه‌ای و تخریب استخوان و همچنین باعث ریزنشت، پوسیدگی‌های راجعه و بیماری‌های پریودنتال می‌شود. با توجه به اهمیت تطابق لبه‌ای در پروتزهای ثابت هدف از این مطالعه بررسی مقایسه‌ای تطابق لبه‌ای فریم‌ورک‌های تمام سرامیکی با بیس زیرکونیا (Cercon) ساخته شده به ۲ روش مختلف Direct scanning و Wax-up بود.

روش بررسی: یک عدد آنالوگ اباتمنت با قطر و ارتفاع 5/5 میلی‌متر به عنوان مدل آزمایشی انتخاب شد. بر روی مدل آزمایشی مربوطه، ۲۰ عدد کور تمام سرامیکی Cercon به ۲ روش مختلف ساخته شد (۱۰ نمونه در هر گروه). در گروه اول که گروه Direct نامیده شد، اسکن مستقیم از مدل آزمایشی با استفاده از تکنیک Compter Aided Design/Computer Aided Manufacturing (CAD/CAM) انجام شد. سپس طراحی کور در کامپیوتر دستگاه انجام شده و دستگاه، کور طراحی شده را با تراش بلوک Cercon ساخت. در گروه دوم که گروه (CAM) Wax-Up نامیده شد، ابتدا روی مدل آزمایشی Wax-up انجام شده و سپس Wax-up انجام شده اسکن شد. دستگاه، کور را با توجه به ابعاد و شکل Wax-up با تراش بلوک Cercon ساخت. میزان عدم تطابق لبه‌ای هر کور ساخته شده، با کاربرد یک استریومیکروسکوپ (SZX9, Olympus, Japan) با بزرگنمایی ۵۰ برابر و دوربین دیجیتالی متصل به آن (Mode TK, C1380E, JVC, Japan) و توسط Version 8 نرم‌افزار Adobe Photoshop CS ‌اندازه‌گیری شد. داده‌ها به کمک آزمون T مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته‌ها: متوسط عدم تطابق لبه‌ای در گروه Direct (95/3±2/85 میکرومتر) به طور معنی‌داری از گروه Wax-up (91/6±2/120 میکرومتر) پایین‌تر بود (001/0P<).

نتیجه‌گیری: میزان تطابق لبه‌ایی در سرامیک‌های زیرکونیا که به روش Direct scanning در مقایسه با نمونه‌هایی که با روش Wax-up ساخته شده بودند، بهتر و همگن‌تر بود.


ایوب پهلوان، تبسم هوشمند، منصوره میرزایی، هدی صفایی،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه لابراتواری مقایسه دو نوع مختلف آماده‌سازی سطحی بر روی نسبت کنتراست سرامیک IPS e.max Press قبل و بعد از قرارگیری در معرض Accelerated aging بود.

روش بررسی: 10 نمونه دیسکی شکل (10×5/1 میلی‌متر) از سرامیک‌های IPS e.max press براساس دستورالعمل کارخانه سازنده ساخته شد. نمونه‌ها به صورت تصادفی به دو گروه گلیز و پالیش تقسیم شدند (تعداد=5). نسبت کنتراست نمونه‌ها قبل و بعد از Aging با دستگاه اسپکتروفوتومتر مورد بررسی قرار گرفت. نسبت کنتراست (CR=Yb/Yw) به صورت نسبت شدت روشنایی نمونه‌ها روی پس زمینه سیاه (Yb) و پس زمینه سفید (Yw) تعریف می‌شد. آنالیز داده‌های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو طرفه انجام گرفت.

یافته‌ها: پس از 300 ساعت Aging همه نمونه‌های IPS e.max Press افزایش معنی داری در نسبت کنتراست خود نشان دادند (005/0P=). سرامیک‌های پرداخت شده در مقایسه با سرامیک‌های گلیز شده افزایش معنی‌داری در اپاسیته خود داشتند (018/0P=).

نتیجه‌گیری: با توجه به محدودیت‌های مطالعه حاضر از یافته‌های به دست آمده می‌توان نتیجه گرفت که سرامیک‌های گلیز شده در مقایسه با سرامیک‌های پرداخت شده دارای ثبات ترانسلوسنسی بالاتری پس از Aging می‌باشند.


سکینه نیکزاد، عباس آذری، مانی آرش‌راد، غزال آرش‌راد،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: در میان شاخص‌های متعدد موفقیت یک رستوریشن تطابق لبه‌ای اهمیت به سزایی دارد و با توجه به افزایش روزافزون استفاده از رستوریشن‌های تمام سرامیک، بررسی تطابق لبه‌ای در این رستوریشن‌ها لازم به نظر می‌رسد. هدف این مطالعه بررسی و مقایسه تطابق لبه‌ای بین دو نوع کراون زیرکونیایی Cercon و Zirkonzahn و تاثیر مراحل متعدد پرسلن‌گذاری بر روی تطابق لبه‌ای آنها بود.
روش بررسی: ابتدا دای فلزی استاندارد، با خط خاتمه تراش شولدر تهیه شد. 12 کوپینگ Cercon و 12 کوپینگ Zirkonzahn ساخته شدند و تطابق لبه‌ای نمونه‌ها بدون سمان شدن در 12 نقطه مشخص دور تا دور مارجین به وسیله استریومیکروسکوپ (با دقت mµ 1/0±) اندازه‌گیری شدند. پس از پرسلن‌گذاری مارژینال گپ به همین نحو اندازه‌گیری شد. شاخص‌های مرکزی و پراکندگی به وسیله آزمون Multivariate (b) محاسبه شدند.
یافته‌ها: مارژینال گپ کوپینگ‌های Cercon، (mµ46/13±67/59) و بعد از پخت پرسلن (mµ37/24±81/65) و کوپینگ‌های Zirkonzahn، (16/14±75/63) و بعد از پخت (mµ94/21±74/64) اندازه‌گیری شد. آزمون آماری Multivariate (b) به روش Hotelling trace نشان داد که میزان عدم تطابق لبه‌ای در دو گروه ( Cerconو Zirkonzahn) قبل و بعد از پخت پرسلن تفاوت معنی‌داری ندارد (05/0
نتیجه‌گیری: در محدوده این مطالعه سیستم‌های Cercon و Zirkonzahn تطابق لبه‌ای قابل قبولی دارند و سیکل‌های پخت پرسلن باعث تغییر معنی‌داری در تطابق لبه‌ای آنها نمی‌شود.

 


سعید نوکار، امیر عزیزی، احمد روحانیان،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: امروزه استفاده از رستوریشن‌های تمام سرامیک به علت خواص فیزیکی آن‌ها همچون ترانسلوسنسی و ظاهری زیبا افزایش یافته است. مطالعات زیادی اثر روش‌های متنوع آماده‌سازی سطح را بر روی استحکام باند زیرکونیا با سمان‌های رزینی بررسی کرده‌اند. هدف مطالعه حاضر مقایسه میزان استحکام باند ریزبرشی دو نوع کور زیرکونیایی Cercon و Zirkonzahn با دو نوع سمان رزینی Panavia F2 و Rely x unicem2 پس از انجام ترموسایکلینگ، بود.

  روش بررسی: در این مطالعه، 24 نمونه مستطیل شکل از هر یک از دو گروه زیرکونیای Cercon و Zirkonzahn تهیه شد. پس از سندبلاست، توسط دو سمان رزینی Panavia F2 و Rely x unicem2 به استوانه‌های کامپوزیتی با ابعاد mm2 3×1 متصل شدند. نمونه‌ها به میزان 5000 سیکل تحت ترموسایکلینگ قرار گرفتند. سپس استحکام باند ریزبرشی آن‌ها با دستگاه Universal testing machine اندازه‌گیری شد. پس از اندازه‌گیری استحکام باند ریزبرشی برای تعیین نوع شکست نمونه‌ها توسط استریومیکروسکوپ مشاهده شدند. از روش Two-way ANOVA برای تحلیل و آنالیز داده‌ها استفاده شد.

  یافته‌ها: نوع سرامیک تأثیر معنی‌داری بر روی استحکام باند ریزبرشی نداشت (317/0= P ). بالاترین استحکام باند در هر دو نوع کور زیرکونیایی مربوط به سمان Rely x unicem2 بود (035/0= P ). نوع شکست در تمامی نمونه‌ها از نوع Adhesive بین سمان و سرامیک بود.

  نتیجه‌گیری: انتخاب سمان مناسب تأثیر مستقیم بر روی موفقیت رستوریشن دارد.


سکینه نیکزاد، عباس آذری، سمیه نیاکان، زینب بحرانی،
دوره 27، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: هدف از این مطالعه مروری، معرفی اولیه و بررسی اطلاعاتی است که تا به امروز در رابطه با خواص کاربردی این ماده منتشر شده است.

  روش بررسی: تحقیق به روش مروری (Review Article) انجام گرفت. با استفاده از واژگان کلیدی (Dental ceramic, Zirconia, 3Y-TZP, Clinical Performance, Machining, Transformation toughening) مروری بر مقالات موجود در پایگاه مدلاین انجام شد. محدوده جستجوی مقالات، عمدتاً از سال 2000 به بعد بود.

  نتیجه‌گیری: علی رغم نتایج کلینیکی عالی در تحقیقات کوتاه مدت ولی همچنان نیاز به مطالعات کلینیکی و لابراتواری بیشتری می‌باشد تا اطلاعات طولانی مدت راجع به رستوریشن‌های زیر کونیایی داشته باشیم.


حمید کرمانشاه، نرگس عامری الحسینی، شعله غبرائی، محمد جواد خرازی فرد،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: سرامیک‌های دندانی ممکن است در طول مراحل تنظیمات کلینیکی با فرز تراشیده شوند و این مسأله ضمن از بین بردن لایه گلیز باعث ایجاد ترک‌های ریزی بر سطح آن‌ها شده که می‌توانند در محیط مرطوب رشد کرده و استحکام سرامیک و طول عمر رستوریشن را کاهش دهند. هدف از این مطالعه معرفی روش‌های کنترل ترک‌های سطح خارجی ترمیم‌های سرامیکی و بررسی تأثیر آن‌ها بر استحکام سرامیک بود.

  روش بررسی: 40 نمونه سرامیک فلدسپاتیک به صورت دیسک تهیه شده و به چهار گروه 10 تایی تقسیم شدند. گروه 1 به عنوان گروه کنترل بدون هیچ تغییری درنظر گرفته شد. نمونه‌های سه گروه آزمایشی دیگر توسط دستگاه Vickers با نیروی 4/29 نیوتن دندانه‌گذاری شدند و تحت درمان‌های متفاوت قرار گرفتند: گروه 2 بدون درمان، گروه 3 پرداخت و گروه 4 پرداخت- سایلن- رزین. نمونه‌ها به مدت 48 ساعت در آب با دمای 37 درجه سانتی‌گراد نگهداری شده و سپس استحکام خمشی دو محوری آن‌ها اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آنالیز آماری One-way ANOVA آنالیز شدند.

  یافته‌ها: میانگین استحکام خمشی در گروه 1 (60/12 ± 49/134)، گروه 2 (41/15 ± 81/94)، گروه 3 (22/16 ± 20/89) و گروه 4 (01/12 ± 67/80) اندازه‌گیری شد. استحکام نمونه‌های بدون ترک (گروه 1) به طور معنی‌داری از استحکام سرامیک‌های حاوی ترک (4، 3، 2) بیشتر بوده است (001/0 P< ). بین استحکام خمشی نمونه‌های درمان شده (4، 3) و نشده (2) و همچنین بین درمان‌های متفاوت، تفاوت آماری معنی‌داری دیده نشد (136/0 = P ).

  نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد ترک حاصل از دندانه‌گذاری با نیروی 4/29 نیوتن بر استحکام خمشی سرامیک فلدسپاتیک مؤثر می‌باشد. هیچ یک از روش‌های بررسی شده در مطالعه قادر به افزایش استحکام سرامیک نبودند.


عزت الله جلالیان، فاطمه رجایی، مرضیه باویسی، نیلوفر مقدم، فرشته کی خا، رضوانه چراغی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: روکش کردن دندان‌ها همراه با تغییرات در شاخص‌‌های پریودنتال می‌‌باشد. هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر رستوریشن‌های PFM با رستوریشن‌های All-Ceramic بر تجمع پلاک و التهاب لثه بود.

  روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی به صورت قبل و بعد است و بر روی 102 دندان با روکش‌های PFM و یا All ceramic انجام شد. شاخص‌‌های پلاک (PI) و شاخص لثه‌ای (MGI) قبل و بعد از روکش اندازه‌گیری شد و داده‌‌ها توسط آزمون تحلیل کواریانس (ANCOVA) ارزیابی شدند.

  یافته‌ها: در گروه PFM (قبل از روکش) میانگین شاخص لثه‌ای 48/0 ± 45/1 (MGI) و میانگین پلاک 38/0 ± 96/1 (PI) به دست آمد. در گروه PFM
(6 ماه بعد از روکش) میانگین شاخص لثه‌ای 61/0 ± 82/1 (MGI) و میانگین پلاک 49/0 ± 22/1 (PI) به دست آمد . در گروه ) (All-Ceramic) قبل از روکش) میانگین شاخص لثه‌ای 29/0 ± 25/1 (MGI) و میانگین پلاک (PI) 52/0 ± 22/1 به دست آمد. در گروه All-Ceramic (6 ماه بعد از روکش) میانگین شاخص لثه‌ای 50/0 ± 43/1 (MGI) و میانگین پلاک (PI) 516/0 ± 88/1 به دست آمد و آزمون آماری ANCOVA اختلاف دو گروه را از نظر شاخص لثه‌ای و پلاک معنی‌دار نشان داد (001/0 P< ).

  نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد وجود کراون All-Ceramic و PFM روی دندان‌‌ها به نحو معنی‌داری در بروز تظاهرات التهابی در لثه موثر است و این تظاهرات در رستوریشن‌های PFM نسبت به All-Ceramic به صورت معنی‌داری بیشتر اتفاق افتاد.


فرزانه فرید، پدرام اعتمادی، فرهاد شفیعی،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر به دلیل توجه بیشتر به شاخص زیبایی، سیستم‌های مختلفی با استفاده از مواد سرامیکی همرنگ دندان، در ساخت رستوریشن ثابت استفاده ‌می‌شوند. هدف از مطالعه حاضر تعیین مشابهت مختصات رنگ سه سیستم رایج، با نمونه رنگ A2 از مجموعه انتخاب رنگ Vita classic بود.
روش بررسی: در این مطالعه سیستم متال- سرامیک (MCR) (mm 5/0 کور فلزی نیکل- کروم و  mm1 لایه ونیر Ceramco lll) سیستم تمام سرامیک (CE) (mm 5/0کور زیرکونیا Cercon و mm 1 لایه ونیر Cercon ceram) و سیستم تمام پرسلن (VM7) (mm 5/1پرسلنVita VM7) مورد بررسی قرار گرفتند. از هر سیستم 15 نمونه به شکل دیسک با قطر mm 10 و ارتفاع mm 5/1 به رنگ Vita A2 ساخته شد. پارامترهای رنگ L*a*b* نمونه‌ها با استفاده از اسپکتروفتومتری تعیین و تفاوت رنگ E)Δ( هر سیستم با نمونه رنگ مرجع محاسبه گردید. آنالیزهای آماری با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و مقایسه‌های متعدد Tukey انجام شد.
یافته‌ها: اختلاف مختصات رنگ هر سیستم با نمونه رنگ مرجع معنی‌دار بود (05/0P<). مختصات رنگ نمونه مرجع 11/14b*=، 59/1 = a*، 48/72L*= بود. میانگین این مختصات برای گروه MCR به ترتیب 64/0±51/15، 24/0±88/2، 38/0±61/72، برای گروه CE 61/51±0/14،17/77±0/2، 46/42±0/76، و برای گروه VM7 61/9±0/17، 19/15±0/2، 6/13±0/75 بود. اختلاف رنگ گروه  MCR(98/1E=Δ) در محدوده قابل قبول و برای دو گروه  CE(38/5E=Δ) و VM7 (72/4E=Δ) غیر قابل قبول بود.
نتیجه‌گیری: تحت شرایط این مطالعه نمونه‌های متال- سرامیک کمترین اختلاف را با نمونه رنگ مرجع داشتند.
 

فاطمه مختاری، کاظم کوپایی، جلیل مدرسی، حمیدرضا همتی، هنگامه زندی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی توانایی قدرت سیل کنندگی MTA و سرامیک سرد به روش نفوذ باکتری بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 50 عدد دندان تک ریشه مستقیم کشیده شده انسان انتخاب شدند. در گروه اول، 20 دندان با MTA پر شدند. در گروه دوم، 20 دندان با سرامیک سرد پر شدند. از 5 دندان به عنوان کنترل مثبت (کانال با گوتاپرکای منفرد و بدون سیلر پر شد) و 5 دندان به عنوان کنترل منفی (کانال با گوتاپرکا و سیلر پر و با دو لایه لاک ناخن پوشانده شدند) استفاده شد. یک مدل میکرو لیکیج باکتری از باکتری های خانواده نشت باکتری از باکتری انتروکوکوس فکالیس جهت ارزیابی قدرت سیل‌ کنندگی مورد استفاده قرار گرفت. دندان‌ها در لوله‌های آزمایش قرار داده شدند به طوری که دو محفظه فوقانی و تحتانی تشکیل دادند. باکتری‌های کشت شده در محفظه فوقانی و در تماس با ناحیه کرونالی دندان قرار گرفتند و انتهای ریشه در محفظه تحتانی که حاوی یک محیط کشت استریل بود قرار گرفتند. در این حالت تنها مسیر ارتباطی بین محفظه فوقانی و تحتانی، پرکردگی کانال ریشه بود. در این روش در صورت مشاهده کدورت در محفظه تحتانی، مشخص می‌شد که باکتری‌ها توانسته‌اند از سد موجود عبور کنند و به محیط کشت برسند و با این روش نشت اندازه‌گیری شد. داده‌های به دست آمده با استفاده از تستChi-Square  آنالیز شدند.
یافته‌ها: در گروه اول (MTA) 7 نمونه و در گروه دوم (سرامیک سرد) 4 نمونه نشت داشتند. از نظر نشت، تفاوت آماری معنی‌داری بین MTA و سرامیک سرد وجود نداشت (288/0P=).
نتیجه‌گیری: توانایی سیل کنندگی سرامیک سرد و MTA به عنوان مواد پرکننده ریشه مشابه است.
 

حسینعلی ماهگلی، سمیه اللهیاری،
دوره 31، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

در سال‌های اخیر استفاده از زیرکونیا به عنوان کور ساپورت کننده با استحکام بالا در رستوریشن‌های تمام سرامیک مقبولیت زیادی یافته است. موارد شکست ایجاد شده در رستوریشن‌های زیرکونیایی عمدتاً به دلیل ضعف در توده پرسلن ونیر و عوامل دیگری از جمله روش ونیر می‌باشد. غیر از روش متداول ونیر دستی، روش‌های دیگری از جمله پرس و ونیر دیجیتال اخیراً معرفی و مورد استفاده قرار گرفته‌اند. از سویی دیگر استفاده از زیرکونیای مونولیتیک بدون ونیر نیز راه حلی برای کاهش شکست می‌باشد. هدف از این مطالعه، مروری بر مقالاتی بود که به مقایسه سه روش موجود برای ونیرینگ رستوریشن‌های زیرکونیا پرداخته‌اند و مقایسه تأثیر این روش‌ها بر میزان شکست (failure) رستوریشن‌های زیرکونیایی و همچنین مقایسه با زیرکونیای مونولیتیک می‌باشد. در متن این مطالعه مروری 42 مقاله در بازه سال‌های 2000 تا پایان 2016 با استفاده از کلید واژه‌های مرتبط از موتورهای جستجوگر PubMed, google scholar استفاده شدند. در اغلب مقالات، روش ونیرینگ دیجیتالی به عنوان بهترین روش ونیرینگ با کمترین میزان شکست گزارش شده است و همچنین خصوصیات مکانیکی زیرکونیای مونولیتیک بالاتر از زیرکونیای ونیر شونده با روش دستی بوده است.
 

پویا جنتی، محمد ابراهیمی ساروی، تهمینه بامدادیان، فرهاد ثبوتی، سحر چپرلی، جمشید یزدانی چراتی، نسرین خاکی، صهبا امینی، عباس مسگرانی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم‌ترین چالش‌های دندانپزشکان، تحویل روکشی با مارژینال فیت و مارژینال گپ مناسب به بیمار است. تراش ۱۳۵ درجه مزایایی چون سهولت تکنیکی و ثبت مناسب خط خاتمه تراش دارد. علی‌رغم این مزایا، تحقیقات گسترده‌ای بر روی این نوع تراش انجام نشده است. لذا بر آن شدیم تا در این مطالعه تراش ۱۳۵ درجه را با چمفر عمیق از نظر تطابق مقایسه نماییم.
روش بررسی: بر روی دو دندان مولر اول مندیبل با نسج تاجی سالم و اندازه مشابه، تراش چمفر عمیق و تراش ۱۳۵ درجه انجام شد. از هر دو دندان قالب تهیه شد و از روی هر دای، ۳۰ عدد روکش ساخته شد. نمونه‌های آغشته به fit checker توسط universal testing machine تحت نیروی ۴۰ نیوتن به مدت ۳ دقیقه قرار گرفتند و زیر لوپ با بزرگنمایی ۴۰ برابر در سه نقطه از هر بعد اندازه‌گیری و ثبت شدند. جهت آنالیز داده‎ها و مقایسه تطابق تراش‎ها از آزمون‎های آماری Kolmogorov-Smirnov و Wilcoxon در SPSS version24 استفاده گردید.
یافته‌ها: میانگین مارژینال فیت در تراش چمفر عمیق ۵۴۱۷/۴۸ میکرون و در تراش ۱۳۵ درجه ۳۳۳۳/۵۵ میکرون به دست آمد. مارژینال گپ، برای تراش چمفر عمیق ۴۸۳۳/۲ میکرون و برای تراش ۱۳۵ درجه ۰۰۸۳/۱ میکرون بود. P-value برای مارژینال گپ ۰۵۰/۰ بود که نشان دهنده وجود تفاوت معنی‌داری میان برتری تراش ۱۳۵ درجه بر تراش چمفر عمیق است. در مورد مارژینال فیت، P-value بالای ۰۵/۰ بود و برتری تراش 135 درجه از این حیث معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: تراش ۱۳۵ درجه بر چمفر عمیق از نظر مارژینال گپ برتری معنی‌دار داشت (05/0P≤). علی‌رغم اینکه تراش ۱۳۵ درجه بر چمفر از نقطه نظر مارژینال فیت نیز برتری داشت اما این تفاوت معنی‌دار نبود.
 

فاطمه مختاری، محمد محمدحسینی، نوشین فخاری، علیرضا یزدانی رستم،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی تغییر رنگ دندان ناشی از تماس با سرامیک سرد در مقایسه با MTA Angelus در مجاورت با محلول‌های شستشو دهنده مانند هیپوکلریت سدیم و نرمال سالین بود.
روش بررسی: تعداد 50 نمونه دندان قدامی ماگزیلا کشیده شده انسانی انتخاب شد. پس از تهیه حفره دسترسی به 4 گروه آزمایشی و 1 گروه کنترل (10 عدد در هر گروه) تقسیم شدند. قبل از قرار دادن مواد داخل تاج، حفره دسترسی دندان‌های گروه ۲ و ۴ با هیپوکلریت سدیم ۲۵/۵% و دندان‌های گروه ۱ و۳ با سالین شستشو داده شده و پس از خشک شدن، ضخامت ۳ میلی ‌متری از سرامیک سرد (گروه ۱ و ۲) و MTA Angelus (گروه ۳ و ۴) درون حفره دسترسی دندان‌ها قرار داده شد. بعداز ست شدن مواد، تمام نمونه‌ها با رزین مودیفاید گلس آینومر ترمیم شدند. بر اساس سیستم CIE Lab، تغییر رنگ کل E)Δ( هر نمونه در بازه زمانی قبل از کار، ۱ و 90 روز بعد از کار به دست آمد و با استفاده از تست ویلکاکسون مورد آنالیز آماری قرار گرفت.
یافته‌ها: طبق نتایج این پژوهش اختلاف میانگین تغییر رنگ در گروه‌های پر شده با سرامیک سرد و در بازه‌های زمانی مختلف تفاوت آماری معنی‌داری نداشت (05/0P>)، در حالی که در گروه‌های پر شده با MTA Angelus مقادیر آماری برای این معیار (اختلاف میانگین تغییر رنگ) در 90 روز پس از کار به طور معنی‌داری بالاتر از یک روزه بعد از کار بود (05/0P<).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که سرامیک سرد نسبت به MTA Angelus تغییر رنگ کمتری با گذشت زمان در دندان‌ ایجاد می‌کند، در نتیجه می‌توان آن ‌را به عنوان جایگزین مناسب‌تری نسبت به MTA Angelus پیشنهاد داد.

الناز شفیعی، امین نوری زاده، پریسا جعفرزاده ملکی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دستیابی به ابزارهای قابل اعتماد جهت تطابق رنگ نمونه‌های سرامیکی در دندانپزشکی ترمیمی و زیبایی از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی دقت اسکنرداخل دهانی Trios5 در تعیین رنگ نمونه‌های سرامیکی Vita classical ,Shade Guide VC انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت لابراتواری بوده و هر نمونه سرامیکی توسط دو مشاهده‌گر به صورت مجزا از Shade Guide ویتا classical 15 بار توسط اسکنر داخل دهانی Trios5 برداشت شده و رنگ تعیین شده توسط اسکنر نمونه با رنگ Shade Guide‌های VC مقایسه و میزان انطباق برداشت‌های دستگاه با در نظر گرفتن نمونه‌های تعیین رنگ به عنوان مرجع بررسی شد. داده‌ها توسط نرم افزار آماری SPSS24 و آزمون تی تک نمونه‌ای و ضریب کاپا در سطح
معنی داری 05/0 مورد بررسی تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته‌ها: بیشترین دقت تشخیص در هر دو مشاهده‌گر مربوط به رنگ‌های A2، A3، A3/5، A4، B1 و C4 با دقت تشخیص 100 درصد و کمترین دقت تشخیص در هر دو مشاهده‌گر مربوط به رنگ A1 با دقت تشخیص صفر درصد بود. میانگین کلی دقت تشخیص مشاهده‌گر اول و دوم به ترتیب 99/64 درصد و 75/63 درصد و دقت تشخیص کلی نیز
37/64 درصد بود. در تمام رنگ‌ها به جزء رنگ B2 (299/0=P) توافق آماری معنی داری بین دو مشاهده‌گر مشاهده شد (05/0≥P).
نتیجه ‌گیری: اسکنر Trios 5 می‌تواند به ‌عنوان ابزار کمکی در تعیین رنگ سرامیک‌ها استفاده شود، ولی برای کاربردهای بالینی توصیه می‌شود که همراه با منابع مرجع و روش‌های مکمل مانند اسپکتروفوتومتر یا بررسی بصری توسط دندانپزشکان متخصص استفاده شود.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb