57 نتیجه برای نژاد
مژگان پاکنژاد، امیر رضا رکن، علی اکبر صبور یراقی، فلورا الهامی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: ترمیم ضایعات استخوانی به ویژه در نواحی که قرار است تحت درمان ایمپلنت قرار گیرند یکی از مشکلات دندانپزشکان امروز است.
Bovine bone mineral (Bio-oss) یکی از موفقترین مواد پیوندی است که به عنوان داربستی برای مهاجرت استئوبلاستها عمل میکند. در صورتی که بتوان با استفاده از مادهای مهاجرت، تکثیر و تمایز استئوبلاستها را تسریع کرد، امکان بازسازی حجم بیشتری از استخوان ممکن خواهد شد. شیر حاوی پروتیینهایی است که رشد استخوان را تنظیم میکند و یکی از مهمترین این پروتیینها لاکتوفرین است. هدف از اجرای این مطالعه بررسی تأثیر اضافه کردن لاکتوفرین گاوی به Bio-oss بر استخوانسازی در کالواریوم خرگوش بود.
روش بررسی: لاکتوفرین در دو غلظت 500 و 50 میکروگرم بر میلیلیتر آماده شد. 10 عدد خرگوش سفید نیوزلندی برای مطالعه در نظر گرفته شدند.
4 حفره مشابه به قطر mm 6 در استخوان کالواریوم نمونهها ایجاد شد و سپس در دو عدد ازحفرهها Bio-oss با 70 میکرولیتر لاکتوفرین با دو غلظت ذکر شده پر شد، در حفره سوم Bio-oss به تنهایی قرار داده شد و حفره چهارم به عنوان کنترل خالی گذاشته شد. این حفرات پس از 4 هفته مورد بررسی هسیتولوژیک و هیستومورفومتری قرار گرفتند.
یافتهها: در مطالعه حاضر التهاب مشهودی در گروههای مورد مطالعه مشاهده نشد. همچنین در واکنش جسم خارجی، نوع و وایتالیتی استخوان نیز تفاوتی بین گروهها وجود نداشت. اما در مورد میزان استخوان ساخته شده گروه کنترل از سایر گروهها به طور معنیداری کمتر بود (05/0P<). در بین سه گروه دیگر گروههای حاوی لاکتوفرین استخوانسازی بهتری داشتند هرچند این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار نبود (1/0P=). با این حال به نظر میرسد اضافه کردن لاکتوفرین به Bio-oss باعث افزایش مختصری در استخوانسازی شده که این اثر در غلظت بالاتر بیشتر بوده است. در مورد میزان متریال باقی مانده نیز بین 3 گروه اختلاف معنیداری وجود نداشت (392/0P=)، هر چند در گروههای حاوی لاکتوفرین این میزان کمتر از گروه Bio-oss تنها بود.
نتیجهگیری: هرچند تفاوت معنیداری بین گروهها دیده نشد ولی این طور به نظر میرسد که اضافه کردن لاکتوفرین باعث افزایش مختصری در استخوانسازی شده است. با توجه به محدودیتهای مطالعه در مورد دوز لاکتوفرین، حجم نمونه و زمان ترمیم مطالعات بیشتری در این زمینه مورد نیاز است. همچنین به دلیل وجود احتمال لاکتوفرین از حفره، یافتن مادهای حامل برای لاکتوفرین میتواند در شناسایی اثرات این ماده کمک کننده باشد.
علیرضا فرهاد، بهناز برکتین، احمد موحدیان عطار، عذرا نیکنام، پرنیان علوی نژاد،
دوره 23، شماره 4 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: نیاز به استفاده از داروهای داخل کانال در دندانهای با پالپ نکروز مشخص است. هیدروکسید کلسیم به دلیل خصوصیات مطلوبش پیشنهاد اول به شمار میآید. MTA (Mineral Trioxide Aggregate) به عنوان ماده پر کننده دایمی نیز دارای خصوصیات مطلوب است و در مواردی میتواند همان کاربردهای هیدروکسید کلسیم را داشته باشد. هدف از این مطالعه مقایسه pH و غلظت یون کلسیم انتشار یافته پس از استفاده از هیدروکسید کلسیم و دو نوع MTA به عنوان پر کننده کانال به محیط اطراف ریشه بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی پس از پاکسازی و گشادسازی 52 دندان تک کاناله، دیفکتهای خارجی در سطح یک سوم میانی ریشهها ایجاد شدند. EDTA 17% (Ethylenediaminetetra acetic acid) و هیپوکلرید 5% جهت حذف لایه اسمیر استفاده شد. تمام سطح ریشه به جزء دیفکت خارجی سیل گردید و دندانها در نرمال سالین قرار داده شدند. 10 دندان به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند و 42 دندان دیگر به 3 گروه 14 تایی تقسیم شد (گروههای A، B، C). گروه A با Pro Root MTA، گروه B با Angelus MTA و گروه C با هیدروکسید کلسیم پر شدند. تمام نمونهها پس از سیل شدن در نرمال سالین قرار گرفتند. غلظت یون کلسیم و pH نرمال سالین بعد از 24 ساعت، 48 ساعت و یک هفته در تمام گروهها اندازهگیری شد و نتایج با آنالیز Repeated Measure ANOVA و Pair T-test ارزیابی گردید.
یافتهها: بیشترین غلظت یون کلسیم و pH در گروه C وجود داشت که تفاوت آن با گروههای A و B در هر سه زمان معنیدار بود(001/0P<). این اختلاف بین دو گروهA و B معنیدار نبود (05/0P>).
نتیجهگیری: در موارد وجود دندان ضایعهدار و نکروزه با اندیکاسیون استفاده از MTA، (اپکس باز، پرفوریشن) بهتر است قبل از قرار دادن MTA، کانال دندان توسط هیدروکسید کلسیم پانسمان گردد.
محمد رضا شریفیان، نوشین شکوهی نژاد، حمید رضا منصف اصفهانی، مرضیه علی قلی، مهرک امجدی،
دوره 24، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: حین اینسترومنتیشن کانالهای ریشه در درمانهای اندودانتیک لایه اسمیر بر روی دیوارههای کانال تشکیل می شود که توبولهای عاجی را میپوشاند. در صورتی که محلولهای شستشو دهنده بتوانند لایه اسمیر را حذف نمایند و در عین حال خاصیت ضد میکروبی داشته باشند، میتوان از این مزیت در کانالهای عفونی بهره گرفت. لذا این مطالعه به منظور بررسی خاصیت ضد میکروبی عصاره قسمت داخلی گوشتی میوه Citrus aurantifolia (آب لیموترش( و پوست آن علیه انتروکوکوس فکالیس موجود در توبولهای عاجی ریشه در حضور لایه اسمیر طراحی شد.
روش بررسی: در این مطالعه 140 سیلندر عاجی از دندانهای سانترال انسیزور گاو تهیه شد. بعد از حذف لایه اسمیر، سوسپانسیون انتروکوکوس فکالیس به داخل لولهها تلقیح و لایه اسمیر مجدداً ایجاد شد. در گروههای مورد مطالعه از محلولهای زیر به منظور شستشوی کانال استفاده گردید: گروه 1: NaOCl 25/5%، گروه 2:EDTA 17%، گروه 3: NaOCl +EDTA، گروه 4: آب لیمو، گروه 5: عصاره اتانولی پوست لیمو ترش، گروه 6: اتانول %96. سپس خردههای عاجی از لایههای داخلی و خارجیتر عاج به دست آمد و از نظر کدورت ناشی از رشد میکروبی بررسی شد. آنالیز واریانس یک طرفه و تست تکمیلی Tamhan در این مطالعه استفاده شدند.
یافتهها: در لایه خارجی عاج، خاصیت ضد میکروبی عصاره پوست لیمو فقط از گروه NaOCl+EDTA کمتر بود (05/0P<) و خاصیت ضد میکروبی آب لیمو از گروههای NaOCl+EDTA، NaOCl و EDTA کمتر بود (05/0P<). در لایه داخلی، خاصیت ضد میکروبی آب لیمو از گروههای NaOCl+EDTA و NaOCl کمتر بود (05/0P<) و خاصیت ضد میکروبی عصاره پوست از NaOCl+EDTA کمتر بود (05/0P<).
نتیجهگیری: در حضور لایه اسمیر، خاصیت ضد میکروبی آب لیموترش از NaOCl کمتر بود، در حالی که بین خاصیت ضد میکروبی عصاره پوست لیمو و NaOCl تفاوتی وجود نداشت.
حوریه باشیزاده فخار، ندا مولایی، علی تیمورینژاد،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: رادیوگرافی پانورامیک یکی از تکنیکهای معمول در تصویربرداری از ایمپلنت است. با وجود برخی محدودیتهای این تکنیک، رادیوگرافی پانورامیک، همچنان رادیوگرافی انتخابی جهت بررسی اولیه در درمان ایمپلنت میباشد. از معایب این رادیوگرافی میتوان به عدم وجود دقت ابعادی آن اشاره کرد. مطالعات زیادی برای تعیین میزان بزرگنمایی تصاویر پانورامیک انجام گرفته است که عمده آنها بر روی فانتوم یا اسکال خشک بوده است. اخیراً در این مطالعات از CT یا CBCT (Cone Beam CT) به عنوان استاندارد طلایی استفاده میشود. هدف از این مطالعه تعیین بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک در نواحی قدام و خلف با استفاده از مقاطع کراس سکشنال بازسازی شده در CT بود.
روش بررسی: تعداد 30 کلیشه پانورامیک تهیه شده با دستگاههای Planmeca EC or CC Proline از پرونده بیماران بخش ایمپلنت انتخاب شد و لندمارکهای خاص روی آنها مشخص شد. ابعاد عمودی لندمارکها روی رادیوگرافی پانورامیک و تصاویر بازسازی شده کراس سکشنال CT توسط کالیپر اندازهگیری و بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک به صورت نسبت ابعاد تصویر به ابعاد واقعی محاسبه شد. آنالیز آماری دادهها با استفاده از آزمون آماری Generalized Estimation Equation با Exchangeable correlation matrix و مدل Linear انجام شد.
یافتهها: میانگین بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک در نواحی قدامی فک بالا 02/0±22/1، در نواحی خلفی فک بالا 02/0±16/1، در نواحی قدام فک پایین 02/0 ± 20/1 و در نواحی خلفی فک پایین 02/0±13/1 بود. اختلاف بزرگنمایی بین ماگزیلا و مندیبل معنیدار بود (001/0>P). اختلاف بزرگنمایی بین نواحی قدام و خلف در فک بالا و فک پایین معنیدار نبود (11/0=P).
نتیجهگیری: بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک (دستگاه Planmeca EC or CC Proline) در نواحی مختلف دو فک بین 13/1 تا 22/1 درصد متفاوت است.
مرضیه علیخاصی، روشنک بقایی، نسیم خسرونژاد، پویا اصلانی،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در پاسخ به نیازهای زیبایی بیماران، استفاده از اباتمنتهای سرامیکی گسترش یافته است. علیرغم زیبایی این اباتمنتها، دقت ماشین کاری و تطابق آنها همواره مورد سوال بوده است. هرگونه عدم تطابق در محل اتصال بین اباتمنت و ایمپلنت، درنهایت منجر به از دست دادن گشتاور و شل شدن پیچ اباتمنت میگردد. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه میزان از دست دادن گشتاور اولیه در اباتمنتهای زیرکونیایی
manually aided design/manually aided manufacture (MAD/MAM) و پیشساخته تیتانیومی بود.
روش بررسی: هفت عدد اباتمنت تیتانیومی (Branemark RP, Easy abutment) تهیه گردید. برای ساخت اباتمنتهای سرامیکی، از تکنیک copy milling (MAD/MAM) استفاده شد و با دوپلیکیت کردن اباتمنتهای تیتانیومی هفت عدد اباتمنت زیرکونیایی (ZirkonZahn, Sand in Taufers, Italy) تهیه شد. اباتمنتهای هر دو گروه، ابتدا با گشتاور 35 Ncm بر روی مدل ایمپلنت محکم شدند و پس از 10 دقیقه مجدداً گشتاور با همان مقدار اولیه، اعمال گردید. سپس اباتمنتها با Torque controller باز شده و مقادیر عددی detorque را در هر نمونه توسط تورک متر دیجیتالی به صورت درصدی از گشتاور ابتدایی ثبت گردید. آنالیز آماری توسط t-test صورت گرفت.
یافتهها: میانگین از دست دادن گشتاور در اباتمنتهای از پیشساخته 71/12 Ncm با انحراف معیار 70/1 و برای اباتمنتهای سرامیکی MAD-MAM، 50/15 Ncm با انحراف معیار 67/4 بود که از لحاظ آماری تفاوت معنیداری بین دو گروه وجود نداشت (23/0P=).
نتیجهگیری: باتوجه به محدودیتهای این مطالعه، میتوان نتیجه گرفت که بین میزان detorque در اباتمنتهای سرامیکی از نوع MAD/MAM و تیتانیومی تفاوتی وجود ندارد.
مژگان پاکنژاد، یداله سلیمانی شایسته، زهرا نصر اصفهانی، نینا رزومه، محدثه حیدری، علی مهرفرد،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش روزافزون موارد درمانهای پیچیده ایمپلنت دندانی، توجه محققان را به سمت استفاده از موادی معطوف داشته که قادر به تحریک بازسازی استخوان میباشند. تکنیک حفظ ساکت دندانی و استفاده از گرفت استخوان جهت به حداقل رساندن تحلیل پیشنهاد شده است. هدف از این مطالعه ارزیابی نوعی ماده پیوند استخوان زنوگرفت کلاژنه به نام Osteo biol gen_oss در بازسازی ساکت دندان کشیده شده بود.
روش بررسی: این مطالعه نوعی کارآزمایی بالینی تصادفی شده است که در 12 نمونه (6 عدد در گروه کنترل و 6 عدد در گروه تست) انجام شد. هر فرد 2 دندان Hopeless داشت که پس از کشیدن دندانها در گروه تست گرفت قرار داده شد اما گروه کنترل به روند طبیعی ترمیم شد. پس از 3 ماه از هر دو ناحیه نمونه تهیه و جهت بررسی بافتشناسی و هیستومورفومتریک به پاتولوژیست ارجاع داده شد. در این مطالعه آزمونهای Mc Nemar و Wilcoxan sigh rank استفاده شد.
یافتهها: هیچ تفاوت آماری بین دو گروه از لحاظ واکنش جسم خارجی، التهاب، وایتالیتی و درصد استخوان ساخته شده دیده نشد. میانگین درصد بیومتریال باقیمانده 43/1 ± 37/6 بود.
نتیجهگیری: زنوگرفت Osteobiol gen_oss یک Deantigenized collagenic porcine bone substitute میباشد. این ماده یک گرفت با خاصیت سازگاری زیستی بالا و استئوکانداکتیو است که پس از قرار گرفتن در ساکت دندان کشیده شده در 3 ماه منجر به ح فظ ساکت دندانی در انسان میشود.
ندا مسلمی، محدثه حیدری، رضا فکرآزاد، حانیه نخبه الفقهایی، سیامک یعقوبی، احمد رضا شمشیری، مژگان پاکنژاد،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پیوند آزاد لثه یکی از قابل پیشبینیترین درمانهای افزایش عرض لثه کراتینیزه میباشد. اما یکی از معایب اصلی این درمان درد در ناحیه دهنده پیوند کام در طول دوره ترمیم زخم میباشد. هدف از این تحقیق بررسی اثر لیزر کمتوان بر ترمیم بالینی و درد در ناحیه دهنده پیوند در جراحی پیوند آزاد لثه بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی کنترل شده و دو سویه کور و Split mouth بر روی 12 بیمار در بخش پریودنتولوژی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه تست (تابش لیزر) و کنترل (تابش پلاسبو) تقسیم شدند. در گروه لیزر پس از انجام جراحی در ناحیه دهنده پیوند کام، تابش لیزر دیود 660 نانومتری با پارامترهای با توان 200 میلیوات و زمان تابش 32 ثانیه تابیده شد و در روزهای 1 ،2، 4 و 7 ادامه یافت و در گروه کنترل به همین ترتیب لیزر به صورت خاموش استفاده شد. جهت بررسی میزان اپیتلیزاسیون از H2O2 3% و جهت بررسی ترمیم بالینی از فتوگرافی استفاده شد. جهت بررسی میزان درد تعداد مسکن مصرفی بیمار ثبت شد. همچنین حضور یا عدم حضور خونریزی نیز بررسی شد. جهت آنالیز ترمیم از تست آماری Wilcoxon ، جهت آنالیز درد از تست آماری Repeated measures ANOVA و جهت آنالیز خونریزی از تست آماری McNemar استفاده شد. حد معنیدار آماری کمتر از 05/0 درنظر گرفته شد.
یافتهها: زخم ناحیه کام در روز 14 در گروه لیزر از لحاظ میزان اپیتلیزاسیون (02/0 P= ) و ترمیم بالینی (01/0 P= ) به طور معنیداری بهتر از گروه کنترل بود و در روز 21 در گروه لیزر از لحاظ میزان اپیتلیزاسیون به طور معنیداری بهتر از گروه کنترل بود (05/0 P= ). با این حال دو گروه از لحاظ تعداد مسکن مصرفی و خونریزی تفاوت معنیداری را نشان ندادند (51/0 P= ) و (1 P= ).
نتیجهگیری: براساس نتایج این تحقیق و با پارامترهای به کار گرفته شده در این مطالعه استفاده از لیزر کمتوان در ناحیه دهنده پیوند کام میتواند منجر به بهبود ترمیم زخم در روز در طی هفته دوم و سوم شود.
فرزانه جباری، جواد محمد نژاد، کمال یاوری،
دوره 27، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در دهه گذشته مطالعات فراوانی استخراج جمعیتهای سلول بنیادین را از منابع گوناگون دندانی گزارش کردهاند، در حالیکه هنوز ماهیت مزانشیمی آنها مورد بحث است. هدف از این مطالعه معرفی انواع روشهای جداسازی سلول از پالپ دندان برای تعیین ماهیت مزانشیمی آنها قبل از تمایزشان بود.
روش بررسی: یکی از بهترین منابع برای سلولهای بنیادین، بافت پالپ دندان است. سلولهای بنیادین بافت پالپ دندان مناسبترین منبع سلولهای بنیادین خواهد بود زیرا در طول زندگی، دندانها قابلیت بازیابی و جایگزینی را دارند. پالپ بافت تخصصی همبند شامل خون، رگها و عروق لنفی و اعصاب و مایع میان بافتی است. سلولهای بنیادین بافت پالپ در ناحیه غنی از سلول در بافت پالپ یافت میشوند. این سلولها برای نخستین بار در سال 2000 توسط شخصی به نام گرانتوس استخراج گردید و پتانسیل تمایز به سلولهای ادونتوبلاست، ادیپوسیت و سلولهای عصبی را از خود نشان دادند. گرانتوس سلولها را به دو روش استخراج نمود: روش هضم آنزیمی و روش دوم روش فرعی بود. این سلولها قابلیت نگهداری و ذخیرهسازی درون نیتروژن مایع را داشتند. همچنین نشان داده شده است که سلولهای بنیادین پالپ دندان انسان میتوانند ساختارهای پیچیده مانند پالپ دندان یا استخوان Woven را در داخل بدن تشکیل دهند.
نتیجهگیری: سلولهای بنیادین پالپ دندان از قسمت Cranial neural crest سرچشمه میگیرند و ویژگیهای عصبی مانند بیان نوتروفین را دارند بنابراین این سلولها میتوانند منبعی برای درمان اختلالات عصبی باشند. ویژگی این سلولها و تعیین پتانسیل آنها در واکنشهای احیایی پایه و اساس توسعه روشهای درمانی جدید را تشکیل میدهند اگرچه این روش مستلزم به کارگیری مستقیم سلولها در ناحیه آسیب دیده برای بازسازی و یا بهرهگیری همراه یک داربست مناسب برای مهندسی بافت است. این روشها خلاقیت و نسل جدید درمانهای بالینی بر مبنای پدیدههای بیولوژیکی را برای بیماریهای دندان فراهم خواهند نمود.
مریم ربیعی، سید محمود رضوانی، نازنین اسدپور، احسان کاظم نژاد لیلی،
دوره 27، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ضایعات دهانی مرتبط با ایدز (AIDS) از حیث شیوع، دارا بودن ارزش تشخیصی، تعیین پروگنوز فرد و نیز مانیتور کردن وضعیت ایمنی بیمار از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند، همچنین در کیفیت زندگی بیمار نقش مهمی دارند. هدف از این مطالعه بررسی ضایعات دهانی بیماران مبتلا به ویروس HIV بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - مقطعی جهت بررسی مشکلات دهانی در بیماران مبتلا به HIV مراجعه کننده به مرکز مشاوره- درمانی در شهر رشت انجام گرفت. بیماران با تکنیک مصاحبه و مشاوره وارد مطالعه شدند. اطلاعات دموگرافیک، سابقه داروهای دریافت شده و تست های آزمایشگاهی از وضعیت نقص ایمنی فرد نیز از پرونده پزشکی بیماران استخراج و ثبت گردید. آنالیزهای آماری یک و چندگانه به همراه مدل رگرسیون خطی در این مطالعه استفاده گردید.
یافتهها: از 62 بیمار مورد مطالعه 50 نفر مرد و 12 نفر زن بودند و متوسط سن این افراد 3/11±5/40 سال بود. تظاهرات دهانی در 59 بیمار (95%) ثبت شد. شایعترین این تظاهرات شامل پریودنتیت (7/67%)، کاندیدیازیس دهانی (9/41%) شامل انواع اریتماتوز (4/35%) و سودوممبرانوس (45/6%) و انگولار کیلایتیس (9/12%) میشدند. در بین بیماران دارای پروتز متحرک نیز ضایعات کاندیدیازیس اریتماتوز و انگولار کیلایتیس شیوع بالایی داشتند (001/0 P= ) . در این مطالعه بروز بیماریهای پریودنتال با مصرف داروهای ضدرتروویرال (002/0 P= ؛ 9/20 OR: ؛ 74/140-1/3 CI: ) و زمان سپری شده از تشخیص بیماری بر حسب سال (024/0 P= ؛603/0 OR: ؛936/0-388/0 CI: ) ارتباط آماری معنیداری داشته و احتمال بروز ضایعات کاندیدیازیس اریتماتوز در بیماران تحت درمان با داروهای پروفیلاکسی کمتر بوده است (043/0= P ؛ 205/0 R: ؛ 95/0-044/0 CI: ).
نتیجهگیری: مردان گروه سنی 39-30 سال و معتاد تزریقی عمده افراد این مطالعه بودند. هرچند که شیوع ضایعات دهانی ویژه HIV/AIDS میان گروه مورد مطالعه نسبتاً پایین بود، اما وضعیت دندانی و پریودنتالی بیماران بسیار نامناسب بود و نیاز به انجام درمانهای دندانپزشکی برای بیماران به طور محسوسی بالاست.
مهسا مهریاری، نازنین مرتضوی، فاطمه صیادی، سامان محسنی توکلی، شقایق زاهد پاشا، هادی مرتضوی امیری، علی بیژنی، حامد حسین کاظمی، مینا مطلب نژاد،
دوره 27، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه، مروری بر تحقیقات انجام یافته در زمینه وضعیت اکسیدان/ آنتی اکسیدانی در سرم و بزاق بیماران مبتلا به آفت راجعه دهانی (RAS) بود.
روش بررسی: با استفاده از واژههای کلیدی استوماتیت آفتی راجعه، آنتی اکسیدان، بزاق، هماتینیک و هماتینیک اسید، مقالات 10 سال گذشته و به طور عمده 3 سال اخیر (2010 تا 2013) استخراج شدند. از مجموع 37 مطالعه کلینیکی مورد بررسی، 18 مقاله موردی شاهدی بر روی بیماران مبتلا به RAS که حداقل 3 بار در سال دچار حملات آفتی میشدند، انتخاب گردیدند. مقالات مربوط به بیماریهای سیستمیک و پریودنتال، کم خونی فقر آهن، مصرف داروها و استعمال دخانیات از مطالعه خارج گردیدند.
بحث و نتیجهگیری: تقریباً در تمامی تحقیقاتی که پراکسیداسیون چربیها را بررسی نمودهاند، غلظتهای سرولوژیکی و بزاقی MDA در بیماران آفتی نسبت به افراد سالم، افزایش مشهودی داشته و نقش ROS در اتیولوژی بیماری را نشان میدهند. از بین عناصر کمیاب خون، کاهش عناصر روی و سلنیوم و افزایش عنصر مس در بیماران در مقایسه با موارد کنترل مشاهده شده است. تحقیقات همگی حاکی از کاهش میزان SOD در سرم و افزایش این شاخص در بزاق بیماران مبتلا به RAS بوده است. تغییرات میزان کاتالاز و اسید اوریک در بیماران متناقض بوده، شاخصهای آنتی اکسیدانی پاراکسوناز، آریل استراز و نیز ویتامینهای A, E, C در سرم بیماران RAS نسبت به موارد کنترل پایینتر بوده است.
فرامرز زکوی، هنگامه علینژاد، زهرا جوکار،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تطابق لبهای یکی از فاکتورهای کلیدی در موفقیت روکشهای ثابت است. هدف از این مطالعه مقایسه تطابق کراونهای سرامیکی فلدسپاتیک تهیه شده از روی قالب سیلیکون افزایشی و کست گچی به وسیله دستگاه CAD/CAM بود.
روش بررسی: 10دندان پرمولر ماگزیلای سالم کشیده شده برای این مطالعه که از نوع تجربی- آزمایشگاهی بود، انتخاب شدند . پس از تراش دندانهای مانت شده در آکریل و ایجاد خط تراش شولدر با انتهای گرد، برای هر دندان دو روکش (یک مرتبه با استفاده از اسکن کردن قالب تهیه شده از دندان به کمک سیلیکون افزایشی و یک مرتبه با اسکن کردن کست گچی تهیه شده از دندانها) به وسیله دستگاه CAD/CAM از جنس فلدسپاتیک Vita mark Π ساخته شد . میزان گپ مارجینال هر کدام از روکشها به کمک دستگاه SEM ، در 2 ناحیه در هر یک از سطوح مزیال و باکال اندازهگیری شد. آنالیز آماری دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS 17 و با کاربرد تست آماری Paired T-test انجام شد (05/0 P < ).
یافتهها: متوسط گپ مارجینال در روکشهای حاصل از قالب سیلیکونی و روکشهای حاصل از کست گچی به ترتیب (11/37 ± 13/155) و (35/12 ± 18/130) بود و این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار نبود (055/0 P= ). همچنین میانگین گپ مارجینال روکشهای حاصل از کست گچی و قالب سیلیکون افزایشی در ناحیه مزیال (41/44 ± 82/157) به طور معنیداری بیشتر از میانگین گپ مارجینال ناحیه باکال (26/24 ± 50/127) بود(003/0 P= ).
نتیجهگیری: تطابق لبهای روکشهای ساخته شده از روی کست گچی و قالب سیلیکونی تفاوت معنیداری نداشته و هر دو روش دقت یکسانی را نشان دادند.
بهاران رنجبر امیدی، لادن مدنی، آیدا میرنژاد جویباری، انسیه رشوند، سونیا اویسی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ریزنشت یک مشکل با اهمیت در ترمیمهای مستقیم میباشد و فهم عوامل مرتبط با آن، اهمیت بسیار دارد. هدف این مطالعه بررسی اثر سیکل مکانیکی بر ریزنشت سه نوع ماده گلاس آینومر ترمیمی در حفرات CLV بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی سی دندان پره مولر انسان با ایجاد حفرههای CLV در ناحیه باکال و پالاتال استفاده شد (شصت حفره). دندانها به سه گروه ده تایی (بیست حفره) به صورت زیر تقسیم شدند: گروه یک Fuji IX (HV GI)/ G coat plus ، گروه دوم : گلاس آینومر با ویسکوزیته بالا
Ionofil molar (HVGI)/ G coat plus و گروه سوم: Fuji II LC (RMGI)/ G coat plus . همه ترمیمها فورا پالیش شدند و دندانها تحت دو هزار
(50-5 درجه سانتیگراد) سیکل حرارتی قرار داده شدند. در هر گروه نیمی از دندانها تحت سیکل مکانیکی (پنجاه هزار سیکل) قرار گرفتند. در نهایت دندانها در فوشین بازی 5/0% به مدت 24 ساعت و در دمای اتاق قرار داده، برش داده و تحت استریو میکرسکوپ مشاهده گردیدند. آنالیز آماری با استفاده از آزمونهای Man-Whiteney, Kruskal-Wallis انجام گردید و ریزنشت انسیزال و ژنژیوال با تست Wilcoxon مقایسه شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که در همه گروهها سیکل مکانیکی و نوع ماده ترمیمی بر روی ریزنشت انسیزال و ژنژیوال اثر معنیداری نداشت (05/0 P< ).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه میتوان این گونه نتیجه گیری کرد که ریزنشت گلاس آینومر II LC Fuji معادل گلاس آینومرهای با ویسکوزیته بالا (Ionofil molar, Fuji IX) بود و اعمال سیکل مکانیکی به دندانها موجب افزایش میزان ریزنشت نگردید.
نوشین شکوهی نژاد، حسن رزمی، مهرفام خوشخونژاد، پگاه فیروزمنش،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر مقایسه میزان ریزسختی OrthoMTA و RetroMTA با ProRoot MTA در فواصل ۵/۰، ۲ و ۵/۳ میلیمتری از سطوح در معرض خون، فسفات بافر سالین (PBS) و آب مقطر بود.
روش بررسی: ۱۳۵ قالب پلی متیل متاکریلات به شکل نیم استوانه در سه گروه ۴۵ تایی توسط OrthoMTA، RetroMTA و ProRoot MTA پر شدند. سطح تحتانی ۱۵ نمونه در هر ماده با PBS، ۱۵ نمونه با خون و ۱۵ نمونه با آب مقطر مواجه گردید. ریزسختی مواد در فواصل ۵/۰، ۲ و ۵/۳ میلیمتری از سطوح در معرض خون، PBS یا آب مقطر اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از تست ANOVA یک طرفه و تست Tukey post hoc تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: مجاورت با خون در مقایسه با PBS و آب مقطر سختی تمام مواد را در هر سه ناحیه کاهش داد (۰۰۱/۰P<). ریزسختی RertoMTA در معرض خون در هر سه ناحیه به طور معنیدار بیشتر از OrthoMTA بود. در فاصله ۵/۰ و ۲ میلیمتری از خون، سختی OrthoMTA به طور معنیدار کمتر از سایر مواد بود. سختی OrthoMTA در فاصله ۵/۳ میلیمتری از خون مشابه ProRoot MTA و هر دو به طور معنیدار سختتر از RetroMTA بودند (۰۰۱/۰P<). سختی سه ماده ProRoot MTA، RetroMTA و OrthoMTA در معرض PBS یا آب مقطر تفاوت معنیداری در هیچیک از سه ناحیه با یکدیگر نداشتند (۰۱/۰P<).
نتیجهگیری: اکسپوژر با خون سبب کاهش ریزسختی در کل ضخامت هر سه ماده موررد مطالعه گردید.
ابراهیم اکبری، علی مشهدی، زینب عظیمی، راحله عباس نژاد، احمد امیری پیچاکلایی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم اطلاعات زیادی که در مورد عوامل خطرزا در شروع یک بیماری در دست میباشد، هنوز شکافهایی در درک عوامل مؤثر بر پیشرفت بیماریها وجود دارند. با توجه به نقش مهم عوامل روانشناختی در بیماریهای جسمانی، هدف پژوهش حاضر مقایسه نظم جویی شناختی هیجان، تنیدگی، افسردگی، اضطراب، و تنیدگی ناشی از رویدادهای زندگی در مبتلایان به بیماریهای پریودنتال و شاهدهای همسان شده بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی- تحلیلی بود. جامعه پژوهش را کلیه مراجعه کنندگان به کلینیکهای دندانپزشکی شهر لامرد و مهر تشکیل میدادند که از بین آنها 50 نفر زن و مرد با دامنه سنی 15 تا 49 ساله دچار بیماری پریودنتال و 50 نفر زن و مرد 15 تا 49 ساله فاقد بیماری پریودنتال به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. گروه فاقد بیماری پریودنتال از نظر ویژگیهای جمعیت شناختی با گروه بیمار همسان شدند. هر دو گروه پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان (CERQ)، مقیاس افسردگی اضطراب تنیدگی (DASS) و پرسشنامه رویدادهای زندگی را تکمیل کردند. تحلیل دادهها به کمک نرم افزار SPSS نسخه 17 و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند طرفه (MANOVA) صورت گرفت.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که تنیدگی، افسردگی، اضطراب و تنیدگی ناشی از رویدادهای زندگی افراد مبتلا به بیماری پریودنتال بیشتر از شاهدهای همسان شده بود و دو گروه تفاوت معنیداری در مؤلفههای مقصر دانستن خود، نشخوار فکری، توجه مثبت به ارزیابی و فاجعه سازی دارند (05/0>P). افراد مبتلا به بیماری پریودنتال نمره بیشتری در زمینه مقصر دانستن خود، نشخوار فکری و فاجعه سازی و نمره پایینتری در زمینه توجه مثبت به ارزیابی در مقایسه با شاهدهای همسان شده به به دست آوردند.
نتیجه گیری: افرادی که در طول زندگی نسبت به شرایط تنیدگیزا، افسردگی و اضطراب آسیب پذیرند و همچینین از راهبردهای ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان استفاده میکنند، بیشتر مستعد بیماریهای پریودنتال خواهند بود
راهله السادات میرسیفی نژاد نائینی، علیرضا دانش کاظمی، فهیمه شفیعی،
دوره 31، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش حساسیت دندانی یکی از مشکلات شایع در دندانپزشکی است. یکی از مکانیسمهای درمان آن مسدود کردن توبولهای عاجی است. هدف از این مطالعه مقایسه میانگین میزان بسته شدن توبولهای عاجی تحت تأثیر دو خمیردندان حاوی هیدروکسی آپاتیت کربناته نانو ساختار و حاوی فلوراید با استفاده از SEM (scanning electron microscope) بود.
روش بررسی: مینای جینجیوالی قسمت باکالی تاج 42 دندان سالم پرمولر ماگزیلا حذف و از عاج اکسپوز شده قطعه 3×3 میلیمتری تهیه گردید. نمونهها پس از اچ، با آب مقطر شسته و به صورت تصادفی به 6 گروه تقسیم شدند. 3 گروه با خمیردندان هیدروکسی آپاتیت کربناته نانو ساختار و 3 گروه دیگر با خمیردندان Colgate، به مدت 3، 7 و 14 روز مورد مداخله قرارگرفتند. نمونهها با SEM به منظور بررسی وضعیت توبولهای عاجی طبق شاخص Hulsmann توسط دو محقق بررسی شدند. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS23 و آزمون آماری kruskal-wallis بررسی گردید. حد معنیداری معادل 05/0 در نظرگرفته شد.
یافتهها: میزان مسدود شدن توبولهای عاجی در درمان با دو خمیردندان تفاوت معنیداری نشان داد، به طوری که این میزان در خمیردندان هیدروکسی آپاتیت بیشتر از فلوریده بود که به ترتیب (000/0، 004/0، 024/0P=) میباشد. بین درمان 3، 7 و 14 روزه خمیردندان هیدروکسی آپاتیت تفاوت معنیدار وجود نداشت (537/0، 069/0، 230/0P=).
نتیجهگیری: توان مسدود کردن توبولهای عاجی در خمیردندان هیدروکسی آپاتیت کربناته نانو ساختار در مدت زمان کوتاه بیش از خمیر دندان Colgate است.
دکتر علیرضا دانش کاظمی، عبدالرحیم داوری، زهرا یوسفی، نیلوفر فلاح، سولماز قنبرنژاد، پدرام دانش کاظمی،
دوره 33، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: افزودن نانو ذرات به رزین کامپوزیتهای دندانی سبب کاهش چسبندگی باکتریها و پوسیدگی ثانویه میشود. ترموسایکلینگ میتواند شرایط آزمایش را به محیط دهان نزدیک کند. هدف از انجام این مطالعه تعیین اثر ترموسایکلینگ بر میزان ریزنشت مخلوط نانو ذره اکسید مس و کامپوزیت فلو بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی 88 دندان پرمولر برحسب کاربرد نانو ذره اکسید مس با غلظتهای 1/0% و 3/0% وزنی و ترموسایکلینگ به تعداد 0، 1000، 5000 و 15000 بار، به هشت گروه تقسیم شدند. شیارهای اکلوزالی دندانها به وسیله مخلوط کامپوزیت فلو و محتوای نانو ذره اکسیدمس سیل و سپس دندانها ترموسایکل شد. در ادامه دندانها به مدت 24 ساعت در متیلن بلوی 2% غوطهور و سپس مورد برش قرار گرفتند. ریزنشت توسط استریومیکروسکوپ (hp/USA) بررسی شد. دادهها با آزمونهای آماری کروسکال والیس و من ویتنی آنالیز و حد معنیداری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: در گروههای محتوای نانو ذرات اکسید مس با غلظت 1/0%، با افزایش تعداد دورهای ترموسایکل، ریزنشت به میزان معنیداری افزایش یافت (032/0=P). اختلاف میزان ریزنشت بین گروههای در معرض 0 و 15000 ترموسایکل معنیدار بود (019/0=P). در گروههای با غلظت 3/%0، ترموسایکل بر ریزنشت اثر معنیداری نداشت (780/0=P). نمونههای در معرض 0 و 1000 و 5000 و 15000ترموسایکل در دو غلظت نانو ذره اکسید مس اختلاف معنیداری در ریزنشت نشان ندادند.
نتیجهگیری: در گروههای حاوی نانو ذرات اکسید مس با غلظت 1/0%، میزان ریزنشت با افزایش تعداد ترموسایکلینگ به 15000 دور ترموسایکل نسبت به گروه کنترل افزایش یافت و در غلظت 3/0% ترموسایکلینگ تغییر معنیداری ایجاد نکرد.
روشنک منتظری هدشی، غزاله بنی ابراهیمی، رزا حقگو، کوثر علی نژاد،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتقای سلامت دهان و دندان کودکان زمینه ساز افزایش سطح سلامت جامعه و هدف دندانپزشکی کودکان است. با شناخت همه عوامل تأثیر گذار بر بهداشت و شکل گیری عادات بهداشتی کودک، میتوان گام اساسی در جهت ارتقاء بهداشت دهان برداشت. این مطالعه با هدف بررسی اثر شیوههای فرزند پروری و اطلاعات دموگرافیک والدین با شاخص OHI-S (شاخص بهداشت دهانی ساده شده) در سال 1397 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 244 کودک 12-6 ساله شهرستان بهبهان به همراه والدینشان مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه از فرم جمع آوری اطلاعات دموگرافیک (متغییرهایی نظیر سن والدین، وضعیت اقتصادی، جنس، شغل و میزان تحصیلات والدین ثبت شدند) و پرسشنامه فرزند پروری بامریند (Baumrind) استفاده شد. وضعیت بهداشت دهان کودکان جهت تعیین شاخص بهداشت دهانی ساده شده (simplified oral hygiene index) بررسی شد. سپس اطلاعات حاصله با استفاده از نرم افزار SPSS25 و آزمون رگرسیون و همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: افزایش شاخصهای، بهداشت دهانی ساده شده (001/0P<) و جرم دندانی ساده شده (Simplified Calculus Index) (001/0P<) در فرزندان والدین آزاد گذارنده و کاهش شاخصهای بهداشت دهانی ساده شده (001/0P<) و دبری دندانی ساده شده (Simplified Debris Index) (001/0P<) در فرزندان والدین مقتدرمنطقی مشاهده شد. ولی شیوه فرزند پروری اقتدارگرا رابطه معنیداری با شاخصهای بهداشت دهانی ساده شده (890/0P=)، جرم دندانی ساده شده (404/0P=) و شاخص دبری دندانی ساده شده (721/0P=) نداشت.
نتیجه گیری: شیوههای فرزند پروری مقتدر منطقی و اقتدارگرا تأثیر آشکاری بر وضعیت بهداشت دهان کودکان دارد، به همین علت شیوههای فرزند پروری والدین را میتوان در زمره عوامل تأثیر گذار بر بهداشت دهان کودک قرار داد.
گلاره ابلاغیان، علیرضا ریحانی محمدی، مریم کلانتری نژاد،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه ایمپلنتهای دندانی، طرح درمان انتخابی جهت جایگزینی دندانهای از دست رفته محسوب میشوند. با این حال، شواهدی از شکست درمانهای ایمپلنت وجود دارد. یکی از عواملی که نقش مهمی در شکست ناشی از عوامل بیولوژیک ایفا میکند، میکرولیکیج باکتریایی است. هدف این مطالعه مقایسه میکرولیکیج باکتریایی بین دو گروه ایمپلنت است.
روش بررسی: در مطالعه مداخلهای حاضر، به صورت دو طرفه کاشت ایمپلنتهای SPI و Dentis در ناحیه پرهمولر- مولر فک پایین بیماران انجام شد. یک و 14 روز پس از تحویل روکش، نمونه گیری با کن کاغذی استریل از 4 ناحیه انجام شد. یک روز پس از کشت نمونهها، تعداد کلنیها شمارش شد. دادهها با آزمونهای آماری t دو نمونهای مستقل و t زوجی با سطح معنیداری 05/0 در نرم افزار SPSS23 بررسی شدند.
یافتهها: میزان باکتریها درسالکوس ایمپلنت دو گروه با همدیگر تفاوت معنیدار داشتند (03/0P=)، پس از چهارده روز میزان باکتریهای سالکوس ایمپلنت گروه SPI کاهش بیشتری نسبت به گروه Dentis داشت (001/0=P). در سایر نواحی نیز پس از 14 روز کاهش تعداد باکتریها مشاهده شد که از لحاظ آماری بین دو نوع سیستم ایمپلنت اختلاف معنیدار مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجه گیری: بین دو گروه SPI و Dentis از لحاظ برقراری سیل و کاهش لیکیج باکتریایی، تفاوتی وجود نداشت.
شاهین شمس، علیرضا شریفی نژاد، علی صالح، پدرام محمودی، ابوالفضل محمدبیگی، محمد مهدی زاده،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت درد و التهاب بعد از جراحی مولر سوم یکی از چالشهای مهم این درمان میباشد. داروهای متعددی به منظور کنترل درد پس از جراحی بهکار گرفته شده است. مقایسه اثر بخشی انواع داروهای مورد استفاده در این زمینه، میتواند به تصمیم بالینی دندانپزشکان کمک نماید. هدف از انجام تحقیق حاضر مقایسه اثر کتورولاک و ژلوفن در کاهش درد بیماران بعد از جراحی مولر سوم بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی یک سوکور پس از اخذ کد اخلاق روی 140 نفر از بیماران که به دو گروه 70 نفری تقسیم شدند، انجام شد. برای گروه اول 400 میلیگرم کپسول ژلوفن و برای گروه دوم 30 میلیگرم آمپول کتورولاک هر کدام به مدت 1 هفته تجویز شد. سپس با استفاده از نمودار Visual Analogue Scale (VAS) میزان درد بیمار به مدت 48 ساعت، 1 هفته و 2 هفته پس از جراحی ثبت گردید. تحلیل دادهها با نرم افزار SPSS20 و با استفاده از آمار توصیفی انجام شد. همچنین از آزمونهای کای اسکوئر، T-test و آنالیز واریانس استفاده شد.
یافتهها: میزان درد طی 48 ساعت، 1 هفته و 2 هفته پس از جراحی در گروه کتورولاک به طور معنیداری کمتر از گروه ژلوفن ارزیابی شد (01/0P<). اثر ضد دردی کتورولاک با متغیرهای جنسیت، سن و نوع دندان مورد جراحی از لحاظ آماری بیارتباط نشان داده شد.
نتیجه گیری: نتایح این مطالعه نشان داد که کتورولاک در کاهش درد پس از جراحی مولر سوم تأثیر بیشتری نسبت به ژلوفن دارد.
پویان زرافشان، میثم مرادی، میثم میرزایی، پژمان هادی نژاد، همت قلی نیا،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب دندانپزشکی یکی از رایجترین موانع در مسیر بهرهمندی از خدمات سلامت دهان و دندان به شمار میرود که میتواند منجر به تأخیر در مراجعه، اجتناب از درمان و تشدید مشکلات دهانی گردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سطح اضطراب دندانپزشکی در بیماران مراجعهکننده به مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر بابل بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1399 بر روی 400 بیمار بالای 18 سال مراجعه کننده به مطبهای خصوصی دندانپزشکان عمومی شهر بابل، که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، نسخه فارسی پرسشنامه استاندارد اضطراب دندانپزشکی (DAI) مشتمل بر 36 گویه در مقیاس لیکرت پنج گزینهای (محدوده نمرات از 36 تا 180) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی تأیید شده است. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل و آنالیز واریانس نرمافزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان 03/9 ± 61/31 سال بود و 8/61% ایشان مؤنث بودند. میانگین نمره اضطراب دندانپزشکی 04/31 ± 52/129 (از 180 نمره) گزارش شد که نشاندهنده سطح نسبتاً بالای اضطراب در جامعه مورد بررسی است. اضطراب در زنان و افراد مجرد به طور معنی داری بیشتر بود (به ترتیب 002/0=P و 007/0=P)، اما بین گروههای سنی، شغل، تحصیلات و تعداد مراجعات تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سطح اضطراب دندانپزشکی در مراجعین به مطبهای دندانپزشکان عمومی شهر بابل بالا بود. لذا توجه به مداخلات آموزشی، روانشناختی و ارتقاء ارتباط حرفهای در محیطهای درمانی دندانپزشکی به منظور کاهش اضطراب بیماران، ضروری به نظر میرسد.