176 نتیجه برای SS
کمیل رضا زاده، رضا فرجی، منوچهر رحمتی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به ارتباطات گسترده اجزاء آناتومیکی در ناحیه سر و گردن، انتظار میرود که تغییر در یکی از اجزای این واحد عملکردی، بر روی قسمتهای دیگر اثراتی داشته باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر اصلاح رابطه کلاس III اسکلتال با روش جراحی ارتوگناتیک بر زوایای بین مهرههای گردنی بود.
روش بررسی: در این مطالعه گذشته نگر توصیفی- تحلیلی که در سال 1403 در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد، 30 فرد دارای ناهنجاری اسکلتال کلاسIII در گروه سنی 18 تا 48 سال که جراحی ارتوگناتیک (تک فک یا دو فک) انجام داده بودند و کلیشه لترال سفالومتری با کیفیت مناسب داشتند، به روش تصادفی و در دسترس و بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. متغیرهای وابسته شامل 13 پارامتر در نواحی کرانیال
(زوایای SNA, SNB, ANB و Wits App)، سرویکال (زاویه بین خطوط OPT و CVT با یکدیگر و با خط عمود حقیقی) و کرانیوسرویکال (زاویه خطوط OPT و CVT با پلنهای افقی سر شاملMandibular plan و Palatal plane) سر و گردن جهت ارزیابی زوایای بین مهرههای گردنی بودند و متغیر مستقل مطالعه، زمان ( قبل و بعد از جراحی) بود. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS22 و با آزمون تی تست مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه در مجموع 30 نمونه مورد بررسی قرار گرفت. هیچ یک از مقادیر ارزیابی شده قبل و بعد از درمان پارامترهای ناحیه سرویکال، تغییر آماری معنی داری نداشت (05/0>P). اما با مقایسه زوایای بین مهرههای گردنی قبل و بعد از جراحی زاویهPP/CVT در ناحیه کرانیوسرویکال، تغییرات آماری معنی دار نشان داد (024/0P=) و همچنین بررسی مقادیر سایر زوایا (PP/OPT, MP/OPT, SN/CVT, MP/CVT) نیز بعد از جراحی افزایش نشان داد، اما از لحاظ آماری معنی دار نبودند، که به معنی افزایش نسبی کشش سر روی قسمت فوقانی ستون مهرههای گردنی است.
نتیجه گیری: تغییر موقعیت فکین به دنبال جراحی ارتوگناتیک، احتمالاً باعث اکستنشن سر روی ستون مهرهها شود، اما بر وضعیت گردن در 4 مهره اول تأثیر کمی داشت.
رضوان آریان، زهرا نمازی، هانیه نوجه دهیان، فرهود نجفی، زهرا یادگاری، رکسانا کرباسچی، مریم ترشابی، سروین سلیمانپور،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از فیشورسیلانت یکی از مؤثرترین روشهای پیشگیری از پوسیدگی پیت و فیشور میباشد. فلوراید به عنوان یک عامل ضد پوسیدگی شناخته شده به مواد مختلفی اضافه شده است. گرافن فلوئورینه (FG) به واسطه خصوصیات منحصر به فرد امروزه مورد توجه قرار گرفته است. خصوصیات ساختاری خاص فیلرهای گرافن، در کنار دارا بودن خواص آنتی باکتریال، با افزایش میزان رهایش و شارژ فلوراید و خنثی سازی pH اسیدی محیط، در بسیاری از درمانها گزینه مناسبی است. این مطالعه به بررسی اثر افزودن نانوذرات گرافن فلوریده شده بر میزان رهایش فلوراید در فیشورسیلانت تجاری Fissurit میپردازد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، گرافن اکساید فلوئورینه (FGO) با رنگ سفید روشن تهیه شد. پس از سنتز با درصدهای 0، 1، 2 و 4 به فیشور سیلانت (Fissurit) افزوده شد و آزاد سازی فلوراید در این ماده سنجیده شد و با فیشور سیلانت حاوی فلوراید (Fissurit) مقایسه گردید.
یافتهها: طبق نتایج به دست آمده مقدار فلوراید رها شده از گروههای با درصدهای مختلف FGO رابطه مستقیم با درصد FGO در آنها دارد. همچنین در زمانهای مختلف این میزان رهایش بین گروههای دارای FGO و گروه بدون FGO دارای تفاوت معنی دار بود (001/0P<).
نتیجهگیری: افزودن FGO به فیشور سیلانت فلوئورینه سبب ایجاد ویژگی آزاد سازی فلوراید و امکان ریشارژ آن میشود. توان آزاد سازی فلوراید و ریشارژ آن در فیشور سیلانت داری FGO نسبت به فیشور سیلانت فلوراید دار بیشتر است، اما فلوراید آن با سرعت بیشتری تخلیه میشود.
بهاره سادات پزشکی، علی کاظمیان، بهاره طحانی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهشهای متعدد و قابل توجهی در حوزه دندانپزشکی اجتماعی تا کنون در کشور انجام شده است و بنابراین، هدف این مطالعه بررسی پراکندگی مطالعات انجام شده در این حوزه از نظر کمیت و میزان پوشش موضوعات مختلف بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در سال ۱۴۰۲ در ۴ فاز (مرحله) انجام شد. فاز آغازین یا مطالعه تطبیقی برای استخراج حیطهها و زیر حیطههای مطالعاتی مطرح در حوزه دندانپزشکی اجتماعی مدلهای نشر پژوهشها و استخراج لیست محققین این حوزه بود. فاز دوم شامل برگزاری جلسات دلفی مجازی با محققین دندانپزشکی جامعه نگر برای نهایی سازی فرمهای جمع آوری اطلاعات و حیطهها و زیر حیطههای پیشنهادی بود. چک لیست پیشنهادی در گروه مجازی متشکل از ۱۴۰ نفر از محققین حوزه قرار داده شد و از محققین درخواست شد پیشنهادات اصلاحی در خصوص حیطههای و زیر حیطهها را مشخص نمایند و اصلاحات تا زمان رسیدن به اجماع ادامه یافت. در فاز سوم دادهها جمع آوری و در فرمها وارد شد. منبع اصلی برای جمع آوری دادهها google scholar profile بود. فاز نهایی شامل طراحی سیستم در برنامه اکسس برای بایگانی و طبقه بندی اطلاعات با قابلیت جستجو و گزارش گیری بود. پس از ورود دادهها به برنامه بانک اطلاعاتی اکسس، فراوانی مطلق و فراوانی نسبی عنوانهای تحقیقاتی بر اساس موضوع و دانشگاه انجام دهنده تحقیق دسته بندی و در قالب نمودار و جدول ارایه شد.
یافتهها: بر اساس فاز اول و دوم طرح، چک لیست جمع آوری دادهها دارای ۶ حیطه و ۱۱ زیر حیطه بود. اپیدمیولوژی با بیشترین سهم (35%) در رتبه اول و نظام سلامت (30%) و ارتقاء سلامت (19%) به ترتیب در رتبه دوم و سوم قرار میگیرند. اخلاق (1%) در پایینترین رتبه میباشد. دانشگاههای تهران (33%)، اصفهان (25%) و شهید بهشتی (22%) بیشترین انتشارات را در حوزه تحقیقات دندانپزشکی اجتماعی داشتهاند. در حیطه اپیدمیولوژی، سهم پیمایشهای سلامت دهان با 204 مقاله (%74) و عوامل خطر سلامت دهان با 69 مقاله (26%) بیشترین مقالات بود.
نتیجه گیری: برخی از زیر حیطههای حوزه سلامت دهان و دندانپزشکی اجتماعی با کمیت بالا پوشش داده نشدهاند و میتواند منجر به ایجاد محدودیدت در بکارگیری نتایج تحقیقات در جهت بهبود وضعیت سلامت دهان درکشور شود.
هادی قاسمی، آرزو ابن احمدی، شهیده نادی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش هیجانی به دانشجویان دندانپزشکی کمک میکند تا در مدیریت استرس و برقراری ارتباط مؤثر با بیماران موفقتر باشند، در حالی که خودکارآمدی باعث تقویت اعتماد به نفس آنها در انجام وظایف بالینی و یادگیری مهارتهای حرفهای میشود. ارتباط این دو عامل به بهبود عملکرد تحصیلی و حرفهای آنها منجر میشود. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین هوش هیجانی، خودکارآمدی و موفقیت تحصیلی در میان دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی شامل ۵۵ دانشجوی دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی (ایران) بود که به صورت نمونه در دسترس از ورودیهای مختلف انتخاب شدند. برای اندازه گیری باورهای خودکار آمدی تحصیلی از پرسشنامه Sherer استفاده شد که شامل 37 سؤال و امتیاز تئوریک 70-37 است. برای اندازه گیری میزان هوش هیجانی از پرسشنامه Bar-on که شامل 30 پرسش و امتیاز تئوریک 450-90 است، استفاده شد. اندازه گیری موفقیت تحصیلی با استفاده از معدل افراد انجام شده و همچنین جنس، سکونت در منزل یا خوابگاه، میزان تحصیلات والدین به عنوان متغییرهای زمینهای مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، آزمونهای t و ضریب همبستگی Pearson تحلیل شدند.
یافتهها: از 55 دانشجوی شرکت کننده در این تحقیق شامل 30 خانم و 25 آقا، میانگین نمرات هوش هیجانی 85/84، خودکارآمدی 02/62 و معدل 42/16 به دست آمد. تفاوت معنی داری در نمرات هوش هیجانی بر اساس جنسیت و محل سکونت بین دانشجویان وجود داشت، به طوری که دانشجویان مرد نسبت دانشجویان زن و دانشجویان ساکن خوابگاه نسبت به دانشجویان ساکن در منزل شخصی (02/0P=) به طور متوسط نمرات بالاتری کسب کردند ولی در نمرات خودکارآمدی و معدل تفاوتی بین مردان و زنان نبود. همچنین دانشجویانی که سطح تحصیلات مادرشان بالاتر بود و آنهایی که ساکن منزل شخصی بودند، معدل بالاتری داشتند (03/0P<). هیچ ارتباط آماری معنی داری بین پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی و خودکارآمدی مشاهده نشد.
نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهند که اگرچه هوش هیجانی و خودکارآمدی ممکن است به طور مستقیم بر موفقیت تحصیلی تأثیر نگذارند، عوامل دیگری مانند محیط زندگی و تحصیلات والدین میتوانند نقش داشته باشند. درک این پویاییها میتواند به اساتید کمک کند تا بر توسعه همه جانبه دانشجویان تمرکز کنند و نه تنها مهارتهای تحصیلی بلکه عوامل شخصی و اجتماعی که به عملکرد و سلامت دانشجویان کمک میکنند را مورد توجه قرار دهند.
محمد حسن سمندری، عباس حقیقت، هستی سرابی کیا، مریم براتی، الهام السادات ببیننده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دندانپزشک و پرستاران به دلیل ماهیت حرفه خود در فاصله نزدیکی با بیماران قرار میگیرند و ریز قطرات بیماران آلوده خطر انتقال متقابل و افزایش ابتلا به بیماریهای ویروسی به ویژه کووید- 19 را افزایش میدهد. لذا هدف از این مطالعه ارزیابی میزان اضطراب و آگاهی دانشجویان دو سال اخر پرستاری و دندانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پیرامون کووید- 19 بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی به بررسی همه دانشجویان مشغول به تحصیل در دو سال آخر رشتههای دندانپزشکی و پرستاری پرداخت، پرسشنامه اضطراب بک (Beck Anxiety Inventory) و پرسشنامه سنجش آگاهی به صورت آنلاین در اختیار دانشجویان قرار گرفت. متغیرهای این پژوهش شامل سال تحصیل، رشته، اضطراب و آگاهی بود. پس از جمع آوری اطلاعات با استفاده از آزمون کای اسکوئر و جداول توزیع فراوانی اقدام به تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 23 و در سطح خطای 05/0 شد.
یافتهها: تعداد 429 دانشجو در مطالعه شرکت کردند که بیشتر آنها دانشجوی رشته پرستاری (7/58%) بودند و بیشترین فراوانی دانشجویان مربوط به سال ورودی 1397 (6/29%) بود. میانگین اضطراب دانشجویان پرستاری، ورودی 1396 (12/31 در سطح شدید) ورودی 1397 (53/28 در سطح متوسط)، میانگین اضطراب دانشجویان دندانپزشکی، ورودی 1394 (93/33 در سطح شدید) و ورودی 1395 (65/36 در سطح شدید) بود. همچنین میزان آگاهی دانشجویان پرستاری در اکثر سؤالات مورد بررسی در مورد آگاهی از کرونا از دانشجویان دندانپزشکی بالاتر بود و اختلاف معنی داری بین دانشجویان مشاهده گردید (05/0P<).
نتیجه گیری: سطح آگاهی دانشجویان پرستاری نسبت به دانشجویان دندانپزشکی بالاتر بود و میزان اضطراب در دانشجویان دندانپزشکی بالا بود. با شناخت محدودیتهای این مطالعه مقطعی، میتوان نتیجه گرفت که تنها تعداد کمی از دانشجویان دندانپزشکی از دانش خوبی در مورد روشهای انتقال، منشا، روش پیشگیری کووید- 19 برخوردار بودند. دانشجویانی که سال بالاتری تحصیل داشتند، بیشتر پاسخ صحیح داده بودند. تقویت دانش در مورد ایمنی زیستی در طول آموزش حرفهای دانشجویان دندانپزشکی به منظور کاهش خطرات آلودگی و عفونت متقاطع در طول مراقبت از بیمار مهم است. لزوم برگزاری دورههای آموزشی در خصوص افزایش میزان آگاهی و کاهش اضطراب دانشجویان توصیه میشود.
مصطفی صادقی، نیلوفر جعفری، محمدحسین کافی، علی رستمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: توسعه و استفاده منظم از سیستمهای ادهزیو سبب تحولی بزرگ در بسیاری از جنبههای دندانپزشکی ترمیمی و پیشگیری شده به طوری که موفقیت ترمیمهای ادهزیو بسیار به کاربرد صحیح آنها وابسته است. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین دانش دندانپزشکان شهر رفسنجان (ایران) در زمینه انتخاب سیستمهای ادهزیو در سال 1402 انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی تمامی دندانپزشکان شاغل در شهر رفسنجان به صورت سرشماری انتخاب شدند. دادهها توسط پرسشنامهای روا و پایا و به صورت الکترونیکی جمع آوری گردیدند که شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیکی (جنسیت، سن، محل کار و سال فارغالتحصیلی) و 12 پرسش چهارگزینهای با هدف ارزیابی دانش پاسخ دهندگان در مورد انتخاب مواد ادهزیو در ترکیب با کامپوزیتهای سلفکیور یا دوال کیور، ترمیمهای کامپوزیت قدامی و خلفی، فایبرپست، فیشورسیلانت، دندانهای شیری، ونیرکامپوزیتهای قدامی و لمینیتهای سرامیکی و ضایعات غیر پوسیده سرویکالی بود. نحوه نمره دهی این پرسشنامه بدین صورت بود: صفر تا سه پاسخ صحیح = سطح دانش ضعیف؛ چهار تا شش پاسخ صحیح= سطح دانش متوسط؛ هفت تا نه پاسخ صحیح = سطح دانش خوب و 10 تا 12 پاسخ دهی صحیح = سطح دانش خیلی خوب رتبه بندی شدند. چهار گزینه پاسخ شامل "اچ و شست و شو (سه مرحلهای)"، "اچ و شست و شو (دو مرحلهای)"، "سلف اچ (دو مرحلهای)" و "سلف اچ (همه در یک بطری)" بود. سپس دادهها توسط آزمونهای پارامتریک (ANOVA، t-test و Pearson) تجزیه و تحلیل شدند (05/0>α).
یافتهها: از 91 نفر دندانپزشک شهر رفسنجان، 79 نفر (8/86 درصد) در مطالعه شرکت کردند که 35 نفر (3/46 درصد) آنان مرد بودند؛ میانگین سابقه کار در مردان 96/3±49/3 و در زنان 73/3±98/2 سال بود. میانگین نمره دانش 38/4±16/2 از 12 به دست آمد که در مردان 23/2±29/4 و در زنان 12/2±45/4 بود. نتایج نشان داد که بین نمره دانش با جنسیت، سن، سابقهکار و محل کار ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0
نتیجهگیری: با توجه نتایج که نشاندهنده دانش ناکافی دندانپزشکان رفسنجان در زمینه انتخاب صحیح سیستمهای ادهزیو بود، پیشنهاد میشود در دانشکدههای دندانپزشکی توجه بیشتری به آموزش انتخاب سیستمهای ادهزیو مبذول گردد. در مورد دندانپزشکان فارغ التحصیل نیز با تشکیل برنامه آموزش مداوم اطلاعات جدید و کاربردی در مورد انتخاب سیستمهای ادهزیو در اختیار آنان قرار گیرد.
شقایق کهزادی، زهرا محمدی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
بازسازی هدایت شده استخوان و بافت، یکی از روشهای رایج در فرآیند درمان نواحی اطراف دندان طبیعی و نیز در درمان به کمک ایمپلنتهای دندانی میباشد. در این فرآیند، غشاءهای سدی به کار میروند تا فضایی مناسب برای رشد استخوان جدید ایجاد کرده و از ورود سلولهای غیرمطلوب به این محیط جلوگیری نمایند. ویژگیهایی از قبیل سازگاری با بافت زنده، ساختار پایدار، عمر مطلوب و سهولت در استفاده، از جمله معیارهای اصلی در انتخاب غشاءهای مناسب برای این کاربرد تلقی میشوند. از طرف دیگر، انتخاب نوع مناسب غشاءها، با توجه به تنوع بالای آنها از لحاظ منبع تأمین، جنس، ساختار و خواص، به شرایط بالینی بیمار و نوع درمان مورد نظر نیز وابسته است و از اهمیت زیادی برخوردار میباشد. در سالهای اخیر، غشاءهای الیافی به دلیل خواص منحصر به فرد، توجه خاصی را به خود جلب کردهاند. این غشاءها که به وسیله الیاف طبیعی یا سنتزی تولید میشوند معمولاً دارای تخلخل بالایی هستند که به آسانتر شدن نفوذ رگهای خونی و سلولهای استخوان ساز کمک شایانی مینمایند. با توجه به میزان تخلخل و انعطاف پذیری این نوع غشاءها، از آنها برای ترمیم بافتهای فک و دندان به طور گسترده استفاده شده که در افزایش حجم استخوان باز تولید، هدایت رشد آن و همچنین جلوگیری از ورود بافت نرم به ناحیه ترمیم بسیار مؤثر میباشد و در واقع، نهایتاً بر نتایج درمان تأثیر مثبت خواهد داشت. از طرف دیگر، به دلیل پیچیدگی و گستردگی عفونتهای دهانی، در سالهای اخیر رویکردهای جدید نانوتکنولوژیکی برای بازسازی مواضع عفونی در دندانپزشکی مطرح شدهاند. این استراتژیها، با هدف قراردادن موضع خاص و با دارا بودن ویژگیهای غیرسمیت میتوانند به انتقال مولکولهای ضد میکروبی، بازسازی بافت و حفظ سلامت دهان کمک نمایند. در این راستا، غشاءهای نانو الیافی به عنوان ساختارهای چند منظوره، هم در آزاد سازی مولکولهای ضد میکروبی و هم به عنوان داربست برای تشکیل بافت جدید نقش آفرین خواهند بود. به طور کلی، غشاءهای الیافی با شبیه سازی شرایط طبیعی بدن، محیطی ایدهآل برای رشد و ترمیم بافتهای استخوان فراهم میآورند و در نتیجه، باعث موفقیت بیشتر در درمانهای دندانپزشکی میگردند. مقاله حاضر به تفصیل به بررسی جامع غشاءهای الیافی پلیمری و کامپوزیتی دارای پتانسیل رهایش دارو اختصاص یافته است.
عبدالرحیم داوری، فرناز فراهت، مرجان مهرآوران، علی محمد دوست حسینی، نگار اطمینان،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یافتن روشی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻛﻪ بتواند در ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ زﻣﺎن ﺑﺎ ﻫﺪف اﻓﺰاﻳﺶ ﻃﻮل ﻋﻤﺮ، زﻳﺒﺎﻳﻲ ﺗﺮﻣﻴﻢ و راﺣﺘﻲ دﻧﺪاﻧﭙﺰﺷﻚ مورد استفاده قرار گیرد از اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎدی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. هدف از این ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ بررسی اﺛﺮ روشﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺎﻟﻴﺶ ﺑﺮ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖﻫﺎی ﻧﺎﻧﻮﻫﻴﺒﺮﻳﺪ به صورت آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻲ ﺑود.
روش بررسی: در اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، 42 ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ دﻳﺴﻚ ﺑﺎ ﻗﻄﺮ 6 ﻣﻴﻠﻲ ﻣﺘﺮ و ﺿﺨﺎﻣﺖ 3 ﻣﻴﻠﻲ ﻣﺘﺮ (ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﻧﺎﻧﻮﻫﻴﺒﺮﻳﺪ Charisma Kulzer و EvoCeram Tetric IPS ﻫﺮ ﻛﺪام 21 ﻧﻤﻮﻧﻪ) ﺑﺎ ﭘﻚ ﻛﺮدن ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﻛﻴﻮرﻧﺸﺪه در ﻳﻚ ﻗﺎﻟﺐ داﻳﺮهای از ﺟﻨﺲ ﭘﻠﻲ ﻓﻠﻮرواﺗﻴﻠﻦ (ﻫﻤﻪ Shaded A2) ﺗﻬﻴﻪ و ﺟﻬﺖ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از ﺣﺒﺎب ﻧﻮارﻫﺎی ﻣﻴﻼر روی ﻫﺮ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻗﺮار داده ﺷﺪ. ﺑﺎری ﺑﻪ اﻧﺪازه 2 ﻛﻴﻠﻮ ﮔﺮم ﺑﻪ ﻣﺪت 30 ﺛﺎﻧﻴﻪ روی ﻫﺮ ﻧﻤﻮﻧﻪ اﻋﻤﺎل و ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ اﺿﺎﻓﻪ ﺧﺎرج ﺷﺪ. ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ از ﻗﺎﻟﺐ ﺧﺎرج و ﺑﻪ ﻣﺪت 7 روز در آب دﻳﻮﻧﻴﺰه در دﻣﺎی اﺗﺎق و در ﺗﺎرﻳﻜﻲ ذﺧﻴﺮه ﺷﺪﻧﺪ. ﭘﺲ از اﻳﻦ دوره 7 روزه ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺷﺒﻴﻪ ﺳﺎزی پرداخت در ﺑﺎﻟﻴﻦ ﺑﺎ ﻓﺮز ﻛﺎرﺑﺎﻳﺪ پرداخت و 7 ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﻫﺮ ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ به طور ﺗﺼﺎدﻓﻲ ﺑﺎ ﻳﻜﻲ از روشﻫﺎی System Gloss Composite LUCIDA، دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE و دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE + ﺧﻤﻴﺮ ﭘﺎﻟﻴﺶ Cosmedent ﭘﺎﻟﻴﺶ ﺷﺪ. ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ ﺗﻮﺳﻂ دﺳﺘﮕﺎه ﭘﺮوﻓﻴﻠﻮﻣﺘﺮی اﻧﺪازه ﮔﻴﺮی ﺷﺪ و ﺑﺎ ﻣﻴﻜﺮوﺳﻜﻮپ روﺑﺸﻲ ﻣﻮرد ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. دادهﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم اﻓﺰار آﻣﺎری SPSS25 و آزمونهای آﻣﺎری t‐test ANOVA, و Benferroni post hoc test آﻧﺎﻟﻴﺰ ﺷﺪﻧﺪ.
یافتهها: روش دو ﻣﺮﺣﻠﻪای ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻴﺰان ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ را در ﻫﺮ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﻧﺸﺎن داد (0001/0>P) ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﺑﺮ روی ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ اولیه اﺛﺮ ﻣﻌﻨﻲ داری ﻧﺪاﺷﺖ (067/0=P)، اﻣﺎ ﺗأﺛﻴﺮ روش ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻛﺮدن ﺑﺮ روی ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ ﻣﻌﻨﻲ دار ﺑﻮد (0001/0>P). ﺗﻔﺎوت ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ در ﻫﺮ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﺑﺎ روش ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻣﻌﻨﻲ دار بود (0001/0>P). ﻧﺘﺎﻳﺞ آزﻣﻮن آﻣﺎری t‐test در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ جداگانه ﺑﺎ هر یک از روش ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻧﺸﺎن داد که ﺗﻔﺎوت آﻣﺎری ﻣﻌﻨﻲ داری ﺑﻴﻦ دو ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺖ (05/0P>) ﺑﻪ ﺟﺰ در روش ﺳﻴﺴﺘﻢ ﭘﺮداﺧﺖ LUCIDA ﻛﻪ در دو ﮔﺮوه ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﻲ داری را ﻧﺸﺎن داد.
نتیجهگیری: ﺗأﺛﻴﺮ روش ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻛﺮدن ﺑﺮ روی ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ کامپوزیت ها ﻣﻌﻨﻲ دار ﺑﻮد. اﺳﺘﻔﺎده از دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE ﺑه ﻄﻮر ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻬﻲ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ را در ﻫﺮ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ IPS Tetric EvoCeram و Kulzer Charisma ﻛﺎﻫﺶ داد.
نرجس امرالهی، اشکان حبیبیان،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: وضعیت بیماریهای دهان و دندان کودکان با اختلالات بینایی یکی از موضوعات مورد توجه محققین دندانپزشکی است. هدف از این مطالعه بررسی میزان پوسیدگی دندانی در این کودکان بر اساس شاخص pufa بود.
روش بررسی: در سال 1402 برای بررسی میزان پوسیدگی دندان، 60 کودک 6 تا 12 ساله در مدرسه کودکان با اختلال بینایی در شهر اصفهان با روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. معاینه دهانی کودکان را انجام شده و شاخص pufa/PUFA (پالپهای اکسپوز شده، زخمهای مخاط ریشهای باقیمانده، فیستولها و آبسه) برای هر کودک گزارش شد. دادهها با آزمونهای من ویتنی (مقایسه شاخص pufa/PUFA بر حسب جنسیت، نوع اختلال و شدت اختلال) و اسپیر من (بررسی ارتباط شاخص pufa/PUFA و سن کودکان) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین شاخص PUFA/pufa در سیستم دندانهای شیری و دائمی به ترتیب 68/0 ± 89/0 و 2/0 ± 44/0 بود. از این میزان بیشترین سهم مربوط به پوسیدگی با درگیری پالپی بود. بین شاخص pufa و PUFA بر حسب جنیست، نوع اختلال و شدت اختلال بینایی ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0>P). همچنین تنها در بین pufa در سیستم دندانهای شیری و سن ارتباط معنی دار و مستقیم دیده شد (042/0P=).
نتیجه گیری: پوسیدگی درمان نشده در کودکان با اختلال بینایی بر اساس شاخص pufa در سیستم دندانهای شیری و دائمی شیوع نسبتاً پایینی دارد و بیشترین سهم آن مربوط به پوسیدگی همراه با درگیری پالپی است. همچنین با افزایش سن پوسیدگی درمان نشده در دندانهای شیری بیشتر خواهد شد.
محمدحسین زارع مهرجردی، سینا هوشمند، مهناز حاتمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اگرچه درمان بیدندانی با ایمپلنت پیشرفتهای زیادی کرده، ولی هنوز مشکلاتی همچون از دست رفتن آن قبل و بعد از بازگذاری پروتزی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی فراوانی شکست ایمپلنتهای دندانی در تعدادی از درمانگاههای شهر یزد در طی سالهای1397 تا 1402 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 1060 پرونده افراد یکه طی فروردین 1397 تا خرداد 1402 درمان ایمپلنت در سه درمانگاه دولتی شهر یزد دریافت کرده بودند، بررسی شد. اطلاعات مورد بررسی شامل سن و جنس افراد، قطر، برند و محل قرار گیری ایمپلنت، نوع پروتز و موارد شکست ایمپلنت قبل و بعد از بارگذاری پروتزی بود. دادهها با کمک آزمونهای تی مستقل و د کای دو مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران ۳۷/۱۲ ± ۲۵/55 سال بود. ۳/۵۶% آنها زن بودند. فراوانی شکست کلی ایمپلنت 4/3% بود. فراوانی شکست ایمپلنت پس از بارگذاری در زنان 8/2% و در مردان 3/2% بود (47/0P=). این میزان در ایمپلنتهای فک بالا 2% و در فک پایین 9/1% بود (5/0P=). این مقدار در ناحیه مولرهای فکین 4/2%، پرمولرها و ناحیه قدامی 7/1% بود (8/0(P=. فراوانی شکست پس از بارگذاری در اوردنچرها 3/1%، روکشهای سمان شونده 9/5% و پیچ شونده 2/3% بود (001/0(P<. این مقدار در ایمپلنتهای با قطر کمتر از 75/3، 6/2% و در قطر بیش از 5/4، 7/3% بود (001/0>P). میزان شکست در ایمپلنتهای برند Dio 6/%1 و در Dentis5/%2 بود (5/0P=).
نتیجهگیری: میزان شکست کلی ایمپلنت در این مطالعه 4/3 درصد بود،که از این مقدار، 5/1 درصد قبل از بارگذاری و 9/1 درصد، پس از بارگذاری رخ داده بود. فراوانی شکست ایمپلنت با قطر ایمپلنت و نوع پروتز ارتباط داشت، ولی با جنسیت فرد، محل قرارگیری و برند ایمپلنت ارتباطی نداشت.
نگار صرامی، سوسن صادقیان، مهرداد هنرمند،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: در دو دهه اخیر، استفاده از مینی اسکرو در ارتودنسی به شدت متداول شده است. عوامل مختلفی نظیر طراحی، طول، ضخامت، زاویه قراردهی مینی اسکرو و همچنین کیفیت و ضخامت استخوان بیمار بر موفقیت و ثبات مینی اسکرو تأثیر گذارند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیرات شکل مینی اسکرو، ضخامت استخوان کورتیکال و اسفنجی، گشتاور قراردهی و خارج سازی بر تنش ایجاد شده در استخوان مندیبل اطراف مینیاسکرو انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت آنالیز المان محدود انجام شد. ابتدا محدوده ضخامت استخوان از منابع استخراج شده و شکل استخوان مندیبل و اشکال استوانهای و مخروطی مینی اسکرو در نرم افزار آباکوس شبیه سازی شد. با تغییرات متغیرهای مربوطه، میزان تنش ایجاد شده و همچنین تأثیر متغیرها بر یک دیگر اندازه گیری شد.
یافتهها: افزایش گشتاور در هنگام جایگذاری و خارج سازی مینیاسکرو، منجر به افزایش متقابل تنش در اطراف مینیاسکرو شد. تغییرات تنش در مینیاسکروهای مخروطی در واکنش به تغییرات ضخامت استخوان و میزان گشتاور، بارزتر بود. تأثیر ضخامت استخوان اسفنجی بر الگوی توزیع تنش حداقل گزارش شد.
نتیجهگیری: اگرچه مینی اسکروی مخروطی میزان گیر و ثبات بالاتری نسبت به نوع استوانه نشان میدهد، اما با توجه به حساسیت بالای آن نسبت به تغییرات سایر پارامترها نظیر ضخامت استخوان و میزان گشتاور استفاده از آن باید با احتیاط همراه باشد.
محمد رحیمی، پویا عینی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
این مقاله به بررسی یک مورد چالش برانگیز از مردی ۶۴ ساله میپردازد که با علائمی شامل تب دورهای، بثورات کهیری و درد مفصلی (Arthralgia) میپردازد. با وجود در نظر گرفتن بیماری استیل بزرگسالان (Still's disease) در ابتدا، علائم غیر معمول بیمار منجر به بررسی بیشتر شد و از طریق معاینه دندانپزشکی، آبسه پری اپیکال (Periapical abscess) شناسایی شد. علائم بیمار پس از مداخله دندانپزشکی به طور قابل توجهی بهبود یافت که این موضوع تشخیص اولیه به سمت یک اختلال روماتولوژیک را به چالش کشید. این مورد اهمیت معاینات فیزیکی کامل و همکاری بین رشتهای را در دستیابی به تشخیص دقیق برجسته میکند. تشخیص نهایی از تظاهرات سیستمیک ناشی از آبسه دندانی پنهان، نیاز به رویکرد جامع در ارزیابیهای پزشکی را نشان میدهد که باید جنبههای مختلف بالینی را در نظر گرفت و از سوگیریهای تشخیصی پرهیز کرد. این مطالعه موردی یادآور چشم انداز در حال تحول تشخیصهای پزشکی و اهمیت مداوم ارزیابیهای جامع بیمار و معاینات فیزیکی بهعنوان مهارتهای عملی ارزشمند است.
سیدرضا خسروانی، لیلا عظیمی، سعید مقدم زرندی، نرگس پناهنده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: برای پیشگیری از پوسیدگی دندان، تحقیقات بر یافتن عوامل ضد باکتری و ضد بیوفیلم جدید بدون معایب عوامل مصنوعی مورد استفاده فعلی متمرکز شده است. این مطالعه با هدف بررسی اثر عصاره متانولی زنجبیل بر بیان ژنهای ویرولانس استرپتوکوکوس موتانس انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی که در سال 1402 در گروه میکروب شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد، عصاره متانولی گیاه زنجبیل با روش خیساندن به دست آمد. 10 سویه بالینی استرپتوکوکوس موتانس از بیماران مبتلا به عفونت دندانی به دست آمد. حداقل غلظت بازدارنده (MIC) و حداقل غلظت ضد باکتری (MBC) عصاره در برابر استرپتوکوکوس موتانس با استفاده از روش میکروتیتر پلیت تعیین شد. اثر عصاره بر بیان ژنهای ویرولانس relA، comDE، brpA، gtfC و spaP توسط سویههای بالینی با تکنیک Real Time PCR ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمونهای Wilcoxon و Mann-Whitney مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت (05/0=alpha).
یافتهها: میانگین MIC و MBC عصاره متانولی زنجبیل در برابر استرپتوکوکوس موتانس به ترتیب 8/11±32 و 12±26/64 میلی گرم بر میلی لیتر بود. عصاره باعث کاهش بیان ژنهای relA، comDE، brpA و gtfC به ترتیب به میزان 50%، 40%، 70% و 70% شد. همچنین این ترکیب باعث کاهش 4 برابری بیان ژن spaP شد.
نتیجهگیری: عصاره متانولی زنجبیل باعث کاهش معنی دار ژنهای بیماری زا gtfC، brpA، relA، comDE و spaP شد که نشان دهنده کارایی بهینه آن در کنترل بیماری زایی استرپتوکوکوس موتانس است.
عارف نادری خورشیدی، محمدمهدی نقیبی سیستانی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبتهای دندانپزشکی خطر انتقال عفونتهای ویروسی و باکتریایی را برای بیماران و پرسنل به همراه دارد. آگاهی بیماران از اصول کنترل عفونت میتواند در بهبود ایمنی محیط درمان و ارتقاء سلامت عمومی نقش مؤثری ایفا کند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی سطح آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت در درمانهای دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال ۱۴۰۱ بر روی ۳۹۰ نفر از بیماران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای معتبر مشتمل بر ۲۴ پرسش درباره اصول کنترل عفونت بود. پاسخ صحیح به هر سؤال یک امتیاز داشت. نمره و سطح آگاهی شرکت کنندگان براساس جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات و تعداد دفعات، به ترتیب با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل، آنالیز واریانس و مجذور کای نرمافزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران ۲۴/۱۳ ± ۸۹/۳۳ سال و ۸/۶۲% از ایشان زن بودند. میانگین نمره آگاهی بیماران
۲۱/۳ ± ۳۷/۱۸ بود. 4/76% از شرکتکنندگان در سطح آگاهی خوب قرار داشتند. میانگین نمره آگاهی بیماران در زنان بیشتر از مردان بود (006/0=P). همچنین بر اساس سطح تحصیلات (001/0>P) و گروه سنی (01/0=P) اختلاف آماری معنی داری نشان داد. اما بر اساس تعداد جلسات درمانی اختلاف معنی داری دیده نشد (867/0=P).
نتیجهگیری: اگرچه سطح کلی آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت قابل قبول بود، اما در برخی حوزهها همچنان ناآگاهی وجود دارد. طراحی برنامههای آموزشی هدفمند بهمنظور ارتقاء سطح آگاهی بیماران در زمینه کنترل عفونت توصیه میشود.
حسین نقدی ورنوسفادرانی، کامران امینی، محمد خدائی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: ساخت بلوکهای سرامیکی قابل ماشینکاری با قابلیت حفظ لبه و در عین حال استحکام کافی برای جویدن در دندانپزشکی بسیار مهم و کاربردی میباشد. یکی از مهمترین دسته مواد جهت بازسازی تاج دندان با استفاده از تکنولوژی CAD-CAM سرامیکهای لیتیوم دیسیلیکات میباشد و تحقیقات گستردهای در زمینه اصلاح ساختار و خواص آنها انجام شده است. ترمیمهای تمام سرامیکی به دلیل نزدیکی به رنگ دندان و شفافیت باعث زیبایی دندان میگردد. در عین حال این مواد دارای زیست سازگاری بالا نیز هستند. هدف این تحقیق، یافتن دمای مناسب پرس داغ، برای تولید بلوکهای لیتیوم دیسیلیکات بود.
روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی حاضر در سال 1404، با هدف بررسی تجربی ریز ساختار بلوکهای لیتیوم دیسیلیکات تولید شده به روش متالورژی پودر در دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر انجام شد. در این راستا در ابتدا، مواد اولیه تشکیل دهنده لیتیوم دیسیلیکات (شامل پتاسیم نیترات، تری اتیل فسفات، لیتیوم نیترات و تترا اتیل ارتو سیلیکات) با روش سل-ژل فرآوری شده و فریت (حالت شیشهای یک ماده سرامیکی) حاصل توسط هاون سرامیکی خورد شد. سپس دو گروه در دماهای مختلف 750 و 900 درجه سانتی گراد و در زمان 60 دقیقه در فشار ثابت 200 کیلو پاسکال تحت عملیات پرس داغ قرار گرفتند (هر گروه 3 نمونه). در ادامه ریز ساختار و فازهای عنصری نمونههای لیتیوم سیلیکات به کمک میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و پراش اشعه ایکس (XRD) بررسی گردید. تجزیه و تحلیل آماری نتایج به دست آمده با استفاده از واریانس یکطرفه (ANOVA) انجام شد.
یافتهها: نتایج پراش پرتو ایکس قبل از پرس داغ بر روی پودر حاصله تشکیل فاز شیشهای به همراه لیتیوم متاسیلیکات و بعد از پرس داغ تشکیل فاز لیتیوم دیسیلیکات را نشان داد. همچنین نتایج نشان داد که در همه نمونهها فاز لیتیوم دیسیلیکات تشکیل شده و دارای مقداری تخلخل بودند و با افزایش دمای پرس، مقدار تخلخل در زمینه کاهش یافت، به گونهای که با افزایش دمای پرس داغ از دمای 750 به 900 درجه سانتی گراد، میزان تخلخل از حدود 23 درصد به حدود 20 درصد کاهش یافته است. در ارزیابی های آماری مقدار p-value کمتر از 0.05 با اهمیت نشان داده شده است.
نتیجه گیری: دمای پرس داغ تأثیر قابل توجهی بر ریز ساختار و فازهای موجود در نمونه فریت تولید شده دارد و میتوان با تغییر دمای پرس داغ، ریز ساختار و در نتیجه خواص بلوک لیتیوم دیسیلیکات را اصلاح نموده و به خواص بهتری برای کاربردهای دندانپزشکی دست یافت.
بهنوش سلاح برزین، صمد دارابیان، مهتاب شاهی وند،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: بسیاری از مشکلات بهداشت دهان از جمله پوسیدگی دندانها از سنین کودکی آغاز میگردد. از آنجا که پوسیدگی در میان پیتها و فیشورها درصد بیشتری را به خود اختصاص داده است، برای گسترش فیشور سیلنت تراپی، بالا بردن آگاهی، نگرش والدین نسبت به اقدامات و روشهای پیشگیرانه و به ویژه فلوراید تراپی و فیشور سیلنت تراپی اهمیت بسزایی دارد. لذا هدف از مطالعه حاضر ارزیابی آگاهی والدین کودکان 6 تا 12 ساله شهر خرم آباد از روش فیشور سیلنت برای پیشگیری از پوسیدگی دندان بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت توصیفی- تحلیلی بود در این مطالعه 601 نفر از والدین کودکان 6 تا 12 سال مدارس خرم آباد در سال تحصیلی 1400-1399 به صورت نمونه گیری خوشهای ارزیابی شدند. پرسشنامه طراحی شده شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالاتی که میزان آگاهی والدین در مورد فیشور سیلانت را براورد میکرد، بود. سپس دادهها با نرم افزار SPSS نسخه 23 و آزمونهای آماری همبستگی پیرسون، ANOVA و تی مستقل آنالیز شد.
یافتهها: میانگین سن شرکت کنندهها 09/8 ± 54/40 بود. 339 نفر از افراد دارای تحصیلات کارشناسی به بالا بود. 3/17 درصد والدین دارای سطح آگاهی خوب بودند. در این مطالعه بین نمره آگاهی با متغیرهای سطح تحصیلات (02/0P<)، سابقه آموزش بهداشت دهان (001/0P<) و زمان مراجعه به دندانپزشک (001/0P<) رابطه معنی داری از لحاظ آماری مشاهده شد (05/0P<). اما با سن، نسبت والدین و وضعیت اقتصادی رابطه معنی داری مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که نمره آگاهی بیشتر افراد مورد مطالعه از فیشور سیلانت به ویژه در افراد دارای تحصیلات پایین و افرادی که هیچ آموزشی دریافت نکردهاند پایین میباشد و باید در راستای افزایش آگاهی والدین با جدیت بیشتری گام برداشت.
فریبا ابدال، مسعود سلطانی، مریم کاظم پور، محمد حسین حدادی، نگین نشانی فرد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: محیط یادگیری به عنوان هر چیزی که در کلاس درس یا گروه آموزشی، دانشکده یا دانشگاه اتفاق میافتد تعریف شده است. آگاهی از نظرات دانشجویان دندانپزشکی از محیط یادگیری خود، مسئولان را در ارائه راه کارهای بهبود کیفی و کمی آموزش بالینی یاری میکند. یکی از ابزارهایی که به اندازه گیری کمی محیط و فضای حاکم بر آموزش دندانپزشکی میپردازد (Dental Student Learning Environment Survey) DSLES میباشد، لذا هدف از این مطالعه ارزیابی محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی ایلام بر اساس مدل DSLES بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بر روی 114 دانشجوی رشته دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی ایلام به صورت سرشماری در سال 1403 انجام شد. اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS24 مورد ارزیابی قرار گرفت. مجموع نمرات محاسبه شده با استفاده ازآزمون t-test (Student’s t-test) تحلیل شد و سطح معنی داری در این مطالعه 05/0>p در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی در ابعاد مختلف در محدوده میانه تا نسبتاً مطلوب قرار داشت، اما هیچ یک از مؤلفهها به حد عالی نرسیدند. بالاترین امتیاز مربوط به "روابط بین دانشجویان" و پایینترین امتیاز مربوط به "انعطاف برنامه آموزشی" بود. روابط بین دانشجویان بالاترین امتیاز در بین مؤلفهها که نشان دهنده فضای همکاری و تعامل مثبت بین دانشجویان بود (002/0=p). انعطاف برنامه آموزشی پایینترین امتیاز در بین مؤلفهها ساختار نسبتاً سخت و کم انعطاف برنامههای آموزشی بود (000/0=p). نتایج مطالعه نشان دهنده تفاوتهای آماری معنی دار بین ادراک دانشجویان پریکلینیک و کلینیک از محیط آموزشی بود (05/0p<).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که محیط آموزشی دانشکده دندانپزشکی از ساختار پایهای مناسبی برخوردار بود ولی نیازمند تحولاتی در جهت بهبود کیفیت آموزشی میباشد. تمرکز بر افزایش انعطاف پذیری برنامههای آموزشی، تقویت پاسخگویی به نیازهای دانشجویان (به ویژه در دوره کلینیک) و حفظ عدالت جنسیتی موجود میتواند به ارتقای کیفیت کلی محیط آموزشی منجر شود.
مرجان بابادی بروجنی، پریسا ایلخانی زاده، هیوا ابراهیمی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی کانال مزیوباکال دوم (MB2) در دندانهای مولر اول ماگزیلا از چالشهای مهم در درمان اندودنتیک محسوب میشود. این مطالعه با هدف بررسی میزان شیوع کانالهای MB2 شناسایی نشده(Missed MB2) با استفاده از توموگرافی کامپیوتری با پرتو مخروطی (CBCT) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع گذشته نگر بود که بر روی تصاویر CBCT مربوط به سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷ انجام گرفت. تصاویر از بیماران مراجعه کننده به بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی بروجرد که دندان مولر اول ماگزیلای درمان شده داشتند، انتخاب شد. معیارهای ورود شامل کیفیت مناسب تصویر و وجود درمان ریشه بود و معیارهای خروج شامل تصاویر ناقص و دندانهای فاقد درمان کامل بودند. تحلیل تصاویر توسط متخصص رادیولوژی دهان انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول آماری با در نظر گرفتن سطح اطمینان و توان مطالعه محاسبه شد. تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون همبستگی اسپیرمن در نرم افزار SPSS نسخه ۱۸ انجام شد و سطح معنی داری کمتر از ۰٫۰۵ در نظر گرفته شد.
یافتهها: از میان ۹۰ بیمار بررسی شده، ۵۹ مورد (5/65 درصد) دارای کانال MB2 بودند که از این تعداد، ۵۶ مورد (2/62 درصد) شناسایی نشده باقی مانده بودند. شیوع کانال MB2 در مردان به طور معنی داری بیشتر از زنان بود (01/0P<). هیچ ارتباط آماری معنی داری میان وجود رادیولوسنسی پری اپیکال و کانال MB2 گزارش نشد. در اغلب موارد، شکل اوریفیس MB2 به صورت مجزا بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع بالایی از کانالهای MB2 در طی درمان اولیه شناسایی نمیشوند. استفاده از CBCT میتواند نقش مؤثری در تشخیص این کانالها و افزایش موفقیت درمان اندودنتیک داشته باشد. در نظر گرفتن ویژگیهای فردی مانند جنسیت میتواند به تشخیص دقیقتر کمک کند.
مهدیس معصومی، احسان رفیعی، پریسا رنجبریان، آزاده ترکزاده، احسان شکریه، سبحان چولکی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت پایداری بلندمدت ایمپلنتها و تأثیر احتمالی شرایط دندانها و استخوانهای مجاور، این مطالعه با هدف مقایسه میزان تحلیل استخوان کرستال ایمپلنت و Periotest Value در ایمپلنت گذاری در مجاورت ناحیه بیدندانی، دندان درمان ریشه شده دارای روکش و دندان سالم انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه کوهورت آینده نگر حاضر در سال 1404، 42 بیمار مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی خوراسگان و نیازمند درمان ایمپلنت، به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند و بر اساس شرایط دندان مجاور در سه گروه قرار گرفتند: گروه A، ایمپلنت در مجاورت ناحیه بیدندانی. گروه B، ایمپلنت مجاور دندانهای درمان ریشه شده و دارای روکش مناسب و گروه C، ایمپلنت مجاور دندان سالم. سن و جنس بین گروهها یکسان سازی شد. سه ماه بعد از کاشت ایمپلنت و بعد از بستن هیلینگ اباتمنت از بیماران عکس پری اپیکال موازی تهیه شد. سپس عکس اولیه پری اپیکال و پری اپیکال از بستن هیلینگ به منظور بررسی تحلیل کرستال استخوان مورد استفاده قرار گرفت. علاوه بر آن پریوتست ولیو برای هر ایمپلنت بعد از بستن هیلینگ توسط دستگاه پریو تست اندازه گرفته شد. پریوتست ولیو برای هر ایمپلنت 3 مرتبه در نقطه ثابت (در سطح باکال) ثبت و میانگین اعداد به دست آمده برای هر ایمپلنت ثبت شد. دادهها در نرم افزار SPSS27 وارد و آنالیزهای آماری با آزمون واریانس یک طرفه و آزمون کای در سطح معنی داری 95 درصد انجام گرفت.
یافتهها: توزیع بیماران از نظر جنسیت و سن بین سه گروه مشابه بود (05/0≤p). میزان تحلیل استخوان کرستال ایمپلنت در گروه A، B و C به ترتیب 37/0±72/0، 36/0±68/0 و 39/0±68/0 میلی متر بود. همچنین مقدار پریوتست ایمپلنت در گروه A، B و C به ترتیب 55/3±0/2-، 52/3±29/3- و 35/3±5/2- میلی متر بود. تفاوت آماری معنی داری در میانگین میزان تحلیل استخوان (939/0=p) و مقدار پریوتست (618/0=p) ایمپلنت بین سه گروه بیماران مشاهده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر میتوان گفت، ثبات ایمپلنت (بر اساس میزان تحلیل استخوان کرستال و پریوتست ولیو) در نواحی مختلف مجاورت ناحیه بیدندانی، دندان با درمان ریشه و روکش مناسب و دندان سالم تفاوتی ندارد و سایر عوامل در ثبات ایمپلنت تاثیر بیشتری خواهند داشت.
ساره حبیب زاده، فاطمه بهروزی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای قالب گیری دیجیتال با افزایش دقت، کارایی و راحتی بیمار، تحولی در پروتزهای دندانی
ایجاد کردهاند. با وجود این مزایا، پذیرش بالینی آنها همچنان با چالشهای فنی و عملیاتی محدود شده است. این مرور با هدف ارزیابی محدودیتهای سیستمهای قالب گیری دیجیتال در پروتزهای ثابت و متحرک انجام شد.
روش بررسی: مطالعات مرتبط با موضوع از پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar مورد جستجو قرار گرفتند. منابع علمی بر اساس ارتباط با اهداف این مرور و میزان ارتباط با محدودیتها و چالشهای سیستمهای قالب گیری دیجیتال در پروتزهای ثابت و متحرک مورد بررسی قرار گرفتند. در ادامه، مطالعات منتخب به صورت توصیفی تحلیل و یافتههای حاصل از آنها با هدف تبیین چالشها، محدودیتها و چشم اندازهای آینده این فناوری مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: یافتهها نشان داد اگرچه سیستمهای دیجیتال در شرایط آزمایشگاهی کنترل شده دقت و تکرارپذیری بالایی دارند، عملکرد بالینی آنها تحت تأثیر عوامل متعددی قرار میگیرد. مهارت اپراتور، استراتژی اسکن و هم پوشانی تصاویر نقش مهمی در دقت دادهها دارند. شرایط محیطی مانند رطوبت، نور و دما نیز میتوانند بر کیفیت نتایج اثرگذار باشند. عوامل بیمار محور شامل مورفولوژی قوس دندانی، نوع آماده سازی دندان، وجود ایمپلنت و مواد ترمیمی نیز موجب تغییر پذیری نتایج میشوند. همچنین عوامل فنی مانند طراحی اسکنر، نسخه نرم افزار و اندازه هد اسکنر اهمیت بالایی دارند.
نتیجه گیری: با وجود برتری نسبی در شرایط آزمایشگاهی، محدودیتهای بالینی همچنان وجود دارد، بنایراین استفاده از پروتکلهای بهینه و ترکیب روشهای دیجیتال و سنتی میتواند نتایج درمانی را بهبود بخشد.