جستجو در مقالات منتشر شده


170 نتیجه برای SS

محمد حسن سمندری، عباس حقیقت، هستی سرابی کیا، مریم براتی، الهام السادات ببیننده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دندانپزشک و پرستاران به دلیل ماهیت حرفه خود در فاصله‌ نزدیکی با بیماران قرار می‌گیرند و ریز قطرات بیماران آلوده خطر انتقال متقابل و افزایش ابتلا به بیماری‌های ویروسی به ویژه کووید- 19 را افزایش می‌دهد. لذا هدف از این مطالعه ارزیابی میزان اضطراب و آگاهی دانشجویان دو سال اخر پرستاری و دندانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پیرامون کووید- 19 بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی به بررسی همه‌ دانشجویان مشغول به تحصیل در دو سال آخر رشته‌های دندانپزشکی و پرستاری پرداخت، پرسشنامه اضطراب بک (Beck Anxiety Inventory) و پرسشنامه سنجش آگاهی به صورت آنلاین در اختیار دانشجویان قرار گرفت. متغیرهای این پژوهش شامل سال تحصیل، رشته، اضطراب و آگاهی بود. پس از جمع آوری اطلاعات با استفاده از آزمون کای اسکوئر و جداول توزیع فراوانی اقدام به تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 23 و در سطح خطای 05/0 شد.
یافته‌ها: تعداد 429 دانشجو در مطالعه شرکت کردند که بیشتر آن‌ها دانشجوی رشته پرستاری (7/58%) بودند و بیشترین فراوانی دانشجویان مربوط به سال ورودی 1397 (6/29%) بود. میانگین اضطراب دانشجویان پرستاری، ورودی 1396 (12/31 در سطح شدید) ورودی 1397 (53/28 در سطح متوسط)، میانگین اضطراب دانشجویان دندانپزشکی، ورودی 1394 (93/33 در سطح شدید) و ورودی 1395 (65/36 در سطح شدید) بود. همچنین میزان آگاهی دانشجویان پرستاری در اکثر سؤالات مورد بررسی در مورد آگاهی از کرونا از دانشجویان دندانپزشکی بالاتر بود و اختلاف معنی داری بین دانشجویان مشاهده گردید (05/0P<).
نتیجه گیری: سطح آگاهی دانشجویان پرستاری نسبت به دانشجویان دندانپزشکی بالاتر بود و میزان اضطراب در دانشجویان دندانپزشکی بالا بود. با شناخت محدودیت‌های این مطالعه مقطعی، می‌توان نتیجه گرفت که تنها تعداد کمی از دانشجویان دندانپزشکی از دانش خوبی در مورد روش‌های انتقال، منشا، روش پیشگیری کووید- 19 برخوردار بودند. دانشجویانی که سال بالاتری تحصیل داشتند، بیشتر پاسخ صحیح داده بودند. تقویت دانش در مورد ایمنی زیستی در طول آموزش حرفه‌ای دانشجویان دندانپزشکی به منظور کاهش خطرات آلودگی و عفونت متقاطع در طول مراقبت از بیمار مهم است. لزوم برگزاری دوره‌های آموزشی در خصوص افزایش میزان آگاهی و کاهش اضطراب دانشجویان توصیه می‌شود.

مصطفی صادقی، نیلوفر جعفری، محمدحسین کافی، علی رستمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: توسعه و استفاده منظم از سیستم‌های ادهزیو سبب تحولی بزرگ در بسیاری از جنبه‌های دندانپزشکی ترمیمی و پیشگیری شده به طوری که موفقیت ترمیم‌های ادهزیو بسیار به کاربرد صحیح آن‌ها وابسته است. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین دانش دندانپزشکان شهر رفسنجان (ایران) در زمینه انتخاب سیستم‌های ادهزیو در سال 1402 انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی تمامی دندانپزشکان شاغل در شهر رفسنجان به‌ صورت سرشماری‌ انتخاب شدند. داده‌ها توسط پرسشنامه‌ای روا و پایا و به صورت الکترونیکی جمع ‌آوری گردیدند که شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیکی (جنسیت، سن، محل کار و سال‌ فار‌غ‌التحصیلی) و 12 پرسش‌ چهارگزینه‌ای با هدف ارزیابی دانش پاسخ‌ دهندگان در مورد انتخاب مواد ادهزیو در ترکیب با کامپوزیت‌های سلف‌کیور یا دوال کیور، ترمیم‌های کامپوزیت قدامی و خلفی، فایبرپست‌، فیشورسیلانت، دندان‌های شیری، ونیرکامپوزیت‌های قدامی و لمینیت‌های سرامیکی و ضایعات غیر پوسیده سرویکالی بود. نحوه نمره ‌دهی این پرسشنامه بدین صورت بود: صفر تا سه پاسخ صحیح‌ = سطح دانش ضعیف؛ چهار تا شش پاسخ‌ صحیح= سطح دانش متوسط؛ هفت تا نه پاسخ‌ صحیح = سطح دانش خوب و 10 تا 12 پاسخ ‌دهی صحیح = سطح دانش خیلی خوب رتبه ‌بندی شدند. چهار گزینه‌ پاسخ شامل "اچ و شست ‌و ‌شو (سه مرحله‌‌ای)"، "اچ و شست‌ و‌ شو (دو مرحله‌ای)"، "سلف ‌اچ (دو مرحله‌‌ای)" و "سلف‌ اچ (همه در یک بطری)" بود. سپس داده‌ها توسط آزمون‌های پارامتریک (ANOVA، t-test و Pearson) تجزیه و تحلیل شدند (05/0>α).
یافته‌ها: از 91 نفر دندانپزشک شهر رفسنجان، 79 نفر (8/86 درصد) در مطالعه شرکت کردند که 35 نفر (3/46 درصد) آنان مرد بودند؛ میانگین سابقه کار در مردان 96/3±49/3 و در زنان 73/3±98/2 سال بود. میانگین نمره دانش 38/4±16/2 از 12 به دست آمد که در مردان 23/2±29/4 و در زنان 12/2±45/4 بود. نتایج نشان داد که بین نمره دانش با جنسیت، سن، سابقه‌کار و محل کار ارتباط معنی‌ داری وجود نداشت (05/0 نتیجه‌گیری: با توجه نتایج که نشاندهنده دانش ناکافی دندانپزشکان رفسنجان در زمینه‌ انتخاب صحیح سیستم‌های ادهزیو بود، پیشنهاد می‌شود در دانشکده‌های دندانپزشکی توجه بیشتری به آموزش انتخاب سیستم‌های ادهزیو مبذول گردد. در مورد دندانپزشکان فارغ ‌‌‌التحصیل نیز با تشکیل برنامه آموزش مداوم اطلاعات جدید و کاربردی در مورد انتخاب سیستم‌های ادهزیو در اختیار آنان قرار گیرد.

شقایق کهزادی، زهرا محمدی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

بازسازی هدایت ‌شده استخوان و بافت، یکی از روش‌های رایج در فرآیند درمان نواحی اطراف دندان طبیعی و نیز در درمان به کمک ایمپلنت‌های دندانی می‌باشد. در این فرآیند، غشاءهای سدی به کار می‌روند تا فضایی مناسب برای رشد استخوان جدید ایجاد کرده و از ورود سلول‌های غیرمطلوب به این محیط جلوگیری نمایند. ویژگی‌هایی از قبیل سازگاری با بافت زنده، ساختار پایدار، عمر مطلوب و سهولت در استفاده، از جمله معیارهای اصلی در انتخاب غشاءهای مناسب برای این کاربرد تلقی می‌شوند. از طرف دیگر، انتخاب نوع مناسب غشاءها، با توجه به تنوع بالای آن‌ها از لحاظ منبع تأمین، جنس، ساختار و خواص، به شرایط بالینی بیمار و نوع درمان مورد نظر نیز وابسته است و از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. در سال‌های اخیر، غشاءهای الیافی به دلیل خواص منحصر به ‌فرد، توجه خاصی را به خود جلب کرده‌اند. این غشاءها که به‌ وسیله الیاف طبیعی یا سنتزی تولید می‌شوند معمولاً دارای تخلخل بالایی هستند که به آسان‌تر شدن نفوذ رگ‌های خونی و سلول‌های استخوان ‌ساز کمک شایانی می‌نمایند. با توجه به میزان تخلخل و انعطاف ‌پذیری این نوع غشاءها، از آن‌ها برای ترمیم بافت‌های فک و دندان به طور گسترده استفاده شده که در افزایش حجم استخوان باز تولید، هدایت رشد آن و همچنین جلوگیری از ورود بافت نرم به ناحیه ترمیم بسیار مؤثر می‌باشد و در واقع، نهایتاً بر نتایج درمان تأثیر مثبت خواهد داشت. از طرف دیگر، به دلیل پیچیدگی و گستردگی عفونت‌های دهانی، در سال‌های اخیر رویکردهای جدید نانوتکنولوژیکی برای بازسازی مواضع عفونی در دندانپزشکی مطرح شده‌اند. این استراتژی‌ها، با هدف قراردادن موضع خاص و با دارا بودن ویژگی‌های غیرسمیت می‌توانند به انتقال مولکول‌های ضد میکروبی، بازسازی بافت و حفظ سلامت دهان کمک نمایند. در این راستا، غشاءهای نانو الیافی به‌ عنوان ساختارهای چند منظوره، هم در آزاد سازی مولکول‌های ضد میکروبی و هم به‌ عنوان داربست برای تشکیل بافت جدید نقش آفرین خواهند بود. به ‌طور کلی، غشاءهای الیافی با شبیه ‌سازی شرایط طبیعی بدن، محیطی ایده‌آل برای رشد و ترمیم بافت‌های استخوان فراهم می‌آورند و در نتیجه، باعث موفقیت بیشتر در درمان‌های دندانپزشکی می‌گردند. مقاله حاضر به تفصیل به بررسی جامع غشاءهای الیافی پلیمری و کامپوزیتی دارای پتانسیل رهایش دارو اختصاص یافته است.

عبدالرحیم داوری، فرناز فراهت، مرجان مهرآوران، علی محمد دوست حسینی، نگار اطمینان،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: یافتن روشی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻛﻪ بتواند در ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ زﻣﺎن ﺑﺎ ﻫﺪف اﻓﺰاﻳﺶ ﻃﻮل ﻋﻤﺮ، زﻳﺒﺎﻳﻲ ﺗﺮﻣﻴﻢ و راﺣﺘﻲ دﻧﺪاﻧﭙﺰﺷﻚ مورد استفاده قرار گیرد از اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎدی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. هدف از این ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ بررسی اﺛﺮ روشﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺎﻟﻴﺶ ﺑﺮ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖﻫﺎی ﻧﺎﻧﻮﻫﻴﺒﺮﻳﺪ به صورت آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻲ ﺑود.
روش بررسی: در اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، 42 ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ دﻳﺴﻚ ﺑﺎ ﻗﻄﺮ 6 ﻣﻴﻠﻲ ﻣﺘﺮ و ﺿﺨﺎﻣﺖ 3 ﻣﻴﻠﻲ ﻣﺘﺮ (ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﻧﺎﻧﻮﻫﻴﺒﺮﻳﺪ Charisma Kulzer و EvoCeram Tetric IPS ﻫﺮ ﻛﺪام 21 ﻧﻤﻮﻧﻪ) ﺑﺎ ﭘﻚ ﻛﺮدن ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﻛﻴﻮرﻧﺸﺪه در ﻳﻚ ﻗﺎﻟﺐ داﻳﺮه‌ای از ﺟﻨﺲ ﭘﻠﻲ ﻓﻠﻮرواﺗﻴﻠﻦ (ﻫﻤﻪ Shaded A2) ﺗﻬﻴﻪ و ﺟﻬﺖ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از ﺣﺒﺎب ﻧﻮارﻫﺎی ﻣﻴﻼر روی ﻫﺮ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻗﺮار داده ﺷﺪ. ﺑﺎری ﺑﻪ اﻧﺪازه 2 ﻛﻴﻠﻮ ﮔﺮم ﺑﻪ ﻣﺪت 30 ﺛﺎﻧﻴﻪ روی ﻫﺮ ﻧﻤﻮﻧﻪ اﻋﻤﺎل و ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ اﺿﺎﻓﻪ ﺧﺎرج ﺷﺪ. ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ از ﻗﺎﻟﺐ ﺧﺎرج و ﺑﻪ ﻣﺪت 7 روز در آب دﻳﻮﻧﻴﺰه در دﻣﺎی اﺗﺎق و در ﺗﺎرﻳﻜﻲ ذﺧﻴﺮه ﺷﺪﻧﺪ. ﭘﺲ از اﻳﻦ دوره 7 روزه ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺷﺒﻴﻪ ﺳﺎزی پرداخت در ﺑﺎﻟﻴﻦ ﺑﺎ ﻓﺮز ﻛﺎرﺑﺎﻳﺪ پرداخت و 7 ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﻫﺮ ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ به طور ﺗﺼﺎدﻓﻲ ﺑﺎ ﻳﻜﻲ از روشﻫﺎی System Gloss Composite LUCIDA، دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE و دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE + ﺧﻤﻴﺮ ﭘﺎﻟﻴﺶ Cosmedent ﭘﺎﻟﻴﺶ ﺷﺪ. ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ ﺗﻮﺳﻂ دﺳﺘﮕﺎه ﭘﺮوﻓﻴﻠﻮﻣﺘﺮی اﻧﺪازه ﮔﻴﺮی ﺷﺪ و ﺑﺎ ﻣﻴﻜﺮوﺳﻜﻮپ روﺑﺸﻲ ﻣﻮرد ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. داده‌ﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم اﻓﺰار آﻣﺎری SPSS25 و آزمون‌‌های آﻣﺎری t‐test ANOVA, و Benferroni post hoc test آﻧﺎﻟﻴﺰ ﺷﺪﻧﺪ.
یافته‌ها: روش دو ﻣﺮﺣﻠﻪ‌ای ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻴﺰان ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ را در ﻫﺮ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﻧﺸﺎن داد (0001/0>P) ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﺑﺮ روی ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ اولیه اﺛﺮ ﻣﻌﻨﻲ داری ﻧﺪاﺷﺖ (067/0=P)، اﻣﺎ ﺗأﺛﻴﺮ روش ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻛﺮدن ﺑﺮ روی ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ ﻣﻌﻨﻲ دار ﺑﻮد (0001/0>P). ﺗﻔﺎوت ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ در ﻫﺮ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﺑﺎ روش ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻣﻌﻨﻲ دار بود (0001/0>P). ﻧﺘﺎﻳﺞ آزﻣﻮن آﻣﺎری t‐test در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ جداگانه ﺑﺎ هر یک از روش ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻧﺸﺎن داد که ﺗﻔﺎوت آﻣﺎری ﻣﻌﻨﻲ داری ﺑﻴﻦ دو ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺖ (05/0P>) ﺑﻪ ﺟﺰ در روش ﺳﻴﺴﺘﻢ ﭘﺮداﺧﺖ LUCIDA ﻛﻪ در دو ﮔﺮوه ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﻲ داری را ﻧﺸﺎن داد.
نتیجه‌گیری: ﺗأﺛﻴﺮ روش ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻛﺮدن ﺑﺮ روی ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ کامپوزیت ها ﻣﻌﻨﻲ دار ﺑﻮد. اﺳﺘﻔﺎده از دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE ﺑه ﻄﻮر ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻬﻲ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ را در ﻫﺮ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ IPS Tetric EvoCeram و Kulzer Charisma ﻛﺎﻫﺶ داد.
 

نرجس امرالهی، اشکان حبیبیان،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: وضعیت بیماری‌های دهان و دندان کودکان با اختلالات بینایی یکی از موضوعات مورد توجه محققین دندانپزشکی است. هدف از این مطالعه بررسی میزان پوسیدگی دندانی در این کودکان بر اساس شاخص pufa بود.
روش بررسی: در سال 1402 برای بررسی میزان پوسیدگی دندان، 60 کودک 6 تا 12 ساله در مدرسه کودکان با اختلال بینایی در شهر اصفهان با روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. معاینه دهانی کودکان را انجام شده و شاخص pufa/PUFA (پالپ‌های اکسپوز شده، زخم‌های مخاط ریشه‌ای باقیمانده، فیستول‌ها و آبسه) برای هر کودک گزارش شد. داده‌ها با آزمو‌ن‌های من ویتنی (مقایسه شاخص pufa/PUFA بر حسب جنسیت، نوع اختلال و شدت اختلال) و اسپیر من (بررسی ارتباط شاخص pufa/PUFA و سن کودکان) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: میانگین شاخص PUFA/pufa در سیستم دندا‌ن‌های شیری و دائمی به ترتیب 68/0 ± 89/0 و 2/0 ± 44/0 بود. از این میزان بیشترین سهم مربوط به پوسیدگی با درگیری پالپی بود. بین شاخص pufa و PUFA بر حسب جنیست، نوع اختلال و شدت اختلال بینایی ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0>P). همچنین تنها در بین pufa در سیستم دندا‌ن‌های شیری و سن ارتباط معنی دار و مستقیم دیده شد (042/0P=).
نتیجه گیری: پوسیدگی درمان نشده در کودکان با اختلال بینایی بر اساس شاخص pufa در سیستم دندا‌ن‌های شیری و دائمی شیوع نسبتاً پایینی دارد و بیشترین سهم آن مربوط به پوسیدگی همراه با درگیری پالپی است. همچنین با افزایش سن پوسیدگی درمان نشده در دندا‌ن‌های شیری بیشتر خواهد شد.

محمدحسین زارع مهرجردی، سینا هوشمند، مهناز حاتمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه درمان بی‌دندانی با ایمپلنت پیشرفت‌های زیادی کرده، ولی هنوز مشکلاتی همچون از دست رفتن آن قبل و بعد از بازگذاری پروتزی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی فراوانی شکست ایمپلنت‌های دندانی در تعدادی از درمانگاه‌های شهر یزد در طی سال‌های1397 تا 1402 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 1060 پرونده افراد یکه طی فروردین 1397 تا خرداد 1402 درمان ایمپلنت در سه درمانگاه دولتی شهر یزد دریافت کرده بودند، بررسی شد. اطلاعات مورد بررسی شامل سن و جنس افراد، قطر، برند و محل قرار گیری ایمپلنت، نوع پروتز و موارد شکست ایمپلنت قبل و بعد از بارگذاری پروتزی بود. داده‌ها با کمک آزمون‌های تی مستقل و د کای دو مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۳۷/۱۲ ± ۲۵/55 سال بود. ۳/۵۶% آن‌ها زن بودند. فراوانی شکست کلی ایمپلنت 4/3% بود. فراوانی شکست ایمپلنت پس از بارگذاری در زنان 8/2% و در مردان 3/2% بود (47/0P=). این میزان در ایمپلنت‌های فک بالا 2% و در فک پایین 9/1% بود (5/0P=). این مقدار در ناحیه مولرهای فکین 4/2%، پرمولرها و ناحیه قدامی 7/1% بود (8/0(P=. فراوانی شکست پس از بارگذاری در اوردنچرها 3/1%، روکش‌های سمان شونده 9/5% و پیچ شونده 2/3% بود (001/0(P<. این مقدار در ایمپلنت‌های با قطر کمتر از 75/3، 6/2% و در قطر بیش از 5/4، 7/3% بود (001/0>P). میزان شکست در ایمپلنت‌های برند Dio 6/%1 و در  Dentis5/%2 بود (5/0P=).
نتیجه‌گیری: میزان شکست کلی ایمپلنت در این مطالعه 4/3 درصد بود،که از این مقدار، 5/1 درصد قبل از بارگذاری و 9/1 درصد، پس از بارگذاری رخ داده بود. فراوانی شکست ایمپلنت با قطر ایمپلنت و نوع پروتز ارتباط داشت، ولی با جنسیت فرد، محل قرارگیری و برند ایمپلنت ارتباطی نداشت.

نگار صرامی، سوسن صادقیان، مهرداد هنرمند،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: در دو دهه اخیر، استفاده از مینی اسکرو در ارتودنسی به شدت متداول شده است. عوامل مختلفی نظیر طراحی، طول، ضخامت، زاویه قراردهی مینی اسکرو و همچنین کیفیت و ضخامت استخوان بیمار بر موفقیت و ثبات مینی اسکرو تأثیر گذارند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیرات شکل مینی اسکرو، ضخامت استخوان کورتیکال و اسفنجی، گشتاور قراردهی و خارج ‌سازی بر تنش ایجاد شده در استخوان مندیبل اطراف مینی‌اسکرو انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت آنالیز المان محدود انجام شد. ابتدا محدوده ضخامت استخوان از منابع استخراج شده و شکل استخوان مندیبل و اشکال استوانه‌ای و مخروطی مینی اسکرو در نرم افزار آباکوس شبیه ‌سازی شد. با تغییرات متغیرهای مربوطه، میزان تنش ایجاد شده و همچنین تأثیر متغیر‌ها بر یک دیگر اندازه گیری شد.
یافته‌ها: افزایش گشتاور در هنگام جایگذاری و خارج‌ سازی مینی‌اسکرو، منجر به افزایش متقابل تنش در اطراف مینی‌اسکرو شد. تغییرات تنش در مینی‌اسکروهای مخروطی در واکنش به تغییرات ضخامت استخوان و میزان گشتاور، بارزتر بود. تأثیر ضخامت استخوان اسفنجی بر الگوی توزیع تنش حداقل گزارش شد.
نتیجه‌گیری: اگرچه مینی اسکروی مخروطی میزان گیر و ثبات بالاتری نسبت به نوع استوانه نشان می‌دهد، اما با توجه به حساسیت بالای آن نسبت به تغییرات سایر پارامترها نظیر ضخامت استخوان و میزان گشتاور استفاده از آن باید با احتیاط همراه باشد.

محمد رحیمی، پویا عینی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

 این مقاله به بررسی یک مورد چالش ‌برانگیز از مردی ۶۴ ساله می‌پردازد که با علائمی شامل تب دوره‌ای، بثورات کهیری و درد مفصلی (Arthralgia) می‌پردازد. با وجود در نظر گرفتن بیماری استیل بزرگسالان (Still's disease) در ابتدا، علائم غیر معمول بیمار منجر به بررسی بیشتر شد و از طریق معاینه دندانپزشکی، آبسه پری ‌اپیکال (Periapical abscess) شناسایی شد. علائم بیمار پس از مداخله دندانپزشکی به‌ طور قابل ‌توجهی بهبود یافت که این موضوع تشخیص اولیه به سمت یک اختلال روماتولوژیک را به چالش کشید. این مورد اهمیت معاینات فیزیکی کامل و همکاری بین ‌رشته‌ای را در دستیابی به تشخیص دقیق برجسته می‌کند. تشخیص نهایی از تظاهرات سیستمیک ناشی از آبسه دندانی پنهان، نیاز به رویکرد جامع در ارزیابی‌های پزشکی را نشان می‌دهد که باید جنبه‌های مختلف بالینی را در نظر گرفت و از سوگیری‌های تشخیصی پرهیز کرد. این مطالعه موردی یادآور چشم‌ انداز در حال تحول تشخیص‌های پزشکی و اهمیت مداوم ارزیابی‌های جامع بیمار و معاینات فیزیکی به‌عنوان مهارت‌های عملی ارزشمند است.

سیدرضا خسروانی، لیلا عظیمی، سعید مقدم زرندی، نرگس پناهنده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: برای پیشگیری از پوسیدگی دندان، تحقیقات بر یافتن عوامل ضد باکتری و ضد بیوفیلم جدید بدون معایب عوامل مصنوعی مورد استفاده فعلی متمرکز شده است. این مطالعه با هدف بررسی اثر عصاره متانولی زنجبیل بر بیان ژن‌های ویرولانس استرپتوکوکوس موتانس انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی که در سال 1402 در گروه میکروب شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد، عصاره متانولی گیاه زنجبیل با روش خیساندن به ‌دست آمد. 10 سویه بالینی استرپتوکوکوس موتانس از بیماران مبتلا به عفونت دندانی به دست آمد. حداقل غلظت بازدارنده (MIC) و حداقل غلظت ضد باکتری (MBC) عصاره در برابر استرپتوکوکوس موتانس با استفاده از روش میکروتیتر پلیت تعیین شد. اثر عصاره بر بیان ژن‌های ویرولانس relA، comDE، brpA، gtfC و spaP توسط سویه‌های بالینی با تکنیک Real Time PCR ارزیابی شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های Wilcoxon و Mann-Whitney مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت (05/0=alpha).
یافته‌ها: میانگین MIC و MBC عصاره متانولی زنجبیل در برابر استرپتوکوکوس موتانس به ترتیب 8/11±32 و 12±26/64 میلی گرم بر میلی لیتر بود. عصاره باعث کاهش بیان ژن‌های relA، comDE، brpA و gtfC به ترتیب به میزان 50%، 40%، 70% و 70% شد. همچنین این ترکیب باعث کاهش 4 برابری بیان ژن spaP شد.
نتیجه‌گیری: عصاره متانولی زنجبیل باعث کاهش معنی‌ دار ژن‌های بیماری زا gtfC، brpA، relA، comDE و spaP شد که نشان ‌دهنده کارایی بهینه آن در کنترل بیماری زایی استرپتوکوکوس موتانس است.

عارف نادری خورشیدی، محمدمهدی نقیبی سیستانی، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مراقبت‌های دندانپزشکی خطر انتقال عفونت‌های ویروسی و باکتریایی را برای بیماران و پرسنل به همراه دارد. آگاهی بیماران از اصول کنترل عفونت می‌تواند در بهبود ایمنی محیط درمان و ارتقاء سلامت عمومی نقش مؤثری ایفا کند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی سطح آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت در درمان‌های دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به ‌صورت مقطعی در سال ۱۴۰۱ بر روی ۳۹۰ نفر از بیماران مراجعه‌ کننده به دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای معتبر مشتمل بر ۲۴ پرسش درباره اصول کنترل عفونت بود. پاسخ صحیح به هر سؤال یک امتیاز داشت. نمره و سطح آگاهی شرکت کنندگان براساس جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات و تعداد دفعات، به ترتیب با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل، آنالیز واریانس و مجذور کای نرم‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۲۴/۱۳ ± ۸۹/۳۳ سال و ۸/۶۲% از ایشان زن بودند. میانگین نمره آگاهی بیماران
۲۱/۳ ± ۳۷/۱۸ بود. 4/76% از شرکت‌کنندگان در سطح آگاهی خوب قرار داشتند. میانگین نمره آگاهی بیماران در زنان بیشتر از مردان بود (006/0=P). همچنین بر اساس سطح تحصیلات (001/0>P) و گروه سنی (01/0=P) اختلاف آماری معنی داری نشان داد. اما بر اساس تعداد جلسات درمانی اختلاف معنی داری دیده نشد (867/0=P).
نتیجه‌گیری: اگرچه سطح کلی آگاهی بیماران نسبت به اصول کنترل عفونت قابل ‌قبول بود، اما در برخی حوزه‌ها همچنان ناآگاهی وجود دارد. طراحی برنامه‌های آموزشی هدفمند به‌منظور ارتقاء سطح آگاهی بیماران در زمینه کنترل عفونت توصیه می‌شود.


صفحه 9 از 9    
9
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb