41 نتیجه برای دانش
سمیه عظیمی کنگرشاهی، سید جواد قاضی میرسعید، زهرا گنجی پور،
دوره 32، شماره 1 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ظهور وب اجتماعی و تأثیر گذاری که در ارتباطات افراد و فعالیتهای علمی جوامع مختلف داشت، باعث ایجاد ارتباطات جدی پژوهشی بین محققان شد. این مسئله که پژوهشگران ایرانی تا چه اندازه خود را با فناوریهای جدید به روز نگه میدارند و از آنها جهت تعامل بر سر مسائل علمی بهره میگیرند، چالشی است که با توجه به تغییرات در دنیای رقومی همواره مطرح میشود. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی میزان تولیدات علمی دندانپزشکی دانشگاههای علوم پزشکی تهران در شبکههای ResearchGate و Mendeley با استفاده از پایگاه استنادی Scopus در فاصله سالهای 2015 و 2016 بود.
روش بررسی: جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات علمی حوزه دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران میباشد که در طی سالهای مذکور در پایگاه Scopus نمایه شدهاند. در نهایت نتایج با استفاده از آمار توصیفی در قالب نمودار و جداول ارائه گردید.
یافتهها: در این مطالعه مشخص شد تولیدات علمی نمایه شده محققان دانشگاه علوم پزشکی تهران طی سالهای 2015 و 2016 رو به افزایش بوده است. همچنین مشخص گردید میزان پوشش مقالات حوزه دندانپزشکی منتشر شده توسط محققان دانشگاههای علوم پزشکی تهران در پایگاه استنادی Scopus طی سالهای مذکور توسط هر دو شبکه Mendeley و ResearchGate در حد مطلوبی قرار دارد. به علاوه تعداد دفعات استناد به مقالات محققان دانشگاه علوم پزشکی تهران در شبکه ResearchGate در حوزه دندانپزشکی در طی سالهای مورد بررسی بیشتر از شبکه Mendeley بوده است.
نتیجهگیری: با استناد به نتایج این مطالعه میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که عملکرد محققان دانشگاه علوم پزشکی تهران در حوزه دهان و دندان و میزان پوشش مقالات آنها در شبکههای اجتماعی ResearchGate و Mendeley در حد بالایی قرار دارد.
محمدرضا خامی، شیما قربانی، مهدی حسن پور،
دوره 32، شماره 2 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان مرگ و میر بالا و هزینههای درمان بیماریهای ناشی از آن موجب شد تا سازمان جهانی بهداشت بر نقش دندانپزشک در ترک دخانیات بیماران تأکید ویژهای داشته باشد. هدف این مطالعه بررسی دانش دانشجویان نسبت به پیامد استعمال دخانیات بر سلامتی، نگرش آنها نسبت به فعالیتهای ترک دخانیات و برنامه آموزشی آنها در این زمینه بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی جامعه مورد بررسی دانشجویان سال آخر دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی، آزاد و شاهد بود. از پرسشنامه برای جمع آوری دادهها استفاده شد که علاوه بر اطلاعات زمینهای، دانش، نگرش و آموزش دانشجویان در زمینه مشاوره ترک دخانیات در کار دندانپزشکی بررسی گردید. روش نمونهگیری سرشماری بود. برای به دست آوردن میانگین نمرات هر بخش از آزمون One-way ANOVA استفاده شد. سپس برای مقایسه میانگین نمرات به صورت دو به دو از آزمون Turkey HSD استفاده شد.
یافتهها: در مجموع 138 دانشجو در این مطالعه شرکت کرده بودند (میزان پاسخ دهی 100%). از حداکثر نمره قابل کسب در بخش دانش (28 نمره)، میانگین نمره دانش در دانشگاه تهران 8/22، شهید بهشتی 31/20، آزاد 31/22 و شاهد 16/22 بود (027/0P=) که تفاوت آماری در این زمینه معنیدار بود، اما میانگین نمره نگرش و برنامه آموزشی دانشجویان تفاوت آماری معنیداری با هم نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: اکثر دانشجویان دانش کافی در مورد خطرات استعمال دخانیات و نگرش مثبت نسبت به مشاوره ترک دخانیات به بیماران داشتند. دانشجویان هنگامی اصول مشاوره ترک دخانیات را در کار آینده خود مورد توجه قرار خواهند داد که به آن اعتقاد داشته باشند. بنابراین برای بهتر شدن عملکرد دانشجویان، باید اهمیت و روشهای ترک دخانیات در همه حیطهها در دانشکدهها و همچنین در بازآموزیها برای دندانپزشکان آموزش داده شود تا دندانپزشکان نقش مؤثری در مشاوره ترک دخانیات در بیماران ایفا کنند.
اعظم احمدیان یزدی، ثمره مرتضوی، حسین سعیدی مقدم،
دوره 32، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با بروز خطا در تصاویر رادیوگرافی داخل دهانی، تشخیص دندانپزشک دچار اشکال شده و طرح درمان بیمار نیز ممکن است دچار اشکالاتی شود. تکرار این رادیوگرافیها به واسطه افزایش اشعه دریافتی سلامت بیمار را تحت تأثیر قرار میدهد. تحقیق حاضر با هدف تعیین میزان شیوع و انواع خطاهای رادیوگرافی پریاپیکال تهیه شده توسط دانشجویان در بخش رادیولوژی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی مشهد در سال 1396 انجام شد.
روش بررسی: در یک ارزیابی توصیفی- مقطعی 1470 رادیوگرافی پریاپیکال تهیه شده توسط دانشجویان در طول یک ترم تحصیلی سال 96 انتخاب و ارزیابی شدند. با مشاهده رادیوگرافی خطاهای تکنیکی معمول رادیوگرافی و نیز تکرار رادیوگرافی در آنها تعیین و گزارش گردید. در نهایت فراوانی و درصد خطاهای رادیوگرافی برحسب نوع رادیوگرافی و جنسیت دانشجوی تهیه کننده رادیوگرافی و سن بیمار و تاریخ تهیه رادیوگرافی محاسبه و گزارش شد. دادهها به وسیله نرم افزار SPSS19 و آزمون آماری کای اسکوئر، با سطح معنیداری (۰5/۰=P) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: خطاهای شایع به ترتیب خطای جایگذاری غلط فیلم 2/27% و Cone cut 2/%27، Elongation 2/%13 زاویه افقی 9/10% و میزان تکرار رادیوگرافی برابر 9/2% بود. بیشترین خطا در فک بالا و از نوع خطای Cone cut بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج به دست آمده در جمعیت مورد مطالعه بیشترین خطاهای رادیوگرافی شامل خطاهای جایگذاری فیلم و Cone cut بود و این دو خطا با بیشترین فراوانی باعث تکرار رادیوگرافی شده بودند که ضرورت ارائه آموزشیهای اختصاصی برای پیشگیری از بروز این خطاها را مورد تأکید قرار میدهد.
شیوا شیرازیان، سکینه نیکزاد جمنانی، مریم معماریان، هما شاقی،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت بالای ارزیابی عملکرد بالینی دانشجویان علوم پزشکی، انتخاب درست ابزار و روش ارزیابی متناسب با رشته، از اهداف مهم در حیطه آموزش پزشکی میباشد. هدف مطالعه حاضر طراحی ابزار مناسب ارزیابی مهارتهای بالینی دانشجویان دندانپزشکی عمومی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در واحد درسی پروتز کامل عملی بود. دومین هدف تعیین روایی و پایایی چک لیست و هدف سوم تعیین میزان رضایتمندی اعضاء هیأت علمی و دانشجویان بود.
روش بررسی: چک لیست ارزیابی مهارتهای بالینی، طی جلسات پانل تخصصی طراحی شد. روایی و پایایی چک لیست بوسیله روایی محتوایی توسط ضریب لاوشه (CVI) (content validity index) و پایایی، به وسیله بازآزمایی و پایایی بین ارزیابان ارزیابی شد. دانشجویان (تعداد = 15 نفر) با استفاده از فرم جدید ارزیابی شدند. نهایتاً میزان رضایتمندی دانشجویان و اساتید بررسی شد. اطلاعات به دست آمده به صورت توصیفی با بیان میانگین و انحراف معیار و در غالب فراوانیهای نسبی و مطلق گزارش شد.
یافتهها: روایی محتوایی کل چک لیست (CVI) 96/0 و پایایی بیش از 8/0 (بین 82/0 تا 97/0) ( (P<0.05به دست آمد که موید روایی و پایایی این ابزار است. پایایی بین ارزیابان 99/0 (بین 991/0 تا 998/0) بود که توافق نظر بالای ارزیابان در نمره دهی به دانشجو با استفاده از این ابزار را نشان میدهد. درصد بالایی از رضایت مندی ارزیابان و ارزیابی شوندگان به دست آمد.
نتیجه گیری: چک لیست طراحی شده، روایی و پاپایی و رضایتمندی را در حد قابل قبولی دارا میباشد، به نظر میرسد که استفاده از آن بتواند جایگزین مناسبی برای روش سنتی Global rating جهت ارزیابی مهارتهای بالینی دانشجویان دندانپزشکی در واحد پروتز کامل عملی باشد.
ایمانه عسگری، فائزه آقابابایی،
دوره 33، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود لزوم آموزش دندانپزشکی پاسخگو، هدف از ارائه واحدهای درسی دندانپزشکی جامعه نگر، راهکاری جهت بهبود سلامت دهان و دندان جامعه و جبران کاستیهای نظام درمان بوده است. بنابر اهمیت ارزیابی، هدف این مطالعه تعیین وضعیت نگرش و باور دانشجویان دندانپزشکی در سالهای آخر تحصیل نسبت به آموزشهای دندانپزشکی مبتنی بر جامعه بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت مقطعی بر روی 159 نفر از دانشجویان دندانپزشکی سال ششم (ورودی مهرماه و بهمن ماه) دانشکده دندانپزشکی اصفهان به صورت سرشماری انجام شد. این دانشجویان در سال تحصیلی 1397 پرسشنامه مربوطه را که توسط محققین در سه بخش نگرش نسبت به فعالیت در عرصه، آموزهها و تجربیات از فعالیت در عرصه حین آموزش و موانع و مشکلات فعالیت در عرصه ساخته و روایی محتوایی و صوری آن تأیید شده بود به طور خود ایفاء، تکمیل نمودند. پس از جمع آوری اطلاعات و آنالیزهای توصیفی، ارتباط متغیرهای جنسیت و سال ورود با نمرات نگرش با آزمونMann-Whitney U مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتههااز مجموع 102 پرسشنامه پاسخ داده شده (ضریب پاسخ دهی64%)، نیمی از دانشجویان معتقد به لزوم فراهم کردن خدمات درمانی به صورت سرویسهای سیار یا خارج از مطب برای جامعه بودند. 90% دانشجویان موافق تلفیق آموزش در عرصه با آموزشهای متداول در دانشکده دندانپزشکی بوده و این خدمات را فرصتی برای استفاده از تجربیات و دانش خود برای ارتقای سلامت دهان و دندان جامعه می دانستند. 84% از آنها قائل به تقویت اعتماد به نفس حین ارائه خدمات خارج از دانشکده بودند. در بسیاری از گزارههای حیطه نگرش به ارائه خدمت در عرصه درصد قابل توجهی (50% تا 60%) نظری نداشتند.
نتیجهگیری: اگرچه در بسیاری از حوزههای نگرشی نسبت به ارائه خدمات در عرصههای اجتماعی و نیز نگرش به آموزهها و تجربیات از دندانپزشکی مبتنی بر جامعه نگرش خوب و مثبتی وجود دارد، توجه و کار در حوزه نگرشی- عاطفی آموزش در این زمینه در کنار محتوای آموزشی ضروری به نظر میرسد.
افسانه پاکدامن، شعله غبرایی، محمد جواد خرازی فرد، علی سعادت پور مقدم،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تقویت رویکرد پیشگیرانه در آموزش دندانپزشکان آینده حائز اهمیت است. هدف از مطالعه حاضر بررسی مقایسهای دانش، نگرش و عملکرد دانشجویان سال آخر دندانپزشکی در رابطه با رویکرد پیشگیرانه و ارزیابی خطر پوسیدگی بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال 1398 به روش تمام شماری با استفاده از پرسشنامه خود اظهار روا و پایا انجام شد. آگاهی، نگرش و عملکرد خود اظهار دانشجویان سال آخر در مورد دو بیمار کاغذی و ارائه عملکرد پیشگیرانه ارزیابی شد. به منظور آنالیز دادهها از نرم افزار SPSS20 استفاده و آمارههای توصیفی و تحلیلی گزارش شد.
یافتهها: مجموعاً 86 نفر (درصد پاسخ گویی 91%) دانشجوی سال آخردندانپزشکی در مطالعه شرکت کردند. در بخش آگاهی، بیش از نیمی از پاسخ دهندگان سابقه پوسیدگی در یک سال گذشته، مصرف کربو هیدراتهای قابل تخمیر، خشکی دهان و وضعیت اجتماعی- اقتصادی ضعیف را به عنوان فاکتور ارزیابی خطر پوسیدگی گزارش کردند. حدود 90% پاسخ دهندگان نسبت به ارزیابی خطر پوسیدگی در کودکان نگرش مثبت داشتند. بیش از 50% دانشجویان تمایل به ترمیم ضایعات در حد مینا در سناریو بیمار پرخطر داشتند. رابطه معنیدار آماری بین بهبود اندکس دبری و ارائه آموزش بهداشت (04/0P<) در کلینیک درمان جامع که پیشگیری به صورت ادغام یافته ارائه میشد مشاهده گردید ( دانشگاه علوم پزشکی تهران)گزارش شد. آنالیز رگرسیون خطی ارتباط معنیدار بین عوامل دموگرافیک و دانشگاه محل تحصیل و سابقه دوره آموزشی با میزان آگاهی و نگرش نشان نداد.
نتیجه گیری: دانشجویان سال آخر دندانپزشکی دانش کافی و نگرش مثبت نسبت به ارزیابی خطر پوسیدگی داشتند ولی تمایل به مدیریت تهاجمی ضایعات محدود به مینا و DEJ گزارش شد. ارائه پیشگیری به صورت ادغام یافته در کلینیک درمان جامع به منظور بهبود وضعیت بهداشت بیماران پیشنهاد میشود.
زهرا برنا، آزاد جامعی، مجتبی قربانیان، سامان تارم،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان دانشکده دندانپزشکی ارومیه از اصول ارگونومی حین درمان دندانپزشکی در سال 1399 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی که در سال 1399 انجام گرفت، پرسشنامه خود ساخته بسته، در اختیار 78 نفر از دانشجویان دندانپزشکی ارومیه قرار گرفت و سطح آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان ارزیابی شد. اطلاعات دموگرافیک دانشجویان اعم از سن، جنسیت و سال تحصیلی دانشجویان نیز از آنان خواسته شد. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS24 و با آزمونهای T-test و آنالیز واریاس یک طرفه با سطح معنیداری 05/0P< بود.
یافتهها: در این مطالعه 78 دانشجو (44 مرد و 34 زن) با میانگین سنی 12/2±9/23 سال وارد مطالعه شدند. تفاوت بین سطح نگرش گروههای سنی شرکت کننده اختلاف معنیداری نشان داد (0006/0P=). در این متغیر، گروه سنی 20 تا 24 سال، نگرش مثبتتری نسبت به سایر گروههای سنی داشتند. با این حال نتایج این مطالعه ارتباط معنیداری بین آگاهی و عملکرد شرکت کنندگان با سن آنها گزارش نکرد (05/0P>).
نتیجه گیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که سطح آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان دندانپزشکی ارومیه در حد مطلوب است. گروه 20 تا 24 ساله به طور قابل توجهی سطح نگرش بالاتری نسبت به سایرین داشتند، بنابراین باید برای بهبود این پارامترها در ارگونومی تلاش بیشتری صورت گیرد.
سهیلا خلیلی، هاجر شکرچی زاده، افسانه پاکدامن،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مهارتهای ارتباطی برای دانشجویان دندانپزشکی از اهمیت اساسی برخوردار است که باعث انتقال مؤثر اطلاعات لازم به بیمار و برآورده کردن نیازها و انتظارات بیمار میشود. بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین مهارتهای ارتباط با بیمار در دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه آزاد اصفهان درسال 1399 انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه تحلیلی مقطعی حاضر، پرسشنامه استاندارد DCCC
(Dental consultation communication checklist) به صورت آنلاین و به روش نمونه گیری سرشماری در اختیار کلیه دانشجویان دوره بالینی دانشکده قرار گرفت. در مجموع، 230 نفر از 248 دانشجوی دوره بالینی حاضر به همکاری در مطالعه شدند (درصد پاسخ= 7/92%). پرسشنامه مذکور شامل پنج بعد ﻣﻌﺎرﻓﻪ، تاریخچه، معاینه، خاتمه و ﺑﻴﻤﺎر میباشد. برای تعیین مهارتهای ارتباط با بیمار و ابعاد آن و نیز ارتباط مهارتهای ارتباطی با ویژگیهای دموگرافیک شرکت کنندگان، دادهها توسط آزمونهای فریدمن، آنالیز واریانس، آزمون t مستقل و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین نمره کل مهارتهای ارتباطی دانشجویان 6/15±16/117 از حداکثر نمره 155 به دست آمد که بیش از حد متوسط بود. تفاوت معنیداری بین ابعاد مهارتهای ارتباطی وجود داشت (001/0P<). بیشترین نمره به ترتیب به بعد معاینه کلینیکی، بیمار، تاریخچه پزشکی، معارفه و خاتمه اختصاص داشت. ارتباط معنیداری بین نمره مهارتهای ارتباطی دانشجویان با جنسیت (08/0P=)، سن (17/0P=)، وضعیت تأهل (19/0P=) و سابقه تحصیل در دوره روانشناسی (07/0P=) وجود نداشت. بین نمره کل مهارتهای ارتباطی (92/0P=) و نیز ابعاد آن (بعد معارفه 79/0P=، بعد تاریخچه 90/0P=، بعد معاینه کلینیکی 77/0P=، بعد خاتمه 35/0P= و بعد بیمار 85/0P=) با سال تحصیلی دانشجویان ارتباط معنیداری دیده نشد.
نتیجه گیری: نمره کل مهارتهای ارتباطی دانشجویان دندانپزشکی و کلیه ابعاد آن بیش از حد متوسط بود اما درکل دانشجویان در بعد معارفه و خاتمه نسبت به سایر ابعاد عملکرد ضعیفتری داشتند. بنابراین توصیه میشود، مداخلات آموزشی خصوصاً جهت بهبود ابعاد معارفه و خاتمه طراحی شود.
پریچهر بهفرنیا، امید فاخران، زهرا زرگر،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: همه گیری کرو ناویروس 2019 فشار زیادی بر سیستمهای بهداشتی سراسر جهان وارد کرده است. خطر انتقال عفونت در دندانپزشکی به طور قابل توجهی زیاد است. هدف از این مطالعه بررسی آگاهی و عملکرد حافظتی دندانپزشکان عمومی و متخصص شهر اصفهان در مقابل کووید-۱۹ در محیط درمان بود.
روش بررسی: در این مطالعه که در فروردین ماه 1400و به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد، از پرسشنامه آنلاین به عنوان ابزار جمع آوری دادهها استفاده شد. سؤالات شامل مشخصات زمینهای، آگاهی از انجام صحیح اقدامات حفاظتی، اقدامات حفاظتی انجام شده در مقابل کووید-19 و فراوانی ابتلا به کووید-19 بود. آنالیزهای توصیفی و تحلیلی با استفاده از نرم افزار SPSS26 شامل تهیه جداول توزیع فراوانی، رسم نمودارها، محاسبه آزمون T مستقل و ضرایب همبستگی پیرسون و اسپیرمن انجام شد.
یافتهها: تعداد 310 پرسشنامه با پاسخ کامل جمع آوری گردید. 4/87% دندانپزشکان آگاهی متوسط و بالاتر از عملکرد صحیح حفاظتی در مقابل کووید-19 داشتند. میانگین نمره آگاهی با شاخصههای زمینهای سن (59/0=P)، جنسیت (31/0=P و 05/0r=)، سابقه کار (16/0=P و 07/0r=) و مدرک تحصیلی (33/0=P) ارتباط معنیداری نداشت. در دوره پاندمی 87% دندانپزشکان درمانهای اورژانس دندانپزشکی را انجام دادند و 40% درمانهای دندانپزشکی را برای بیماران با ریسک بالا ابتلا، به تعویق انداختند. دندانپزشکان به درستی از لوازم حفاظت شخصی استفاده کردند. از بین همه دندانپزشکان شرکت کننده 75% از ماسک با محافظت بالا برای همه درمانها، 75% از محافظ صورت برای همه درمانها، 67% از کلاه و60% از روپوشهای استریل استفاده کردند. محیط بالینی برای جلوگیری از گسترش کووید-19 به خوبی مجهز شده بود. نتایج نشان داد که 8/%55 از شرکت کنندگان یک یا چند علامت/نشانه مشابه کووید-19 داشتند و 9% از شرکت کنندگان دارای تست SARS-CoV-2 مثبت بودند.
نتیجه گیری: در حال حاضراکثریت دندانپزشکان آگاهی لازم در مورد نحوه حفاظت در مقابل کووید-19 را دارند و به صورت کارآمد از کلیه اقدامات احتیاطی برای انجام اعمال دندانپزشکی استفاده میکنند.
شیما گلبان، هاجر شکرچی زاده، سیمین زهرا محبی،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به مشکلات ناشی از استرسهای شغلی و نیز فرسودگی ناشی از این استرس، هدف از مطالعه حاضر تعیین فرسودگی تحصیلی و استرس محیط دندانپزشکی و نیز ارتباط آنها در دانشجویان دندانپزشکی شهر اصفهان بود.
روش بررسی: مطالعه تحلیلی- مقطعی حاضر در سال1400 و با شیوه نمونه گیری در دسترس انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه 12 سؤالی BCSQ-12-SS (Burnout Clinical Subtype Questionnaire) و پرسشنامه 32 سؤالی DES (Dental Environment Stress) از دانشجویان دندانپزشکی عمومی شهر اصفهان از دانشگاههای علوم پزشکی اصفهان و آزاد اصفهان جمع آوری شد. دانشجویان داوطلب به صورت آنلاین از طریق شبکههای اجتماعی تلگرام و واتس آپ به پرسشنامهها پاسخ دادند. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS26 و آزمونهای من ویتنی یو، کروسکال والیس، ضریب همبستگی اسپیرمن و نیز رگرسیون خطی (سطح معنیداری 05/0>P) تحلیل شدند.
یافتهها: از بین 300 شرکتکننده (نرخ پاسخگویی=64%)، میانگین سنی 72/2±25/24 بود و 7/54% زن بودند. میانگین نمره فرسودگی تحصیلی 66/0±61/2 از حداکثر نمره 5 گزارش شد. بیشترین بعد تأثیر گذار بر فرسودگی بعد بار اضافی (overload) بود. میانگین نمره DES، 51/0±80/2 از حداکثر نمره 4 گزارش شد و بیشترین بعد تأثیر گذار بر DES، بعد آموزش بالینی بود. همبستگی مستقیمی بین استرس محیط دندانپزشکی و فرسودگی تحصیلی مشاهده شد (001/0>P، 33/0=r).
نتیجه گیری: فرسودگی تحصیلی در بین دانشجویان دندانپزشکی شهر اصفهان متوسط و استرس محیط دندانپزشکی بالا بود. با توجه به ارتباط مستقیم بین استرس و فرسودگی باید تلاش بیشتری برای کاهش استرس محیط دندانپزشکی به ویژه در حیطه آموزش بالینی صورت گیرد.
افسانه پاکدامن، پریسا محسن زاده، مهدیا غلامی،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بیماری لثه در بالغین ایرانی و نقش آن بر سلامت عمومی و در نظر گرفتن نقش پزشکان، هدف از مطالعه حاضر، تعیین سطح دانش و نگرش پزشکان عمومی در رابطه با سلامت پریودنتال بود.
روش بررسی: مطالعه مقطعی در سال 1398 در شهر تهران انجام شد و پس از کسب رضایت آگاهانه، پرسشنامه روا و پایا در دوره باز آموزی حضوری در اختیار پزشکان قرار داده شد. دادهها در نرم افزار SPSS نسخه 26 وارد و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: مجموعاً 170 نفر (درصد پاسخگویی 95%) از شرکت کنندگان دوره، پاسخگو بودند. میانگین نمره دانش و نگرش به ترتیب 1/4 (حداکثر نمره قابل کسب 6) و 9/51 (حداکثر نمره قابل کسب 65) بود. سابقه کار درمانی (022/0P=) و مدت زمان پس از فارغ التحصیلی (007/0P=) با دانش شرکت کنندگان پیرامون بیماریهای لثه ارتباط معنیدار مثبت داشت. همچنین جنس (012/0P=)، سابقه کار درمانی (002/0P=)، مدت زمان پس از فارغ التحصیلی (005/0P=) و محل کار درمانی (001/0P=) با نگرش آنها پیرامون بیماریهای لثه ارتباط داشتند. یافتهها نشان میدهد که زنان نگرش بهتری در رابطه با پیشگیری از بیماری لثه دارند.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر دانش پزشکان در توصیف لثه سالم و اولین نشانه بیماری لثه مناسب بود. همچنین نگرش آنان در مورد اهمیت ابتلا به بیماریهای دهان و دندان و تأثیر آن بر فعالیتهای اجتماعی قابل قبول بود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ارائه اطلاعات مهم مرتبط دندانپزشکی به پزشکان در کوریکولوم آموزشی تأکید گردد.
فیروزه نیلچیان، ساغر صالحی،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با پیشرفت تکنولوژی استفاده از روشهای قدیمی تدریس جای خود را به روشهای نوین و کارآمدتری از جمله پادکست دادهاند تا علاوه بر صرفه جویی در وقت دانشجویان و اساتید، فرصت تعامل بیشتر این دو گروه با یکدیگر در کلاس درس داده شود. استفاده از پادکست مزایایی از جمله هزینه کمتر، امکان دوره مطالب، دانلود مطالب و فراگیری دروس از راه دور را دارد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر پادکست بر یادگیری و میزان رضایت دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه که یک کارآزمایی آموزشی تصادفی شده یک سو کور بود، دانشجویان به دو گروه کنترل و مداخله (توسط جدول اعداد تصادفی) شامل ۳۷ نفر در هر گروه تقسیم شدند. کلاس درس به صورت سنتی برای هر دو گروه در سه جلسه به صورت ترکیبی برگزار شد و فایل پادکست در اختیار گروه مداخله در پایان کلاس حضوری قرار گرفت. سپس آزمونی از هر دو گروه در جلسه دوم و جلسه سوم گرفته شد. سپس برگهها تصحیح و نمره هرکدام از ۵ مشخص شد. نمره آزمونها در گروه مداخله و کنترل با هم مقایسه شد و در آخر پرسشنامهای جهت ارزیابی رضایتمندی آنها در اختیارشان قرار داده شد. نمرات آزمون با آزمون تی مستقل آنالیز شد.
یافتهها: در این مطالعه تعداد74 نفر با میانگین سنی شرکت کنندگان ۸۵/۰±۴۷/۲۲ بود و ۴۳ درصد از شرکت کنندگان مذکر بودند. نمرات دو آزمون گرفته شده و از پنج نمره، در گروه مداخله ۱۰/۰±۸۶/۴ و در گروه کنترل و ۹۴/۰±۰۴/۴ بود و تفاوت آماری معنیداری به نفع گروه مداخله مشاهده شد (۰۲/۰=P). میانگین رضایت مندی دانشجویان درخصوص این شیوه آموزشی ۴/۲۹ از ۵۰ بود. مداخله مورد بررسی پس از در نظر گرفتن اثر مخدوش کنندگی سن، تأثیری بر میانگین نمره پرسشنامه دانشجویان نداشته است (031/۰=P).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر، پادکست در میزان یادگیری ترکیبی دانشجویان مؤثر است و دانشجویان نسبت به این روش رضایت مندی نسبتاً خوبی دارند. از نتایج این مطالعه میتوان در بازخورد به کمیتههای آموزشی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی استفاده کرد.
پیمان شریعت پناهی، پویا جمشیدی، مریم صادقی پور رودسری، محمد خسین خوشنویسان، مهشید نامداری، بهاران ارشدی فرد، سروین سلیمانپور،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه لازمه هرگونه سیاست گذاری در سطح کلان کشوری و منطقهای، آگاهی از سطح دانش افراد از سلامت دهان و راههای جلوگیری از پوسیدگیهای دندانی میباشد. این مطالعه با هدف بررسی عادات، اقدامات و سطح اقتصادی خانواده کودکان دوره ابتدایی شهر قزوین در سال ۹۸-۱۳۹۷ و تأثیرات شبکه اجتماعی گروه همسالان بر رفتارهای مرتبط با سلامت دهان و چاقی انجام شد تا با شناخت عوامل مؤثر در این مهم راه را برای مداخلات مؤثرتر در این گروه اجتماعی هموار سازد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، تعداد 145 دانشآموز دختر و پسر در ۲ پایه تحصیلی سوم و ششم ابتدایی در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ شرکت کردند. پرسشنامه استفاده شده در این مطالعه دارای
۲۰ سؤال و ۴ بخش اصلی بود. بخشهای اصلی این پرسشنامه شامل مشخصات دموگرافیک، رفتار و عادات مرتبط با سلامت دهان، دانش سلامت دهان دانش آموز و خانواده، وضعیت اقتصادی- اجتماعی بود. دادهها از طریق معاینات بالینی (به کمک آینه یک بار مصرف، پروب WHO و چشم غیر مسلح) و از طریق پرسشنامه معتبر جمع آوری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Exel مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: طبق نتایج تحلیل همبستگی پیرسون بین نمره دانش سلامت افراد و دوستانشان ارتباط قابل توجهی بین هر دو گروه دوستان معمولی و صمیمی مشاهده شد و همبستگی بین دانش افراد و دوستان صمیمی به طور چشمگیری قویتر بود (01/0P<). ضمناً رابطه معنی داری بین وضعیت اقتصادی- اجتماعی و رفتارهای مرتبط با سلامت دهان دیده شد (05/0P<). همچنین ارتباط مثبت معنی داری بین تعداد دفعات مسواک زدن دوستان صمیمی در یک شبکه اجتماعی وجود داشت (001/0P<) که این ارتباط در شبکه دوستان دیده نشد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که دوستان صمیمی میتوانند در تعیین رفتارهای بهداشت دهان و دندان دانش آموزان مؤثر باشند.
سارا پورشهیدی، شیوا شیرازیان، پریسا ترابیان، سمانه رازقی، احمدرضا شمشیری،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: دندانپزشکان با بیشترین خطر ابتلا در دوران پاندمی کوید مواجه بودند. تربیت دانشجویان توانمند اولین وظیفه دانشکده دندانپزشکی است، برای غلبه بر مشکلات ایجاد شده، ضروری است کاستیهای آموزشی ایجاد شده شناخته شوند. هدف از این مطالعه تعیین دیدگاه دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران سال 1400-1399 در خصوص توانمندیهای مورد انتظار کسب شده در مقطع بالینی دوره دندانپزشکی عمومی در دوران پاندمی کرونا بوده است تا در دوران پساکرونا بتوان در راستای جبران نقایص موجود برنامه ریزیهای آموزشی لازم را انجام داد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران سال 1399-1400، در ۳ مرحله طراحی چک لیست، روان سنجی (که توسط تیمی متشکل از 4 نفر از مسؤولین آموزشی دانشکده (شامل معاون آموزشی دانشکده، مدیر دفتر توسعه آموزش، کارشناس آموزش و کارشناس دفتر توسعه آموزش) و دو نفراز اعضای هیات علمی دانشکده دندانپزشکی و متخصص در حوزه آموزش پزشکی انجام شد) و نظر سنجی از دانشجویان سالهای سوم، چهارم، پنجم و ششم دندانپزشکی عمومی در مورد واحد دندانپزشکی عمومی در مورد واحدهای درسی پری- کلینیک/بالینی انجام شد. روایی محتوایی با استفاده از نظر متخصصان و پایایی با ضریب همبستگی درون خوشهای (ICC) بررسی شد. سپس پرسشنامههای طراحی شده به صورت گوگل فرم و به روش سرشماری در اختیار کلیه دانشجویان دوره عمومی دندانپزشکی در مقطع بالینی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران قرار گرفت. در نهایت پس از جمع آوری دادهها، آنالیز اماری با استفاده از دادههای توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار ارایه شد و نتایج به مدیران گروه ارسال شد.
یافتهها: روایی محتوایی به صورت کیفی با استفاده از نظر متخصصان و پایایی با ضریب همبستگی درون خوشهای (ICC) بالای بررسی شد که نشان دهنده روایی و پایایی مطلوب (بالای 79/0) بود. 122 دانشجو (نرخ پاسخ دهی: 53%) در مقطع بالینی فرمهای مربوط به واحدهای پیش- بالینی/بالینی گذرانده شده در دوران کوید را تکمیل کردند. دروس مبانی- پروتز-پارسیل، جراحی 1 و ترمیمی 3 بیشترین نیاز به آموزش بیشتر را داشتهاند و مبانی - پروتز - پارسیل، جراحی 1 و جراحی 4 با وجود آموزش کافی، بیشترین نیاز به تمرین عملی را جهت کسب توانمندی لازم داشته اند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه دروسی که دانشجویان در آنها نیاز به تمرین بیشتر احساس کردند در سطوح مختلفی از پری کلینک و کلینیک بودند، این موضوع مبین این است که شاید مشکل مواجهه با بیمار به دلیل کرونا تنها علت موجود نباشد. لذا ضمن برنامه ریزی آموزشی جهت رفع نیاز دانشجویان شرکت کننده تکرار مطالعات مشابه در شرایط پسا کرونا هم ضروری به نظر میرسد. از سوی دیگر این روش برای نیاز سنجی آموزشی برای دورههای آموزش مداوم نیز میتواند کمک کننده باشد.
هادی قاسمی، آرزو ابن احمدی، شهیده نادی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش هیجانی به دانشجویان دندانپزشکی کمک میکند تا در مدیریت استرس و برقراری ارتباط مؤثر با بیماران موفقتر باشند، در حالی که خودکارآمدی باعث تقویت اعتماد به نفس آنها در انجام وظایف بالینی و یادگیری مهارتهای حرفهای میشود. ارتباط این دو عامل به بهبود عملکرد تحصیلی و حرفهای آنها منجر میشود. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین هوش هیجانی، خودکارآمدی و موفقیت تحصیلی در میان دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی شامل ۵۵ دانشجوی دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی (ایران) بود که به صورت نمونه در دسترس از ورودیهای مختلف انتخاب شدند. برای اندازه گیری باورهای خودکار آمدی تحصیلی از پرسشنامه Sherer استفاده شد که شامل 37 سؤال و امتیاز تئوریک 70-37 است. برای اندازه گیری میزان هوش هیجانی از پرسشنامه Bar-on که شامل 30 پرسش و امتیاز تئوریک 450-90 است، استفاده شد. اندازه گیری موفقیت تحصیلی با استفاده از معدل افراد انجام شده و همچنین جنس، سکونت در منزل یا خوابگاه، میزان تحصیلات والدین به عنوان متغییرهای زمینهای مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، آزمونهای t و ضریب همبستگی Pearson تحلیل شدند.
یافتهها: از 55 دانشجوی شرکت کننده در این تحقیق شامل 30 خانم و 25 آقا، میانگین نمرات هوش هیجانی 85/84، خودکارآمدی 02/62 و معدل 42/16 به دست آمد. تفاوت معنی داری در نمرات هوش هیجانی بر اساس جنسیت و محل سکونت بین دانشجویان وجود داشت، به طوری که دانشجویان مرد نسبت دانشجویان زن و دانشجویان ساکن خوابگاه نسبت به دانشجویان ساکن در منزل شخصی (02/0P=) به طور متوسط نمرات بالاتری کسب کردند ولی در نمرات خودکارآمدی و معدل تفاوتی بین مردان و زنان نبود. همچنین دانشجویانی که سطح تحصیلات مادرشان بالاتر بود و آنهایی که ساکن منزل شخصی بودند، معدل بالاتری داشتند (03/0P<). هیچ ارتباط آماری معنی داری بین پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی و خودکارآمدی مشاهده نشد.
نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهند که اگرچه هوش هیجانی و خودکارآمدی ممکن است به طور مستقیم بر موفقیت تحصیلی تأثیر نگذارند، عوامل دیگری مانند محیط زندگی و تحصیلات والدین میتوانند نقش داشته باشند. درک این پویاییها میتواند به اساتید کمک کند تا بر توسعه همه جانبه دانشجویان تمرکز کنند و نه تنها مهارتهای تحصیلی بلکه عوامل شخصی و اجتماعی که به عملکرد و سلامت دانشجویان کمک میکنند را مورد توجه قرار دهند.
نگار کمالی، فریماه سرداری، مصطفی صادقی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت خواب نقش بسزایی در عملکرد تحصیلی دانشجویان دندانپزشکی به ویژه در سالهای بالینی دارد؛ شناسایی و درمان دانشجویان در معرض خطر اختلالات خواب باعث میشود که افت عملکرد تحصیلی کاهش یافته یا محدود شود. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط کیفیت خواب با عملکرد آموزشی دانشجویان دندانپزشکی رفسنجان (ایران) بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی- توصیفی- تحلیلی بود که در بین تمامی دانشجویان دندانپزشکی رفسنجان انجام شد. این مطالعه به روش پرسشنامه به صورت آنلاین در سایت پرس لاین برای تمامی دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان - ایران ارائه شد. پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و شماره دانشجویی به همراه پرسشنامه استاندارد کیفیت خواب پیتزبرگ بود. پرسشنامه پیتزبرگ، کیفیت خواب را در بازه صفر تا ۲۱ بررسی میکند. لینک پرسشنامه از طریق تلگرام در دسترس دانشجویان قرار گرفت و معدل کل دانشجویان با استفاده از شماره دانشجویی از معاونت آموزش دانشگاه به دست آمد. دادهها با نرمافزار SPSS26 تجزیه و تحلیل شدند. ابتدا دادهها با آزمون کولموگراف اسمیرونوف تحلیل شدند. نتایج این آزمون نشان داد که توزیع دادهها نرمال نمیباشد (05/0
یافتهها: ۱۵۱ دانشجو در پرسشنامه شرکت داشتند که از این تعداد ۷۳ نفر مرد (۳/48%) و ۷۸ نفر زن (۷/51%) بودند. میانگین و انحراف معیار سنی افراد مورد مطالعه۳/۲ ± ۱۱/۲۲ سال بود. میانگین نمره کلی کیفیت خواب دانشجویان دندانپزشکی برابر با ۱۳/۸ بود که طبق پرسشنامه، دانشجویان، کیفیت خواب ضعیفی را تجربه میکنند. ۱/۸۶% دانشجویان، دارای کیفیت خواب ضعیف بودند. بررسی همبستگی کیفیت خواب با عملکرد تحصیلی نشان داد که بین آنها ارتباط معنی داری وجود ندارد. کیفیت خواب با جنسیت، تأهل، محل سکونت و سال ورودی ارتباط معنی داری نداشت (۰۵/۰
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که اکثر دانشجویان دندانپزشکی رفسنجان، کیفیت خواب پایینی داشتند. با اینکه بین کیفیت خواب و عملکرد تحصیلی ارتباطی وجود نداشت اما توجـه بـه وضـعیت خواب این دانشجویان به منظور ارتقاء کیفیت خواب آنها که عاملی مهم در ارتقاء سـلامت آنهاسـت از سـوی مـدیران و برنامـه ریـزان بهداشتی ضروری به نظر میرسد.
مصطفی صادقی، نیلوفر جعفری، محمدحسین کافی، علی رستمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: توسعه و استفاده منظم از سیستمهای ادهزیو سبب تحولی بزرگ در بسیاری از جنبههای دندانپزشکی ترمیمی و پیشگیری شده به طوری که موفقیت ترمیمهای ادهزیو بسیار به کاربرد صحیح آنها وابسته است. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین دانش دندانپزشکان شهر رفسنجان (ایران) در زمینه انتخاب سیستمهای ادهزیو در سال 1402 انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی تمامی دندانپزشکان شاغل در شهر رفسنجان به صورت سرشماری انتخاب شدند. دادهها توسط پرسشنامهای روا و پایا و به صورت الکترونیکی جمع آوری گردیدند که شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیکی (جنسیت، سن، محل کار و سال فارغالتحصیلی) و 12 پرسش چهارگزینهای با هدف ارزیابی دانش پاسخ دهندگان در مورد انتخاب مواد ادهزیو در ترکیب با کامپوزیتهای سلفکیور یا دوال کیور، ترمیمهای کامپوزیت قدامی و خلفی، فایبرپست، فیشورسیلانت، دندانهای شیری، ونیرکامپوزیتهای قدامی و لمینیتهای سرامیکی و ضایعات غیر پوسیده سرویکالی بود. نحوه نمره دهی این پرسشنامه بدین صورت بود: صفر تا سه پاسخ صحیح = سطح دانش ضعیف؛ چهار تا شش پاسخ صحیح= سطح دانش متوسط؛ هفت تا نه پاسخ صحیح = سطح دانش خوب و 10 تا 12 پاسخ دهی صحیح = سطح دانش خیلی خوب رتبه بندی شدند. چهار گزینه پاسخ شامل "اچ و شست و شو (سه مرحلهای)"، "اچ و شست و شو (دو مرحلهای)"، "سلف اچ (دو مرحلهای)" و "سلف اچ (همه در یک بطری)" بود. سپس دادهها توسط آزمونهای پارامتریک (ANOVA، t-test و Pearson) تجزیه و تحلیل شدند (05/0>α).
یافتهها: از 91 نفر دندانپزشک شهر رفسنجان، 79 نفر (8/86 درصد) در مطالعه شرکت کردند که 35 نفر (3/46 درصد) آنان مرد بودند؛ میانگین سابقه کار در مردان 96/3±49/3 و در زنان 73/3±98/2 سال بود. میانگین نمره دانش 38/4±16/2 از 12 به دست آمد که در مردان 23/2±29/4 و در زنان 12/2±45/4 بود. نتایج نشان داد که بین نمره دانش با جنسیت، سن، سابقهکار و محل کار ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0
نتیجهگیری: با توجه نتایج که نشاندهنده دانش ناکافی دندانپزشکان رفسنجان در زمینه انتخاب صحیح سیستمهای ادهزیو بود، پیشنهاد میشود در دانشکدههای دندانپزشکی توجه بیشتری به آموزش انتخاب سیستمهای ادهزیو مبذول گردد. در مورد دندانپزشکان فارغ التحصیل نیز با تشکیل برنامه آموزش مداوم اطلاعات جدید و کاربردی در مورد انتخاب سیستمهای ادهزیو در اختیار آنان قرار گیرد.
مهناز حاتمی، فریمان عبداللهی، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت خواب ممکن است بتواند یک فاکتور پیشگویی کننده بروز اختلالات گیجگاهی فکی باشد. بیماران مبتلا به اختلال مفصل گیجگاهی فکی مشکلات اختلالات خواب و دردهای فک و صورت را تجربه میکنند. تشخیص بهموقع اختلالات مفصل گیجگاهی- فکی میتواند پیشرفت آن را در مراحل اولیه متوقف کرده و شدت آن را کاهش دهد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین اختلالات مفصل گیجگاهی فکی با کیفیت خواب دانشجویان دندانپزشکی یزد در سال 1403 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 211 نفر از دانشجویان دانشکده دندانپزشکی یزد در سال ۱۴۰۳ به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند. از پرسشنامههای Fonseca و PSQI به ترتیب جهت تعیین شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی و بررسی کیفیت خواب استفاده شد. جهت بررسی علائم TMD از معاینه بالینی مفصل گیجگاهی فکی برای بررسی علائم اختلالات مفصل گیجگاهی فکی استفاده شد. همچنین اطلاعات دموگرافیک افراد شامل جنس، وضعیت تأهل و وضعیت سکونت ثبت گشت. دادهها پس از جمع آوری با آزمونهای کای دو و تی تست تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: آنالیز بر روی 211 نفر شامل 118 مرد (56%) و 93 زن (44%) انجام شد. از بین شرکت کنندگان، 204 نفر (88/%83) حداقل یک علامت از اختلالات مفصل گیجگاهی فکی داشتند. صداهای فک، انحراف از خط وسط، درد و محدودیت در باز شدن دهان به ترتیب شایعترین علائم در بین شرکت کنندگان بود. تفاوت معنی داری از لحاظ فراوانی علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی، صدای فک، انحراف فک و محدودیت در باز شدن با جنسیت وجود نداشت. فراوانی شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی و علائم آن بر حسب سکونت و وضعیت تأهل معنی دار نبود. گرچه هم زمانی میان کیفیت خواب نامناسب و شدت اختلال مفصل گیجگاهی فکی وجود داشت، ولی بین وجود علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی و کیفیت خواب نامناسب هم زمانی وجود نداشت (05/0
نتیجهگیری: گرچه فراوانی علائم اختلال مفصل گیجگاهی فکی تفاوت معنی داری در دو جنس نداشت، اما شدت اختلالات مفصل گیجگاهی فکی و درد فکی در دانشجویان دختر به طور معنی داری بالاتر بود. افرادی که کیفیت خواب نامناسبی داشتند به طور معنی داری اختلالات مفصل گیجگاهی فکی بیشتری داشتند.
مهرزاد عسکرانی، هاجر شکرچی زاده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای خود مراقبتی دهان در کارکنان حوزه سلامت نه تنها باعث افزایش سلامت دهان خود افراد و بیمارانشان میشود، بلکه باعث درک بهتر جامعه از روشهای پیشگیری از بیماریهای دهان نیز میگردد. از این رو این مطالعه با هدف بررسی وضعیت خود مراقبتی دهان و مقایسه آن بین دانشجویان دندانپزشکی، پرستاری و مامایی انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر در سال 1402 جهت مقایسه وضعیت خود مراقبتی دهان دانشجویان سال اول و آخر رشتههای دندانپزشکی، پرستاری و مامایی از پرسشنامه HU-DBI (Hiroshima University Dental Behaviour Inventory) استفاده شد. دانشجویان داوطلب به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی اسپیرمن، کراسکال والیس و من ویتنی آنالیز شد (05/0>P).
یافتهها: تعداد 348 دانشجو شامل 67 درصد زن در مطالعه شرکت کردند. اختلاف معنی داری بین میانگین وضعیت خود مراقبتی دانشجویان سال اول رشته دندانپزشکی (71/1±01/5)، رشته پرستاری (81/1±81/4) و رشته مامایی(63/79±1/4) مشاهده نشد (676/0=P). میانگین وضعیت خود مراقبتی دانشجویان سال آخر رشته دندانپزشکی (59/71±1/6)، پرستاری (62/1±13/5) و مامایی (61/1±17/5) بود. بین وضعیت خود مراقبتی و رشته تحصیلی دانشجویان سال آخر اختلاف معنی داری مشاهده شد و دانشجویان دندانپزشکی به صورت معنی داری از میانگین خود مراقبتی بالاتری برخوردار بودند (001/0>P).
نتیجه گیری: خود مراقبتی دهان در دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد اصفهان در حد متوسط بود. گرچه دانشجویان دندانپزشکی نسبت به دانشجویان پرستاری و مامایی از سطح خود مراقبتی بالاتری برخوردار بودند اما آموزشهای بیشتر در این زمینه ضروری بنظر میرسد.
سید حسین طباطبایی، الهه ابراهیمی، سارا حیدری، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان خودکارآمدی دانشجویان نقش مهمی در ارزیابی سیستم آموزشی دارد. هدف از این مطالعه به بررسی خودکارآمدی دانشجویان دندانپزشکی یزد در تشخیص و مدیریت ضایعات پاتولوژیک دهان و فک بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در میان دانشجویان دندانپزشکی از نیم سالهای 6 تا 12 انجام شد. در مجموع، ۲۵۰ پرسشنامه خودکارآمدی که با هدف ارزیابی توانایی دانشجویان در مدیریت ضایعات طراحی شده بود. پرسشنامهای محقق ساخته شامل فرآیند نمونه برداری، عوامل مرتبط در حوزههای طبقه بندی بالینی ضایعات، ارزیابی و تشخیص بالینی ضایعات، تشخیص افتراقی و برنامه ریزی درمانی توزیع شد. دادهها به صورت خود اظهاری جمع آوری و با نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند. آزمونهای آماری مختلف برای بررسی رابطه بین متغیرها، شامل ترم تحصیلی، جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل استفاده شد. با توجه به میانگین و انحراف معیار به دست آمده در مطالعه، نمرات به شکل کیفی تقسیم بندی شد.
یافتهها: میزان پاسخ گویی پرسشنامه 6/91% بود. میانگین نمره خودکارآمدی دانشجویان 72/14±30/80 از 150 بود، که سطح متوسطی از خودکارآمدی را نشان میداد. انجام نمونه برداری کمترین میزان خودکارآمدی را داشت، در حالی که دانشجویان در تشخیص و مدیریت زخمهای دهانی خودکارامدی بیشتری نشان دادند. دانشجویان نیمسالهای بالاتر خودکارآمدی بهمراتب بیشتری از خود نشان دادند (018/0=P)، در حالیکه تفاوتهای مربوط به جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل از نظر آماری معنی دار نبود (05/0<P). افزایش مواجهه با موارد بالینی و دانش نظری، به مرور زمان موجب بهبود خودکارآمدی گردید.
نتیجهگیری: به طور کلی، سطح خودکارآمدی دانشجویان متوسط ارزیابی شد و تجربه بالینی و دانش نظری در طول زمان خودکارآمدی آنها را افزایش داد. حوزههایی مانند بیوپسی و تشخیص ضایعات پیش سرطانی نیازمند توجه بیشتر هستند. بهبود روشهای آموزشی و افزایش فرصتهای تمرین بالینی میتواند دانشجویان را برای چالشهای عملی بهتر آماده کند.